[نت پد ايراني]


           
Java (J)  JavaScript (JS)  Cookies (C)  Active X (AX)



Sunday, May 30, 2004

٭

زمين نلرز ، خانه های ما سست است
زمين نلرز ، خانه های ما کاه گليست
زمين نلرز ، کودک من در کنج ديوار پر از خالي پهلوی عروسکش خوابيده است.
زمين نلرز، فردا ميخواهم برای عروسي خواهرم کله قند بخرم.
زمين نلرز، هنوز به بي بي نگفته ام که چقدر دوستش دارم.
زمين نلرز، دستهايم هنوز ميل به کار دارند


از کتاب وبلاگستان شهرشيشه ای ، بخش خورشيدخانوم

..........

وبلاگ آيات شيطاني را هم به ليست وبلاگهای فيلتر شده توسط حکومت جمهوری اسلامي اضافه کنيد.
http://ayatesheytani.blogspot.com
..........

پست قبلي ام موجب برداشت اشتباه بعضي از دوستان که در جريان فحاشي اخير حسين درخشان (نسبت به وبلاگنويساني که با نام ناشناس مينويسند) نبودند شده بود. به همين دليل متن کاملش را را دوباره مينويسم.

دنيا همينه دوست عزيز، همه کاسبکار شده اند. بسياری از رفتارها که در گذشته و حال در کتابها از آن بعنوان رذائل نامبرده ميشود در زندگي کاسبکارانه امروز جزو خصائل شده اند و حتي اگر مستقيما" از آنها بعنوان خصائل ياد نشود لااقل با مرتکب آن به ديده اغماض و حتي در پرده با اندکي تحسين پنهان ، نگريسته ميشود . بسياری از مفاهيم هم تغيير کرده اند و بصورتي وارونه ازآنها استفاده ميشود . مثلا" زرنگ بودن .که امروزه يعني توانائي حفظ حقوق خود به اضافه اندکي حق ديگران را خوردن ، کلاهبرداری يا کلاه گذاری ، فرصت طلبي و استفاده موذيانه از فرصتها ست.
برای نمونه به همين حسين درخشان دقت کن. آدميست مثل اکثر آدمهای ديگر که دوست دارد از فرصتها استفاده کند ، حتي اگر توانست جائي در حکومت برای خودش دست و پا کند. برای همين از هيچ فرصتي برای ابراز ارادت به وابستگان رژيم کوتاهي نميکند و در عين حال که ژست روشنفکری و آزاد انديشي ميگيرد خود را چنان به حکومت نشان ميدهد که اهل بخيه است و دنبال قدرت. و نگاه کن به صفوف طرفدارانش ، همين وبلاگنويساني که ايشان را ابوالبلاگر و خدای وبلاگ ميدانند و از عقايدش طرفداری ميکنند. اينها هم از همان دسته هستند که چنين کارهائي را زرنگ بودن ، تيز بودن و مجاز ميدانند. ملاک اينها هيت کنتور است. حالا که حدر (به هر دليلي) از وبلاگي با هيت بالا برخوردار است از نظر اين افراد ملاک قدرت است و چون خودشان هم از جنس اين موجود هستند سعي ميکنند خودشان را بيشتر و بيشتر به کانونهای قدرت نزديک کنند. از نظر اينها قدرت يعني همه چيز و فقط اشکال اينجاست که راه را عوضي رفته اند. نميدانند که حدر . امثال او هيچ نيستند. از هيچ هم پست ترند. هرکسي که بخاطر فرصت طلبي پا روی معرفت ، روی حقيقت بگذارد از پست هم پست تر است.حرامزاده که جای خود دارد.
حرامزاده ها در اينترنت بر چند قسم هستند.
الف) حرامزاده هائي که با نام ناشناس در اينترنت مينويسند. اين نوع حرامزاده ها خود به چند دسته قابل تقسيم بندی هستند که دراينجا فقط به مورد خاص آن ميپردازيم. بعضي ازاين حرامزاده ها کاری به سياست ندارند که مارا با آنها هم کاری نيست.اما آن حرامزادگاني که به سياست ميپردازند يا در داخل کشور هستند يا درخارج از آن. آنهائي که در داخل کشور هستند به اين دليل ناشناس مينويسند چون ميخواهند حرفشان را در وبلاگ بدون سانسور بزنند و عقايد خود را بدون پرده پوشي و ترس از حکومت و داغ و درفش بيان کنند .اينگونه حرامزاده ها معمولا" اگرچه اسم و رسم شناسنامه اي شان را جار نميزنند اما دارای هويت وبلاگي ميباشند. مثلا" وقتي ميگوييم حرامزاده خلبان کور همه کس ميداند که اين حرامزاده دارای وبلاگي به همين نام ميباشد و نثر و نگارشش نيز برای همگان آشناست.
نوع ديگر اين دوستان که در خارج از کشور هستند مثل حسن آقا و شمر نيز دارای هويت وبلاگي مشخص ميباشند. البته شايد عجيب بنظر برسد که چرا اينها که در خارج از کشور هستند و دور از دسترس حکومت پس چرا با نام ناشناس مينويسند. دليلش واضح و مبرهن است . چون اينگونه حرامزادگان علاوه براينکه دارای بستگان و فاميل درايران هستند و نميخواهند نوشته هايشان موجب دردسر برای خانواده شود علاوه برآن بشرط ناشناس ماندن قادر به رفت و آمد به ايران هستند.حالا چه مرضيست که به نام واقعي بنويسند تا وقتيکه وارد مهرآباد شدند دستبند بدست آنجا بروند که عرب ني انداخت؟
ب)آنان که با نام واقعيشان مينويسند. اينگونه خاص نيز دارای انواع و اقسام متعدديست که بازهم فقط به نوع خاص آن ميپردازيم. نوشتن با نام واقعي سبب ميشود که اينها جلوی زبان خودشان را نگهدارند و بقول معروف خودسانسوری کنند. گونه خاصي دربين اين نوع وجود دارد که خودش را خيلي زرنگ و باهوش ميداند و ميخواهد حالا که دارد بنام واقعي مينويسد لااقل سودش را ببرد. اين گونه خاص همراه با جهت باد حرکت ميکند.دماسنج را دائم زيرنظر دارد و بنا به موقعيت زماني ازاين يا آن تعريف ميکند ، آن ديگری را ميکوبد و خايه آنوری را دستمال ميکشد . به اين نوع خاص آپورتونيست يا فرصت طلب هم اطلاق شده که برای نمونه ميتوان از حسين درخشان نام برد. اين شخصيت به محض اينکه هوس ديدار فاميل و بستگان بسرش ميزند و قصد ديدار از خاک وطن را دارد بادنمای وبلاگش به سمت حکومت برميگردد. خامنه ای و لاريجاني را آدمهای پاک ، سالم و وطنپرست ميخواند و در عوض چاک دهنش را ميکشد و آنچه که لايق خود اوست بار مخالفان حکومت ميکند. به شمر و حسن آقا و هر حرامزاده ديگری که با نام ناشناس دراينترنت مينويسد گير ميدهد و خلاصه در خايه مالي سنگ تمام ميگذارد. اين گونه اشخاص در ميزان هوش خود و همچنين ميزان کم هوشي حکومت در اشتباه هستند. زيرا بنا به مثل معروف آدم مومن دوبار از يک سوراخ گزيده نميشود حکومت نيز ميداند که اين ملعون به محض اينکه پايش را ازايران بيرون بگذارد دوباره فيلش ياد هندوستان کرده و انتقادکي از رهبر و حکومت خواهد کرد.البته همين انتقادکها هم بيدليل نيست و در راستای سياست چسباندن خوذ به اصلاح طلبان و نظير اقداماتي چون خريدن دومين بنام اين يا آن اصلاح طلب و وزير و وکيل حکومتي انجام ميشود.
جالب اينجاست که اين شخص با وجود ادعای بهداشتي نوشتنش وقتي پای اهانت به اين وآن دربين است از هر لات چاله ميداني هم در فحاشي وارد تر است وبهداشتي نوشتن از يادش ميرود.وجالبتر اينکه همين شخص باوجود چنين ادبيات مشعشعي باز وبلاگهای ديگر را دامبولي خوانده و خود را سری از سرها جدا میداند.
ميفرمايد که:همزمان آگهی‌ها هم در صبحانه و هم در همين وبلاگ نمايش داده می‌شود که اين مساله آمار بازديدهايش را به ماهی حدود ۴۰۰هزار می‌رساند که در ومقايسه با وب‌سايت‌های ايرانی عدد قابل توجهی است. به اضافه‌ی اينکه خوانندگان اين دو وب‌سايت اصولا با خوانندگان وب‌سايت‌های دامبولی ايرانی خيلی فرق دارند. هم از نظر تحصيلات بالاترند و هم از نظر نفوذ اجتماعی. اگر می‌خواهيد قيمت‌ها را ببينيد يا اينکه درجا يک آگهی يک هفته‌ای برای آزمايش بدهيد، صفحه‌ی سفارش آگهی را ببينيد.
ولي جرات نميکند نظرخواهي مطلبش را باز بگذارد تا ببيند ساير وبلاگنويسان در مورد اين نوشابه باز کردن ايشان برای خودشان ، چه نظری دارند!؟!به هيت بالای کنتور تکيه ميکند که مثلا" اثبات کند خوانندگان سردبير خودم هم از نظر تحصيلات و هم از نظر نفوذ اجتماعي در سطح بالاتری قرار دارند . البته ميدانيم که اصل قضيه فقط جنبه مادی است که ميخواهد هرطور شده از طريق وبلاگش آگهي جمع کند....
اينگونه فرصت طلبان هميشه موفق هستند زيرا زمانه ما بدزمانه ايست و حکومت نيز نياز به اشخاصي ازين دست دارد.توصيه ما به اين دوست گرامي اين است که پايش را روی دم ما نگذارد چون دستش لااقل برای ما رو شده و اگر قرار شود که شمشير را از رو ببنديم بسيار گفتنيها داريم در مورد اين بادبادک پران سياه سابقه حدر نام!!!
زماني رضا قاسمي در الواح شيشه ای نوشته بود:
رسيدن به شهرت آسان است ، اما بدست آوردن اعتبار ، نه.
برای رسيدن به شهرت همه جور راهي هست، اما برای رسيدن به اعبار فقط يک راه: کار، کار، کار.
آنکس که در پي شهرت است به فردا اعتقادی ندارد، حتي اگر آدمي باشد عميقا" مذهبي. و آنکس که در پي اعتبار است ، اعتقاد دارد به روز داوری، حتي اگر آدمي باشد عميقا" لامذهب!


ايکاش امثال حسين درخشان جان کلام را ازاين گفتار ايشان درميافتند و بجای کسب شهرت در پي کسب اعتبار بودند.




|



........................................................................................

Wednesday, May 26, 2004

٭
انواع حرامزاده در وبلاگشهر:


الف) حرامزادگاني که با نام ناشناس در اينترنت مينويسند مثل شمر و حسن آقا و هر حرامزاده ديگری که با نام ناشناس مينويسد!
ب)آنانکه که با نام واقعيشان مينويسند و ضمنا" حالا که با آدرس کامل مينويسند از موقعيت استفاده نموده و کمي آنجای اصلاح طلبان را ماليده کمي اونجای لاريجاني و خامنه ای را مستفيض فرموده ضمنا" محض خالي نبودن عريضه و عرض ارادت دائم برای اين آن (که در داخل حکومتند البته) دومين مجاني ميخرند!!!در گذشته نه چندان دور به اينگونه اشخاص آپورتونيست و فرصت طلب اطلاق ميشدو البته برای اين طيف نام حرامزاده استعمال نميشود که اگر بشود همه حرامزادگان به اين ظلم آشکار اعتراض خواهند نمود.

.............

ميگن يارو رو تو ده راه نميدادن سراغ کدخدارو ميگرفت!


يه يارو ديگه(حداد عادل) هم بود که تو مجلس ششم راهش نميدادند وسراغ رئيس مجلسو ميگرفت. ميگفتند با تقلب نفر آخر شده و بزور فشار خامنه ای وارد مجلس شده و ازين حرفا ... هيچ کس هم نپرسيد که واسه چي داره سراغ رئيس مجلسو ميگيره که الان تو مجلس هفتم خودش شد رئيس مجلس!!!
..........

رابطه گودرزی و شقايقي
ايران در اعتراض به اقدامات نيروهای آمريکايی در شهرهای مقدس نجف و کربلا در عراق، دو رشته مسابقات کشتی و شمشيربازی در شهرهای آتلانتا و نيويورک آمريکا را تحريم کرده است.
احتمالا" آمريکا بخاطر اين اقدام ايران در همه ايالتها عزای عمومي اعلام خواهد کرد!!
..........

دليل محکم برای گازگرفتن!!

يک عضو هيات نظارت بر مطبوعات علت گاز گرفتن سحر خيز توسط محسنی ازه ای را شرح داد : آفای سحر خيز انقلاب اسلامي و رژيم طاغوت را باهم مقايسه کرد و در ضمن بحث به انقلاب و مردم اهانت كرد و آقاي محسني هم به وي تند پاسخ داد كه چرا به مردم و انقلاب اهانت مي‌كنيد و شايد شما قياس به نفس مي‌كنيد كه همين مشاجره به درگيري انجاميد ( آقای محسنی اژه ای ، رئيس دادگاه روحانيت ،قندان را به سوی سحر خيز پرتاب و سپس وی را گاز گرفت).
آهان، خوب شد گفتيد. حالا شد يه چيزی !!!!ما بين سگ و خر در شک بوديم که مشخص شد سگ رد است !

...........

بنا به گزارشهاي دريافتي , دانشجوئي به نام حسن حسن پور در گناباد زير شکنجه هاي وحشيانه ماموران حکومتي به قتل رسيده است. اين گزارشها حاکيست که اين دانشجو مدتي ناپديد شده بود و اثري از وي ديده نمي شد ولي بعد از يک هفته ماموران به خانواده اش اطلاع مي دهند که براي تحويل گرفتن جنازه فرزندشان به پزشکي قانوني مراجعه کنند. گفته مي شود بعد از مراجعه به پزشکي قانوني , مشخص مي شود که اين دانشجو در زير شکنجه هاي قرون وسطائي ماموران جمهوري اسلامي کشته شده است. ماموران رزيم اسلامي به خانواده اين دانشجو گفته اند حق برگزاري تشييع جنازه وی را ندارند.



|




........................................................................................

Tuesday, May 25, 2004

٭
ادبيات جديد حسين درخشان


جناب درخشان ، شما که از رفقای گرمابه و گلستان شمس الواعظين و طرفدار ادبيات بهداشتي بوديد. چه شده است که يکهو به سيم آخر زده ايد و چنين متون نغزی مينويسيد؟ يکوقت رفيق شفيقتان آقا ماشاالله شمس الواعظين از دستتان دلخور ميشود، نکنيد اينکارها را.... هرچند که برای دريافت امان نامه جهت ورود به خاک ايران و به سلامت خارج شدن تنها کافي نيست که لاريجاني و خامنه ای را آدمهای خوب و مثبتي بناميد ، لازم است چند تا فحش هم به مخالفانشان بدهيد تا ضمانت تان دوقبضه شود. راستي جناب حدر عزيز، چرا از فضای وبلاگ سردبير خودم برای چنين ادبيات وارسته ای استفاده نميکنيد و آشغالهايتان را در خانه همسايه ميريزيد؟
نخ بده ، بادبادک را نخ بده که خوب اوج گرفته ، فقط مواظب باش يکوقت نخش درنرود که ...
(ضمنا" به بستن نظرخواهي وبلاگت در مورد نوشته هائي که تراوشات ذهني ات کمي بودار است ادامه بده ، روش خوبيست برای سانسور عقاید دیگران)
زياد هم نگران رفت و آمدت به ايران نباش. دفعه پيش که آمدی مگر اتفاقي افتاد؟ امسال هم مي آيي و مي روی و آب از آب تکان نميخورد چون اينها هيچوقت امثال تو را جدی نگرفته اند و نخواهند گرفت.

===============

روزگار غريبيست نازنين


امشب در اخبار صدا و سيمای ضرغامي (لاريجاني سابق) خبری بود با عنوان : دکتر احمدی نژاد شهردار تهران......راستش نميدانستم اين جناب احمدی نژاد کی و کجا مدرک دکترايش را گرفت چون تا جائي که خبر داشتيم ايشان ديپلمه بودند. بعد از مدتي تعجب و تفکر دراحوالات اين دکتر خودخوانده تازه قضيه دستگيرم شد . آخر اين جناب شهردار عزيز ما زماني دست به چاقويش خوب بود و يک جراحي موفق نيز در مورد دکتر سامي انجام داده بود. احتمالا" به همين دليل و بخاطر استفاده موفق از چاقوی جراحيست که يکهو بهش دکترا داده اند. تعجبي هم ندارد .وقتي يک چاقوکش ، قاتل دکتر سامي شهردار بشود دکتر خواندنش که ديگر مسئله مهمي نيست. وقتي الله کرم و حاجي بخشي خود را دکتر مينامند مگر احمدی نژاد عزيزمان چه کم دارد که دکتر نباشد؟ ريشش کم پشت تر است که نيست. دست به چاقويش خوب نيست که هست. در خدمت به نظام جمهوری اسلامي و قلع و قمع آزاديخواهان کمتر از آنها مايه گذاشته که نگذاشته ، قيافه اش قابل تحمل تر از آنهاست که نيست و به اندازه کافي کريه است.
اين جناب ضرغامي هم بيچاره اين وسط مغبون شده چون در جرايد اعلام کردند طي حکمي از سوی مقام معظم رهبری مهندس عزت الله ضرغامي برای مدات 5 سال به رياست صدا و سيما منصوب شد. حالا بايد چند وقت طول بکشد تا ايشان هم خودشان را دکتر بنامند خدا عالم است.
با اين حساب همه قصابها هم ميتوانند يکشبه خودرا دامپزشک بخوانند و ايضا" تمامي کارگران تخليه چاه و فاضلاب نيز دارای دکترای علوم آزمايشگاهي هستند.

............

در رابطه با حمله لباس شخصيها به سفارت انگليس و سنگ اندازی به درو پنجره های آن جناب آصفي فرمودند که : از مردم ميخواهيم حرمت اماکن ديپلماتيک را نگه دارند.
اينهم از آن حرفهاست. آخر مردم چکار به اينکارها دارند؟ مگر آنهائي که هرروز جلوی سفارت انگليس تعزيه برپا ميکنند و وانت وانت آجر برايشان ميرسد که به درو ديوار سفارت پرتاب کنند مردم هستند که از آنها ميخواهيد حرمت نگهدارند؟ يا نکند آنها که دوسه بار به سفارت شليک کردند هم مردم بودند؟
حالا مسئله ای نيست .چاره کار آسان است. ميخواهيد آنجا نباشند؟ خب مواجبشان را قطع کنيد ، خودشان ميگذارند ميروند!

............

گزارش 500 صفحه ای مجلس در مورد فرودگاه امام


اين را هم بگذاريد در همان بايگاني که پرونده های تحقيق و تفحص صدا و سيما، گوشتهای آلوده ، قتلهای زنجيره ای و قتل زهرا کاظمي دارد خاک ميخورد. حيف کاغذ که بيخود مصرف ميشود.

............

زنگ تفريح:


اين را هم بخوانيد تا از دستتان درنرفته.....

'محسنی اژه ای سحرخيز را گاز گرفت'

در نشست هفتگی هيأت نظارت بر مطبوعات ايران زدوخوردی ميان عيسی سحرخيز، نماينده مديران مسئول جرايد و غلامحسين محسنی اژه ای، نماينده قوه قضائيه در اين هيأت رخ داد.
نعمت احمدی، وکيل دادگستری در گفتگو با بخش فارسی بی بی سی گفت که آقای سحرخيز را پس از جلسه با وضعيت آشفته و پيراهنش پاره ديده که روی شانه اش محل گازگرفتگی به چشم می خورده، سرش بر اثر برخورد جسم سخت زخمی شده و بخشی از پائين تنه بدنش خراشدگی عميقی برداشته بوده تا آنجا که پزشک قانونی برای وی دو هفته طول درمان تعيين کرده است.
به گفته آقای سحرخيز، درگيری پس از آن ميان او و آقای محسنی اژه ای درگرفته بوده که در جلسه بحثی بر سر مطلبی که در يکی از مجلات هفتگی درباره روابط دختران و پسران چاپ شده بوده است در می گيرد که طی آن آقای محسنی اژه ای در پاسخ به اظهارنظرهای آقای سحرخيز در مورد اين موضوع سخنانی می گويد که آقای سحرخيز آن را توهين و فحاشی به خود و جامعه روشنفکر قلمداد می کند.
آقای سحرخيز مدعی است که اعتراض او به آنچه وی توهين می داند باعث می شود آقای محسنی اژه ای با پرتاب دو قندان به او حمله کند.
عيسی سحرخيز از آقای محسنی اژه ای به مراجع قضايی شکايت و او را به ايراد ضرب و شتم، فحاشی و افترا متهم کرده است.
اين در حالی است که آقای محسنی اژه ای خود قاضی و رئيس دادگاه ويژه روحانيت است.
وی به خبرنگاران گفته که پس از مطالعه اظهاراتی که آقای سحرخيز درباره اين درگيری داشته است، به اين اظهارات پاسخ خواهد داد.


اينجا هم در موردش مطالب جالبي نوشته شده است.اينطور که معلوم است در قضاوت (از نوع اسلاميش ) آمده که اگر قاضي نتوانست تفهيم اتهام کند مجاز است با پرتاب قندان يا پريدن به سمت متهم و گاز گرفتنش اتهام را کاملا" تفهيم کرده و طرف را شيرفهم کند. عجيب نيست که آن يکي قاضي القضات برای تفهيم اتهام به زهرا کاظمي از لنگه کفش استفاده ميکرد. اينها طبيعتشان همين است يا گاز ميگيرند يا جفتک ميزنند يا...
بقول جناب سينا مطلبي :اين تيتر شاهکار است، خبرش شاهکارتر: محسنی اژه ای سحرخيز را گاز گرفت.
رئيس دادگاه ويژه روحانيت، ديگر به معنای واقعی کلمه با چنگ و دندان از کيان نظام دفاع می کند. می دانستم محافظه کاران دوست دارند سناريوی «قلعه حيوانات» را پياده کنند اما فکر نمی کنيد کمی زيادی همذات پنداری کرده اند؟

-----------

پيام جناب خاتمي رئيس جمهور محبوب و مردمی به مناسبت سالروز دوم خرداد:
سوم خرداد از روزهای حماسي ملت ايران است!!/!!

هرسال اين موقع طرف به مناسبت دوم خرداد يک زری ميزد. امسال اصلا" بروی خودش نياورده و دارد اعلام ميکند که سوم خردادی شده!!!عجبا ، حيرتا!!!
-----------

با راي شعبه‌ي سوم دادگاه عمومي تهران؛ دولت آمريكا به پرداخت 600 ميليون دلار محكوم شد،

فضولک: هروقت کار دنيا به جائي رسيدکه رای دادگاه ميکونوس در مورد بازداشت 4 تن از سران جمهوری اسلامي اجرا شد يا رای آن دادگاه آرژانتيني يا....آنوقت شما هم 600 ميليون دلارتان را ميگيريد.ضمنا" يک تذکر فني هم لازم است و آن اينکه دادگاههائي که اينجور احکام را صادر ميکنند دراينگونه کشورها مستقل از دولت هستند نه مثل ايران که حکم قاضي از پيش از طرف ارگانهای وابسته به دولت به ايشان ديکته ميشود.


|




٭ سانسورگسترده وبلاگها و سايتها

پس از فيلتر شدن صفخات حمايت از زندانيان سياسي و صفحه مخالفت با انهدام قطعه 33 بهشت زهرا اکنون نوبت وبلاگهای زهرخند و زورو و مرتد و منقل ، مخده...رسيده است که مشمول مراحم فيلترگذاران جمهوری اسلامي قرار گيرند.ليست تعدادی از وبلاگهای فيلتر شده بشرح زير است که اگر خواستيد از طريق اين فيلترشکن ميتوانيد به آنها راه يابيد.

وبلاگ زهرخند
وبلاگ زورو
وبلاگ بلوچ
وبلاگ مرتد
وبلاگ رساله
وبلاگ رهبرخودم
وبلاگ عجب
وبلاگ هميشک
وبلاگ علمي
وبلاگ هادیسرا
وبلاگ منقل مخده و پلوراليسم ديني
وبلاگ تمشک
وبلاگ شمرنامه
وبلاگ شيطان
وبلاگ اسلام شناسي

هرچند که ثابت شده اعلام آدرس فیلترشکنها در اين وبلاگ معمولا" موجب بسته شدن آن آدرس خواهد شد اما .....
آدرس فيلترشکن: Http://www.zayande.com


|




........................................................................................

Sunday, May 23, 2004

٭
تو از صدای غربت ، از فرياد قدرت ، و از رنگ مرگ ميترسي؟


ميان بيگانگي و يگانگي هزار خانه است. آنکس که غريب نيست شايد که دوست نباشد .ما هرگز از آنچه نميدانستيم و از کساني که نميشناختيم ترسي نداشتيم.ترس ، سوغات آشنائي هاست
.

ديگر چه ميتوان گفت؟
دايره ای از لجن بدورمان کشيده شده است . در لجن دست و پا ميزنيم به خيال شنا در آبگيری پاکيزه يا پروازی آزاد و رها در آسمان آبي وبلاگشهر.....آنانکه زماني يارشان ميپنداشتم اکنون از پشت نقابشان چهره نشان ميدهند . بي ترس از آنکه لو بروند. نشانه ها محفوظند و واين بي هراسيشان حکايت از حمق من و تو ، ما ، دارد که به نشانه ها بي اعتنائيم. درآغاز فقط يک شک بود .شکي که با چند ايميل از دوستي به آن دامن زده شد و همين سبب شد که کمي بيشتر به شخصيتي جعلي در وبلاگشهر بپردازم و بکاوم در هزارتوی اين شهر بي در و پيکر که وبلاگشهرش خوانده اند......اکنون از عمق قاجعه در حيرتم. از ريشه های اين سرطاني که توسط شخصيتي بي هويت و جعلي و ساخته دست اطلاعات رژيم در عمق وبلاگشهر گسترده شده و هرروز بيش از پيش پيشروی ميکند و همه جا را به لجن ميکشد در حيرتم. چقدر ساده بوديم ما که فکر ميکرديم لااقل دراينجا ، در اين شهر مجازی از فريبکاريها و دامهای نظام بدوريم ، آزاديم و يک نفس هوای تازه تنفس ميکنيم. ، حرفمان را ميزنيم و چقدرساده انگار بوديم که در ارزيابيمان از ميزان اهميتي که نظام به مقوله وبلاگنويسي ميدهد بسيار دور از واقعيت مي انديشيديم. حکومت نياز به برنامه ريزی دراز مدت دارد و اينها آمده اند که حکومت کنند . مگر نه؟ پس چرا اينقدر ساده انديش بوديم ما؟ مثل کبک سرمان را دربرف کرديم و هرکه فرياد آزادی سرداد دنباله رويش شديم. تحسينش کرديم و تا جائي بالايش برديم که اکنون حتي نشان دادن چهره تلخ حقيقت نيز نميتواند بزيرش بکشد .پيام مبهم پاگنده اگرچه به سمت مشخصي اشاره نداشت اما شايسته تعمقي بيشتر است و تجديد نظر در بسياری پيشداوريها که با تکيه به نوع نوشتارهای اشخاص بدون درنظرگرفتن تاثيرات نهائي آن داشته ايم.
از همان روزهای آغازين رواج وبلاگنويسي در بين کاربران ايراني اينترنت افرادی با ژست بسيار معقول و موجه و در قالب اصلاح طلب ، آزاديخواه و حتي گاها" مخالف سرسخت رژيم جمهوری اسلامي وارد وبلاگشهر شدند. نوشتند و هرروز برای خود بيش از پيش مشروعيت ايجاد کردند. امين ومورد اعتماد وبلاگشهريان شدند. دام نهادند و آنانکه از خودشان نبودند را به حلقه کشيدند. بسياری از آنانکه ساده انگار بودند در اين دام پای نهادند و پس از شناسائي دو راه چاره بيش نداشتند. ، يا وبلاگنويسي را ببوسند و بگذارند کنار ( والبته جرم گناهشان را نيز بکشند-مثل هیس ) يا همچنان بنويسند ، اما به امر، و خود از حلقه های دامي شوند که به نابوديشان کشيده بود. اکنون ريشه های اين سرطان چنان در وبلاگشهر گسترده شده که به هيچوجه راه نجاتي متصور نيست. نميتوانم از اشخاصي که خود منشاء آلودگي و مسبب آن بوده اند يا حتي آنانکه آلوده کرده اند نام ببرم که آنچنان پرآوازه اند در آزادگي و آزاديخواهي جعليشان که کسي حرفم را باور نخواهد کرد .
حتي شايد همين نوشته کوتاهم نيز نوعي خودزني بحساب آيد که ميدانم اينچنين نيز خواهد شد. اما من وظيفه ام گفتن است .آنانکه بخواهند ، ميشنوند و گناه ناشنوائي آنانکه گوش بربسته اند ، بر من نيست .زيرا کسانيکه به ميل خود در تاريکي چمباتمه زده اند حتما" نيازی به روشنائي ندارند.
سخن کوتاه کنم و خلاصه بگويم .آنها بازی را يکسر برده اند و گناه از ماست ، از ساده انديشيمان و غفلتمان
واکنون خاموشي.........




|



........................................................................................

Saturday, May 22, 2004

٭
آنچنانکه از نوشته های اخير جناب حسين درخشان مشخص است ايشان دلشان برای وطن و فک و فاميل محترمشان تنگ شده و قصد ديدار ديگری از ايران را دارند که اينگونه بادبادکها را بارديگر هوا کرده اند و هي نخ ميدهند. تقصير من نيست . دماسنج وبلاگشهر اين را نشان ميدهد و ماهم بعد از اين همه مدت گدائي شب جمعه يادمان نرفته واز آنجائي که دراين دوره و زمانه هيچ گربه ای محض رضای خدا موش نميگيرد و هيچ حدری هم في سبيل الله کلاه پشمی آرمان‌گرايی‌ام را از سرش برنميداردتا مثلا" عرق‌چين عمل‌گرايی!؟!بسر کند و همچنين از اوضاع و احوال و مطالب ايشان عطف به سابقه در ميابيم که انشاالله در چند ماه آينده قرار وبلاگي ديگری در نمک آبرود يا ... گذاشته خواهد شد و چشم ما به جمال جناب درخشان حدرالسلطنه روشن خواهد شد.

..............

کتابدار اعلام کرده است که ازين پس لينک کتابهای ضد دولتي و ضد مذهبي را در وبلاگ farsibooksonline.blogspot.com نخواهد گذاشت گرچه ميدانم ايشان با هرگونه سانسور مخالفند . لينک کتابدار عزيز در اين وبلاگ باقي خواهد ماند زيرا که ميدانم تنها دليل اين خودسانسوری ايشان اصرارشان بر فيلتر نشدن سايتشان است.کتابخانه ای هرچند ناقص و دم بريده اما بودنش بهتر از نبودنش است و چه بسا لينکهائي که ايشان زحمت کشيده و به کتابهای مجاز ميدهد مارا در سايت مقصد به منبعي پربار از هرگونه کتاب ، چه ممنوع و چه مجاز رهنمون سازد. از زحمات بيدريغ ايشان متشکريم . وبلاگ کتابدار همچنان مورد استفاده فارسي زبانان قرار گرفته و لينک ايشان هميشه زينت بخش اين وبلاگ خواهد بود.


|



........................................................................................

Monday, May 17, 2004

٭
آخرين صفحات وب فيلتر شده توسط ديتای مخابرات جمهوری اسلامي:

وبلاگ بلوچ http://balouch.blogspot.com/
صفحه جديد http://home.c2i.net/anjoman/block33 که جهت مبارزه با انهدام قطعه 33 بهشت زهرا در سرور حسن آقا ايجاد شده بود و به فاصله 24 ساعت بعد از معرفی فیلتر گردید.البته صفحه ديگری در اين آدرس ايجاد شده است که دوستان ميتوانند از آن صفحه استفاده کنند.
سايت حمايت از زندانيان سياسي http://home.c2i.net/anjoman/
وبلاگ علمي http://elmee.blogspot.com/
خدا اجرشان بدهد اين مميزین جمهوری اسلامي را که اينهمه هشيارند و بیدار و بسرعت عمل میکنند.و خدا اجرشان بدهد اين بروبچه های مخالف فیلترينگ و سانسور را که هزاران راه دورزدن پروکسي و دستيابي به سايتهای فيلتر شده را را در اختيار کاربران اينترنت قرار ميدهند و يک بيلاخ اساسي به مميزان و سرمميز اعظمشان حواله ميدهند.



|





........................................................................................

Sunday, May 16, 2004

٭
کليپ زيبای : دوباره ميشود آری را با صدای شاعر (مينا اسدی) از اينجا ميتوانيد بگيريد.

===============


تخریب قطعه 33 بهشت زهرا را متوقف کنید

جمهوری اسلامی ایران به طورعلنی اعلام کرده است که قصد تخریب قسمتی از گورستان بهشت زهرا را دارد که در آن بسیاری از شخصیت‌های تاریخی ایران به خاک سپرده شده‌اند
قطعه سی و سه بهشت زهرا آرامگاه بسیاری از مبارزینی است که در زمان شاه و یا در زمان جمهوری اسلامی ایران اعدام شده‌اند. در میان دفن شدگان به نام های شاعران ..روزنامه نگاران و رهبران سیاسی چون خسرو گلسرخی.کرامت الله دانشیان..محمد حنیف نژاد..علی اصغر بدیع زادگان..سعید محسن..بیژن جزنی..مهدی رضایی و بهروز دهقانی میتوان اشاره کرد.
مزارهای واقع در این قطعه درگذشته به طور مداوم توسط عوامل جمهوری اسلامی ایران تخریب شده‌اند و سنگهای مزارها بارها شکسته شده است. دولت ایران این بار می‌خواهد برای همیشه خاطره این شخصیت‌ها را از تاریخ مردم ایران بزداید. ما امضا کنندگان زیر مخالفت شدید خود را بااین عمل غیرضروری و ظالمانه جمهوری اسلامی ایران اعلام می‌کنیم.تخریب قطعه سی و سه ضربه بزرگی به تاریخ معاضر ایران خواهد بود. مردان و زنانی که در این قطعه آرمیده‌اند با هر عقیده‌ای جان خود را در راه مبارزه برای یک کشور دمکراتیک از دست داده‌اند. آرامگاه آنان نه تنها نباید تخریب گردد بلکه باید به عنوان قسمتی از تاریخ ایران حفظ و نگهداری شود.

نگذارید دولت ایران به این عمل شنیع دست بزند. تخریب قطعه سی و سه بهشت زهرا که میراث سیاسی و تاریخی ایران است را متوقف کنید.


لطفا" با امضاء پتیشن از اين حرکت حمايت کنيد.


لطفا متن پتيشن و لوگو را با ايي‌ميل به دوستان و آشنايان خود بفرستيد و از آنها درخواست كنيد كه آنها هم به كساني كه مي‌شناسند با ايي ميل بفرستند.










|



........................................................................................

Friday, May 14, 2004

٭ جناب معماريان در مقاله اخيرشان در روزی نامه شرق در مورد ملاقات جوانان و رئيس جمهور محبوب و مردمي !!؟!! چنين مينويسند که: صراحت لهجه و بيان شيواى جوانان در ديدار با رئيس جمهور حاكى از"شيفتگى زدايى" در رفتار جوانان كشور با صاحبان قدرت است. واژگان مورد استفاده توسط جوانان نشان مى دهد كه آنان خود را در رابطه اى برابر با مسئولان كشور مى بينند. نه رابطه اى مريدى و مرادى ..LINK
البته نميدانم اين برداشت ايشان ناشي از اشتباه (عمد يا غيرعمد ) يا تنها بخاطر اينکه جز اين نميتوانسته بنويسد اينگونه قلم زده است. اما کيست که نداند نه تنها جوانان ، بلکه تمامي ملتي که در دو دوره اخير به حيله حکومت در بازی انتخابات شرکت کرده و به اميد روزهائي بهتر از اين (يا فقط بخاطر لجبازی با ره بر معظم) به سيد شيرين زبان حيله گرمان رای داده اند اينک جز کينه و احساس مغبون شدن هيچ گونه حسي نسبت به ايشان ندارند.
«آقاى خاتمى، خيلى بى معرفتى؟»، «وقتى خواستم بيايم اينجا، در دانشگاه از چند نفر پرسيدم آيا از خاتمى سئوالى داريد؟ مى دانيد چه گفتند آقاى خاتمى؟ گفتند برو، بايست و سه دقيقه ات را سكوت كن. بعد برگرد. مى دانيد؟ امروز ديگر از شما سئوالى نداريم»،...« آقاى خاتمى، آيا شب ها خواب راحتى داريد؟»...
اينگونه سخنان نشان ميدهد که اگر موقعيتش بود و ....صريح تر و رک تر ازاين ميزان تنفرشان را ازين موجود بيان ميکردند. شيفتگي که جای خود دارد و همان دوسال اول انقلاب ، رهبران خودخوانده آن با رفتارهای خود چيزی از وقار و عقلانيت برجای نگذاشتند که کار به شيفتگي برسد....

=============

در جواب دوست عزيزی که در نظرخواهي پست قبلي فيلم مارمولک را فيلمي ضد جمهوری اسلامي قلمداد نموده اند و با واژگاني بهداشتي (که نشان از فرهيختگي ايشان دارد) بنده را مورد خطاب قرار داده اند تنها يک سوال دارم. آيا پيام فيلم مارمولک غير ازين بود که شخصي دزد و خلافکار با پوشيدن لباس آخوندی کم کم متحول ميشود و در پايان اين لباس موجب ايجاد شخصيت مثبت برايش شده و بدينطريق جنبه قدسي و الهي برای (حتي ) لباس اهل روحانيت قائل شده اند؟ کجای اين فيلم توهين به روحانيت و آخوند بود؟ دلت فقط به همين خوش است که دلقکي در لباس آخوندی لحظاتي چند ترا خندانده است؟ همانطور که گفتم اين گونه نمايشات بسيار تکراريست. آدم برفی يادت رفته؟تازه آنوقتها سينما هم آتش ميزدند بخاطر نمايش آدم برفی....حقه توقيف فيلم و سانسور چند دقيقه بي اهميت از فيلم بسيار کهنه و قديميست. آخر آدم عاقل ، اگر اين فيلم بر ضد حکام بود مگر سرشان درد ميکرد که مجوز ساخت يا نمايشش را بدهند؟ تازه شما که پيام فيلم را اينگونه برداشت کرده ای ، جان مادرت بيا برای من هم توضيح بده که من بيچاره نميفهمم کجايش را اصلا" بايد بفهمم. بگذريم...بعد از اينهمه سال کارمان به کجا کشيده که هنوز بايد اين ترفندهای بچه گولزن را تحمل کنيم و بعدش هم با دوستاني ازين قبيل يکي بدو کنيم که ....ولش کن اصلا" عزيزم.اصلا" حق باشماست. بنده هم يک غلطي کردم و نظرم را گفتم. فقط جان هرکس که دوست داری فحش و فضيحت در نظرخواهي بارمان نکنيد.



|



........................................................................................

Wednesday, May 12, 2004

٭


پهلوان پنبه های توليد جمهوری اسلامي

آقاجری ، آزاديخواه مبارز و بی رقيب در پاسخ به حکم اعدامش توسط قوه قضائيه چنین فرموده اند که:

من نه اين حكم را امضا مي‌كنم و نه تجديدنظر مي‌خواهم. يا مرا بدون قيد و شرط آزاد ‌كنيد و يا حكم را اجرا نماييد و رسوايي آن را تحمل كنيد.

عجب پهلوانیست اين آقاجری ما. چند سال است که هي مي آيند اعدامش کنند باز يک گير قانوني و تبصره و تجديد نظر پيدا ميشود تا حکم به تعويق بيفتد..تابحال بخاطر دفاع از عقايد اين قهرمان ملي مذهبي تعداد بيشماری از دانشجويان به زندان افتاده اند.حکمشان را گرفته اند و اجرا هم شده است.ولي هنوز تکليف این طفلک را مشخص نمیکنند. زهره آقاجری همشيره اين قهرمان ملي ما (که خود شيرزنيست) چپ و راست اطلاعيه ميدهد و بيانيه صادر ميکند و کار را از دفاع از برادر به زير سوال بردن کل قوه قضائيه و اطلاعات و... کشانده و اين اواخر به ريش خاتمي هم توقد نموده و ميفرمايد:

من سوالم از قوه‌ي قضاييه اين است در زماني كه خاتمي اظهار داشت غده‌ي سرطاني در وزارت اطلاعات وجود دارد، آيا اين امكان وجود ندارد كه اين غده‌ي سرطاني جابه‌جا شده و به قوه‌ي قضاييه رفته باشد؟ من فقط سوال مي‌كنم، قصد تشويش اذهان عمومي ندارم.
جواب اين سوال ايشان را به بلوچ گرامي واميگذاريم که در آخرين مطلبشان نوشته اند:

خواهرِ هاشم آغاجری در خواست کرده که غده ی سرطانیِ داخل قوه ی قضائیه را کشف کنید.
به همین منظور کیف کارآگاهی و زره بین بزرگم را برداشته به طرف قوه ی قضائیه راه افتادم. غدد فراوانی آنجا یافتم .......ادامه.......از دفتر مصلحت نظام مرا به شورای نگهبان و از آنجا به حوزه ها و بنیادهای گمنام کشاند. می خواستم بدوم و فریاد بزنم: یافتم ، یافتم.
اما شبکه های ریزی توجهم را جلب کرد. زره بین را برداشتم: بافتهای سرطانی در بافتهای اجتماعی نفوذ کرده بود. به خانه ی خیلی از ما ها کشیده شده بود.
به خانه ی هاشم آغاجری سالها قبل رسیده بود
......اصل مطلب

جالب اينجاست که دفعه پيش هم هاشم خان قهرمان آقاجری ما گفته بود درخواست تجديد نظر نخواهم کرد. اما کرد و بازهم با پرروئي گفت نکرده ام. وقتي گند کار درآمد تقصيرها را به گردن وکيلش انداختند که بدون اجازه ايشان درخواست تجديد نظر کرده است.در پي اين ادعا وکيلشان هم اخيرا" فرمودند: نيكبخت با بيان اين مطلب كه آقاجري در حكم سابق نيز خواهان عدم تجديدنظر خواهي بوده، گفت: آقاجري هرگز به حكم اول اعتراض نكرد و از اعتراض من نيز ناراضي بود، من هم صرفا به اين دليل كه احساس كردم اين حكم توهين به قوه‌ي قضاييه است، بدون رضايت آقاجري نسبت به آن تجديدنظرخواهي كردم.
در اين زمانه ای که هيچ گربه ای محض رضای خدا موش نميگيرد عجب وکلای خوبي پيدا ميشوند که بدون رضايت موکلشان هم شده سعي دارند کمکش کنند. اصلا" هم به اين فکر نيستند که چنين عملي از سوی موکلشان قابل تعقيب است و لااقلش اين است که طرف وکيل مربوطه را اخراج ميکند و ميرود يک وکيل حرف گوش کن برای خودش استخدام ميکند....و ....راستي چرا آقاجری اينکار را نکرد؟؟!!؟؟
اين قهرمانان تقلبي جمهوری اسلامي ، امثال اکبر عبدی ، گنجي و آقا جری هستند که سيمای قهرمانان واقعي خلق را بيرنگ کرده اند و با هل من مبارز طبیدن های پوچشان سرملت را گرم ميکنند. نگران نباشيد . آقاجری تا 100 سال ديگر هم اعدام نميشود.اصلن از اولش هم قرار نبود اعدام بشود.لااقل بدست جمهوری اسلامي اعدام نخواهد شد.(رژيم بعدی را نميدانم اما مطمئنم که اگر اعدامش نکنند ولي حقش را کف دستش خواهند گذاشت)فقط فيلم مارمولک و..سایر فيلمهای سوپاپ......رابرای سرگرم کردن ما نميسازند، نمايشات فراواني آماده کرده اند و ميکنند که هم نقش سوپاپ فشار را برای جامعه ايفا کند و هم توجه جامعه را از مسائل مهم تر به خود معطوف کرده و منحرفمان کنند.مارمولک های زيادی آمده اند و رفته اند .....و باید دید چه بخشی از حاکمیت..و با چه منظوری اجازه تمسخر آنچه و آنکه ملت از آن بیزار است را میدهد. در پایان راه آنگاه که میفهميم صادر کنندگان مجوز این فیلم خود کسانی هستند که الان بظاهر در منابر با آن مخالفت میکنند،توقيفش ميکنند و دستجات اعتراضي بر عليه آن راه مي اندازند ، تازه درميابيم که اينگونه نمايشات تنها خنده تمسخر حکام است به ریش ملت ایران و بس!!!

|






........................................................................................

Tuesday, May 11, 2004

٭ خريت نه تنها علف خوردن است......


ملا حسني امام جمعه معروف شهر اروميه در يکي از خطبه هاي نماز جمعه به اظهار نظر در مورد فيلم جنجال برانگيز مارمولک پرداخت و گفت " چندي قبل هم يکي از اين نفوذيها علماي ما را به تمساح تشبيه کرده بود " ( منظور کاريکاتور تمساح مصباح يزدي است ). ملا حسني گفت " من نمي دونم چرا اين نفوذيهاي امريکائي همش حول و حوش مار و مارمولک و سوسمار دور ميزنند , هر چي فکر کردم نفهميدم , حتما اين دسته از جانوران جزو حيوانات استراتزيک هستند ".
...........
اين هم نمونه ديگری از فرمايشات گه هر بار مقام معظم رهبری




|



........................................................................................

Tuesday, May 04, 2004

٭ اعتصاب و تحصن معلمان از امروز آغاز شد

========
مخاطب اين روده درازی که در پي مي آيد شما نيستيد . شخصيست که خودش خوب ميداند . پس اگر ميخواهيد سردرد نگيريد از اين پست بنده نخوانده رد شويدو نديدش بگيريد..
.................
روزگار غريبيست نازنين . آدم گاهي وقتها از معلق بازی بعضي از اين وبلاگنويسان عزيز و ارجمند چنان شگفتزده ميشود که اگر دوتا شاخ روی سرش سبز نشود تنها به اين دليل است که سابقه قبلي از شخصيت شخيص آن فرد دارد و ميداند که کارش همين پشتک وارو زدنها ، رنگ عوض کردنها و بوقلمون صفتيست. وبلاگش را که ميخواني ميبيني در مورد هرچيز از شير مرغ تا جان آدميزاد و بال کرگدن و آبشش زرافه چنان اطلاعات دقيق علمي ارائه ميدهد که ميگوئي حتما" دائره المعارف عظيمي در يک گوشه مغزش جاسازی شده است.در مورد مسائل فيزيکي که بحث ميشود يکهو چنان ادله منطقي و علمي ارائه ميدهد که ميگوئي اگر خود انيشتين نباشد مسلما" انيشتين ثاني ست. مسائل پزشکي ، فني ، زيست شناسي ، روانشناسي ، علم کامپيوتر و رياضيات و...همه و همه در برابر اين دوست عزيز و نابغه مان سرتعظيم فرود آورده اند. در منطق و هوش نظير ندارد . از همه چيز و همه کس مطلع است.از تخليه چاه بگير تا باغباني و کشاورزی و عمل جراحي جزاير لانگر هورس و سزارين و جراحي پلاستيک بيني و گونه و چگونگي عمل آوردن ماست از سرکه سيب ، همه و همه برايش بسادگي آبخوردن است. تا بگوئي لوازم آرايش .....فوری همه مارکهای معروف و چگونگي استفاده از آنها را متذکر ميشود و با وجود آنکه جزو طايفه مذکر است اما در مورد جنس مونث چنان اطلاعات دقيقي دارد که حتي خود زنان هم آنها را بدقت ايشان نميشناسند.
اما در مقاطع خاصي اين شخصيت باهوش و منطقي و ناگهان در قالب يک فرد عامي و با سطحي ترين ديد در وبلاگش به بحث مينشيند. و اين مقاطع خاص چيزی نيست بجز مصالح نظام....
وقتي صحبت از اخراج پناهندگان افغاني توسط دولت جمهوری اسلامي ميشود با زرنگي خاصي تبديل ميشود به فضولک عامي و بيسواد و حرفهای کوچه و خيابان را تکرار ميکند که: بله ! اين افغاني ها بجز ايجاد تورم ، بيکاری و دزدی و فساد و مواد فروشي و ....کار ديگری نکرده اند. همان بهتر است که برگردند به کشور خودشان و گورشان را گم کنندو.......
اگر من فضولک بيسواد و بيخرد و کم اطلاع اينگونه در وبلاگم بنويسم کسي تعجب نميکند چون با ديدن ساير نوشته های مزخرفم درمي يابد که با شخصيتي عامي ، سطحي نگر و کسي که از خود چيزی ندارد و طوطي وار حرفهای عوامانه توی تاکسي و اتوبوس را تکرار ميکند طرف است. توقع بيش از اين را از من ندارد! اما جناب .....شما که ماشاالله علامه دهريد و از همه چيز و همه جا و همه کس مطلع و آگاهيد . منطقتان هم که نظير ندارد. پس چطور ميشود که در چنين مواقعي که مصالح نظام اقتدا ميکند شما هم مثل فضولک امي مي انديشيد و برخورد ميکنيد؟ دم خروس را اين وسط کجا قايم ميکنيد؟
...................
فضولک با کسي تعارف ندارد!!
دوست خوبم فکر ميکني خيلي آدمي؟
آدميت آن نيست که مثل آن بادبادک پران مادرزاد امروز به ريش رهبر گيربدهي و فردا به طمع ميوه چيني از سياستهای نظام (که فقط . فقط بخاطر بيشتر ماندن دست به اين خيمه شب بازی زده) برای اين و آن دومين ثبت کني و آن هم اين و آني که دمبشان به دمب رژيم وصل است و. تنها بخاطر شرکت در خيمه شب بازی اصلاح طلبي آبرو و احترام تقلبي در بين عوام برای خود جمع کرده اند!........
آدميت آن نيست که با سوء استفاده از ضعف فرهنگي اين جامعه به مسئله سکس بچسبي و با تابو شکني و دری وری نوشتن ، آنهم از نوعي که به هيچوجه قابل دفاع نباشد از يکطرف هيت سايتت را بالا ببری و از طرف ديگر پوچ بودن ادعای مخالفين اين نظام را زير زيرکي القاء کني!!! و چنين نمايش دهي که تمام مشکلات جوانان اين مملکت مسئله سکس است و بس!!..........
آدميت آن نيست که با استفاده از امکانات اين رژيم بورسيه تحصيلي بگيري و بخاطر ادامه استفاده از اين بورس تمام مخالفتت با روشهاي ضدخلقي اين رژيم محدود شود به طرفداری از به اصطلاح اصلاح طلباني که همه هم و غمشان بقای اين رژيم است و بس ، و همه مخالفتهايشان هم اعم از تحصن مجلسيون و نامه نگاری به رهبر معظم و انتقاد از سياستهايش در جهت مشروع نشان دادن اين رژيم و قانوني نماياندن آن است و بس!!
آدميت آن نيست که فقط برای اينکه با فلان کس مخالفي هر حرکتي ، حتي حرکتهای جمعي مثل تحريم انتخابات ، حمايت از زندانيان سياسي و يا مخالفت با اخراج پناهندگان افغاني را فقط به اين دلیل که او هم درآن شرکت دارد بکوبي و کل جمعي که از حرکت حمايت ميکنند را بکوبي، تمسخر کني و وقتي از تو ميپرسند :خب به نظر شما چه بايد کرد؟ نشنيده بگيری و بروی خودت نياوری!! شازده! شما اين خبر را شنيده ای؟ بيش از 40 هزار زن ايراني و 100 هزار کودک بي هويت مجبور به ترک ايران هستند. بازهم ميگوئي که اينها بروند مملکت خودشان؟
.................................

تن تشنه تر ز خورشيد
بي سرزمين تر از باد
کولي تر از ترانه ، بي پرده مثل فرياد....
تنها تر از سکوتم ، روشن تر از ستاره ...


آدميت آن است که بخشنده باشي و بي دريغ و همچون قاصدکي در باد....
و به هرطرف که ميروی بي چشمداشت بفکر خدمت به خلق باشي ، جهاني فکر کني و خدمت به خلق محروم افغانستان را عين خدمت به سرزمينت و به همه خلقهای محروم سراسر جهان بداني.... در اوج زماني که بايد از عمرت بهره ببری وقتت را به آموزش محرومان در سرزميني جهنمي تر از سرزمين مادريت اختصاص دهي و ما تنها ناله هايت را از سروده هايي که به رواني آب بيان ميکني دريابيم.
آدميت آن است که مهاجری باشي به سرزمينهای سرد و دور و با وجود مشکلات جسمي وکمر درد مزمن باز هم تمام هم و غمت اين باشد که لوگو بسازی ، سايت بسازی و هرجور که ميتواني کمک کني به مبارزات اين ملت هميشه تحميق شده برعليه به اصطلاح جمهوری دروغين ضد مردمي اسلامي و دراين راه مورد اتهام و آماج تير تهمتها ، لجن پراکني ها و حملات وابستگان يا جاکشان در خدمت نظام اسلامي قرار بگيری و خم به ابرو نياوری ، حتي يک لحظه خللي در تفکرت و ادامه راهي که در پيش گرفته ای پيش نيايد.
آدميت آن است که وقتي شخصيتي مثل آريای هيس بنياد زندگي و مسير طبيعي زندگيش را در خطر ميبيند آنقدر جرات دارد که با توضيح اين موضوع از خوانندگانش پوزش بطلبد و در جائي ديگر با نامي ناشناس (که کسي نداند) به ادامه راه خود بپردازد.
آدميت آن است که کسي همچون اکبر سردوزامي با وجود فشارهائي که به خاطر پناهندگي ، ترک تابعيت و پذيرش تابعيت کشوری ديگر ، و مشکلات پذيرش چنين وضعيتي ....هنوز چنان محکم ايستاده و به عقايد خود وفادار است که داستاني تکان دهنده همچون: تا سول سورت دوباره بخواند بخواند را مينويسد و در رابطه با وقايع دور و بر خود آنچنان آگاهانه برخورد ميکند که هيئت نويسندگان مثلا" در تبعيد ايران هم جوابي ندارد که به منطقش بدهد.
آدميت آن است که آدمي همچون آريای جهانخانه وقتي ميبيند حضورش در وبلاگشهر مايه سوء استفاده اشخاصي همچون عليرضا وزيری (الته نام مستعاردومش اين است) قرار گرفته با يک THE END پايان کار سايتش را اعلام کند و البته برود در جای ديگری که امکان سوء استفاده از نامش کمتر باشد باز بنويسد و بنويسدو بنويسد....
و اصلا" کي ميتواند بطور مطلق بگويد که فلان چيز ارزش است و اين ارزش نسبي نباشد؟ بقول اکبر :
انسان معاصر يعني همين ، انسان معاصر موجود تنهائيست که دروغ از چهار جهت او را محاصره کرده است و و هي ميخواهد اورا شکل خودش کند. بعد حداقلش اين است که که باعث ميشود او اشتباه کند!!!!!
اشتباه کند !
اشتباه کند!
مهم نيست که آدم اشتباه کند ، مهم اين است که اين قدر شريف باشد که وقتي فهميد اشتباه کرده ، به اشتباه خودش اعتراف کند.

هرچند که با اعتراف به اشتباهش بي اعتبار شود. چونکه :
اعتبار خاص بقالها و کاسبهاست . شاعر اگر شاعر باشد ، اعتبارش هميشه پابرجاست. فقط بقالها بي اعتبار ميشوند!

................................
و امان از تير جاکشان اين نظام ...... که بسيار دردناکتر از وابستگان اسمي به آن است. اشخاصي که فقط و فقط بخاطر خوشخدمتي و خوشرقصي در بازيهای مافيای قدرت شرکت ميکنند، تشنج ايجاد ميکنند ، در ميزان خدمت به اصطلاح اصلاح طلبان وابسته به نظام به خلق ايران بزرگنمائي ميکنند، دروغ ميپراکنند و تخم تفرقه در بين ملت ميپاشند ..بسيار موثر تر از وابستگان اسمي نظام عمل ميکنند....
=========
همه خنديدند.
من هم گفتم نبايد مطلق کرد ، بگذار بخندم....





|




........................................................................................

Sunday, May 02, 2004

٭

اول ماه مه روز جهاني کارگر مبارک باد


عيدی جمهوری اسلامي به کارگران ايران :
مرگ يکي از کارگران ايران خودرو بر اثر فشار کار-به نوشته روزنامه خراسان 13 ارديبهشت , " بازپرس دادسراي جنائي مدير عامل شرکت ايران خودرو را براي اداي توضيحات در خصوص مرگ يکي از کارگران کارخانه احضار کرد. پزشکان قانوني بعد از بررسي محتويات پرونده مرگ يک کارگر که حين کار در کارخانه سکته کرده و جان باخته است علت اصلي را فشار کار زياد اعلام کردند و کارخانه را 60 درصد مقصر دانستند ".
در مراسم اول ماه مه سقز 40 نفر دستگير شدند
============


گشتي در خبرها

===============

خبر: هر خانواده بمي نه و نيم ميليون تومان وام ساخت مسکن ميگيرند..

فضولک: راستي آن کمکهای خارجي و آن کمکهای مردمي به زلزله زدگان بم بصورت وام بود يا بلاعوض؟
...........
خبر: انتخابات زودهنگام برای تعيين جانشين رئيس جمهور مقدونيه که در سانحه هوائي جان باخت.

فضولک : قابل توجه جناب حسن روحاني که پشت نوبت ايستاده اند.... ، اگر طاقت صبر کردن برای انتخابات بعدی را ندارند....
.........
خاتمي: سايتهای سياسي برانداز اجازه فعاليت نخواهند داشت.

فضولک : يعني تا حالا با اجازه فعاليت ميکردند که ازين ببعد اجازه نخواهند داشت؟
...........
ابرار: سرمايه گذاران خارجي هم برای ادامه کار درايران بايد امتحان پس بدهند.

فضولک: خواهشا" ازشان نپرسيد کفن چند تکه است يا شک بين 3 و 4 را توضيح دهند...
............
ايران : ناگفته های خاتمي با ملت منتشر ميشود
خراسان : وعده خاتمي به جوانان: ندغدغه ها و ناگفته های خود را در نامه ای منتشر ميکنم..

فضولک: ببينم اين همان نامه ای نيست که 5 سال پيش تابحال در حال نوشته شدن است و رئيس جمهور محترم سالي يکبار وعده اش را ميدهند؟
...........
فردای همان روز: رئيس جمهوری درباره قول ديروز خود به جوانان برای انتشار نامه ای به جوانان در آينده نزديک؟!؟ گفت: اين نامه ای دوستانه است و انتشار آن به اين معنا نيست که بنده به همه سوالات جوانان پاسخ خواهم داد.

فضولک: چي شد؟ نخو کشيدن؟
فضولک: نظام پاسخگو+ دولت پاسخگو =رئيس جمهور نيمچه پاسخگو
...........
شهردار تهران : لوح عاملان جنايتهای شيميائي تا دوهفته ديگر در مقابل سفارت آلمان نصب ميشود.

فضولک: يکي بيايد فرق عامل و آمر را با توليد کننده به آقای شهردار توضيح بدهد.
فضولک : البته اين مشکل عامل و آمر از زمان محاکمه قاتلين قتلهای زنجيره ای وجود داشت
فضولک : راستي جناب شهردار شما در قتل دکتر سامي کدامش بوديد؟
...........
خبر :بخشنامه 15 ماده ای رئيس قوه قضائيه به مراجع قضائي ، انتظامي و اطلاعاتي کشور

فضولک : راستي از آن فرمان 8 ماده ای امام خميني چه خبر؟
...........
خبر: چالش بين وزارت ارشاد و وزارت علوم ، شايد به دانشجويان بن کتاب ندهند.

فضولک: پس دعوا بر سر لحاف ملانصرالدين بود!!!
............
خاتمي : منظور از آزادی، امنيت فکر و مطرح کردن آن است.

فضولک: اين خاتمي عزيز ما هنوز توی تئوری سير ميکند.
............
کروبي : کارگران موجب عزت کشورند.

فضولک : و آخوندها موجب ذلت کشورند.
...........
آفتاب يزد: حمله شيميايي القاعده در اردن خنثي شد.

فضولک: يادمان باشد جناب احمدی نژاد شهردار تهران را بفرستيم آنجا ، يک لوح دندانشکن هم برای عامل و آمر کذائي در اردن درست کند.
............
آفتاب يزد: تمايل صنعت هوا فضای آمريکا برای کمک به هواپيمائي ايران

فضولک : و تمايل سران جمهوری اسلامي به ايجاد رابطه با شيطان بزرگ
............
آفتاب يزد: مهلت 15 روزه شورای شهر برای نصب لوح در برابر سفارت آلمان

فضولک: 15 روز وقت ميدهيم لوح ميکونوس را برداريد. اگر برنداريد.......پس کی برميداريد؟
...........
کمال تبريزی: مارمولک نبايد در جشنواره فجر شرکت ميکرد.

فضولک : آقاجان دير آمدی ....با توقيفش گيشه رو که ترکوند ديگه واسه چي داری تبليغ ديرهنگام ميکني؟
...........
خبر: رای مثبت مجلس به قيمت بين المللي بنزين، در برنامه چهارم قيمت بنزين 290 تومان...

فضولک : بنزين نرخ بين المللي و به تبع آن همه اجناس و سبزی خوردن هم نرخ بين المللي خواهد شد.راستي حقوق کارگران و کارمندان هم بين المللي ميشود؟؟
..........
خاتمي : جلوی گراني ها را بايد گرفت.

فضولک: همش حرف ، پس کي عمل؟
فضولک : جناب استاد تئوری ! لطفا" بفرماييد چطوری؟ با گران کردن بنزين؟
...........
خاتمي : متاسفانه صدا و سيما طنز بسياربدی پخش کرد با اين عنوان که بازيگران هرکاری انجام ميدهند ميگويند چون بنزين گران شده...

فضولک : اين مهران مديری ، يا اردل پشندی ، عامل هر گراني ، اعدام بايد گردد
.........
ابرار اقتصادی :ابراز تمايل چين برای خريد گاز طبيعي مايع از ايران

فضولک : و ابراز تمايل اکبر هاشمي رفسنجائي برای خريد لوازم پزشکي تاريخ مصرف گذشته از چين
.........
ابرار اقتصادی : نرخ تورم در ايران از 101 کشور در جهان بيشتر است.

فضولک : به اين ميگويند پيشرفت و سبقت از سا ير کشورها...البته از در عقب



|





........................................................................................

Saturday, May 01, 2004

........................................................................................

Home