[نت پد ايراني]


           
Java (J)  JavaScript (JS)  Cookies (C)  Active X (AX)



Tuesday, April 27, 2004

٭
دشتها آلودست .... در لنجزار گل لاله نخواهد روئيد
در هوای عفن آواز پرستو به چه کارت آيد؟
فکر نان بايد کرد
و هوائي که درآن
نفسي تازه کنيم
هيچکس فکر نکرد که در آبادی ويران شده ديگر نان نيست.
و همه مردم شهر
بانگ برداشته اند
که چرا سيمان نيست
وکسي فکر نکرد
که چرا ايمان نيست....


من نميفهمم.من کودن نميفهمم. من احمق نميفهمم.!!!!
يکي به من بگويد. چطور ميشود دم از آزادی و دمکراسي زد و دم از حقوق بشر زد.چگونه ميتوان از حقي که از ملتم ، ملت من و تو ضايع ميشود داد سخن داد و....چگونه ميشود انسان ماند و آنگاه حکم به بيرون راندن آوارگاني سيه بخت تر از من و تو ، ما، داد؟
دايره ديدمان را وسيع تر کنيم. دنيا فقط ايران نيست. پناهنده فقط پناهنده افغاني نيست. هنوز خيلي مانده که ياد بگيريم ارزشها نسبي اند.
آن پناهجوی افغان که به اميد زندگي در مملکتي بدور از ظلم ظالبان و بردگي بيگانگان به اين سراچه پر از غم و اندوه پناه آورده دشمن نيست. دشمن من و توئيم ، مائيم که که از روی خودخواهي و بيچارگي گناه فقر و بيکاری ، تورم و اقتصاد متزلزل ، اعتياد و فساد و عدم امنيت را به گردن او و امثال او مي اندازيم که (به ناجوانمردی )نه حقي در اين مملکت دارند و نه اجازه داشتن حقي.....
سوراخ دعا را گم کرده ايم، پاسداری از امنيت مملکت وظيفه کيست؟ زنده نگهداشتن اقتصاد کشور و ثابت نگهداشتن نورم (جلوگيری از آن بخورد توی سرشان) وظيفه کيست؟ اعتياد و فساد زاييده چه شيطانيست؟ فقر فرهنگيمان را چه ميکنيم؟ آنرا هم به گردن پناهندگان افغان مي اندازيم؟ خودخواهي تاريخي مان را چه؟ مصلحت طلبي ازلي مان را چه؟
پس دولت و حاکميت ، نظام و رژيم جمهوری اسلامي چکاره اند؟ دنبال مقصر ميگرديم؟
چه کوريم ما؟ چه کوردل و کور ذهن شده ايم . چه خودخواهيم ما...... پناهندگان ايرانيمان که در کشورهای اروپائي و آمريکا تن به هر ظلمي ميدهند و دلشان برای خاک وطن ، يک لحظه ديدار ايران ، ميطپد را به باد فراموشي سپرده ايم و دم از اخراج اين عاملان سرقت و جنايت !!؟!! ميزنيم..........
عرضه حل کردن مشکل را نداريم؟، خب مشکلي نيست... صورت مسئله را پاک میکنیم...

.....گل گندم خوب است
گل خوبي زيباست
ای دريغا که همه مزرعه دلها را
علف کين پوشاندست......



اما نه!!!!
شما درست ميگوييد. بهتر است همه کاستي ها را به گردن پناهندگان افغاني بيندازيم. فعلا" دوره دوره ضعيف کشيست و در اين مملکت به افراد دارای حق و حقوق قانوني ميشود زور گفت چه برسد به پناهندگان افغاني که اصلا" حق و حقوقي حتي در قانون جمهوری اسلامي (به گفته خودشان برگرفته از قانون محمد ص ) برايشان شناخته نشده است و اصلا" جزو آدم نيستند......
پناهندگان افغان را برانيد ، از خاک ايران بيرونشان کنيد. هرکه نرفت ديپورتش کنيد و نه...............اصلا" گردنش را بزنيدو سنگسارشان کنيد. اصلا" بهتراست نسلشان را معدوم کنيد ....هرچه ميتوانيد بکنيد.....تا ببينيم که آيا اين وطن وطن ميشود؟؟؟ ببينيم کدام مشکل از اين آب و خاک اسلامي؟!؟ رقع ميشود!!

و زماني شده است....
که به جز انسان
هيچ چيز ارزان نيست....





|


........................................................................................

Friday, April 23, 2004

........................................................................................

Wednesday, April 21, 2004

٭


اين حاج آقا حق دارد كه در حال رژه رفتن سربازان از جلويش دنيا به تخمش هم نباشد و پرتقالش را پوست بكند و در جواب احترام سربازان به جايگاه يك آروغ مشدي هم بزند. كجا ميخواست باشد ازين بهتر؟زماني بايد ميرفت روضه خواني و سر قبر دعاخواني تا يك بشقاب پلو گيرش بيايد . اما الان به همت جهل و بيخبري ملت مسلمان هميشه درصحنه ارتشي از جلويش رژه ميرود و ...... بگذريم. مملكت را فقر و اعتياد برداشته و حاج آقا دارند پرتقال ميل ميكنند . حالا حتمن خبرنگار آسوشيتد پرس هم بخاطر گرفتن اين عكس غيرمجاز؟!!؟ بايد ممنوع الورود شود و اگر يكوقتي اين طرفها آمد به قاضي مرتضوي سپرده شود...

.........


مدير كل امور فرهنگي ستاد مبارزه با مواد مخدر گفت: مصرف روزانه مواد مخدر در ايران 2 تن است كه مقدار هزينه آن هزار ميليارد ريال برآورد مي‌شود.وي افزود: در ايران هر دقيقه يك نفر معتاد وارد زندان مي‌شود

آقايان مسئولين جمهوري اسلامي عمامه مباركشان را يكي دو وجب بالاتر بگذارند كه به يمن حرام بودن مشروبات الكلي و شلاقكش كردن ملت بجرم شرب خمر و رواج ترياك و مواد مخدر در بين جوانان و مال اندوزي روحانيون مفنگي كاربه اينجا رسيده كه فقط روزي دوهزار كيلو مواد مخدر در داخل كشور مصرف ميشود. حال بماند آن مقداريكه از راه ايران ترانزيت ميشود و از طريق مملكت گل و بلبل به سمت اروپا ميرود. خودمانيم در مملكتي كه يك آدم فراري سياسي اگر راهش را بلد نباشد دم مرز يا تير ميخورد يا دستگير ميشود حمل 2000 كيلو مواد درروز كه حتمن هم با تريلي بايد حمل شودو گذراندن آن از مرز و رساندنش به شهرهاي كشور از چه طريقي به جز داشتن ميتي كمان و اجازه نامه مخصوص حكومتي ممكن است؟ يك كيلو دوكيلو كه نيست 2 تن در روز است و فرض كنيد مصرف 3 ماه را بخواهند يكسره بياورند كه ميشود حدود 200 تن.....تازه غير از آني كه ترانزيت ميشود. كار يك چمدان ويك وانت و يكبار شتر و اين حرفها نيست...
اگر اطلاعات بيشتري در مورد مافياي قاچاق مواد مخدر در بين مسئولين حكومتي ميخواهيد ميتوانيد كتاب فلاحيان مردي براي تمام فصول جنايت نوشته نوريزاده را از اينجا دانلود كنيد و بخوانيد كه چگونه فاطمه قائم مقامي سرمهماندار آسمان هم مورد سو استفاده جنسي و هم مورد سو استفاده جهت ترانزيت مواد مخدر از طريق پروازهاي خارجي آسمان از طريق جناب فلاحيان قرار ميگيردودر پايان هم بدست عمال همين فلاحيان گرانمايه به قتل ميرسد. آنوقت تعجب نخواهيد كرد كه چرا و چگونه 2 تن مواد در اين مملكت روزانه دود ميشود .مملكتي كه رهبرش مفنگي باشد و مصرف شيره ترياك روزانه اش را از مزرعه اختصاصي اطزاف قم تامين كنند كه يكوقت مثل آن مفنگي ديگر يادگار امام سيد احمد خميني جيوه قاطي موادش نكنند كه سكته مغزي كند بهتر از اين نميشود. رهبر مفنگي و مسئولين مفنگي و نمايندگان مجلس چرتي مسلمن ملت مفنگي ميخواهند .اينبار كه طرف به مناسبتي در صدا و سيماي لاريجاني ظاهر شد تا آن نداي ؛دشمن بداند. دشمن بداند!!) هميشگيش را سر بدهد به حركاتش دقت كنيد كه با چه كيفي با آن دست سالمش دماغ مبارك را ميخاراند و ميمالد...
.............
خبر رسيد كه سايت خسن آقا را هم فيلتر كرده اند.سايت آيينه اي حسن آقا هم اينجاست. اگر از آدرس سابق به وبلاگ حسن آقا دسترسي نداريد با اين آدرس جديد ميتوانيد به سايت آيينه اي ايشان مراجعه كنيد.
............

**************

در اثر كامنتي مجعول از سوي شخصي معلوم (براي بنده) رفتم و به وبلاگي سر زدم و ديدم كه سيستم كامنتينگش پر شده از پيامهاي شبح و مهناز(ويران) و گيله مرد ومهشيد زنانه ها... در صورتيكه ميدانم اين اشخاص اگر هم وبلاگ اين مردك منحرف را (كه خودش را بجاي دختر جا ميزند) بخوانند هيچوقت خودرا در حد پستي ايشان نميبينند كه درآن مكان معلوم الحال كامنت بگذارند. گيله مرد كه يكبار علنن اعلام كرده بود اصلن هيچ آشنائي با ايشان ندارد و آنجا هم عمرن كامنت نميگذارد.حال نميدانم اين مردك چه اصراري دارد خودش را به اين طريق مطرح كند.چند وقت پيش هم پيغامهائي از طرف بنده در وبلاگش گذاشته بود كه مجبور شدم در وبلاگ عمومي مطرح كنم و كامنتهاي مربوطه را درصفحه شماره 2 وبلاگ عمومي هم كپي كنم تا راه سواستفاده را بر ايشان ببندم. آن جريان لينك دادنشان به بنده را هم حتمن در جريان هستيد.در آخرين تماس ايشان تهديد فرمودند كه اگر صدايم دربيايد آدرس آي پي و محل كار وزندگي و مشخصات بنده را در وبلاگ كذائيشان منتشر خواهند كرد.ضمنن تهديد جالبي توسط ياهو مسنجر برايم فرستادند مبني بر اينكه :
(01/02/1383 09:44:56 ب.ظ): age mikhastam ba amsale bys ar o pa haee mesle to dahan be dahan bezaram ke 4 sal ghabl koneto ba dahanet 1 ky krdebodam mesle ali jonet
توضيح اينكه علي جون بنده كه ايشان از او به كينه ياد ميكنند و اشاره اي دارند بر اينكه حسابش را قبلن رسيده اند كسي نيست به جز هيس عزيز كه سال گذشته توسط مامورين اطلاعات تهديد و مجبور به تعطيل وبلاگش گرديد.مشروح جريان هيس در اينجا هم هست و آن نامه معروفش براي خداحافظي از وبلاگشهر......
بنده هم به اين پسرك دخترنما كه مشخص است دمبش به كجا وصل است عرض كردم كه ملالي نيست و اگر كاري از دستشان برمي آيد كوتاهي نكنند. جريانش در كامنت هاي همين پست قبلي محفوظ است. خواستيد آنجا بخوانيد....



|


........................................................................................

Tuesday, April 20, 2004

٭
قضيه متحول شدن بهزاد نبوي

در خبرها چنين آمده بود كه استعفاي بهزاد نبوي در مجلس پذيرفته شد.
متن استعفا را كه خواندم ديدم كه وقاحت و بيشرمي تنها مختص آخوندها و كساني كه در كسوت روحاني نمايان قرار گرفته اند نيست و آخوندمسلكها نيز همانگونه وقيح و فريبكارند. در متن سخنراني اين جناب نكات و چرنديات زيادي هست كه همه ملت ايران از آن با خبرند وخودش هم ميداند.فقط مسئله اينجاست كه بنا بر طبيعت خود با پرروئي تمام دروغ ميگويدو چنين در نظر ميگيرد كه دروغ هرچه بزرگتر باشد پذيرفتنش سهلتر خواهد بود.
ميگويد : خوشبختانه از نظر مادي حتي يك ريال هم مديون دولت و نظام جمهوري اسلامي نيستم. طي 26 سال پس از پيروزي انقلاب، و نه فقط 4 سال حضور در مجلس، نه يك متر مربع زمين، نه يك اتومبيل، نه يك تلفن و نه كوچك‌ترين امتياز مادي ديگري از هيچ مرجع دولتي و وابسته به نظام دريافت نكرده‌ام.>
نميدانم پس آن جريان ادب كردن نمايندگان با ذكر اين نكته كه : هركس از دو ماشين كمتر گرفته بيايد اعتراض كند و همچنين جريان پتروپارس را بايد به ريش كي بست؟ هر مملكت ديگري بود طرف را بخاطر عنوان كردن چنين بيشرمي و رشوه و باج واضح از مجلس بيرون ميكردند كه هيچ ....براي ابد از هرگونه شغل و سمت دولتي منع ميشد.اما در اين مملكت به طرف جايزه هم ميدهند كه در ترويج رشوه خواري و فساد تلاش و سعي وافر داشته ...و جريان ميدان نفتي پارس را هم كه حتمن شنيده ايد و همينطور جريان جزائري را و...
جناب نبوي ميفرمايند:طي 4 سال حضور در ميان شما نيز جز حقوق و پاداش‌هاي ثابت دريافتي از طريق فيش‌هاي بانكي، از هيچ يك از مزاياي مستمر و غيرمستمر قانوني و متداول در تمام ادوار مجلس نظير اجاره مسكن، هزينه دفتر نمايندگي، كارمند، تلفن همراه، اتومبيل، هزينه اياب و ذهاب، وام قرض‌الحسنه و غيره حتي يك بار هم استفاده نكرده‌ام.
حال شما باشيد به چنين آدم ؟!!؟ پررو و وقيحي چه ميگوئيد؟فقط بايد گفت : تو كه راست ميگي .....
حالا جناب نبوي آن جريان پترو پارس به كنار. سايپا و ماشينهاي مجلسي ها هم به كنار...شهرام جزايري هم اصلن دروغ است و...جريان اعترافات ابراهيمي چه؟ آنجا هم كه دستي در كار داشته اي ؟.اسم شما در جريان آن پرونده نوارسازان و اعترافات امير فرشاد ابراهيمي هم كه آمده؟ هرجا را نگاه ميكني يك گندي بالا آورده اي و باز دم از شرافت و مسئوليت ميزني؟
چطور است فقط وقتي جناحتان قدرت را از دست ميدهد يكهو همه تان آزاديخواه و قانون پرست شده ايد و خطوط قرمز را ميشكنيد؟ميفرمايد كه:
ملت ايران و جهانيان بايد بدانند در قانون اساسي جمهوري اسلامي هيچ قدرت فراقانوني و هيچ اختيار فوق قانون اساسي وجود ندارد. كليه مقام‌ها و نهادها براساس قانون اساسي و در ذيل آن تعريف مي‌شوند و همگي در مقابل ملت و يا نمايندگان آن پاسخگو هستند. وظايف و اختيارات كليه مقامات و مسئولين جمهوري اسلامي در قانون اساسي احصا شده و اين اختيارات سقف و حداكثر اختيارات هر مقام و مسئوليت. رهبري نيز از اين قاعده مستثني نيست. وظايف و اختيارات ايشان در اصول مختلف قانون اساسي به روشني مشخص و در اصل (115)، دقيقا احصا شده است، كه در ميان آنها علي القاعده و در صورت پذيرش جمهوريت نظام، صدور فرمان همه‌پرسي و امضاي حكم رياست جمهوري از وظايف رهبري خواهد بود. مطلقيت ولايت مندرج در اصلاحيه قانون اساسي نيز تنها در مورد احكام شرعي موضوعيت داشته و رهبر را بر قانون اساسي حاكم نمي‌كند

بابا دستخوش!!! 25 سال است ما منتظر اين آقا بوديم و نميدانستيم. اين 25 سال كه داشت ميچريد از اين شكرخوريها نميكرد.حالا يكشبه خواب نما شده يا اينكه 25 سال طول كشيده تا متحول شود؟ تازه در 62 سالگي متحول شده حتمن ازين به بعد قرار است پيغمبر شود!!!
ميفرمايد كه:
32 سال قبل، به هنگام دستگيري، به منظور خودداري از افشاي اطلاعات مهم كه ممكن بود منجر به دستگيري و يا نابودي همرزمان و ضربه خوردن به مبارزه مسلحانه شود، اقدام به خوردن قرص سيانور كردم كه به دليل فساد عمل نكرد و به اين دليل 32 سال از خداوند عمر اضافي گرفته‌ام و هر لحظه آماده فدا كردن آن در راه دين، كشور و ملتم هستم.
عجب بدشانس هستند ملت ايران. عجب كم شانس بودند اينهمه جوانان مملكت كه به خاطر يك سيانور تقلبي كه به اندازه واجبي خوراك سعيد امامي هم بخارو غيرت نداشت 32 سال است دارند امثال چنين اراذلي را تحمل ميكنند.هرچند كه اين هم حرف مفت است و امثال بهزاد نبوي هيچگاه جرات ندارند حتي خودشان را بكشند. نمونه اش امثال تهراني وهويدا و نصيري و...در رژيم قبل كه با وجود اينكه ميدانستند اعدامي هستند اما چنان به زندگي حقيرشان چسبيده بودند كه گير بدتر از خودشان افتادند و به ذلت جان دادند. اينها هم سرنوشت بهتري نخواهند داشت...بزودي خواهيم ديد...


|



........................................................................................

Sunday, April 18, 2004

٭ در زمانه اي زندگي ميكنيم كه بعضي چيزها را ميشود ديد و باور نكرد و بعضي ديگر ميتوان نديده باور كرد.گشتي در وبلاگشهر كه بزنيد چيزهائي ميبينيد كه دود از سرتان بلند ميكند. مخصوصن در وبلاگهائي كه صاحبانشان خودرا حزب اللهي ميدانند و به اين قضيه افتخار هم ميكنند. به وبلاگهائي نظيركربلائي رهام و كلاشينكف و منكرات و زوروتقلبي (نسخه پرشين بلاگ) كه برويد كلي مايه خنده و تفريح گير مي آوريد. براي تمونه به اين دليل منطقي ؟!!؟ جناب كلاشينكف براي نفي فمينيزم توجه بفرماييد. . من چيزي از فمينيسم نميدانم و بهمين دليل هم به خودم اجازه نميدهم در مورد آن اظهار نظر كنم و نادانيم را به نمايش بگذارم.اما امثال اين آقا با برهانهاي محكم؟!!؟ و دلايل بيربط خود خود انگار نعمد دارند كه كون خود را به دنيا نشان بدهند. ميگويد كه حتي مرغها هم عقل دارند و دنبال فمينيزم نميروند و....براي اثبات اظهار لحيه عارفانه خود از عكسي بيربط هم استفاده كرده....جالب اينجاست كه ايشان درمطلبشان بجاي لينك شادي صدر (كه مورد حمله ايشان در متن مطلب واقع شده) نوشته اند: چون باعث اشاعه باطل ميشه لينك نميدم. در جواب ايشان بايد عرض كنم كه بنده به شما لينك ميدهم .مكرر هم لينك ميدهم چون ميدانم كه ملت هرچه بيشتر با امثال شما و عقايدتان آشنا شوند تنفر و بيزاريشان بيشتر ميشود و به عمق جهالت و ناداني شما خشكه مغزان پي خواهند برد.

|



........................................................................................

Saturday, April 17, 2004

٭
از سفارشات توتمس به فرعون براي جلوگيري از شورش و پايدار ماندن حكومتش:

توتمس گفت: ما دين پرستش رع خداي خورشيد را دين واحد براي تمام مصريان قرار داديم .تمام معابد و كهنه ما در پرستش رع سرود ميخوانند و تنبور ميزنند.حالا ما ميتوانيم بگوييم رع از دو بخش تشكيل شده .نور و شعاع كه آمون نام دارد و قرص اصلي خورشيد كه آتون نام دارد.كدام مهمتر است؟ اگر بگويي آمون جواب ميدهم آمون خود محصول آتون است و اگر بگوئي آتون جواب ميدهم آتون بدون آمون به رع بدل نميشود.اين بحث را تا ابد نميتوان ادامه داد . پس كاهن ها را به سه بخش ميكنيم : طرفداران رع -طرفداران آمون - طرفداران آتون . معبدها را هم به معابد سه گانه تقسيم ميكنيم . مصري اعم از آزاد يا برده به سه دين رو مي آورد و يكي ديگري را تكفير ميكند. حالا سه برده نشسته اند كه هر سه پرستنده رع هستند.ولي در آينده سه برده نشسته اندكه يكي پرستنده رع ديگري آمون و سومي آتون است و آنها چنان جدال و كينه اي با هم دارند كه ابدا فكر آن را هم نميكنند كه به سراغ ما بيايند.....
از كتاب چشمان قهرمان باز است
................

از وبلاگ بلوچ : لوح تقدير از مدير نمونه كشور سعيد مرتضوي




|





........................................................................................

Wednesday, April 14, 2004

٭
ملايان ثروتمند


دوست عزيزی بنام عليرضا در کامنت پست قبلي اين صفحه را معرفي کرده اند. اگرچه مربوط به تاريخ 7 جولای 2003 است اما اطلاعات جالبي در مورد میزان ثروت جناب هاشمي رفسنجاني در آن میتوانيد پيدا کنید. اين جناب جزو 20 نفر اول ثروتمندترین اشخاص جهان است . آنهم از ثروت ملي اين آب و خاک که به بانکهای خارجي منتقل کرده است.دارو دسته دزدها دور هم جمع شده اند و بیخود نيست که: خامنه ای از کانديد شدن رفسنجانی برای رياست جمهوری استقبال ميکند البته هاشمي رفسنجائي با يادآوری اردنگ جانانه ای که از ملت در انتخابات مجلس خورد هيچگاه جرات نميکند برای رياست جمهوری کاندید شود و آبروی نداشته اش را بيش از اين بریزد.علاوه برآن ، اصلن نيازی هم به رئيس جمهور شدن ندارد چون طبق آنچه در اين مقاله هم به آن اشاره شده قدرت اصلي پشت پرده را درايران در اختيار دارد و هيچگاه خود را درسطح مقام بي قدرت و نمايشي مانند رياست جمهوری پايين نخواهد آورد.حال اگر يکوقت ميبينيد يک زری ميزند که بگويد من هم هستم زياد جدی نگيريد که کاسبيش سکه تر از آن است که خود را به چنين بازيهای پر دردسری بکشاند.فقط بايد بهش نصيحت کرد که يکوقت خر نشود و با اظهار نظرهای آبکي تخمکي اش کاری نکند که گند کار بالا بکشد. بقول زهرخند عزيز: آقای هاشمی فرمودند که یک خرده حسابهایی با آمریکاییها دارند که باید تسویه شود . به ایشان باید توصیه کرد که" آقا هم نزن" چون هرچی هم بزنی بیشتر گندش درمی آد حضرت ِ" زاپاس مقام عظما" یکهو دیدی طرف هم یاد اون انجیل مهر کرده و سلاح کمری افتاد واون یکی هم یاد وساطت خرید سلاح از دولت عزرائیل افتاد و اون یکی هم در استات اویل مدعی شد یکی دیگه در قضییه میکونوس احساس غبن کرد یکی در قضییه زهرا کاظمی... خلاصه یکمرتبه دیدی یارو خواست اصلا از خرده حساب بالاتر اون عمده حساب گوادولوپ رو تسویه کنه اونوقت تو این هاگیر واگیر ملت شاید یاد خرده حساباش افتاد ... میگم بیا یه کاری نکن آخر عمری حکم حجرت رو صادر کنن بفرستنت ور دل منتظری و غیره ...ملتفتی؟ همین رفیقات رو میگم ، از من میشنوی لای بحث حساب و کتاب رو اصلا باز نکن تو که ماشالا کاسبی بالاخره ضررات رو یه جوری در میآری ، هان؟ آهان.......لينک

در اوائل کار وبلاگ نت پد ايراني (3 سال پيش) ليستي از شماره حسابهای بانکي و مبلغ موجود درآن مربوط به سران جمهوری اسلامي دروبلاگ گذاشته بودم . با گذشت 3 سال حتما" مبالغ آن چندين برابر شده باشد.( اگر فايلش را پيدا کنم دوباره دراينجا ميگذارم).مخصوصا" با دلارهای کمک خارجي زلزله بم که همه اش را به توبره کشيدند و همينطور کمکهای داخلي..مبالغ اين حسابها بايد بطورز سرسام آوری بالا باشد.بيچاره ملتي که حاکمانش حتي از مصيبت و مرگ مردمانش هم برای زراندوزی و پر کردن جيبهايشان استفاده ميکنند.
آش آنقدر شور بود که فرماندار بم در حضور خاتمي مجبور به استعفا شد. مردم بم به تظاهرات و آتش زدن کانتينر های دولتي پرداختند و در اثر عدم رسيذگي مسئولين به وضعيت بهداشتي شهر ويران شده بيماريهای عفوني و سالک و وبا در شهر شيوع پيدا کرده است.خاتمي قول داده است که تا قبل از پایان دوره رياست جمهوريش وضعيت بم را بصورت عادی برساند . اما با وعده وعيدهای انجام نشده اين روباه پير و مکاردر طي اين 8 سال و خلف وعده های مکررش و توقد نمودنشدر جوا ب رای اعتماد ملت (دوم خرداد...) ، کمتر کسي به اين وعده ها دل خوش ميکند. خاتمي مهره سوخته ايست که ديگر نه ارزشي برای نظام دارد و نه برای ملتي که فريب خيمه شب بازی نظام را خوردند و صميمانه از او حمايت کردندو چه تلخ و عبرت آميز هم جواب اين اعتماد را از وقاحت اين سيد مکار گرفتند.
..........

اگر گردنم را هم بزنند من هم بايد باشم. ميخواين تنهائي بخورين؟

راست ميگه بدبخت. اينهمه بخور بخور. از وزير و وکيل و رئيس تشخيص مصلحت و خبرگان و امام جمعه و...همه و همه برادرانه دور سفره گشوده ملت ايران نشسته اند . به يمن جمهوری اسلامي در حال گرفتن لقمه های درشت آخوندی هستند. حالا مگر اين بدبخت (احمد خرم) چه گناهي کرده که ميخواهند هنوز سير نشده از سرسفره بلندش کنند؟ منهم باشم ميگويم که اگر گردن را هم بزنيد استعفا نخواهم کرد.

احمد خرم وزير راه و ترابري که براي پاسخ گويي به سئوال تعدادي از نمايندگان مجلس شوراي اسلامي در خصوص افزايش قيمت بليط هواپيما به مجلس آمده بود در جمع خبرنگاران در پاسخ به سئوالات مکرر آنان در باره استعفاي وي و همچنين ترميم کابينه گفت : من هيچ گاه استعفاء نداده و نمي دهم . به گزارش خبرنگار پارلماني مهر، خرم تاکيد کرد : اگر گردنم را هم بزنند از وزارت راه و ترابري استعفاء نخواهم داد. وي از پاسخ به سئوالات ديگر خبرنگاران خودداري و بلافاصله مجلس را ترک کرد .


=========

ادامه سانسور گسترده وبلاگها و سايتها


متاسفانه دايره فيلترينگ سايتها و وبلاگها روز بروز گسترده تر ميشود . بعد از فيلتر کردن اين وبلاگ و وبلاگهای شمر ، تمشک، عجب ، هميشک ، رساله ، شيطان و هادیسرا و....حال نوبت وبلاگ علمي است که از سوی ديتا فيلتر گذاری شده است. دوستاني که به اين وبلاگ يا ساير سايتها دسترسي ندارند ميتوانند از فيلترشکنهای گوشه صفحه)1 - 2 ) يا برنامه وب جت استفاده کنند بقول معروف يک Kiss My Ass به تمامي سانسورچيان و فيلترگزاران اين سرزمين بگويند.

=========

لينکدوني


برنامه اعتصاب معلمان در اردیبهشت


« عليرضا هاشمي » دبيركل سازمان معلمان ايران گفت : همزمان با آغاز هفته معلم در ارديبهشت ماه سال جاري اين تشكل صنفي دست به تحصن و تجمع خواهد زد. آقای هاشمی گفت اين تشكل ابتدا به مدت دو روز ، 13 و 14 ارديبهشت تجمع خواهد كرد و در صورت دست نيافتن به نتيجه مورد نظر انرا تا 17 ارديبهشت ادامه خواهند داد. وی تصريح كرد با توجه به فرصت باقي مانده تا هفته معلم خواسته هاي خود را در نامه اي به وزير آموزش و پرورش اعلام كرديم كه درصورت رسيدگي به آن اعتراضات هفته معلم برگزار خواهد شد. وي گفت : عذرخواهي وزير آموزش و پرورش از صدور دستور برخورد با معلمان در برپايي اعتصابات اواخر اسفند ماه گذشته , ايجاد ارتباط مناسب با تشكل ها و بيان شفاف نظرات حاجي در يك مصاحبه مطبوعاتي , درخواست اين تشكل صنفي در نامه ارسالي به وزير است .
دوستان عزيز، وبلاگنويسان محترم ، لطفا" با نوشتن خبر اين اعتراض مردمي در وبلاگهاي خود به فرهنگيان كشور ياري رسانيد

=======

اطلاعيه جبهه متحد دانشجويي درحمايت از برگزاري ميتينگ اعتراضي در روز يکشنبه 6 ارديبهشت ماه در برابر دفاتر سازمان ملل
.............جبهه متحد دانشجويي با آگاهی از مزاحمتها و مانع تراشي های نيروهاي نظامي و شبهه نظامي وابسته به محافل سرکوبگر جمهوري اسلامي در برابر ميتنگ مردم صلح طلب و عدالتخواه و خانواده های زندانيان سياسي در مقابل دفتر سازمان ملل در تهران، اعلام می کند که از هر گونه بازداشت و يا ضرب و شتم احتمالی بيزار است و بازداشت آزاديخواهان، دوستان و بستگان آنان را در آن روز نمونه آشکار نقض حقوق مخالفان در جمهوري اسلامي معرفي خواهد کرد......لينک

=======

وبلاگ عمومی:فشار را برای لغو حکم اعدام کبرا رحمانپور بیشتر کنیم! منوچهر ماسوري

...............

از وبلاگ وحيد ( دريا روندگان ) : بگذار اين وطن برای من وطن شود!




اخراج و تحت فشار قرار دادن پناهندگان و پناهجويان افغانی در ايران توسط دولت ايران امری جديد وغير قابل انتظار نيست. آنچه غم انگیز است سکوت روشنفکران ،فرهيختگان، ترقی خواهان، سازمان ها وکانون های مدافع حقوق بشر در برابر پايمال کردن حقوق انسانی خانواده های افغانی در ايران است. جای تعجب است که کوچکترين خلاف و تخطی مسولين پناهندگی از قرارداد های کنواسيون های پناهندگی و حقوق بشر در کشور های غربی ازچشم فعالين وسازمان های حقوق بشر پنهان نمی ماند، اما به آنچه در ايران رخ می دهد با بی اعتنايی بر خورد می کنند.
در مقابل اخراج و تحت فشار قرار دادن پناهجويان افغانی در ايران سکوت نکنيم و صدای اعتراض خود را به گوش همگان برسانيم link


Stop deporting the Afghan refugees from Iran!
Afghan refugees social and human rights in Iran have been successively restricted since 2001, when Taliban’s regime collapsed. Iranian authorities force them to leave Iran but Afghanistan is not a safe place for them.
Join us and raise your voice against deporting Afghan refugees by force!
Raise your voice against violation of their, already limited, human rights!




|



........................................................................................

Tuesday, April 13, 2004

٭ زنگ تفريح

يه کلیپ با مزه از آهنگ اجازه با صدای داريوش

...........


قسم حضرت عباس ، دم خروس و اخبار شله قلمکار رسانه ها

من نميدانم چرا هميشه اخبار رسانه های خارجي و داخلي با هم اختلاف عمده داشته و حتي گاهي 180 درجه مخالف يکديگر هستند. از يکطرف رسانه های خارجي اعلام ميکنند که دولت اعتلافي عراق خواستار خروج ديپلماتها و تخليف سفارت ايران در عراق شد............ از طرف ديگر با وجود اعلام رسانه های داخل به اظهار نظر رامسفلد در خصوص دخالت ايران در حوادث اخير عراق و همچنين سخنان جناب هاشمي رفسنجاني در نماز جمعه مبني بر اعلام دعوت از مسلمانان برای دادن درسي به نيروهای آمريکائي در عراق که ديگر به فکر لشگرکشي نيفتد (دم خروس) در آفتاب يزد امروز چنين اعلام شد که: اخراج کاردار ايران از عراق تکذيب شد.!! (قسم حضرت عباس)
............

رژيم اسلامي و صدور انقلاب

ازين قضيه عشوه های سياسي پشت چشم نازک کردن های ديپلماتيک که بگذريم دخالت ايران در مسائل داخلي عراق بخصوص بعد از جمله نيروهای آمريکائي به اين کشور موضوعي نيست که اثبات آن نيازی به قسم حضرت عباس داشته باشد. بعد از باز شدن راه کربلا با تهييج ملت هميشه درصحنه به زيارت عتبات عاليات و کربلای معلي!! (درست نوشتم؟) علاوه بر اينکه دستجات مافيای قدرت با براه اندازی کاروانهای زيارتي و اکثرا" غيرقانوني و ارسال فله ای ملت هميشه درصحنه !؟! (با پاسپورت و بدون آن) از طريق مرز و با وضعيتي فجيع (با وانت و ميني بوس و حتي پای پياده) پول خوبي به جيب زدند( و دراين راه بسياری از اين کاروانها مورد حمله و تجاوز اشرار منطقه چه در داخل عراق چه در داخل ايران قرار گرفتند )افراد بيشماری از اطلاعات سپاه و نيروهای امنيتي نيز در قالب ملت زيارتگرو سينه زن و قشری به خاک عراق نفوذ کردند که نتايج آن نيز بلافاصله بعد از ورود آنها در جريان بمبگذاريهای گسترده در عراق ، کشتار کور و بيهدف کربلا در عاشورا و همچنين کشف روابط نيروهای امنيتي ايران با مقتدی صدر و سايرسران گروههای مذهبي عراق خود را نشان داد. مشخصات بسياری از ايرانياني که در جريان بمبگذاريهای کربلا کشته شده اند هنوز مشخص نيست به دليل اينکه بيشتر اين افراد بصورت غيرقانوني و حتي بدون پاسپورت و برگه هويت در آنجا حضور داشتند. رژيم اسلامي ايران برای تثبيت نظام خود در منطقه قصد ايجاد جمهوری اسلامي در کشورهای همسايه به هر طريق ممکن را دارد و در اين راه از هيچ گونه ترفندی حتي کشتار شيعيان ايراني در عراق و تحريک احساسات مذهبي مردم عراق نيز ابائي ندارد و اين نکته از ديد آمريکا و ساير کشورهای درگير در عراق نيز پنهان نيست. تعداد بسياری از اين نيروهای امنيتي در عراق توسط نيروهای آمريکائي بازداشت شده اند که آن 3 نفر ايراني درگير در جريان فاجعه روز عاشورا(کربلا) تنها نمونه کوچکي از اين دستگيريهاست.
............

روابط خارجي

با نزديک شدن زمان انتخابات رياست جمهوری آمريکا و نشانه هائي که از برخوردهای جدی تر آمريکا و اروپا با اقدامات مداخله جويانه ايران خبر ميدهد بعيد نيست که در آينده نزديک همزمان با اعلام دستگيری بن لادن مدارک بسيار مهمي از اين جفتک اندازيهای جمهوری اسلامي و همچنين روابط القاعده با سران نظام اسلامي از سوی آمريکا اعلام شود که کمترين نتيجه آن ارجاع پرونده ايران به شورای امنيت و بحراني شدن روابط خارجي خواهد بود.
..............

متاسفانه در طول 25 سال حکومت ظلم جمهوری اسلامي اين رجاله ها چنان با ملت برخورد کرده اند که بسياری از مردم حتي تهاجم آمريکا و اشغال کشور بدست نيروهای بيگانه را بر ادامه بقای اين رژيم ننگين ترجيح ميدهند و اين طرز تفکری بسيار خطرناک و مهلک است. بايد گريست به حال ملتي که چنين در بندش نگاهداشته اند که بندگي بيگانه را ترجيح دهد. در طول ربع قرن حکومت اسلامي تمامي معاهدات بين المللي به سخره گرفته شد و دامنه ترور مخالفين حتي به خارج از مرزها کشيده شد (جريان ميکونوس و..) کار را به جائي رساندند که رهبر و تعداد زيادی از سران رژيم به حکم دادگاههای بين المللي (دادگاههای آلمان ، بلژيک، آرژانتين، استراليا،....) و از سوی پليس بين الملل تحت تعقيب هستند. اين از روابط خارجي مان ....
..............
و اينهم از اوضاع داخل مملکت که هرجا را که نگاه ميکني ردپای عاليجنابان و آقازاده ها به چشم ميخورد. قبل از انقلاب روحانيون (با همه حماقتشان) در بين مملکت از احترام و تقدسي برخوردار بودند که به يمن جمهوری اسلامي همين عزت و احترام هم از بين رفت و جز نفرت چيزی در دل ملت از اين قشر وجود ندارد.
............

خصوصي سازی به سبک جمهوری اسلامي

در زمينه اقتصادی که بخصوص مورد علاقه آقايان علما و سران زرپرست نظام است تمامي کارخانه ها و مراکز توليدی بزرگ يا مصادره شد يا به قيمت های مسخره و يک ده هزارم قيمت به آقازاده ها و سران سپاه واگذار شد. شرکتهای بزرگ سود آور نيز با اعمال فشار به صاحبانشان يا واگذار شدند يا مجبور به شراکت با اين اراذل شدند يا مجبور به فرار ازکشور و مصادره اموالشان به نفع مافيای بنياد مستضعفان و در نهايت واگذاری اين اموال به ثمن بخس به آقازاده ها شدند. در اوائل آن تحميق جمعي دوم خرداد بسياری از اين معاملات پشت پرده (البته تا حديکه که عبور از خط قرمز محسوب نشود) در بعضي از رسانه های اصلاح طلب فاش شد. بنياد مستضعفان وظيفه محلل را بر عهده گرفته بود و پس از مصادره اموال و کارخانه ها و دولتي کردن آنها پس از مدتي به اسم اينکه اين تاسيسات سوددهي ندارند در پوشش خصوصي سازی اقدام به فروش آنها به بخش مثلا" خصوصي کرد. البته بايد توجه داشت که دراين مملکت گل و بلبل بخش خصوصي يعني آقازاده ها و سران سپاه و مقامات وابسته به نظام!!!مثلا" کارخانه ای به ارزش ده ميليارد تومان از سوی کارشناسان !!؟!! به قيمت مضحک 90 ميليون تومان قيمت گذاری شده و تازه قرار ميشودکه هفتاددرصد از اين مبلغ نيز به اقساط از درآمد آتي کارخانه دريافت شود (که آنهم نميشود)!!
.................
به اسم خصوصي سازی شرکتهای وابسته به آقازاده ها با بخش دولتي قرارداد بسته و نيروهای استخدامي آن ارگان از سوی اين شرکتها تامين ميشوند.حال کار اين شرکتها چيست؟ فرض کنيد به ازای هر کارمندی که از سوی اين شرکت (وابسته به آقازاده کذائي) استخدام و در آن ارگان مشغول بکارشود مبلغ 250 هزار تومان(مثلا") ماهانه از سوی آن ارگان پرداخت ميشود. از سوی ديگر حقوق ماهيانه آن کارمند که از سوی شرکت خصوصي پرداخت ميشود در حدود 100 هزارتومان در ماه است. آن 150 هزار تومان (های) باقيمانده هم دستخوش آقازاده کذائيست . اين هم وضعيت خصوصي سازی مملکت که آقايان اينهمه برايش سينه چاک ميدهند. تازه جالب اينجاست که همان کارمند 100 هزارتوماني (که بقيه حقوقش توسط شرکت دزديده ميشود) مجبور است راضي هم باشد و اصلا" چرا راضي نباشد؟ با اين وضعيت بيکاری مجبور شده با هزار پارتي و رشوه و ترفند به داخل آن شرکت راه پيدا کند و بقول معروف کاچي به از هيچي!!!
............
با وجود بيداد بيکاری در جامعه مقامات کشور دم از پايين آمدن نرخ بيکاری در ايران ميزنند . به استناد کدام آمار؟ مردمي که به چشم ميبينند جوانانشان بعد از فارغ التحصيل شدن برای استخدام در يک شرکت نياز به انواع و اقسام پارتي ، رشوه و توصيه از فلان خر و بهمان نماينده و امام جمعه دارند که با اين آمارهای تقلبي تحميق نميشوند!!! تازه اين وضعيت کسانيست که از سد کنکور گذشته اند و توانسته اند مدرکي از دانشگاهها بدست آورند والا تکليف جوانان ديپلمه (که به هر دليل موفق به ادامه تحصيل نشده اند) که ديگر مشخص است..... در شهرستانها که وضع از اين هم خرابتر است و حتي شغلهای کم اهميتي نظير آبدارچی و مستخدم فلان اداره نيز بستگي به مسائل سياسي دارد. با تعويض نماينده مجلس فلان شهرستان ، در سطح تمام ادارات جابجائي سمت ها حتي تا سطح پيشخدمت انجام ميشود.
................

قحط الرجال و وزيران مادرزاد

هرکس از مسائل پشت پرده وزارتخانه ها و نهادهای دولتي بيخبر باشد فکر ميکند که در اين مملکت قحط الرجال است که فقط عده مشخصي دائما" به سمتهای مختلف منصوب ميشوند و هر سال يکبار جابجايشان ميکنند. در ادارات دولتي هم وضعيت از همين قراراست. تمامي مديران سطح بالای شرکتها و ادارات از بين افراد وزارت اطلاعات و وابستگان به نظام بصورت انتصابي تعيين شده و تغيير سمت ها نيز تنها در سطح جابجائي افراد صورت ميگيرد. فلان مديری که در سمت قبلي خود گند زده و ديگر آبروئي برايش باقي نمانده بسادگي به تشکيلات دولتي ديگری فرستاده ميشود (حتي با سمت بالاتر) و مدير ديگری را از آن شرکت بجای اين يکي منصوب ميکنند و مهره های مشخصي را دانما" جابجا ميکنند.
..........



با چنین اوضاع مشعشعي ملت ایران جدا" ملتي نمک نشناس و حق ناشناس هستند که بجای اينکه شب و روز به جناب امام خامنه ای مقام معظم ولایت فقطه دعا کنند همش غر میزنند و توقع تعویض حکومت آخوندی را دارند!!



|



........................................................................................

Monday, April 12, 2004

٭
خريد دومين و بادبادک بازی.... و تامين هزينه آن


طرف از آب هم ميخواهد کره بگيرد:از جمله کسانی که می‌توانند از آگهی دادن در سردبير خودم بهره‌ی زيادی ببرند، وب‌لاگ‌نويسانی هستند که می‌خواهند تعداد خواننده‌های وب‌لاگشان را بالا ببرند. آنها با گذاشتن بنرشان به اضافه‌ی نام وب‌لاگ و يک متن سه خطی می‌توانند خوانندگانشان را چندبرابر کنند.يک هفته آگهی بدهيد، ضرری به هيچ جايی می‌رساند link



وبلاگ نويسي که از سرويس های مچاني وب استفاده ميکند فقط همينش مانده که بيايد به حدر پول بدهد تا وبلاگش را در سردبيرخودم تبليغ کند. بيدليل نبود که حدرالسلطنه ابتدا لیست کل وبلاگهای فارسي را از وبلاگش حذف کرد و سپس تعداد محدودی ازآنها را به عنوان دوستان و آشنايان درپايين وبلاگ معرفي کرد.اين دوستان و آشنايان هم حواسشان باشد که حدر به در ميگويد تا ديوار بشنود. همينجور الکي نيست که...اسمشان درآنجا باشد همينطوری مجاني؟:)
همين چند وقت پيش بود که اعلام کرد ميخواهد يک راهي برای پولي کردن وبلاگش پيدا کند و خوانندگان در ازای استفاده از فيوضات ذهني ايشان یکجوری مبلغش را به حساب ايشان واريز کنند که بااعتراض و دری وری های زيادی از سوی خوانندگان روبرو شد و کارش شده بود فيلتر کردن کامنتينگ سردبير خودم ...حالا اینبار برای اينکه جلوی اظهار نظر وبلاگنويسان در اينمورد را بگيرد اصلا" برای اين نوشته اخيرش کامنت نگذاشته و خيال خود و خوانندگان را راحت نموده است ........
اين حسين خان درخشان ما مخش خيلي خوب کار ميکند. اقدام اولش که خريد دومين برای آن نماينده مجلس بود که بعد تقش درآمد گول خورده و اينبار بخاطر اينکه ترک عادت نشود خودش سر خودش کلاه گذاشته و يک وبلاگ برای روزنامه شرق زده و دومين هم بنامشان خريده....خدا بيشتر بدهد. آنقدر که که آقای درخشان برای همه وبلاگنويسان ايراني و همينطور انشاالله برای هر ايراني يک دومين بخرد و همانطور که خودش گفته :اگر هم بخواهند مي توانم هر كمكي از دستم برمي آيد برايشان از اينجا بكنم. دوميني را هم كه خريده ام حاضرم به خودشان بدهم
هرچند که اين جناب جائي نميخوابد که زيرش نم بکشد. اگر هم دومين ميخرد برای نماينده مجلسي وزيری، وکيلي يا روزنامه اصلاح طلبي ميخرد که پس فردا به دردش بخورند....
ولي خودمانيم ، جناب درخشان!! يا اينقدر دومين به اسم اين و آن نخر يا اگر ميخری سعي نکن با تلکه کردن ديگران از طريق وبلاگت هزينه بادبادک بازيت را جبران کني لینک

.......

معرفي کتاب
از وبلاگ کتابدار موفق به دريافت کتاب ناگفته های قتلهای زنجيره ای عليرضا نوريزاده شدم .آدرس دانلود کتاب اينجاست. اگر بخواهيد ميتوانيد کل کتاب را مستقيما"ازاین صفحه دانلود کنيد و بصورت آفلاين مطالعه کنيد....يا اينکه بصورت آنلاين در اين آدرس آن را بخوانيد.
کتاب ناگفته ها نوشته عليرضا نوريزاده حاوی اسناد مهمي از مافيای رسانه ای کيهان و رسالت و ساير روزی نامه های وابسته به رژيم اسلاميست. بايد اعتراف کنم که به دليل نفرت از دروغ پراکنيهای نشريات وابسته به نظام هميشه مقالات آنها را بصورتي سطحي مطالعه ميکردم . اما دراين کتاب عليرضا نوريزاده با گرد آوری مقالات جهت دارکيهان و رسالت و اسناد دروغسازيهای گروه حسين شريعتمداری (حسين تواب ساز و بازجو و شکنجه گر اوين) ماهيت اين باند جهنمي را بخوبي به نمايش گذاشته است. طي اين مقالات به نتيجه ای که خواهيد رسيد اين است که هرکس که مخالف با اصول گرايان حرکت و خطری برای آنها محسوب شود بلافاصله از سوی اين رسانه ها به عنوان جاسوس بيگانه و وابسته به قدرتهای خارجي معرفي ميگردد. فرقي هم بين عليرضا نوريزاده يا اکبر گنجي يا اکبر عبدی و عمادالدين باقي و سروش يا احمد شاملو و سعيدی سيرجاني و فروهرها نيست و همه آنها جاسوس مزدبگير بيگانه ، محارب با خدا و پيغمبر و دارای فساد اخلاقي هستند. کيهاني ها وقاحت را بجائي رسانده اند که در مقالات مختلف اين اشخاص را به تناوب جاسوس آمريکا- اسرائيل - انگليس - عربستان معرفي ميکنند و ازآنجائي که تا نوک دماغ خود بيشتر را نميتوانند ببينند چنين در نظر ميگيرند که همه اين کشورها دست به يکي کرده اند تا حکومت جمهوری اسلامي و انقلاب اسلامي را از بين ببرند. درصورتيکه بر هيچکس پوشيده نيست که اگر چنين اتحاد محکمي بين اين کشورها بر عليه جمهوری اسلامي وجود داشت عمر اين نظام به 5 سال هم نميرسيد و برعکس ، تنها بدليل حمايت همين قدرتهای خارجي و منافع آنهاست که اين رجاله ها 25 سال است با وجود عدم مشروعيت مردمي به عمر ننگين خود ادامه داده اند. اميرفرشاد ابراهيمي و کسان ديگری که بدليل وابستگيشان به حلقه مافيا از جريانات زيادی مطلع بوده و در مراحلي به نظام پشت ميکنند در يک اقدام همگاني به عنوان افراد ناشناس و دروغگو معرفي ميشوند. در جريان نوار کذائي اميرفرشاد ابراهيمي از مقامات و مسئولين رده بالای نظام که درارتباط مستقيم با او و همپالکيهايش بوده اند نام برده ميشود. اما تمامي اين مقامات و شخصيتها در اقدامي هماهنگ منکر آشنائي و ارتباط با وی شده و حتي ادعا ميکنند که نام او را هم تابحال نشنيده اند. در رسانه های حکومت چنين عنوان ميشود که اظهارات ابراهيمي درنتيجه تلقينات رهامي و شيرين عبادی بوده است اما نتيجه محاکمه که به زنداني شدن ابراهيمي و آزادی عبادی و رهامي منتهي ميشود مشخصا" نشان از بيگناهي عبادی و رهامي و عمق کينه و بغض نظام نسبت به نيروهای خودی بريده از آن دارد. البته ناگفته های بسياری نيز در اظهارات اميرفرشاد ابراهيمي وجود دارد که نتيجه توافق پنهاني نظام با او و در واقع بهای جان اوست که اجازه ميدهد به قيمت بستن دهانش و عدم عبور از خطوط قرمز بحراني از مرزهای کشور خارج شده و به عنوان پناهنده در خارج از کشور به زندگي مخفي و تبعيدی خود ادامه دهد. ابراهيمي با روشهای خاص خود چنين نشان داد که کشتن او ممکن است به افشای مدارک غيرقابل انکاری که در دست نيروهای خارج از نظام قرار داده شده منتهي شود. از طرف ديگر بدليل پراکندگي کانونهای قدرت در داخل نظام و عدم هماهنگي آنها ممکن بود که ابراهيمي ناخواسته هدف ترور يکي از گروهکهای حزب الله داخل کشور و اصولگراياني که بازی را به جد ميگيرند قرار گيرد. بنابراين تنها راه چاره تبعيد وی (البته با نام فرار و خروج غيرقانوني) و معلق کردن تمامي پرونده ها و دچار کردنشان به سرنوشت پرونده قتلهای زنجيره ای بود . البته بايد توجه داشت که دستگاههای نظام با اين فرد (امير فرشاد ابراهيمي ) با تسامح و تساهل خاصي برخورد ميکنند. برای نمونه : با وجود بسته شدن سايت بسياری از مخالفان داخل و خارج از کشور توسط سرويس دهنده ها اما سايت اميرفرشاد ابراهيمي در اين آدرس کماکان باز است وفیلتر نمیشود.سياست تکراری نظام اسلامي در برخورد با مخالفين بصورتي کليشه ای و تهوع آور ادامه دارد. پرونده افراد سياسي پس از بررسي در قوه قضائيه در همه موارد منتهي به نتايجي از قبيل فساد اخلاقي متهم و خانواده اش - عدم اعتقاد عملي به اسلام و ولايت فقيه_اعتيادبه مواد مخدر و مشروبات الکلي - فساد مالي و ارتشاء ودر نهايت وابستگي به سرويسهای جاسوسي بيگانه خواهد شد .

کتابهای زير نيز در اين آدرسها قابل دريافت است:


اسلام شناسي (علي ميرفطروس)
ناگفته ها در قتلهای زنجیره ای (عليرضا نوريزاده)
فلاحيان مردی برای همه فصول جنايت (عليرضا نوريزاده)
23سال (علي دشتي)
سیری در نوشته های روح الله خميني (رضا مظلومان) :کشف الاسرار......ولايت فقيه
کاروان اسلام (صادق هدايت)

-------------

توضيح: تعدادی از اين سايتها توسط حکومت جمهوری اسلامي فيلتر شده اند. برای دستيابي به اين کتابها ميتوانيد از سايتهای پروکسي و فيلتر شکن و ساير راههائي که قبلن در همين وبلاگ هم بحث شده استفاده کنيد. حسن آقای عزيز نيز لطف کرده اند و کتاب ناگفته ها را دراين آدرس برای دانلود قرار داده اند.



|


=================

مينا دختر انتقامجو!، فراخوان براي لغو مجازات اعدام کبري رحمانپور، مجيد دادخواه
در خبرها آمده بود که آقاي عليرضا نياکي شوهر 65 ساله کبري رحمانپور با مراجعه به دادسرا خواستار اجراي حکم اعدام کبري رحمانپور23 ساله شده است و ايشان از تعويق حکم اعدام ابراز نارضايتي کرده اند. ايشان در ضمن بيان داشته اند که اعضاي خانواده نياکي آمادگي خود را براي اعدام کبري رحمانپور اعلام داشته منتظر اجراي ان هستند. لازم بذکر است که حکم اعدام رحمانپور بدستور آقاي شاهرودي رئيس قوه قضائيه موقتا بحالت تعليق در آمده است ولي اين توقف نميتواند مدت طولاني ادامه داشته باشد.
ظاهرا شوهر 65 ساله خانم رحمانپور و خواهر شوهر وي، مينا به هيچ چيز جز مرگ و قصاص و اعدام کبري رضايت نميدهند و هيچ چيز تسلي بخش غم و اندوه آنها بجز ديدن جنازه آويزان شده کبري از دار مکافات نخواهد بود.
صحبت بر سر محق بودن خانواده آقاي نياکي در جهت مجازات کبري نيست بلکه درد از سقوط انسانيت و افول ارزشهاي انساني و ناديده انگاشتن حقوق بشري تا حدي است که آدمهايي مانند خانواده نياکي مصرانه و انتقامجويانه خواستار اجراي اعدام اين دختر 23 ساله هستند. براستي چه شده است ما ايرانيان را! که با کوله بار فرهنگ گذشت و مداراي هزاران ساله بدين درجه سقوط کرده ايم که فقط مرگ ديگران ما را آرام ميکند، براستي فرق بين اين خانواده و تفکر آنها با جنايتکاراني که از مرگ انسانها لذت ميبرند چيست؟
چه تفاوتي بين عطش سيري ناپذير انتقام جويي اين خانواده با آنهايي که از نابودي و مرگ انسانها لذت ميبرند وجود دارد؟ اگر اين خانواده بگويد که طبق حق شرعي تقاضاي قصاص دارد شايد کاملا محق باشد ولي همان مذهب و آئيني که براي خانواده يک مقتول حق قصاص قائل شده است همزمان به گذشت و عفو و چشم پوشي از گناهکاران امر و توصيه نموده است. (نگارنده خود در زمره کساني است که يکي از اعضاي خانواده خود را در جريان يک نزاع از دست داد و مجرم مستحق اعدام گرديد ولي خانواده وي از اين حق در گذشته و قاتل اين عضو خانواده ما الان راست راست در خيابانهاي تهران ميگردد. ديدن وي ما را چه بسا ناراحت و عصباني ميکند ولي هيچگاه از اين تصميم خود پشيمان نگرديده ايم. اين نکته فقط براي اين بيان شد که جايگاه نگارنده و حس همدردي وي با خانواده مقتول روشن گردد).
بايد کاري کرد. بايد بهر قيمتي شده نگذاشت اين دختر اعدام گردد. اعدام اين دختر لکه ننگي براي خانواده نياکي خواهد بود و نبايد گذاشت اين امر محقق شود و اين نخواهد شد مگر اينکه افکار عمومي مردم بويژه مردم تهران نسبت به اين موضوع بيش از پيش حساس گردند هر تهراني بايد نسبت به اين مسئله حساس بوده و سهمي ولو کوچک در نجات اين دختر ايفا نمايد..
در روستاهاي انگلستان رسمي قديمي هست که اگر شخصي مرتکب جرم يا گناه بزرگي گردد مردم آن روستا پشت خانه شخص گناهکار جمع شده و با کاسه و بشقابهايي که بهمراه آورده اند سر و صداي زيادي راه انداخته تا حدي که عرصه را برشخص مجرم يا گناهکار تنگ نموده در نهايت شخص گناهکار مجبور به ترک آن روستا يا منطقه براي هميشه يا مدت طولاني ميگردد.
اين راه بسيار موثري در نجات کبري رحمانپور ميتواند باشد.
دوستان، آشنايان، اقوام و هم محليهاي خانواده نياکي ميبايست فشار هر چه بيشتري به خانواده نياکي وارد نموده تا در نهايت آنها مجبور گردند که رضايت داده و کبري از اعدام نجات پيدا کند.
در اين رابطه هر چند شايد چندان منصفانه و مطابق اصول و ارزشهاي انساني نباشد نگارنده پيشنهاد مينمايد که افراد اين خانواده بخصوص مينا، خواهر شوهر کبري که ظاهرا تا بحال رضايت نداده و وکالت ديگر اعضا خانواده را دارد را تحت فشار قرار داده، اخبار، اطلاعات مربوط به محل کار و زندگي و يا حتي عکس وي بايد در مقياس وسيع منتشر شده تا همه چهره اين خانم انتقامجو را بشناسند و وي در سطح جامعه کاملا شناخته شده گردد. اين خانواده بايد خود را در اعدام کبري رحمانپور شرمسار و نه محق حس نمايند. مينا خواهر شوهر کبري اگر کارمند است بايد در محيط کار احساس شرم نمايد. وي بايد حتي در کوچه و خيابان و در مقابل مردم عادي کوچه و بازار احساس شرم نمايد. ظاهرا دو تن از دختران مادر شوهر کبري در خارج از کشور بسر برده و مدتي آنجا زندگي کرده اند. آيا اين دختران هيچ در زندگي خارج از کشور شاهد جرمهاي سنگين و عدم مجازات اعدام براي مرتکبين آنها بوده اند؟ آيا زندگي در خارج هيچ به آنها ياد نداده است که قصاص و مقابله بمثل در بسياري از کشورهاي اروپايي و امريکايي اکنون جزو مجازاتهاي وحشيانه و غير انساني شمرده ميشوند؟ مسلما آنها در هر کشوري که باشند حتي اگر شهروند آن کشور باشند خارجي محسوب ميشوند و رفتار خوب و بد بسياري از مردم آن کشورها را تجربه کرده اند و حتما مخالفت مردم بسياري از آن کشورها را با مجازات غير انساني اعدام شاهد بوده اند و با اين وجود تقاضاي اعدام کبري را دارند. بايد اين دختران در خارج از کشور نيز بعنوان کسانيکه خواهان انتقام و اعدام کبري هستند شناخته گردند. بايد اطلاعات مربوط به آنها در سراسر دنيا توزيع گشته تا همگان بشناسند چهره کساني را که جز با اعدام کبري و انتقام گيري به آرامش نرسيده اند.
شبکه وسيع وبلاگها در داخل کشور و تهران با پخش اخبار و اطلاعات به اين خانواده در سطح وسيع در اينترنت و پخش آن ميتواند يک حالت نفرت عمومي از اعدام کبري را در جامعه ايجاد نموده و فضاي زندگي و عرصه اجتماعي را بر آنهايي که خواستار اعدام کبري هستند تنگ نموده تا در نهايت آنها را مجبور به رضايت نمايند. در اين رابطه آنهاييکه مايل به هر گونه کمک هستند با اطلاعات و نظرات خود را به سايتهاي اينترنتي که مخاطبان زيادي دارند مانند گويا و يا وبلاگ سردبير خودم و يا در وبلاگهاي شخصي ارسال نموده و به اين فراخواني پاسخ مثبت دهند.
majiddadkhahan@yahoo.com


در همين رابطه :...شوهركبري‌ رحمان‌ پور با مراجعه‌ به‌ دادسرا خواستار اجراي‌ حكم‌ شد ......لینک خبر
=========
روی خط اخبار

*رئيس كميسيون اصل نودم قانون اساسي در مجلس شوراي اسلامي، نسبت به انتخاب دادستان تهران به عنوان مدير نمونه كشور انتقاد كرد. حجت‌‏الاسلام‌‏والمسلمين حسين انصاري راد رئيس كميسيون اصل نود مجلس شوراي اسلامي در گفت و گو با خبرنگار پارلماني خبرگزاري كار ايران ،ايلنا ، گفت: "در خصوص دادستان تهران اطلاعاتي در كميسيون اصل نود مجلس وجود دارد، همچنين ايشان پرونده‌‏اي نيز در دادگاه انتظامي قضات دارد." انصاري‌‏راد، انتخاب دادستان تهران به عنوان مدير نمونه كشوري را حكايت ديگري دانست و گفت: " انالله و انااليه راجعون."
link
خبرگزاري فرانسه گزارش داد دادستان بدنام تهران جايزه مدير نمونه کشور را از رئيس قوه قضائيه دريافت کرد. سعيد مرتضوي که به دليل توقيف روزنامه هاي اصلاح طلب به جلاد مطبوعات شهرت دارد , اين جايزه را به خاطر تلاشهايش در زمينه ارزيابي اهداف جمهوري اسلامي و گسترش عدالت دستگاه قضائي دريافت کرده است. link

-------------
اندر فوائد صدور انقلاب به عراق و موش دواندن جمهوری اسلامي توسط نيروهای اطلاعات سپاه:

شبكه تلويزيوني ابوظبي ادعا كرد: در پي درخواست شوراي حكومت انتقالي عراق از كاردار جمهوري اسلامي ايران مبني بر ترك اين كشور، وي بغداد را به سوي تهران ترك كرد.
به گزارش سرويس ديپلماتيك ايلنا پايگاه اطلاع‌‏رساني "عراق‌‏الغد" به نقل از شبكه خبري ابوظبي، مدعي شد: شوراي حكومت انتقالي عراق از حسن كاظمي قمي خواسته است كه به علت آنچه ارتباط وي با حوادث جاري در عراق ناميده شده است، اين كشور را ترك كند.اين در حالي است كه يك منبع آگاه در سفارت عراق در تهران در گفت‌‏وگو با ايلنا از اين خبر ابراز بي‌‏اطلاعي كرد.لینک خبر...

روزنامه عرب زبان و فرامنطقه اي شرق الاوسط چاپ لندن در شماره 21 فروردين طي گزارشي نوشت سپاه پاسداران انقلاب اسلامي ايران به حداقل 1000 تن از هواداران شيخ مقتدي صدر اموزش جنگ چريکي و استفاده از مواد منفجره داده است. اين روزنامه به نقل از يک منبع نزديک به نيروي قدس سپاه پاسداران , از وجود سه قرارگاه در مرز ايران و عراق براي اموزش جنگهاي چريکي به عناصر " ارتش مهدي " مقتدي صدر خبر ميدهد. شرق الاوسط نوشت تا کنون بين 800 تا 1200 جوان عراقي هوادار مقتدي صدر در اين سه قرارگاه واقع در قصر شيرين , ايلام و حميد که بموازات استانهاي جنوبي عراق قرار دارند , اموزشهائي شامل جنگ چريکي , استفاده از مواد منفجره و بمب سازي و عمليات تعقيب و مراقبت و جاسوسي ديده اند. لینک خبر....

بازتاب بين المللي رابطه جمهوري اسلامي با شورشيان مقتدي صدر ..لینک...
حمايت پنهان جمهوري اسلامي از شورشيان عراق و نگراني از دست دادن كنترل اوضاع ...لینک
....................

كارگردان‌ و بازيگر سريال‌ نقطه‌ چين‌ بازداشت شد link

..........
|



........................................................................................

Saturday, April 10, 2004

٭ چند روز اخیر تمپالت وبلاگ دچار مشکلاتی شده بود که صفحه اصلی قابل دیدن نبود. به کمک راهنمائی های حسن آقا و صفحه راهنمای ایشان بالاخره بعد از تفییر قالب وبلاگ فعال شد. البته صفحه آيينه ای مشکلی نداشت و قبل دستیابی بود. امیدوارم قالب جدید سبکتر بوده و چشم را اذیت نکند. اگر احتیاجی به تغییر هست لطفن در نظرخواهی مطلعم کنید.اگر هم خواستید با قالب قدیمی به اینجا بیاييد میتوانید ازین آدرس استفاده کنید.به این صفحه قالبهای مختلف و راهنمائیهای وبلاگنویسی حسن آقا هم حتمن مراجعه کنید که دست پر برمیگردید.
با تشکر از حسن آقای عزیز که همیشه زحماتمان بر عهده ایشان است.
ممنون

LINK TO IRANIAN NOTEPAD WEBLOG





|



........................................................................................

Friday, April 09, 2004

٭
امروز دو مقاله از دوستان عزيزم حسن آقا و گل كو در وبلاگهايشان منتشر شده بود كه در مورد منع حجاب در اروپا نوشته بودند.


گل كو : عمل كرد ارتجاعي و تفكر ارتجاعي
حسن آقا:قانون.تروريسم اكثريت بر اقليت

من در صحت تفكر اين دوستان هيچ شكي ندارم. در آرمانشهر دمكراسي و آزادي منع حجاب و كشف آن به همان اندازه اجبار به استفاده از حجاب مذموم و ارتجاعيست. اما بايد به نكاتي هم توجه كرد. آن اينكه اولن اين آرمانشهر هنوز در دنيا بوجود نيامده و مثل جمهوري اسلامي طبق اسلام ناب محمدي ؟!!؟ يك چيز خياليست (هرچند به اندازه آن جفنگ نيست) دومن بايد در نظر داشت كه اين كشورهاي واقعي و غيرخيالي براي مصالح خودشان ناچارند قوانيني را تصويب كنند كه در نظر اول ممكن است بر ضد دمكراسي و آزاديهاي فردي شمرده شود ولي وقتي مقاصدش را درنظر بگيريم ميبينيم كه به جهت جلوگيري از مضار بيشتر و رواج مسائل دردسرساز تدوين شده اند. براي نمونه همين قانون اخير كشور آلمان كه به معلمان مسلمان اجازه نميدهد كه با روسري و چادر و حجاب اسلامي در سركلاس درس بدهند و ازين كار منعشان كرده....
خيلي بي انصافيست ؟ نيست؟ خب طرف دلش ميخواهد چادر بگذارد....نقض آزادي فرديست... نيست؟
!!!نه!!! فرض كنيد دولت آلمان چنين قانوني نگذارد و هركس مجاز باشد در محل كارش طبق مذهب خود هرگونه تظاهراتي خواست راه بيندازد.
من زرتشتي دوست دارم سر كلاس هميشه بغل تخته سياه يك كپه آتش روشن كنم و ساير حاضرين دركلاس اگرچه مسيحي هستند بخاطر آزادي فردي من بايد دود و آتش مقدس را تحمل كنند و دولت هم نبايد چيزي بگويد چون ناقض آزادي فردي شناخته ميشود.
من آفريقائي پيرو مذهب بومبا بومبا دوست دارم لخت سركلاس بيايم يك زنجبز كلفت با يك جمجمه خشك شده انسان هم از گردنم آويزان كنم. دلم خواست طبل هم بزنم و بومبا بومبا راه بيندازم . شاگردان هم بايد دور تا دور من برقصند و طبل بزنند.
من نوديست دوست دارم لخت مادرزاد سركلاس بيايم. خب عقيده شخصي من است. هركس هم اعتراض كند مرتجع است .دولت هم حق اعتراض ندارد.چون اگر دمكراسيست ...
من مسلمان دوست دارم با حجاب كامل اسلامي سر كلاس بيايم. بعدش هم حتمن دوست دارم اگر وقت نماز شد همانجا سركلاس و جلوي بچه ها درس را قطع كنم (چون نماز از كار واجب تر است) و چند ركعت نمازم را بجا بياورم. اصلن هم مهم نيست كه آن بچه ها همه شان يا اكثرشان مسيحي هستند. اين حق من است و جزو آزاديهاي فردي من ... بعدش هم اگر دلم خواست به بچه ها ميگويم من هركس را كه روسري سرش كند بيشتر از بقيه دوست دارم .چون اسلام گفته حجاب...و اگر عيسي مسيح نگفته حتمن عقلش نرسيده....
بعدش هم دلم ميخواهد بر طبق ايده و عقيده ام تبليغ هم كنم و چند تائي از اين بچه كافرها؟!!؟؟ را براه راست و اسلام ناب محمدي هدايت كنم چون اسلام دين برتر است .ضمنن در دينم هم بر من واجب شده از هر فرصتي براي تبليغ اسلام و مسلمان كردن كافران (اعم از سني و مسيحي و يهودي ...و بت پرست) بايد بكوشم...... خب آزادي فرديست ديگر...بعدش هم ....
نه ...نشد. يك مملكت با اكثريت قاطع مسيحي به توي مسلمان اجازه داده از فقز و نكبت و ارتجاع مملكت خودت فرار كني بيايي آنجا كه راحت تر از هم كيشانت زندگي كني .اگر خيلي به نجس پاكي و مذهبت عقيده مندي برو توي يك كشور مسلمان زندگي كن كه نه كافر در آن باشد نه بي حجاب و آنجا هرجور دلت ميخواهد تبليغ دينت را بكن .حالا نميشود كه چون مثلن در يك كشور اروپائي كه مدعي آزاديست زندگي ميكني به اسم آزادي فردي و مذهب خود را مجاز بداني هركاري دلت ميخواهد بكني آنهم در جائي مثل مدرسه و دبيرستان كه فرزندان آينده آن مملكت بايد بدست تو تربيت شوند. حالا تو چيزيت نيست و فقط حجاب ميخواهي ...اين يكي كه آزاد باشد پس فردا جمهوري اسلامي و عربستان هم معلم صادر ميكنند آنجا كه علاوه برتبليغ دين مبين اسلام تبعات آن از قبيل تروريسم مذهبي و عمليات انتحاري هم باب شود . اصلن چرا راه دور برويم؟ مگر هدف محمد همه گير شدن اسلام نبود؟آلمان و بقيه كشورهاي اروپايي هم بايد مسلمان شوند. بايد.اگر به زبان خوش نشدند بزور مسلمانشان ميكنيم....در مدارس آلمان بن لادن هاي جديدي تربيت ميكنيم كه اينكار را بكنند.
دوستان عزيز. من عليرغم موافقت با نوشتارهاي شما در مورد آزاديهاي فردي نميتوانم عمل دولتهاي اروپائي در مورد ممنوعيت حجاب در اماكن دولتي و محل كار را نفي كنم. خلاصه آنها هم بايد يكجوري جلوي رشد اين عقيده خطرناك را دركشورشان بگيرند و مانع ورود تروريسم مذهبي و تهاجم فرهنگي (از نوع اسلامي) به كشورشان شوند يا نه؟ما كه مسلمانش هستيم كشيشهاي ايراني را همينجا وسط تهران بزرگ به جرم تبليغ يواشكي مسيحيت كارد آجين ميكنيم و حتي داخل كليسا هم اجازه تبليغ بهشان نميدهيم. آنوقت انتظار داريد يك معلم مسلمان همه اين كارهائي كه گفتم را در كلاس درسي بچه هاي مسيحي انجام دهد و دولت هم صدايش درنيايد؟اصلن مگر دولت كيست؟ در يك كشور آزاد و دمكرات دولت منتخب ملت است.اگر دولت اينچنين ميخواهد پس نظر ملت هم (در كشورهاي آزاد البته به ايران بسطش ندهيد) همين است.

اميدوارم اين نوشته ام تعبير بر مخالفت با آزاديهاي فردي نشود. آزادي فردي تا آنجا مجاز است كه مخل امنيت و آزادي ديگر افراد جامعه نباشد. وگرنه اسمش ميشود هرج و مرج....از آنور بام هم قرار نيست بيفتم.

=========
جناب انصافعلي هدايت
به گزارش زير از سايت گويا به نقل از گزارشگران بدون مرز توجه كنيد:.....انصافعلی هدايت روزنامه نگار مستقل و همکار بسياری از روزنامه های اصلاح طلب، بعنوان خبرنگار مستقل برای تهيه گزارش از اجلاس اتحاد جمهوری خواهان که از روز ۱۸ تا ۲۰ دي ماه ( ۸ تا ۱۰ ژانويه) در برلين برگزار شد به آلمان رفته بود. جمعه ٢۶ دی ١٣٨٢ چند ساعت پس از بازگشت اش به ايران، به دستور شعبه يک دادگاه انقلاب اسلامي تبريز، توسط ماموران اطلاعاتي در خانه ی خود، و پس از تفتيش منزل اش و به همراه بردن نوشته ها شخصي، ديسک کامپيوتر و... دستگير شد. اين روزنامه نگار پيش از اين نيز در روز دوشنبه ٢٦ خرداد ماه، به هنگام تهيه گزارش از تظاهرات دانشجويان دانشگاه تبريز، دستگير شده بود که پس از بيست و هفت روز بازداشت در سلول انفرادی، شنبه ٢١ تيرماه با سپردن پانصد ميليون ريال وثيقه از زندان آزاد شد. وی پس از آزادی از زندان طي نامه ای سرگشاده به محمد خاتمي رييس جمهور ايران از بدرفتاری و شکنجه توسط ماموران در مدت بازداشتش شکايت کرده بود.....
من هيچ نظري در مورد اين گزارش ندارم. فقط عقل و منطق يك چيز را ميگويد: كسي كه خرداد ماه دستگير شده و با سپردن 500000000 ريال وثيقه 21تيرماه آزاد ميشود اگر بعدش در 18 تا 20 ديماه دوباره سرش را بيندازد پايين و راحت از مملكت خارج شود و در اجلاس جمهوريخواهان مخالف نظام جمهوري اسلامي شركت كند فقط اين حالتها برايش متصور است:
1- يا مسئولين امنيتي نظام خيلي احمق بوده اند كه با وجود وثيقه سپردن اين آقا ممنوع الخروجش نكرده اند و اين آقا هم خيلي آزاديخواه است و كفشش را بايد بوسيد كه با وجود دستگيري در خرداد ماه هنوز هم به فكر آزادي و دمكراسي و مملكتش است و باز هم در سمينارهاي آنچناني خارج از كشور شركت ميكند.
2-نه مسئولين كشور احمق بوده اند و نه اين آقا آزاديخواه است. فوقش يكي است مثل محسن سازگارا يا اكبرگنجي و طبرزدي كه جيره خوار نظام است و به دستور آنها اين بازيها را در مي آورد.
3- اين آقا آزاديخواه است اما مسئولين نظام هم احمق نيستند و از روي هشياري مخصوصن آزادش گذاشته اند تا بدينوسيله بدنامش كنند.

من يكي ترجيح ميدهم مورد يك يا سه را قبول كنم. يعني دلم اينطور ميخواهد.آرزو بر جوانان كه عيب نيست ؟ هست؟ تا نظر شما چه باشد......
|



........................................................................................

Tuesday, April 06, 2004

٭ برنامه اعتصاب فرهنگيان در ارديبهشت
در جواب دوستاني كه درباره پست قبلي سوال داشتند بايد مشروح تر بنويسم . البته آنهائي كه در ايران هستند و از نعمت تلويزيون لاريجاني برخوردارند بخوبي با قضيه آشنا هستند و نيازي به توضيح نيست. مدت مديديست كه فرهنگ سازي توسط صدا و سيماي لاريجاني و ساير دستگاههاي تبليغاتي رژيم آغاز شده و با شيوه هاي گوناگون دنبال ميشود. البته اين فرهنگ سازي از نوع منفي آن است كه به رواج بي فرهنگي -بي هويتي و تبليغ لغات Slang و ايجاد فرهنگي جعلي بخصوص در بين جوانان نسل سوم ميپردازد. بهترين شيوه براي بقاي نظامهاي استبدادي همچون جمهوري اسلامي بي خبر نگهداشتن مردم و رواج بي فرهنگيست. فكر ميكنيد كل مطالبات فرهنگيان و معلمان مگر چقدر است؟ از ميزان حقوق اين قشر زحمتكش كه حتمن خبر داريد.امروز خبري در پيك ايران بود مبني بر اينكه معلمي از شدت ناچاري ناچار كلاس درس را رها كرده و به ژاپن رفته تا شايد با چند ماه كار درآنجا چاله چوله هاي اقتصاديش را پر كند و درآنجا كارش به مرده سوزاندن رسيده....درآمد نفتي ايران بالاتر از اينهاست كه دولت معظم در پرداخت مطالبات فرهنگيان ناتوان باشد. اما قصد اين خشكه مغزان چيز ديگريست. معلم بايد در مضيقه باشد .در فشار اقتصادي باشد چون اين معلمان هستند كه در كلاسهاي درس فرهنگ آينده اين مملكت را ميسازند.بچه هاي آينده ايران بايد در سر كلاسهاي درس با معلمي برخورد كنند كه فشار مالي مستاصلش كرده و در نتيجه قادر به انجام وظيفه و رسالت انساني خود نباشد. معلمي كه درسر كلاس درس به فكر اين باشد كه چطور يكي دوساعتي زودتر از محل كار خارج شده و به مسافركشي بپردازد. معلمي كه علاوه بر شغل اولش ناچار به داشتن شغل دوم و سوم هم باشد و در نتيجه فرهنگ آينده مملكت تكليفش روشن است...حكومت استبدادي ملتي را لازم دارد كه از لحاظ فرهنگي ضعيف بوده و براحتي تحميق شود. چنين حكومتيي ناچار است دست به فرهنگ سازي منفي بزند و از هيچ راهي براي گسترش جهل و بيسوادي در بين ملت خودداري نكند.
معلمين عزيز كشور در اعتراض به عدم پرداخت مطالبات خود از سوي دولت معظم پولدار ايران در روزهای 13، 14، 15، 16 و 17 اردیبهشت ماه دست به اعتصاب خواهند زد. طبق خبر پيك ايران :
1- 13 و 14 ارديبهشت ماه کليه معلمين با عدم حضور در کلاس درس در محل اداره اموزش و پرورش شهرستان هاي خود تجمع مي کنند .در ضمن معلمين مرکز استانها در محل سازمان اموزش و پرورش استان خود اين تجمع را پيگيري مي نمايند
2- روزهاي 15و 16و 17 ارديبهشت ماه نيز معلمين با حضور در دفاتر مدارس از رفتن به کلاس خودداري مي کنند تا قدرت خود را بيش از پيش به رخ اقايان بکشنند .
3- در صورتي که طي اين برنامه هاي اعتراضي اقايان سر عقل نيايند و دست از تضييع حقوق معلمين عزيز برندارند معلمين اين تحصن را ادامه مي دهند و ازاتمام کتب درسي خودداري مي کنند و امتحانات نوبت دوم را نيز برگزار نمي نمايند تا شايد پاي لرزان حکومت بيشتر بلرزد و اقايان براي جلوگيري از فرو پاشي حومت خود فکري به حال حقوق حقه ي معلمين نمايند
لطفن با نوشتن خبر اين اعتراض مردمي در وبلاگهاي خود به فرهنگيان كشور ياري رسانيد.
|




........................................................................................

Monday, April 05, 2004

٭ من حرف ميزنم . براي آن كس كه بخواهد بشنود!! اول از همه يك كمي توجه كنيد به سريالها و برنامه هاي اخير صدا و سيماي لاريجاني. بخصوص برنامه نقطه چين شاهكار جناب مهران مديري و تكيه كلامهائي كه در اين سريال توسط كورش و بقيه القا ميشودو همچنين سريال مزخرف O+. بعدش هم يك نظري بيندازيد به اين مقاله جناب مسعود بربر در وبلاگ عمومي. اگر وقتش را داشتيد يك سري هم بزنيد به به اين مقاله منتشره در گوياو حتي اين عكسي كه در سايت حسن آقا موجود است ....تا ببينيد به كجا دارند مارا ميكشانند. سرمايه گذاري روي نسل سوم بسيار وسيع و با تمام امكانات در حال اجراست. اين عملي كه در صدا و سيماي لاريجاني انجام ميشود اعم از نشان دادن آدمهاي كراواتي در سريالها و عروسيهاي سريالي و رايج نمودن تكيه كلامهاي لمپني و متاسفانه مورد علاقه نسل سوميها اصلن هم از روي سهل انگاري و يا حتي عقب نشيني مرتجعين نيست. برنامه ها دارند براي اين دلقك بازيشان....



|





........................................................................................

Saturday, April 03, 2004

٭ يك سر كه به خبرگزاريها بزنيد با اخباري اينچنين روبرو خواهيد شد:

اسو شيتدپرس : متحدين امريکا به سوي تنبيه رزيم ايران نزديکتر مي شوند
نماينده امريکا در کميسيون حقوق بشر : کارنامه نقض حقوق بشر در ايران بدتر شده است
انتقاد براد شرمن، نماينده كنگره آمريكا، از عدم برخورد آمريكا با پناه گرفتن مقامات القاعده در ايران
جرج بوش : رزيم ايران خطري براي امنيت ملي امريکا است
اخرين گزارش وزارت خارجه امريکا:در ايران ازادي بيان وجود ندارد و دولت با مطبوعات مستقل بطور فراقانوني برخورد مي کند
معاون وزارت خارجه امريکا : تنها راه کنترل برنامه هسته اي ايران اعمال فشار بر رزيم تهران است
پاريس , لندن و برلين نگران ادامه برنامه هاي هسته اي جمهوري اسلامي
بريتانيا نگران فعاليت اتمی ايران
ريچارد باوچر : رزيم ايران در همکاري با ازانس بين المللي انرزي اتمي مشکل افريني مي کند
آمريكا 13 شركت‌ را به دليل معامله با ايران تهديد ‌كرد
ووووو......


اي بابا چه خبره ؟؟ نكنه امام رضا طلبيده؟!!؟

============

فاطمه حقيقت جو: به اپوزيسيون قانوني داخل كشور خواهيم پيوست، پس از پايان دوره مجلس ششم و پايان رياست جمهوري خاتمي، اصلاح‌طلباني كه در دولت و مجلس بودند از حكومت خارج مي‌شوند و از آن پس فعاليت خود را به عنوان اپوزيسيون در نهادهاي مدني ادامه مي‌دهند.
براستي درد اينها چيست؟ جز آنكه چرا ديگر خود حاكم نيستند؟آن زمان كه بوديد چه كرديد كه الان با پيوستن به اپوزوسيون قانوني؟؟!!؟؟ بخواهيد انجام دهيد؟تا بحال كه جناح محافظه كار بخاطر چوب لاي چرخ دولت گذاشتن اپوزوسيون داخلي بود و وظيفه ترويج فساد و ناامني را برعهده داشت. حتمن قرار است ازين به بعد جايشان را با هم عوض كنند. محافظه كاران دولت تشكيل بدهند و به اصطلاح اصلاح طلبانمان در ترويج هرچيز نامربوطي كه حكام را بدنام كند تلاش كنند. بيچاره ملتي كه بازيچه خيمه شب بازيهاي اين اراذل شده است.




........................................................................................

Friday, April 02, 2004

٭
تا قلم در دست غداري بود...لاجرم منصور برداري بود

احمد باطبي، در وضعيت نامناسب جسمي قرار دارد
محمد ابراهيمي به اتهام اقدام علیه امنیّت کشور و ارتداد و الحاد به دوازده سال و ده ماه حبس قطعی محکوم شده است
يك متقاضى پناهندگى ، پس از باز گرداندن اجبارى به ايران كشته شد!
......
همه اينها به يكطرف . شاخ و شانه كشيدن شهردار محترم و مكتبي تهران (و قاتل دكتر سامي) براي شهرداربرلين به مناسبت نصب لوح يادبود قربانيان رستوران ميكونوس خيلي وقاحت ميخواهد. تروريسم دولتي را به خارج از مرزها كشانده اند و در كشور بيگانه با مسلسل ملت را به رگبار بسته اند و تازه حالا زبانشان هم دراز است و از كار خودشان دفاع هم ميكنند. البته از احمدي نژاد تعجبي ندارد چون خودش عامل قتل فجيع دكتر سامي است و بايد هم از تروريستها و قداره بندان دفاع كند.






........................................................................................

Home