[نت پد ايراني]


           
Java (J)  JavaScript (JS)  Cookies (C)  Active X (AX)



Sunday, February 29, 2004

٭


صفحه حمايت از زندانيان سياسي





اعلام حمايت همگاني از زندانيان سياسي
با در دست گرفتن كانونهاي قدرت توسط مافياي موتلفه و نيروهاي مذاب در ولايت بايد منتظر موج جديدي از دستگيريها بود. در اين ميان وضعيت زندانيان سياسي كه از قبل و از زمان حكومت اصلاح طلبان در زندان بسر ميبردند نامشخص و تيره است . بر ماست كه با ايجاد جريان آزاد اطلاعات از داخل كشور به خارج و بالعكس اخبار مربوط به زندانيان سياسي را منتشر نموده و با حمايت ازآنان راه را بر هرگونه سختگيري و شدت عمل از سوي عمال جمهوري عذاب اسلامي بر انان ببنديم. مثل هميشه زحمت تهيه صفحه و لوگوي خاص حمايت از زندانيان سياسي بر عهده حسن آقاي عزيز است كه مكرر در چنين مواردي ياريگرمان بوده اند و با زحمات خويش موجب اتحاد وبلاگنويسان همعقيده و خواهان آزادي ايران شده اند. از دوستان خواهشمندم اخبار خود در رابطه با زندانيان سياسي را به حسن آقا ارسال كنند تا ايشان آن را در صفحه خاصي كه بهمين منظور تدارك خواهند ديد منتشر نمايد. همشهريان عزيز وبلاگشهر.امروز زندانيان سيتسي بيش از هميشه به ياري و حمايت نياز دارند. بياييد با اتحاد بين وبلاگنويسان و كاربران اينترنت اين امر مهم را به پيش برده و با تبليغات وسيع در فضاي سايبر حكومت ننگين جمهوري اسلامي را تحت فشار بگذاريم تا حقوق از بين رفته زندانيان سياسي كشورمان كه بخاطر اين ملت - من و شما در زندانهاي رژيم بسر ميبرند احيا گردد. از نتيجه تحريم انتخابات درس بگيريم. نتايج تحريم مشخصن سبب تشديد فشارهاي خارجي بر رژيم شده كه نمونه هاي آن را در بيانيه هاي اخير سازمان جهاني انرژي اتمي و محدوديتهاي اخير اعلام شده از كنگره آمريكا ميتوان بوضوح مشاهده نمود........
اطلاعاتي كه ميتواند در اين امر مورد استفاده قرار گيرد شامل ليستي از زندانيان سياسي - نحوه دستگيري - تاريخ دستگيري - محل فعلي زندان- جرم انتسابي - حكم اعلام شده - علت واقعي دستگيري - اگر به آدرس ايميل حسن آقا ارسال شود صفحه مورد نظر صفحه كاملي خواهد شد كه حتي ميتواند مورد استفاده سازمانهاي حقوق بشر نيز قرار گيرد. پتيشن هم قبلن مهيا شده و در لوگوي بالاي صفحه موجود است. از دوستان عزيزي كه براي طراحي لوگو اقدام ميكنند خواهشمندم اندازه آن و حجمش را طوري در نظر بگيرند كه سبب سنگين شدن صفحه نشده و براحتي لود شود. در صورت امكان استفاده از تصوير احمد باطبي دانشجوي آزاده (مانند لوگوي قبلي) بسيار پسنديده خواهد بود. از همكاري همه دوستان قبلن متشكرم.
پايدار باشيد.












........................................................................................

Wednesday, February 25, 2004

٭ آزادی بيان

بحثی در مورد آزادی بیان در وبلاگ شبح درگرفته .منشور پیشنهادی را دراینجا میتوانید ببینید. امیدوار باشیم این بحث به یقه درانی و فحش و فضاحت نکشد و به مزد بنویسان رژيم اسلامی آنرا از مسیر اصلیش منحرف نکنند...
البته لازم به توضيح است که بحث قبلی روی منشوری که دوست عزیزمان آتش بصورت مبنا آورده بود صورت گرفت.منشور پیشنهادی اين بود:


۱-لغو اعدام
۲-آزادی فوری زندانيان سياسی
۳-آزادی بدون قيد وشرط/آحزاب/تشکلات / اعتصابات/اعتراضات
۴-جدائی دين از حکومت وآموزش وپرورش
۵- برابری کامل مرد وزن حقوقی/ سیا
سی/ اجتماعی

=======

عصبانیت حدرالسلطنه
جناب حسين درخشان حالا میفهمند یک من ماست چقدر کره دارد. تا چند روز پیش که دائم قیقاج میرفت و حالا هم که از دست این روزگار کج
مدار و اصلاح طلبان نمک نشناس دلش بدرد آمده و 4 تا کلمه دری وری به خاتمی و.. گفته فوری تعدادی از ISP ها سایتش را فیلتر کردند. حالا برای اینکه دلش یکخورده خنک شود مطالب این چند روز اخیرش را میگذارم اینجا تا کسانی که از پارس انلاین و سایر سرورهای سانسورچی سرویس میگیرند عصبانیت وبلاگی (البته از نوع حسین درخشانی اش) را هم ببینند. البته فقط برای مقابله با سانسور و بس...والا میدانم این یارو آدم بشو نیست. بگذار یک باد دیگر بوزد تا ببینید چه موج سوار قابلیست.
----------
مطالب چند روز اخیر حدر:
23 Feb 04 @ 09:59 AM
پراکنده‌تر و افسرده‌تر از آنم که بتوانم منسجم بنويسم. ناراحت نيستم که مجلس دست راستی‌ها افتاده است، ناراحتم که مقاومت جانانه‌ای را که مشارکتی‌ها با بست‌نشينی شروع کرده‌بودند و داشت در عمل به بی‌آبرويی و شکست جناح راست منجر می‌شد، با فرومايگی و بی‌جراتی خاتمی که حتی خايه‌ی ايستادن پشت نزديک‌ترين دوستانش را هم ندارد، تبديل شد به چيز نصفه کاره‌ای که در عمل فقط به نفع راست و شخص رهبر شد. آنها حالا به دروغ می‌توانند به دنيا نشان دهند که نصف مردم قبولشان دارند و حالا تا سال‌ها روحمان را ذره ذره با اين بهانه می‌خورند. و مسوولش فقط و فقط تويی آقای خاتمی! تو تمام ما را به پست‌ترين مرد تاريخ اين سرزمين فروختی. تو در اين پستی و ذلت و گند شريکی. تو در برابر ظلم سرخم کردی.
....
23 Feb 04 @ 01:02 PM
آقا بيخود به ملت بد و بيراه نگوييد. اينکه پنجاه درصد رفتند و رای دادند معنی‌اش اين نيست که خامنه‌ای محبوبيت دارد يا مثلا مردم حکومت را قبول دارند. درصد بالايی از اين ملت محتاج نان شبشان هستند و پشتشان به کسی يا چيزی نيست که ريسک کنند و بخاطر رای ندادن، فردا که دولت هم به دست چاکران رهبری افتاد، کارشان يا آينده‌ی بچه‌شان را به خطر بيندازند. بنابراين بايد صبر کنيم که تعداد آرای باطله و سفيد معلوم شود.
نمی‌خواهم بگويم که راستی‌ها هيچ پايگاهی ميان مردم ايران ندارند. اما اين مقبوليت بسيار کمتر از چيزی است که الان به نمايش در می‌آید. اگر می‌خواهيد تمايل مردم را به شخص رهبر ببينيد بايد برگرديد به هفت سال پيش، وقتی که تقريبا با همين شرايط فعلی يعنی حمايت آشکار رهبر و دوستانش از ناطق نوری و تبليغات بی‌حد رسانه‌های آنها و در غياب هيچ رسانه‌ای که در دست اصلاح‌طلبان باشد مردم رفتند و به ناطق نوری نه گفتند و برگشتند. تازه باز هم کلی تقلب شده بود، ولی آن‌قدر اختلاف رای زياد بود که هيچ‌کس جرات نداشت کاری بکند.
آن مردم عوض نشده‌اند. ممکن است از خاتمی و اصلاح‌طلبان نااميد شده باشند، اما معنی‌اش نيست که به راستی‌ها پناه آورده‌اند. می‌خواهند به دنيا به دروغ بگويند ما مقبوليت داريم، ولی چون دروغ است يک روز رسوا می‌شود. برای ما دردناک است که ببينيم لات‌های بی‌سروپا و بی‌سوادی مثل حسين فدايی و فرهاد نظری در دنيا به عنوان نمايندگان من و شما نشان داده شوند، ولی زياد طول نمی‌کشد. اينها سر دنيا را نمی‌توانند کلاه بگذارند.
اما انتظار از خاتمی برای سرخم نکردن جلوی شلم کاملا بجا است و اصلا حرف من هم نيست. خود مشارکتی‌ها از جمله خود برادرش رفته بودند و گفته بودند که اگر انتخابات را برگزار کنی همه‌ی ما را به تيغ و اعتماد مردم را به باد می‌دهی. قبول دارم که خاتمی نمی‌توانست از اجرای انتخابات به عنوان يک رييس‌جمهور جلوگيری کند، ولی می‌ةوانست استعفا دهد و به خامنه‌ای بگويد من نيستم، اگر می‌خواهی خودت برو برگزار کن. اين کاملا فرق دارد با انتظار از مردم کوچه و بازار. پشت خاتمی اين همه قدرت و مصونيت قانونی و حمايت بالقوه خوابيده بود، ولی پشت مردم عادی که چيزی نبود. پس مسوول اين دروغ و ظلم بزرگ اوست که قدرت داشت جلوی‌ آن بايستد و نايستاد. نه مردم بدبختی که بخاطر آينده‌ی بچه‌هايشان حاضرند به هر خفتی تن بدهند.
حتی اگر فرض کنيم که واقعا چهل، پنجاه درصد مردم از روی بی‌سوادی و نادانی به راستی‌ها رای داده باشند، من نمی‌فهمم چرا در اين مملکت همه‌ی تقصيرها را مردم گردن همدیگر می‌اندازند و هميشه حکومت را مبری می‌کنند. هی می‌گويند مردم سواد ندارند، نادانند، فرهنگشان پايین است و... چه کسی می‌تواند اين ها را تغيير بدهد بجز حکومت؟ کجای دنيا مردم عادی خودشان، خودشان را رشد فرهنگی داده‌اند که مردم ايران دومی‌اش باشند؟ راجع به زلزله هم همين بحث بود و فرصت نشد که بيشتر راجع به آن بنویسم. اگر مردم قواعد ايمنی‌سازی را رعايت نمی‌کنند مسوولش کيست؟ دولت است که نيامده از يک طرف به آنها ياد بدهد که چرا می‌گوييم اين کار را بايد بکنيد و اگر زلزله بيايد دودش توی چشم خودتان می‌رود و... و از طرف ديگر با سيستم پاداش و تنبيه موثری که می‌گذارد، اجرای اين مقررات را تضمين کند.
شما فکر می‌کنيد مردم مثلا تورنتو را اگر الان بردارند بياورند توی تهران با همين حکومت شرايط، پنج سال ديگر فرقی با مردم فعلی تهران خواهند داشت؟ فکر می‌کنيد همين ادوارد و جيمی و ناتالی اگر در ايران زندگی کنند همه‌ی قانون‌های رانندگی را رعايت می‌کنند؟
چيزی که جامعه‌شناسی به آدم یاد می‌دهد اين است که آدم‌های همه‌جای دنيا را اگر ول کنی عين هم عقب‌مانده و وحشی و بی‌سواد می‌شوند. حکومت‌ها هستند که مثلا باعث تفاوت مردم بنگلادش و فنلاند می‌شود. (البته اينجا بحث با ورود فرهنگ و اقتصاد و مذهب و سنت پيچيده می‌شود. ولی هيچ‌کدام ناقض اهميت حکومت نمی‌شود.)
بخش مهم حرفم را که درباره‌ی آموزش است بعدا می‌نويسم. طولانی شد زيادی. شبيه سخنرانی‌ها هم شد بيشتر تا مقاله. ببخشيد.
........
24 Feb 04 @ 02:03 AM
پيشنهاد می‌کنم سال آينده که مجلس هفتم کارش را آغاز می‌کند، مقام معظم ولايت هم اسباب و اثاشان را جمع کنند و اهل بيت را از خانه‌ی فعلی‌ در خيابان کاخ به ساختمان مجلس در ميدان بهارستان ببرند. همان‌جايی که قبلا اسمش خانه‌ی ملت بود و الان شده خانه‌ی آقا. خوش‌بختانه پدر عروس مکرمه‌ی بيت آقا هم که در همين خانه تشريف دارند و قرار است به رياست آن هم منصوب شوند. خانه‌ی جديد بر بيت رهبری مبارک باشد. راستی، آن چهارپايه‌ی متبرک زير پای آقا را فراموش نکنيد با خودتان ببريد.













........................................................................................

Monday, February 23, 2004

٭ پس از تحريم انتخابات ، اکنون چه بايد کرد؟
بالاخره نتايج انتخابات سراسر کشور در پرتو بمباران تبليغاتي صدا و سيما و روزی نامه های رژيم اسلامي اعلام شد. همانگونه که انتظار ميرفت نمايندگان موتلفه و شرکاء ، آبادگران ايران اسلامي و مزدوران ذوب شده در ولايت به لطف رد صلاحيت گسترده نمايندگان و تحريم گسترده ملت ، صندلي های قرمز مجلس را از چنگ به اصطلاح اصلاحطلبان بدرآوردند و در خيال خام خود در مسابقه دوئي يکنفره ، مقام اول را بدست آوردند . غافل از آنکه چنين اول شدني افتخاری ندارد و عليرغم تصورات ابلهانه ايشان اين ملت ايران بودند که با تحريم گسترده انتخابات پيروزی را از آن خود ساختند.وقاحت جمهوری اسلامي به حديست که حتي پس از تحريم گسترده انتخابات توسط ملت دم از آرای ميليوني و شگفتي آفريدن مردم هميشه در صحنه دم ميزند و دست از بمباران تبليغاتي توسط صدا و سيما و رسانه های ديگر خود برنداشته است که البته تعجبي هم ندارد چون حكومت جمهوری اسلامي هيچ خط قرمزي ندارد و براي بقا به هركاري دست مي زند: كم و زياد كردن آرا و تقلب، كوچك ترين آنهاست.
شورای نگهبان ، مجلس خبرگان و هيئت تشخيص مصحلت که از ابتدا ملک طلق رهبر، جناب مقام معظم رهبری و ولايت مطلقه فقيه بود. مجلس شورا هم به تصرف اين رجاله ها درآمد ، هرچند که از ابتدا هم صاحبخانه های اين مجلس بي عرضه و بي حميت سرسپردگان همين نظام ننگين بودند و برای ملت کاری انجام نداده بودند. ميماند دولت و منصب رياست جمهوری که هم الان هم در دست روباه فريبکاری در خدمت نظام و ولايت ، بنام خاتمي ست و صد البته که در مرحله بعدی به اين هم بسنده نخواهند کرد و با گماردن رجاله ای از خوديها در منصب رياست جمهوری ، تمامي جبهه های قدرت را ازآن خود خواهند کرد. همه چيز درست است. دولت ، حاکميت، رهبری و تمامي مناصب مهم نظام يکدست و از آن خوديها خواهد بود. فقط ميماند ملت! اگر ملت ايران را هم بتوانند عوض کنند و ملت فعلي را بدريا بريزند و بجايش يک ملت حزب اللهي ذوب شده در ولايت را بجای ملت نمک نشناس انتخابات تحريم کن فعلي بنشانند ديگر نور علي نور ميشود و هيچ مشکلي دراين مملکت باقي نميماند. فقط اشکال دراينجاست که اين يکي ديگر ممکن نيست و آقايان مجبورند با همين ملت ناراضي سر کنند و بهر طريقي که شده در راه بقاء اين نظام منحوس بکوشند که با صف آرائي فعلي حاکميت در برابر ملت بعيد به نظر ميرسد که دراين امر موفق شوند. با يکدست شدن حکومت آخوندی شکاف بين حاکميت و ملت ، امروز عميقتر از هرزمانيست. مرزها همه مشخص شده اند و ديگر ميتوان شمشيرها را از رو بست.
ديگر بهانه ای وجود ندارد که فريب خوردگان داستان ورشکسته اصلاحات ، دوستاني همچون اميد ميلاني و حامد يوسفي و موج سواراني همچون حسين درخشان و مسعود بهنود و...بتوانند به بهانه وجود چند تائي بد ، بين جمع بدترها دم از اصلاح طلبي و امکان وجود اصلاح در حکومتي چنين غاصب و رودرروی مردم بزنند.

اميد عزيز:حقيقت واضح و آشکار در برابرمان قرار دارد و آنکه حقيقت را نمي داند نادان است. اما آنچنانکه برشت نيز گفته است آنکس که حقيقت را مي داند و آنرا انکار ميکند تبهکار است. و .من ...هيچگاه نميتوانم ناداني تو و امثال تورا باور کنم . ازآنجائي که به شعارهايت مبني بر داشتن مرامي خردگرايانه هميشه باور داشته ام. استناد تو به آمار رسوای صدا و سيمای جمهوری اسلامي از انتخابات و حمايت بي چون و چرايت از دروغهای بزرگ و باورنکردني حکومت اگر نشان از مرعوب شدنت توسط حکومت نداشته باشد نمايانگر خيانتي عظيم است که به خود و به ملتي که متعلق به آن هستي روا داشته ای و پافشاري کودکانه ات در روشي که ناکارآمد بودن آن مدتهاست که بر همه آشکار شده نتيجه ای جز رسوائي و مضحکه شدن نخواهد داشت. يکبار ديگر ، و برای آخرين بار ، از تو ميخواهم که نگذاری بيش از اين در ورطه ابتذال بيفتي!! ملتها هميشه با خيانتگران به آرمان خود بسيار سختگيرانه تر برخورد ميکنند تا با خود مستبد اعظم يا عمال حکومت ديکتاتوری که بقايشان در گروی بقای حکومت استبداد است و بهانه شان بسيار موجه تر از بهانه های واهي امثال تو....
حوادث اخير در شهر بابک و مريوان و ايذه و شهرری و.... نشان از رودرروئي علني مردم و هيئت حاکمه دارد . اخبار کشتار ملت بدست عمال رژيم و نيروهای ويژه ضد شورش به شدت از سوی رسانه های نظام سانسور ميشود. عليرغم کشته و زخمي شدن گروه کثيری از مخالفين در تظاهرات ضد رژيم ، نظام اسلامي همچنان اصرار دارد که به خود و ديگران بقبولاند که اين درگيريها سياسي نيست و هيچکس در جريان اين درگيريها کشته نشده است. دنيای امروز دنيای تکنولوژی و عصر اينترنت است. درسايه پيشرفت علم و فضای مجازی اين امکان بدست آمده که جريان آزاد اطلاعات بدون محدوديت جدی و سدهای غيرقابل عبور در بين مردم ايران و جهان منتشر شود و هيچ حقيقتي در پرده سانسور حکومتي باقي نميماند. حکومت جهل و ناداني جمهوری اسلامي با جدالي نابرابر با دشمني به مراتب سهمگينتر از آنکه تصور ميکند مواجه است .اکنون زمانه مقابله تکنولوژی و جهل است که بي ترديد شکست قطعي از آن جاهلان خواهد بود.
پرويز عزيز: در نظرخواهي چند روز پيش پرسشي را مطرح کرده بودی با اين عنوان که حالا ، بعد از تحريم انتخابات ، قدم بعدی چه خواهد بود؟
با نگاهي گذرا به تاريخ و درس گرفتن از آن پاسخ اين پرسش بخودی خود مشخص است. نارضايتي عمومي از نظام بشدت افزايش يافته است و بطور پراکنده در شهرهای مختلف کشور تظاهرات ضد دولتي در حال گسترش است. هربهانه ای ، از خورده شدن پول پيش پرداخت مسکن عده ای کارگر و کارمند بدست آقازاده ها و وابستگان رژيم تا بيکاری چند کارگر بدليل ورشکست شدن کارخانه مربوطه يا حتي دعواهای انتخاباتي و حمايت از اين کانديدا يا آن ديگری ، همه و همه منجر به گسترش اعتراضات و تبديل تجمعات به تظاهرات ضد رژيم ميشود . نقاط تصادم و برخورد ميان حاکميت و خواسته های ملت هرروز بيش از پيش گسترش يافته و خودنمائي ميکند. اعمال فشار بر مردم ، ردصلاحيت گسترده کانديداها و بدست گرفتن قدرت به هر قيمت به تمامي خيالبافان و عافيت طلبان عصرمان نشان داد که مقابله با استبداد آخوندی با روشهای مبارزه پارلمانتاريستي داستاني مسخره بيش نيست و در حيطه عمل اينگونه مهملات به پشيزی هم نمي ارزد. با حاکم شدن ذوب شدگان در ولايت و بدست آوردن مناصب قدرت توسط موتلفه و شرکاء و گسترش افکار ارتجاعي دايناسورها و خشکه مغزهای حوزه علميه منتظر برخوردهای بيشتر مردم و حاکميت باشيد. در سال گذشته مصادف شدن چهارشنبه سوری و ايام عاشورا منجر به آن شد که ملت ايران دوبار اين جشن ملي را برگزار کنند. سال گذشته سال حکومت اصلاح طلباني بود که با شيوه تسامح و تعامل اين برخوردها را زيرسبيلي رد ميکردند و با هوشياری مانع برخورد جدی سنت گرايان و ملت ميشدند.اما امسال وضعيت فرق ميکند. امسال هم ايام چهارشنبه سوری و ايام محرم با هم مصادف شده است اما تفاوت دراينجاست که خشکه مغزهای حاکم اکنون که بقدرت رسيده اند هيچگونه تسامحي را دراين مورد جايز نميدانند و همانگونه که آن احمق بزرگ (جنتي) در مراسم نماز جمعه در روز انتخابات با فتوائي مسخره و ابلهانه عدم شرکت در انتخابات را برابر با خيانت به اسلام و ضديت با نظام اعلام نمود اينبار در مراسم چهارشنبه سوری امسال شاهد برخورد جدی گروههای فشار ، شعبان بي مخ های نظام و لباس شخصيها و نيروهای مسلح در خدمت ولايت با مردم خواهيم بود. برخوردهائي که نتايج آن را بايد به فال نيک گرفت . چنين برخوردهائي کاسه صبر ملت منفعل و بيمناک از خونريزی ايران را بسر خواهد آورد و به اين ملت خسته نشان خواهد داد که براندازی بدون خونريزی و اعمال فشار عملي ممکن نيست ، چون در برابر حکومتي قرار دارند که جهت بقای خود از هيچ گونه شدت عمل و هيچ رذالتي ابا ندارد . براندازی نظام ديکتاتوری بدون انقلاب و خونريزی داستانيست که از سوی تئوريسين های نظام جهت تحميق ملت ساخته و پرداخته ميشود و تا زماني که ملت به اين داستان ها دل خوش کنند مستبدين و ديکتاتورها آسوده خاطر خواهند بود. ميگويند مارگزيده از ريسمان سياه و سفيد ميترسد اما فراموش نکنيم که در جای ديگری نيز گفته شده که مومن دوبار از يک سوراخ گزيده نخواهد شد و تاريخ مصرف چنين خزعبلاتي مدتهاست که گذشته است.ديگر جاهلي نيست که از ته قلب به اين مسئله ايمان داشته باشد که بتوان حکومت آخوندی را با مبارزه پارلمانتاريستي شکست داد يا لاقل اصلاح نمود. 8 سال حکومت اصلاح طلبان بطلان چنين فرضيه ای را به وضوح اثبات نموده و ازين پس اگر کسي دم از امکان اصلاح در حکومتي چنين غاصب و مستبد بزند اگر ابله نباشد ، مسلما" ريگي به کفش دارد که از نظر ملت پنهان نخواهد ماند. بار ديگر تکرار ميکنم: درسهای تاريخ را از ياد نبريم. تجربه قيام 57 و ساير قيامهای مردمي قبل از آن را دوره کنيم. اگرچه ملت ايران مانند ملت افغانستان يا عراق نيستند که در ورطه بي فرهنگي خود استيلا و تهاجم نظامي بيگانه را به حکومت غاصب آخوندی ترجيح دهند اما فشارهای خارجي وارده برنظام (که هرروز بيش از پيش افزايش ميابد و بهانه جوئيهای دول قدرتمند از حکومت ايران) ميتواند به عنوان اهرمي بسيار کارا و مهم از سوی ملت در راه براندازی حکومت اسلامي استفاده شود. شعار مردمي روزهای اول انقلاب را از ياد نبريم: در صورت تهاجم نظامي ، ايران را سراسر ويتنام ميکنيم! دول غربي نيز بخوبي اين روحيه وطن پرستي ايرانيان را ميشناسند ، همانگونه که اين شب پرستان حاکم برايران نيز به آن واقف شده اند و هرکجا که کم مي آورند جهت شعارها از اسلام و مسلمين به سوی ايران و ايرانی برميگردد و سرود اي ايران ای مرز پرگهر از سوی آنان پرچمي ميشود برای تحريک حس ناسيوناليستي ملت وطن پرست ايران ....و متاسفانه بازهم تحميق چند باره شان...دقيقا" به دليل همين شناخت است که ايران با وجود قرار گرفتن در محور شرارت (به ادعای آمريکا) تاکنون از حمله و تهاجم نظامي دول غربي مصون مانده است.... اما بازهم تکرار ميکنم که چنين اهرمي اگر هوشمندانه و بموقع ازسوی ملت استفاده شود با تشديد فشارهای خارجي به بهانه هائي مانند تسليحات اتمي يا عدم رعايت حقوق بشر و...بهترين فرصت را در اختيار ملت خواهد گذاشت. پس بايد کوشيد تا حد امکان اين فشارها افزايش يابد و با افشای جنايات رژيم و تخلفات بين المللي آن ، حمايتش از تروريسم و گروه القاعده و خلاصه هر عملي که مخالف حاکميت صلح در جهان است، سعي بر برداشته شدن حمايت دول خارجي از حکومت جمهوری اسلامي شود.اولين قدم برداشته شد. با تحريم انتخابات شوراها و اکنون تحريم انتخابات مجلس هفتم اکنون تمامي دول خارجي متفق القولند که اين حکومت از مشروعيت مردمي برخوردار نيست و سرمايه گذاری برروی چنين نظامی (هرچند حاکم) نتيجه ای جز ورشکستگي و هدر رفتن سرمايه نخواهد داشت. حکومتهای غاصب و ديکتاتور بنا به خاصيت ضد خلقي خود و عدم مشروعيت مردمي تنها به پشتيباني دول قدرتمند جهان (از طريق تامين منافع آنان) متکي هستند که اگر اين حمايت را از دست بدهند در برابر ملتي تشنه آزادی و دمکراسي پناهي نخواهند داشت . داستان حکومت پهلوی را از ياد نبريم . با برداشته شدن حمايت آمريکا از محمدرضا پهلوی حکومت پوشالي سلطنتي همچون برف در آفتاب تند تابستان آب شد و در عرض چند روزبا اعلام بيطرفي ارتش ، ناگهان بانگ برآمد که خواجه برفت. انتخاب آلترناتيوی مناسب برای رهبری اپوزوسيون ضد نظام البته بسيار پسنديده و موجه است اما اکنون در اين برهه خاص ، جزو اولويتها نيست. با در نظر گرفتن حذف اکثر آلترناتيوهای مردمي در طول 25 سال حکومت ظلم جمهوری اسلامي و ترور شخصيتي افراد باقيمانده مطرح کردن بحث انتخاب آلترناتيو مشخص در اين زمان نتيجه ای جز سردرگمي مردم و تشديد اختلاف آرا و عقايد و در نهايت سوء استفاده رژيم اسلامي از اين اختلاف نظرها نخواهد داشت. بگذاريد بازهم به تاريخ مراجعه کنيم ، آنهم تاريخي نه چندان دور....در سال 57 انقلاب از دبيرستانها و دانشگاه آغاز شد و به خيابانها کشيده شد. درآن زمان محصلين و دانشجويان ما هيچ شناختي از آيت الله خميني نداشتند و تنها نام اورا از پيرترها و کساني که 15 خرداد 1342 را به چشم ديده بودند ميشنيدند. خميني بدون نام و آوازه که در تبعيد بسر ميبرد در عرض چند روز به آلترناتيوی قدرتمند تبديل شد و با حمايت فرانسه ، انگلستان و آمريکا و بمباران تبليغاتي BBC و ساير رسانه های خارجي چنان پيروزمندانه در زمان حکومت پهلوی وارد ايران شد که حتي آن هيچي بزرگش در زمان ورود به ايران در غريو فريادهای پيروزمندانه ملتي خواهان براندازی رژيم سلطنتي گم شد و کمتر کسي آن هيچ احمقانه و سفيهانه اين پيرمرد مخبط را (که از کودک درونش برخاسته بود) را شنيد. متاسفانه آلترناتيوها در حکومتهای جهان سوم اينگونه طلوع (و غروب) ميکنند .پرويز عزيز، بگذار تا وقتش برسد . وقتي آرمان ملت که همانا آزادبودن و آزادزيستن و داشتن حکومتي دمکرات و مردميست مشخص باشد به وقتش آلترناتيو های همنوا با اين آرمان تجلي خواهند کرد و ملت با شعور سياسي خود مناسبترين آنهارا برخواهد گزيد.پس فعلا" مسئله آلترناتيو را مسکوت بگذاريم که در اين دوره قحط الرجال ، تنها موجب تفرقه بين گروهها و سوء استفاده حکومت جمهوری اسلامي از اين معضل خواهد شد.
اصلي ترين وظيفه در اين زمان تلاش برای برداشتن حمايت خارجي از حکومت جمهوری اسلاميست . در کنار آن تشديد اعتراضات مردمي و رساندن اخبار تجمعات ضد دولتي و درگيريهای مردم با عوامل نظام از هر طريق ممکن (که فعلا" اينترنت و جريان آزاد اطلاعات رکن اصلي آن است) و پس از آن اوجگيری تبليغات ضد حکومتي از طريق شعارنويسي برروی ديوارها و همينطور برروی الواح شيشه ای سايتها و وبلاگهای شخصي و رسانه های خبری دنيای مجازی از الويتهای مبارزه مردم ايران بر ضد حکومت ظلم جمهوری اسلامي خواهد بود.
هرکس از ما يک شعار بر ضد حکومت در محله خود بنويسد در عرض چند روز جمهوری اسلامي چنان مفتضح خواهد شد که ننگ آن با هيچ رنگي پاک شدني نخواهد بود و اخبار آن در رسانه های خارجي ياد آور قيام بهمن 57 خواهد شد.آب در جوی براه خود ميرود و اين سرنوشت محتوم حکومتهای فاسدی همچون جمهوری اسلاميست که با همان حربه های مکرر که در تاريخ بارها استفاده شده اند از ميان بروند.
ببخشيد که پست امروز قدری طولاني شد. در پستهای بعدی بيشتر به مسئله الويتها خواهيم پرداخت .....










........................................................................................

Sunday, February 22, 2004

٭ در آمار وزارت کشور نکات جالبي به چشم ميخورد. در 5 شهرستان آمار آرا ماخوذه از واجدين شرايط بيشتر است !!!

استان-شهر واجدين آرا آراماخوذه درصد
------ --------- --------- -----
لرستان-پلدختر 48363 48373 100.77

فارس-ممسني 126126 128610 101.97

چهارمحال-لردگان 102652 110851 107.99

اصفهان-سميرم 50080 55062 109.95

آذر.شرقي-ورزقان 37281 39536 106.05
link
========
بسيار متاسفم که ميبينم دوستاني همچون اميد ميلاني نيز ملاک و معيارشان را بر مبنای آمار و ارقام ساختگي صدا و سيمای لاريجاني قرار داده اند و از حضور گسترده مردم در انتخابات دم ميزنند.ايکاش اميد علمدار ميلاني با نام واقعي خود نمينوشت تا کارش به اينجاها نکشد.
با توجه به شناختي که از شخصيت خردگرای اميد داشتم (که شايد هم از اصل اشتباه بود؟) چنين درفشائيهائي از ايشان بدجوری بو ميدهد و توی ذوق ميزند.اميد جان در روز انتخابات کجا بودی؟ با چه عينکي به صف گسترده شرکت کنندگان در انتخابات نگاه کردی و از کدام مردم حرف ميزني که ساير مردم تهران آنان را نديده اند؟ نکند از همان دو سه تا صندوق خاصي که محل نمايش صدا و سيما و تحميق ملت بود گزارش ميدهي؟چند صندوق در تهران بود؟ چطور فقط از بين آنهمه صندوق فقط 3 تای آنها(فقط 3 صندوق) شلوغ شده بود ؟ چطور است که حتي مقام مسئولي در فرمانداری تهران از حداکثر يک ميليون و هشتصد رای در تهران خبر ميدهد و شايعه کمبود برگ تعرفه در بعضي از صندوقها را کذب مينامد ولي تو برای دروغهای صدا و سيمای لاريجاني سينه ميزني؟چند نفر در تهران واجد صلاحيت برای رای دادن بودند؟ با آمار شما نسبت اين يک ميليون و هشتصد (که با وجود تمام تقلبات و رای دادن با شناسنامه مردگان به اين آمار رسيده اند)به کل واجدين شرايط چند درصد ميشود؟؟؟دايه مهربانتر از مادر شده ای؟ متاسفم .برايت از صميم قلب متاسفم. سعي کن بيش از اين به ورطه ابتذال نيفتي.

=========
دستگاههای تبليغاتي رژيم با تمام قوا در حال وارونه نشان دادن واقعيات جامعه و القاء دروغين حضور پرشور مردم در انتخابات و پای صندوقهای رای ميباشند. گزارشات مردمي و توصيف وبلاگنويسان از انتخابات را ، با مضحکه رسوائي که در صدا وسيمای لاريجائي ميگذرد اگر مقايسه کنيد آنگاه به نتيجه شگرفي خواهيد رسيد.
آزادی بردگيست.
حقيقت ، دروغ است.....

وساير شعارهائي که در کتاب نه چندان تخيلي جرج اورول با نام 1984 بازگو شده است. حکومت مورد نظر اورول (اگر بتواند به وجودآيد) حد اعلای ديکتاتوری بي چون و چرا آنهم نه در سطح محلي بلکه در سطح جهانيست. جهان به سه حکومت ديکتاتوری تقسيم ميشود که در عين همکاری با يکديگر با فريفتن ملتهايشان آنان را دريک وضعيت دائما" نگران ، منتنطر دربند شدن واسارت ، و هميشه درگير محدوديتها، جنگ و سانسور نگهداشته اند. بی اغراق بگويم که هروقت اين کتاب را در دستم ميگيرم و باز ميکنم سوز سرد و بيرحمي از درونش ميوزد که بدنم را به لرزه در مي آورد....اما دوره حکومتهای مبتني بر سياست خيالي 1984 گذشته است و هيچ ملتي هيچگونه ديکتاتوری را پذيرا نيست حتي اگر ديکتاتوری پرولتاريا باشد...
اين رجاله ها گمان برده اند که با بمباران تبليغاتي و دروغ های بيش از حد بزرگ قادر به فريفتن ملت ايران وجهان خارج هستند. آنقدر کوچک مغز و ابلهند که نميدانند اخبار صحيح انتخابات نه از طريق رسانه های خارجي يا سرويسهای جاسوسي ، بلکه دقيقا" ازدرون خود نظام و از سوی همان کساني که خادم و وابسته به خود ميپندارند خواسته يا ناخواسته منتشر خواهد شدو دنيا در جريان اين دروغ بزرگ قرار خواهد گرفت و تبعات اين رسوائي عظيم از توشه کوچکي که اين شب پرستان از دروغ و فريب اندوخته اند بسيار سنگين تر و مهلک تر خواهد بود.
............
نظرخواهي دوپست قبل-پرويز عزيز، قدم بعدی کاملا" مشخص است. لااقل برای ما که تجربه قيام 57 را پشت سر داريم حدس زدن قدمهای بعدی چندان هم مشکل نيست. فقط کمي صبر داشته باش تا نتايج آرای تهران و شهرهای بزرگ اعلام شود و آمار واقعي نيز توسط مردم دهان به دهان شود.. آرای واقعي!!! اگر عمری باقي بود در پست آينده قدمهای بعدی را برايت خواهم نوشت.
----------












........................................................................................

Saturday, February 21, 2004

٭ دماغ سوخته خريداريم
امروز روز اوج فضاحت و وقاحت رژيم فريبکار جمهوری اسلامي بود. مردم تهران در خيابانها شاهد بودند که چگونه صندوقهای انتخاباتي بی مراجعه کننده مانده اند ومسئولين و ناظرين صندوقها با حالتي غمزده و شرمنده سربزير انداخته و تسبيح مي اندازند.از طرف ديگر صدا و سيما با هماهنگي نيروهای وابسته به نظام با ايجاد شلوغي مصنوعي در يکي دوتا از صندوقها بلاانقطاع از شلوغي بيش از حد و هجوم ملت برای رای دادن داد سخن ميداد و 6 کانال تلويزيون لاريجائي به اين دروغ بزرگ اختصاص داشت. گوينده با کمال پرروئي درخواست ميکرد که زمان انتخابات را تمديد کنند چون با هجوم ملت !!!؟؟ممکن است عده ای با پايان ساعت انتخابات موفق به رای دادن نشوند.ملت ايران با کمال تعجب شاهد اين وقاحت اسلامي بودند و تصاوير ارسالي صدا و سيما را با خلوتي صندوقها در خيابان مقايسه ميکردند و به ريش خامنه ای و لاريجائي و دارو دسته اش ميخنديدند.تا ساعت 6 بعد از ظهر حتی با وجود فرمایشات جناب جنتی در نماز جمعه که تحریم کنندگان در انتخابات را خائن به نظام خواند هیچ خبری در صندوقها نبود و فقط بعد از ساعت 6 سیاهی لشگرها در 2 یا 3 حوزه رای گیری جهت برنامه نمایشی صدا و سیما وارد میدان شدند. بايد اقرار کنم که ميزان مشارکت مردم در تحريم انتخابات فرمايشي بيش از حد انتظار من بود. فکر ميکردم نظام اسلامي بيش از اينها در بين وابستگانش طرفدار داشته باشد.اگر تقلب صورت نگيرد(که از محالات است) ميزان شرکت مردم در انتخابات تهران زير 10 درصد خواهد بود.رسانه های رژيم بلاانقطاع از شرکت گسترده مردمي که هرگز ديده نشده اند در انتخابات داد سخن ميدهد و زمينه را برای اعلام آرای تقلبي و بالاتر از حد مهيا ميکند.ميفرمايد: ملت ايران بار ديگر شگفتي افريدند.شگفتي واقعي هنگاميست که ميزان واقعي آرا اعلام شود. امروز در تمامي تهران و در اکثر شهرهای بزرگ بوی سوختگي بدجوری به مشام ميرسيد. رهبر معظم جناب خامنه ای اگر ذره ای از شرم و حيا و انسانيت در وجودش باشد يا بايد خودش را گم و گور کند يا انحلال جمهوری اسلامي را اعلام کند.ملت شريف ايران با همدلي و اتحاد خود اين روز بزرگ را به رفراندومي عليه نظام جمهوری اسلامي تبديل کردند و به خامنه ای و شرکاء نشان دادند که نه نظام جمهوری اسلامي و نه ولايت فقيه و رجاله های وابسته به نظام نه تنها از هيچگونه مشروعيت و پشتيباني مردمي برخوردار نيستند، بلکه منفور ملت ميباشند و خواست ملت براندازی اين نظام ضد مردميست.
........
از کليه دوستان وبلاگنويس که در جهت تبلیغ تحريم انتخابات فعاليت نمودند کمال تشکر را دارم.يکبار ديگر به تفاله های رژيم نشان داديد که اگرچه ميزان مخاطبان اينترنت درايران نسبت به جمعيت آن بسيار پايين است اما تاثيرگذاری آن در جامعه به مراتب بيشتر از آن چيزيست که اين رجاله ها گمان ميبرند.در نبود روزنامه ها و رسانه های آزاد درايران تنها وبلاگها و سايتهای خبری اينترنتي ميتوانند اين مهم را به انجام برسانند.












........................................................................................

Friday, February 20, 2004

٭ امروز شمارش معکوس سیمای لاریجانی تمام شده است. این شمارش روزها که به حق میتوان به آن نام شمارش معکوس برای نقطه آغاز رودر رو شدن ملت و حاکمیت اطلاق کرداز نظر مسئولین نظام نیز بسیار نگران کننده و حائز اهمیت است. بسیاری از کسانی که در روزهای سخت نظام اعتقاد داشتند که این نیز بگذرد اکنون با شک و تردید در مورد حوادث روزهای آينده اظهار نظر میکنند. حکومت برای تحمیق ملت از هیچ فریبی فروگزار نکرده است.از یکطرف اطلاعیه های دفتر تحکیم وحدت در رابطه با تحریم انتخابات را در اینترنت میبینیم و از دانشجویان میشنویم. از طرف دیگر صدا و سیمای لاریجانی بدون انقطاع به دروغ اعلام میکند که دفتر تحکیم وحدت اعلام کرده که در انتخابات شرکت میکند.از یکطرف استانداران تهدید به استعفا میکنند از طرف دیگر زیر نویس صدا و سیما حاکی از حمایت استاندار فلان استان و فرماندار فلان شهر از انتخابات است. وقاحت این رجاله ها به بالاترین حد خود رسیده و برای تحمیق ملت از هیچ دروغ و نیرنگی ابا ندارند.با اخبار انحرافی از قبیل چاپ شناسنامه جعلی در پاکستان و غیره چنین تظاهر میکنند که تنها راه تقلب در انتخابات استفاده از شناسنامه جعلی یا اصلیست. درصورتیکه کیست نداند در پادگانها سربازان با دفترچه مرخصی - شناسنامه - گواهینامه و هرکارت شناسائی دیگر مجاز به رای دادن هستندو اصولا" مگر صندوقها توسط چه ارگانهائی کنترل و خوانده میشود؟ مگر وزارت کشور ارگان این نظام نیست؟ اگر قرار باشد با تقلب و اضافه نمودن رای یا حتی فقط آمار اشتباه اعلام کردن تقلبی در انتخابات صورت گیرد میتواند مستقیما" از سوی وزارت کشور این تقلب انجام شود که خود خواهان بقای نظام جمهوری اسلامیست. بعضی دوستان این خیمه شب بازی رد صلاحیتها- تحصن - استعفا و غیره را به جد گرفته اند و چنین گمان میکنند که درصورت تقلب از سوی جناح محافظه کار ، به اصطلاح اصلاح طلبان تقلب آنان را فاش خواهند کرد .در صورتیکه بقای محافظه کار و اصلاح طلب ، هردو ، وابسته به بقای نظام جمهوری اسلامیست و این موج سواران همانگونه که در طی این 8 سال حکومتشان نشان داده اند هیچگاه عملی مرتکب نمیشوند که به اساس نظام لطمه بزند.فریبکاری و ایده این نمایندگان ملت آنجا مشخص میشود که در تندترین بیانیه خود خطاب به رهبر از ایشان اینگونه سوال میکنند:
از بيانيه ۲۱ نمايندگان متحصن سابق!!:سؤال اينجاست كه آيا اعضاي شوراي نگهبان جسارت آن را يافته‌اند كه حتي در مقابل دستورات حضرتعالي، كه به زعم ايشان «حكم حكومتي» بوده، ايستادگي كنند؟!
سوال ملت : يعنی شما نمایندگان انقلابی و مخلص قبول داريد که حکم حکومتی لازم الاجراست و ولایت خامنه ای را پذیرفته اید که اینگونه سوال مطرح میکنید؟ دم خروس از اینجا پیداست. این نمایندگانی که به ظاهر در مقابل رهبری ایستاده اند واضح و آشکار بندگی خود به ولایت مطلقه فقیه را فریاد میکنند و ما چه ملتی هستیم که آنرا نمیشنویم.



با تحریم انتخابات رژیم را در مجامع جهانی بی‌آبرو کنید














........................................................................................

Tuesday, February 17, 2004

٭


پرسه ای در اخبار تحریم
========
کروبي: براي حفظ تمدن كهن و پاسداري از انقلاب و خون شهدا، در انتخابات شركت كنيد، ايسنا

اين يارو کدام تمدن کهن را ميگويد؟ منظورش تمدن 2500 ساله ايران است يا تمدن 1400 ساله اعراب؟ جالب است که در بحبوحه انتخابات این خشکه مغزها هم متمدن و میهن پرست شده اند و دم از تمدن کهن !! میزنند.
........
هرکدام از کاندیداها که کمي عقل در سرش بود (يا شاید فرصت طلبتربود) با ديدن هوای ابری و گرفته انتخابات ، انصرافش را اعلام کرد. آنانکه مانده اند يا کاندید شدنشان دست خودشان نبوده يا اصولا" فلج مغزی تشريف دارند که با پرروئی تمام خود را مضحکه ملتی نموده اند.
.......
ياد سعيدی سيرجائی به خير که در همان اوائل انقلاب با بازنويسي روايت شيخ صنعان و قدرت خانوم در لیست سیاه حکومت قرار گرفت و به دست سعید امامی کشته شد:
آقای خاتمی!
در انتخابات سال 80 هنگامی که بغض گلویت را می فشرد گفتی که تنها سرمایه من در نزد مردم صداقت من است و بر عهدی که با مردم و خدای خود بستی پایدار خواهی ماند ....تاریخ این سخنان تو را فراموش نخواهد کرد که امروز می بینی که چگونه بر ملت ایران تعرض می کنند و سکوت می کنی که دست در دست آنان نهاده ای و تمامی آنان را که برای انتخاب و حمایت از تو زندگیشان را فنا کردند به فراموشی سپردی که امروز دیگر در سخنرانی هایت حتی از جوان و دانشجویان نام نمی بری...
قدرت موجود عجیبی است که این گونه در عرض 8 سال نماینده 22 میلیونی مردم را در مقابل آنان قرار داده است.....لينک!!
.......
ديشب تلويزيون BBC2 در انگليس فيلمی مستند در باره زندگی زهرا کاظمی نشان داد. اين بسيار شگفت آور بود که بی بی سی ان هم در شب يکشنبه اينچنين فيلمی را نشان داد. در اين برنامه به نقش سعيد مرتضوی اشاره شد و حتی از علاقه فراوان رهبر به ايشان سخن رفت. محتوای فيلم نمايانگر اين بود که جناح اقتدارگرا در کشتن زهرا کاظمی نقش بسزائی داشته است. در اين برنامه بافرزند زهرا کاظمی ، استفان کاظمی، همچنان مادرِ خانم کاظمی و همچنين ابطحی مصاحبه شد. مادرِ کاظمی از تهديدهای مرتضوی نيز سخن گفت.
......

بخشنامه «حضور الزامي» نظاميان در انتخابات
فرمانده پايگاه نيروي هوايي شهيد ستاري از وجود اين بخشنامه خبر داده است
يك منبع آگاه روز يكشنبه 26 بهمن ماه به خبرنگار «رويدا» اطلاع داد كه فرمانده پايگاه نيروي هوايي شهيد ستاري واقع در تهران، طي سخناني در جمع نظاميان اعلام كرده كه طبق بخشنامه صادره، همه نيروهاي نظامي ملزم به حضور در انتخابات اول اسفند ماه شده‌اند. لینک
.......

چالشهاي نوه هاي انقلاب، عنوان مقاله دو صفحه اي روزنامه اسپانيايي ال موندو چاپ مادريد است. در اين مقاله نويسنده ضمن بررسي ايران قبل و بعد انقلاب اسلامي، در گفتگو با خبرنگار ايراني مقيم پاريس، آزاده كيان، از قول ايران شناس اسپانيايي، كارمرروئيز براوو مي نويسد: ايرانيها مي خواستند از قيد رژيم غير دموكراتيك شاه رها شوند، وليكن دچار حكومتي شدند كه تحت لواي جمهوري، ابزار و نهادهاي قبلي را در اختيار گرفت تا آنها به آزادي دست نيابند. در ادامه مقاله ال موندو آمده است امروز نه تنها بخشي از فرزندان خميني و انقلابش، بلكه فرزندان خاتمي و اصلاحاتش كه نوه هاي انقلاب به شمار مي آيند نيز تحملشان را از دست داده اند و در شورشي ساكت در راه دستيابي به جامعه اي آزاد و مردمسالار گام برمي دارند. اين جوانان بنابرآنچه روزنامه نگار اسپانيايي مي نويسد، در حسرت غرب زدگي پدرانشان كه در زمان شاه دوران جوانيشان را گذرانده بودند بزرگ شده اند و به هيچ وجه حاضر نيستند سنتگرايي حاكمان حاضر را بپذيرند. ال موندو مي نويسد: عدم شركت در انتخابات، كاري ترين اسلحه اي است كه اين جوانان در حال حاضر در اختيار دارند و احتمالا سعي خواهند كرد با استفاده از آن صداي طغيان ساكتشان را به گوش سردمداران حكومت كنوني برسانند. ال موندا از قول آزاده كيان مي نويسد: برگزاري رفراندوم يا همه پرسي خواست اصلي جوانان و زنان ايراني است كه به اين نتيجه رسيده اند اصلاحات در چهارچوب قوانين جاري امكان پذير نيست. ....لینک













........................................................................................

Monday, February 16, 2004

٭ 25 سال از قيام 57 گذشت. و اکنون آنچه بر جای مانده است:


هلا تمام همه عاشقان در ميهن
هلا تمام همه عاشقان در تبعيد
دوباره زاغه نشينان به زاغه برگشتند
دوباره طاهره ها از گرسنگي مردند
دوباره راضيه بر فقر خويش راضي شد
بجای کشت کشاورز را درو کردند
بجای نان به تساوی گلوله قسمت شد
هلا تمام همه عاشقان در ميهن
هلا تمام همه عاشقان در تبعيد
دوباره نفير تير کشت عاشقان آزادی
دوباره ساده ترين حرف تيرباران شد
دوباره هرچه که رشتيم پنبه شد در باد
دوباره هرچه زمين بود گور ياران شد
هلا تمام همه عاشقان در ميهن
هلا تمام همه عاشقان در تبعيد
دوباره ميشود آری ...ز خاک گل روياند
دوباره ميشود آری ...به دشت سبزه نشاند
دوباره ميشود از خانه های شاد گذشت ...
دوباره ميشود از کودکان ترانه شنيد...
دوباره ميشود آری اگر بپيونديم
به ديدگان پر از انتظار شب زدگان
دوباره ميشود آری اگر شکسته شود
شب سکوت و شب ترس و ياس ما ياران
هلا تمام همه عاشقان در ميهن
هلا تمام همه عاشقان در تبعيد


===========

چنين گفت زرتشت: هرچه را که برای خودت خوشايند نيست با ديگران مکن!

زخمي بر دل دارم
چند روز اخير سعي داشتم بفهمم که اشکال درکجاست. سرکوفتن هايم بي نتيجه ماند و در آخر تنها اين نکته را دريافتم که ... اين نيز بگذرد. در زمانه ای بسرميبريم که درآن کسي به ندای کودکي که عرياني امپراطور را فرياد ميکند وقعي نمينهد وبنا به خواست جمعي ، حماقت در برابر حقيقت برگزيده ميشود و اين دقيقا" همان چيزيست که در فضای سايبر با آن مواجهيم.
انسانها در روابط اجتماعي خود ناگزيرند منطقي باشند. ناگزيرند به همديگر و به حقيقت احترام بگذارند و آنجا که به دليلي دروغ ميگويند لااقل اين اطمينان قلبي را دارند که دروغشان براحتي برملا نخواهد شد. اما در فضای مجازی اين مسئله تفاوت کلي دارد. فضولک ميتواند امروز باشد و دروغ بگويد ، توهين کند ، هرچه ميخواهد بگويد و فردا براحتي غيب شود. وبلاگش را رها کند و باز با نامي جديد در وبلاگشهر با شخصيتي ديگر ظاهر شود و کسي هم براحتي نخواهد فهميد که اين شخصيت جديد همان فضولک دروغگو و خيانت پيشه است. اين امکانيست که هويت جعلي و فضای سايبر در اختيار فضولک ميگذارد و فضولک هم بنا بر شخصيت دروني خود ازين امکان سوء استفاده ميکند يا نميکند.معمولا" اشخاص در وبلاگها شخصيت واقعي خودرا به نمايش نميگذارند بلکه آن شخصيتي را نمايش ميدهند که آرزوی بودن آن در زندگي واقعي را دارند. بعضي ها در وبلاگ خود را رها ميکنند و آنچه در درونشان ميگذرد و در اجتماع واقعي امکان نمود ندارد را به بيرون استفراغ ميکنند. گفتم استفراغ چون عقيده دارم که اگر انسان از شخصيتي سالم و کامل برخوردار باشد توان مهار اينگونه وسوسه های خارج از منطق و نامستدل را دارد و آنچه که از کنترل خارج شود و بدون اختيار و برخلاف عرف اجتماعي نمود پيدا کند دقيقا" همان غذای ناسالميست که معده تحمل آنرا ندارد و بصورت استفراغ از بدن خارج ميشود. منهم دچار اين وسوسه ها شده ام.شايد تفي هم به بيرون انداخته باشم اما هيچگاه به خودم اجازه نداده ام که حتي در اين فضای مجازی و با نام مستعار فضولک ، خانه شيشه ای ام را به تمامي با اينگونه کثافات بيالايم. با وجود اينکه کسي نميداند فضولک کيست.کجاست .ميتواند يکشبه محو شود، و فردا جای ديگری سربرآورد اما اين بالاترين خيانتيست که هرکس ميتواند نسبت به خود مرتکب شود. هميشه رک و صريح بوده ام و باز هم هميشه اين عادت رک گوييم سبب شده که شمار دشمنانم از دوستان بيشتر باشد. اما چه باک؟
زخمي بر دلم نشست ، نه از دشمن ، که از دوست... :
من درد در رگانم ، حسرت در استخوانم ، چيزی نظير آتش در جان پيچيد.سرتاسر وجود مرا گوئي چيزی به هم فشرد، تا قطره ای به تفتگي خورشيد ، جوشيد از دو چشمم. از تلخي تمامي درياها، در اشک ناتواني خود ساغری زدم.ايکاش که بعضي از دوستان شيفته آفتاب ميتوانستند از شاملو پند بگيرند آنجا که ميگويد:

آنان به آفتاب شيفته بودند، زيرا که آفتاب ، تنهاترين حقيقت شان بود، احساس واقعيت شان بود. با نور و گرميش ، مفهوم بي ريای رفاقت بود. با تابناکيش مفهوم بي فريب صداقت بود.
(ای کاش ميتوانستند از آفتاب ياد بگيرند، که بي دريغ باشند ، در دردها و شاديهايشان ، حتي با نان خشکشان - و کاردهايشان را ، جز از برای قسمت کردن بيرون نياورند
.)












........................................................................................

Saturday, February 14, 2004

٭ خسن آقاي عزيز زحمت كشيده اند و ايميلي به همه دوستان به اين مضمون ارسال كرده اند. از كليه دوستان و طرفداران تحريم انتخابات خواهشمندم اين لوگو را از صفحه تحريم انتخابات برداشته و در پست وبلاگ خود و يا تمپالت آن نصب كنند. باشد كه با اين حركت جمعي اتحاد وبلاگنويسان آزاده ايراني را در فضاي اينترنت به نمايش بگذاريم.
متن ايميل:
دوستان گرامی، هموطنان، با درنظر گرفتن رویدادهایی که در چند روز گذشته رخ داده و خیانت خاتمی به رای دهندگان روشن تر شده. اکنون زمینه برای تحریم انتخابات مهیاتر است اما چیزی را که نباید فراموش کرد جو اختناق و سانسوری است که در جامعه برقرار است از اینرو وظیفه هریک از ما برای خبر رسانی و روشنگری سنگین تر میشود. ضروری است که این ده یازده روز باقی مانده را در افشاگری هرچه بیشتر رژیم کوشا باشیم.

فعالیت وبلاگ نویسها تا امروز نشان داده که این روش خبررسانی بسیار موثر است و از این رو وظیفه ما هم سنگین تر می شود.

تصویری را که یکی از خانمهای وبلاگ نویس طراحی کرده اند برروی صفحه تحریم انتخابات مجلس قرار داده ام تا دوستان شرکت کنند در حرکت تحریم انتخابات درصورت تمایل آنرا بجای پستهای هفته قبل از انتخابات بر روی صفحه وبلاگ خود قرار دهند. تصویر را با اندازه های مختلف می توانید در این صفحه مشاهده کنید و کدهای لازم را هم یا از همان صفحه و یا از داخل پنجره زیر کپی برداری کنید و مستقیمآ در قسمت پست وبلاگ خود همانجایی که مطالب را می نویسید چسبانده و پست کنید.



==========
تحريم انتخابات
هميشه در بحث افراد طرفدار تحريم با موافقان اصلاحات‏ - طرفداران انتخابات آزاد و هواداران اصلاح طلبان بر دو نكته تاكيد شده است كه البته دوستان عزيزي همچون اميد اين دو مورد را قبول ندارند :
1- .اين نظام اصلاح پذير نيست و به همين علت توقع انتخابات آزاد و مردمي داشتن از اين رجاله ها هيچگاه برآورده نخواهد شد.با چنين ديدي تنها راه چاره تحريم همه جانبه انتخابات خواهد بود.
2- نتايج تحريم : اثبات عدم مشروعيت مردمي رژيم جمهوري اسلامي و اعلام آن در دنيا
از هم اكنون هنوز انتخابات برگزار نشده قسمت دوم در حال دستيابيست. پارلمان اروپا در قطعنامه اي انتخابات مجلس شوراي اسلامي را به علت ردصلاحيت اصلاحگرايان، غيرمنصفانه دانست،
لينك
پارلمان اروپا با صدور قطعنامه اي اعلام کرد که انتخابات روز اول اسفند مجلس شوراي اسلامي منصفانه نخواهد بود، زيرا نامزدهاي عمده اصلاحگرا توسط شوراي نگهبان از شرکت در آن منع شده اند. پارلمان اروپا از آنچه «عقب نشيني سخت در تلاشها بسوي ايجاد ساختارهاي دمکراتيک در ايران» خواند، ابراز تاسف کرد. اين قطعنامه پارلمان اروپا خواهان ادامه گفتگو ميان تمامي نهادهاي ذيربط اروپايي و تصميم گيرندگان و نيروهاي سياسي ايران شد، و از قوه قضاييه ايران و شوراي نگهبان دعوت کرد در مذاكره با اتحاديه اروپا در زمينه حقوق بشر شرکت کنند.
از طرف ديگر :ايران هيات اروپايي ناظر بر انتخابات را نپذيرفت، فارس
خبرگزاري فارس: پارلمان اروپا از مخالفت ايران با عزام هياتي براي نظارت بر انتخابات مجلس هفتم ابراز تاسف كرد.
به گزارش خبرگزاري فارس، پارلمان اروپا با صدرو بيانيه‌ 15 ماده‌اي خود از روند انتخابات در ايران ابراز نگراني كرد.
در اين بيانيه از ردصلاحيت نامزدهاي اصلاح طلب، جمعي از نمايندگان مجلس و بويژه حزب مشاركت ابراز تاسف و نگراني شده است.
اين بيانيه انتخابات مجلس هفتم را نابرابر و غير آزاد خوانده و در بند 5 بيانيه چنين آمده است:« اظهار تاسف مي دارد كه به خاطر نبود حمايت از سوي ايران آرزوي پارلمان اروپا براي اعزام يك هيات ناظر بر انتخابات ايران محقق نشد.»
در اين بيانيه از گفت و گوي متقابل همه نهادهاي اروپايي مربوطه و نمايندگان و نيروهاي سياسي ايران استقبال شده است.
پارلمان اروپا در اين بيانيه از تشكيل هيات جداگانه اي در پارلمان اروپايي براي رابطه با ايران خبر داده است.
مبارك است انشالله












........................................................................................

Thursday, February 12, 2004

٭ بحال آن ملت زار بايد گريست كه رجال سياسيش امثال ده نمكي و الله كرم و حاجي بخشي و محبيان و بادامچيان باشند.مثل اينكه دوباره به وجود امثال ده نمكي احتياج پيدا كرده اند و آن ژست مخالفت با لمپنيسم را كنار گذاشته اند كه اين جناب اينگونه درفشاني ميكند.
...........
سايت علي ميرفطروس در اينجاست. همان انسان وارسته اي كه كتاب اسلام شناسي و كتاب حلاج را منتشر نموده است. حلاج در ايران چاپ شده است اما كتاب اسلام شناسي چيزيست غيرقابل چاپ در اين حكومت كه تنها از طريق اينترنت ميتوانيد به آن دسترسي پيدا كنيد .آنرا از كتاب 23 سالعلي دشتي بسيار مفيدتر و مستدل تر يافتم. بسياري از ديدگاههاي فكريم را مديون اين مرد بزرگ هستم. با تشكر از افشين زند بخاطر معرفي اين سايت
اگر نتوانستيد آن را ببينيد ميتوانيد فعلن از فيلترشكن زير استفاده كنيد. البته تا وقتي كه آن را نبسته اند.

http://www.behidden.com/beHiddenWindow.php
==========

گل كو كجاست؟
دوستان ‏ از 3 ژانويه تاكنون وبلاگ گل كو بروز نشده است. بعيد است كه در چنين برهه حساسي گل كو به ميل خود دست از نوشتن كشيده باشد. آنهم بدون خداحافظي يا توضيح. از دوستاني كه از گل كو خبر دارند يا از خود ايشان خواهشمنديم مارا از نگراني بيرون آورند.در اين فضاي مجازي بيش از آنچه بايد تنها هستيم. همشهريهايمان را فراموش نكنيم و پيگير احوالشان باشيم.ما بجز همديگر در اين فضاي بي درو پيكر كه را داريم؟
آنانكه در ايران هستند ميدانند كه چه ميگويم.لطفن خبر بدهيد.










........................................................................................

Wednesday, February 11, 2004

٭

هلا تمام همه عاشقان در ميهن
هلا تمام همه عاشقان در تبعيد


امشب در تمام تهران نداي الله اكبر بگوش ميرسيد. فشفشه هاي رنگي بيست و پنجمين دهه زجر ملت ايران را الوان كرده بودند. البته همانطور كه ديديد نداي الله اكبر از بلندگوهاي وانتهاي بسيج و بلندگوهاي مساجد و كلانتريها بود. نوار گذاشته بودند تا به خيال خود ملت را تهييج كنند و البته بقول يكي از عابران كه ميگفت الله اكبر بد نيست نام خداست اما وقتي اينها بخواهند كسي حتي زير لب هم تكرارش نميكند. نمايش افتضاحي بود.بشتابيد اي لشگر حمار. اي گوساله هاي شلوارپوش و در چادر پيچيده كه امروز 22 بهمن است .
بشتابيد به نماز جمعه .... حکم حکومتي و فتوای رهبر معظم انقلاب حضرت حجت الاسلام ..ببخشيد آيت الله خامنه ای نقطه ختمي شد بر مظلوم نمائي ، جفتک اندازی و تظاهر به آزاديخواهي نمايندگان مستعفي که اکنون طعم استبداد و ايده حذف دگرانديشان را بعد از سالها همچون ساير افراد ملت (که نه ولي تاحدی) دارند در پوز لگد خورده شان مزه مزه ميکنند. البته اينکار با هماهنگي قبلي و برنامه ريزی صدا و سيما انجام شد که از روز قبلش آن بيانات پر حمق و خودبيني امام امت (سابق)، آن احمق کبير را بصورت تکه پاره چنين پخش کردند که:
اينها بايد بدانند که من الان دارم برادرانه با آنها صحبت ميکنم ولي اگر روزی ببينم که اسلام در خطر بيفتد، جمهوری اسلامي در خطر باشد ، همه دستها را خواهم بريد.
بعدش هم چشممان روشن شد به فتاوی اخير حضرت رهبری در مورد متحصنين و مستعفيان و ...و جازدن قهرمانان دروغين مردم و.. الباقي قضايا.....بعله اينجوريست ديگر....ميگويند آزادی دادني نيست ، گرفتنيست....اين گوی و اين ميدان اين تو با مشت خالي و اين هم توپ و تفنگ درآن سوی ميدان ، حالا اگر ميتواني بيا آزاديت را بگير، اگر هم نميتواني خفه خون بگير و بار بکش ، جان بکن. .......اين آخری که ديگر شاهکار بود. حکم حکومتي رهبر برای تاييد صلاحيت چند تن از خائنين به ملت و ميهن.....عجب چيزيست اين حکم حکومتي که حلال را حرام و حرام را حلال ميکند. عجب چيزيست اين حکم حکومتي ياللعجب. من يقين دارم که اين رهبر عظيم الشان ما اگر بخواهد ترتيب خواهرش يا مادرش را هم بدهد با يک حکم حکومتي رابطه بين برادر و خواهر را حلال اعلام ميکند و امت هميشه در صحنه هم اين حکم را با گوش جان خواهند شنيد و اينگونه رابطه نيز باب و شرعي خواهد شد. اين چيزها را که ميبينم و ميشنوم حالم از هرچه دين و مذهبي که اينگونه ضعيف باشد و بازيچه دست قدرت پرستان ميشود برهم ميخورد. حالم از ديدن هرکه که خودرا مقيد به چنين مذهب مسخره و ضعيفي بداند به هم ميخورد. گوساله ها به صف نماز جمعه بشتابيد که شايد درآن دنيا صاحب خانه ای در بهشت شويد. اين دنيا که که آقازاده ها به بهانه پيش فروش مسکن پولتان را خوردند و رفتند و الان در کشور کفار به عيش و نوش مشغولند. بشتابيد به صف نماز جمعه بشتابيد به حج و کربلا بشتابيد و در سنگ زدن به شيطان سنگي رمي جمرات از يکديگر سبقت بگيريد، فوج فوج زير دست وپا کشته شويد که چنين جهلي تنها درمانش همان مرگ است. بشتابيد که داريد اکسيژن هوا را بيهوده مصرف ميکنيد.بميريد که درمان دردتان تنها مرگ است و بس. ملتي که خودرا صغير بداند و ولايت ابلهاني چون خامنه ای و ساير فسيلهای احمق حوزه علميه را بپذيرد و پذيرای احکام حکومتي ؟؟!! باشد حق حيات ندارد.
دوباره فريب هميشگي ، دوباره ايران ، دوباره ميهن، دوباره مذهب شد دوزار و همه چيز شد مام ميهن، دوباره سرود" ای ايران ، ای مرز پرگهر " اين سرودی که هميشه نزد سيمای لاريجائي منفور بود روزی چند بار از صدا و سيما پخش ميشود. دوباره فريب ، چند باره تحميق ملت، چندباره به سخره گرفتن شعور يک ملت.... روزنامه ها را که ميخواني عقت مينشيند ازينهمه تسليس و ريا.... آزادی ، دمکراسي ، مردمسالاری ، حق مردم!!؟؟؟ اين کلمات يکهو باز معني دار شده اند و نمايندگان خود خوانده مردم ،منتخبين بين بد و بدتر، اين روزها جز اين را نشخوار نميکنند.نمايندگان دوم خرداد يکهو دوباره انقلابي شده اند ، تصميم دارند جدا" خواسته های مردمي را دنبال کنند، انگار که اين 8 سال شوخي داشتند با ملت که حالا يکدفعه جدی شده اند،حرفهای بودار ميزنند و در ضمن يادشان نميرود که حواسشان باشد و خطوط قرمز را همچين بفهمي نفهمي رعايت کنند ، فوقش يک کمي روی خط را لگد کرده و دوباره ميپرند اينور خط. بسياريشان به همان سفارت و غيره راضي شده اند و ديگر صدايشان در نمي آيد.خب حق هم دارند چون اگر بيشتر ازين لگد پراني کنند معلوم نيست بعد از انتخابات چه برسرشان بيايد . يکهو ديدی عوض سفارت بورکينافاسو و ليختن اشتاين يک پرونده به چه کلفتي نصيبشان شد و مثل آن احمق ديگر گنجي سالها عمر نازنينشان را در زندان تلف کردند. بخدا حقمان است اين حاکمان... حقمان است که که اين رجالگان بر ما حکومت کنند چون سطح شعورمان در همين حد است که مکرر فريب بخوريم. گوساله بدنيا آمده ايم و گاو از دنيا ميرويم. پس کشيدن خيش اين شب پرستان نه تنها حقمان است بلکه اصلن غير ازين بيعدالتيست. مشکل اصلي ما ضعف فرهنگي ست که حالا حالا ها هم حل نخواهد شد، پس زنده باد حماقت.... ببينيد چه کارناوال با شکوهي راه انداخته اند . صدا و سيما که ديگر سنگ تمام گذاشته، هرشب مسابقه ،سرگرمي ، جايزه، تبليغات، تلبيغات ، تبليغات ....بيست و پنجمين سالگرد دهه زجر ملت ايران است.سکه ها خواهند داد به اين مناسبت.با کمکهای مردمي اهدا شده به بم، و کمکهای خارجی به اين مصيبت زدگان جشن گرفته اند.شادباشيد و شادماني کنيد. 22 بهمن است به خيابانها بشتابيد و حماقت جمعي تان را بع نمايش بگذاريدجشن خون است و درد و مرگ. بشتابيد ای لشکر حمار.هرکه نداند و اين روزها به ايران بيايد ميگويد اينجا اصلن خود مهد دمکراسي و بهشت برين است. برويد ای امت هميشه درصحنه ، گوساله ها، الاغهای شلوار پوش و دامن پوش و در چادر پيچيده، برويد و در جشنشان شرکت کنيد و پايکوبي کنيد که تا مدتها ديگر ازين خبرها نخواهد بود. غنيمت بدانيد اين روزها را که اينبار بالعکس آنچه ميگويند، بعد از فرج ، شدت خواهد بود. بعد از انتخابات در خدمتتان خواهيم بود .

زمان خوشدلي درياب و درياب که دائم در صدف گوهر نباشد
غنيمت دان و مي خور در گلستان که گل تا هفته ديگر نباشد














........................................................................................

Thursday, February 05, 2004

٭ برداشتی کوتاه ازسايت آریای پاکنهاددر وبلاگ جهانخانه:


[ ... حكايت تمام مدعيان و هوچيگران حكومتگري بر ايرانزمين = يكي سخن ماهي مي گفت. يكي گفتش كه خاموش. تو چه داني كه ماهي چيست؟. چيزي كه نداني چه شرح دهي؟. گفت: من ندانم كه ماهي چيست!. گفت: آري !، اگر مي داني نشان ماهي بگو. گفت: نشان ماهي آن است كه همچنين دو شاخ دارد همچون اشتر. گفت: خه ! من خود مي دانستم كه تو ماهي را نمي داني، الا اكنون كه نشان دادي چيزي ديگرم معلوم شد كه تو، گاو را از اشتر نمي داني. ]


<< مقالات شمس تبريزي >

-----------------

=========

پاسخی به چند مسئله مطرح شده در نظر خواهیهای این وبلاگ

* جناب man عزیز که با القاب مشعشعی همچون (کون گشاد عوضی و سانسورچی) از بنده یاد کرده اید. محض اطلاع شما سیستم نظرخواهی وبلاگ بنده فیلترگذاری نشده و اصولا"اهل فیلترو سانسور نیستم. شما هم مجازی هرچه دل تنگت میخواهد در اینجا بگوئی. آنقدر برایم بی اهمیت است که حتی آی پی ات را هم اعلام نخواهم کرد. مگر اینکه با نامی دیگر در اینجا پیام بگذاری که تنها دراینصورت تشابه آی پی دو نام را به اطلاع دیگران خواهم رساند.
آقا يا خانم بزارت که تقاضا داشتی کسشعر ننویسم. بنده از اول ایجاد این وبلاگ با چنین قصدی در اینجا نوشتم. قضاوتش را هم بر عهده خوانندگاننش میگذارم که تا چه حد در این امر موفق بوده ام.ضمنا" فارسی را پاس بدار.ديوث را با "ث" مینویسند نا با "س" عزیزجان
جناب MOTY شما هم میتوانید به پاسخ بالا که برای "بزارت" گذاشته ام مراجعه فرمایید.
ناهيد عزيز که آدرس وبلاگت را هم ننوشته ای. من با رامین بهنود درآن زمان که در ترکيه تحصیل میکرد همکلاس بودم. اگر قضیه را واضحتر ننوشتم فقط به این خاطر بود که موضوع را به جناب مسعود بهنود رسانده باشم و بس. به خودم اجازه نمیدهم مسائل خانوادگی دوستان یا حتی دشمنانم را در یک محل عمومی بنویسم.تنها اشاره ای بود به شخص مسعود بهنود و بس. راستی چرا از خودش نمیپرسید؟
جناب g عزیز. ازینکه در این مملکت جاکشان بنده را نیز به این لقب مفتخر فرمودید ملالی نیست. راستی چرا فقط g? از چه میترسی که اسم وبلاگ یا آدرس ایمیلت را نگذاشته ای؟ فکر میکنی ما وبلاگشهریها هم مثل شما سربازان گمنام امام زمان داریم که بدهیم خدمتت را برسند؟ نه جانم. نترس. ترس نشانه دانائی است که تو از آن بی بهره ای. هرچه بیشتر برایم بنویسی بهتر است چون همیشه عقیده داشته ام که شعور خوانندگان وبلاگها از من و تو بالاتر است و سره را از ناسره تشخیص خواهند داد.
شکوه گرامی .به وبلاگت آمدم اما از آنجا که پرشین بلاگ را محیط امنی نمیدانم از پیام گذاشتن در وبلاگت معذور بودم. ایکاش در بلاگ اسپات خانه میساختی.
نوشته کوتاهی نیز درباره تشنجات اخیر در نظرخواهی وبلاگها نوشته ام که در وبلاگ عمومی گذاشته ام.دوست داشتید سری هم به آنجا بزنید.
بلوچ عزیز، نانای گرامی ،پرویز، صاحبدل خسن آقا ، سعید، آرياک عزیز و سایر دوستانی که با پیامهايتان راهنمايم هستید. از لطفتان متشکرم. موفق و پیروز باشید
-----












........................................................................................

Tuesday, February 03, 2004

٭ تلخم ، تلخيم ، همه تلخ تلخ

خبراز صدا سيمای لاريجائي: به دستور آيت الله هاشمي شاهرودی رئيس قوه قضائيه کليه سلولهای انفرادی زندانهای کشور تخريب ميشود.!!!

چه بگويم وقتي دختران سرزمينم را به بردگي ميبرند و فرمانروايان غاصب زاهد نما از هيچگونه دروغ و ريائي ابا ندارند. چه بگويم از حاکماني که با تکيه بر فقر فرهنگي ملتي عربزده و سنت گرا اينگونه بر اسب مراد سوارند و بي مهابا چهارنعل ميتازندو بنام مذهب، ايرانمان را به غنيمت ميبرند.اين بي صفتان کار را از وقاحت گذرانده اند و علنا" از اينکه نشان دهند برروی تحميق ملت سرمايه گذاری کرده اند نيز ابائي ندارند. تا ديروز زندان انفرادی حتي شکنجه هم محسوب نميشد و هر زنداني سياسي بنابه تشخيص قاضي و بازپرس پرونده ميتوانست مدت نامحدودی در زندان انفرادی بماند ، بماند، بماند، خرد شود و بپوسد و حتي اعتراض دراينباره را به جوي نميخريدند. اما امروز که زمان انتخابات نزديک شده است تلويزيون رژيم اسلامي با افتخار اعلام ميکند که به دستور آيت الله هاشمي شاهرودی (عراقي) سلولهای انفرادی تمامي زندانهای کشور خراب ميشود. من در عجبم از اين وقاحت و بيش از آن در عجبم از حماقت من و تو ، ما..... علنا" ريشخندمان ميکنند به ريشمان ميخندند و خر فرضمان ميکنند و ما نيز مجبوريم که خودمان را به حماقت بزنيم ،هورا بکشيم و اين اقدام انساندوستانه رژيم اسلامي را بستائيم. درد دارم. درد ...حس ميکنم که به شعور يک ملت توهين شده است. مکرر توهين شده است و ميشود، آنهم توسط کسائيکه خود از خرد انسائي بي بهره اند و تنها زبان زور را ميفهمندو به همين زبان نيز تکلم ميکنند. آنجا که زورشان بچربد از سنگسار، قطع اعضاء بدن و شلاق و انفرادی و شکستن حرمت انسانها ابائي ندارند و هرگاه که لازم ديدند خودرا پاکترين و شايسته ترين انسانها نمايش ميدهند و برای برسرکار ماندن و دردست داشتن قدرت ازينکه نماز را حرام کنند نيز ابائي ندارند. درد دارم ، تلخم ، وقتي که ميشنوم دختران کشورم را به اسارت ميبرند و ميبينم که از مصيبت ملت نيز بهانه ای برای بهره جوئي و فروختن دختران بازمانده مصيبت زلزله بم به کشورهای عربي ساخته اند. مژده ای ملت مسلمان ، از آنچه که به بم کمک کرديد و کردند قسمتيش به آنها رسيده است. ختم قراني که برای مردگان بم گرفتند و شماره تلفنش دائم از صدا و سيما پخش ميشود به مصيبت زدگان بم رسيد . همين و بس...چون اين يکي فروشي نبود که بشود آنرا دزديد..... باطبي کجاست؟ احمدم خوشحال باش که بعد از اينهمه سال اسارت در انفرادی و شديدترين شکنجه ها اکنون شکنجه حرام شده است و سلول انفرادی مذموم شمرده ميشود.احمدم خوشحال باش که ديگر کسي در سلول سفيد و زندان انفرادی ذره ذره آب نميشود. اما...
يادشان رفت که بگويند اين مسئله انفرادی فقط مربوط به زندانهای رسمي کشور است يا اين قانون در مورد هزاران زندان بي نام و نشان و خانه های امن سربازان گمنام امام زمان نيز مصداق دارد يا خير. آخر بسيار شنيده ام که زندانيان قبل از تحويل به زندان ماهها در اين خانه های امن ، در سلولهای انفرادی و زير شکنجه تخليه اطلاعاتي ميشوند و آنگاه به زندان و قضای اسلامي سپرده ميشوند که ديگر از حرمت انسانيشان چيزی برجای نمانده است. سعيدی سيرجائي در يکي از همين خانه های امن و قبل از تحويل به زندان و محاکمه...کشته شد...و بسياری ديگر از آزادگان اين سرزمين مصيبت کش عرب زده.... براستي چگونه بايد زيست دراين زمانه پر مصيبت و درد، زماني مرارتهايم را به خشم عليه اين شب پرستان بدل ميکردم اما اکنون تلخيم بيش از آن است که حتي توان بدل به خشم را داشته باشد.فقط تلخم ، تلخ ازين همه تحقير، ازين همه حماقت و از اين همه بيداد.... بگوش باشيد ای لشگر حمار، صدقه ای از راه ميرسد..صدقه ای که اصلا" في سبيل الله نيست...صدقه ای از راه رسيده..آنهم از عربزاده ای که قاضي القضات اين مرزو بوم است. پاس بداريد اين صدقه را که نه بخاطر شما ، بلکه فقط بخاطر تحميق شما و نزديکي انتخابات است و بس. شکرش کنيداين نعمتي که همچون تکه استخواني که به ضرورت در جلوی سگ انداخته اند ،اين سگ صفتان بيشرم برايتان هديه آورده اند... دلتان را خوش کنيد به جايزه های بيشمار بانک ها، مسابقات مختلف و پيش فروش موبايل و ماشين و بليتهای بخت آزمائي مذهبيزه شده که شکرانه دهه فجر است و تکرار تحميق هرساله ربع قرن حکومت اين ابليسان.
از ميان پرده اشک مينگرم به اين اينهمه تحقير و توهين که بر جان انسان ها روا ميدارند بس است. ، بس است ،ديگر چه ميتوان گفت؟تلخم ، تلخيم همه تلخ تلخ


اين چه شوريست که در دور قمر ميبينم
همه آفاق پر از فتنه و شر ميبينم......
...........
.....ابلهان را همه شربت ز گلاب و قند است
قوت دانا همه از خون جگر ميبينم
اسب تازی شده مجروح به زير پالان
طوق زرين همه بر گردن خر ميبينم

==============
==============
بدون شرح

برای 240 نفر از قربانيان جهل بشری در رمي جمرات امسال
ای قوم به حج رفته کجائيد کجائيد؟
معشوق همينجاست بياييد بياييد
گر صورت بي صورت معشوق ببينيد
هم خواجه و هم کعبه و هم خانه شمائيد

طبق گزارش صدا و سيمای لاريجائي بيش از 240 نفر در مراسم حج امسال در رمي جمرات به دليل ازدحام بيش از حد جمعيت کشته شدند!!!!!

=====
=====
يادمان نرود. سايت آيينه ای وبلاگ آزادی اينجاست. شمرنامه هم اينجاست. فارغ از نظرات و اختلاف عقيده ها باید به هر موئي که سلاحی بر عليه سانسور شود چنگ انداخت.
توضیح اینکه سایت آيينه ای شمرنامه به همت امید میلانی راه اندازی شده است.









........................................................................................

Sunday, February 01, 2004

٭ خموشيد ، خموشيد ، خموشي دم مرگ است
همه زندگي آن است.... ، که خاموش نميريد

--------------
منکه دلم برای اين رجاله های متعفن متحصن در مجلس ميسوزد. از يکطرف به امر مجبورند در نمايش رژيم شرکت کنند. از طرف ديگر ملت وقعي به اين بازيها ننهاده و تصميم دارد در هر صورت با تحريم انتخابات عدم مشروعيت مردمي نظام را در دنيا به نمايش بگذارد. از يکطرف ديگر بعضي محافظه کاران و شورای نگهبان که بازی را به جد گرفته اند قصد گوشمالي دادن آنان و يک ليف کيسه حسابي ازين مفسدين و رشوه خواران را دارند...اميد جان آن سايت کذائيت ، آن نشانه سادگي و حماقتت را دوباره راه بينداز منهم بيايم امضا کنم !!! گناه دارند اين طفلکي های زبان بسته!!! 8 سال است چريده اند، خورده اند و خوابيده اند و پوست از سر ملت کنده اند. هيچکار ديگری هم به جز نماينده شدن و رشوه خواری بلد نيستند. خب اگر اينها را بيندازند بيرون پس چکار کنند؟؟؟
بالاخره شورای نگهبان هم اطلاعيه اش را صادر کرد و نشان داد که لااقل در مقطع کنونی قصد عقب نشيني در برابر متحصنين را ندارد. حالا بايد ديد که اين مثلا" نمايندگان متحصن چه ميکنند و به تهديدهای خود عمل ميکنند يا خير....مخصوصا" بعد از تهديد اخير هاشمي شاهرودی مبني بر اينکه اگر استعفای مسئولين ضربه به نظام تلقي شود قابل تعقيب کيفريست.. اين نمايندگان عزيز ما هم از بس کونشان گهي ست و از شهرام جزائری و امثالهم رشوه گرفته اند و هزار کثافتکاری پشت پرده ديگر دارند حالا وقتش است که جا بزنند و عطای صندلی قرمزه را به لقايش ببخشند.فکر ميکنيد نهادهای موازی اطلاعات که در قوه قضائيه چندين و چند سال است فعاليت ميکنند کارشان چيست؟ هرکدام از اين مسئولان و منتصبين نظام يک پرونده آنجا دارند به اين کلفتي که تمامي کثافتکاريهايشان در آنجا ثبت است. چون اين کثافتکاريها همگانيست تا وقتي که لازم نباشد اين پرونده هات محرمانه ميماند اما آنجا که لازم باشد و اقدام اين رجاله ها مخالف سياستهای نظام باشد آنگاه است که حتي نفس کشيدن اين ها هم جرم تلقي ميشود و آنقدر جرم و خلاف و فساد دارند که عمر خودشان به پس دادن مجازات کفاف نداده به وراثشان هم چندتا حبس ابد و اعدام خواهد رسيد!! تازه وعده وعيدها و قول و قرارهای پشت پرده را فراموش نکنيد که هريک ازين نمايندگان ردصلاحيت شده اگر سرشان را پايين بيندازند و خفت شکست را بپذيرند مسلمن به کارداری سفارتي ، مديرکلي جائي ، خلاصه يک کار نان و آبداری (مطابق سنوات گذشته) منصوب خواهند شد. حقوق نمايندگي هم که مادام العمر است و مشکلي ازآن بابت ندارند. فقط ميماند درآمد کارچاق کني ها و رشوه و باج و غيره که البته خدا بزرگ است و سفره و خوان نعمتش گسترده.....دراين ولايت مذهب زده بدبخت هرکجا که باشند محيط برای اينگونه کارها باز است و مشکلي ندارند......اين دور گرفتنهای اخيرشان و متحصن شدن و غيره را هم از خودشان نبينيد که به امر در اين خيمه شب بازی شرکت کرده اند. خودمانيم نکند شما هم به سادگي حسين درخشان هستيد که دست بالاش مريد شمس الواعظين است و مرادش را در مسعود بهنود آدمي ميجويد؟مسعود خان بهنود، برادرزاده محترمتان رامين بهنود چطورند؟ رامين ها در ايران فراوانند و روز حساب نزديک است. الته زمان ما برحسب آن انتظار 1400 ساله شما برای مهدی موعود محاسبه نخواهد شد و مزد دست اين جانيان را در همين چند ماهه خواهيم داد. خواهيد ديد که نه خاتمي ، نه اخوی گرانمايه اش در مجلس و نه فرماندارها و استاندارها و ساير رجاله های رژيم هيچگاه کرات استعفا نخواهند داشت و اين دور گرفتن ها راه بجائي نخواهد برد. با آنکه بارها تاريخ را تحريف کرده ايد و به شيوه خود دستکاريش کرده ايد اما آنقدر هست که بتوان از آن درس گرفت.هر انگيزيسيون رنسانسي در پي خواهد داشت و اکنون زمان آن رسيده است که اين ملت ، يکبار برای هميشه، شر خرافه پرستان شب پرست را از خاک ميهن آريائي پاک نموده و عربزادگاني که به ايران و ايراني به چشم غنيمت مينگرند را به درک واصل نمايد.










........................................................................................

Home