[نت پد ايراني]


           
Java (J)  JavaScript (JS)  Cookies (C)  Active X (AX)



Thursday, August 26, 2004

٭ Update:جناب جي میل لطف فرمودند و چند تا دعوتنامه دیگه فرستادند. از دوستان وبلاگنویس اگر کسی هست که در بلاگر خانه ندارد و بهمین دلیل از دعوتنامه جی میل بی نصیب مانده اینجا در نظرخواهی آدرس ایمیل و وبلاگش را بنویسد تا تقدیم کنم.

|

..............

UPDATED : Friday 27 Aug

رد درخواست ايران براي ميانجيگري در بحران نجف توسط عراق
رو که نيست ماشاالله، سنگ پای قزوينه. خودش عامل ايجاد بحرانه و تازه انتظار داره که برای ميانجيگری ازش دعوت کنن تا بحراني که خودش درست کرده رو از بين ببره!!؟!!
ميگن مطرب ها و رقاصها اشخاص پرروئي هستند اما به نقل از عبيد زاکاني ( که روايتش زير 18 سال ممنوعه) پرروئي آخوند جماعت چند درجه بالاتر از مطربهاست.
وزير امور خارجه جمهوري اسلامي خواهان اعمال فشار بین المللی بر اسرائیل برای نابود ساختن سلاح های اتمی آن شد
البته اين يکي ديگر پرروئي نيست و از آن چند درجه بالاتر است، اين يکي را ميشود گفت خود را به کوچه علي چپ زدن...
در همين راستا پيشنهاد ميشود که ملت دسته جمعي در مساجد و کليساها بست بنشينند و جدا" از خدا بخواهند که بخاطر جلوگيری از انحصار طلبي و شائبه ديکتاتور بودن پروردگار استعفا دهد و خداوندی عالم را به يک شورای الهي متشکل از اعضای مجلس خبرگان بسپارد.

.............

حمايت و تحسين فرماندار و شهردار نکا از حکم اعدام عاطفه (16 ساله) : اين يک اقدام الهی است
خود گوزی و خود خندی ، عجب مرد هنرمندی ....
اگر اينها حمايت نکنند پس کي بکند؟ فقط متعجبم ازينکه چرا بيشتر اقدامات الهي با حقوق بشر منافات دارد و در جوامع بين المللي مذموم شناخته ميشود.اين جناب پروردگار اگر زودتر تکذيبيه صادر نکند بعيد نيست فردا هر گوه کاری که بدست اين اراذل انجام ميشود به ريش خدا ببندند.
البته در همين مورد اين لينکها را هم فراموش نکنيد:
زهرا ارزنى : تخلف بى چون و چراى دادگاه شهرستان نكاء در صدور و اجراى حكم اعدام عاطفه رجبى
تفكرى بيمار: اعدام دخترى جوان در ايران به اتهام “اعمال منافى عفت

.............

دانشجويان بسيجي كشور براي دفاع از اماكن مقدس در عراق نام نويسي كردند
تا عملا" نشان دهند که مسئله حمايت ايران از تروريسم شايعه است و حقيقت ندارد!!!!.
............

لايحه قانونى ناظر بر پوشش مردم :به تازگى لايحه اى به مجلس ايران به منظور تعيين نحوه پوشش ارائه شده است
.باز رهبر معظم دراثر اوردوز ناشي از بست آخر ، يک چند قطره ای از تراوشات ذهني عميق خود را صادر فرمودند وهنوز حرفش تمام نشده بادمجان دورقاب چينهای مذاب در ولايت چرندياتش را لايحه کردند و به مجلس ارائه دادند.!!!
البته مشکل اصلي اينجاست که رهبر معظم بخاطر آمريت در ترور ميکونوس تحت تعقيب پليس بين الملل هستند و به همين دليل در طي اين چند سال اخير پايَشان را از کشور بيرون نگذاشته اند تا ببيننند دنيا چه خبر است و نتيجتا" چنين پيشنهادات مشعشعي از پای منقل ارائه ميدهند!!
...........

فيشر : آلمان در زمينه فعاليت هسته اى ايران به آمريکا نزديک نشده است .
البته بند جا افتاده در اين جمله اين است که به ايران هم نزديک نخواهد شد. ضمنا" جوجه را بعد از تهاجم نظامي آمريکا به ايران يا حداقل همزمان با آن ميشمرند.
...........

بازداشت عراقي مشكوك به جاسوسي در ايران
البته اين بازداشت تلافي جويانه اصلا" و ابدا" در راستای بازداشت چند ايراني در نجف به اتهام جاسوسي و يا ايجاد بحران نيست و به آن ربطي ندارد.
............

فاطمه حقيقت جو : مى خواهند همچنان به دنيا اعلام كنند كه ما زندانى سياسى نداريم
خب راست ميگويند ديگر ، هرچه بود اعدام کرديم . آنهای ديگری هم که الان در زندان هستند جرمشان در پرونده يا استفاده از مشروبات الکلي ، استعمال مواد مخدر، خانم بازی ، نگهداری سي دی و فيلم مستهجن و ساير جرايم اخلاقيست که مسلما" عنوان جرم سياسي به آنها اطلاق نميشود!!!
در همين رابطه ،اقدام مجلس در مورد تعريف جرم سياسي:
ندادن اجازه به دولت برای ارايه تعريف جرم سياسی و حذف عبارت رفع تبعيض جنسيتی از اين لايحه، از مهمترين و پر سر و صداترين مصوبات مجلس هفتم در سه ماه اول فعاليت آن محسوب می شود.
نظر شما چيست؟
|

===========

چشم به راه کدام قهرمانيم؟
دکتر دکترعرفان قانعی فرد چنين ميپرسد که راستی چرا دیگر هشدار به مردم ایران بی فایده است!...
چه کسي ميخواهد من و تو ما نشويم ؟ چرا اپوزوسيون ما حتي همين يک قلم (وحدت کلمه) را هم نتوانست از قيام ۵۷ و سياستهای خميني فراگيرد؟ وقتي که به آلترناتيوها مي انديشي از تنوع آنان متحير ميشوی . از اکبر گنجي و شعله سعدی و طبرزدی و... در داخل ايران بگير تا رضا پهلوی و بني صدر و ...حتي ضياء آتابای در برنامه های بشکن و بالا بنداز تلويزيونهای لس آنجلسي هرکدام ساز خودشان را کوک ميکنند. چشم ديدن همديگر را هم ندارند. تا صحبت ازيکيشان کني آن ديگری با يک گوني فاکت و مدرک . دليل تاريخي فرا ميرسد تا ثابت کند که طرف خائن است و چه و چه و چه...بيخود نيست که از قديم گفته اندسياست انگليسي يعني تفرقه بينداز و حکومت کن! و اين ملايان به ظاهر بيسواد نيز درسشان را بخوبی از بر هستند چون فی الواقع اگر چه نادان و مرتجعند اما ريشه در سياستهای استعمار پير بريتانيا دارند و در مکتب انگليس پرورش يافته اند. ملت ايران نيز در اين ميان راه گم کرده است . نه به ترهات اپوزوسيون دور از وطن که اکنون بعد از ربع قرن دوری از ايران حتي از کوچکترين گرايشات ملت بي اطلاع است و با ترازوی ۲۵ سال پيش وزن خواسته های ملت را میسنجد وقعي ميگذارد و نه گول عروسکهای خيمه شب بازی داخلي را که به مزد ميرقصند را ميخورد. در واقع در اين بازار مکاره آلترناتيوهای مختلف و رجل سياسي خود خوانده حقيقت آن است که بطور محسوسي قحط الرجال است و اين رمه پراکنده هميشه محتاج بز پيشاهنگ ، بي آلترناتيو و رهبر مانده است. حکومت ملاها که با حمايت بیدريغ بازاريان ربع قرن از زندگي ملتي را به يغما برده است وامدار آنان است و بي آنکه خود بداند از همان روزهای آغازين به بازپرداخت اصل و فرع وام آنان مشغول است . نزول اين معامله شيطاني همان روحيه کاسبکارانه ايست که در بين مسئولين نظام و به تبع آن و به حکم القاء در فرد فرد ملت ايران حاکم شده و سبب گشته که در همه حال منافع فردی مقدم بر منافع جامعه و گروه در نظر گرفته شود. اين روحيه کاسبکارانه را به وضوح ميتوان دربين سردمداران نظام ، مسئولين حکومتي و حتي مزدوران حکومتي از قبيل نمايندگان انتصابي مجلس مشاهده کرد. ربطي هم به عقيده و گرايش سياسي فرد ندارد. چه اصلاح طلب و چه محافظه کار هردو به يک اندازه وامدار اين گروهند و در تيشه زدن به ريشه فرهنگ اين ملت ازيکديگر پيشي ميگيرند. در راه کسب منافع از هيچ جنايتي ابا ندارند و به نحو احسن از دروغ و ريای اسلامي ( به تبع رهبرانشان) در راه اين هدف بهره ميگيرند. برای آنکه درست تر ببينيم در کجای جهان ايستاده ايم کافيست به نطق پيش از دستور نماينده محترم مشهد در مجلس شورای اسلامي توجه بفرمائيد: «على سرافراز يزدى» نماينده مشهد ترجيح داد نطق پيش از دستور خود را با روضه خوانى و ذكر مناقب و نيكى هاى امام رضا(ع) شروع كند. وى ديروز در آغاز نطق پيش از دستور خود گفت: من ۴۵ سال نوكر آقا امام رضا(ع) بوده ام. به پاس اين نوكرى در مناقب وى جملاتى را مى خوانم.سرافراز سپس چند دقيقه اى از پشت تريبون مجلس روضه خوانى كرد. وى آنگاه به ذكر تبليغات انتخاباتى خود در جريان انتخابات مجلس هفتم پرداخت و گفت به «كلات» رفته بودم و آنجا از پيرمردى روستايى پرسيدم پدرجان از من چه مى خواهيد؟ پيرمرد ۸۰ ساله جواب داد هيچى نمى خواهم بحمدالله همه چيز داريم اما خون به دل آقا نكن. نماينده مشهد ادامه داد: از پيرمرد بعدى كه پدر شهيد بود خواسته اش را پرسيدم او نيز جواب داد: اسلام را حفظ كن....سرافراز گفت: اين پيرمرد زيرك از من خواسته اى سنگين را مطرح كرد و اى كاش از من جاده و راه مى خواست اما او درخواست مشكلى را مطرح كرد.

من براحتي ميتوانم اين جناب سرفراز را در دو موقعيت ديگر به عنوان نماينده مجلس تصور کنم:

يکي به عنوان نماينده انتخابي شاهنشاه آريامهر در رژيم پهلوی که در ميان توفان جملات پرتاب شده از سوی ديگر نمايندگان همجنس خود ( احسنت ، صحيح است) با کراواتي پهن و رنگارنگ در پشت تريبون از شدت هيجان از خود بيخود شده ، کف به دهان آورده ، و با حرارت تمام از مزايای انقلاب سفيد شاه و ملت دم زده و از جانب مردم ايران مراتب تشکر خود نسبت به امام زمان بخاطر اينکه پای شاه را چسبيده و مانع از افتادنشان از روی اسب شده را اعلام ميدارد و اين نجات تاريخي را هديه ای از سوی خدا به ملت ايران و شايسته شکرگزاری ميداند. دربين سخنراني چندين بار از خشم به سکسکه ميفتد و نويد نابودی قريب الوقوع خائنان به شاه و ملت و مام ميهن و رسوائي کساني که ايران را ايرانستان مي خواهند به مردم بشارت ميدهد و سیستم تک حزبي زورکی شاه را نشانه ديگری از خردمندی پدر ملت ايران برشمرده و با افتخار تمام اعلام ميکند که در حزب رستاخيز نام نويسي نموده است. شعار (خدا ، شاه ، ميهن ) را به خط زرکوب بر تابلوئي نقش نموده و آن را به هديه برای برادر شاه ميفرستد.
ديگری را ملموس تر ميبينم که نمونه اش به واقع در همين چندسال اخير به وفور اتفاق افتاده :
جناب سرافراز به عنوان نماينده اصلاح طلب و به واقع انتخاب شده از سوی ملت ، در صحن مجلس شورای اسلامی ميکروفون را بدست آورده و با چشماني که درآنها اشک حلقه زده از ظلمي که بر روزنامه نگاران و جرايد توقيف شده ميرود سخن ميراند و بر مظلوميت دانشجوياني که در ۱۸ تير لت و پار شدند اشک تمساح ميريزد، خواستار پيگيری جدی قتلهای زنجيره ای ميشود، چند کلمه نسبتا؛ درشت بار رهبر و ولايت فقيه ميکند ، چند نيش و کنايه به خاندان هزار فاميل رفسنجاني ميزند، از گنجي و عبدی به نيکي ياد ميکند و خلاصيشان از زندان را از خداوند متعال درخواست ميکند ، شورای تگهبان و هيئت تشخيص مصلحت را از خدا ميترساند و از خشم پروردگار زنهارشان ميدهد، و بي عدالتي های قوه قضائيه را به عدل خداوندی حواله ميدهد و از رهبرفرزانه انقلاب تظلم خواهي نموده و ازايشان خاضعانه ميخواهد که به داد اين ملت اسير در چنگ مافيای قدرت برسد ، در برابر گردن کلفتيها ، لمپن بازيها و هل من مبارز طلبيهای عده ای بي تربيت که در نمايش مضحک رژيم اسلامي با عنوان نمايندگان اقليت محافظه کار در مجلس حضور پيدا کرده اند سينه سپر ميکند ، يقه ميدراند و از آنان به جد ميخواهد که تيغ خشم و کينشان را بر سينه او فرود آورند چرا که ديگر دربرابر اينهمه ظلم ، بيعدالتي و تبعيض طاقت از کف داده و مرگ را به زندگي در زير بار ظلم ارجح ميداند. سخنانش را با نقل اين جمله از حضرت علي که (حکومت با کفر پايدار ميماند اما با ظلم نه ) بپايان ميبرد و بلافاصله بعد از تشکر از هم جناحيهايش بخاطر تحسينشان از اين نطق کوبنده بداخل اتومبيل پژو اهدائي مجلس ( يا آن يکي پاترول اهدائي ) پريده و درحين رانندگي در مسير خانه اش در نياوران ( که قبلا؛ کاخ تابستاني فلان امير ارتش شاهنشاهي بوده و مصادره شده) ، سری هم به برج نيمه کاره اش ( که آنهم در زمينهای اهدائي مجلس از طرف بنيا د مستضعفان در حال ساخت است) زده و دراين حين موبايلش ( همان موبايل اهدائي مجلس) زنگ زده و قرار بعداز ظهرش را با شهرام جزائری جهت دريافت مبلغي قرض الحسنه ناچيز ميليوني( در واقع قرض الپس نده) به اسم کمک به قربانيان مسلمان نيش پشه در ليختن اشتاين در همان داخل ماشين ميگذارد.!!!

با چنين آش شله قلمکاری تعجبي ندارد که بقول بعضي ها دنيامان شده آخرت يزيد!
جناب دکتر قانعي فرد هم اگر به مسئله فرهنگي ، ضعف فرهنگي ، فرهنگ غلط تزريق شده ، رواج فرهنگ اصيل اسلامي شامل فرهنگ ريا و دروغ مذهب آلوده ( تقيه ) يا هرچيز ديگری که ميتوان برآن نام نهاد دقت کنند ، پاسخ سوالشان را گرفته اند.
نظر شما چيست؟
|



........................................................................................

Tuesday, August 24, 2004

٭ گشتي در خبرها

اين روزها اخبار روزنامه ها و سايتها نشان از برکات مجلس هفتم و مزایای انتصاب نمایندگان محافظه کار در سمت نمایندگی مجلس را دارد. از برکت این جمع متحجر مذاب در ولايت که دنيا را از دریچه چشمان خمار و ذهن کور خود میبینند هردم ازين باغ بری ميرسد . مضحک ترين قسمت ماجرا( و البته مفيدترين قسمتش برای ملت) همانا بي اطلاعي اين عزيزان از تاثير رفتارهای اينچنيني در روابط بين المللي ، برداشت ساير کشورهای جهان از رژيم حاکم برايران ، و عدم پيشبيني نتيجه منقلب کردن افکار عمومي در ايران و جهان است . به نمونه ای ازين اخبار توجه بفرماييد:
مقامات قضايی در همدان، واقع در غرب ايران، مجازاتهای تازه ای را برای افرادی که از موسيقی با صدای بلند در اتومبيلهای خود استفاده می کنند، اعلام کرده اند.بر اساس گزارش خبرگزاری جمهوری اسلامی ايران، ايرنا، بر اساس مجازاتهای اعلام شده جديد متخلفين به سه تا 12 ماه زندان و 74 ضربه شلاق محکوم می شوند...ادامه
البته واضح و مبرهن است که اين وکلای باهوشمان به هيچوجه قباحت چنين حرکاتي و شباهت آن با رفتارهای رژیم طالباني را درک نميکنند و عميقا" معتقدند که در راه خدمت به اسلام عزيز و حفاظت از ارزشهای ديني ، چنين قواعد و مقرراتي نه تنها لازم بلکه از اهم واجبات بوده و اميد است با تشديد روزافزون اين نوع مجازاتها علاوه بر خشکاندن ريشه اين نوع افراد بي دين که با عمل زشتشان مستقيما" بيضه اسلام را هدف گرفته اند ، مقدمات ايجاد سمپاتي نسبت به دين مبين اسلام و صدور انقلاب به ساير کشورهای جهان نِز فراهم گردد، باشد که درآينده نزديک حکومت جهاني اسلام بر اين کره خاکي حکمفرما گردد.
.................................
شرق : مردى كه همسر خود را در دادسراى عمومى شهررى با ضربه هاى چاقو به قتل رسانده بود به خاطر فوت اولياى دم با دستور رئيس قوه قضائيه به پرداخت ديه محكوم شد...ادامه..
البته همانطور که بارها بصورت علني و غيرعلني توسط علمای مذهبي مان بيان شده و در اين راه از کتاب آسماني مان قرآن کريم نيز فاکتهای متعددی ارائه شده اصولا" جنس مرد در نظام آفرينش از مزايا و امتيازاتي برخوردار است که زنان از آن بي نصيبند و يکي از اين مزايای الهي که که مستقيما" از سوی باريتعالي به مردان اعطا شده همانا حق کشتن همسر ، خواهر..توسط مرد ميباشد که درصورت ارتکاب چنين عملي اگر متهم ادعا کند بدلايل ناموسي دست به اين کار خير زده هيچ اشکالي براو وارد نيست و تنها به منظور رعايت دقيق و مو به موی احکام اسلامي ديه فرد مقتول بر ذمه قاتل ميباشد که با پرداخت آن ميتواند حساب خود را با قانون و حکومت الهي ملايان تسويه نموده و در صورت تمکن مالي و توانائي پرداخت ديه بصورت مکرر، بدون اشکال است که به منظور حفظ ارزشهای ديني و صيانت از اسلام عزيز هر چند بار که دلش خواست به اين عمل خير و شيوه اصيل اسلامي مبادرت ورزد. البته اگر در کشورهای ديگر نام اين شيوه مجازات سرخود را وحشيگری و بي قانوني ميگذارند مقصر خودشانند که آنقدر ضعور ندارند که بفهمند جنس مرد از زن برتر بوده و خود خود پروردگار شخصا" اين اجازه را طي احکام اسلامي به مردان مسلمان داده است. يادتان هست که تا همين چندسال پيش قوانيني ازين دست که در افعانستان و همچنين درمصر و ساير کشورهای عربي اجرا ميشد از سوی همين آقايان مسئولين نظام اسلامي ايران ، به عنوان نماد وحشيگری و بربريت و ضعف و خلاء قانون در اين کشورها تلقي ميشد؟ تفاوت را ببينيد از کجا تا به کجاست در برخورد با اين پرونده و پرونده افسانه نوروزی که او هم بخاطر دفاع از ناموسش مرتکب چنين قتلي ميشود اما قوانين جمهوری اسلامي که شامل دو قانون مجزا(يکي برای مردان و ديگری برای زنان) است برای يکي حکم پرداخت ديه ميدهد و برای ديگری حکم اعدام صادر ميکند.!!! اين برخورد دوگانه قوه قضائيه با دو پرونده قتل تنها نشان از بروز بودن احکام اسلامي و پيشروی آن همگام با زمان دارد که علمای اسلام دائما" پزش را ميدهند و آن را يکي از ميليونها مزايا و برتری دين مبين اسلام نسبت به ساير اديان ميدانند!
.........
وزير اطلاعات در پاسخ به سئوالي مبني بر اينكه آيا وزارت اطلاعات قصد پيگيري پرونده زهرا كاظمي را ندارد, گفت: اين پرونده ديگر مساله دولت و وزارت اطلاعات نيست. وزارت اطلاعات تلاش كرد تا اثبات كند كه بي‌‏گناه است و اين مساله ثابت هم شده, بنابراين اين مساله ديگر مساله ما نيست....ادامه...
البته اينکه پس کي قاتل است ربطي به دولت ، وزارت اطلاعات و قوه قضائيه ندارد. مدعي العموم هم که سرش شلوغ است و آنقدر پرونده روزنامه و مجله و سايت و..غيره که بايد بسته شوند زير دستش هست که اصولا" وقت پرداختن به چنين مسائل کوچکي از قبيل قتل زهرا کاظمي را ندارد.
...........
کيهان : بانوي ميلياردر (شيرين عبادی)، پولدارتر شد .عبادي قبلا هم در پوشش جايزه صلح نوبل يك ميليارد تومان از محافل غربي پول گرفته است....ادامه..
برخوردهای دوگانه قوه قضا در کشور گل و بلبل تنها مختص به قوانين زنانه و مردانه نيست و احکام اين نمايندگان خدا برروی زمين ، در مورد خودی ها و غيرخوديها نيز با يکديگر تفاوت اساسي دارند. مثلا" همين جمله پول گرفتن شيرين عبادی از محافل غربي که ميتواند در گويش آخوندی چندين نوع تفسير مختلف داشته باشد برای خوانندگان به معني وابسته بودن شيرين عبادی به محافل غربي ، رشوه گرفتن او از اين محافل و در نهايت دريافت حق الزحمه جاسوسي و وابستگي توسط شيرين عبادی از کشورهای غربي ميباشد ، اما اگر مدعي العموم بخواهد اين جمله را تفسير کند مسلما" نام روزنامه و وابستگيش به ولايت سبب خواهد شد که درآن هيچگونه تهمت ، افترا و يا توهيني نسبت به خانم عبادی نيابد . فراموش نکنيم که برای بستن يک روزنامه ديگر، همين مدعي العموم محترم ميتواند به استناد توهين آن روزنامه به فلان شخصيت ، شبیه بودن مقالات آن با فلان روزنامه ديگر ،و يا حتي شبيه بودن سبيل يکي از کارکنان آن روزنامه با مدير مسئول بهمان نشريه توقيف شده براحتي آن روزنامه را تعطيل نموده و دست اندرکارانش را به دادگاه بکشد.... و يا حتي بدون هيچيک از اين دلايل ، با استناد به فلان قانون مربوط به عهد صفويه در مورد چاقوکشان و تعميم آن به قلم کشان روزنامه مزبور در عرض ايکي ثانيه کرکره آن نشريه را پايين کشيده و تمامي کارکنان آن را از کار بيکار نموده و حتي اجازه نوشتن در ساير نشريات را به اين قلم بدستان مزدور از کار بيکار شده ندهد!!!
................
برپايه خبري از يكي از فرمانده هان ارشد سپاه پاسداران كه ازوفاداران به "جنبش متحد ايثارگران" ميباشد مقتدي صدر درايران ميباشد.براساس اين اطلاعات مقتدي صدر بيش ازبيست روز است كه درايران و در يكي ازپايگاه هاي قرارگاه مقدم نورالمهدي(در حوالي شهر مهران ) توسط نيروي زميني سپاه پاسداران نگهداري و محافظت مي شود.....ادامه...
کي بود که ميگفت اين رجاله ها اصلا" بلد نيستند چطور مملکت را اداره کنند؟آخر از اين هم بهتر مگر ميشود بهانه بدست اجانب داد که براحتي و با حمايت مجامع بين المللي به ايران لشگرکشي کنند؟؟. بابا اينها اصلا" نابغه اند. مسعود بهنود ميگويد که ترجمه غلط و عدم تسلط بعضي از فرماندهان به زبانهای بيگانه سبب شده که مسئله احتمال حمله آمريکا و اسرائيل به ايران قوت بگيرد. در صورتيکه اصلا" نيازی به اينهمه نيست ، حتي احتياجي نيست که فلان نماينده مجلس اعلام کند که بايد از مقتدی صدر حمايت کرد!!چون اين آقايان آنچنان هوشمندانه عمل ميکنند که تنها يکي از سياستهای خردمندانه شان از قبيل پناه دادن به سران القاعده درايران يا همين پشتيباني و حمايت از مقتدی صدر و پناه دادنش در ايران ،يا دادن جوابهای سربالا به آژانس انرژی هسته ای و درفشانيهای مکرر امم جمعه در مورد حق ايران اسلامي جهت حمله به اسرائيل و آمريکا و لزوم استفاده از سلاح هسته ای در مقابله با اين لامذهبان کافيست که پرونده ايران به شورای امنيت احاله شده و همه کشورهای دنيا برای حمله به ايران و دفع خطر تروريسن اسلامي چراغ سبز خود را به آمريکا نشان دهند.

نظر شما چيست؟

|



........................................................................................

Sunday, August 22, 2004

٭ سياستهای ارتجاعي مجلس هفتم

ديرزمانيست که ديگر در اخبارسايتها ، روزنامه ها و حتي در اخباری که در کوچه و خيابان از ملت ميشنويم انتظار خبری خوش يا نويد مسرت بخشي بگوش نميرسد. البته اخباری از از اين دست بسيار است و از شدت تکرار ديگر بصورت عادی درآمده که در صفحه حوادث روزنامه ها و ساير منابع انتشار اخبار هرروز بيش از پيش از وقايعي خبردار شويم که حتي شنيدنش مورا بر تن راست ميکند. آمار خودکشي ، اعتياد، قتل و تجاوز بطور روزافزون رو به صعود است و دراين ميان آنچه حکام به آن ميپردازند تنها تجاوزات بيش از پيش به حريم آزادی وحيطه زندگي خصوصي افراد است. نمايندگان مجلس هفتم که برحسب وظيفه بايد مدافع حقوق موکلان خود و ملت ايران باشند عملا" بصورت ابزاری برای قانونمند وانمود کردن اين اعمال ضد بشری و تضييع حقوق ملت درآمده اند و تنها کار مهمي که بعد ازتشکيل جلسات متعدد جهت تعيين حقوق و مزايا و.... خود انجام داده اند طرح لوايح ارتجاعي در مورد حجاب و منکرات و تشديد مجازات دگرانديشان بوده است.از مجلسي که نمايندگانش انتصابي و در خدمت ولايت ظلم و زور باشند چه انتظاری بيش ازين ميتوان داشت؟ ميفرمايند که پرداختن مجلس هفتم به مسائل عوامانه نشانه عمق بي‌محتوا بودن برنامه‌هاي آنان و توسل به شعارهاي عامه پسند براي جبران خلا ضعف علمي، سياسي، اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي آنان است.» درصورتيکه کيست نداند ديگر در اين مملکت اينگونه شعارهای تاريخ مصرف گذشته و با رنگ ولعابي از مثلا" شرع و احکام ديني ، حتي ديگر عامه پسند هم نيست و ديرزمانيست که حتي عوام نيز ازينگونه فريب و ريای متظاهران متشرع به تنگ آمده اند و حنای اين سالوسان ديگر حتي در بين متعصبان بي عقل و خشکه مغزنيز رنگي ندارد.
در مملکتي که رهبر مملکت ، ولايت فقيه، که عنوان فرمانده کل قوا را نيز يدک ميکشد مصرف روزانه مواد مخدرش برابر با هزينه زندگي چندين خانواده باشد چنين صحبتهای مضحکي تنها ميتواند خنده ای از سر ناچاری ، تسليم و ياس برلبانمان بنشاند وقتي که عباس کاکاوند، عضو سابق هييت تحريره "رسالت"ميفرمايند : جناب آقای حداد عادل ،چرا آقای باهنر که فرد معتادی است نايب رئيس مجلس شده است؟اين چرائي که جناب کاکاوند مطرح کرده اند جز اينگونه تبسم دردناک چه جوابي ميتواند داشته باشد؟
چه چيزمان به ديگران ميماند که توقع پيشرفت و بهتر شدن اوضاع را با وجود حکومتي همچون جمهوری اسلامي داشته باشيم؟دامنه سياستهای ارتجاعي حکام تا بدانجا کشيده شده که در همه ابعاد داخلي و خارجي مضحکه خاص و عام شده ايم و تمام دنيا به ايران ، حکومتش و بالطبع ملتي که درزير يوغ اين حکومت زندگي ميکند به چشم افرادی مرتجع ، خشکه مغز و بي منطق مينگرد.حق هم دارند، مسخرگي حرکات اخير حکومت اسلامي در المپيک آتن را بجز اين چه ميتوان نام نهاد؟ازبين تمامي رشته های ورزشي ارائه شده در اين مسابقات جهاني فقط درتعداد محدودی ازآنهاورزشکاران به رقابت پرداخته اند، جای بانوان ورزشکار که طبيعتا" مانند هرسال در المپيک خاليست و تازه اينها گوشه کوچکي از مزايای حکومت اسلامي وسياستهای ارتجاعي آن که در همه جوانب و حيطه خصوصي افراد مداخله کرده و تبعات بين المللي آن است .
به نمونه عکس دونده زن ايراني در المپيک آتن توجه بفرماييد:

نمونه های ديگر نيز بسيارند: استفاده از تعزيه و عزاداری آهنگين بجای پخش موسيقي فولکلور ايراني در مراسم افتتاحيه المپيک، خودداری ورزشکاران از مسابقه دادن با ورزشکاران اسرائيلي (که مسلما" به امر حکومت بوده)وعدم شرکت بانوان در بسياری از رشته های ورزشي در المپيک آتن بدليل لاينجل ماندن مسئله حجاب آنان در کشورهای خارجي و ساير اعمال مضحکي ازين دست وجهه ايران را درحد رژيم طالبان و حتي بدتر ازآن پايين آورده است و البته دراين امر نيز همان اصل دروغ و فريب و ريای اسلامي با عنوان تقيه مورداستفاده قرار ميگيرد ، آنجا که اعلام ميکنند آقای ميراسماعيلی در واقع به دليل اضافه وزن از دور رقابت های وزن دوم کنار گذاشته شده و خودداريش از مسابقه با رقيب اسرائيلي از روی عمد نبوده در واقع به اين مسئله اعتراف ميکنند که به قباحت اين عمل واقفند و ميدانند که ربط دادن مسائل سياسي در مسابقات المپيک و اينگونه مراسم جهاني عملي احمقانه است. اما بدليل آنکه ناچارند از اينگونه سياستهای احمقانه تبعيت کنند بنابراين تقيه ميکنند و بجای اعلام دليل اصلي خودداری جودوکار ايراني از مصاف با حريف اسرائيلي چنين وانمود ميکنند که اين عمل تنها بخاطر اضافه وزن ميراسماعيلي بوده است ، که البته چنين بهانه های واهي موجب فريب برگزارکنندگان مسابقات نشده و کل کاروان ورزشکاران ايران را در معرض مجازات قرار ميدهد.

*************
درباره کانون وبلاگنويسان ايران

تشکيل کانون وبلاگنويسان ايران و اتحاد بين وبلاگشهريها درراه هدفی مشترک که همانا دفاع از آزادی بيان و اعلام مخالفت با سانسور ، فيلترينگ و هرآنچه اين آزادی را زير سوال ببرد اکنون به مراحل عملياتي خود رسيده وتاکنون بيش از 140 نفر از دوستان به اين کانون پيوسته اند. مسئله به همين سادگيست که لرد شارلون عزيز بيان ميکند: يک سری انسان هستند که در فضای مجازی می‌نويسند. يک عده‌ای‌شان دور هم جمع شده‌اند و تلاش دارند با تکيه‌ی بيشتر بر "بعدِ اينترنتی و مجازی حقوق ِ طبيعی انسان‌ها"، حقوقی که همه‌ی انسان‌ها بايد داشته باشند و يک عده‌ای‌شان ندارند را به دست آورند يا اگر مشکلی در اين زمينه برای کسی پيش آمد، بتوانند به کمکِ هم در جهتِ احقاق حق‌اش کاری کنند....(ادامه)
اگر دوستاني قصد پيوستن به اين حرکت جمعي را دارند بهتر آن است که از همين حالا به گروه بپيوندند چون هم اکنون در مرحله رای گيری و تصويب منشور و اساسنامه کانون هستند و اگر نظر خاصي دراين رابطه داشته باشند ميتوانند از حق رای خود استفاده نموده و به اين حرکت، جهتي که به آن باور دارند را اعمال نمايند.پيش نويس منشور و اساسنامه کانون در
اينجاست. مطالعه آن وقت زيادی نخواهد گرفت و حتي بدون عضويت در کانون نيز ميتوان در قسمت کامنتها پيام گذاشت و نظر خودرا بيان نمود.. اميد است که با شرکت گسترده وبلاگشهريها در رای گيری مفاد منشور و اساسنامه و تشکيل انجمني يکپارچه و متحد در بين وبلاگنويسان فارسي زبان لااقل به خودمان ثابت کنيم که آنچه در مجامع بين الملي در مورد ايران و ايرانيان مي انديشند جنبه عام نداشته و تنها در نتيجه سياستهای غلط جمهوری اسلامي و تاثير اين سياستها در روابط بين الملليست که به اشتباه چنين تفکر برخورنده ای در مورد قوم ايراني در بين جهانيان القاء شده است.فرم درخواست عضويت در اينجاست.نظرات ساير همشهريان را نيز در اينمورد در وبلاگ اعضای کانون ميتوانيد بخوانيدو اگر تمايل داشتيد بعد از عضويت پسوورد اين وبلاگ دراختيارتان قرار خواهد گرفت تا شما هم مطالب خودرا دراين زمينه در وبلاگ اعضا بگذاريد. منتظر شما دوستان آزاده وبلاگشهری هستيم .
نظرشما چيست؟
|


........................................................................................

Thursday, August 12, 2004

٭ کانون وبلاگنویسان ایران
کانون وبلاگنویسان ایران
مدتی پیش گروهی که در وبلاگشهر چندان هم شناخته شده نبودند به فکر تشکیل انجمن وبلاگنویسان افتادند. البته انجمنی که این دوستان تصمیم به ایجاد آن گرفته بودند علیرغم ادعای غیردولتی بودن آن  ناچار بود که به قوانین کشور تن دردهد چون این دوستان قصد داشتند به این انجمن جنبه قانونی بدهند و آن را از طریق قوانین دولت جمهوری اسلامی به ثبت برسانند. وبلاگ پدیده ایست که فقط در فضای مجازی سایبراسپیس  وجود دارد و طبیعت آن نیز بنا به محیطی که درآن رشد پیدا نموده مجازیست. بنابراین وبلاگها نمیتوانند جهت مصرف در محدوده جغرافیائی خاصی تولید شده و از قوانین ان محدوده خاص (مثلا" یک کشور ) تبعیت کنند. انجمنی که این دوستان قصد ايجاد آن را داشتند ناچار بود به قانون جدید جرائم اينترنتی گردن نهاده و طبعا" تابع قوانین قضائی کشور باشد چون پیش شرط پذیرش دولت برای قانونی محسوب شدن این انجمن  تابعیت آن از قوانین جمهوری اسلاميست. علاوه برآن شرایط عضویت دراین انجمن بصورتی بود که همه اعضاء میبایست بصورت حقیقی در آن ثبت نام کنند(گیرم که قرار بود اطلاعات اعضا محرمانه مانده و بصورت عمومی منتشر نشود که میدانید در مملکت محروسه ایران و در رژيم اسلامی چنین موردی از محالات است  و به محض تشکیل چنین انجمنی اولین اقدام سازمان  اطلاعات رژيم ثبت دقیق   مشخصات اعضا  خواهد بود علی الخصوص که مکان فیزیکی دفتر انجمن مربوطه قراربود در تهران باشد و در نتیجه دم چک سازمان اطلاعات...) همه این موارد سبب شد که این حرکت پا نگیرد و دلایلي که مخالفان تشکیل این انجمن در وبلاگهایشان نوشتند به حدی مستدل و منطقی بود که حتی پادرمیانی حسین درخشان( و اعلام ایشان مبنی بر نیاز وبلاگشهر به یک انجمن که وبلاگنویسان ایرانی را دربر گیرد) نیز نتوانست موجب ایجاد چنین انجمنی گردد. در حدود یکماه پیش عده ای از دوستان با درنظر گرفتن تمامی دلایل  مخالفان تشکیل انجمن وبلاگنویسان  و بررسی  جوانب کار بطوریکه تمامی آن استدلالات را دربر بگیرد تصمیم به ايجاد انجمنی با عنوان کانون وبلاگنویسان ایران گرفتند  که موارد زیر در آن لحاظ شده  باشد:
1-  عدم تابعیت از قوانین يک کشور يا محدوده  جغرافيائي خاص ودر عوض  تابعیت از قوانین نانوشته اخلاقی و پذیرفتن قوانین بین المللی که در اینترنت حاکم است
2- مختار بودن اعضاء در استفاده از هويت حقيقي شان و يا هويت وبلاگي و مجازی  در کانون
3- عدم وابستگي کانون به يک ايدئولوژی ، مذهب و يا خط سياسي خاص که اجازه ميدهد افرادی با گرايشهای مختلف و عقايد حتي متضاد در مورد مذهب ، سياست در راه يک هدف مشترک با يکديگر متحد شوند.
4- فارغ از هرگونه محدودیت برای پذیرش اعضا 
5-پشتیبانی فنی و حمایت از وبلاگنویسان در برابر مشکلات وبلاگنویسی در کشور

خوشبختانه اين حرکت اکنون به مرحله عملي رسيده و عده ای از دوستان پرسابقه  وبلاگشهری اقدام به تشکيل اين کانون و عضوگيری موقت نموده اند. وبلاگي نيز جهت اطلاع وبلاگشهريها از خصوصيات ، ماهيت و همچنين قوانين کانون و شرايط عضو شدن درآن در اين آدرس ايجاد شده است. در وبلاگ پنلاگ يک فرم درخواست عضويت نيز تعبيه شده است که وبلاگنويسان ميتوانند درصورت تمايل با وارد نمودن نام وبلاگ و ادرس آن و ايميل آدرس خود در فرم مربوطه درخواست عضويت  نمايند.
بطور کلي اين کانون قرار نيست دربرگيرنده تمامي وبلاگنويسان  ايران باشد بلکه نماينده گروهي از وبلاگنويسان خواهد بود که در عين داشتن عقايد ، مذاهب و خطوط سياسي مختلف تنها اشتراکشان  حمايت  ازآزادی بيان و مخالفت با هرگونه حرکتيست که اين آزادی را زير سوال برده يا مخدوش نمايد.تنها شرط عضويت در اين کانون  اعتقاد به اين هدف  مشترک و داشتن يک وبلاگ شخصيست. از آنجائيکه اين کانون  در محيط مجازی سايبر اسپيس تشکيل شده است ، هيچگونه جلسه و اجتماع نيازمند به مکان فيزيکي  درآن تشکيل نميشود و نيازی به معرفي افراد با نام حقيقي شان نيست. البته منعي نيز برای آن وجود ندارد و هرکس که مايل باشد ميتواند به انتخاب خود از نام حقيقي اش و و يا هويت وبلاگي خود برای عضويت در کانون استفاده نمايد. اهداف اين کانون در بدو تشکيل محدود به اصل کلي حمايت از آزادی بيان و مخالفت با سانسور و فيلترينگ وبلاگهاو يا دستگيری وبلاگنويسان و حمايت ازآنها و پشتيباني فني وبلاگنويسان در اينترنت ميباشد، که البته اين حمايتها نيز با درنظر گرفتن بي طرفي کانون در امرسياست و ايدئولوژی  صورت ميگيرد .به همگي دوستان و وبلاگشهريها پيشنهاد ميکنم که سری به اين وبلاگ بزنند. منشور و اساسنامه کانون را مطالعه کنند و اگر مایل بودند در آن عضو شوند.توضیح اينکه هنوز کليت کانون بطورکامل تدوين نشده و تعريف کلي آن موکول به بالا رفتن تعداد اعضا (حداقل 100 نفر) و رای گيری عمومي ميباشد بنابراين  به سفارش شبح عزيز : حتي اگر مخالف تاسیس چنين کانونی هستید ميتوانيد به عنوان عضو موقت در اين حرکت جمعي شرکت کرده و در رای گيريها در مورد ماهيت کانون و حتي تصميم گيری برای تاسيس يا منحل نمودن آن نظر خودرا اعلام فرماييد.
............... 


لينکهای مربوط به کانون وبلاگنويسان ايران:
 
برای عضويت در کانون و شرکت در گفتگوها و بحثهای کانون به اين آدرس مراجعه کنيد
برای خواندن منشور و اساسنامه پيشنهادی کانون  به اين آدرس مراجعه کنيد.
ضمنا" گروهی در ياهو  و همچنين انجمني در اورکات  و وبلاگي  در بلاگ اسپات جهت درج مطالب اعضای کانون و نظرات آنها نيز  ايجاد شده است که پس از عضويت در کانون آدرس آنها و دعوتنامه برای عضويت درآنها برايتان ارسال خواهد شد.    
  
نظر شما چيست؟
|





........................................................................................

Monday, August 09, 2004

٭ نمونه ای از سوابق افرادی که به عنوان نماینده انتصابی به مجلس هفتم راه يافته اند:
بعد از فاطمه آليا و لاله افتخاری که بخاطر تکرر فرمایشات مضحکشان در مجلس شهرتی بهم زده اندسوابق جناب عبدالحمیدشجاع نیز قابل توجه است:
لینک ازپيک ايران: هنگامی که اعضای هیات علمی دانشگاه علوم پزشکی شیراز پس از دیدار با آیت الله حائری (امام جمعه شیراز) خود را آماده می کردند که نماز جماعت را به امامت ایشان برگزار کنند، دکتر علی مظفریان استاد برجسته دانشگاه خود را به آرامی کنار کشید تا نماز خود را در کنار خیابان و بیرون از منزل امام جمعه برپاکند و وقتی علت جدایی از جماعت را از وی جویا شدند صادقانه جواب داد که منزل امام جمعه مصادره ای و غصبی است و نماز در آن اشکال دارد. یکی از حاضران که عضو رسمی کادر اداره اطلاعات فارس و از قضا دانشجوی سالهای آخر پزشکی بود از این واقعه یک گزارش مفصل تهیه کرد و به مقام مافوق خود (آقای "فرجی" مدیرکل اطلاعات فارس پس از انتقال" کاظمی") داد تا همهمه ای در میان مقامات امنیتی برانگیزد. در این گزارش از محبوبیت روزافزون دکتر مظفریان نزد دانشجویان ، اساتید و برخی سرمایه داران مقیم کشورهای عربی حوزه خلیج فارس ابراز نگرانی شده بود. البته آنچه کار این استاد آزاده را مشکل ساخت آن بود که وی از اهل تسنن بود و پیشنماز مسجد الحسنین در نزدیکی پل باغ صفای شیراز. مسجدی که مرکز تجمع بزرگان اهل سنت در جنوب شده بود و می رفت تا شهرتی منطقه ای بهم زند.
کمتر از یک ماه پس از این واقعه، دکتر مظفریان بازداشت شد و تحت چندین ماه شکنجه هولناک به جاسوسی و همجنس بازی اعتراف کرد و این اعترافات از تلویزیون پخش شد! در تمام مدت بازجویی و شکنجه همان دانشجوی پزشکی به عنوان کارشناس دانشگاه در اداره کل اطلاعات فارس و بعداً به عنوان "پزشک شکنجه" شاهد و بازیگر ماجرا بود. دکتر مظفریان- تنها پزشک متخصص جراحی سوختگان شیراز- در سال 1371 در ملا عام به دار آویخته شد و کارش پایان یافت اما آن دانشجوی ناسپاس (پزشک شکنجه) مدارج ترقی را یکی یکی طی کرد. منزلی مصادره ای در بلوار جمهوری شیراز سهم وی شد تا با داشتن 5 فرزند همسر دوم خود (معاون پشتیبانی دانشگاه علوم پزشکی شیراز) را در این خانه به حجله ببرد، بورد تخصصی اعصاب و روان به وی اعطا شد، مدتی بر مسند ریاست دانشگاه بوشهر تکیه زد و مهمتر از همه با حمایتهای بی دریغ شورای نگهبان پزشک شکنجه توانست از حوزه انتخابیه برازجان به مجلس هفتم راه یابد.
آقای دکتر "سید عبدالمجید شجاع" که روزگاری را در این مراقبت گذرانده که زندانیان زیر شکنجه نمیرند تا دردهای تابسوزتری را تحمل کنند اینک بر کرسی نمایندگی مردم تکیه زده است و شاید بحسب عادت طاقت مردم را اندازه می گیرد!
مهمترین مشغولیت دکتر شجاع در حال حاضر ، تصاحب 3600 هکتار از زمینهای مصادره ای مرودشت است که متعلق به آقای "مزارعی" بوده است. وی با گرفتن وکالت رسمی و تام الاختیار به نام خود در تکاپوی انتقال سند و تغییر کاربری این زمینهاست و چندی پیش نیز در یک تماس تلفنی تهدیدآمیز رییس شورای شهر مرودشت را از دخالت در این پرونده برحذر داشته است. البته رییس شورای شهر مرودشت از ماجرای دکتر مظفریان بی خبر است و گرنه وارد این بازی خطرناک نمی شد و به مصادره ای بودن زمینها اشاره نمی کرد.

-------------
حکومت لمپنها

ماجرای قتل بيرحمانه زهرا کاظمي در زير شکنجه و ضربه مغزی بعلت اصابت ضربات کفش توسط سعيد مرتضوي ميرود تا به يکي از معضلات جدی دولت جمهوری اسلامي تبديل شده و پرونده اين جنايت ضد بشری را به دادگاههای بين المللي احاله کند. بيخود نيست که در جلسه محرمانه بين سعيد مرتضوی ، آيت الله شاهرودی و نماينده سفارت کانادا ، قاضي القضات حکومت اسلامي (جناب شاهرودی عراقي) چنين اظهار ميکنند که اين مسئله تاکنون بيشترين لطمه را به نظام جمهوری اسلامي زده است. روابط خارجي بين ايران و ساير کشورها پس از اين عمل وحشيانه رو به سردی گذاشته و عدم ترتيب اثر دادن به درخواستهای دولت کانادا در مورد انتقال جسد به آن کشور و تحويل مسئولان قتل زهرا کاظمي جهت محاکمه موجب شده که روابط اين دوکشور بيش از پيش تيره گردد. مقامات سفارت کانادا خواستار آن شدند که بررسي به مسئله تجاوز جنسي به زهرا کاظمي در دستور کار جلسه سوم دادگاه نمايشي متهم به قتل خانم کاظمي قرار گيرد و التيماتوم دادند که درصورت عدم مطرح شدن قضيه بار ديگر خواهان نبش قبر و تحويل جسد به دولت کانادا خواهند شد. اما قاضي القضات عراقي الاصل ايران اسلامي در پاسخ گفته است که : مسئله تجاوز بايد منتفی اعلام شود، در هر حال برای ما اين مسئله از روز اول تهمت بوده و هنوز هم تهمت است، ما قتل اين خانم را که به نظام ما بيشترين لطمه را زده است می پذيريم، ولی مسئله تجاوز و مطرح کردن آن برای ما محال است، بنا بر اين در خواست آن نيز کار عبثی ست... . از آن مضحک تر جواب سعيد مرتضوي به سفير کاناداست که ميگويد: .... آخر مگر اين خانم چه تحفه ای بوده است...! حمق و جهالت نهفته در اين جمله ابلهانه نشانگر طرز تفکر و اصالت رجاله هائي امثال سعيد مرتضوي وساير مقامات جمهوری اسلاميست که در اين مملکت به قدرت رسيده اند و همه چيز را با ميزان عقل و شعور اندک و بيمايه خود ميسنجند. به ذهن کوچک و حقير اين مزدور حکومت حتي خطور نميکند که منظور نظر سفير کانادا از ايراد اين اتهام اثبات اعمال شکنجه در مورد خانم کاظمي به منظور گرفتن اقرار و يا وادار کردن متهم به گردن گرفتن اتهاماتي که هرگز مرتکب نشده ميباشد. اين جانور حقير و قابل ترحم همه چيز را ازديد بسته و ارتجاعي خود مينگرد و چنين درنظر ميگيرد که اگر قرار است به کسي تجاوز شود فقط به منظور لذت جنسيست و حتما" بايد جوان و خوشگل و خوش اندام باشد تا متجاوز متلذذ شود!!؟!!! و يا شايد اين رجاله تنها خودش را به نفهمي ميزند و با اين جواب احمقانه تظاهربه ناداني ميکند. در پايان با رد درخواست دولت کانادا چنين مطرح ميکند که : شما هيچ چيز از جسد زهرا کاظمی بدست نخواهيد آورد! چون ميداند که با تزريق عمدی مواد شيميايي به جسد قبل از دفن ، در همان يک ماه اول جسد کاملا" متلاشي شده و هيچ نوع بررسي از بقايای بجا مانده ازآن ممکن نيست.جناب هاشمي شاهرودی بيخود نسبت به اين اتهام تجاوز حساسيت دارند. کيست که نداند در زندانهای ايران به منظور گرفتن اقرار، به زندانيان (چه زن و چه مرد) تجاوز ميشود و حتي در سالهای دهه 60 به فرمان خميني کبير حتي به زندانيان محکوم به اعدام نيز قبل از اجرای حکم تجاوز ميشد و با اين عقيده احمقانه اسلامي که دختر باکره اگر کشته شود به بهشت ميرود اين تجاوز بصورت عمدی و کاملا" قانوني انجام ميشد که نکند يکوقت درآن دنيا دختران مجاهد و فدائي به بهشت بروند. سرنوشت اين دنيايشان که به دست اين دژخيمان افتاده بود برايشان کافي نبود که به اين وسيله ميخواستند سرنوشت آن دنيای اين تيره بختان را نيز خود معين کنند!! اينگونه اعمال هرروزه چهره کريه حکومت اسلامي را بيش از پيش در برابر جهانيان به نمايش ميگذارد و نشان ميدهد مذهبي که داعيه نجات انسانها را دارد چگونه آلت دست اراذل شده و کمر به قتل انسانيت بسته است.
اينگونه درفشانيهای مفتضح در بين مقامات و مسئولان حکومت اسلامي از قدمت زيادی برخوردار است. مثلا" بعد از فاطمه خانم آليا چشممان به خواهرمکتبي لاله افتخاری روشن که نماينده انتصابي تهران هم تشريف دارند و مشعشع ترين عملي که بنام نماينده مجلس تاکنون انجام داده اند پيشنهاد براي برگزاري دوره هاي تخصصي همسرداري به روش حضرت زهرا! بوده است و اميد است که دامنه خدمات ايشان به همين جا ختم شود و از خود نبوغ بيشتری تشعشع نفرمايند. يا حتما" خاطرتان هست آن نماينده بندرعباس که سوراخ اوزون را ميخواست با بتون آرمه بگيردو احتمالا" الان که مرحوم شده است روح مبارکشان درحال ماله کشي در بالای ابرهاست! يا فرمايشات عاليجناب خاکستری جناب هاشمي رفسنجاني دامت برکاته که چشم بسته غيب ميگويند و از برکات جمهوری اسلامي اين نمونه را مثال مي آورند که در 25 سال قبل تلفن همراه نداشتيم ولي الان 3 ميليون و نيم تلفن همراه درکشور داريم.البته احتمالا" ايشان يادشان رفته که 25 سال پيش هنوز تلفن همراه در هيچ جای دنيا وجود نداشته که بخواهد درايران وجود داشته باشد يا شايد نميدانند که همين تلفن همراه فعلي هم وارداتيست و تکنولوژی آن مربوط به کشورهای ديگر است ، همان کشورهائي که ايشان ادعا ميکنند به رغم تحريم آنها ايران توانسته است در تکنولوژی پيشرفت کند!
با افتادن قدرت به دست ارتجاعيون در مجلس هفتم عجيب نيست وقتي ميشنويم برخوردهای غيرانساني با مردم به بهانه بدحجابي و منکرات هرروزه بيش از پيش شدت ميگيرد و وقوع جريان مضحکي همچون برگرداندن خبرنگاران از چين به بهانه زدن کراوات که ديگر عزت و آبروئي برای حکومت ايران در محافل بين المللي باقي نگذاشته است.
.........

ماروزنامه نگاريم . اين نام وبلاگ گروهيست که توسط عده ای از روزنامه نگاران در حمايت از متحصنين معترض به نقض آزادی بيان ايجاد شده است. دوستان ، امروز نوبت روزنامه ها بود فردا نوبت ماست. شايد بهتراست بگوييم به فردا هم نخواهدکشيدواز هم اکنون آغاز شده است. باحمايت ازاين هموطنان آزاده مان به رجاله های حکومت اسلامي نشان دهيم که هرجا فريادی برضد استبداد، ديکتاتوری و خفقان باشد ما هم ايستاده ايم و ازآن حمايت ميکنيم.



نظرشما چيست؟
|


........................................................................................

Saturday, August 07, 2004

٭ گراني و تورم بيداد ميکند
جمهوری اسلامي در طي 25 سال حکومت استبدادی موفق شد تمامي گروههای مخالف و دگر انديش را در داخل از کشور از بين ببرد، اشخاصي که ممکن بود روزی به عنوان آلترناتيو مطرح شوند چه در داخل کشور و چه در خارج از آن توسط گروههای ترور وابسته به حکومت يا مزدوراني که در استخدام آن بودند از بين رفتند. جمهوری اسلامي اگر در اين گونه اهداف بصورتي کاملا" موفق عمل نموده اما در عوض از لحاظ اقتصادی پس از گذشت ربع قرن هنوز موفق نشده است سيستم اقتصاد را بصورتي طراحي کند که احکام اقتصادی اسلام را با حقيقت جاری مملکت آشتي دهد . پاشنه آشيل جمهوری اسلامي اقتصاد است و حکومت از لحاظ اقتصادی کاملا" شکست خورده است.سودجوئي و سوء استفاده محافل بازاری وابسته به حکومت و برخورداريشان از رانت حکومتي سبب شده که قشر عظيمي از توده مردم در مقابله با غول تورم و گراني کمرشان خم شده و زير خط فقر بسر برند. آقازاده ها و خود عاليجنابان چنان رفتار ميکنند که انگار در سرزميني بيگانه به جمع آوری غنايم مشغولند. دايره ای از لجن بدورشان کشيده شده و دستها آنچنان آلوده اند که نميتوان حتي بصورت موضعي با بعضي که بي محابا تر از ديگران به غارت ميپردازند برخورد قانوني نمود. چون همه به يکديگر وابسته اند ، يکي از ديگری آلوده ترند و اگر تحت فشار قرار گيرند نه تنها خود بلکه ديگران را نيز با خود به زير خواهند کشيد. چنين است که دراين مملکت هيچ يک از دادگاههائي که دررابطه با جرائم اقتصادی تشکيل ميشود به نتيجه نميرسد. به نتايج محاکمات اقتصادی 23 ميليارد اختلاس بانک ملت، اختلاس بانک صادرات ، عواملي که داشت به ورشکستگي بانک تجارت مي انجاميد ، اختلاس عوامل قوه قضائيه ازبيت المال و جريان پتروپارس و دادگاه شهرام جزائری وصدها مورد ديگر که بنگريد در تک تک آنها جای پای مسئولان حکومتي ، عاليجنابان ، آقازاده ها و عوامل وابسته به حکومت اسلامي مشهود است. بديهيست که از حاکمان نميتوان انتظار داشت که خود را محاکمه و محکوم کنند. در چنين وضعيت بغرنجي که دزد و پاسبان ، حاکم و محکوم و قاضي و متهم دستشان در يک کاسه است و از گوه کاريهای يکديگر با خبرند هرگونه تلاش برای اصلاح پيشاپيش محکوم به شکست است و نتيجه آن است که تمامي فشار ناشي از حرص و آز آقايان بردوش آن 80 درصد بقيه مردميست که درزير خط فقر با مشکلات اقتصادی دست و پنجه نرم ميکنند و در چرخ دنده های ماشين معيوب اقتصاد اسلامي له ميشونددر جريان محاکمه شهرام جزايری شاهد بوديم که چگونه از رئيس مجلس و نمايندگان آن تا دفتر رهبری و رياست جمهوری همه و همه در اين افتضاح اقتصادی از قبل ارتشاء و باجگيری منتفع شده بودند و نتيجه آن ميشود که شهرام جزائری در داخل زندان آنقدر آزادی عمل دارد که همسر دوم اختيار ميکند و يا آن يکي (رفيق دوست ) در جريان گذراندن دوره زندان نمايشي اش به عنوان نماينده خريد زندان مامور به رفتن به اروپا و آلمان شده و در حال گذراندن ماموريت تفريحي خود به ريش ملت ايران که از حکام اسلامي انتظار عدالت دارند ميخندند
روزگاری به اشتباه فکر ميکردم که عدم شرکت مردم در انتخابات و سرنوشت آينده کشور ناشي از تحريم حکومت توسط ملت و نوعي مبارزه منفي برای نشان دادن مخالفتشان با جمهوری اسلاميست. البته اين هم هست ، اما تنها برای يک قشرمتوسط. در قشر پايين اجتماع اين رفتار ناشي از پارامترهای ديگريست که حادث ميشود و به آن تنها ميتوان بي تفاوتي نام نهاد. بي تفاوتي مردمي که به عينه ميبينند شرکت يا عدم شرکتشان در انتخابات و برنامه های حکومتي بي اثر است و آنانکه بايد انتخاب شوند بصورت انتصابي از سوی حاکميت برگزيده خواهند شد . درنتيجه خود را ملزم نميبينند که به اين بيگاری تن داده و توجه خودرا به مسائل اساسي ديگری که برای حياتشان ضروريست معطوف ميکنند و اين مسائل برای قشر ضعيف جامعه چيزی نيست به جز مشکلات اقتصادی آنها! فشار اقتصادی سبب ميشود تمامي تلاش افراد در جهت يافتن راهي برای متعادل نمودن هزينه و درآمد معطوف گردد.
..............................
با انقلاب به اصطلاح فرهنگي سيستم آموزشي آکادميک دگرگون شد و اساتيد دانشگاهها و دانشجويان تصفيه شدند. خيل بيشماری از افرادی که شايستگي ورود به دانشگاهها را نداشتند در قالب سهميه نهاد و بنياد وارگانهای وابسته به حکومت ، فقط به منظور کسب مدرک به دانشگاهها راه يافتند و بعدا" با گذشت زمان همين افراد به عنوان اساتيد دانشگاهها و مسنولان حکومتي به داخل سيستم راه پيدا کردند.با اعمال قوانين گزينشي سفت وسخت راه ورود به مقاطع بالاتر تنها برای افرادی که از لحاظ عقيدتي مورد تاييد بودند ( و متاسفانه به همان اندازه از لحاظ تخصص ضعيف بودند) باز شد و متخصصين طراز اول به جرم دگر انديشي طرد شدند. دکترين اقتصادی نظام جمهوری اسلامي اکنون بدست همين فارغ التحصيلان مقاطع عالي ست که تنها به يمن استفاده از سهميه ها و بورسيه های دولتي و نه بخاطر تخصص و ديد فني و استعدادخود به اين درجه نائل آمده اند. با وجود چنين متفکران اقتصادی در راس ارگانهای تصميم گيرنده اقتصادی عجيب نيست که يک روز چند نرخ مختلف ارز بنام ارز دولتي و ارز شناور و ارز آزادو... داريم و روز ديگر با واحد نمودن تمامي نرخ ارزها ، بدون تامين پشتيباني لازم از واحدهائي که از سوبسيد استفاده ميکردند ، نرخ ارزاق و خدمات 300 درصد افزايش يافته و ميزان تورم سر به جهنم بزند.
..............................
دوست عزيز ، شما که داری اين مطلب را ميخواني شايد جزو آن 20 درصد مردمي باشي که فشار اقتصادی را چندان احساس نميکنند. اما حقيقت اجتماع در روند زندگي آن 80 درصد ديگر جاريست و اين حقيقت است که تکليف آينده ايران و حکومت اسلامي آن را مشخص ميکند !
کارگر يا معلم يا کارمندی را درنظر بگيريد با حقوق ماهيانه 200 هزار تومان (حد متوسطش را گفتم والا ميدانيد که برای اکثريتشان ميزان حقوق کمتر ازاينهاست) و 4 نفر تحت تکفل (همسر و سه فرزند ، البته اينهم متوسط است ، والا به يمن سياستهای نظام اسلامي نشات گرفته از سياستهای حضرت محمد که ميخواست نفوس اسلام زياد شود تا سربازان بيشتری برای نبرد با کفار و تسخير سرزمينهای غيراسلامي فراهم شود اين رقم بالاتر ازين حرفهاست) . با ميوه کيلوئي 1800 تومان ، گوشت بالای 4000 تومان و مرغ در آب خوابيده کيلوئي 1700 تومان چه کند؟ تازه هزينه بالای لباس و پوشاک و ساير مخارج ديگر هم هست :
مثلا" مخارج بيمارستاني و پزشکي که اسما" بيمه است ولي وقتي به بيمارستان مراجعه ميکند تا مبلغ هنگفتي به صندوق بيمارستان به عنوان وديعه نپردازد بيمارش را پذيرش نميکنند. ليست داروها را به داروخانه ميبرد و درآنجا متوجه ميشود که يکسری از داروهای لازم و ضروری بيمارش که اتفاقا" خيلي هم گران قيمت است در ليست بيمه نيست و بايد از جيب مبارک بپردازد. اگر بيمار نياز به عمل جراحي داشته باشد که ديگر نور علي نور است چون پزشک جراح مربوطه حاضر به انجام عمل جراحي بر طبق نرخ مصوب بيمه نيست و بايد بصورت غير رسمي و بدون اينکه رسيد بگيری پيشاپيش مبلغ مورد درخواست ايشان را بپردازی تا حاضر به انجام عمل شوند.خب البته اين يک راه دارد و آن هم اينکه سعي کند اصلا" مريض نشود!!
يا هزينه ثبت نام بچه ها در مدارسي که هرسال دولت در راديو تلويزيون و جرايد اعلام ميکند مجانيست ، تحصيل رايگان است و هيچ واحد آموزشي حق ندارد به هيچ عنوان مبلغي جهت ثبت نام مطالبه نمايد .اما کارگر ما وقتي مراجعه ميکند ميبيند که نه خير، از اين خبرها هم نيست و آنها دولت را قبول ندارند و مجاني نيست که هيچ ، در بهترين حالتش بايد لااقل 500 هزار تومان بسلفد تا آقازاده اش را ثبت نام کنند ،البته اين جريان در تمام سطوح تحصيل رايگان دولت فخيمه از دبستان و دبيرستان تا دانشگاه ادامه دارد و چون ايشان سه فرزند دارند شانس آورده که ضربدر 3 ميشود .
با حقوق اندکي که ميگيرد فکر اينکه صاحب خانه شود اصلا" قابل تصور نيست و جزو روياهای و آرزوهای خوش زمان استراحت و خوابش است، بنابراين ماهانه مبلغي از اين 200 هزارتومان کذائي صرف پرداخت اجاره خانه خواهد شد (قسمت اعظم آن) و تازه هرسال اين مبلغ اجاره بدون توجه به درصد اضافه حقوق سالانه ايشان بالا ميرود. البته صاحبخانه هم مقصر نيست چون او هم قرباني ديگری از اين سيستم غلط و بيمار اقتصاديست و برای جبران فشار اقتصادی وارده و منتقل نمودن آن از دوش خود به ديگران ، ناچار است بر طبق تورم واقعي موجود در جامعه نرخ اجاره بها را بصورت سالانه افزايش دهد.
فشار اقتصادی به حديست که حتي تامين افزايش اندک هزينه های خدماتي مانند برق و آب و تلفن و گاز ،که به جرات ميتوان گفت در کشورمان نسبت به ديگر کشورها بسيار پايين است (البته اين تناسب صحيح نيست و اگر نسبت درآمد تحصيل شده به نرخ خدمات را درنظر بگيريم بسيار هم نسبت به کشورهای ديگر گران است) از عهده اين کارگر يا کارمند خارج است . در نتيجه ايشان مجبورند دارای 2 يا حتي 3 شغل باشند و چند شيفت در نقش معلم مدرسه ، معلم خصوصي در خانه ، مسافر کش و ويزيتور و... کار کنند تا بتوانند تعادلي بين درآمد و هزينه ايجاد کنند.چنين فردی اصلا" وقت پرداختن به مسائل اجتماعي و فرصت تفکر در مسائل سياسي را ندارد و بيخود نيست که حکومتگران ما به نصيحت حکام اعراب عمل کرده واين نتيجه رسيده اند که برای حکومت بر عجم بايد آنانرا گرسنه نگاه داشت .
اشکال کار اقتصاد دراين است که عوامل اقتصادی بريکديگر بصورت کاملا" مستقيم اثر ميگذارندو مثلا" اگر قيمت دلار يا نفت در بازار جهاني افزايش يابد فردا شما درسبزي فروشي محله تاثير آن را در افزايش قيمت يک دسته تربچه به وضوح مشاهده خواهيد کرد ، به همان سادگي که اين افزايش نرخ دلار در قيمت لوازم يدکي اتومبيل تاثير ميگذارد!! کارگر مورد نظر ما که در شيفت بعدی کارش به عنوان مسافرکش به رتق و فتق امور حمل و نقل مسافران معطل مانده درخيابان ( و همچنين رتق و فتق امور اقتصادی جيب خود) مشغول است ناچار است با مشکل گراني لوازم يدکي نيز کنار بيايد . همينجوريست که وقتي قيمت بنزين بصورت سالانه افزايش پيدا ميکند ايشان هم ناچارند نرخ خدمات حمل و نقل را افزايش دهند و کرايه گرانتری از مسافر مطالبه کنند. مسافر معطل مانده درخيابان ( که آنهم در اثر بيعرضگي دولت در تقويت ناوگان حمل و نقل شهری و مترو زير باران معطل مانده) اگرچه مجبور است برای رسيدن به مقصد کرايه درخواستي را تاديه کند ولي او هم بنا به شغلي که دارد سعي خواهد کرد اين افزايش هزينه را از محل ديگری تامين کند. اگر کاسب است نرخ اجناسش را گران خواهد کرد اگر پزشک است نرخ ويزيتش را بالا ميبرد و اگر کارمند دولت است و راهي برای گرانفروشي خدماتش به دولت ندارد ناچار با دريافت رشوه و حق العمل از ارباب رجوع اين کسری هزينه را جبران خواهد کرد.

بنابراين ملاحظه ميکنيد که با اين سيستم اقتصادی بيماری که يک ملت برادرانه دست درجيب يکديگر کرده و از همديگر ميدزدند عجيب نيست که صفحه حوادث روزنامه ها هرروزه از جناياتي خبر ميدهد( همان چند درصدی که از فيلتر مميزان ميگذرد و حق چاپ دارد، چون نود درصد اين حوادث را به بهانه اينکه باعث تشويش مردم و اذهان عمومي ميشود نميگذارند کسي بفهمد) که حتي خواندنش مورا بر تن راست ميکند و با تعجب و ناباوری خوانندگان مواجه ميشود.
جمهوری اسلامي در مسئله اقتصاد کاملا" شکست خورده است و راهي برای برون رفت ازين وضعيت مغشوش و بهبود وضعيت اقتصادی که درنتيجه ربع قرن رفتار ناعاقلانه و فارغ از آينده نگری حادث شده است ، نخواهد داشت.
نظر شما چيست؟

|


........................................................................................

Tuesday, August 03, 2004

٭
قحط الرجال برای انتخاب رئيس جمهور


نه اشتباه نکنيد، نه اين جريان زنداني شدن مهاجراني حقه ای برای از دور خارج کردن يک کانديد اصلاح طلب از انتخابات رياست جمهوريست و نه ميرحسين موسوی قرار است رئيس جمهور بشود. دليلش هم مشخص است. در مورد مهاجراني که با آن سخناني که رهبر معظم انقلاب در مورد ايشان 4 سال پيش فرمودند و اظهار نظرشان در جرايد دراين مورد ، حتي اينکه اجازه بدهند کانديد شود نوعي تف سربالا به خامنه ای است که مسلما" نه ايشان و نه هيئت نظارتي که قرار است صلاحيت کانديداها را تاييد کند، اجازه چنين توقدی به مقام شامخ رهبری را نخواهند داد.بگذريم ازينکه مهاجراني با آن استعفا و معاملات پشت پرده اش با مافيای قدرت جهت تبرنه خانمش جميله کديور از اتهام شرکت در کنفرانس برلين ديگر حتي از لحاظ اصلاح طلبان هم عمر سياسي اش به پايان رسيد. در مورد موسوی هم ايشان کلا" عادت دارند که دراين بازی تکراری شرکت کنند.بازی از اين قرار است که جناب موسوی هر دوره قرار است که از سوی محافظه کاران کانديد بشود و هردوره هم اتفاقا" به دلايلي (که اهم آن ترس از اردنگ خوردن، آنهم از جنس اردنگي که رفسنجائي و ناطق نوری از ملت خوردند است ) کانديد نميشود. پس جای ديگری بدنبال رئيس جمهور آينده بگرديد. يک جائي دور و بر حسن روحاني و يا لاريجاني...
......
لينکستان
مقاله ای بسيار جالب از عباس معروفی در مورد مهاجراني
کاريکاتور نيک آهنگ کوثرو مقاله اش در همين مورد

نظر شما چيست؟
|


........................................................................................