[نت پد ايراني]


           
Java (J)  JavaScript (JS)  Cookies (C)  Active X (AX)



Friday, January 30, 2004

٭ حسين جان دسته گل جديدت مبارك
حودر جان آمدي نسازي . باز اين وسط بقول خودت از سادگيت سواستفاده كردند؟ قضيه پرشين بلاگ يادت نيست؟ اما نه عزيزم. ايز گم نكن. راستشو بگو. تو فقط محض رضاي خدا و في سبيل الله دومين ميخري به احمد شيرزاد هديه ميكني؟ يا اينكه فكر بعدش هستي كه اگر دري به تخته خورد و اصلاح طلبان توانستند اين نظام را از سقوط حتمي نجات دهند يك پايگاه بينشان داشته باشي؟ ببينم اگر خسن آقا هم بيايد يك ايميل بهت بزند براش دومين مجاني ميگيري؟ خلبان كور چطور؟خودم را نميگويم چون ميدانم چشم ديدنم را نداري و اگر حرف حساب داشتي اينهمه مدت كه ازت و رفتار احمقانه ات انتقاد كردم 4 تا كلمه حرف منطقي ولو با ايميل هم شده جواب ميدادي. حودر جان دير آمدي و زود ميخواي بري؟ موج سواري مال دهه هفتاد بود الان خيلي وقت است كه كسي نتونسته روي امواج متلاطم اين نظام در حال سقوط موج سواري كنه ..اصلن كسي روي اين رژيم در حال فروپاشي سرمايه گذاري نميكنه كه توي عقل كل داري ته مانده آبرويت را هم برايش ميگذاري. يكخورده چشماتو واز كن. از خواب و خيال بيا بيرون...تو اونور دنيا داري راحت زندگيت را ميكني و همينجوري فرت و فرت تئوري صادر ميكني براي كساني كه درايران و در زير ظلم اين جماعت عربزاده ملخ خوار گرفتار شده اند. فكر ميكني فردا روز كه حكومت دست مردم بيفتد آنوقت آبروئي براي امثال مسعود بهنود و ....ساير كساني كه با زيركي در ظاهر خود را مخالف ديكتاتوري نشان داده و در واقع با اعمال و رفتارشان به بقاي نظام كمك ميكنندخواهد ماند؟ عزيز من بايد واقعيت جامعه ايران را بپذيري.الو الو ميشنوي؟ من از وسط شهر تهران دارم با تو صحبت ميكنم. از 24 ساعت شبانه روز هم بجز 7 ساعت خواب شبانه بقيه اش را در بين همين اجتماعي كه تو داعيه مصلح بودنش را داري دارم جان ميكنم و وضعيت بحراني مملكتم را با تمام وجودم حس ميكنم. صدا مياد؟ نه فكر نميكنم. شما و امثال شماها اگر گوش شنيدن داشتيد تا بحال فكري بحال و خود ته مانده آبرويتان كه عنقريب است برباد برود ميكرديد. همه نشانه حاكي از آن است كه اين انتخابات و تحريم آن مهلك ترين ضربه اي خواهد بود كه رژيم اسلامي از ملت دريافت خواهد كرد. زرنگ ساده نما(بقول خودت)!! سرت را مثل كبك در برف نكن.ببين كه حتي رهبر معظم هم دارد ميگويد نگاه همه دشمنان و قدرتهاي خارجي به انتخاباتيست كه در پيش است. به خودت نگاه كن به محللهاي نهضت آزادي نگاه كن. به بهنود و بهنودها نگاه كن. به امثال اميد ميلاني و حامد... نگاه كن كه بعد چند سال مخالفت با نظام اكنون سايت طرفداري از متحصنين (شما بخوان طرفداري از نظام) ميزند و وقتي ميبيند هيچكس تحويلش نميگيرد مجبور ميشود براي اينكه آبرويش بيشتر از اين نرود سايتش را جمع كند و برود پي كارش.. نميبيني كه ديگر براي نظام حفظ آبروي مخالفين ظاهري - نهضت ازادي- و نفوذيهاي اپوزوسيون ديگر مهم نيست و همه شان را به خدمت احضار كرده تا در قالب حمايت از متحصنين و انتخابات آزاد به بقاي نظام كمك كنند؟ نميفهمي كه اينجا همان مرحله بحرانيست كه آقايان مجبور شده اند همه كارتهايشان را رو كنند و دارند روباز بازي ميكنند؟ نميبيني كه حتي شعار اصلي انقلابشان (مرگ بر آمريكا) را دارند ميگذارند دم كوزه و آبش را ميخورند فقط براي اينكه بيشتر بمانند؟ همه اين نشانه ها كافي نيست برايت كه بفهمي اين حكومت در چه دردسري افتاده و راه برون رفت از ان را ندارد؟ هنوز نفهميده اي كه در همين تهران بزرگ حتي خانواده شهدا- جانبازان و حتي قشر عوام سنتي از شدت فشار مخالف اين حكومت شده اند و حساب آخوندها را از مذهب جدا كرده اند و خواهان سرنگوني اين رجاله ها هستند؟ ببينم خودت را به آن راه ميزني يا جدن نميفهمي؟ احمد شيرزاد و امثالهم ديگر براي فاطي تمبان نميشود. اين جنقولك بازيها را بگذار كنار و سعي كن همان ته مانده آبرويت را حفظ كني كه در اين مملكت ملت براي موج سواران امثال تو تره هم خرد نميكنند..اين ملت نه چشم ديدن رهبر و موتلفه و ولايت فقيه را دارد نه چشم ديدن نمايندگان ابن الوقتي را كه اگر همه مردم را زير ظلم بكشند صدايشان در نمي آيد اما بخاطر منافع شخصي و صندلي قرمزي كه دارند از دست ميدهند متحصن ميشوند. ملت اين خائنين ابن الوقت را از امثال خامنه اي (كه حماقتش صريح و روشن است و در همه حرفهايش به وضوح به چشم ميخورد) بيشتر دشمن ميدارند. هنوز اين را نفهميده اي؟الو الو صدا نمياد؟ نه جانم خيلي وقته گوشهايت را بسته اي و فقط از آتور دنيا تئوري صد من يك غاز صادر ميكني......انقلاب مردم ايران گوشهايت را هم باز خواهد كرد. فقط صبر داشته باش...













........................................................................................

Thursday, January 29, 2004

٭ پاسخي به مقاله تحريم بر اساس يك احتمال؟ از حسين درخشان

اين مشتي حسين درخشان ما هنوز هم كه هنوز است دارد قيقاج ميرود و بعد از 25 سال حكومت جمهوري اسلامي ئ تجربه 8 ساله حكومت اصلاح طلب باز در كمال پرروئي خودش را به كوچه علي چپ زده و مينويسد:
من درك نمي‌كنم كه چطور بعضي‌ها از حالا كه هنوز هيچ چيز معلوم نيست،انتخابات مجلس را تحريم كرده‌اند. اين خيلي غيرمنطقي است كه آدم بر اساس پيش‌بيني‌اش تصميم سياسي بگيرد، نه براساس داده‌هاي قطعي.الان با توجه به تحصن مجلس واقعا معلوم نيست چه مي‌شود. اصلا انتخابات برگزار مي‌شود يا نه؛ و اگر برگزار مي‌شود، چه كساني رد صلاحيت مي‌شوند و چه كساني نه. بنابراين به نظر من هركس تا قبل از وقتي كه اسامي نامزدهاي تاييد شده اعلام رسمي نشده بگويد حتما راي مي‌دهد يا نمي‌دهد، يك تصميم عجولانه و غيرمنطقي گرفته‌است. خودم هم واقعا نمي‌دانم اگر در ايران بودم راي مي‌دادم يا نه. بايد تا آخر بازي را نگاه كرد و بعد تصميم گرفت.
آدم اين درفشانيها را كه ميبيند اول به سلامت چشمان خودش شك ميكند . بعد به سلامت عقل نويسنده كمي مشكوك ميشود و آخر ...
آخر مغز كل - آي كيو- جناب حدرالدوله يعني بعد از 25 سال هنوز بايد دست به سينه بايستي و تماشا كني و منتظر نتيجه اين خيمه شب بازيها باشي تا آخرش را بفهمي؟ مرد مومن مسجد نديده - 25 سال است كه اين بازي دارد تكرار ميشود - اين 8 سال آخر هر الاغي هم فهميد كه جريان از چه قرار است. آنوقت امثال تو و بهنود وحامد يوسفي هنوز كه هنوز است داريد ابراز شك ميكنيد كه نكند يكهو يك سري آدم حسابي كانديد بشوند و تاييد هم بشوند آنوقت شما راي نداده ضرر كنيد؟ بس كنيد اين بازيها را...ساده انگاري هم حدي دارد كه اين مقدارش ديگر بعيد است و عاقلانه نيست. خودتان را به آن راه ميزنيد يا داريد از ضعف فرهنگي و خريت من و امثال من و مردم ايران سو استفاده ميكنيد؟ شما ميگوييد جهت حمايت از انتخابات آزاد بايد از متحصنين حمايت كرد!!!خب درست...... انتخابات آزاد يعني چه؟ يعني اگر من فضولك و يا حسين درخشان هم رفتند كانديدا شدند كسي نتواند جلويشان را بگيرد و اين راي دهندگان باشند كه تصميم بگيرند به كي راي بدهند. خب حسين جان . پديده نوظهور آي كيوي ايراني در كانادا- بيا براي من بيسواد عامي توضيح بده كه چظور ميشود در جكومتي همچون جمهوري اسلامي ازين شكر خوريها كرد؟ جناب- اگر نميداني بدان كه اگر اينجا بودي همين 4 تاو نصفي انتقاد نصفه نيمه هم كه در وبلاگت از ولايت و اوضاع حكومت كردي دستمايه اي بود براي اينكه بدهند چپقت را چاق كنندو اطلاعات بريزد توي خانه و دفترت و.. فكر كردي اينجا كجاست؟ فكر كردي در كدام كشور دمكراتيك دنيا داريم زندگي ميكنيم؟ نفست از جاي گرم در مي آيد؟ 8 سال به اصلاح طلبان اميد بستي ...نتيجه چه شد؟هيچ .. بجز آنكه نظارت استصوابي كه اصلن ازش خبري هم نبود محكمتر شد و پايه هاي ديكتاتوري مستحكمتر شد؟ خودت ميگوئي اين نمايندگان متحصن مفيد ترين كارشان در طي نمايندگي همين تحصن بوده...من ميگويم اين رجاله ها اصلن كار مفيدي انجام نداده اند و اين تحصن شان هم فقط نمايشيست از حماقت جمعي كه بخاطر منافع شخصيشان و فقط و فقط براي صندلي قرمز مجلس حاضرند يك نصفه حركتي بكنند و اداي تحصن را در آورند. البته بخاطر اينكه در مدت تحصن بهشان بدنگذرد و خداينكرده يكوقت از قطر شكمشان كم نشود با اعلام روزه سياسي!!!؟؟؟ بساط افطار مجاني مجلس را هم براي خودشان جور كرده اند وبه فرمان رهبر و مافياي موتلفه دارند بازي را تا انتخابات كشش ميدهندو به صحن مجلس كه بروي ميبيني زيرجلكي آنجا دارند به ريش ملت ميخندند.تو هنوز فكر ميكني تحريم كنندگان به خاطر يك احتمال (و تنها بخاطر يك احتمال) دست به تحريم زده اند؟ مملكتي كه روشنفكرش تو باشي و دانشجويش اميد ميلاني باشد رجل سياسيش البته هم كه بايد حسني اروميه يا حداكثرش خاتمي آخوند چاچول باز باشد. اصلن چنين ملتي آفريده شده براي تحميق شدن و كولي دادن و گناه است اگر سوارش نشوي. حسين جان بگذار همچين ساده و لري برايت بگويم. بالا سر قبري داري گريه ميكني كه مرده اي توش نيست .اين رجاله ها وقت رفتنشان رسيده و خودشان هم اين را ميدانند . امثال توو بهنود كه مظهر آي كيو ايراني شده ايد هنوز اين را نفهميده ايد يا داريد خودتان را به آن راه ميزنيد؟ هنوز حرف تحريم كنندگان انتخابات را نفهميده ايد؟ آقاجان ما ميگوييم در نظام جمهوري اسلامي انتخابات آزاد از محالات و غير ممكن هاست. براي اثبات حرفمان هم تجربه 25 سال حكومت آخوندي را فاكت مي آوريم. حالا اين كجايش شد احتمال؟ حالا كي داره خودشو به اون راه ميزنه؟بس كنيد ديگر...اين دم آخري بگداريد چهره نسبتن موجهي كه از خودتان ساخته بوديد خراب نشود. كمي هم با مردم باشيد.












........................................................................................

Tuesday, January 27, 2004

٭ بالاخره سايت گويا به صفحه تحريم نيز لينك داد البته با با كمي بي ميلي چون سعي كرده بود اولن تيترش اينبار كاملن مطابق با واقعيت باشد(برعكس آنچه در مورد حمايت از متحصنين عمل شد) و دومن حتي به ايميلي هم (طبق روال سابق) ما را مفتخر نكرد و هيچ اشاره اي هم به انتقاد از خود ننمود.به ليتك مقالات تحريم افشين زند هم اصلن اشاره اي نكرد در هرصورت دستشان درد نكند. ما خيلي وقت است كه اميدمان را از خيلي ها بريده ايم. همينكه تا همين حد هم يك لينكي به آن صفحه دادند بايد كلاهمان را 4 ذرع و نيم به هوا پرت كنيم. گفتم كه خيلي وقت است اميدمان را بريده ايم كه شوخي بود و در نتيجه مرارتهاي روزگار كج مدار....امروز داشتم با خودم فكر ميكردم وقتيكه اميد عزيز (كه مورد احترام من است) با آن ديد باز و روشني كه دارد اينگونه فريب اصلاح طلبان را بخورد و هنوز به اصلاحات اميد داشته باشدو بدتر از آن اينكه با اين شيوه به پيش بيايد وعوامفريبي كند (عكس مصدق و غيره) تكليف عوام و مردم عادي كه ديگر روشن است. اين دوستان چنين عقيده دارند كه در نظامهاي توتاليتر هر اصلاحي يك انقلاب به حساب خواهد آمد. فقط به اين مسئله كوچك توجه ندارند كه در طي اين دو دوره حكومت اصلاح طلبان انقلاب كه سرشان را بخورد كدام اصلاح انجام شد كه به دوره بعدي اميد داشته باشيم؟ خودفريبي و ساده انديشي هم حدي دارد. اين نظام اصلاح پذير نيست. حتي اگر رهبر و رئيس جمهور و دولت و شوراي نگهبان هم همه و همه از بين اصلاح طلبان انتخاب شوند ماهيت اين رژيم بصورتيست كه ضد خلقي عمل ميكند و به آراي ملتش وقعي نمينهد. تنها راه چاره در تحريم انتخابات و سلب مشروعيت مردمي نظام است و بس.محلل هاي جمهوري اسلامي (نهضت آزادي)نيز پا به ميدان گذاشته اند تا همانگونه كه خميني را به اين مملكت آوردند و بساط نابودي خودشان و ملت ايران را فراهم كردند اكنون به حماقت مكررشان چندباره ادامه دهند. چاره اي هم ندارند. يكبار كه سواري دادي ديگر آبرويي برايت نمانده و بايد تا ابدالدهر سواري بدهي...

به اين مقالات هم نگاهي بيندازيد:

6 بهمن » ماهيت نمايندگان مجلس بيش از پيش براي ملت هويدا شد، رحمت ابراهيمی
6 بهمن » به سوی تحريم کامل انتخابات و برگزاری رفراندوم، کوروش گلنام
6 بهمن » سانسور و جولان مگس، شهرام عديلی پور
6 بهمن » بيانيه درباره تحريم فعال هفتمين دورة انتخابات مجلس شوراي اسلامي، با امضاهاي جديد


===========
پينوشت: دوست عزيز لودويگ كه با ايميل آدرس Ludwigjun@aol.com برايم با لطف بسيار ايميلي ارسال نموده اي. بنده بخاطر ندارم كه اصلن وبلاگ شما كدام جهنم دره ايست و اصلن هم يادم نمي آيد شما را ماليده باشم (يا حتي بستگانتان را) خواهشمندم معين بفرماييد كجا بنده به شما ماليده ام.











........................................................................................

Monday, January 26, 2004

٭ خدمت دست اندركاران محترم سايت گويا


تحریم انتخابات





من و بسياري از وبلاگنويسان ايراني به استفاده شما از تيتري غلط با عنوان اعلام حمايت وبلاگنويسان از نمايندگان متحصن اعتراض داريم . اميد علمدار ميراني نماينده كل وبلاگنويسان نيست كه شما چنين تيتري انتخاب كرده ايد و به آن لينك داده ايد. ناگفته پيداست كه سايت گويا چون از تعداد بازديد كننده زيادي برخوردار است و بعنوان يك سايت مرجع خبري از سوي كاربران اينترنت ايران مورد استفاده قرار ميگيرد چنين اشتباهي سبب ارسال هيت بيشتر به سايت مذكور شده و تمامي افراد وبلاگنويس طرفدار اصلاح طلبان با استفاده از چنين امكاني در نظرخواهي مذكور شركت نموده و با اينكه اين گروه در اقليت محض ميباشند بدليل عدم امكان امضاي طرفداران تحريم امكان ارائه آمار غلط و به اشتباه افتادن كاربران وجود دارد. اميد ميلاني اگر ميخواست با چنين تيتري در گويا معرفي شود بايدحداقل دو شرط را رعايت ميكرد كه آنها نيز رعايت نشده است:
1- عدم استفاده از لوگوي مصدق در حمايت از نمايندگاني كه همه ميدانيم دشمنان قسم خورده مصدق بوده اند -هستند -و خواهند بود
2- تيتر اطلاعيه مربوط به وبلاگنويسان است درصورتي كه اميد ميلاني بي انقطاع تعداد امضا كنندگان را اعلام ميكند نه تعداد وبلاگنويسان امضا كننده را...
شايسته است كه ازين پس در انتخاب تيتر مقالات دقت بيشتري بكار رود و اگر به چنين سايتي لينك داده ميشود به سايتهاي مخالف شركت در انتخابات و موافقين تحريم نيز لينك داده شود.
نمونه اش اين سايت كه از 3 ماه پيش فعال است و وبلاگنويسان ايراني طرفدار تحريم (آنانكه در مورد تحريم در وبلاگشان مقاله نوشته اند) در آن سايت اسامي شان آورده شده است. علاوه بر آنكه بسياري از تحريم كنندگان انتخابات تنها به اعلام نظر در وبلاگشان يا گذاشتن لوگوي تحريم در آنجا بسنده كرده اند و نامشان هنوز در آن صفحه نيامده است. با يك وبگردي جزئي در وبلاگهاي فارسي زبان بلاگ اسپات شما هم به اين نتيجه خواهيد رسيد.از گردانندگان سايت مذكور نيز خواهشمندم ترتيبي اتخاذ كنند كه وبلاگنويسان طرفدار تحريم به همان سادگي شركت در سايت اميد قادر به راي دادن و اعلام نام وبلاگشان باشند. آنگاه است كه اعلان تيتر تحريم انتخابات از سوي وبلاگنويسان عنواني شايسته - منطقي و بجا خواهد بود .
دست اندركاران محترم سايت گويا خواهشمنديم به وظيفه مطبوعاتي و رسانه اي خود عمل نموده و در قبال آن تيتر غلط جوابيه وبلاگنويسان ايران را نيز در همان قسمت منتشر نماييد.با تشكر
وبلاگ دفترچه يادداشت ايراني - خسن اقا- و ساير وبلاگنويسان طرفدار تحريم انتخابات

صفحه تحريم انتخابات (ايجاد شده توسط وبلاگ حسن آقا)http://home.c2i.net/hasanagha/tahrim/tahrimmajles01.htm



مقالات مربوط به تحريم (جمع آوري توسط افشين زند-وبلاگ اعتراض)http://perso.wanadoo.fr/ashti/00/














........................................................................................

Friday, January 23, 2004

٭

تحریم انتخابات



اتفا قن بد نيست اين كاري كه اميد ميلاني در سايت خوشه به آن دست زده چون نتايجش براي همه جالب خواهد بود. بد نيست سري به اينجا بزنيد و ببينيد كه چه دسته اي از وبلاگنويسان و چه تعداد كثيري ؟؟؟؟!!!؟؟ از آنان از تحصن مجلس حمايت كرده اند تا دستگيرتان بشود كه از بين اينهمه وبلاگ فارسي نويس فقط چندتائي 20-30 تا كه در بينشان وبلاگنويسان مشهوري هم بچشم نميخورندامضا كرده اند. منكه به جز اميد ميلاني و ويران وبلاگهاي بقيه را اولين بار بود كه ميخواندم. نتيجه اين همه پرسي و اعلام موافقت كه به غلط از طرف سايت گويا (اعلام حمايت وبلاگنويسان از تحصن نمايندگان) تيتر شده مسلمن براي خود اميد هم جالب خواهد بود تا ببيند چند درصد از وبلاگنويسان طرفدار تحريم هستند و ديگر گول اصلاح طلبان را نميخورند. از همه وبلاگنويساني كه خواستار تحريم انتخابات هستند خواهشمنئم لوگوئي كه در اين آدرس وجود دارد در تمپالت وبلاگشان نصب كنند تا فرق تعداد تحريم كنندگان و تعداد موافقين اين نظام (گيرم با قصد اصلاح) مشخص شود. اميد جان مسئله اين نيست كه از اصلاح بدمان بيايد . ما معتقديم كه اين نظام به هيچ صورت اصلاح پذير نيست و بهمين جهت تنها راه نجات را براندازي آن از هر راه ممكن و منطقي ميدانيم.ايكاش با نام واقعيت نمينوشتي .با شناختي كه از تو در اين مدت بدست آورده ام اقدامات اخيرت را بسيار عجيب ميبينم و ناباورانه نظاره ميكنم كه هر روز بيش از پيش ولائي ميشوي . ايكاش از همان اول مثل بقيه با نام ناشناس مينوشتي آنوقت ميتوانستي آنچه در دل داري بيان كني و ......بگذريم...نگذار بيشتر ازين سقوط كني ...البته خوشبختانه همين كارت هم كمكي است به تحريم كنندگان انتخابات. از دوستان خواهشمندم هرروز به اين سايت سر بزنند و با مشاهده تعدادقليل امضا كنندگان به ميزان وبلاگرها و افراد طرفدار رژيم پي ببرند.
متاسفم . واقعا متاسفم. نه تنها برای اميد برای هر مبارزی که از روی فشار و ناچاری و يا کوتاهی خود به ابتذال بيفتد متاسف ميشوم. ..روزگاری به من یاد دادند که:.ابتذال پايان پذير نيست. ابتذال عين فاضلاب هميشه زير متن هر كجا جاري است. يادت باشد هر كس فقط يك نفر است و هر كس به اندازه يك نفر مسئول خودش و جهان است و هيچ يك نفري هيچ وقت نتوانسته است با ابتذال در بيفتد. ابتذال پايان پذير نيست. چاه متعفني است كه مدام کثافت روي کثافت در خود انبار مي‌كند. ولي چه كنم كه دلم طاقت نمي آورد كه نگويم و ننالم. اميدجان‏ آرشيو وبلاگ سابقت كجاست .آن مقالات تندي كه برعليه خامنه اي با ذكر مستقيم نامش مينوشتي كجاست؟ در اين يكسال و نيمه خيلي تغيير كرده اي؟ چه كس يا چه چيز مجبورت ميكند كه بكاري دست بزني كه با عقايد دوسال پيش خودت هم خيانت به ملت محسوب ميشد؟ يعني استفاده از عكس مصدق در طرفداري از نمايندگاني كه دشمن قسم خورده مصدق هستند؟ كجا رفت آن اميد علمدار ميلاني ؟
واقعن متاسفم










........................................................................................

Wednesday, January 21, 2004

٭ اعلام حمايت فضولک از رجاله های متعفن متحصن در مجلس
آن زمان که رهبرمعظم فرمان عفو متهمين قتلهای زنجيره ای را ميداد نمايندگان محترممان جيکشان هم درنيامد.آن روزها که با فرياد الزهرا دانشجويانمان را از خوابگاه به پايين مي انداختند.باطبي ها را شکنجه ميکردند ودر زندان ميپوساندندو در قبال قتل نويسندگان کشورمان فقط حرف زدند و حرف زدند و سر ملت را گرم کردند. زهرا کاظمي را که کشتند هيئت تحقيق و تفحص براه انداختند و بيانيه صادر کردند . در تمامي مراحل با وجود به نتيجه نرسيدن اقدامات نمايشي خود فقط زر زدند، مصاحبه کردند، منم زدند.....ولي هيچگاه متحصن نشدند. ولي اينبار خطر جديست. مسئله قتل زهرا کاظمي و 400 نفر مقتولين قتلهای زنجيره ای يا اعدام 3500 نفر زندانی مهمان گورستان خاوران نيست که براحتي بتوان ازآن گذشت . مسئله کتک خوردن و زنداني شدن دانشجويان نيست . مسئله خيلي مهمتر ازين حرفهاست. صندليهای قرمز مجلس است که از دست اين اوباش دارد بدر ميرود و شايسته است که برای حفظ منافع خود تحصن کنند.روزه سياسي بگيرند (چون کون اعتصاب غذا را ندارند مذهبيزه اش ميکنند که به افطار مفصل مجلس هم برسند). و حالا اين ملت بي غيرت را ببين که چنين نمايندگاني شايسته را در اين برهه حساس که جيبشان به خطر افتاده تنها ميگذارد و نميرود جلوی مجلس از تحصن آنها حمايت و پشتيباني کند!!!! چه ملتي هستيم ما؟ منکه در برابر اين رجاله های متعفن متحصن خجل شدم ازينکه نتوانستم دلم را راضي کنم و جزو آن ملت بي غيرتي شدم که اين تحصن را به تخمش هم نميگيرد. ليست متحصنين را اعلام کنيد تا ملت بشناسند اين نمايندگان غيوری را که برای صندلي قرمز مجلس و فقط و فقط برای آن حاضرند متحصن شوند.











........................................................................................

Tuesday, January 20, 2004

٭ اين جمله قاصدک عزيز بدجوری دلم را ميسوزاند. بياد آن عکسي از بم مي افتم که دستي از خاک بيرون بود خون آلود و با داغي همچون استيگماتا، لکه ننگي بر حکومتي که به وظيفه انساني خود در قبال ملت مصيبت کشيده اش عمل نميکند و حتي از درد و مصيبت مردمش نيز بهانه ای برای دزدی و مال اندوزی ميجويد.
همهُ بالها براي پرواز نيستند. گاهي تنها براي پرپر زدنند. روي خاك .

========
سايت بلوچ را هم ببينيد تا مثل هاديسرا مشمول مراحم مميزان فيلترگزار جمهوری اسلامي نشده. سايتي است با طنز سياسي عميق و گزنده


========

برای کسانی که خليج هميشه فارس را خليج عربي مينامند و حکامي که به قيمت لطمه به تماميت ارضي سرزمينمان در فکر بقای حکومت منحوسشان هستند



========
حسن روحانی را بهتر بشناسيم :......حسن روحاني اهل شهر سرخه از توابع شاهرود در استان سمنان، داراي مدرک دکتري علوم سياسي از انگلستان است که در همان ابتداي پيروزي انقلاب به ايران بازگشت و نام فاميلي خود را که فريدون بود به روحاني تغيير داد و پس از چند ماه مطالعه جامع المقدمات و مختصر دروس حوزوي شلوار جين و پيراهن آستين کوتاه و ريش تراشيده را با عبا و عمامه و ريش بلند عوض نمود و وارد عرصه هاي سياسي شد. وي در کنار بهشتي و رفسنجاني در حزب جمهوري به فعاليت پرداخت و سپس وارد مجالس ادوار سوم تا پنجم شد...............ادامه.............. پيام روحاني به غربيها اين بود که اگر رئيس جمهور آينده فرد مورد نظر رهبري شود تنش بين ايران و آمريکا هم کاهش خواهد يافت. در مقابل همانطور که پيش بيني مي شد طرف فرانسوي اعم از رئيس جمهور و وزيرخارجه نيز مراتب اعتراض و نگراني شديد خودشان را از اين رد صلاحيتها به حسن روحاني اعلام نمودند و خواستار انتخاباتي آزاد شدند. روحاني نيز براي اينکه کم نياورده باشد و ايرادي به طرف مقابل خود گرفته باشد، مسئله ممنوعيت حجاب در مدارس فرانسه را مطرح وآنرا نگراني بزرگ کشورهاي اسلامي دانسته است. طبعاً شيراک و دوويلپن از اين حرف روحاني هيچ خشنود نشدند و در ست فردا شب مذاکرات هنگامي که اين ميهمان اميدوار به آينده سياسي اش هنوز در پاريس زيبا بسر مي برد جوابش را در يک برنامه مستند تلويزيوني دادند. "سفر به سرزمين ملاها" عنوان بخشي از يک سريال مستند پر بيننده در کانال ۲ تلويزيون فرانسه بود. اين سريال مستند که (فرستاده ويژه) نام دارد هر پنج شنبه شب در ساعت۲۱ پخش مي شود. در اين برنامه که با آرم مخصوصي تماشاي آن براي افراد کمتر از دوازده سال ممنوع شده بود. صحنه هايي فجيع و تکان دهنده از قطع دست و درآوردن چشم و سنگسار را در ايران به نمايش گذارد. اين مستند حاصل تلاش خبرنگاران کانادايي بود که مخفيانه در غالب يک گروه توريستي و از طريق ترکيه وارد ايران شده بودند و در خلال سفرشان با فعالان سياسي و دانشجويي مصاحبه هايي را تهيه کرده بودند و به تحقيق در خصوص علل و عوامل قتل خانم زهرا کاظمي پرداخته بودند. در خلال اين فيلم تکان دهنده تصوير آقاي حسن روحاني و جک استراو وزير خارجه انگليس هنگام مذاکرات سعدآباد نيز پخش شد. حسن روحاني جمعه بعد از ظهر خشمگين و ناراحت پاريس را ترک کرد. وي در فرودگاه اورلي از فرط عصبانيت حتي کمترين اعتنايي به هيأت فرانسوي بدرقه کننده اش نکرد و فهميد که ديپلماسي اروپائي ها در عين کاسب بودنشان مبنتي بر اصولي است که حد اقل به آساني و ارزاني قابل معامله نيست.

اميد قهرماناصل مقاله











........................................................................................

Monday, January 19, 2004

٭ همه نگاهها به پايتخت و شهرهای بزرگ است

دوست عزيزم پرویز، حق با شماست ايران فقط تهران نيست و از طرف ديگر اين طاعوني که بنام مذهب ريشه در سنت شهرستانها و روستاهای کشور دارد به علاوه مسئله ديگری که به آن اشاره نکرده ايد ممکن است موجب شود که در کل حتي حدود ۵۰ درصد آراء توسط حکام به بهانه های مختلف از مردم کسب شود. شما حق داريد .در روستاهای کشور و شهرستانها وابستگيهای فاميلي ، قول و قرار ها و پذيراييهای نهار و شام به اصطلاح کانديداها سبب میشود که بعضي از مردم به پای صندوقها بروند. من خودم به چشم ديده ام ملتي را که فوج فوج مثل گله گوسفند از روستاهای اطراف با خاور و وانت جمع کرده اند و به قيمت يک پرس ناهار مجاني حتي با شناسنامه مردگانشان هم رای داده اند. اما فراموش نکنيم که نگاه کل ايران و جهان به تهران است. همه دنيا به آراء پايتخت توجه ميکنند. از تاريخ درس بگيريم . در سال ۵۶-۵۷ مگر در شهرستانها کسي خميني را ميشناخت؟ حتي بعد از اينکه در تهران تبريز و شيراز و ساير شهرهای بزرگ تظاهرات خونيني درگرفت اخبار آن حتي به شهرهای کوچک هم نميرسيد و سانسور ميشد. اما در پايان چه شد؟ من همیشه عقيده داشته ام که از تاريخ بايد درس گرفت. نگاه همه دنيا به پايتخت ايران و شهرهای بزرگي از قبيل تبريز و اصفهان و شيراز است. اگر آراء اين شهرها حداقل باشد مشروعيت مردمي نظام سقوط خواهد نمود و لااقل حمايت دول خارجي از پشت اين شب پرستان برداشته خواهد شد. فقط نگاهي به روابط اخير بين الملل بيندازيد. کشورهائي همچون فرانسه و انگليس از حمايت جمهوری اسلامي دست برداشته اند و علنا؛ بر ضد رژيم اسلامي در رسانه هايشان تبليغ ميکنند. از آمريکا که ديگر چيزی نگوييم بهتر است که فقط در پي فرصتي برای تهاجم نظامي به ايران است. مسئول راديو فارسي بي بي سي که يک ايراني بود از ماه گذشته با يک فرد انگليسي تعويض شده و از آنزمان بي بي سي واقعيتهای رژيم ايران و جنايات آنرا بدرستي منعکس ميکند (يادتان هست تاثيرات اخبار همين راديو فارسي بي بي سي در گسترش تظاهرات مردمي ، خبررساني و به نتيجه رسيدن قيام ۵۷ بر ضد حکومت پهلوی؟) مقامات فرانسه علنا؛ از حمايت اصلاح طلبان دست برداشته اند و در رسانه های خود اخبار و فيلمهای وحشتناکي از سنگسار قطع اعضاء بدن چشم درآوردن و ساير جنايات رژيم به اصطلاح اسلامي در رسانه هايشان پخش ميکنند. همين چند وقت پيش در تلويزيون ماهواره ای ART شاهد برنامه ای به دوزبان فرانسوی و آلماني بودم که تضادهای اجتماعي مردم ايران را نشان ميداد و شخصيت دوگانه شان (رفتار در حريم شخصي و خانه و تضاد آن با رفتار اجتماعي ) را بخوبي به تصوير کشيده بود. تمامي اين نشانه ها حکايت از بپايان رسيدن دوران اقتدار حکومت سنتي اسلامي درايران دارد. تمام نگاهها به پايتخت است.با تحريم همه جانبه مردم پايتخت رژيم اسلامي ديگر جائي دراين مملکت نخواهد داشت و همچون حکومت پهلوی به قعر زباله دان تاريخ افکنده خواهد شد.
اين مطلب را در جواب به دوست عزيزم پرويز که در نظرخواهي پست قبل نظرش را اينگونه بيان کرده بود نوشتم:
پرويز:Thanks for your response. Well I certainly hope you are right. On the other there is a point that I need to underscore. You recall that even in the last election of councils, the turnup rate was close to 50% in most rural and remote provincial areas, even though it Tehran it hardly surpassed 10%. I think that you and I need to remember that Iran is not Tehran. And, even worse, the worst plague that we are suffering from as a nation is the religion that is penetrating practically every aspect of our culture: literature, music, folklore etc. This gives the bunch of thieves that are governing us a very strong hand. Overall, even though I firmly believe that a low turnout will be a big blow to the regime, on balance they may still get it as high as 40 or 50 percent, and once again they can save face
----------
نمونه اي از تحريف تاريخ توسط مزدوران ولايت:حسين شريعتمداري: نهضت ملي شدن نفت را فداييان اسلام و نواب شكل دادند
----------
حزب‌الله يک عقيده نيست، يک فرهنگ است: فرهنگ کساني که باورهايشان را قالبي و تقليدي مي‌پذيرند و هرکه را که بر اين مشي نرود، سزاوار هر تهمت و دشنام مي‌دانند.
(از روزنگار)
----------
من فقط منتظرم اسامي کساني را که در اثر تحصن نمايندگان مجلس دوباره تاييد صلاحيت ميشوند ببينم. اينان ، اين به اصطلاح اصلاح طلبان ،خائنين واقعي به مردم و کساني هستند که با دادن وعده های مناسب به موتلفه و شرکا و مافيای قدرت و شورای نگهبان جامه بردگي آنان را به تن کرده و با خيانت به ملت احراز صلاحيت خواهند کرد. اين دونان مطمئن باشند که حتي معتقدين واقعي اصلاحات نيز هرگز به آنان رای نخواهند داد.











........................................................................................

Sunday, January 18, 2004

٭ نکته مهم
از طريق Referer سايت مراجعه متوجه شدم که شخصي در اين نظرخواهي با نام من پِيامهای رکيکي گذاشته است. نميدانم اين پيامگير متعلق به کدام وبلاگ است و تنها از طريق لينک ياب گوشه وبلاگم (که شما هم ميتوانيد آنرا ملاحظه کنيد به آن رسيده ام) حدس ميزنم مربوط به وبلاگ شيما باشد در هرصورت هرگونه پيامي از بنده در اين وبلاگ از سوی بنده نبوده و تکذيب ميشود . بنده به دلائلي که شما هم از آن مستحضريد (توانائي رديابي آی پي توسط صاحب وبلاک) تنها در وبلاگهائي پيام ميگذارم که با صاحبان آن آشنائي و اطمينان کافي داشته و يا اينکه از طرايقي با آی پي Faked پيام ميگذارم. عادت هم ندارم در پيامم از الفاظ رکيک استفاده کنم. . بنابراين ازين پس اگر پيامي از بنده ديديد که درآن از الفاظ رکيک استفاده شده يا با عقايدی که دراين وبلاگ شخصي اظهار ميکنم مغايرت دارد همينجا آنرا تکذيب ميکنم که از سوی بنده نبوده است. اين شيوه های رذيلانه است که اينترنت را نا امن ميکند و ديوار اعتماد را ميشکند از دوست عزيزم عليرضا (شيما) هم تقاضا دارم ازينپس هر پيامي با نام بنده در پيامگير وبلاگشان ديدند آنرا حذف کنند که مسلما" از طرف بنده نيست.من هرنظری را بخواهم در مورد حتي نظرخواهي های ديگران در وبلاگهای ديگر ابراز کنم مستقيما" در وبلاگ شخصيم خواهم نوشت و بس....همانگونه که دراين چند پست اخير به نظريات دوستاني همچون امضاء محفوظ- آقای ب - پرويز مسقيما" در متن وبلاگ جواب دادم. از دوستاني که به اين وبلاگ مي آيند خواهشمندم به اين نکته دقت کنند که بنده در متن اصلي وبلاگ جوابگويشان خواهم بود نه در نظر خواهي ساير وبلاگها......
========

دوست عزیزم پرویز که در نظرخواهی پست قبلی نظرات خود را بیان کرده ای، خواستم در زير نظرخواهي شما جواب دهم که ديدم متاسفانه آی اس پي بنده دسترسي ام را حتي به نظرخواهي وبلاگم هم بسته است. در نظرخواهي بالائي جواب شما را نوشتم . از آنجائيکه منطقا" شما انتظار جواب در زير نظرخواهي خود را داريد و ممکن است به آن يکي سر نزنيد مجبورم جوابم را دراينجا تکرار کنم. دوست من اين خاصيت ملل جهان سوم است که اول به آتش يکي دوباری دست بزنند و وقتي دستشان سوخت تازه دوزاريشان بيفتد که اين آتش است و ميسوزاند در صورتيکه حتي گربه هم يا بطور غريزی از آتش ميترسد يا حداکثر بعد از يکبار امتحان ديگر دورو بر آتش نميگردد. مرا ببخشيد که اينگونه مثال ميزنم. اما من عقيده دارم ملت ايران اشتباه ميکند،يکبار يا دوبار (طي دو دوره رياست جمهوری خاتمي دوبارش پر شده است) اينبار هم اگر بخواهد اشتباه کند و گول تمهيدات نظام را بخورد بايد گفت که بحق شايسته حکاميست که بر او حکومت ميکنند. من عقيده دارم که ملت ايران اگرچه هميشه کمي دير... اما بالاخره از تاريخ درس ميگيردو اينبار ديگر به انتخاب ميان بد و بدتر دست نخواهد زد ، مگر آن عده قليلي که فقط بخاطر داشتن مهر در شناسنامه و ترس ازآن به اين انتخاب دست بزنند. اسامي نمايندگان متحصن را با هم مرور کنيم. مگر اينها که هستند؟ جمعش کنيد اين بازی اصلاح طلب و محافظه کار را.....محافظه کاران حکو.مت ميکنند اصلاح طلبان قر قر ميکنند و بعنوان سوپاپ اطمينان نظام عمل ميکنند و در اين ميان مزدشان را از مافيای قدرت از امثال شهرام جزايری و غيره ميگيرند. بس است ديگر...دو دوره اشتباه مگر کافي نيست؟ پرويز جان ملت را دست کم نگيريم. تجربه تحريم انتخابات شوراها راه صحيح را به ملت ايران نشان داده است.اينبار تحريم بسيار گسترده خواهد بود.
============
دوست عزيز افشين زند سايتي را معرفي کرده اند که درآن مقالات تحريم جمع آوری شده است. علاوه برآن سايت تحريم خسن آقا را هم فراموش نکنيد.

http://perso.wanadoo.fr/ashti/00/

http://home.c2i.net/hasanagha/tahrim/tahrimmajles01.htm














٭ انتخابات، تحريم يا شرکت در آن ؟
يکي از دوستان بسيار خوبم (آقای ب ) طي ايميلي به بنده نظرات خود را در مورد رد صلاحيتهای اخير و تحصن نمايندگان به صورت زير بيان نموده بود که اگرچه بنده بدلائلي با ايشان همعقيده نيستم (که در ادامه بيان خواهم کرد) متن ايميل آيشان را در اينجا کپي ميکنم:
سلام بر فضولک ، خواستم يه مطلبي را که به نظرم رسيد با شما در ميان بگذارم. اميذوارم روش فکر کنيد.اينکه اينها کانديدها را دسته جمعي و فله ای رد صلاحيت کردن فکر ميکنم که شما هم با من همعقيده باشيد که اينها تنها چيزی که براشون مهمه فقط و فقط بالا بردن حضور مردم پای صندوقهای رای باشه اونم به عنوان سیاهی لشگر . پس اول رد صلاحیت میکنن اونم بطور گسترده ، بعد این کارشون تشنج ایجاد میکنه و یه دو ماهی ملتو با این سوژه سرکار ميگذارند و هم اينکه ذهن مردمو مغشوش و آماده ميکنن ، بعد يه چند روز مونده به انتخابات ميان از اون رد صلاحيت شده ها چند تائي رو تاييد ميکنن و ملت بدبخت عوام هم که تبليغات شبانه روزی اين روباه صفتها آماده و خام شدن از اين فرصت به خيال خودشون استفاده ميکنن و ميان پای صندوقهای رای تا مثلا؛ از فرصت استفاده کرده باشن و با رای دادن به اين چهره ها تو دهن شورای نگهبان و هيئت های نظارت و رهبر و...زده باشن . خب اين آيا همون چيزی نيست که اين کثافتها ميخوان ؟ ؟؟؟؟؟؟ خواهش ميکنم روی اين ترفند فکر کنید و درصورتيکه براتون مقدور باشه روی وبلاگ خودتون روش بحث کنيد.
=========
فضولک:
دوست عزيزم من بدلايل زير با نظرات شما موافق نيستم. اول آنکه مافيای قدرت ميداند که با آزاد گذاشتن کانديداها و شرکت چهره های جديد خط سوم و ملي (و غيروابسته به دولت ) هيچ شانسي در انتخابات نخواهد داشت. مگر اينکه به گفته شما فقط تعداد کمي از اين چهره ها را تاييد کند تا حديکه حتي در صورت انتخاب شدن اقليت مجلس را اشغال کنند که در اينصورت هم فکر ميکنم تجربه اين هفت سال اخير و حکومت اصلاح طلبان ملت ايران را شير فهم کرده باشد که انتخاب ميان بد و بدتر انتخاب مناسبي نيست. با در نظر گرفتن تجربه انتخاب ميان خاتمي و ناطق نوری ملت ايران لااقل به اين نکته واقف شده اند که انتخاب ميان بد و بدتر تنها به بقای رژیم کمک خواهد کرد و بس. من بيش از آنچه شما حساب میکنید روی این ملت حساب میکنم. در انتخابات امسال ۵ گروه وجود خواهند داشت:
۱- گروهی که بدلیل وابستگی به ارگانهای قدرت در انتخابات شرکت کرده به نمایندگان مورد تایید مافیای قدرت ، موتلفه و محافظه کاران رای خواهند داد.اين کروه کاملا؛ سازمان يافته بپای صندوقهای رای گيری آمده و از هيچ نوع تقلبي برای بالا بردن ميزان آراء کوتاهي نخواهند کرد. تعداد اين عده ۱۰ درصد کل رای دهندگان است که با وجود رای دادن مرده هایشان و شناسنامه های از دور خارج شده و کلیه تقلبات باز هم این میزان رای از ۱۵٪ تجاوز نخواهد کرد. هرچه هست اين آراء مستقيما؛ بحساب محافظه کاران واريز خواهد شد.
۲- گروهي که از روی ترس، کارمند دولت بودن و يا فقط بخاطر اينکه شناسنامه شان مهر بخورد در انتخابات شرکت ميکنند. از اين عده هم چيز قابل توجهي بدست نمي آيد چون تعداد آنان نيز شايد حدود ۲۰ درصد رای دهندگان باشد و ازاين ۲۰ درصد تعدادی به اصلاح طلبان رای داده و تعدا کوچکي (حداکثر ۲ درصد) به محافظه کاران رای داده و بقيه نیز يا اصلا؛ در برگه رای چيزی نمينويسند يا دری وری مينويسند يا اسامي رد صلاحيت شده ها را مي نويسند
۳- گروهي که بقول شما فريب تبليغات رژيم را خورده و با امید قبولي اصلاح طلبان در انتخابات شرکت ميکنند (حدود ۷٪) که اين گروه به اصلاح طلبان تایید صلاحيت شده رای خواهند داد و رايشان از هم اکنون بي اث است و شانس پيروزی در برابر آن ۱۵ درصد سازمان يافته مافيای قدرت و موتلفه را ندارد حتي با احتساب آن چند درصدی که از روی ترس و بخاطر مهر در شناسنامه رای میدهند هم اين آرا به جائي نخواهد رسيد.
شصت و سه درصد بقيه شامل دو گروه زير ميشوند:
۴- گروهي که آگاهانه و عامدانه در انتخابات شرکت نميکنند و هوادار تحريم هستند. اين گروه با دست زدن به انتخابي آگاهانه در جهت تحريم اصلا؛ در روز تحريم از خانه بيرون نيامده و بدينوسيله عدم مشروعيت مردمي نظام را فرياد خواهند کرد.درصد عظيمي از ۶۳ درصد باقيمانده متعلق به اين گروه ميباشد.
۵- گروه آخر که درصد کمي از آن ۶۳ درصد باقيمانده را اشغال ميکنند تنها از روی بي تفاوتي و بخاطر به نتيجه نرسيدن آرايشان در انتخاباتهای قبلي در انتخابات شرکت نخواهند کرد. هرچه باشد آراء فوق که اين گروه نداده اند به حساب تحريم کنندگان نوشته خواهد شد.
نتيجه آنکه حدود ۶۳ درصد مردم اصولا؛ در انتخابات شرکت نميکنند و محافظه کاران با حدود ۲۰ يا ۲۲ درصد آرا در خيمه شب بازی انتخابات پيروز خواهند شد.
حال دلايل بنده برای رد نظريات شما:
الف) مافيای قدرت ازآنچه من و شما فکر ميکنيم خشکه مغز تر و دگم تر است .اينها ذاتا؛ مستبد و ديکتاتور منش هستند. به خيال خود با اين رد صلاحيت گسترده و حتي با وجود عدم شرکت ۶۳ درصد از رای دهندگان با حداقل آرا مجلس را در اختيار گرفته و اقدام به در دست گرفتن جبهه های اصلاحات و در مرحله بعدی(اگر به آن عمرشان قد دهد) درصدد تصاحب منصب رياست جمهوری و دولت خواهند بود. اقدام بعدی آنها گسترش روابط با آمريکا ، البته بطور پنهاني و چانه زنيهای پشت پرده به منظور گرفتن چراغ سبز از دول قدرتمند خارجي خواهد بود که اگر به درسهای تاريخ اميدوار باشيم هيچگاه در اين منظور خود موفق نخواهند بود. هيچ دولت خارجي منجمله آمريکا روی يک اقليت مستبد محدود هرچند حاکم سرمايه گذاری نخواهد کرد و اين آقايان نيز اين را ميدانند.
ب) تاييد تعدادی از ردصلاحيت شدگان توسط شورای نگهبان اجتناب ناپذير است زيرا تعدادی از رد صلاحيت شدگان که اهل بخيه هستند با دادن قولهای مساعد و فروختن خود به مافيای قدرت و توافقهای پنهاني پشت پرده نظر مساعد شورای نگهبان را جلب نموده و موفق به دريافت تاييد صلاحيت خواهند شد که اين عده مسلما؛ خائن ترين افراد به ملت محسوب خواهند شد. چون افرادی هستند که با خيانت به ملت و آراء ايشان فقط در فکر پرکردن جیب خود بوده و با رنگ عوض کردن و خدمت پنهان به مافيای قدرت قصد ماندن بر سر کار را خواهند داشت. از هم اکنون ملت بايد منظر ليست اين افراد باشد و آنان را حتي بيشتر از طرفداران ولايت دشمن بحساب آورد.
اما ملت ايران هيچگاه به انتخابي دوباره ميان بد و بدتر دست نخواهد زد.نتيجه اعلام عدم مشروعيت مردمي رژيم در انتخابات شوراها را که ديديد؟ با وجود انتخاب شدن محافظه کاران ضربه ای که رژيم ازاين انتخابات خورد به مراتب سنگينتر از موفقيتي بود که در نشاندن افراد خودی در سمت شورای شهر بدست آورده بود. جريان محاکمه آن دادگاه آرژانتيني و بازداشت دوتن از ديپلوماتها، به پيش کشيده شدن جريان ميکونوس، جريان پروتکل هسته ای و اجبار ايران به امضاء آن تنها نمونه هائي از ضرباتيست که رژيم ازتحريم انتخابات شوراها توسط ملت از قدرتهای خارجي خورد. مطمئن باشيد اينبار با تحريم گسترده ملت ايران ضربات مهلک تری به رژيم وارد خواهد آمد. البته همانطور که در پست قبلي به آن اشاره کردم دوستاني همچون اميد ميلاني در اشتباهند که تصور ميکنند خواسته و تفکر تحريم کنندگان بر پايه فروپاشي سريع رژيم جمهوری اسلاميست. اين امر زمان ميبرد اما زماني به مراتب کوتاهتر از آنکه با شرکت در انتخابات و حتي برنده کردن اصلاح طلبان (امری غيرممکن و نامحتمل ) بتوان به آن رسيد. اين رژيم يکشبه بوجود نيامده که بشود يکشبه نابودش کرد. پاي های خودرا در طي ۲۵ سال مستحکم نموده و اکنون زمانيست که با زلزله تحريم ملت پايه های آن بلرزه درآمده است. دوست عزيزم (ب) بعدا؛ در اينمورد بيشتر برايت خواهم نوشت.
از خشکه مغزيهای اين رژيم فقط همين بس که به مطالب زير در سايت گويا توجه بفرمائيد:

انصافعلی هدايت بازداشت شد، ايران امروز
حسن روحانى از آمريكا خواست كه مجاهدين را به رژيم ايران تحويل دهد، آسوشيتدپرس

آيا دعوا بر سر حقوق ملت است يا لحاف ملا؟ علي کشتگر











........................................................................................

Saturday, January 17, 2004

٭ اول از همه اين بيانيه در مورد تحريم انتخابات است که من با نام خودم امضاء کردم اميدوارم همه دوستان هم اين بيانيه را امضاء کنند تا انعکاس آن در محافل جهانِ اثربخش باشد.
دوم آنکه مطلب زير توسط يکي از دوستان ارسال شده است .اميدوارم برای شرکت در اين حرکت جمعي با آدرس ايميل زير تماس گرفته و آمادگي خود را برای حمايت از مردم مصيبت ديده بم اعلام کنند. مردمي که رژيم ننگين اسلامي حتي از درد و رنجشان هم مايه ای برای پر کردن جيب ملايان و اعوان و انصارشان ساخته و کمترين کمکي به اين مصيبت زدگان نميکند. تمامي کمکهای خارجي توسط نيروهای ولايت و سپاه پاسداران ضبط شده اند و اگر منو شما از جای آنها خبر داريم مردم بم هم بدستشان رسيده....ايميل اينجاست :

bam_quake@yahoo.com

اصل مطلب:
با سلام ، ما امضا کنندگان این نامه از سازمان ملل محترم - کلیه کشور های مدافع حقوق بشر - مجامع و موسسات بین المللی و فعالان حقوق بشر و از کلیه دولتها و افراد حقیقی و حقوقی وکمک کنندگان به زلزله زدگان شهر بم عاجزانه تقاضا داریم تا کمک رسانی به مردم آسیب دیده را از نزدیک مورد بررسی قرار دهند وپیگیر سرنوشت کمک های خارجی و مردمی باشند
آقایان و خانم ها
گروه های خصوصی بازدید کننده از شهر بشدت از نرسیدن کمک های خارجی و داخلی بدست مردم آسیب دیده ناراضی می باشند و اعلام میدارند که بزرگترین فاجعه و آسیب روانی به تعداد کثیری از آسیب دیدگان در حال وقوع است در روز های اولیه حادثه عدم رسیدگی به زخمی ها تعداد قربانیان را بشدت بالا برد تعداد کثیری از قربانیان در گور های دسته جمعی و خانوادگی دفن شده اند یکی از آسیب دیدگان که 55 نفر از اعضای نزدیک خانواده خود را از دست داده است از دفن کلیه این افراد در 4 یا 5 گور خبر داد از روز هایی پیش تعدادی از آسیب دیدگان دست به خود کشی زده اند و این تعداد با دور شدن از زمان وقوع حادثه در حال بیشتر شدن است بتدریج که هیجانات اتفاق کاهش می یابد و افراد نبود خانواده و اطرافیان را احساس می کنند و عدم رسیدگی مادی و معنوی و غذایی و بهداشتی به آنان باعث شیوع گسترده افسردگی در بین حادثه دیدگان شده است تعدادی از فعال ترین و شجاع ترین آنان از ترس از شب وخواب به شدت شکایت دارند همه این اتفاقات بهمراه موقعیت منطقه بر سر شاه راه قاچاق مواد مخدر استعمال این مواد را بشدت بالا برده است و موقعیت سیاسی داخلی ایران و جدال قدرت در بین احزاب سیاسی کمک و توجه به آسیب دیدگان را به دست فراموشی سپرده است .ما امضاء کنند گان این نامه از سازمانهای بین المللی فعال و مدافع حقوق بشر و کشور های دنیا تقا ضا داریم با اعزام گروه های تخصصی به منطقه بصورت کاملا غیر محسوس و مخفی وضع کمک رسانی به آسیب دیدگان و سرنوشت کمک های مردمی و خارجی و از بین رفتن حداقل حقوق بشر در منطقه را مورد بررسی قرار دهند.تمامی آسیب دیدگان از عدم دسترسی به غذای گرم و حمام و دستشویی بشدت شکایت دارند .عده ایی کثیری از آسیب دیدگان از زخم شدن دهان بر اثر خوردن بیش از حد غذای سرد خبر میدهند.تا روز چهارشنبه 82/10/24 به هیچ وجه در بین مردم آسیب دیده شهرستان بروات غذای گرمی توزیع نشده بود.به گفته خود آنان تا روز یاد شده فقط به نان خشک و تن ماهی و لوبیا دسترسی داشته اند.عده ایی از شاهدان عینی از دیده شدن چندین مورد جنون در بین آسیب دیدگان خبر می دهند.کلیه چادرها و کانکس های خارجی جهت ادارات دولتی مورد استفاده قرار گرفته است.و به هیچ وجه در بین آسیب دیدگان اثری از کمک های خارجی دیده نمی شود .کلیه افراد در خطر ابتلا به آسیب های شدید جسمی و روانی قرار دارند.تمامی افراد در مراحل ابتدایی ابتلا به افسردگی شدید قرار دارند .و این در حالی است که کلیه افکار عمومی داخلی و خارجی ایران متوجه انتخابات و اوضاع سیاسی داخلی کشور می باشد.













........................................................................................

Wednesday, January 14, 2004

٭ تحصن دماغ سوختگان اصلاح طلب در مجلس
نمايندگاني که تا ديروز تحصن هاي بحق کارگران و معلمان و مردم ايران را غيرقانوني ميشمردند و دم از راههاي قانوني احقاق حق ميزدند و متحصنين را آشوبگر ميخواندند اکنون که منافعشان به خطر افتاده و با ردصلاحيت شدن از سوي شوراي نگهبان از دور خارج ميشوند در مجلس به تحصن نشسته اند آنهم تحصني به زعم خودشان کاملا قانوني و حمايت و پشتيباني ملت را ميطلبند. مگر اين نمايندگان در طي ۶ سال اخير چه کار مثبتي براي مردم انجام داده اند که اکنون اينگونه خودرا طلبکار ملت ميدانند؟ اگر خود را طلبکار حاکميت ميشمرند کاملا بجاست چون همين اصلاح طلبان دورو و فريبکار بودند که با شرکت در خيمه شب بازي اصلاحات و جنگ زرگري بين محافظه کار و اصلاح طلب سر ملت را گرم کرده و بقاي نظام را تضمين نمودند. از لحاظ ملت ايران تمامي اين نمايندگان چه آنها که رد صلاحيت شده اند و چه محافظه کاراني که با جلب دوستي شوراي نگهبان احراز صلاحيت نموده اند خائنيني بيش نيستند و صلاحيت تمامي آنها به انضمام حکومت ننگين جمهوري اسلامي از لحاظ ملت ايران مردود است.
رئيس جمهور و وزرا از متحصنين حمايت کرده اند. اگر اين آقايان واقعا" بخواهند کاری انجام دهند ميتوانند دسته جمعي در اعتراض به رهبری و شورای نگهبان استعفا دهند. در اين صورت با بحراني که در اثر اين استعفا به وجود خواهد آمد، و خبر آن در سراسر عالم منعکس خواهد شد، اما چون چاقو هيچوقت دسته خودش را نميبرد اين آقايان وزرا و وکلا و شخص رئيس جمهور هرگز چنين کاری نخواهند کرد و فقط با ادامه اين بازی مسخره تحصن سعی در داغ نگهداشتن تنور انتخابات خواهند کرد.
ميرسليم تحصن نمايندگان مجلس را محكوم كرد
مهندس ميرسليم، رئيس دفتر آيت‌الله خامنه‌اي در دوره رياست جمهوري كه احتمالاً به جاي آقاي عسگراولادي دبير كل حزب مؤتلفه اسلامي خواهد شد، تحصن نمايندگان مجلس را در خانه ملت محكوم كرد. وي در مقاله‌اي در روزنامه رسالت، احتمال استحاله نمايندگان را مطرح كرد كه پس از يك دوره از نمايندگي فاقد صلاحيت مي‌شوند.
اين استحاله در طول نمايندگي و رسيدن به قدرت روي نداده است بلکه از ابتدا اين نمايندگان فقط به فکر جيب خود و بهره برداري از خوان گسترده اي بودند که به يمن به قدرت رسيدن اصلاح طلبان و پيروزي روباه مکاري بنام خاتمي و به قيمت فريب مردم برايشان گسترده شده بود. يك فعال سياسي به روزنت امروز گفت: افراد و گروه‌هايي كه خود را نيروي سوم و معتدل مي‌خوانند در باره رد صلاحيت غيرقانوني و گسترده داوطلبان سكوت كرده‌اند. وي افزود: اين مسأله تعجب ناظران سياسي را برانگيخته است.حالا زمانيست که ملت ماهيت افرادي همچون طبرزدي و شعله سعدي و سازگارا را بشناسند و دريابند که حاکميت در بازي مکارانه خود از طيفي با عنوان جعلي نيروي سوم نيز سود برده است و تمامي اين سخنان حق طلبانه اي که اين وابستگان به رژيم توي بوق ميکنند فقط براي گرم نگهداشتن تنور جمهوري اسلامي و سوپاپ اطمينان رژيم و جهت سرکار گذاشتن ملت است.
اکنون کار بجائي رسيده که حتي بسياري از اين به اصطلاح اصلاح طلبان رد صلاحيت شده دماغ سوخته دم از تحريم انتخابات ميزنند. باشد ...به نفع ملت ...هرچه اين تحريم گسترده تر باشد اثر بخشي آن بيشتر و سريعتر خواهد بود. اين نمايندگان دروغين و مهره هاي سوخته در دوران نمايندگيشان که هيچ سودي براي ملت نداشتند. باشد که لااقل در هنگام بيرون افتادن از دايره حکومت و قدرت با اين التماسها و اقدامات مذبوحانه و در نهايت تحريم انتخابات لااقل يک کار مفيد در طول اين ۶ سال براي مردم انجام داده باشند.
بقول خسن آقا :چه شده که یک دفعه فیلتان یاد هندوستان کرده! حالا تازه به این نتیجه رسیده‌اید که باید صدای + خود را بلند کنید!؟ یا ملت را احمق فرض کرده‌اید؟ همه می‌دانند که شما برای ملت نیست که اعتراض می‌کنید، اگر چنین بود این اعتراض را باید زمانی می کردید که خامنه دستور متوقف کردن لایحه مطبوعات را صادر کرد باید چنین می کردید. اینهمه سروصدا فقط برای صندلی‌های مجلس و حقوق و مزایایی است که ازدست خواهید داد.
مديريت صدا و سيما تمام واحدهاي آن سازمان را از پرداختن به تحصن نمايندگان مجلس براي تضمين انتخابات آزاد برحذر داشته است. اکنون اين نمايندگان دروغين ملت مزه سانسور و فيلترينگي که در دوران قدرت خود آنان از سوي صدا و سيما و مخابرات و ديتا و تمامي نهادهاي وابسته به حکومت بر مردم اعمال ميشد ميچشند و افسوس خوردن ديگر بي فايده است. آنوقتي که بايد با اقدامات صريح و با قدرت تمام در برابر اينگونه برخوردهاي نهادهاي وابسته به حاکميت مي ايستادند با گرفتن سهم خود خاموش نشستند و نام آنرا استراتژي آرامش فعال خواندند. در برابر استراق سمع و شنود موبايل و مکالمات خارج کشور با دريافت چند موبايل از وزير مخابرات ساکت شدند. در برابر فيلترينگ اينترنت نيز به همچنين و در مورد صدا و سيما نيز با دريافت سهمي از آگهي هاي آن سازمان چشم بر تخلفاتش بر هم نهادند. حال که قدرت از دستشان بدر ميرود و ديگر سهمي از اتومبيلهاي پاترول و ساير کارخانه هاي توليد خودرو ُ و موبايل و پورسانتهاي آنچناني و هديه هاي امثال شهرام جزايري ندارند قلبشان بدرد آمده و در اين سوگ جانگداز در مجلس به تحصن نشسته اند.براي ملت ايران فرقي بين محافظه کار و اصلاح طلب وجود ندارد . هردو اين جناحهاي وابسته به دولت بازيگران نمايشي هستند که حاکميت آنرا طراحي نموده و سر ملت را گرم ميکند. هردو اين جناحها به انضمام تمامي ديگر جريانهاي دروغين وابسته به حاکميت - خط سوم - امثال طبرزدي و سازگارا و شعله سعدي و گنجي و عبدي و حجاريان و... از لحاظ ملت محکوم هستند و صلاحيت نمايندگي اين ملت شريف را ندارند. تحريم انتخابات و تحريم هرگونه برنامه طراحي و اجرا شده توسط حاکميت تنها را چاره ملت و تنها شيوه رهائي از يوغ شب پرستان حاکم است.
البته بايد توجه داشت که نبايد منتظر نتيجه آني و سريع تحريم بود و طرفداري از ايده تحريم انتخابات بدينمعني نيست که يکشبه کار رژيم تمام شود. تحريم انتخابات سبب اعلام عدم مشروعيت مردمي نظام خواهد شد و اين امر در طول زمان سبب برداشته شدن حمايت قدرتها و دول خارجي از حاکميت و در نهايت تضعيف آن و فروپاشي خواهد شد. دوستاني که تصور ميکنند ايده و نظر تحريم کنندگان فروپاشي سريع نظام است و با محکوم کردن اين طرز تفکر ادعاي شرکت در انتخابات به هر قيمت را دارند در اشتباه هستند. که گفته است که تحريم انتخابات به سقوط سريع رژيم مي انجامد؟ به اين بهانه هاي واهي نميتوان جلوي تحريم گسترده انتخابات توسط ملت ايران را گرفت. ملت ايران ۲۵ سال زير يوغ اين شب پرستان بوده اند و ميدانند با فرض شرکت در انتخابات و پيروز نمودن اصلاح طلبان هيچ نتيجه اي بدست نخواهد آمد. اما نتيجه انتخابات شوراها و ضربه اي که رژيم از اين اقدام ملت خورد ( عدم حمايت دول خارجي و جريان امضاء پروتکل هسته اي و جوابگوئي به نهادهاي حامي حقوق بشر و غيره) نشان داد که ملت صحيح ترين راه را در مقابله با اين نظام ضد مردمي در پيش گرفته است. تحريم فقط تحريم












........................................................................................

Tuesday, January 13, 2004

٭ خوشبختانه با باز شدن سایت خبری گویا و رفع فیلتر از این سایت ارزشمند در جریان بیشتر فعالیتهای انتخاباتی و رد صلاحیت گسترده ای که انجام گرفته قرار دارید.وقتی امثال ابطحي در وب نوشت از این شیوه های رذیلانه بنالند دیگر حسابش را بکنید که تکلیف ما مردم چیست. امیدوارم دوستان عزیزی که با اعتقاد به اصلاحات و مقدور بودن آن دراین کشور قصد شرکت در انتخابات را داشتند با این هجوم گسترده جناح راست و عدم تمکینش به رای ملت قانع شده باشند که این رجاله ها به هیچوجه قصد عقب نشینی ندارند و تنها راه ممکن تحریم گسترده انتخابات است. نه تنها انتخابات ، بلکه هرگونه برنامه ای که توسط رژيم منحط جمهوری اسلامي طراحي و اجرا ميشود بايد مورد تحريم گسترده ملت قرار گيرد. متاسفانه این تنها را چاره است و بس ....
...............
در مورداين مطلب که در نظرخواهی پست قبلی توسط دوست عزیزی (امضاء محفوظ) ارسال شده بود نظر خاصي ندارم .در صحت يا رد آن هم هيچ اطلاعي ندارم اما بدليل اهميت موضوع مطرح شده متن ارسالی در نظرخواهی قبلی را جهت اطلاع شما دراينجا منتشر ميکنم:
=====
امضاء محفوظ : سلام. شاید حقایقی که مینویسم به نظرت خیلی عجیب بیاد ولی حقیقت محض هستن و لازمه که همه بدونن. این فردی که باسم« سعید » تو وبلاگهای سیاسی درگیری درست می کنه، که اسم واقعیش حجت الاسلام سيّد سعید دهمی هستش کارمند وزارت امور خارجه جمهوری اسلامیه که در سال نود و چهار بخاطر لوات دادن و آبروریزی با نفوذ پدرش که از آخوندای مشهده، فرستادنش به یکی از سازمانهای وابسته با سفارت در نیوزیلند. سال نود و شش می ره به ژاپن (باز از طرف سفارت ) در یکی از شرکت هایی که قطعات به ایران صادر می کنه با سِمَت مامور دولت جمهوری اسلامی مشغول بکار میشه. من از همون زمان سفارت خارجه می شناختمش و وقتی تو ژاپن پیداش کردم داشت دو تا شاخ رو سرم سبز می شد. آدرس و تلفنشم به قرار زیره:

Saeed Dehami
Chibadera Kenei Jutaku 1-231
Chiba, Kanto, 260-0844
Japan
Tel: 0081-043-264 4703
.............
آريا:.... anwaesh mokhtalefeh. hala kojasho didy. sabr kon. bebin hata badal adam ra ham mysasand. oonham shik o pik. ///














........................................................................................

Sunday, January 11, 2004

٭ بابا این دیگه آخرشه :) ديده بودیم الکی به اسم آدمای دیگه تو وبلاگا کامنت بذارن ، دیده بودیم که کامنت آدمو از وبلاگ پاک کنند ولي اين يکيشو ديگه ندیده بودیم که کامنتتو دستکاری کنن و بنام خودت بذارن تو وبلاگ. این دیگه آخرشه. این یارو جدا" نیاز به یه پزشک روانشناس داره....





........................................................................................

Saturday, January 10, 2004

٭ دمش گرم.آخيش.....خيالم راحت شد........کيف کردم وقتي ديشب صحبتهای سيدعلي گدارا از تلويزيون شنيدم. بيچاره يک بيل گرفته دستش و بدست خود دارد قبرش را ميکند. رهبر عزيز وفرهيخته و عظيم الشان مان در سخناني به غايت احمقانه فرمودند که کمکهای آمريکا به ايران در رابطه با زلزله بم نوعي جنجال آفريني است وکمک انسان دوستانه هيچ ربطي به دشمني عميق ، گسترده و بنيادی ملت ايران و دولت آمريکا ندارد و دشمني هميشگي ما با آمريکا فراموش نخواهد شد. ما کماکان با آمريکا سر جنگ و دعوا داريم و تا رفع فتنه از جهان و تبديل حکومت جمهوری آمريکا به جمهوری اسلامي روابطمان کماکان شکرآب خواهد بود . آمريکا هم بهتر است عوض منت کشي و خودش را به جمهوری اسلامي چسباندن يا هرچه زودتر بگويد گوه خوردم وحکومتش را جمهوری اسلامي کند يا برود بميرد. . جناب رهبر با همين چند جمله خود براحتي تر زدند به تمامي تلاشهای اصلاح طلبان و طرفداران رابطه با آمريکا و کلي بنده حقير را خوشحال فرمودند.آنهم چه تری.... چنان تر فرزانه و عميقي زدند که اگر آفتابه همه آخوندهای کمپ روحانيان را هم پرآب کرده و با آن طهارت بگيرند بعيد است جايش پاک شود. طرف ميگويد مرغ يک پا دارد و شعار انقلاب هنوز بجای خود باقيست و مرگ بر آمريکا گفتن ما هم با خون عجين شده و با جان بدر رود. منکه داشتم ذوق مرگ ميشدم و با دمم گردو ميشکستم وقتي ميديدم اصلاح طلبان فرصت طلبي که با هدف ايجاد رابطه با آمريکا و زمان خريدن و دريافت ضمانت بقای اين رژيم ننگين از آمريکا دم به به به و چه چه گشوده بودند همه تلاشهايشان با همين دوسه جمله رهبر عزيزمان گوزمال شد و رفت پي کارش..... چادر های آمريکائي و لباسهای گرمي که آمريکائي ها و ساير کشورهای کافر به بم اهدا کرده بودند به دليل اينکه مال کافران بود( چه دليلي بهتر ازاين؟ کاملا" شرعيست و مو لای درزش نميرود) اصلا" حتي يکدانه اش هم به مردم بم نرسيد و اصلا" توزيع نشد .کالاهای مذکور جهت حرام زدائي و حلال شدن توسط رهبر معظم (که قربانش بروم دستش تبرک است مخصوصا" آن يکي که چلاق است) معلوم نيست در کدام انبار سپاه فعلا" انبار شده اند و احتمالا" آنها را برای زلزله بعدی بم کنار گذاشته اند چون اين يکي که زياد مهم نبود و 60-60 هزار نفر کشته که چيزی نيست...چشم گاو است...و همينطور کمکهای نقدی اين کشورهای سوء استفاده چي که ميخواستند اينجوری خودشان را به جمهوری اسلامي بچسبانند و منت کشي کنند فعلا" تا تعيين تکليف از طرف رهبر (قربانش بروم) در حساب نامعلومي نگهداری ميشود تا عمليات پولشوئي و حلال شدن شان انجام شود و چون اين عمليات واجب مذهبي به اين سادگيها نيست و زمانبر است مسلما" به مردم مصيبت ديده بم قد نخواهد داد که حتي گوشه يکي از آن دلارها را ببينند.... همان چند روز اول گروههای کمک که از کشورهای کافر با حدود 540 و خرده ای پرواز و هواپيمای پر از کمک به بم آمده بودند وقتي ديدند که اين کمکها معلوم نيست کجا ميرود که حتي يک نمونه اش هم دست مردم بم نيست بلافاصله به کشور مطبوعشان خبر دادند که بس است ، ديگر نفرستيد که خوراک شغال خواهد شد. آمريکائيها که يک بيمارستان مجهز هم با خودشان آورده بودند همان هفته اول با شنيدن فريادهای مرگ برآمريکائي که از کمپ آخوندها (که در همسايگي کمپ آمريکائيها بود) و رفتار عجيب و غريب مسئولين جمهوری اسلامي از خير بيمارستان و اجناسشان هم گذشته همه را تحويل صليب سرخ دادند و جلدی جانشان را گرفتند و در رفتند. آخر شوخي که نيست يکدفعه ديدی يک اکبر عبدی ديگر پيدا شد و ايندفعه بجای تسخير سفارت از چادر کمپ امدادگران آمريکائي بالا رفت و آن جا را تسخير کرد ...آنوقت کي حالش را دارد 400 و خرده ای روز در اسارت اين آدمهای خيلي فهميده و نسبتا" محترمي بماند که آمريکائيها را نجس و کافر ميدانند و عقلشان توی باسنشان است؟ خلاصه اينکه از ديشب تابحال من دارم از خوشحالي پس مي افتم ، چون اگر اين سيدعلي جان و سخنان فرزانه اش نبود اين آخوندها و جمهوری اسلامي با همدستي آمريکا حالا حالا ها مهمان ما بودند و بهشان توپ هم کارگر نبود.اصلا" اگر اين رهبر هم مثل آن قبلي (خميني ) مخش تاب نداشت و يکوقت خداينکرده از مرگ بر آمريکا کوتاه مي آمد و آن ديوار کذائي بي اعتمادی ( که دائما" ورد زبانش است) بين دو کشور را خراب ميکرد( يا نديد ميگرفت) ديگر واويلا، کارمان ساخته و حسابمان با کرام الکاتبين بود . منکه از امروز مريد سيد علي گدا شدم با اين تفکر عميق و عارفانه اش....











........................................................................................

Tuesday, January 06, 2004

٭ هر شخصيت تاريخي محصول يک روند تاريخي -اجتماعي است که در جريان پراتيک ودرک ارزشهای اجتماعي ،حادث ميشود، شکل ميگيرد ، قوام ميابد و برای پاسخ دادن به يک ضرورت عيني و اجتماعي به ميدان کشيده ميشود.با چنين فرضي ميتوان اينگونه بيان کرد که خاتمي محصول يک ترفند مکارانه تاريخي -مذهبي ست که در جريان پراتيک پايان عمر رژيم اسلامي توسط تئوريسين های جمهوری اسلامي شکل داده شد ، قوام يافت ،مثل اجل معلق بر سر مردم حادث شد و برای پاسخ دادن به يک ضرورت عيني که همان تداوم بقاء و زمان خريدن برای جمهوری اسلامي بود به ميدان کشيده شد. اين محصول تاريخ مصرف گذشته ديگر خريداری ندارد و خود خاتمي نيز بخوبي به اين مسئله واقف شده است . خاتمي در روزهای پاياني رياست جمهوری خود بنا به ضرورت زماني ناچار به انتخاب بين مردم سالاری و ولايت مطلقه و در نتيجه آشکار نمودن چهره واقعي خود شد و در اين راه آنچه از دست داد همان بود که ادعا ميکرد تنها سرمايه عمرش است.
زماني ميگفت: من سرمايه اندکي دارم و آن آبروی من است که آن را در پيشگاه ملت در طبق اخلاص ميگذارم.
و اکنون مشخص شده که سرمايه وی نه از لحاظ کميت و نه از لحاظ ماهيت با ادعای وی نميخواند.ايشان دارای سرمايه عظيمي از دوروئي ، ريا و تظاهر ( که مسلک هر آخونديست) بوده و در پشت آن چهره متبسم و مظلوم شخصيتي به غايت شيطاني پنهان شده که در حيله گری و فريب ملت دست هر ملای خائني را از پشت بسته است. با اينکه نسبت به مجاهدين خلق اصلا" و ابدا" علاقه و اعتقادی ندارم اما به هوشياريشان بايد آفرين گفت که از نخستين روزهای انتخاب خاتمي به رياست جمهوری اورا دشمن شماره يک مردم ...حتي قبل خامنه ای و سران مافيای قدرت دانستند و حهت شعارهايشان را برضد او متمرکز نموده بودند. اين روزها خاتمي با تلاش نيمه پنهان ايجاد رابطه با آمريکا دارد آخرين خدمات خود را به حکومت اسلامي و ولايت ارائه ميکند.
فارغ از درست يا غلط بودن راه ، بهرحال در ذهن هر مخالف رژيم اسلامي ، امکان دريافت کمک های تبليغاتي (و حتي بصورت تهاجم و حمله نظامي) از دول قدرتمند خارجي به خصوص آمريکا جای ويژه ای اشغال نموده بود .براستي چه بايد کرد اگر دولت آمريکا دوستي ملت ايران را فدای ايجاد رابطه با حکام جمهوری اسلامي نموده و از دولت منحوس اسلامي حمايت کند؟ بيشک در صورت ايجاد چنين رابطه ای ، مدتي چند...و شايد هم طولاني .... به عمر حکومت اسلامي افزوده خواهد شد و اين مخالف پيش بينيهای دوست فيلسوفمان خلبان کور خواهد بود. بياييد فرض را بر اين بگذاريم که چنين رابطه مشئومي خلق شود و بنا به تاثير منطقي آن ملت در برابر حکام ناچار به تسليم گردند . همانگونه که همکاريهای اخير به بهانه امدادرساني به مصيب زدگان بم که از سوی جمهوری اسلامي با آغوش باز پذيرفته شد نشانگر تمايل آشتي طلبانه سران نظام و طليعه ايجاد روابطي جدی تر با شيطان بزرگ (سابق ) ميباشد. در اينصورت چه بايد کرد؟ و چگونه بايد اين راه بريده شده (راه فروپاشي نظام) را تدبيری انديشيد و متحول کرد؟ وظيفه ما ملت دراين بين چه ميتواند باشد؟
مهم ترين و حقيقي ترين تحول فکری ، رسيدن از تسليم به طغيان است که آغاز دوره ايست مثبت و مترقي ، آنگاه که بفهمي بايد از آسمانها چشم پوشيد و راه رهائي خود را در خويشتن خويش يافت.

=+=+=+=+=+=+=+=+===
در رابطه با اين خبر ايسنا بياد آن جوک معروف تغيير نام افتادم. ميگويند شخصي بنام فتحعلي تاپاله نژاد جهت تغيير نامش به ثبت احوال مراجعه نمود و مدت چند سال گرفتار رفت و آمد به اين اداره جهت تغيير نام خود بود . بالاخره پس از دوندگي بسيار موفق به تغيير نامش شد و وقتي دوستان از وی پزسيدند که بالاخره نامش را به چه تغيير داده با خوشحالي جواب داد. اسممو عوض کردم و بجای فتحعلي تاپاله نژاد الان اسمم شده غضنفر تاپاله نژاد.... کار اينهاست که با تعويض نام اين خيابان خواسته اند روابطشان با مصر را بهبود ببخشند ولي از آنطرف با اسرائيل درگير شوند.
...
نام خيابان «خالداسلامبولي» تهران به «انتفاضه» تغيير يافت، ايسنا
به گزارش خبرنگار «شهري» خبرگزاري دانشجويان ايران در سي و نهمين جلسه شوراي اسلامي شهر تهران كه به صورت علني و با حضور مستمع برگزار شد، با وصول درخواست وزارت امور خارجه جهت تغيير نام خيابان خالداسلامبولي به شهيد محمد الدوره يا هرنامي كه شوراي شهر مصلحت بداند ، نام اين خيابان به انتفاضه تغيير يافت.......link.
===========
بورقاني: گشادن درها بر روي هيات امدادي آمريكايي به سرپرستي فرد متنفذي چون خانم اليزابت دال آن هم در بستري انسان‌دوستانه، رفتاري است خردمندانه......ادامه

عرض نکرده بودم؟
بورقاني اظهار داشت: گرچه برخي به عمليات مثبت كمك‌رساني آمريكايي‌ها از منظر ديگري مي‌نگرند اما من آن را هم به لحاظ انساني اقدامي قابل تقديري مي‌دانم و هم به لحاظ برداشته شدن گامي در جهت كاهش تنش ميان دو كشور مثبت ارزيابي مي‌كنم.
همه چيز زلزله كه نبايد مخرب باشد، گاه باشد كه در كنار خسارتي، منفعتي نيز حاصل آيد و البته اين به هوشمندي و جسارت و شجاعت و تيزبيني افراد بازمي‌گردد كه از خسارت نيز منفعت بگيرند و بر همين اساس گشادن درها بر روي هيات امدادي آمريكايي به سرپرستي فرد متنفذي چون خانم اليزابت دال آن هم در بستري انسان‌دوستانه، رفتاري است خردمندانه و دورانديشانه.

اين آخوندها ازآن نوع هستند که از آب هم کره ميگيرند و الان هم ميگويند اين زلزله امداد غيبي بوده برای نزديک شدن روابط ايران و آمريکا و در نتيجه ادامه بقای جمهوری اسلامي.....












........................................................................................

Monday, January 05, 2004

٭ شبکه RTL آلمان ديشب فيلمي در مورد کمک رساني به مردم زلزله زده بم پخش ميکرد. از آن نوع فيلمها که دوربينهای صدا و سيمای لاريجاني هيچگاه صحنه هائي نظير آن را نشان ندادند و نخواهند داد. عمق فاجعه به حدی بود که با وجود مخفي کردن آن در ساعات اوليه قاجعه و جلوگيری از نمايش صحنه ها در رسانه های خارج از کشور بالاخره پای خبرنگاران خارجي به همراه امدادگراني که از ديگر کشورها به ياری مردم مصيبت زده بم شتافته بودند باز شد و مخفي کردن فقر و فلاکت و ذلتي که بر مردم اين شهر خيمه زده بود ممکن نشد. در اين برنامه امدادگران آمريکائي، آلماني و ژاپني در کنار امدادگران ايراني با دستگاههای پيشرفته زنده ياب مشغول انجام وظيفه بودند و اينکه هر امدادگری از کدام کشور آمده از پرچم کشورش که برروی لباسش نقش بسته بود کاملا" پيدا بود. مخصوصا" پرچم آمريکا که در طي اين 25 سال حکومت جمهوری اسلامي هميشه ادعای مبارزه با آن شعار اصلي حکام بوده و بنام شيطان بزرگ خوانده ميشود. مشاهده پرچم آمريکا در خيابانهای ايران نشانه چه ميتواند باشد؟ يعني بعد از 25 سال آخر اين الاغهای حاکم متوجه شده اند که نميتوانند با کشيدن ديوار آهنين بدور کشور و قطع رابطه با دنيا به حيات خود ادامه دهند؟ اينکه نياز به وقوع فاجعه ای مانند فاجعه بم نداشت؟؟ تجربه ديوار آهنين کشورهای شوروی سابق و افشای فقر و اقتصاد درهم ريخته آنها پس از فروپاشي شوروی مگر نميتوانست همين نتيجه را در مغز اين متعصبان مرتجع فرو کند و يا سفرهای متعددی که سران کشورمان به کوبا داشته اند و مشاهده وضعيت اسف بار اقتصادی و فساد حاکم در کوبا مگر برايشان درس عبرت نبود؟ در خيابانهای کوبا هنوز اتومبيلهای ده شصت (1960) آمريکائي جزو اتومبيلهای قابل استفاده و تاکسي شهری محسوب ميشوند و توريستهائي که موفق به دريافت ويزا از کوبا شده و به آنجا رفته اند شاهد فساد شديد ناشي از فقر مالي در بين زنان کوبائي ، حتي با وجود قوانين سخت و جدی فيدل کاسترو برای مبارزه با فساد بوده اند. چرا راه دور برويم؟ مگر همين کشور خودمان ايران بزرگترين صادر کننده جنده به دوبي و کويت و امارات و کشورهای عربي نيست؟ مگر بارها باندهای فساد وابسته به محافل بالای حکومتي که در صدور دختران به کشورهای عربي دست داشته اند حتي در رسانه های داحلي افشا نشده اند؟حتما" ميبايست فاجعه ای چنين عظيم روی دهد تا حدی که بفهميم دراينگونه موارد خودکفائي و استقلال و...حرف مفت است و نميشود در قرن حاضر بدون رابطه با کشورهای ديگر دنيا به حيات ادامه داد؟ چرا اينقدر دير؟ حتما" بايد صحنه های بم و حانه های کاهگلي آن پخش ميشد تا همه بدانند که ايران فقط برجهای مجهز تهران و ايرانيان فقط جوانان شوخ و شنگ زعفرانيه و جردن و...که در ديزين فيلم يادگاری ميگيرند نيستند؟ تا کي ميخواهيم مثل کبک سرمان را در برف فرو کرده و با روزه و نماز و نان و پياز خودمان را از دنيائي که روز بروز در حال پيشرفت است جدا نموده و دنيا را به دو قسمت کافر و مسلمان تقسيم کنيم؟؟ البته تجربه نشان داده که آخوندهای حاکم بر ايران برای ادامه حکومتشان حاضر به هرگونه تغيير و تحولي در رويه خود هستند. رابطه با آمريکا که سهل است اگر قرار شود ادامه حکومت اين جاکش ها منوط به تغيير مذهبشان شود از مسيحي شدن و بهائي شدن هم ابائي ندارند.چه بايد کرد با اين قوم قاصبي که بر خر مراد سوار شده و حاضر پياده شدن نيست؟ اميدوار باشيم که حکومتهای قدرتمندی همچون آمريکا و آلمان و.... دوستي ملت ايران را به ايجاد رابطه با اين عربزادگان بي هويت ترجيح دهند و به فکر منافع کوتاه مدت ناشي از جمهوری ننگين اسلامي نباشند که درآنصورت وای بر احوالمان...










........................................................................................

Sunday, January 04, 2004

٭ اين مطلبو فقط واسه دل خودم نوشتم. واسه دلتنگيهام برای گذشته ها، روزای اول وبلاگشهر.واسه همين نخونده ازش رد شين، چون فقط واسه وبلاگ نويسهای قديمي (همون 30-40 نفر اول) ميتونه معنا داشته باشه و بس.واسه بقيه سردرد مياره...پس بهتره نخونده ازش رد شين.....

نوستالوژی وبلاگشهر

بعضي وقتها توی اين شهر شلوغ وبلاگستان دلتنگ ميشم . اونوقتا اينجوری نبود. اونوقتا که سر تا تهش را ميزدی 30 تا وبلاگنويس فارسي زبان توی اينترنت بودند و ليست حدر هرچند روز يکبار هم تغييری نميکرد و حسين درخشان به اميد روزی مينوشت که ليستش لااقل به 100 تا وبلاگ فارسي برسد . خودش هم فکرش را نميکرد که يکهو با چندهزار وبلاگر فارسي نويس روبرو شود. حالا وبلاگشهر بزرگ شده .....خيلي بزرگ....آنقدر بزرگ که هرچه هم وقت بگذاری نميتوانی نوشته های همه را بخواني و هميشه يه وبلاگ تازه هست که تا بحال اسمش هم بگوشت نخورده باشد.ولي توی اين شهر بزرگ بي در و دروازه بعضي وقتها مثل امروز دلتنگ ميشم. دلتنگ هيس ميشم با اون نوشته های قشنگش که انگار خود من بود و آنچه من حتي براحتي نميتونستم بگم رو راحت مينوشت و ميگذاشت توی وبلاگش.راستي الان کجاست؟ هنوزم تو باهر نته؟ هرجا کس هست مطمئنم سرويس دهنده ای که اون مديرشه وبلاگها رو سانسور نميکنه.. دلتنگ ندا ميشم که دلش به اندازه دريا بود و وقتي توی نظرخواهي وبلاگش جوجه حزب اللهي های عقده ای هرچي شايسته خواهر و مادر خودشون بود حواله اش ميکردند فقط ميخنديد و اونا رو در وبلاگ افکار پراکنده يک زن منسجم مسخره ميکرد. هيس مينوشت :فضولک اينقدر دری وری بگو تا بالاخره ببرن يه جات هويج کنن ، اونوقت بفهمي دنيا دست کيه.ولي ديدی چي شد؟ من الاغ هنوز اينجام ولي هيس هم مثل حلقه و سياوش و آزادترين جای دنيا مجبور شد (مجبورش کردند) که وبلاگنويسي رو ببوسه و بذاره کنار....
و هنوزدلتنگ خورشيد خانوم اون روزها ميشم که تا وقتي ناشناس مينوشت سادگي و صداقت نوشته هاش آدمو مسحور ميکرد و خورشيد تابان وبلاگشهر بود....الانم هست......ولي يه جور ديگه. دلتنگ اکبرسردوزامي ميشم با اون نوشته های پر از گند و گوزش که داد بهداشتي نويسها و بهداشتي خونها رو در مي آورد و همينش قشنگ بود، واقعي بود.....نميدونم چرا حالا ديگه کمتر مينويسه. دلتنگ پلنگش ميشم و عشقي که به گربه ها داشت و داره.... دلتنگ رضا قاسمي ميشم که وبلاگ صاحاب بود و با چهل پله تا سه تار جادوئيش منو پله پله تا بهشت خدا برد و هنوزم بدون اجازه اش فايل داستانشو که از کش گوگل درآورده بودم با برنامه آکروباتي که اکبر برام فرستاد پي دی اف کردم و بعدشم پرينت گرفتم و جلد کردم و شد يه کتاب که هنوز منتشر نشده...ولي من چند بار خوندمش....دلم تنگ ميشه واسه راهنمائيهاش و نامه های پر محبتش که در جواب ايميلهام ميفرستاد و هنوز هم دارمشون، حتي برای دعواها و سوء تفاهماتي که با هم سر وبلاگ عمومي داشتيم دلتنگ ميشم و دلم ميگيره وقتي ميبينم ديگه در الواح شيشه ای نمينويسه. فضولي ام گل ميکنه که ازش بپرسم آقا رضا چطوری؟ هنوزم تو ترک سيگاری يا اينکه مطابق معمول سفارش دکترها رو ازين گوش ميگيری ازون گوش در ميکني و يواشکي دور از چشم پرستارا سيگار دود ميکني؟
يه روز که يکي از همين دوستان وبلاگنويسمون که فکر ميکرد ميتونه با دری وری گفتن به قاسمي ، نوش آذر و سردوزامي و ساير پيشکسوتهای وبلاگشهر معروف بشه ........چشمش رو بسته بود و دهنش رو باز کرده بود و به بهانه دعوای کوچکي که بين اين دوستان درگرفته بود، آنچه نبايد ميگفت در آزادترين جای دنيا نوشته بود... براش نوشتم:
دوست من ، آزادی را با بي مسئوليتي اشتباه گرفته ای و به ناحق بر سرورانمان ميتازی.اينها هم انسانند مثل من و تو ، اشتباه ميکنند مثل من و تو، و وقتي به اشتباهشون پي بردند آنقدر جربزه دارند که از طرف مقابل پوزش بخوان . نويسنده هم اشتباه ميکند، دعوا ميکند، مسخره ميکند، مسخره ميشود، عصباني ميشود و مثل هر انسان ديگر خطا ميکند . مگر فکر ميکني که لزوما" بايد همه سوپرمن باشند؟ هرگز مباد روزی که استادانمان و پيشکسوتانمان از ما نااميد شوند. هرگز مباد آنروز که قاسمي ، سردوزامي يا نوش آذر از جمع وبلاگيان نو نويسنده مان آزرده شوند و ما را رها کنند . هرگز مباد روزی که وبلاگ اکبر از کلمات خالي بماند و قاسمي درآن الواح شيشه ای نقشي نو نيفکند و يا نوش آذر رو به جمع وبلاگيان زمزمه کهند که: نه، ديگر با شما نيستم. که ديديم شد آنچه نبايد بشود.دلتنگ آنچه نبايد ميشد ولي شد ميشوم و غمم ميشه.
حتي برای فحش ها و دری وری هائي که شيما (عليرضا) برام ميفرستاد و تهديدهاش دلم تنگ ميشه. ميگفت سوسکت ميکنم......و قاسمي در کلمبو نامه اش سوسکش کرد و رفت.....
دلتنگ لامپ کچل ميشم که با همه سعي و تلاشش در راه اثبات اين که موداره هنوزم کچل ميخونمش و هنوزم اديتورش کار کلي از بچه های وبلاگ نويسي که ويندوزشون فارسي نيست رو راه ميندازه و جنگ زرگری که با دوستش تظامدوست (سيزيف)داشت و خط و نشونهائي که واسه هم ميکشيدند. دلتنگ اون وبلاگنويسي ميشم که وقتي ديگران به سبک نوشتنش معترض ميشدند مينوشت به درک. خوشتون نمياد نيايين اينجا نوشته هامو بخونين. اصلا" وبلاگ خودمه ، دوست دارم بذارمش بالا درخت ، حرفيه؟ يا اون مستاجر يه وجب خاک اينترنت پژمان خان که نميدونم درسش تو دوبي تموم شده يا نه ولي هنوزم تو وبلاگش مينويسه :لعنت بر پدر و مادر کسي که دراين مکان آشغال بريزد. مهدی حس غريب و بقيه دوستان در برابرم هستند. خيلي هاشونو حتي از نزديک ديده ام و ميشناسم بي آنکه اونها منو با هويت فضول بشناسند. بارها همديگر را ديده ايم و حتي گذرا صحبت کرده ايم، دلم پرزده که براشون بگم کي هستم ولي نتونستم. منم آدمم .دلم ميخواد باهاشون به اسم واقعيم باشم....ولي نميشه.
دلتنگ شهرزاد ميشم که متخصص خلق اسامي جديد برای وبلاگش بود، هفته ای يکبار اسم وبلاگشو عوض ميکرد و اين آخريا چند تا وبلاگ با هم زده بود و آنقدر آدرس عوض کرد که ديگه گمش کردم. هرچند که قاصدک خوبم هميشه هست و هروقت که بری توی وبلاگش به يه آهنگ يه ترانه يا به يه نوشته جادوئي مهمونت ميکنه و از سردردهای دائمي ميگرنش ميناله و از سيگار وينستوني که داره دود ميکنه جوری مينويسه که بوی قهوه و سيگارشو از پس نوشته هاش ميتوني حس کني و هروقت که از سردردش مينويسه آرزو ميکني کاش ميشد تو جای اون سردرد بگيری و اون کمتر عذاب بکشه.
البته هنوزم خيلي هاشون هستند که وقتي دلتنگ ميشم بهشون سر ميزنم و هنوز همون رنگ و بوی سابقو دارن مثل ليلا و اذر و قاصدک ....ولي کو اون روزها؟ رفته و ديگه برنميگرده. درست مثل عمر ما که ميگذره و برگشت نداره .کاش يه کليد Undo هم توی زندگيمون داشتيم که گاهي وقتا ميتونستيم با اون اشتباهاتمونو تصحيح کنيم يا لااقل تکرارشون نکنيم. وقتي هيس رفت دلم گرفت. نوشتم :
هليا، يک روز سنگي به پيشاني کوه خورد . سنگ شکست و کوه خنديد. يک روز کوه ميشکند ، خواهي ديد...
و هنوز داريم دوره ميکنيم شب را و روز را ، هنوز را......دوستان بسياری آمدند و رفتند، يا به رفتن مجبورشان کردند .سنگهای بسياری به پيشاني کوه خورده اند و هنوز کوه ميخندد و سنگها ميشکنند ، اما که ميتواند ادعا کند که کوه پير نشده و از درون در حال خرد شدن نيست؟ که ميتواند ادعا کند؟












٭ لوگوی زلزله بم و تقصير دولت جمهوری اسلامي و الباقي قضايا؟؟؟!!!

ديروز در چند تن از وبلاگها منجمله وبلاگ بسياری از دوستان بسيار نزديک لوگوئي ديدم که داشتم از تعجب شاخ در مي آوردم. نوشته روی لوگوها اين بود:
مسئول فاجعه بم جمهوری اسلامي است
دولت ايران مسئول اين فاجعه بزرگ انسانيست

هرچه فکر کردم ربط اين قضيه زلزله را با حکومت جمهوری اسلامي نفهميدم. حتي وقتي توضيحات حدر(سردبيرخودم) را هم در اين رابطه خواندم متقاعدم نکرد. آخر چه ربطي دارد؟ همگي قبول داريم که رژيم حاکم برايران رژيمي وحشي و خونخوار و جنايتکار است اما همينجوری الکي برای چه بايد هر قضيه ای را به گردن جمهوری اسلامي انداخت. در بعضي از وبلاگها حتي پارا فراتر نهاده و زلزله بم را در نتيجه آزمايشات اتمي جمهوری اسلامي قلمداد ميکردند..آخر ديگر ازين بهانه بدتر نميشد پيدا کرد؟رژيم جمهوری اسلامي چه نفعي دارد که بيايد با ايجاد يک زلزله شهری را با مردمان بيگناهش نابود کند و خودش و همه را در دردسر بيندازد؟؟؟البته در اين شکي نيست که اگر فرضا" رژيم ايران در وضعيتي قرار بگيرد که مسئولين فروپاشي نظام را حتمي ببينند و هيچ چاره ديگری نباشد آنوقت شايد با انفجار در زير گسل های شهر تهران و ايجاد زلزله مصنوعي بخواهند افکار مردم را منحرف کرده و نظام را از فروپاشي نجات دهند ....ولي الان نه اين نظام منفور در آن وضعيت بحراني قرار دارد و نه ايجاد زلزله در شهری مثل بم حتي در وضعيت بحراني فرضي قادر است جلوی براندازی را بگيرد بنابراين چنين فرضي از اصل منتفيست که بخواهيم اين زلزله را مصنوعي و در نتيجه آزمايشات هسته ای ايران بدانيم.اولا" که اينها عرضه اش را ندارند که آزمايش اتمي انجام دهند ثانيا" اگر هم عرضه اش را داشتند اين همه کوير نمک و کوير لوت....مگر جا کم داشتند که بيايند وسط شهر بم آزمايش هسته ای کنند و اينهمه خسارت ببار بياورند؟ هيچ کسي نميتواند منکر شود که اين زلزله همانقدر که برای ملت ايران فاجعه بار بوده به نظام جمهوری اسلامي نيز خسارت اقتصادی وارد آورده است. قصد جسارت به دوستاني که اين لوگو ها را در وبلاگهايشان نصب کرده اند را ندارم .اما خواهش ميکنم در اين زمينه بيشتر دقت کنند . اگر لوگوی نجات افسانه نوروزی از اعدام ، تحريم انتخابات ، و يا طرفداری از زندانيان سياسي و احمد باطبي و مخالفت با سانسور يا احکام ضد انساني در ايران بخواهد اثرساز باشد فقط در صورتيست که تمامي اين لوگوها منطقي و مورد تاييد آحاد مختلف ملت ايران منجمله اهالي وبلاگشهر باشد.نکنيد کاری که ارزش زحماتتان و اتحاد و همبستگي که در طي اين مدت کوتاه بدست آورده ايم از دست برود.خودمانيم...اينهم شد حرف؟ دولت جمهوری اسلامي مسئول زلزله بم است؟ که چه؟ حتي اگر بخواهيم از وظايف دولتها در قبال ملت نيز به اين قضيه نگاه کنيم بازهم اين لوگو بي معنيیست. هيئت های کارشناسي مختلف آمده اند تحقيق کرده اند مطالغه کرده اند و سرآخر اعلام کرده اند که ساخت و ساز فعلي شهرهای ايران منجمله تهران بزرگ در مقایل زلزله بسيار آسيب پذير بوده و بايد تقويت شوند . شهرداری هم همين را ميگويد. دولت هم همين را ميگويد . آنوقت نه شهرداری موقع دادن پايان کار به مقاوم بودن ساختمان در قبال زلزله دقت ميکند، نه بساز بفروش در اينمورد دقت ميکند، نه فروشنده ، نه خريدار....هيچکدام کاری به اين قضيه ندارند و فقط روز بروز قيمت ساختمان متری فلانقدر بالاتر ميرود. اين وضعيت فقط مخصوص ايران هم نيست. همه کشورهای جهان سوم هم به همين سيستم آبدوغ خياری عمل ميکنند و در همه آنها هم وقتي زلزله مي آيد خسارات سنگين است. اگر منظورتان اين است که چرا اگر در ژاپن يا آلمان زلزله بيايد 2 نفر ميميرند و اينجا 40 هزار نفر... خب اين موضوع ديگريست.کجايمان به ژاپن و آلمان ميماند که اين قسمتش با آنها يکي باشد؟؟؟ بايد قبول کنيم که در يک کشور جهان سومي زندگي ميکنيم و عواقبش را هم مجبوريم تحمل کنيم. البته اين خوب است که بخواهيم دولت در اين باره حساسيت بيشتری نشان دهد و مقاوم سازی ساختمانها مخصوصا" ساختمانهای پايتخت (بدليل احتمال زياد وقوع زلزله درآن) را در الويت قرار دهد ولي اين نشد که بياييم لوگو بسازيم و درآن ادعائي را مطرح کنيم که قادر به اثبات آن نباشيم و ناخواسته خودمان و ساير لوگوهای منطقي که دوستان با زحمت بسيار ساخته اند را زير سوال ببريم. نکنيد اين کارها را ....بخدا دودش فقط توی چشم خودمان ميرود. دولت فخيمه جمهوری اسلامي از اينکه اين لوگو را سر در وبلاگهای ما ببيند از خوشحالی با دمبش گردو ميشکند چونکه نصب اين لوگو در هر وبلاگي نقش آن را در سطح نوشته های يک فرد بي منطق و دارای دشمني کور و بي هدف با رژيم اسلامي پايين خواهد آورد. قصد جسارت به دوستاني که که ندانسته يا با عجله و بدون تفکر اين لوگو را در وبلاگهايشان نصب نموده اند را ندارم. اگر جسارتي شده بر ناداني من فضول ببخشائيد.
...
در وبلاگ زهرا هم مطلبی دیدم که به زعم بنده در همین رابطه نوشته شده است.. آن را هم بخوانيد.
............................................
در نظرخواهي مطالب پيش دوستان عزيزم زهرا و زهرخند تذکر داده بودند که اين وبلاگ فيلتر نشده و باز ميشود. جهت توضيح عرض ميکنم که فقط توسط چند سرويس دهنده خاص اين وبلاگ فيلتر شده و بقيه سرويس دهنده ها آن را سانسور نکرده اند. خوشحالم که اين دوستان از آی اس پي و سرويس دهنده ای استفاده ميکنند که وبلاگ اين حقير را سانسور نکرده است. تا جائي که بنده چک کردم سرويس دهنده پارس آنلاين اقدام به بستن وبلاگ نت پد ايراني و هميشک و شمر و....ساير وبلاگهای اعلام شده نموده است و همچنين سرويس دهنده هائي که مستقيما" از ديتای مخابرات سرويس ميگيرند ( Send & Recieve)
..........................................










........................................................................................

Saturday, January 03, 2004

٭ دانشجويان ، تدابير انضباطي و تحريم انتخابات

اعمال تدابير انضباطي و تنبيهي برای دانشجويان مبارز هيچ اثر قابل توجهي برای مسئولين نظام نخواهد داشت .زيرا شماره معترضين بسيار زياد بوده و کنترل همه آنها از قدرت رژيم خارج ميباشد. بطور کلي هرگونه تدابير توبيخي فقط وقتي تاثير سودمند دارد که شخص تنبيه شده را از صفوف عمومي خارج کند و حکم صادره بدون هيچگونه شک و ترديدی از سوی افکار عمومي واجتماع پشتيباني شود. اينگونه حرکات بازدارنده و تدابير ظاهری مبتني بر قدرت حاکمه کمترين تاثير را در جنبش روزافزون دانشجويان مخالف داشته و حتي به جرات ميتوان گفت که سبب تحرک بيشتر و بهتر دانشجويان طرفدار اپوزوسيون و ايجاد اتحاد و همدلي و همبستگي بيشتر بين آنان خواهد شد. اگر به اخبارهای رسيده از اين نوع توجه کنيد متوجه خواهيد شد که اکثرا" از طريق رسانه های خبری طرفدار اپوزوسيون منتشر شده و رژيم با بي اهميت تلقي نمودن اينگونه حوادث سعي در کمرنگ نشان دادن آن در رسانه های وابسته يا تحت کنترل خود دارد. به وضوح مشخص است که بيشترين ترس رژيم از دانشگاه و دانشجويان مخالف ميباشد زيرا اين قشر جامعه در مقاطع مختلف و همه کشورهای دارای حکومتهای استبدادی به عنوان پيشاهنگان حرکتهای مردمي عمل نموده اند و باز به همين دليل است که در مقاطع مختلف برای دانشجويان ضدرژيم احکامي گاها" باور نکردني به منظور ايجاد ارعاب در بين ساير دانشجويان صادر ميشود که البته اينگونه احکام هيچگاه بدليل ترس رژيم از دانشجويان عملا" اجرا نشده اند . از اينگونه احکام ميتوان به حکم اعدام احمد باطبي اشاره نمود که با عقب نشيني نظام به پانزده سال حبس کاهش داده شد (که آنهم مسلما" تقليل خواهد يافت و عمر رژيم به آن قد نخواهد داد) در حاليکه تمام دنيا از اين حکم ناهمگون با جرم منسوب به باطبي ( بلند کردن يک زيرپوش آلوده به خون در يک عکس چاپ شده در روزنامه اکونوميست) در شگفت بودند. اکنون حکومت جمهوری اسلامي با ناباوری به فرزندان پرورش يافته خود، فرزندان انقلاب و خيل دانشجويان معترضي که بعد از عبور از چندين فيلتر (و حتي پس از طي مراحل مختلف شستشوی مغزی در مقاطع دبستان و دبيرستان ) به دانشگاهها راه پيدا کرده اند مينگرد که چگونه با روشنگری ، تحليل درست وقايع و تشديد اعتراضات خود راه را برای حرکات مردمي ضد نظام و تظاهرات عمومي بر عليه جمهوری ننگين اسلامي باز ميکنند. اولين ، موثرترين و بهترين پارامتر برای جلب نظر مخالفان و تهييج آنان به اتحاد مسئله به دست آوردن اعتماد است . وقتي اعتماد همگاني به اهداف و نظرات جمع از سوی ديگر گروههای اجتماعي جلب شود آنگاه هدايت اين نيروی عظيم به سمت و سوی موافق جريان بسيار سهل و ساده خواهد بود و دانشجويان در طي چند ساله اخير موفق شده اند به اين اعتماد از سوی مردم دست يابند.
اعمال رژيم اسلامي در مقابله با دانشجويان به حدی ضدبشری و غيرانسانيست که روی تمامي حکومتهای استبدادی را سفيد کرده و ياد آور دوران حکومت کليسا و انگيزيسيون در اروپا ميباشد. طبق گزارشهای اعلام شده بعضي از دانشجويان دستگير شده در جريان درگيريها را با مجرمين متهم به قتل ، انحرافات اخلاقي ، قاچاق مواد مخدر و متهمين به لواط و تجاوز به عنف در يک سلول نگهداری نموده اند و به اين مجرمين نيز از قبل وعده داده شده که درصورت آزار و اذيت دانشجويان دستگير شده در مجازات آنها تخفيف داده ميشود. در رابطه با دانشجويان دختر دستگير شده گزارشات به حدی کثيف و تهوع آور است که حتي در رسانه های مخالف رژيم نيز بدليل حفظ آبروی افراد دستگير شده بصورتي پوشيده و مبهم نقل ميگردد. با وجود تمامي اين اعمال کثيف اين نظامي که خودرا اسلامي و پيرو راه محمد و علي ميداند دانشجويان مبارز ميهنمان در تمام مقاطع نشان داده اند که در راه خود پايدار بوده و اينگونه اعمال ضد بشری آنان را از راه خود منصرف نمي نمايد. صدور احکامي نظير آنچه برای احمد باطبي صادر گرديد ، صدور احکام شديد و اخراج چند تن از دانشجويان در دانشگاه تبريز و اصفهان و حتي اجرای پروژه تواب سازی در مورد دانشجويان تحکيم وحدت و علي افشاری تماما" بي فايده بوده و تاثيری در روند حرکت دانشجويان نداشته است .درود و افتخار بر اين فرزندان اصيل ملت ايران که با وجود تشديد فشار از سوی رژيم منحط اسلامي و دريافت احکام باور نکردني و گاه حتي اخراج از دانشگاه به مبارزه خود در جهت تغيير اين نظام ضد مردمي ادامه داده و در اين راه پذيرای هرگونه خطری هستند. در مقطع کنوني دانشجويان روش تحريم انتخابات را برگزيده اند و معتقدند که در صورت تحريم گسترده انتخابات از سوی آحاد مختلف ملت و از اين طريق اعلام عدم مشروعيت مردمي نظام به ساير کشورهای جهان ميخهای آخر نيز بر تابوت نظام منحط اسلامي کوبيده شده و تغيير نظام حتمي خواهد بود. به اميد آن روز










........................................................................................

Home