[نت پد ايراني]


           
Java (J)  JavaScript (JS)  Cookies (C)  Active X (AX)



Tuesday, October 26, 2004

٭ فاطمه محكوم به اعدام:
كاش فرصت داشتم تا رضايت بگيرم
نامه دختر فاطمه به آيت الله هاشمي شاهرودي: اميدم را نااميد نكنيد من به عنوان عضوي از اين جامعه و دختري تنها و درمانده، از شما خواهش به تعويق انداختن اين حكم را دارم و مي دانم كه اين كار فقط به امر شما امكانپذير است



۴۰ ماه است كه در زندان منتظر اعدام هستم. خبري كه منتشر كرديد شرايط من را تغيير نداد. اما همه بند زنان از خبر شما شوكه شدند... فاطمه -پ متهم به قتل همسر صيغه اي اش كه قرار است حكم اعدامش چهارشنبه آينده اجرا شود، با صدايي آرام ادامه مي دهد: 9 ماه پس از بازداشتم. تنها در يك جلسه دادگاه شركت كردم. فردي كه نامش قبلا به عنوان وكيل تسخيري به من اعلام شده بود در جلسه دادگاه حاضر نشده بود و همان جا فرد ديگري به عنوان وكيل در دادگاه حاضر شد كه پس از اظهارات من، او اعلام كرد به دليل اطلاع نداشتن از مفاد پرونده طي 20 روز آينده لايحه اش را به دادگاه تقديم خواهد كرد.فاطمه مي گويد: مدتي بعد داد نامه اي كه در آن حكم اعدام، 7 سال حبس تعزيري و پرداخت يكهزار درهم ديه به نفع دولت صادر شده بود، شفاها به من ابلاغ شد.20 روز بعد اصل حكم به دستم رسيد كه براساس آن اعتراض كردم. اما از 11 مرداد سال۸۱ نه نتيجه اعتراضم به من ابلاغ شده، نه تاييد حكم توسط ديوان عالي كشور. اگر پيش از اين مي دانستم كه حكم اعدامم تاييد شده به هر شكل ممكن سعي مي كردم رضايت خانواده مقتول را جلب كنم. ساعتي بعد نامه اي با دست خط زهرا، دختر فاطمه به دفتر روزنامه مي رسد او كه نمي داند چگونه نامه را به دست آيت الله شاهرودي برساند مي گويد: تا حالا چهار نامه به آيت الله شاهرودي نوشته ام كه به هيچكدام پاسخ نداده اند. حالا شما اين نامه را چاپ كنيد، شايد به دست ايشان برسد. متن كامل نامه به اين شرح است:هوالمحبوب به نام خدا، خدايي كه انسان را آفريد، مادر را آفريد، فرزند را و عشق ميان آن دو و هيچ چيز و هيچكس جز خود او نخواهد توانست ميان اين دو فراق و جدايي بيافريند . با سلام خدمت جناب آقاي شاهرودي. اين چهارمين نامه اي است كه طي چند ماه اخير براي شما مي نويسم اما دريغ از ياري و جواب، نامه را در حالي مي نويسم كه از شدت ناراحتي و درد نمي دانم به كجا بگريزم و سر به كدامين كوه و دشت بگذارم. من، زهرا، دختري هستم كه در نهايت تنهايي و بي كسي دستانم را اول به سوي خداوند دادار و بعد به سوي شما دراز كرده ام به اميد مدد. حاج آقا امروز در روزنامه همشهري تاريخ اجراي حكم قصاص زني را خوانده ام كه فقط و فقط براي دفاع از من، دختر 16 ساله اش اقدام به كشتن شوهر خود كرده است، اما دريغ و صدها هيهات كه هيچ كس وي را درك و حرف او را قبول نكرد. اما مي خواهم بدانم آيا واقعا شما اين را عدالت مي دانيد؟[...] كه يك مادر به جرم دفاع از حريم و عفت يك دختر باكره، سه سال از عمر خود را در گوشه زندان سپري كند و پس از فقط يك بار دادگاهي شدن به سوي مرگ رهسپار شود و با زندگي و دخترانش اينچنين وداع بگويد؟ [...] آيا واقعا خداوند به اين راضي است كه يك مادر، كسي كه هيچ كس صداي فريادش را نشنيد، اين چنين به آغوش مرگ رهسپار شود؟جناب آقاي شاهرودي، خلاصه مطلب اينكه من مي دانم وقتي نمانده و خيلي دير است اما من به عنوان عضوي از اين جامعه و دختري تنها و درمانده، از شما خواهش به تعويق انداختن اين حكم را دارم و مي دانم كه اين كار فقط به امر شما امكانپذير است. هم اينك چون به استقبال ماه مبارك مي رويم در اين ماه شايد مادر بتواند كمي از بار گناه خود را بر زمين بگذارد و البته با جرات بگويم كه من اين كار وي را گناه به حساب نمي آورم و مي دانم كه در درگاه حق تعالي نيز اينچنين است، مطمئنا. و اميدوارم اين ماه عبادت، دل مادر داغديده مقتول را نرم كند تا با گذشت از قصاص مادرم، او را ببخشد و به ما بازگرداند. مي دانم كه اين امر فقط به دست شماست. عاجزانه خواهش مي كنم دست رد بر سينه من نزنيد و مرا از خود نرانيد و اميدم را نااميد نگردانيد. زهرا الف.الف

فضولک: دخترم ، به امامزاده ای دخيل بسته ای که کور ميکند اما شفا نميدهد.انتظار عدالت از قاضي القضات حکومت اسلامي؟!!!!


=======

پيامي از کانون وبلاگنويسان ايران

رای گیری نهایی کانون وبلاگ نویسان ایران


دوستان فعال در کار کانون وبلاگ نویسان لطف کنید و این خبر را به همه برسانید مخصوصآ آنهایی که هنوز وبلاگشان سانسور نشده خواهشن فعال‌تر عمل کنید و این خبر را در وبلاگ‌هایتان منعکس کنید تا همه اعضا باخبر شوند. این رای گیری نهایی است و همه کسانی که در این رای گیری شرکت می‌کنند و *منشور و اساسنامه را می‌پذیراند بعنوان اعضای موسس کانون ثبت خواهند شد و از این ببعد بعنوان عضو کانون می‌توانند در فعالیت‌های کانون شرکت کنند و متاسفانه کسانی که در این رای گیری شرکت نکنند یا از قبول منشور و اساسنامه بپرهیزند عضو کانون نخواهند بود و اسامی‌شان از لیست‌های کانون حذف خواهد شد. مگر غیر از این است که برای عضو شدن در جریانی حالا چه کانون چه سندیکا چه هر گروه دیگری باید در مرحله اول اساس آن حرکت را قبول داشت؟ پس این تنها راهی است که می‌توان عضو پذیرفت و با تایید *منشور و اساسنامه شما عضو کانون می‌شوید.مدت این رای گیری 10 روز است و در تاریخ 13 آبان ماه 83 ساعت 12 ظهر بوقت تهران برابر با 2 نوامبر 2004 خاتمه خواهد یافت.توجه داشته باشید که برای دسترسی به لینک رای گیری باید اول با استفاده از شناسه و گذرواژه یاهوی خود وارد گروه یاهو شوید و سپس در قسمت Polls یا تقه بر روی این لینک به قسمت رای گیری بروید.*منشور و اساسنامه اصلاح شده براساس بحث‌های درون کانون در قسمت پرونده‌های (Files) گروه یاهو قابل دسترسی است.



|


........................................................................................

Saturday, October 23, 2004

٭ سلام دوستان
سانسور در اينترنت ابعاد گسترده اي به خود گرفته است. همانگونه که رشيدي (همه کاره ديتا) در مصاحبه اي نويد سانسور شديدتر کنترل بيشتر بر اينترنت را بشارت داده بودند از هفته پيش تاکنون اکثريت سايتها و وبلاگهاي فارسي فيلتر شده اند. از طرف ديگر رديابي وبلاگنويسان توسط متخصصان فني مزدور زير نظر قوه قضائيه و سازمان اطلاعات شدت گرفته و در مرحله اول تنها وبلاگنويساني که غير از وبلاگنويسي در فعاليتهاي ديگري همچون روزنامه نگاري و يا در ارتباط با سران نيروهاي اصلاح طلب بوده اند دستگير شده اند. در يک گشت و گذار چند دقيقه اي در اينترنت دريافتم که اين وبلاگ ُ سايت آيينه اي آن و همچنين وبلاگ حسن آقا و سايت آيينه ايش و همچنين وبلاگ ندا (از بالاي ديوار) و بسياري از وبلاگهاي ديگر که در يکهفته اخير توسط ديتا فيلتر شده اند. پيشنهاد ميکنم دوستاني که شامل فيلتر شده اند بسادگي در قسمت ستينگ بلاگر آدرس وبلاگ آيينه اي خود را بصورتي که براي خوانندگانشان قابل حدس زدن باشد تغيير دهند و هررروز چک کنند که در صورت فيلتر شدن آدرس را مجددا؛ تغيير دهند.آدرس اين وبلاگ Http://fozool.blogspot.com به همين صورت باقي خواهد ماند. اما آدرس سايت آيينه اي آن که در آدر http://iraniannotepad.blogspot.com/ قرار داشت و بتازگي فيلتر شد به آدرس http://fozool2.blogspot.com/ تغيير پيدا کرد. اگر اين آدرس هم مسدود شود به آدرس http://fozool3.blogspot.com/ و يا http://fozool4.blogspot.com/ و يا http://fozool5.blogspot.com/ و يا ....الي آخر مراجعه بفرماييد. پيشنهاد ميکنم تمتمي وبلاگهاي فيلتر شده از همين روش استفاده نمايند تا بصورت روشي عمومي براي پيدا کردن وبلاگهاي مسدود شده درآيد. مثل http://abovethewall1.blogspot.com/ , http://abovethewall2.blogspot.com/ و الي آخر
موفق و پيروز باشيد
فضولک

نظر شما چيست؟

|




........................................................................................

Saturday, October 16, 2004

٭ از پشت پرده اشک میشنوم که ميخواند داريوش...
دوباره ميسازمت وطن ، اگرچه با خشت جان خويش...
چگونه؟
خواهرانم را به اسارت ميبرند اَين دون صفتان بيشرم و به کشورهای عربي صادر ميکنند....
ستون به سقف تو ميزنم ، اگرچه با استخوان خويش
از خاک کشورم نیزنميگذرند و آن را به امارات صادر ميکنند تا دريا را پرکنند ، جزيره پالم از دل اقيانوس سربرآرد و به ليست دارائيهای رفسنجاني و شرکا افزوده شود.

برادرانم را بجرم حق طلبي بدار ميکشند ، درزندانها به صلابه میکشند هرآنکه کلمه ممنوع آزادی را برزبان آرد......پدر را به جای پسر و پسر را بجای پدر گروگان میگيرند و در زندان شکنجه میکنند .......خواهرانم را در کودکي اعدام ميکنند و سنگسار تا سرپوشي باشد بر اعمال شهوتپرستانه شان.... وهنوزبازار ريا و دين فروشي داغ است...


..... واکنون کودکانمان را مثله ميکنند تا اعضای بدنشان را بفروشند. اشک مجالم نمیدهد. براستي در طول تاريخ اين سرزمين ،اسکندر ، مغولان و ديگر فاتحان تاريخ هرگز آن نکردند که اين بي صفتان بر سر اين مملکت و مردمش آورده اند و مي آورند. با که بايد گفت اين درد را ؟ کدام حيوان اين بلاها را برسر همنوعش ميآورد که اين دنياپرستان متظاهر به دين بدان دست ميزنند؟
کدام فاتحي در طول تاريخ اينگونه جان و مال و ناموس و وجود مغلوب را به غنيمت برده است؟
کدام آمر، کدام مسئول مملکتي ، کدام قدرتمند جمهوری اسلامي وثيقه يکصد ميليون توماني آزادی قاتل را پرداخت کرده است؟کدام قاضي و بازپرس دستور آزادی قاتلي را صادر کرده تا با ادامه اعمال جنايتکارانه اش در باند فروش اعضای بدن هرروز کودکي را مثله کند . براستي که مرگ فقير صدا ندارد ، بخصوص که پای باندی مخوف در داخل حکومت درکار باشد ...قدرتمداراني حيوان صفت که جان و مال هموطنانمان را ملک طلق خود مي انگارند .
داستانها ميگفتند از اسرای يهودی دراردوگاههای آشويتس واز جنايات نازيها ميگفتند که از بقايای سوخته اجساد قربانيانشان نيز نميگذرند، از روغن بدنشان صابون و از پورد دندان و استخوانهايشان جهت مصارف ديگر استفاده ميکنند.....راست يا دروغ ، آنچه اين شب پرستان جاني، با جان انسان ميکنند، مخوف تر از جنايات نازيها نيست؟
آقايان با لو رفتن ماجرا به دست و پا افتاده اند و فرمان پرداخت ديه مقتولين از محل بيت المال دولت جمهوری اسلامي را صادر کرده اند ، به اين خيال خام که با پرداخت مبلغي به خانواده داغديده کودکان مقتول سروصدا را بخوابانند. مست قدرت چنان از خود بيخود شده اند که يکي از قاتلان را (که احتمالا" درصورت وخيم تر شدن اوضاع حرفهائي برای گفتن داشت ..در مورد سيانور و ضمانتنامه و سایر مبهمات پرونده..) به 15 سال حبس محکوم ميکنند. 15 سالي که هنوز يک سوم آن نگذشته متهم آزاد خواهد شد و چه بسا که قبل ازآن هم به حکم رهبر بي آبروی خودخوانده اين مرزو بوم بي صاحب همچون قاتلان فروهرها و ساير مقتولين قتلهای زنجيره ای آزاد شود.




نظر شما چيست؟
|



........................................................................................

Sunday, October 10, 2004

٭ عفو بين الملل نگرانی خود را خطر اعدام قريب الوقوع يك زن ٣٣ ساله به نام "فاطمه حقيقت‌پژوه" كه در دفاع از دختر خود، شوهرش را به قتل رسانده اعلام نموده و طی يك درخواست اضطراری از عموم مردم تقاضا كرده است كه از مقامات مسئول جمهوری اسلامی درخواست كنند كه اين زن اعدام نشود.در اين درخواست گفته شده است كه فاطمه حقيقت پژوه متهم به قتل همسرش می‌باشد زيرا همسر او می‌خواسته به دختر ١٥ ساله اين زن كه حاصل ازدواج پيشين او بوده، تجاوز كند.عفو بين الملل به گزارش روزنامه اعتماد به تاريخ ٦ اكتبر استناد می‌كند كه در آن گفته شده فاطمه حقيقت پژوه در سال ١٩٩٧ شوهر خود را به قتل رسانده است. بر اساس اين گزارش فاطمه در دادگاه گفته است كه شوهرش، بهمن، كه در زمان حادثه ٣٠ سال داشته، معتاد بوده و بشدت به دختر وی تمايل نشان می‌داده است. همچنين بنا به گفته اين زن، شوهرش همچنين گفته بوده كه اين دختر را در قمار به ديگران باخته است. هنگامی كه فاطمه حقيقت پژوه دريافته كه شوهرش قصد تجاوز به دختر وی را دارد، او را به قتل رسانده است.در اين درخواست گفته شده كه فاطمه حقيقت پژوه بر اساس رای دادگاه به مرگ محكوم شده و اين حكم توسط شواريعالی قضايی تاييد شده است.عفو بين الملل از عموم مردم جهان خواسته است كه با نوشتن نامه از مقامات مسئول ايران از جمله مقام رهبری، رياست قوه قضائيه، و رياست جمهوری بخواهند كه حكم اعدام فاطمه حقيقت پژوه لغو شود. (ايران امروز)
-----------------------------------
بيانيه جمعی از وبلاگ نويسان ايرانی :
از اعدام فاطمه حقیقت پژوه جلوگیری کنیدفاطمه حقیقت پژوه به خاطر قتل همسر خود، بهمن، در آستانه اعدام است. گفته میشود شوهر فاطمه، که معتاد به مواد مخدر میباشد، قصد تجاوز به نادختری پانزده ساله خود را داشته است. وی که مدتها به صورت آشکار نسبت به دختر پانزده ساله فاطمه تمایل نشان می داده مدعی باختن دختر در قمار شده و فاطمه، با پی بردن به مقاصد پلید بهمن، وی را به قتل رسانده است.
حکم اعدام فاطمه با تصویب دادگاه عالی قضائی بناست روز سیزده اکتبر ۲۰۰۴ (22 مهرماه) اجرا شود. این در حالی است که قاضی و افسران نظامی متهم به تجاوز به عاطفه رجبی، که اخیرا اعدام شد، همگی آزاد شده اند.
دولت و قوه قضائیه ایران بار دیگر با ریاکاری عدالت را زیر پا گذاشته است. اعدام های پی در پی و بدون تشریفاتی که در ایران انجام میشود نقض کامل حقوق بشر و کنوانسیون بین المللی حقوق سیاسی- مدنی سازمان ملل، که ایران در آن عضویت دارد. میباشد.
ما، امضا کنندگان این طومار، بدینوسیله مخالفت شدید خود را با مجازات اعدام در ایران اعلام کرده و عملکرد اهمال گرانه قوه قضائیه در رابطه با جان انسان، عدم حس پاسخگوئی و عدالت ذاتی در سیستم قضائی ایران را محکوم میکنیم.
جمعی از وبلاگ نويسان ايرانی
لینک پتیشن برای امضا
http://www.PetitionOnline.com/fathaghp/petition.html

.......
حسن آقای عزيز زحمت کشيده اند و صفحه ای به همین منظور ايجاد نموده اند که دراين آدرس قابل مشاهده است.
http://home.online.no/~bsenter/hr
وقت تنگ است. باید زودتر کاری کرد. از قوه قضائیه جمهوری اسلامی که بارها و به کرات نشان داده بوئی از عدالت و انصاف نبرده است و به سبک حک.مت نازی ها پدر را بجای پسر و پسر رابجای پدر گروگان میگیرد انتظار محاکمه عادلانه و ...بيهوده است. تنها راه جلوگيری ازاينگونه اعمال ضدبشری اين حکومت اتحاد همگي با هم، انتشار بموقع اخبار و رساندن فرياد ملت ايران بگوش سازمانهای بين المللي دفاع از حقوق بشر و تحت فشار گذاشتن حکومت ازينطريق است.
در مورد جريان اعدام عاطفه رجبي هم ديديد که سرانجام کار چه شد و بجز 2 نفر، همه کسانيکه در رابطه با اعدام عاطفه رجبی دستگير شده بودند آزاد شدند
نظر شما چیست؟


|





........................................................................................

Sunday, October 03, 2004

٭ نوشدارو بعد از مرگ سهراب
بالاخره ماه پشت ابر نماند و حقيقت ماجرای اعدام دختر 16 ساله در نکا فاش گرديد.البته اعدام غيرقانوني عاطفه يکي از هزاران جنايتيست که توسط مسئولين جمهوری اسلامي در طی ربع قرن استيلای ظالمانه و جابرانه حکومت به اصطلاح اسلامي انجام شده است. قدرت فساد مي آورد و در مورد اراذل و اوباش بی ظرفيتي همچون اين رجاله ها اين فساد تا سطح حيوانيت تنزل پيدا کرده تا جائي که اين شب پرستان شيطان صفت با سوء استفاده ازقدرتي که به ناحق توسط حکومتي ناحق تر از خودشان به آنها اعطا شده برای ارضای تمايلات حيواني خود از هيچ جنايتي رويگردان نيستند و بي مهابا بر اسب سرکش قدرت ميتازند. جنايتي که حاجي رضائي و افسران نيروی انتظامي در نکا مرتکب آن شدند هيچ فرقي با جنايات خفاش شب و يا ماجرای 22 قتل اخير در پاکدشت ندارد. چه بسا که ازآنهم هولناکتر و رذيلانه تر است. اين جنايتکاران درست همچون آن دوقاتل پاکدشتي برای ارضای تمايلات کثيف نفساني و اميال حيواني خود قرباني 16 ساله را شکنجه و به او تجاوز ميکنند . سپس برای عدم افشای اين جنايت رذيلانه با حکمي بظاهر قانوني اورا اعدام ميکنند . چه تفاوتي بين اين وآن جنايت است؟ بجز آنکه در مورد عاطفه اشخاصي که بايد حافظ امنيت مردم باشند دقيقا" برضد امنيت اشخاص عمل نموده و جنايتي به مراتب وحشتناکتر و کثيف تر از روانيان و قاتلين بالفطره انجام ميدهند.
در پی اعدام عاطفه دختر ۱۶ ساله در شهرستان نکا ، روز چهار شنبه حاجی رضائی رئيس دادگستری اسلامی شهرستان نکا و تعدادی از افسران نيروی انتظامی از جمله سروان ذبيهی و سروان مولائی توسط نيروهای وزارت اطلاعات دستگير شده و همگی در بازداشت به سر ميبرند . به غير از تعدادی از افسران نيروی انتظامی که به تجاوز به اين دختر ۱۶ ساله اعتراف نموده بودند خود حاجی رضائی نيز در جريان بازجوئی توسط نيروهايی وزارت اطلاعات به عمل تجاوز به اين دختر ۱۶ ساله اعتراف نموده است . حاجی رضائی در جريان بازجوئی اعتراف نموده ، برای اعتراف گيری برای سن ۲۲ سالگی و اعتراف به نام بردن کسان ديگری که با وی رابطه "نا مشروع" داشته اند ، عاطفه را مورد شکنجه قرار داده بود. گفته ميشود در روز اعدام تمامی پشت اين دختر کبود بوده است . وی اعتراف نموده که برای جلوگيری از افشای نام خود و همداستانش در نيروی انتظامی توسط عاطفه يک چنين حکمی داده است و آنگاه با گرفتن استشهاد محلی اين عمل خود را وجهه قانونی تر داده است .بنا بر گزارشهای رسيده حاجی رضائی انجام اعدام را مطابق با قانون اسلام جايز عنوان نموده است و دليل خود را نيز داشتن همان استشهاد محلی عنوان کرده است .
دقت بفرماييد: استشهاد محلي . به حال آن ملت زار بايد گريست که قانون و قضاوت درآن براساس احکامي موهوم و منسوخ ( به اصطلاح اسلامي ) انجام شده و برطبق شهادت افرادی غيرمطلع و چه بسا مرعوب ، جنايتي تکان دهنده در قالب حکمي قانونی و اسلامي به مرحله اجرا درآيد.
در همين حال در پی شکايت خانواده عاطفه از قاضی و نحوه رسيدگی به پرونده وی ، ديوان عالی کشور حکم آزادی عاطفه ساله ۱۶ ساله را اعلام نموده است! اما چند هفته بعد از اعدام وی!
نوشداروی بعد از مرگ سهراب ...البته بايد توجه داشت که حتي همين عمل ديوان عالي کشور نيز بخاطر عوامفريبي و وانمود اين نکته که قانون حکومت اسلامي بي نقص و کاستي ست انجام شده والا اگر قرار بود که براين قضيه سرپوش گذاشته شود(مانند هزاران جنايت مشابه ديگر) به هيچ وجه چنين حکم بيحاصلي از سوی ديوانعالي کشور صادر نميشد. ازين هم که بگذريم بقول معروف جوجه را آخر پاييز ميشمرند .بايد ديد حالا که منافع نظام چنين اقتضا کرده که بظاهر اين حکم ناعادلانه را اشتباه قاضي و يا سوء نيت ماموران انتظامي وانمود کنند در پايان کار چه مجازاتی برای عوامل اين جنايت در نظر گرفته ميشود.البته جدس اين نتيجه زياد هم مشکل نيست. چون در موارد مشابه بارها طرز برخورد نظام با ماموران خاطي خودرا ديده ايم و از عطوفت ولائي اين نظام نسبت به جيره خوارانش باخبريم. در مورد مسائلي همچون حمله به کوی دانشگاه و قتل و ضرب و جرح دانشجويان ، مسئله قتلهای زنجيره ای و همينطور مسئله قتل زهرا کاظمي و ....صدها مورد مشابه ديگر به عينه شاهد بوديم که حکومت اسلامي هرچقدر در برابر مخالفان خود سرسخت ، بيرحم و انعطاف ناپذير است اما بالعکس در مورد مزدوران خود بسيار مهربان و با گذشت است. همانگونه که مقام معظم رهبری فرمان عفو متهمان قتلهای زنجيره ای را صادر کردند (البته اضافه کاری و پاداششان را قبلا" گرفته بودند) در مورد اين جنايتکاران هم بي تردید به ديده اغماض و پشم پوشي رفتار خواهد شد. اين طبيعت نظامهای توتاليتر، ضد خلقي ،مرتجع و ديکتاتوريست که به خاطر بقای خود در وقتش از مزدوران خود حمايت و دفاع کند. چون همين مزدوران و امثال همين جنايتکاران هستند که رژيم جمهوری اسلامي را سرپا نگهداشته اند وضامن بقای آن هستند. اگر قراربر آن باشد که در حکومت اسلامي ، اعمال و اجرای قوانين در مورد خوديها وغيرخوديها يکسان باشد ديگر هيچ خودی باقي نخواهد ماند که که در برابر خواسته های بحق ملت از اين حکومت ظلم ولائي دفاع کند و ديگر هيچ مزدوری سبب مرگهای مشکوک مخالفان نظام نخواهد شد. برطبق قراردادی ناگفته بين رژيم و مزدورانش ، مقرر شده که در هر وضعيتي ، عملا" حق بجانب وابستگان به نظام داده شود و دراين راه آنقدر مصر و قاطعانه عمل ميشود که انگار قصد کلي برآن است که به ملت نيز ثابت شود که قانون و مقررات تنها بازيچه ايست در دست حاکمان که آنگونه مايلند و منافعشان اقتضا ميکند آنرا تفسیر نموده و اجرا کنند يا به وقتش مسکوتش گذارند. چنين شيوه و عملکردی دو هدف مستقيم را تعقيب ميکند.
اول :تاکيد بر پيمان ناگفته بين رژيم و مزدورانش
دوم: مرعوب نمودن ملت و اجبارشان به تسليم در برابر استبداد حاکم

.....
شاهنامه آخرش خوش است
چرند ميگويم؟ زيادی بدبين هستم ؟ ......کمي صبر کنيد. دزد حاضر و بز حاضر.زياد لازم نيست که منتظر بمانيد. صبر کنيد تا ببينيد قوه قضائيه جمهوری ولائي در مورد قاضي حاجي رضائي ، سروان مولائي و سروان ذبيحي و ساير همدستانشان در اين جنایت بيرحمانه ،ظاهرا" چه تصميمي ميگيرد و در پايان چگونه عمل ميکند.
==============

بهار منتظر بي مصرف افتاد

10 مهر هم آمد. جناب هخا هم که از هواپيما جا ماندند و برخلاف ادعايشان در اين روز به تهران تشريف فرما نشدند.(نکند پياده به سمت ايران راه افتاده؟) منکه کانال تلويزيون اين جناب را ندارم و نميدانم چه توجيهي تا الان برای اين مسخره بازی اخيرشان تراشيده اند...اما برايم جالب است که بدانم اينبار با چه ترفندی سر ملت هميشه تحميق شده را شيره ميمالد و اصولا" اين روزها کانال تلويزيوني ايشان چه برنامه ای پخش ميکند. از دوستاني که مثل بنده از جعبه جادو بي نصيب نيستند خواهشمندم مارا هم بيخبر نگذارند و در وبلاگهايشان بنويسند که جناب هخا ، پيامبر بحق اهورامزدا اينبار چه شعبده ای درکار نموده است.محض خنده بدنيست که گاهي تفريحاتي ازاين قبيل داشته باشيم.
نظرشما چيست؟
|


........................................................................................

Home