[نت پد ايراني]


           
Java (J)  JavaScript (JS)  Cookies (C)  Active X (AX)



Thursday, September 30, 2004

٭ جنگ رواني و شيوه های رسوای حکومت اسلامي
در ابتدا به اين خبر به ديده اهميت نگريسته نشد. در يکي از تلويزيونهای لس آنجلسي شخصي با نام مستعار هخا ادعا نمود که در روز دهم مهرماه امسال در سالروز جشن مهرگان حکومت اسلامي سرنگون خواهد شدو ايشان از طريق مرز هوائي با آزادی کامل به ايران خواهند آمد.خوشباوران خانه نشين (که مبارزه شان بر عليه رژيم به تماشای 4 تا ونصفي تلويزيون لس آنجلسي بشکن و بالا بندازو کيفور شدن از فحشها و گنده گويئهای امثال ضيا آتابای محدود ميشود) اين خبر را سروشي آسماني از سوی اهورامزدا خواندند، با گوش جان شنيدند و در تبليغ و انتشار آن به جد کوشيدند.بعد از چندی ناگهان (معلوم نشد ازکجا) هزينه تاسيس و ايجاد يک شبکه تلويزيوني جديد که جناب هخا اداره کننده آن بود فراهم شد و آن جناب با تکرار ادعاهای خود چنين اعلام نمود که حکومت اسلامي در روز 10 مهرماه بدون هيچ درگيری تسليم رای ملت خواهد شد و طومار اين رژيم ضد خلقي از هم اکنون در حال درهم پيچيده شدن است. دامنه اين تحميق همگاني تا بدانجا کشيده شد که گروهي از شهروندان با اعتقاد راسخ به سقوط قريب الوقوع جمهوری اسلامي به خيابانها آمدند و مطابق معمول پس از خوردن برچسب هائي همچون سلطنت طلب و فريب خورده و ...توسط برادران غيور و جان برکف و باجگير نيروی انتظامي پاسدار ولايت دستگير و به آنجا برده شدند که عرب ني انداخت. اکنون دو سه روزی بیشتر به سرآمدن وعده داده شده نمانده است. به جز همان چند تظاهرات محدود و بدون سروصدای عده ای در تهران ، اصفهان و شيراز (و اينطور که ميگويند چند شهر بزرگ ديگر) که آنهم بلافاصله و با قدرت تمام سرکوب گرديد ،هيچ تحرک و نشانه ديگری به چشم نميخورد وآرزومندان پای تلويزيون نشين سرنگوني جمهوری اسلامي کم کم به شک افتاده اند که نکند اين يارو هخا شيرين عقل باشد و .....
اما به زعم اين فضولک حقير نادان نه اين جناب پيامبر خودخوانده اهورامزداهخا از عقل بي بهره است و نه قرار است در اين چند روزه اتفاقي بيفتد.فقط تصور بفرماييد که در پايان اين چند روز و مشخص شدن توخالي بودن ادعاهای پيامبرهخا چه واقع خواهد شد:
نتيجه آني اين انتظار بي ثمرو شنيدن اخبارنوميدکننده مربوط به دستگيرشدگان تظاهرات اخيربه جزدلسردی مردم و نااميد شدنشان از موثر بودن خواست ملت در سرنگوني نظام اسلامي ، چه خواهد بود؟ مردم منتظر به اين نتيجه خواهند رسيد که اين رجاله ها پشتشان به کوه احد بند است ، تا هرزمان که بخواهند ميتوانند برسرکار و در راس قدرت بمانند و اصولا" هرگونه حرکتي در جهت براندازی اين نظام پيشاپيش محکوم به شکست است. آيا چنين نتيجه ای مقبول سران حکومت ننگين اسلامي نيست؟ 25 سال است که دارند سعي ميکنند همين را در ذهن و گوش ملت فروکنند که آخوند جماعت وقتي سوار بر خر مراد شد به سادگي پايين نخواهد آمد. سخنان معلم انقلاب جناب قرائتي را مگر نشنيده بوديد که در همان چند سال اول انقلاب عينا" همين مطلب را از صدا و سيمای جمهوری اسلامي به وضوح اعلام کرده بود؟ از آن زمان که اين مردک دبنگ در سرکلاس درس معارفش نيمي به شوخي و نيمي به جد چنين مطلبي را گوشزد نمود حدود 20 سال ميگذرد. دراين مدت قطر گردن و ابعاد دور شکم جناب قرائتي افزايش چشمگيری داشته است و همينطور ساير روحانيون مفتخوار نظام که ديگر تبر هم به گردنشان کارگر نيست.بلوای محافظه کار و اصلاح طلب که در کنار زمان خريدن برای نظام جمهوری اسلامي با نمايش دروغين آزادی خيالي تا حدی سبب پررو شدن و دراز شدن زبان ملت شده بود داشت دردسرساز ميشد و مردم ايران با ديدن مخالفت علني ( والبته دروغين) بعضي از اصلاح طلبان به اصطلاح تندروتر به اين نتيجه رسيده بودند که امکان تلاشي نظام از درون حکومت و با تشديد اختلافات بين دو جناح دولتي وجود دارد. اين اميد واهي ملت اگرچه بي نتيجه بود اما همان خيالش هم برای نظام مزاحمتي محسوب ميشد .با افتادن مجلس هفتم به دست محافظه کاران ويکدست شدن کانونهای قدرت لازم بود که با اعمال شيوه های مختلف رواني و فيزيکي از دستگيری و محاکمه اصلاح طلبان ، فعالين سياسي ، اينترنتي و وبلاگنويسان وتوقيف جرايد گرفته تا تشديد خفقان ، شدت عمل بيشتر در مورد مسائل منکراتي واعمال شيوه های مختلف رواني به تبليغ شکست ناپذير بودن حکومت اسلامي ، پاشيدن بذر ياس و نااميدی در بين مخالفان رژيم وترويج بي تفاوتي و تسليم بپردازند. با چنين اهداف مشعشعي بسيار بايسته است که شخصي همچون جناب دکتر... با نام مستعار هخا با هزينه ای که مشخص نيست از کجا و ازسوی چه کساني پرداخت شده با ادعائي واهي و خيالي چندی ساده انگاران را به تغيير بدون درگيری و خونريزی رژيم اميدوار کند و در پايان با سرآمدن موعد اعلام شده از سوی اين شخصيت ، همان کورسوی بارقه اميد را نيز در دل ايرانيان خاموش سازد و به عنوان نتيجه ای محتوم و همچون اصلي بديهي و لايتغير برجاودانگي حکومت ملايان تاکيد ورزد
.
آنانکه باهوشترند بخوبي ميدانند که تغيير اين رژيم ضدخلقي نه بدست و فرمان ياوه گويان و چرندبافان لس آنجلس بلکه تنها به سرپنجه تدبير و همت ايرانيان پاک نهاد و به قهر و رودرروئي مستقيم با اين حراميان زاهدنما خواهد بود و بس.

نظر شما چيست؟
|




........................................................................................

Monday, September 20, 2004

٭ روز دوشنبه روز اتحاد وبلاگنويسان دربرابر سانسور دولتي

حسين درخشان در وبلاگ سردبير خودم چنين نوشته است:جنگ تمام عیاری که مرتضوی با اینترنت شروع کرده، آخرین جنگ او است که اگر آنرا برنده شود، دیگر اثری از آزادی بیان در سرزمین ایران نخواهد ماند. اما خوشبختانه ما می‌ةوانیم به کمک همدیگر به آسانی او را شکست دهیم.
او می‌خواهد صدای وب‌سایت‌های اصلاح‌طلب به گوش کسی در داخل ایران نرسد و اگر از پس این کار برنیاید شکست خورده است. پس بهترین راه کمک به این موضوع پخش کردن خبرهای وب‌سایت‌های امروز و بامداد، به هر شکل ممکن، است. ساده‌ترین راه آن کپی و پیست کردن عین مطالب آنها یا برگزیده‌‌شان در وب‌لاگ خود است که می‌دانم ممکن است برای وب‌لاگ‌نویسان شناخته‌ی شده‌ی ساکن ایران سخت باشد، ولی کسانی که ناشناسند یا در ایران زندگی نمی‌کنند می‌توانند نقش بزرگی بازی کنند.شبکه‌ی چند ده هزارتایی وب‌لاگ‌های فارسی، در مجموع از تمام روزنامه‌های فارسی زبان، خواننده‌ی بیشتری دارد و اگر از آن برای شکست‌دادن دشمنان آزادی بیان در ایران استفاده نکنیم، فرصتی تاریخی را از دست داده‌ایم.بنابراین پیش‌نهاد می‌کنم روز دوشنبه‌ی آینده، هر کس که امکانش را دارد، چند خبر را به انتخاب خودش از وب‌سایت‌های امروز و بامداد بردارد وبه همراه لینک‌هایی مشخص به منبع آنها، در وب‌لاگش بگذارد.
من البته یک کار دیگر هم می‌کنم که اگر شما هم دوست داشتید بکنید. کار سمبولیک جالب خواهد بود: اسم وب‌لاگ‌مان را برای یک روز به «امروز» تغییر دهیم.
............


فضولک :با اينکه به هيچوجه طرفدار اصلاح طلبان نيستم و نه تنها عقايد و مطالب سايتهايشان را نميپسندم بلکه حتي آنانرا از محافظه کاران نيز دوروتر و خطرناکتر بحال ملت ايران ميدانم اما تنها بخاطر نشان دادن اتحاد وبلاگنويسان فارسي زبان و قدرت اين اتحاد به مميزان جمهوری اسلامي دراين حرکت نمادين شرکت ميکنم.هر حرکتي که تلاشي در راه اتحاد وبلاگنويسان محسوب شود پسنديده و مطلوب است.
دوستان ، فراموش نکنيم که تنها اتحاد است که ميتواند به ماوبلاگشهريها قدرت لازم برای مقابله با تمهيدات رژيم منحوس اسلامي در اعمال فيلتر ، سانسورينگ و به سلطه کشيدن وبلاگهای فارسي زبان را بدهد. با دادن يک لينک به يکي از روزنامه های فيلتر شده در روز دوشنبه به رژيم منفور اسلامي ، مرتضوی و عمالش نشان دهيم که با ايجاد تفرقه در بين وبلاگنويسان نخواهند توانست اين رسانه اينترنتي را محدود کنند. من با آنکه از لحاظ عقايد در تضاد کامل با آقای درخشان هستم اما ازين پيشنهاد استقبال ميکنم و اميدوارم
کانون وبلاگنويسان نيز با همين انگيزه دراينمورد اقدام عملي و سريع انجام دهد.
نظر شما چيست؟
|



........................................................................................

Monday, September 13, 2004

٭ دوستان
در چند روزه اخير رژيم ضد مردمي جمهوری اسلامي هجوم گسترده ای برعليه وبلاگنويسان را آغاز نموده و دراين راه تا بدانجا پيش رفته که حتي ازاعمال مذمومي همچون بازداشت پدر سينا مطلبي به عنوان حربه ای ناجوانمردانه جهت تحت فشار قرار دادن ايشان ابائي ندارد. برماست که در آغاز فعاليت کانون به مسئله بازداشتهای اخير پرداخته و با صدور بيانيه ، خبررساني سريع و بموقع و همچنين انتشار اين اخبار در وبلاگ کانون و وبلاگهای شخصيمان قباحت اين عمل رذيلانه حکومت ايران را فرياد کرده و ندای حق طلبي و آزاديخواهي ملت را بگوش مراجع بين المللي و جهانيان برسانيم.اين عمل ناجوانمردانه حکومت جمهوری اسلامي يادآور بازداشتهای گروهي و گروگانگيريهای گشتاپو و حکومت منفور آلمان نازی و رجعتي نامبارک به گسترش بي قانوني و سوء استفاده ازآن جهت تحف فشارقراردادن آزاديخواهان ايرانيست.
چه نافهمند اين کوردلان که از تاريخ نيز درس نميگيرند و با اعمال شيوه های متحجرانه، نهجور وضدبشری درخيال باطل بقای حکومت منفور خويشند.اين اراذل درک آن را ندارند که چنين رفتاری پيشاپيش محکوم به شکست بوده و در نهايت منجر به زسوائي بيش از پيش آنان در محافل بين الملي خواهد شد. .
سعيد مطلبي، شصت و دو ساله، فيلمساز پيشين و حقوق دان به دنبال نوشته هاي فرزندش سينا مطلبي در خارج از کشور 4 روز پيش بازداشت شد. سعيد مطلبي که از بيماري قلبي رنج مي برد و چندين بار سابقه بستري شدن در بخش سي سي يو را نيز دارد، ظاهرا بدنبال آخرين نوشته سينا مطلبي، تحت عنوان "هشدار به فعالان
اينترنتي" توسط اداره اماکن بازداشت شده است

لينکهائي که در مورد بازداشت ايشان و ساير وبلاگنويسان نوشته اند بشرح زير است:

http://khabarnameh.gooya.com/politics/archives/015943.php
و
http://web.peykeiran.com/net_iran/irnewsbody.aspx?ID=18432
و
http://khabarnameh.gooya.com/nabavi/archives/015971.php
و
http://khabarnameh.gooya.com/politics/archives/015994.php
و
http://siprisk.blogspot.com/2004/09/blog-post_12.html
و
http://www.bbc.co.uk/persian/interactivity/guest/story/2004/09/040911_voiceradio-web.shtml
و
http://i.hoder.ws/archives/2004/09/040908_012055.shtml

اميد است که دست اندرکاران کانون بنا به ايده های پيش فرض تشکيل آن، بدون فوت وقت به اين مهم پرداخته و وظيفه اين کانون در قبال وبلاگنويسان و آزاديخواهان ايراني را به نحو احسن انجام دهند. دوستاني که در فلش مهارت دارند لطف کنند و همانند سابق با ساخت لوگوهای مربوطه و در اختيار قرار دادن کدهای آن در اين وبلاگ به اين حرکت حق طلبانه ياری رسانند.
نظر شما چيست؟


|



........................................................................................

Friday, September 10, 2004

٭ فرمايشات حسني دوم ايران (جنتي)

آخوند جماعت از هرچه کم بياورد از مايه رو ووقاحت چيزی کم نخواهد آورد. به فرمايشات حسني شماره 2 ايران جناب جنتي در نماز جمعه توجه بفرماييد:
جنتي در ادامه با انتقاد از طرح منع حضور دختران با حجاب در مدارس فرانسه ، گفت : شيرين‌‏كاري فرانسوي‌‏ها واقعاً عجيب و قريب است ، اين هم دموكراسي دوم غربي‌‏هاست .
وي افزود : آنها روسري دختران مسلماني كه مي‌‏خواهند درسي بخوانند را نمي‌‏توانند ببينند ، مي گويند:" يا درس بخوان سرلخت يا سرت را بپوشان و بي سواد بمان" . آنها را [دختران محجبه]سر اين دوراهي نگه داشته‌‏اند و حيا هم نمي‌‏كنند .
خطيب نماز جمعه تهران ، تصريح كرد : آيا اين سلب آزادي هست يا نه ؟ آيا آنها بايد در پوشش خود آزاد باشند يا نه ؟ اگر آنها در پوشش خود آزاد نباشند ، آيا مي‌‏توانند در سياست آزاد باشند ؟
وي اين موارد را واقعيت حيات غرب دانست و گفت : كساني كه در داخل ، دم از دموكراسي مي‌‏زنند با ديدن اينها بايد پيشاني‌‏شان عرق كند .

يکي نيست به اين مردک بگويد آخر حيوان ، تو که در آزاديخواهي يد طولائي داری و گوی سبقت از همه آزاديخواهان و طرفداران حقوق بشر در جهان ربوده ای ، ممکن است بفرمائي اين آزاديهائي که گفتي در کشور خودت هم اعمال ميشود يا خير؟ دختران ايراني کداميکي اش را دارند؟ آزادی پوشش ؟ يا آزادی درسياست؟ 25 سال است به ضرب توسری و چماق حجاب برسر زنان و دختران کرده ايد. جوانان را دسته دسته بخاطر سياسي بودن به جوخه های اعدام فرستاده ايد و حالا طلبکار فرانسه و غرب ميشويد که چرا آزادی پوشش به دختران مسلمان نمیدهد؟؟؟!!؟؟ زهي وقاحت و بيشرمي. اگر مسئله آزاديست هر دو بعدش بايد رعايت شود. اگر آزادی پوشش خوب است پس بايد زنان دختران ايراني نيز در انتخاب پوشش خود آزاد باشند و آنگونه که ميخواهند لباس بپوشند.چطور کار دولت فرانسه خلاف اصول آزادی و حقوق بشر است امااجبار انسانها به استفاده از پوشش خاص به ضرب دگنک و توسری و چماق وجريمه و...برخلاف حقوق بشر نيست؟اگر آنها بايد پيشانيشان عرق کند شما بايد از شرم بميريد. آخر ای موجود بي مغز ،مردک زبان نفهم ، جدا" نميفهمي يا خودت را به خريت زده ای ؟ چقدر مانده تا تو و امثال تو بفهميد که چه کشف حجاب و چه منع آن هردو برخلاف اصول انساني و پايمال کردن حرمت بشريت است؟ نگران نباش ، به وقتش اين ملت ، همين ملتي که حقيرش داشته ايد شيرفهمتان خواهند کرد و اين زمان چندان هم دور نيست.
تو که ميگوئي : براي آمريكايي‌‏ها شرف ، حيا ، وجدان و انسانيت مطرح نيست و زماني كه اينها را به انسان‌‏ها مي‌‏دادند ، آمريكايي‌‏ها در صف نفت بودند . ميشود لطف کني و روشنمان کني که شما خشکه مغزان درآن زمان کجا تشريف داشتيد؟شرف ، حيا ، وجدان و انسانيتي که ازآنها نام ميبری چرا در تو و امثال تو هم نيست؟ شما در چه صفي بوديد؟در صف قدرت؟
جناب جنتي ضمنا" پيشنهاد مشعشعي هم دادند مبني بر اينکه: در فرانسه مدارس خصوصي تأسيس شود و دختران محجبه در اين مدارس درس بخواند و به مدارس دولتي نروند.
طفلک عقلش نميرسد که مسئله فقط حجاب در مدارس نيست و فرداروزی که اين دختران دورنگهداشته شده از ديگران به جرم مسلماني فارغ التحصيل ميشوند قرار است در همان کشور کار کنند و زندگي کنند. درآنجا هم در محل کار باز همين قانون هست و همين آش و همين کاسه. حتما" بازهم پيشنهاد ميکنند مشاغل خاصي توسط مسلمانها ايجاد شود تا اين دختران و زنان محجبه با خيال راحت حجابشان را نگهداشته و درآنجا کار کنند. اصلا" چطور است به همين رويه يک فرانسه اسلامي در دل سرزمين کفر فرانسه تاسیس شود تا خيال آقای جنتي برای هميشه راحت شود؟
ببخشيد که اختيار زبانم از دستم رفت و کمي بي ادبي کردم. وقاحت اين رجاله ها مجالي برای نگهداشتن ادب نميگذارد.
نظرشما چيست؟
|




........................................................................................

Wednesday, September 08, 2004

٭

با انتشار اين خبر ميتوان به لزوم تشکيل هرچه سريعتر کانون وبلاگنويسان ايران و ضرورت شتاب در تثبيت گامهای اوليه و تعجيل در تصويب اساسنامه و منشور اين کانون پي برد.

جمعی از وبلاگ نويسان طی اطلاعيه ای خبر از مفقود شدن يک وبلاگ نويس دادند.اين اطلاعيه که در وبلاگ "طلوع آزادی" آمده به شرح زير است :
مدت زمان کوتاهی است که وبلاگ نویسی در ایران رواج پیدا کرده و در این مدت کوتاه وبلاگ نویسان توانسته اند جایگاه خود را به خوبی در میان رسانه ها باز کنند . تا بدانجا که وحشت و خشم رژیم را برانگیخته است که اثرات آن بر همگان نمایان است.
از 27 مرداد یعنی از زمان تحصن در مقابل دفتر سازمان ملل یکی از وبلاگ نویسان که مسئول وبلاگ
((نفرین نامه )) که وبلاگی اجتماعی -سیاسی است مفقود شده و تا کنون هیچ اثری از نامبرده در اختیار نیست . شایان ذکر است که وبلاگ نامبرده پس از مفقود شدنش توسط اداره مخابرات فیلتر شده است .نفرین نامه وبلاگی بود که در مورد معضلات و چالش های اجتماعی می نوشت و هدفش دفاع از حقیقت و مبارزه با ظلم بود . این زنگ خطر و سرنوشتی است که در انتظار وبلاگ هایی که برای دفاع از حقوق پایمال شده و مبارزه با ظلم برخواسته اند می باشد .
ما وبلاگ نویسان ضمن ابراز نگرانی از مفقود شدن نامبرده خواستار توجه دیگر گروهها و اقشار به این موضوع هستیم . به امید آزادی ایران


جمعی از وبلاگ های سیاسي
........

مسئله تشکيل کانون وبلاگنويسان ايران هرچند به کندی ، اما بصورتي منسجم و استوار به پيش ميرود و اميد است که حمايت از وبلاگنويس سايت نفرين نامه به عنوان اولين گام عملي اين کانون در تحقق اهداف آن بشمار آمده و نتايج آن امتحاني باشد برای آنکه ببينيم تاکجا حساب شده عمل کرده ايم يا درکجا اشتباه کرده ايم.

===================

عيالات متحده در وبلاگ جديد خود (وبلاگ اولي در پرشين بلاگ به لصف مسئولان آن سايت مسدود گرديد) مينويسد:حتما در مورد ماجرای قرض الحسنه های زنجيری که سال قبل در شهرهای مختلف مثل قارچ زياد شدند و عاقبت تموم پولهای مردم را بالا کشيدند، شنيده ايد. الان چند وقتی است که سر و صداها را با هر وسيله ممکن خوابونده اند؛ از جمله وعده های توخالی و سرکوب و بگير و ببند و تهديد بازداشت شدگان به اينکه اگه يه بار ديگه سر و صدا کنيد کل پولتون می ره هوا! ....بقيه مطلب
به قرار اطلاع دامنه فساد مالي و اداری در قوه قضائيه بدان حد رسيده که حتي قاضي پرونده نيز از اين مشکل جمعي مردم متضرر شده برای خود کيسه ای دوخته و درقبال دريافت درصدی از کل پول قول بازگشت اندوخته آنان را بفروش ميرساند.
از طرف ديگر کافيست تنها به مسائلي که در مجلس شورای اسلامي ميگذرد توجه کنيم و ببينيم آَ آنقدر شور شده که حتي خودشان هم چنين برزبان مي آورند:
شجاع‌پوريان:آيا منتفي شدن استيضاح بحث باج‌خواهي را متبلور نمي‌كند؟:::سكونت تعدادي از نمايندگان در منازل سيصد متري سعادت‌آباد كه اجاره ماهيانه آنها كمتر از دو ميليون تومان نيست

جای تعجب نيست که در چنين وضعيت مملو از فساد و ارتشا ، مسئولان جمهوری اسلامي (که مدتهاست ديگر جلوتر از نوک دماغ مبارک را نميبينند) اين قضيه را به روابط بين المللي خود نيز تعميم داده و بطور رسمي اعلام آمادگي ايران براي اعطاي امتيازات اقتصادي در قبال رأي كشورها در شوراي حكام را بدون خجالت و شرم عنوان نمايند. آيا براستي اين رجاله ها تصور ميکنند که دنيا را فساد و ارتشا فرا گرفته و ميتوان رای کشوری را به ازای منافع اقتصادی خريد ؟ اگر چنين باشد و اگر حق داشته باشند که چنين تصور کنند براستي که بايد منتظر امام زمانشان بود!!
به خبری دراين مورد توجه بفرماييد و ببينيد که اين دونان تا چه حد شرم و حيا را قورت داده و نجابت را استفراغ ميکنند!
پيک ايران: يك منبع آگاه روز سه‌شنبه 17 شهريورماه به خبرنگار «رويداد»‌اطلاع داد كه در ديدار اخير سفر او مسؤولان نمايندگان ايران در خارج از كشور با مقامات عالي كشور، «حسن روحاني» نماينده تام‌الاختيار مقام رهبري در مسائل هسته‌اي، موضوعي مهم را به آنها ابلاغ كرده است.

وي در يك جلسه داخلي گفته كه سفرا در محل اقامت خود به كشورهاي محل مسؤوليت خود اعلام كنند كه ايران آماده انعقاد هر گونه قرارداد اقتصادي با اين كشورهاست به شرط آنكه در جلسه رأي‌گيري شوراي حكام با ارجاع پرونده ايران به شوراي امنيت سازمان ملل مخالفت كنند و به سود ايران رأي بدهند.
گفتني است پيش از گزارش اخير البرادعي، نگراني مقامات ايران نسبت به ارجاع پرونده هسته‌اي به شواي امنيت بسيار زياد شده بود.
البته با وجود گزارش اخير البرادعي كه نقاط مثبتي به سود ايران نيز در آن ديده مي‌شد، اين نگراني‌‌ها هنوز زايل نشده و مقامات ايراني نسبت به همسوشدن اروپا و آمريكا هنوز احساس نگراني مي‌كنند. در همين زمينه، روحاني روز دوشنبه 16 شهريورماه راهي هلند شد تا با وزير خارجه اين كشور كه رياست دوره‌اي اتحاديه اروپا را در اختيار دارد، مذاكره كند.
وي در اين مذاكرات اعلام كرد كه ايران حاضر است تضمين‌هاي جديدي به اروپا بدهد.

نظر شما چيست؟

|



........................................................................................

Home