[نت پد ايراني]


           
Java (J)  JavaScript (JS)  Cookies (C)  Active X (AX)



Wednesday, December 31, 2003

٭ انتخابات ، تحريم
در مورد مسئله انتخابات پارامتر اصلي و مهم دست زدن به انتخابي آگاهانه در جهت تحريم آن ميباشد، والا اگر کساني بدليل بي تفاوتي (که از سوی دشمنان به عدم علاقه به شرکت در سرنوشت خود تعبير ميگردد) يا نااميدی از تاثيرات شرکت در آن بر طبق تجارب دوره های قبلي از شرکت در انتخابات امتناع کنند مضار آن برای اپوزوسيون بيش از منافع تحريم خواهد بود. البته زياد هم نبايد سخت گرفت زيرا بدليل تشتت آرا و تنوع گروههای مدعي رهبری اپوزوسيون مخالف رژيم ، هرگونه سازماندهي از سوی هرکدام از اين گروهها نه تنها مثمرثمر نبوده بلکه بدليل عدم تمرکز سبب افتراق هرچه بيشتر هواداران گروههای مختلف شده و حتي به آتش کينه های قديمي و بزرگنمائي تفاوتها دامن زده ميشود. البته مزدوران رژيم اسلامي نيز اين فرصت طلائي را مغتنم شمرده و بلاشک با مهارتي بي نظير آتش بيار معرکه خواهند شد. بنابراين ميتوان چنين درنظر گرفت که بجای هرگونه سازماندهي از پيش تعيين و اعلام شده از سوی گروههای مختلف (که گاها" متضاد يکديگر نيز هستند) خودانضباطي و انضباط آگاهانه منجر به حرکتهای خودجوش و خودسازماندهي شده ضروريست . ناگفته نماند که نمونه های موفق بسياری از چنين حرکات خودجوش مردمي در مناسبتهای مختلف (همانند 18 تير) بخوبي قدرت و عظمت تاثير چنين جنبشهائي را نشان ميدهد....
از طرف ديگر مردم ايران در چند دوره اخير بارها و بارها به انتخاب ميان "بد" و "بدتر"
دست يازيده و هربار نيز به بيهودگي و مضرات چنين انتخابي پي برده اند. انتخاب ميان "بد" و "بدتر" هيچگاه انتخاب مناسبي نبوده و تجربه نشان داده است که در عمل تفاوتي ميان بد و بدتر وجود ندارد چون هردو گروه با قصد بقاء نظام و برسرقدرت ماندن تنها به جنگهای زرگری بين خود و سرگرم نمودن ملت اکتفا کرده و در پايان مثل هميشه سرملت بي کلاه مانده است. آخوند جماعت اگر گوشت تن يکديگر را بخورند استخوان هم را باقي ميگذارند و ممکن است بخاطر دستيابي به قدرت منافع گروهي با گروه ديگر (که البته هردو در داخل نظام هستند) برخورد ايجاد شود و حتي درگيريهائي نسبتا" شديد نيز بين دودسته ، از سوی آنان که بازی را زياده از حد به جد ميگيرند وقوع يابد. اما هميشه در اين گونه لحظات خطير يک عقب نشيني استراتژيکي ، مصالحه ، مذاکرات پنهان (بقول آن يارو چانه زني از پايين و....) و يا حداکثر يک حکم حکومتي در مقاطع بحرانی ، نقطه پاياني بر اين گونه دعواهای زرگری گذاشته و مردم ايران به عينه ديده اند که نتيجه اين برخوردها هرچه باشد در پايان ملت است که متضرر ميشود و درميابد که تمامي دعواها بر سر لحاف ملا بوده است و بس....
براستي در اين ميان حتي با فرض (غير ممکن)تاييد همگي کانديداها از سوی شورای نگهبان چگونه نمايندگاني را ميخواهيم به مجلس بفرستيم؟ آيا قرار است نمايندگان آينده ما ازبين اشخاصي همچون گنجي ، طبرزدی ، سازگارا يا قاسم شعله سعدی و يا امثال اين پهلوان پنبه ها ی حکومتي باشند؟ آيا رفتار دوگانه امثال خاتمي و کروبي هنوز به آن حد نرسيده که به عنوان تجربه ای ازينگونه اشخاص رياکار و مامور حکومت بشمار رود و آيا قرار است بازهم گول "من آنم که رستم بود پهلوان" اينگونه رجاله های مزدور را بخوريم!!!؟؟؟ هرگز، هرگز!!! بالشخصه ترجيح ميدهم نمايندگان مجلس آينده اشخاصي از قبيل جنتي ، حسني ، مصباح يزدی ، خزعلي ، فلاحيان ، عسگراولادی و حميدرضا ترقي و... ...ساير محافظه کاران خشکه مغز وتندرو باشند که لااقلش اينست که چهره واقعيشان را از ملت پنهان نکرده اند و ايده های خود را با رنگ و لعاب دروغهائي همچون حقوق بشر اسلامي نمي آلايند. لااقل تکليف مردم با اينگونه اشخاص از قبل مشخص است!!!
بياييد که در انتخابات امسال با آگاهي کامل از آنچه روی خواهد داد و حتي با پذيرش خطر برنده شدن محافظه کاران تندرو و از دست رفتن تمامي جبهه های اصلاحات (که تاکنون متضمن هيچگونه منافعي برای ملت نبوده اند) با احتساب تمامي آنچه از دست ميدهيم و آنچه بدست خواهد آمد، با انتخابي آگاهانه دست به تحريم انتخابات زده و با عدم شرکت در انتخابات و کليه ديگر برنامه های رژيم قدرت واقعي اکثريت خواهان براندازی نظام اسلامي را به نمايش گذاشته و به جهانيان اعلام کنيم که رژيم منحط و ننگين جمهوری اسلامي از کوچکترين مشروعيت مردمي برخوردار نبوده و ملت پاک نهاد ايران هيچگاه سزاوار حکامي چنين مرتجع ، مستبد و خشکه مغز نبوده و نخواهند بود. " نه " بزرگ مردم ايران به رژيم جمهوری اسلامي نشان خواهد داد که اکثريت مردم اعم از مردم عادی کوچه و بازار، روشنفکران ، دانشجويان و حتي جانبازان ، اسرا و خانواده های وابسته به بنياد شهيد و شاهد و کساني که سابق بر اين از هواداران نظام محسوب ميشدند اکنون يکدل و متحد به اين نتيجه رسيده اند که ادامه اين وضعيت ممکن نبوده و يک صدا خواهان جايگزيني جمهوری دمکراتيک مردمي بجای اين نظام منحط و ضد بشری هستند.










........................................................................................

Monday, December 29, 2003

٭ ديه فرد مسلمان با فرد غيرمسلمان يکي بوده و تفاوتي از لحاظ مبلغ ندارد.
(آخرين فتوای دمکراتيک؟؟!!! مقام معظم رهبری جناب آقای سيد علي آقا خامنه ای ملقب به سيد علي گدا)

مقام معظم رهبری طی يک حکم حکومتي در دستوری که به قوه قضائيه ارسال نمودند اعلام فرمودند که ديه فرد مسلمان با غير مسلمان هيچ تفاوتي نداشته و کاملا" برابر ميباشد. در همين رابطه به خبرنگاران ايلنا و ايسنا و صدا و سيما اطلاع داده شده بود که از چند ساعت قبل با حضور در بيت رهبری و صرف نان و پياز و چای جهت انعکاس اين خبر مهم به حضور برسند. خبرنگار ايسنا با بي احتياطي مسئله مطروحه در رساله توضيح المسائل امام خميني را به آقای خامنه ای ياد آوری نمودند و ايشان را به اين قضيه توجه دادند که رساله توضيح المسائل شخص شخيص جناب خامنه ای نيز کپي مشابه خزعبلات خميني منتهي با کمي پس و پيش در جملات ميباشد و در هرصورت مسئله مهم وجود آن بند اختلاف بين ديه فرد مسلمان با غير مسلمان است که موجب اشکال ميباشد. در اين هنگام مقام معظم ولايت بطوری عصباني شدند که خبرنگاران مربوطه زيرشان را خيس نموده و مقام معظم نيز 3-4 نخود از شيره ترياک مصرفيشان عقب افتادند.در اين هنگام سيد علي که از زرد کردن خبرنگار ايسنا کمي تا قسمتي هم خوشحال شده و خود را در قالب شيری ميديد که ابهتش سبب هراس ديگران ميشود رو به خبرنگاران کرد و گفت مگر شما مسئله آن آخوندی که در همسايگي زن شوهردار خوش برو روئي زندگي ميکرد را نشنيده ايد؟ خبرنگاران يمصدا گفتند نه سيدنا ، ناداني ما را عفو بفرماييد. سيد علي گدا (همان خامنه ای) پوزخند کريهي زد و گفت اشکالي ندارد پس بگذار اين مسئله را برايت تعريف کنم تا ديگر ازين نوع تفاوت و تغيير در احکام تعجب نکرده و اوقات بنده را تلخ نکنی. يک آخوندی بود که در همسايگيش زن و شهر جوان و زيبائي زندگي ميکردند. اين جناب آخوند همش در فکر بود که چگونه ميتواند ترتيب زن همسايه را جوری بدهد که نه شرع انور آسيب ببيند و نه خودش زياد متضرر شود. روزی که روی نردبام ايستاده بود و جهت چشم چراني حياط منزل همسايه را نگاه ميکرد بطور اتفاقي چشمش به مرد همسايه افتاد که در وسط باغچه ايستاده و در حال شاشيدن است. يکباره بانگ برآورد که آی دين رفت ، ايمان رفت.وامصيبتا.....مرد همسايه فورا" نزد جناب آخوند دويد و تعظيمي عرض نموده و گفت :حاج آقا ممکن است بفرماييد چه خطائي از اين بنده حقير سرزده که اينگونه عصباني شده ايد؟ حاج آقا نگاه غضبناکي به جوان بيچاره نموده و فرمودند: ايستاده شاشيدن خود گناه بزرگيست و تازه تو ک...رت را رو به قبله هم گرفته ای و ميشاشي که اينکار ديگر گناه کبيره است و زنت بر تو حرام است. مرد جوان در هراس افتاد و گفت عجب اشتباهي کردم. حالا چاره چيست؟ آخوندک زرنگ جواب داد هيچ چاره ای ندارد به جز آنکه زنت را سه طلاقه کني چون بر تو حرام شده است و اگر به زندگي با او ادامه دهي جايت مسلما" در اعماق چاه ويل (آن ته ته های جهنم ) خواهد بود. مرد بيچاره به عجز و التماس افتاد که شيخنا تو که در مباحث اسلامي استادی چاره ای به حال ما کن که من عاشق زنم هستم و بي او زندگي نتوانم کرد. آخوند سر در زانوی تفکر فرو برده و گفت چاره اش اين است که زنت را سه طلاقه کني . بعد من به عنوان محلل با زنت ازدواج کنم و فردايش او را طلاق دهم و آنوقت تو دوباره ميتواني با او ازدواج کني .چون قانون طلاق از نوع سه طلاقه آنست که بدون وجود محلل رجوع نمودن محال است. مرد بيچاره با خوشحالی به دست و پای آخوند خوش نيت افتاد و تشکر کرد و فردای آن روز زنش را سه طلاقه نمود و فورا" آخوند مربوطه زن را به عقد خود درآورد. ضمنا" مردک مبلغ قابل توجهي هم به عنوان حق زحمت محلل به آخوند پرداخت کرد. دو سه روزی گذشت و مردک ديد که نه خير انگار زنش زير دندان آخون مزه کرده و طرف انگار زنش را نميخواهد طلاق دهد. به نزد آخوند رفت و گفت شيخنا ، الوعده وفا.... زنم را طلاق بده تا من حق الزحمه و پاداش قابل توجهي به شما بدهم و انشاء الله بخاطر اين کار خيری که انجام ميدهيد خداوند متعال نيز شما را پاداش دهد. آخوند نگاهي به مردک کرد و گفت: مردکه بي همه چيز برو از خانه من بيرون. اين که ميگوئي طلاقش بده زن رسمي و عقدی بنده ميباشد و شما هم هيچ حقي بر او نداری و اگر بشنوم يکبار ديگر اسم زنم را بياوری ميدهم چپقت را چاق کنند. مرد بيچاره ديد که کلاه بزرگي بسرش رفته و راه پس و پيش ندارد. زنش از دستش رفته اين آخوند هم انگار خيال مصالحه ندارد. با نااميدی راه منزل خود را در پيش گرفت و سر به گوشه عزلت فرو برد . ازآنطرف آخوندک خوشبخت که مراد خود رسيده بود چپ و راست با زن طرف (که البته رسما" و شرعا" زن او شده بود) عشق و صفا ميکرد مرد بيچاره هم دورادور مراقب آخوند بود اما کاری از دستش برنمي آمد..يکروز که آخوند محل در باغچه خانه مشغول گلکاری و ور رفتن به گل و گياه بود تنگش ميگيرد و همانجا سرپا و ايستاده رو به قبله مشغول قضای حاجت ميشود که مرد همسايه چشمش به او مي افتد و با خوشحالي فغان ميکند که :آی ديدم ديدم. آخوندک بعد از تمام شدن کارش و بستن عبا ميپرسد :خب که چه؟ مرد بيچاره ميگويد: ديدم که ايستاده رو به قبله داشتي ميشاشيدی و همانطور که خودت گفتي حکمش اين است که زنت بر تو حرام است و بايد سه طلاقه اش کني. يا الله زنم را پس بده . آخوند زرنگ پوزخندی زد و گفت البته شما درست ديدی که من ايستاده و رو به قبله اِستاده بودم و ميشاشيدم اما متوجه يک نکته نشدی. مرد بيچاره گفت چه نکته ای؟ آخوند محل گفت : نکته دراينجاست که با اينکه رو به قبله ايستاده بودم ولي سرش دست خودم بود و آنرا کج گرفته بودم (با عرض پوزش از بهداشتي نويسها و بهداشتي خوانها) سر آلتم را کج گرفته بودم و ميشاشيدم برای همين چون سر ک ...رم رو به قبله نبود و آن را کج گرفته بودم اين حکم برای بنده نافذ نبوده و قابل اجرا نميباشد.
در اينجا رهبر معظم انقلاب صحبت خود را به اتمام رسانده خطاب به خبرنگاران مات و مبهوت گفتند: حالا فهميديد چرا با آنکه در رساله توضيح المسائل امام راحل خميني کبير ...و همچنين ساير علما و فضلاو....و همچنين رساله کپي شده بنده ....(و حتي شايع است در قرآن هم ...) اين مطلب به وضوح آورده شده ولي باز هم بنده حق دارم آنرا تغيير داده و اعلام کنم که ديه مسلمان و غيرمسلمان برابر است؟ خبرنگار خنگ ايسنا با عرض پوزش و خجالت پرسيد: نه جناب رهبر من هنوز نفهميدم. جناب خامنه ای فرمودند: ای مردک ابله ، دليلش واضح و مشخص است...چون سرش دست خودمان است بنابراين ميتوانيم اين حکم را بکنيم و اين تغيير در رساله ها و قرآن نه تنها تحريف محسوب نشده بلکه شاهد ديگريست بر اين مدعا که دين اسلام همگام با زمان به جلو رفته و نه فقط برای 1400 سال پيش و الان و زمان کنوني ،....بلکه برای آينده نيز تا ابدالدهر قابل اجرا و استفاده خواهد بود. با يک تير چند نشان ميزنيم . هم دهان سازمانهای حقوق بشر و غيره را که اين حکم برابر نبودن ديه مسلمان و غيرمسلمان باعث اعتراضشان شده بود را ميبنديم و دول غربي را ساکت ميکنيم. هم کلي ژست دمکراتيک بودن اسلام را گرفته و مدعي ميشويم که اسلام همواره با زمان جلو رفته و آپ تو ديت(Up To Date) است....
تازه مگر اجرای اين حکم با کيست؟ با قوه قضائيه ....آنجا هم که باز سرش دست خودمان است و ريش و قيچي دست سعيد جان (همان مرتضوی)است و هرجور که بخواهيم و به نفعمان باشد اين حکم را معني ميکنيم. همانطور که ميدانيد در دين مبين و شرع انور اسلام برای هر حکمي تفاسير متعددی وجود دارد که بنا به اقتضای زمان و مکان و منافع و مصالح همگاني امت اسلام از آن استفاده ميشود . پس ميبينيد که مشکلي وجود نخواهد داشت ، از طرف ديگر اگر باز هم مشکلي بود آنقدر تبصره و ماده در آن حکم کذائي ميگنجانيم که غيرمسلمان اگر هرچقدر هم زور بزند نتواند حقش را بگيرد و آخر خودش مثل بچه آدم راهش را گرفته و پي کارش برود و تازه خوشحال هم باشد از اينکه بخاطر غير مسلماني حقش را کف دستش نگذاشته ايم....
در اينجا خبرنگاران محترم به ذکاوت و هوش جناب سيد علي آفرين و احسنت گفته و بدو رو رفتند به هيئت تحريريه که اين خبر مهم را به گوش جهانيان برسانند تا همه به اين حکم جديد رهبر واقف شده و به درايت ايشان و طرفداريشان از حقوق بشر و سازگاری کامل اسلام با دمکراسي (همانطور که شيرين عبادی زر زده بود) ايمان آورند.....
البته پس از پخش خبر نتيجه برعکس شد و اين حکم رياکارانه سيد علي سبب شد تا همگان بدانند که اين آخوندک های مسلمان چه موجودات موذی ، دورو و رياکار و پدر سوخته و اين مذهب اسلام چه مذهب تخماتيک و قابل سوء استفاده ايست که براحتي ملعبه دست 4 تا آخوندک بدذات و سوء استفاده چي قرار گرفته و جهت تحميق ملت ها از آن استفاده ميشود.!!!!!











........................................................................................

Saturday, December 27, 2003

٭ به پيمان گفتم که حتما" دنبالش بگردد، پيدايش کند و پيغامم را به او برساند.به خداي محمدت قسم که به پيمان گفتم...وقتي داشت برميگشت به هانوفر.يک ماهه آمده بود ايران و ديگر داشت بالا مي آورد ازآنچه دراينجا ميديد و خوشحال بود که دارد دوباره به تبعيد خودخواسته اش به هانوفر برميگردد .....گفتم که وقتی برگشتی حتما" برو کامران بزرگ نيا را پيدا کن. کامران بزرگ نيا شاعر اين خاک پرگهر..يا شايد گوه و ان ، آنجا آنور دنيا توی هانوفر دارد هويج ميفروشد همانجائی که تو پيتزا فروشش هستي و دوسال پيش به جرم کله سياه بودن توی ايستگاه مترو محض تفريح کتکت زدند و اگر پليس سر نرسيده بود شايد الان توی قبرستانش هفت کفن پوسانده بودی..... .مطمئنم که آنجا پيدايش ميکني ، آخر اکبر گفته......توی آن نوشته اش ...چه بود؟ همان که بي اشک محال است بتواني بخوانيش ....اسمش چه بود؟ لرزش انگشتهای گلشيری ، لرزش تنم....آنجا گفته که که کامران هانوفر است. رفتي هانوفر حتما" پيدايش کن و بهش بگو فضول بهت سلام رساند وگفت بخدا قسم ، به خدائي که تو ميپرستي يا نميپرستي قسم ، هويج فروشي توی هانوور شرف دارد به زندگي در سرزميني که رهبرش جاکش باشد ، رئيس جمهورش جاکش باشد و نماينده مجلسش جاکش باشد. بهش بگو فضول گفت هويج فروشي که هيچ ... کاريست برای خود و بسيار هم شرافتمندانه است، ولي اگر آنجا جاکشي هم کني شرف دارد به سرزميني که در آن فروهرش را مدعيان امنيت ملت کاردآجين ميکنند.مختاری و سعيدی سيرجاني اش را سربازان گمنام امام زمان به جرم وطنپرستي بقول خودشان راحت ميکنند. سياوش را بخاطر وبلاگش به اطلاعات ميبرند، افشاری اش و سيامک پورزندش را تواب ميکنند و دهان هيس را ميبندند، چونکه گفته ازين وضع خراب... غمم ميشه ، غمم ميشه ..... و ندا را از وبلاگ نويسي پشيمان ميکنند و باطبی اش را در زندان ميپوسانند. بهش بگو شرف دارد به ماندن در خاک جاکش پروری که نويسنده اش ، اکبر سردوزامي اش را ناچارميکند به کپنهاک برود تا درآنجا لله بچه ها شود و برای پلنگش شعر بگويد و از اثرات عفن خاک ذلت پروری که ازش فرار کرده بي اعتمادی گربه وارش را هميشه بردوش خود بکشد. بگو گه بگيرند اين خاکي را که نويسنده اش رضا قاسمي کتابش دراينجا برنده جايزه شود ولي خودش جرات نکند از ترس مميزان نظام جمهوری اسلامي پايش را به خاک اينجا بگذارد. بهش بگو فضول گفت دمت گرم ودم همه شما گرم که رفتن را به ماندن در اينجا ، دراين فضای عفن پر از ريا ، دروغ و تظاهر به مذهب و ننگ تسليم ترجيح داديد.بگو که که دمت گرم که از سرزميني که قهرمانانش همه تقلبي و فرمايشي وامثال طبرزدی و حجاريان و گنجي و شعله سعدی و سازگارا و امثال اين پفيوزها هستند فرار کردی و ريدی به امام زماني که سربازان گمنامش اين جاکش ها باشند.. بگو که در اينجا هم اگر قاصدک و زيتون و آذرو گنگ خوابدیده وقيصرفروغ و ليلای ليلي و هفت خط و......نيستند .... ولي صدايشان هست ، وبلاگشان هست ، آهوی سه گوش هست .....که اگر نبود، اگر سيب زميني نبودو اگر خلبان کور نمينوشت و اگر حسن آقا اميد نميداد و به هر بهانه ای مارا با گل کو و گلناز دور هم جمع نميکرد و لوگو نميساخت ،ما هم خيلي وقت بود که پوسيده بوديم..خيلي وقت بود.......
آخه خيلي وقته که شاملو گفته... کامران جان مگه نشنيدی شاملو چي ميگفت؟...
....ديگه مهتاب نمياد...کرم شبتاب نمياد
برکت از کومه رفت،رستم از شاهنومه رفت
تو هوا وقتي که برق ميجه و بارون ميکنه ، کمون رنگ و برنگش ديگه بيرون نمياد
رو زمين وقتي که ديو دنيا رو پرخون ميکنه ، سوار رخش قشنگش ديگه ميدون نمياد
شبا شب نيست ديگه يخدون غمه، عنکبوتای سياه تو هوا تار ميتنه












٭ دلم از مرگ بيزار است
كه مرگ اهرمن خو آدمي خوار است



زمين پير دوباره لرزيد و كشت و كشت و كشت.....
(قاصدک)


فاجعه زلزله بم را که منجر به کشته شدن بيش از بيست هزارنفر از هموطنانمان شده است را به تمام ايرانيان تسليت عرض نموده و بسيار متاسفيم که با اينکه روی چاه نفت داريم زندگي ميکنيم برای کمک به زلزله زدگان بازهم کاسه گدائي نظام اسلامي بسوی مردم دراز است و چپ وراست شماره حسابهائي اعلام ميکنند که معلوم نيست واقعا" برای کمک به زلزله زدگان صرف ميشود يا شماره حساب آقازاده ها و علمای عظام شرع النور است!!!حساب ارزی هم اعلام کرده اند برای دلارها و يوروهای ملت خارج از کشور...














........................................................................................

Thursday, December 25, 2003

٭ اخبار گویا را ازاین آدرس جدید بخوانید.خوشبختانه هتوز وقت نکرده اند اینیکی را فیلتر کنند:
Http://khabarnameh.gooya.com
.................
اين دو مطلب زيررا در سایت http://gooyanews.blogspot.comنیز قرار داده ام بدلیل اهمیتشان....همانطور که میبینید کار بجائی رسیده است که فدائیان خلق اکثریت که همیشه دنباله رو حزب توده و در نتیجه بطور ضمنی مدافع سیاستهای نظام بوده اند نیز اینبار به اهمیت عدم شرکت مردم در انتخابات وتحریم آن پی برده اند. و در مقاله دوم نیز از زبان یک روحانی عمامه به سر که طبیعتا" منافعش در برسر کار ماندن این رجااله هاست نیزتحول ایجاد شده و ایشان هم خواستار تحریم انتخابات از سوی مردم هستند.

بيانيه فدائيان خلق (اکثريت): در انتخابات غيردموكراتيك مجلس هفتم شركت نكنيد!

هيئت سياسى ـ اجرايى سازمان فدائيان خلق ايران (اكثريت)
اول دى ماه 1382
---------------------------

چرا روحانيون فتوای تحريم فعال در انتخابات را نمی دهند؟ محمد هادی معصومی

تهران چهارشنبه سوم دی ماه 1382 محمد هادی معصومی

=====================
اینبار تحریم همگانی خواهد بود و همین موضوع است که آقايان را به وحشت انداخته و با تلاشهای مذبوحانه خومد در صدد سانسور اخبار ، فیلترکزاری اینترنت ،اعدام مجرمان در ملاء عام جهت زهرچشم گرفتن از مردم وخلاصه هرنوع اقدامی در جهت خنثی نمودن این حرکت دسته جمعی مردمی هستند.
بیایید منطقی قکر کنیم. اصولا" وجود مجلسي از اين نوع بودن يا نبودنش چه فايذه ای بحال مردم تابحال داشته يا خواهد داشت؟؟ به نمونه کوچکی از طرز عمل این مجلس (فقط يک نمونه کوچک) توجه بفرمائيد:اعلمی در رابطه با پرونده استات اويل : اتهام(رشوه خواری) منسوب به يكي از آقازاده‌ها (فرزند رفسنجنی)بود، از من خواسته شد از پيگيري اين سوال صرفنظر كنم

حضور پرشور مردم در انتخابات ریاست جمهوری و مجلس دوره ششم که تمام منافعش به حساب جمهوری ننگین اسلامی ریخته شد تا چه حد در سرنوشتمان موثربود که این یکی بخواهد تاثیر داشته باشد.این نکته را از ازدوستانی میپرسم که چون انتخابات را حق ملت میدانند عدم شرکت در آنرا به بهانه عدم شرکت در سرنوشت خود نفی میکنند.که این هم به نظر بنده تنها یکی از ترفندها ذو شیوه های روانی رژیم جهت تحریک مردم به شرکت در انتخابات میباشد و بس.....همه میدانند ،قدرتهای خارجی نیز بخوبی فهمیده اند. حتی مسئولین نظام نیز بخوبی به این نکته واقف شده اند که تحریم انتخابات این دوره تیر خلاص در مغز جمهوری اسلامیست و به همین دلیل است که کوشش دارند از هر طریق ممکن ملت را بپای صندوقهای انتخاباتی بکشند. تصويب قطعنامه سازمان ملل درباره نقض حقوق بشر در ايران نیز نشانه دیگری از عدم حمایت دول خارجی از این رژیم ضدخلقی و نزدیک بودن پايان کار این شب پرستان میباشد.اشتباهی که 24 سال تکرار شد اینبار دیگر غیرقابل بخشایش است و به جرات میتوان گفت که اگر اینبار هم ملت با شرکت در انتخابات عمر رژيم جمهوری اسلامی را طولانیتر کنند به حق سزاوار حاکمانی چنین هستندومحکوم به ذلت .ملتی که خود نخواهد از زيريوغ ظالمان خود را بيرون بکشد همان بهتر که تا ابدالدهر بندگي و اطاعت را پیشه نموده و در ذلت زندگي کند!!!.















........................................................................................

Wednesday, December 24, 2003

٭ IMPORTANT NOTICE:
دوستانی که قادر به رفتن به سایت اخبار گویا نیستند میتوانند به سایت آيينه ای آن در اين آدرس مراجعه نموده و صفحه اصلی اخبار گویا را ببینند:
http://akhbargooya.blogspot.com


========================


خطرجنگ با اسرائیل جدیست واین ترفند دیگریست برای بقاء نظام منحط اسلامي

جناب درخشان در مقاله خود با عنوان ((چرا ايران و اسرائيل به هم نياز دارند))ضمن برشمردن دلايل خود برنامه فرضي کانديداتوري خود در مجلس خيالي آينده را هم بيان فرموده اند.مسئله دشمني و پروژه دشمن سازی تنها محدود به اسرائیل نبوده و درموردکشورهای دیگری همچون مصر ، آمريکاوحتی آذربایجان شوروی نیز چنین رويه مذمومی از اوان انقلاب توسط روحانیون حاکم در پیش گرفته شده و در طي این ۲۵ سال با وجود مضرات فراوان این دشمن سازیها و دشمن انگاریهای احمقانه حاکمان ازین سیاست مضر و مهمل خود دست برنداشته اند. البته این رجاله ها برای این کار خود دلایلی هم دارند. اول آنکه قيام ۵۷ با شعار مرگ بر آمريکا و اسرائيل کاملا؛ ادغام شده و جدا نمودن این شعار توخالی از شعارهای قعلی به معنای انحراف در اهداف انقلاب اسلامی تلقی خواهد شدوتنها زرنگی حاکمان در این مورد دادن چراغ سبز به این حکومتها در پس پرده و اعلام این نکته به این حکومتهاست که این شعارها تنها مصرف داخلی داشته وتنها به منطور استفاده ابزاری وتحمیق مردم بکار میرود...والا کیست که نداند حتی فلسطینیان هم با وجود این هنه حمایتهای همه جانبه از ایران وایرانی متنفرند و ما را به عنوان عجم و دشمن اعراب به حساب می آورند؟يکي از احمقانه ترین اعمال حکومت اسلامی نامگذاری خياباني بنام قاتل و تروریست انورالسادات بنام خالد اسلامبولیست که علاوه بر برانگیختن احساسات ضدایرانی مصریها ایران را در لیست کشورهای حامی تروریسم قرار داده است. ۲۵ سال است که بخاطر این عمل احمقانه و نام یک خیابان رابطه بین ایران و مصر به تیرگی گرائیده تا حدیکه حتی صدور ویزای توریستی برای ایرانیان از سوی دولت مصر غیرممکن گردیده است. براستی به این سبک دیپلماسی و روابط خارجی چه نامی میتوان نهاد؟ياسرعرفات علنا؛ به قوم ايراني توهين نموده و عجم ها را دشمن شماره یک اعراب بشمار می آورد اما این خشکه مغزان از قالیجه عرفات و فلسطین پایین نیامده و کماکان با طرفداری از یک کشور خیالی بنام فلسطین و نادیده کرفتن قدرت مهمی همچون اسرائیل در منطقه خاورمیانه موجبات تمسخز استهزاء و تفریح جهانیان را فراهم می آورند. میبینند که در جنگ بین ایران و عراق هردوطرف دعوا از اسلحه های خریداری شده از اسرائیل و آمریکا(گیريم با واسطه) استفاده میکنند و بازهم دست از این لجبازی مسخره برنداشته و کار را بجائی میرسانند که آن پیرمرد مخبط با اعلام نوشیدن جام زهر بدون دريافت حتي يک شاهی خسارت جنگ را خاتمه داده و در واقع پیروز واقعی در جنگ را همان آمريکا و اسرائیل اعلام نمايد و جواب خون حوانان ۱۲-۱۵ ساله ای که گوشت دم توپ شده و بر روی میدانهای مین فرستاده شدند را به خدا واگذار نماید!!!!کدام عقل سالمی میتواند به این نکته باور کند که در طی این سالها انتفاضه و جنگ مشت با کلوله سبب استمرار مقاومت فلسطینیان در برابر اسرائیل بوده است؟ حتی از یک دهاتی بیسواد بیخبر از علم سیاست هم اگر بپرسید و میزان سلاحها و افراد ارتش اسرائیل را با سنگ پرانهای فلسطینی جمع و تفریق کنید به شما خواهد گفت که بیرون کردن فلسطینیان از اسرائیل يا حتی کشتار دسته جمعیشان برای نیروهای اسرائیلی بیش از ۲۴ ساعت زمان نخواهد برد و باید عمیقتر اندیشید که منافع استمرار این جنگ نابرابر فرسایشی بگونه ایست که اسرائیل حتی الامکان با تظاهر به ترس از جنبش انتفاضه به طولانیترشدن آن کمک میکند.آنوقت این رجاله های بیخبر از سياست و مثلا استاد دیانت همچون درازگوشي به دام این حقه آمریکا و اسرائیل افتاده وکماکان با ارسال کمکهای مالی ،تسلیحاتی کارخانه های تولید سلاح غرب را تغذیه میکنند. اسرائیل وجود دارد وهرچه هم ما در نقشه جغرافیاییمان آن را نادیده بگيريم اما تاثیرات این قدرت را در معادلات جهانی و خاورمیانه نمیتوانیم نادیده بگیریم. چرا همیشه باید در جبهه فقرا ،بیچارگان ، شکست خوردگان و غیرمتمدن ها باشيم؟ اين چه ايده کثيف و مشئوميست که هميشه بايد در طرف ضعیفتر قرار گرفته و آنرا حق وانمود کنیم؟ کشورهائی مانند آلمان و فرانسه و ....ساير کشورهای اروپائی حتی يک قطره نفت هم ندارند،در سياست خارجیشان هم کاری بکار اسرائيل و فلسطين ندارند و اصولا؛ در اين جنگ بیمعنی دخالت نمیکنند.با این وجود ببینید که به کجا رسیده اند و آرزوی هر جوان ایرانی فرار از بیغوله ثروتمند پر از نفت ایران و زندگی در آن کشور اروپائیست که با وجود بی نفتيش هم ثبات اقتصادیش از ما بالاتر است هم ارزش پولش بیشتر است وهم تورمش از اینجا کمتر....تا کی میخواهید برای فلسطینیان احمقی که زمینهایشان را به یهودیان فروخته و اکنون دبه میکنند اشک تمساح بریزید با وجود اینکه میدانید همین فلسطینیان بیچاره قابل ترحم از دشنان اصلی عجم ها بوده اند و هنوز هم هستند؟ تا کی میخواهید با ۴ تا کشور بدبخت و بیچاره مثل خودتان هی خودرا بزور به اتحادیه های عربی زورچپان کنید با اینکه میدانید آنها پذیرای ایرانیان و غیرعرب نخواهند بود؟ اسرائیل اگر بخواهد میتواند یکروزه قائله انتفاضه و فلسطین را خوابانده و چنان با قدرت عمل کند که حتی یکی از کشورهای عرب منطقه هم جرات نطق کشیدن نداشته باشد...همانطور که بارها در تل رعتر و نوارمرزی لبنان و....غیره دیدیم.مگر ندیدید که رهبر پیزوری حماس یاسر عرفات مدتها در خانه اش در محاصره تانکها و سربازان اسرائیلی بود ؟مثلا؛ برایشان کاری داشت که با يک گلوله تانک زرتش را قمصور کنند؟چرا خودتان را به حماقت و سادگی میزنید؟فکر میکنید برای اسرائیل کاری دارد که به بهانه وجود سلاح کشتار جمعی در ایران چندتا موشک به تاسیسات هسته ای ما بزند؟ و اگر بزند شما چه گوهی خواهید خورد؟ بجز شعار و نفرین و دعای شب جمعه چه پشتوانه ای در برابر حمله اسرائیل خواهید داشت؟ البته همه اینها برنامه است. از کنار سخنان وزیر دفاع ایران و اولتیماتوم هاشمی رفسنجانی به اسرائیل بسادگی نباید گذشت.وزيردفاع ايران در واکنشی شديد به سخنان تهديد آميز وزير دفاع اسرائيل اعلام کرد در صورت اعمال تهديد عليه ايران، هيچ مکانی در اسرائيل براى سران اين رژيم امن نخواهد بود.

هاشمي رفسنجاني :اسرائيل را از كرده خود پشيمان مي كنيم

جنگ ایران و عراق نیز درست در زمانی اتفاق افتاد که مسئله گروههای مخالف نظام اسلامی حاد شده بود و ایران از لحاظ بیکاری و رکود اقتصادی تحت فشار بود. در چنین برهه ای از زمان که مخالفتهای علیه نظام جمهوری اسلامی شدت پیدا کرده و ۹۰ درصد جامعه ایران خواستار تغییر رژیم جمهوری اسلامی هستند چه ترفندی بهتر از ایجتد جنگی دیگر و اینبار با اسرائیل....ملت ایران در عین تمام خصوصیات بد و مبتذل فرهنگیشان این را ثابت کرده اند که به حد اعلی وطنپرست هستند. در چنین موقعیتی که نظام در خطر فروپاشی قرار دارد بهترین چاره رهائی از این وضعیت بحرانی ایجاد جنگی دیگر و برانگیختن احساسات وطنپرستانه ایرانیان است.این رجاله ها بخوبی میدانند که ملت ایران هر حکومتی حتی استبدادی را بر سلطه بیگانگان ترجیح میدهد وازین نکته به بهترین وجهی سوء استفاده خواهند کرد.خطر جنگی ناخواسته به تحریک ملایان در پیش است و اینبار دشمن اسرائیل انتخاب شده است. هوشیار باشید که اینبار ناخواسته در دام جنگی بیحاصل نیفتیم که این جنگ آتی تنها بسود بقای نظام منحط جمهوری اسلامی خواهد بود و بس....
















........................................................................................

Tuesday, December 23, 2003

٭ آدم بعضی از خبرها را که میخواند بجز خنده و تفریح از حماقت بعضیها کار دیگری از دستش برنمی آید.به نمونه هائی ازین نوع خبرها دقت بقرمایید:
وزيردفاع ايران در واکنشی شديد به سخنان تهديد آميز وزير دفاع اسرائيل اعلام کرد در صورت اعمال تهديد عليه ايران، هيچ مکانی در اسرائيل براى سران اين رژيم امن نخواهد بود.
حالا اینکه جناب وزير محترم دفاع با تکیه بر کدام قدرت نظامی یا سلاح پیشرفته ای که ایران در اختیار دارد چنین کرکری میخواند خودش یک یک بحث مفصل ازنوع آخوندی نیاز دارد که در حوصله این وبلاک نخواهد بود.شاید این جناب هنوز در رویای آن جوانان 12-15 ساله ای که روی مین میرفتند تا بهشتی شوند بسر میبرد که چنین درفشانیهائی میکنند...هرچه که هست باید به این وزیر محترم هشدار داد که از خواب خوش و رویای تعبیرناشدنیش بیدار شود و کمی وافع بینانه تر زارت و زورت نماید.
.........................

به گزارش واحد مرکزي خبر ، آيت الله فاضل لنکراني در پاسخ به استفتاء جمعي از مسلمانان مقيم اروپا در خصوص وظيفه مسلمانان مقيم بويژه خواهران مسلمان در قبال طرح ممنوعيت حجاب در غرب ، تاکيد کرد: حجاب از ضروريات دين است و خواهران محترم مکلف به رعايت آن در هر شرايطي هستند و بر عموم مسلمانان نيز لازم است نسبت به اجراي دستورات متعاليه مراقبت نمايند و چنانچه گروه يا دولتي درصدد تضعيف آن برآيد، بر همه مخالفت با آن واجب است.ايشان تلاش برخي دولتهاي غربي در محدود کردن التزام مسلمانان بحق مسلم عقلاني و ديني خود را، روي آوري به قهقرا و مبارزه با دين دانسته و تاکيد کرده است : اروپا و دولتهاي غربي که خود را بظاهر مهد تمدن و آزادي و دمکراسي مي دانند و امروزه خود را متولي حقوق بشر ساخته اند، چگونه در برابر اين حق مسلم عقلاني که هر انساني مي تواند ملتزم به دستورات دين خود باشد، ايستاده و چرا به قهقرا رفته و مبارزه با دين را که مکررا شکست خورده مجددا آغاز کرده اند. حضرت آيت الله فاضل لنکراني خطاب به دولتهاي غربي تاکيد کرد: اينان بدانند هرگز در اين امر موفق نخواهند شد.
معنای قهقرا را هم فهمیدیم. خدا پدر این فاضل لنکرانی را بیامرزد که مارا از اشتباه بیرون آوردند و ما که تابحال فکر میکردیم بزور چماق روسری و چادر سر مردم کرذن را قهقرا میگویند فهمیدیم که نه خیر.....بالعکسش هم قهقراست........
هاشمي رفسنجاني :اسرائيل را از كرده خود پشيمان مي كنيم
نمیدانم اول وزیر دفاع بود که برای اسرائیل شاخ و شانه کشید یا این جناب رفسنجانی....هرچه که هست انگار این دو گوساله ازیک آخور آب میخورند که چنین تصورات تخیلی را در ذهن علیلشان پرورش میدهند. مردک عوضی ملتت دارند از گرسنگی بیکاری فقر و اعتیاد از بین میروند آنوقت تو داری برای 4 تا فلسطینی پاپتی (که حتی خود آنها هم قبولتان ندارند ) برای اسرائیل خط و نشان میکشي و لاف میزنی؟ اینگونه قرمایشات درست مثل همان جریان گوز در بازار مسگرهاست و لاغیر....
............................
به این دو خبر دقت بفرمایید وببینید که نتیجه اعمال این عربزادگان بی هویت حاکم بر ایران کاررا بجائی رسانده که دیگر قورباغه هم برای ما ابوعطا میخواند و عربها طلبکارمان شده اند:
. حمايت شوراي همکاري خليج فارس از ادعاهاي امارات درباره جزاير سه گانه ايراني
دولت كويت پهلو گرفتن كليه كشتي‌هاي ايراني در ساحل اين كشور را تا پايان اجلاس شوراي همكاري ممنوع کرد
چه باید گفت به این رجاله های بی هویتی که درنتیجه اعمال وکردار غیرمسئولانه خود کاررا بجائی رسانده اند که حتی مالکیت ارضی خاک میهنمان در معرض تهدید اعراب ملخ خوار خلیج همیشه فارس قرار گیرد؟براستی که کراهت دارد کشورهای کوچک و بی اهمیتی همچون امارات و کویت (که روزگاری خود جزو خاک ایران بوده اند) اکنون برای ما شاخ و شانه بکشند وآنوقت دل ما به این خوش باشد مه مثلا" وزیر دفاعمان به اسرائیلیها اولتیملتوم دلده وتهدیدهای توخالی صدتا یک غاز نموده است!!!!!
.............................












........................................................................................

Monday, December 22, 2003

٭ همانطور که قبلا" نوشتم برای کسانی که قادر به دیدن این وبلاگ نیستند (بدلیل فیلترینگ دیتای مخابرات) سایت آيينه ای در این آدرس ایجادکرده ام که از دوستان تقاضا کردم این مطلب را در وبلاگشان متذکر شوند که نشدند...یا من هنوزدر هیچ وبلاگی ندیده ام که گفته باشند...(ما ز یاران چشم یاری داشتیم.....) هرصورت امید عزیز لطف کرده اند و برای وبلاگ شمرنامه یک سایت آیینه ای در اين آدرس درست کرده اند که دوستان میتوانند برای خواندن این وبلاگ (شمرنامه) از این آدرس استفاده کنند.ایکاش که امید برای سایت اخبار گویا نیزدرصورتیکه از لحاظ فنی ممکن باشد چنین کار مشابهی بکند ..امیدجان از زحماتت ممنونیم .. موفق و پیروز باشید
فضولک ===========================

مدتیست که یکی ازدوستان نسبتا" محترم بانام مجتبی در قسمت نظرخواهی این وبلاگ حقیرمارا ازنظرات صددرصد اسلامی و ولائی خود مستفیض میکنند وآنچنانکه ازسبک نگارش ایشان ومیزان ادب واخلاقیاتشان مشخص است بایدازمسلمین دوآتشه ای که خود راحزب اللهی میدانند باشد.ضمن تشکر ازراهنمائیهای ایشان وادبشان که نشانه شخصیت ایشان وهمکیشانشان میباشدتنهایک تقاضای کوچک ازنامبرده دارم:
دوست(یادشمن) عزیز نادیده ،لطفا" برای بنده تنهایک مسئله کوچک اسلامی (تیمم)ولزوم آن را با دلایل علمی و منطقی تشریح بفرمائید تا بنده تا ابد خدمتگزارشما وپیغمبرتان باشم.نوجه بفرمائید که بننده دلیل علمی و منطقی از شما میخواهم نه دلیل شرعی....که ازینگونه دلایل پذیرش تعبدی وکلاههای شرعی بسیار دیده و هیچکدام ازینگونه لاطائلاترا به پشمم هم حساب نمیکنم.شما که یک مسلمان وافعی هستید(از طریقه گفتارتان کاملا" مشخص است) مسلما"دلیلی برای اثبات این قضیه دارید که چرا وقتی در جائی آب نباشد مسلمین محترم با مالیدن خودشان به خاک و خل و انجام عمل مسخره ای با نام تیمم همینجوری الکی خود را پاک ومطهر درنظر گرفته وعلاوه برکثافات قبلی میکروبهاوباکتریهای موجود در خاک را هم به آلودگیهای خود اضافه مینمایند؟ ضمنا" خواهشمندم در مورد شرایط تیمم وغیره برایم مثال نیاورید که بنده این درس را فوت آبم و تنها خدمتتان متذکر میشوم که آن شرط پاک وطاهر بودن خاک مورد استفاده تیمم به هیچوجه قابل اجرا نیست....چون در جائی که حتی یک کف دست آب برای وضو گرفتن وجود ندارد انتظار وجود آزمايشگاه و لابراتوار پیشرفته ای که پاک بودن خاک مورد نظر را آزمایش نماید ده تنها ممکن نیست بلکه به جرات میتوان گفت گوه زیادی خوردن است....
مجتبی جان جواب همین سوال را اگر درست ودرمان دادی و مرا متقاعدکردی بنده تا ابد چاکر توو پیمبرت خواهم بود اما اگر ندادی لطفا" از شکزخوری اضافه در نظرخواهی های این وبلاگ خودداری کن و رویت را کم کن .باشد؟
اصلا" برو از بزرگترت بپرس، از آخوند محله يا امام جمعه شهرتان يا از خود سيدعلی گدا بپرس و اینجا يا توی وبلاگت يا هر وبلاگ دیگری که خواستی جواب بده. اصلا" مجتبی که هيچ هریک از وبلاگنویسان مدعی اسلام که خ.استند جواب بدهند بنده چاکرشان خواهم بود و همان قولی که به مجتبی دادم را به آنها هم خواهم داد...باشد؟؟
....................

كروبي: مردم به كساني كه قانون اساسي و نظام را قبول ندارند راي نمي‌دهند
البته ایشان تا حدی درست میفرمایند زیرا ملت ایران نه تنها به اینجور اشخاص بلکه به اشخاصی که این خزعبلات را باور دارند هم رای نخواهند داد. این توبمیری دیگر از آن تو بمیری ها نیست و ملت ایران با تجربه تحریم انتخابات شوراها مطمئنا" اینبار متحد و یکپارچه انتخابات را تحریم خواهند کرد.
حالا این رجاله ها هرچه میخواهند میتوانند تئوری صادر کنند و پیشبینی های صد من یک غاز تحویل دهند.اما ملت تصمیم خودرا گرفته و به این تصمیم وفادار خواهد ماند. یعنی تحریم انتخابات














........................................................................................

Saturday, December 20, 2003

٭
........
خسن آقاي عزيز در آخرين مطلبش با عنوان چوپان و بره‌های‌اش به تكه هائي از سخنان رهبر خودخوانده مسلمين اشاره مرده و نقاط ضعف و دم خروس را درآنها متذكر شده بود... از يكطرف به پيگيري ايشان حسوديم شد و از طرف ديگر از حال و حوصله ايشان تعحب كردم كه چطور وقت گرانبهايش را براي شنيدن لاطالاتي از آن نوع كه سيد علي گدا هفتگي و ماهانه از خود صادر ميكند تلف نموده است. البته هدف ايشان كه همانا تشويق ديگران به تحريم و عدم شركت در انتخابات است هدفي والا و لازمه رهائي ملت از چنگال اين عربزادگان بي هويت است.
در مورد عدم وجود آلترناتيو مناسب نيز بارها دوستان نوشته اند و بحث شده است. منهم به درستي نميدانم كه چگونه....ولي مطمئنم كه اگر وقتش برسد با آلترناتيو يا بدون آن حركت مردم مسير طبيعي خود را طي كرده وطومار اين حكوكت ظالمانه ضدمردمي را در هم خواهد پيچيد. از آلترناتيوهاي تقلبي كه نظام به ملت قالب نيكند نيز نبايد غافل شد. امثال حجاريان و طبرزدي و...آخر اين رجاله ها مگر چه دارند كه به ما بدهند؟حرفها و سخنرانيهاي امثال گنجي ‏- عبدي - كديور و امثالهم همه اش نق و نق معمولي و پفيوزي عادي روشنفكريست. مگر نه؟ امثال شعله سعدي و عبدي وسازگارا و ديگر مدعيان حكومت فرضي آينده مگر چه ميگويند؟ به غير از بيان بسيار مودبانه و مصلحت طلبانه و انتقاد پوشيده در لفت و لعاب و خلاصه تكرار آنچه همه مردم كوچه و بازار در اجتماع رك و راست و به فرياد بيان ميكنند چه چيزي از آنها ساخته است؟؟؟!!!؟؟
قحط الرجال است ديگر .. در مملكت كورها يك چشم پادشاه است و شعله سعدي حق دارد خودش را رهبر بلامنازع انقلاب آينده ايران بنامد و روزه سياسي؟!!؟؟ نصف روزه اش را در بوق و مرنا كند كه :آي ملت ببينيد كه من بخاطر شما و خواسته هاي شما دارم هزينه پرداخت ميكنم و مثلا دارم خودم را جر ميدهم.....
اينها فقط بادهاي موسميست ....طوفان كه فرا رسد همه اين برگهاي خشكيده بيمصرف را خواهد روبيد و حتي نشاني از آنها باقي نخواهد گذاشت. به اميد آن روز توفاني.....






















........................................................................................

Tuesday, December 16, 2003

٭ يك داستان تخيلي
ديشب كه تصوير صدام را با آن ريش ژوليده و قيافه مفلوك در تلويزيون ديدم راستش به نظرم بعيد رسيد كه آن داستانهاي خرابكاري و بمبگذاري و حملات فدائيان صدام به نيروهاي آمريكائي و انگليسي به رهبري مستقيم صدام واقعيت داشته باشد. همانوقت با ديدن حالت مريض الاحوال و ترسيده صدام تخيلم به كار افتاد و فكر كردم كه چرا اينطور نباشد؟:
صدام را همان اوائل تسخير بغداد دستگير كرده اند و در اين مدت توسط داروهاي توهم زا ‏ داروهاي روانگردان و آرامبخش در يك حالت نيمه هوش نگاهداشته اند تا در طول اين مدت به بهانه اينكه خطر صدام جديست هرغلطي دلشان خواست بكنند و با ايجاد انفجار و عمليات انتحاري منتسب به دارو دسته صدام حسين دهان سازمانهاي حقوق بشر و غيره را هم بسته نگهدارند و در پايان حالا كه آبها از آسياب افتاده يكهو جناب صدام از توي يك دخمه بدون محافظ و همراه ظهور ميكند و نيروهاي آمريكائي حلوا حلوايش ميكنند كه ببينيد چه كرديم و بالاخره اين مردك پفيوز را بدام انداختيم كه البته در كشف ايشان در اين برهه زماني خاص منافعي بيشمار نهفته است. يكي از اين منافع همانا خريدن آبرو براي جناب بوش براي انتخاب مجددش در دوره بعدي رياست جمهوريست چون جناب بوش با اين عمل متهورانه و شجاعانه اش به كنگره آمريكا و ايضا ملت آمريكا اثبات نمود كه عرضه اش زياد است و ليلقت دوباره انتخاب شدن را دارد. داشته باشيد كه همين روزها صدام لكنتي دستگيرشده فجايع بسياري را كه حكومت بعثيون به رهبري ايشان انجام داده را افشا كند و دور نميبينم كه حتي چند تا از آن سلاحهاي كشتار جمعي كه تا بحال پيدا نشده با اعترافات اين مردك نيمه ديوانه يكهو كشف شود و بدينوسيله آبروي عموسام و نوكر گوش به فرمانش بوش پسر بدينوسيله حفظ شود.
خلاصه اينكه تا بحال گم شدن صدام براي آمريكائيها فايده داشت و الان در زماني قرار داريم كه پيدا شدنش مثمرثمر ميباشد....نظر شما چيست؟
..........
سانسور سايتها و وبلاگها كماكان ادامه دارد . سايتهاي فيلتر شده در صورت احضار به صفحه ديگري لينك شده و عكس فوق نمايش داده ميشود.



در هرصورت بنده براي وبلاگ دفترچه يادداشت ايراني سايت آيينه اي در اين آدرس ايجاد كرده ام كه از دوستان خواهشمندم آدرس جديد را در وبلاگشان اعلام كنند تا اگر كساني به اين آدرس دسترسي ندارند از آن طريق چرنديات بنده را ملاحظه فرمايند.
........
پانوشت: حيفم آمد اين جمله را از وبلاگ دوست عزيزم پاگنده در اينجا نياورم:
گويی چنين است؛ بر ما مردمان اين گونه مقدر شده که هر کجا، جز در خانه ی پدری گوييم:
سلام بر ‌آزادي












........................................................................................

Wednesday, December 10, 2003

٭ نه هرکه سربتراشد قلندری داند
هیچوقت نتوانسته ام به سخنان اشخاصی همچون طبرزدی ، شعله سعدی و يا حتي امیرفرشاد ابراهیمی اعتماد کنم. بخصوص که در بسیاری از مواقع دیده ام که اقدامات و سخنان تندروانه ( .البته به موقع و درست سربزنگاه) طبرزدی چه تاثیر مخربی براقدامات دانشجويان و برنامه ريزی های آنان جهت برگزاری تجمعات و تظاهرات از قبل پیش بیني شده آنها بر عليه رژيم داشته است. اينبار هم با خواندن مقاله " گفت وگوي شهروند با اميرفرشاد ابراهيمي- به حمل تابوت خود عادت کرده ام" و با مشاهده قسمتی از این مطلب نقطه تاییدی بر شک و تردیدهایم نسبت به این شخصیت گذاشته شد. ایشان در مصاحبه ميفرمايند:
سوال:آقاي ابراهيمي شما اخيرا در مقاله اي كه براي «شهروند» نوشتيد به شكل گيري «گروه فدائيان اسلام ناب محمدي» اشاره كرده ايد، آيا تصميم به تشكيل اين گروه در همان جلسه اي گرفته شد كه در مقاله به آن اشاره كرده ايد؟
ج:بله! همينطور است. تمام هم و غم اين جلسه كه در شهرك شهيد محلاتي در يك خانه امن تشكيل شد، اسدالله بادامچيان، حسين الله كرم، حسين شريعتمداري، اكبر خوش كوش، سيدداود واقفي، سردار اميركياني و من حضور داشتيم، تلاش براي آزادي سعيد امامي بود. كوشش بر آن بود كه بار اين گناه به گردن ديگري انداخته شود.
يك طرح اين بود كه وزارت اطلاعات به خرج سپاه از زير تير خارج شود. قرار بود گفته شود كه سازماندهي قتلها به سپاه باز ميگردد. گروه اول بازجوهاي سعيد امامي به راست افراطي متعلق بودند، از طريق خود بازجوها به دستگيرشدگان از جمله سعيد امامي گفته شده بود كه اطلاع از ماجرا را از بيخ و بن انكار كنند و اگر از آنها خواسته شد كه در رابطه با دست اندركاران اين قضيه نظر خود را بگويند، سپاه را مطرح كنند.
به طوري كه در مقاله اشاره كردم پس از ملاقات اسدالله بادامچيان با سيدعلي خامنه اي و شنيدن جواب رد در مقابل درخواست آزادي سعيد امامي ما تا آنجا پيش رفتيم كه نامه اي كه من نيز در نوشتن آن دست داشتم، به امضاي خامنه اي جعل كرديم.
خطاب نامه فرمانده سپاه رحيم صفوي بود.
در آن نامه ما از زبان علي خامنه اي، فرمانده سپاه را بازخواست كرده بوديم. سئوال اين بود كه سپاه براي مقابله با نيروهايي كه به انقلاب تهاجم آورده و به نظام و امام توهين ميكنند چه اقدامات پيشگيرانه اي انجام داده يا ميدهد؟ ما در اين نامه اسامي افرادي را كه بعدها به عنوان قربانيان قتلهاي زنجيره اي معروف شدند آورده بوديم و عملا فتواي قتل آنها را صادر كرده بوديم[از زبان سيدعلي خامنه اي] .
به اين نامه در كتاب«در جستجوي محفل جنايتكاران» نوشته حميد كاوياني نيز اشاره شده است. [اين كتاب بعدها توقيف و جمع آوري شد.] آقاي حسينيان نيز در يكي از مصاحبه هايش اين نامه را به عنوان يكي از اشتباهات حزب الله عنوان كرده بود.
اين گوشه اي از صحنه سازيهاي ما بود كه قتلها را به گردن سپاه بياندازيم. بعد از آغاز اعترافات سعيد امامي و مصطفي كاظمي كه اتيكت چپ را بر خود زده بود، اين سناريو با شكست مواجه شد و پيگيري آن بي مورد بود.
پس نمايشي جديد بر صحنه آمد و در آن«فدائيان اسلام ناب محمدي» متولد شدند.
نمايش اخير دو پرده داشت، در پرده مطبوعاتي و افكار عمومي«فدائيان» با اعلاميه اي مسئوليت قتلها را به عهده ميگرفت، از «رهبري» معذرت خواهي ميكرد و ادعا ميكرد كه حكم قتلها توسط يك قاضي عادل صادر شده است.
در پرده ديگر كه در حقيقت پشت پرده بود حسين شريعتمداري و اسدالله بادامچيان نزد خامنه اي ميرفتند و...
به نظر شما اظهار چنین سخنانی جز به منظور تطهير سيد علي خامنه ای از مسئله فتوای قتلها صورت گرفته است و کيست که نداند خود خامنه ای يکي از گردانندگان اصلي و آمران اين قتلهای فجيع بوده است؟ وقتي اميرفرشاد ابراهيمي دستگير شد با در نظر گرفتن اتهامي که به او بسته بودند پيش بيني ميشد که به اين زوديها از زندان آزاد نشود و حتي انتظار ميرفت سرنوشتی نظير سعيد امامي داشته باشد. شوخي که نبود؟ پای فلاحيان و رفسنجاني و جنتي و کلي ديگر ازين رجاله های نظام اسلامي دربين بود. در مملکتي که احمد باطبي فقط بخاطر بلند کردن يک زيرپوش خوني در تظاهرات دانشجوئي به اعدام محکوم ميشود و الان سالهاست که با وضعيت وخيم جسمي و روحي در زندان بسر ميبرد چطور ممکن است کسي به سردمداران مملکت کلي اتهام ببندد و افشايشان کند و خلاصه سر سبيل شاه مملکت نقاره بزند اما فقط چند روزی در زندان باشد و بعد آزاد شود و آنقدر هم مملکت بی در و پيکر باشد که يک فرد محکوم و ممنوع الخروج که هنوز هم تکليف اتهام و مجازاتش مشخص نيست يکدفعه سر از خارج از کشور در مياورد و به عنوان يکي از چهره های شاخص اپوزوسيون هی اطلاعيه و بيانيه صادر کند؟!!!
تازه مگر نميدانيم که چنين اشخاصي دائما" تحت نظر اطلاعات هستند؟ اگر با وجود همه اين مراقبتها اميرفرشاد توانسته باشد از دست آنها فرار کند بايد ازين به بعد به جای مامور 007 جيمزباند از ايشان ياد کنيم که قادر به عمليات محیرالعقولي از اين قبيل است و بايد به پخمگي ماموران امنيتي خنديد.....ساده نباشيم. اميرفرشاد ابراهيمي و امثالهم تنها مهره های مزدوری در خدمت نظام هستند که به منظورهای مشخص به خارج از کشور فرستاده شده اند. تطهير سيد علي خامنه ای ارزش چند اتهام غيرقابل اثبات و پيش کشيدن چند موضوعي که برای همه ملت از قبل واضح و مبرهن بود درمورد سران نظام را دارد.
......
مسئله سانسور وبلاگها توسط ديتای مخابرات در حال گسترش است. ايميلهای بسياری از دوستان دريافت کرده ام که اعلام ميکنند ديگر قادر به خواندن اين وبلاگ نيستند. همين روزها يک سايت آينه ای برای اينجا درست ميکنم.با سيستم لاکپشتي اداری احتمالا" تا دوزاريشان بيفتد چند وقتي طول ميکشد . بلاگر که مجانيست هرچند تا سايت لازم باشد درآن ايجاد ميکنم .
برای شروع اين سايت را داشته باشيد.Http://iraniannotepad.blogspot.com خواهشمندم دوستانی که قادر به خواندن وبلاگ بنده هستند آدرس جديد را در وبلاگشان اعلام کنند . البته اين وبلاگ نيز کماکان فعال خواهد بود و آن يکي بعنوان سايت آينه ای استفاده ميشود.وبلاگ اصلي من کماکان اينجاست و بنده تغيير آدرس نداده ام. هر پستي که دراينجا ارسال کنم درآن يکي هم ارسال خواهم کرد.


صفحه اخباری که حسن آقا درست کرده است میتواند جای خالي گويا نيوز را برای آنها که به آن دسترسي ندارند پر کند.













........................................................................................

Tuesday, December 09, 2003

٭ انگار همین دیروز بود که روباه پیر مزورانه وبا لحنی گریه آلود خطاب به ملت میگفت: من سرمايه اندکي دارم...سرمايه من آبروی من است که من آن را در طبق اخلاص میگذارم. من به آنچه ملت بخواهند خاضعم.....حال اینها را مقایسه کنید با صحبتهای یکساله اخیر این آخوند فریبکار.... البته با نزدیک شدن قضای انتخابات احتمالا" باز کمی لحنش نرم میشود.....
تاریخ مصرف این روباه پیر خاتمی گذشته است و ملت دیگر گول حرفهای چرب و نرمش را نخواهند خورذ.
..................
طبق اخباری که دوستان میدهند اين وبلاگ و تعدادی از وبلاگهای ديگر به اضافه سايتهای خاصي توسط بعضي از سرويس دهنده ها فيلتر ميشود و مسدود شده است. گوش شيطان کر هنوز آی اس پي بنده به این سرنوشت دچار نشده و کماکام ميتوانم در خدمت دوستان باشم. این اقدامات قابل پیش بینی بود . با نزدیک شدن انتخابات آقايان در صدد خفه کردن هر ندای تحريم لنتخابات هستندو فکر میکنند با اینگونه اقدامات میتوانند راه اطلاع رسانی به مردم را ببندند. نام سایتها و وبلاگهئی که تاکنون مسدود شده اند به گفته خسن آقا بشرح زیر است:
حلقه‌های سانسور تنگ‌تر می‌شوند
دست آقای خاتمی درد نکند!! یا بهتر است بگویم دستش بشکند. اینترنت در حال سانسور شدن کامل است. راههای تنفس را دارند یکی‌یکی می‌بندند.
مسولیت این یکی دست گل را نمی‌توانند به گردن خامنه‌ای بیندازند. خاتمی شخصآ مسول این کار است. این مشکلات از وزارت خانه‌های تحت فرمان رئیس جمهور محبوب سرچشمه می‌گیرد. زمانی که حرامزاده خاتمی با کابینه سیکیم خیاری‌اش آمد مجلس همه با ناباوری گمان می‌کردند خواب دیده‌اند ولی تازه دوزاری‌های ملت شهیدپرور همیشه درصحنه افتاد، که این آقای خاتمی هم آخوند است، پس در نتیجه حقه‌بازی در ژنهایش کاشته شده و دست خودش نیست دلش نمی‌خواهد از این حرامزاده بازی‌ها در بیاورد ولی ژنهایش فاسداند، هرچه باشد او هم آخوند است.

خبر می‌رسد که درپی بستن وبلاگهای شمر- رساله - شیطان این وبلاگها (نت پد ایرانی، رهبر خودساخته و عجب) هم قابل دسترسی نیستند.
همچنین خبر می‌رسد که لیستهای پراکسی را که در صفحه مبارزه با سانسور معرفی کرده بودم دیگر قابل دست رسی نیستند. این آدرس هم دیگر قابل استفاده نیست .

ضمنا" کش گوگل را هم بسته‌اند و دیگر نمیتوان از طریق کش گوگل به سایت‌ها رفت یعنی همان دلیلی که چین گوگل را بخاطر آن بسته بود در اینجا هم اجرا شد.

همچنین سایت صدای آمريکا که برای مبارزه با سانسور در اختیار ایرانیان قرار گرفته بود مسدود شده

پیغامی که درپاسخ به تقاضای صفحه‌ها داده می‌شود این است:
شرکت مخابرات ایران
امور ارتباطات دیتا
Access denied!

آین همه تلاش را ما می‌دانیم برای چه منظور است که انجام می‌دهند وحشت از تحریم انتخابات خشتک آقایان را دارد نمناک می‌کند

دوستانی که در ایران هستند و برای دسترسی به گویانیوز مشکل دارند این لینک را امتحان کنید نتیجه‌اش را در نظرخواهی به من اطلاع دهید.
..................
صفحه اخباری که حسن آقا درست کرده است میتواند جای خالي گويا نيوز را برای آنها که به آن دسترسي ندارند پر کند.













........................................................................................

Monday, December 08, 2003

٭ ٭ دوستان عزیز ، امروز هم سايت اخبار گويا Http://gooyanews.blogspot.com را آپديت کردم . اميدوارم مورد استفاده دوستاني که به دليل فیلترینگ قادر به استفاده از اخبار گویا نیستند قرار گیرد. مقالات و اخبار مهم گویا نیوز در این آدرس قرار داده شد.

=+=+=+=+=+=+=+=+=+=+

پرسه در مقالات و نوشته ها و اظهارنظرها و اتفاقات.... در مورد انتخابات

باز زمان انتخابات نزديک شد و مملکت اسلامی دارد مملکت گل و بلبل ميشود. همه مسئولان دلسوز، مردمي و شبانه روز در فکر آسايش و راحتي مردم هستند.از يکطرف خاتمي عزيز رئيس جمهور محبوب و مردمي به وزراي كشور و اطلاعات دستور برخورد با عوامل تعرض به فعاليتهاي قانوني و اجتماعات را صادر ميکنند.از طرف ديگر جناب کروبي رئيس مقتدر مجلس شوراي اسلامي چنين نصيحت ميکنند که زمان انتخابات نزديك است، از بحث‌هاي تشويش‌برانگيز خودداري كنيد، جناب مستطاب علي اكبر موسوي خوئيني از خود خود مقام معظم رهبري درخواست عاجزانه ميکنند که ايشان با درايت بي نظيرشان موانع مشاركت مردم در انتخابات را برطرف كنند، آنهم با لحني که انگار که حرف حساب به گوش اين مستبد خودباخته ميرود و همه مشکلات زير سر ديگران است و فقط مشکل بيخبري رهبر معظم از مشکلات موجود است که آنهم الحمدالله با نامه اي که ايشان به حضور مقام معظم نوشته اند حل شده و ديگر هيچ مشکلي براي شرکت مردم در انتخابات وجود نخواهد داشت. انتقاد از خود در بين مسئولين رواج ميابد و همه به پاچه خواري ملت پرداخته اند و از رفتار گذشته عذر ميخواهند. هرچند که بقول خانم اميري : تاريخ ايران مملو از ببخشيد گفتن هاي نابهنگام است. وقتي آخرين شاه پهلوي باآن قيافه درهم شكسته وشكست خورده درتلويزيون مي گفت ببخشيد ؛ حواسش نبود كه آن ببخشيد ديرهنگام است. و يادمان باشد كه پاسخ ببخشيد هاي ديرهنگام ”خواهش مي كنم “ نيست. باد كه بكاري توفان درو مي كني..... اين انتقاد از خودها بدانجا ميرسد که يکهو ميبيني اعتراض ها و انتقاداتي كه طي دو دهه‌ي گذشته نسبت به برخي تخلفات و تعديات ( و ايضا شکنجه ها و تعذير ها) در مراحل بازجويي نسبت به متهمان صورت گرفته است همينجوري يکدفعه در افکار جناب علي نجفي توانا متبلور شده و ايشان اعلام ميکنند که :كج‌رفتاري‌هاي گذشته در مراحل بازجويي مورد انتقاد مسوولان است !!! از طرف ديگر چنين تظاهر ميشود که عامل مرگ زهرا کاظمي دستگير شده و عنقريب است که به مجازات عمل ننگين خود برسد. اکبر گنجي به بيمارستان منتقل ميشود تا هيچ بني بشري در مورد رفتار با زندانيان در جمهوري اسلامي نتواند ايراد بگيرد.آخر قرار است که از اين ببعد ايران مهد تمدن و دمکراسي و گاهواره عدالت باشد و همه مجرمين به سزاي اعمال خود برسند و همه بيگناهان آزاد شده و حق مظلومين از ظالمان گرفته شود!!!!.
جناب ناطق نوری هم زبانش دوباره باز شده و با اعتراف به عدم وجود امنیت در میهن اسلامیمان خوشبینانه امیدوارند که : در دور هفتم ، مجلسي بايد تشکيل شود که به جامعه امنيت دهد و یادشان رفته که همین چند سال پیش سال نورا سال امنیت نام نهاده بودند و ادعای وجود عدم امنیت در بلاد اسلامی در حکم محاربه با خدا ،رسول خدا ، و جناب رهبر معظم بوده و گوینده مستحق اشد مجازات بود!!
در همين بين اصلاح طلبان فرضيه ديگري را مطرح ميکنند و به منظور بي اثر کردن تبليغات مخالفان رژيم در مورد تحريم انتخابات چنين شکي را (از زبان جناب رضا نصري )مطرح ميکنند که: آیا عدم شرکت در انتخابات مجلس هفتم راهکار واقع بینانه ایست یا یک عمل نسنجیده و احساساتی؟ آیا تحریم انتخابات راهکار اپوزیسیون است یا استراتژی انتخاباتی محافظه کاران؟ و چون مردم ايران از محافظه کاران مرتجع متنفرند لابد بايد بين بد و بدتر دوباره بد را انتخاب کنند و با شرکت در انتخابات يکبار ديگر دو دستي قدرت را تقديم اصلاح طلبان کنند ...با وجود آنکه اين مصلحين عزيز در طي دو دوره اي که بر کرسي دولت و مجلس تکيه زده بودند ثابت نمودند که تنها قصدشان فريفتن مردم و زمان خريدن بيشتر براي بقاي نظام ضدمردمي جمهوري اسلاميست...مقامات جمهوري اسلامي براي خود نوشابه باز ميکنند که :( به گفته مشفق) انتخابات ايران از سالم ترين انتخابات دنيا است... جناب مديركل روابط عمومي قوه‌ي قضاييه با ادعاي عدم دخالت قوه قضائيه در انتخابات چنين مژده ميدهند که : دستگاه قضايي در ارتباط با انتخابات فقط ناظر است ،انگار که مردم فقط منتظر بودند که قوه قضائيه پايش را کنار بکشد تا در انتخابات شرکت کنند. و پيش بيني هاي آبدوغ خياري جناب محمدعطريانفر نيز بسيار جالب است که چنين ميفرمايند: پيش‌بيني مي‌كنم بالغ بر 25 ميليون نفر در انتخابات مجلس شركت كنند، زهي خيال باطل !!!
جناب تاج زاده که انگار آن گريه کردنهاي بعد از اعلام نتايج انتخابات شوراها و زاري هايش جلوي دوربين خبرنگاران بعد از اطلاع يافتن از تحريم انتخابات و اصلاح طلبان و نظام توسط ملت از يادش رفته است دوباره دلش را صابون ماليده و از مردم چنين درخواست ميکنند که: مردم با خويشتن‌داري با ريختن آراي مناسب در صندوق‌هاي راي، به فاشيسم جواب بدهند، انگار که ايشان نقطه مقابل فاشيسم هستند و اگر مردم به ايشان و ساير ضدفاشيستهاي مادرزاد اصلاحطلب راي بدهند مشت محکمي بر دهان فاشيست و ارتجاع زده اند!!!! عالم بزرگ قرن و اصلاح طلب اعظم جناب برادر رئیس جمهور محترممان جناب مستطاب محمدرضا خاتمي (که انگار گافهای سابقش را فراموش کرده)ناگهان وحی به ایشان میرسد و ایشان هم طبق وظیفه به اعلام این وحی به ملت همیشه در صحنه ایران میردازند و چنین درفشانی میکنند که: تحريم انتخابات اقدامي عبث و بيهوده میباشد!!! و از آنجائیکه بعضی از اصلاحطلبان تندروتر قبلا تهدید به تحریم انتخابات (البته الکی) کرده بودند و این اقدام ایشان ممکن بود سبب این شبهه برای بعضی از مردم زود باور شود که مشارکتیها هم میخواهند انتخابات را تحریم کنند دستاچه شده و جهت زدودن هرگونه شائبه طرفداری از مردم توسط اصلاح طلب ها اعلام میکند که: جبهه مشاركت هيچ رابطه‌اي با اپوزيسيون معتقد به براندازي به روش‌هاي مسالمت‌آميز و غيره ندارد،....محلل های نظام نیز وارد میدان شده اند و امثال یزدی و پیرمردهای نهضت آزادی و گروه شتر مرغ ملی مذهبی نیز عنقریب است که با اعلام این هراس که اگر شرکت نکنیم ،: در انتخابات مجلس هفتم محافظه كاران پيروز خواهند شد، شروع به دادن لیست کاندیداها کنند (که البته لیستشان از نظارت استصوابی نخواهد گذشت) و بعد هم حمایت خود را از کاندیداهای اصلاح طلب اعلام کنند......
سوال این است : با وجود همه این حرفها و درفشانیهای مسئولان نظام اسلامی و تمهیدات رژیم جهت شرکت مردم در انتخابات آيا باز هم مردم ايران به جمهوری اسلامی مشروعيت می دهند؟ آیا فقط به این دلیل که اگر در انتخابات شرکت نکنیم محافظه کاران مرتجع در آن یروز شده و هواداران ولایت مسئولیتها و سمت های مهم را اشغال خواهند کرد باید به انتخابی مذبوحانه میان بد و بدتر دست یازید و با این اقدام تلویحا مشروعیت این نظام ضد بشری از سوی ملت را در دیدگاه دیگر جوامع دنیا تایید نمود؟
جواب این سوال در مقاله چرا تحريم به قلم ميزان داده شده است که دوستان را به خواندن آن در اين آدرس و(یا اگر به گويا نيوز دسترسی ندارید در این آدرس )دعوت میکنم.
تحریم انتخابات به منزله رأی منفی دادن به حلقه بسته انحصارطلبی است. این تحریم یک انتخاب است که هم هدف روشن دارد و هم وسیله روشن. هدف آن، انتخاب مردمسالاری و نه گفتن به ابهامات، کم کاریها، انحصارطلبی ها، رابطه بازیها، قانون شکنی ها و زورگوئی از هر نوعش میباشد. وسیله اش هم حضور مردم با شرکت نکردن فعال خود درانتخابات، نه از روی تسلیم و ناامیدی، بلکه با پویائی و آگاهی و احساس مسئولیت در قبال تحریم انتخابات میباشد.
ملت ايران با آگاهی کامل از نتایج عمل خود نه فریب ترفندهای جمهوری اسلامی را خورده و نه با هراس از انتخاب شدن مرتجعین و محافظه کاران و یا ترس از هجوم نیروهای بیگانه به خاک کشور...... نه تنها در انتخابات آتی ، بلکه در هیچیک از برنامه های رژیم شرکت نخواهند کرد تا بدینوسیله به جهانیان نشان دهند که این نظام ضدخلقی از کوچکترین حمایت ، پشتیبانی و مشروعیت مردمی برخوردار نیست و همه ملت ایران یکصدا خواستار کشوری آزاد و نظامی دمکراتیک و مردمی هستند.













........................................................................................

Thursday, December 04, 2003

٭ سايت اخبار گويا Http://gooyanews.blogspot.com را آپديت کردم . اميدوارم مورد استفاده دوستاني که به دليل فیلترینگ قادر به استفاده از اخبار گویا نیستند قرار گیرد. مقالات و اخبار مهم گویا نیوز در این آدرس قرار داده شد.
======================


................
فراخوان" جنبش مستقل دانشجوئی" ودیگر دانشجویان و جوانان

دانش آموزان دبیرستان ها برای اعتصاب
و شرکت گسترده مردم در سالگرد 16 آذر
هشتم آذرماه 1382

خواهران و برادران دانش آموز دبیرستان ها و مردم غیور ایران:
از هجوم مزدوران استبداد به دانشگاه در 16 آذرماه سال 1332 و ریختن خون قندچی، رضوی و بزرگ نیا سه دانشجوی بی گناه در کلاس درس و همچنین نامیدن این روز به "روز دانشجو" نیم قرن گذشت.
جای بسی تأسف است که اکنون پس از گذشت پنجاه سال دانشگاه به جولانگاه کامل نیروهای سرکوبگر و دست نشانده استبداد مذهب مبدل گشته و دانشجوی رانده شده از خانه دانش، در کنج زندان و سیاهچال و شکنجه گاه گرفتار آمده است.
در چنین شرایط و وضعیتی، جایز است هر روز را تا استرداد خانه امن دانش به دانشجو "روز دانشجو" نامید. ایکاش مشکل و معضل در میهن ستمدیده ما فقط به همین محدود می شد، اما چنین نیست. شما شاهدید که مافیای چپاولگر و مردم ستیز حاکم بر سرنوشت ملت نه تنها نسل ما را نابود و ناکارآمد می خواهد بلکه محیط را برای ستم روز افزون به شما آینده سازان ایران و مردم ایران آماده می سازد تا جامعه بزرگ ایران را در آینده ای نزدیک زیر سلطه و زور خود درهم بشکند، منفعل کند و به سلک و سیما و روش جاهلانه خود در آورد.
اما ما امضا کنندگان زیر و هزاران دانشجو و جوان دردمند و محروم ایران با تکیه بر فرهنگ مقاومت و پایداری و با حمایت فعالانه شما دانش آموزان دبیرستان ها و با پشتیبانی عموم مردم شرافتمند ایران در روز 16 آذر امسال بار دیگر نشان خواهیم داد که دانشگاه باید محل امن و آسایش جوانان برای تحصیل دانش بوده و پهنه ایران محل امن و آسایش تمامی ملت ایران برای باز سازی و اعتلای این سرزمین باشد.
خواهران و برادران دبیرستانی، مادران و پدران:
ما تا چند روز دیگر فریاد آزادیخواهی، استقلال طلبی و عدالتخواهی خود را به مناسبت 16 آذر "روز دانشجو" از درون و بیرون زندان بلند خواهیم کرد. صدها هزار دانشجوی غیور و آزاده و همفکر ما نیز همین فریاد را در بیرون و از درون دانشگاه های کشور به گوش جهانیان خواهند رسانید. از شما دانش آموزان دبیرستان ها و عموم مردم غیور ایران نیز تقاضا می کنیم:
در 16 آذر امسال کلاس های درس را به نشانه اعتراض به دانش ستیزان و دشمنان بر کرسی قدرت نشسته در ایران تعطیل کنید.
سپاس بی حد به آموزگاران باشرف و مادران و پدرانی که از دختران و پسران خود برای تعطیل دبیرستان ها در 16 آذر امسال حمایت کنند و ما را یاری دهند. سپاس بیکران به مردمی که ما را در برگزاری مراسم این روز روبروی دانشگاه تنها و بی پشتیبان نگذارند. محل اصلی برگزاری تظاهرات، روبروی دانشگاه تهران و ساعت برگزاری تظاهرات سه (3) بعد از ظهر خواهد بود. با این وجود از عموم مردم باشرف و مبارز ایران در سراسر ایران انتظار داریم در خانه ننشینند، بلکه در سطح شهرها و در جلو دانشگاه ها و مدارس عالی حضور به هم رسانده، فریاد انزجار خود از استبداد و دست نشانده های استعمار را به گوش جهانیان برسانند.
برکنده باد بساط استبداد. نابود باد بنیاد جهل و جنایت. آزاد باد زندانیان سیاسی. پاینده باد ایران. سربلند باد ملت آزادیخواه و تجدّد طلب ایران
.

عباس فخرآور- احمد باطبی - کورش صحتی - منوچهر محمدی - اکبر محمدی - فرزاد حمیدی - حجت بختیاری - مهرداد حیدرپور ـ عباس دلدار - بهروز جاوید تهرانی مهرداد لهراسبی - امید عباسقلی نژاد.
هم میهنان در تکثیر این فراخوان بکوشید

تارنمای جنبش مستقل داشجوئی ایران http:www.jonbesh.org





........................................................................................

Wednesday, December 03, 2003

٭ کاسه گدائي رای
بيچاره روباه پير به چه دست و پا زدني افتاده است.دلم برايش کباب شد وقتي صحبتهای ملتمسانه و مضحک ديشبش را از سيمای لاريجاني شنيدم. از يکطرف به دول خارجي اولتيماتوم ميدهد و آنها را بخاطر داشتن پشتيباني مردمي نظام سوز ميدهد و با قدرت تمام اعلام ميکند که هيچيک از توطئه های آنان در ملت شريف ايران اثری نداشته و سرآخر روسياهي به ذغال خواهد ماند..... از طرف ديگر در روزنامه ، راديو تلويزيون و مجلس و خلاصه هرجا که بتواند صحبت کند خطاب به مردم داد وبيداد ميکند که شرکت در انتخابات ، وظيفه شرعي ، ملي ، انساني ، معنوی ، مادی و زورکي اجباری و خلاصه از اهم واجبات است و در پايان ملتمسانه از ملت شريف و مسلمان ايران دريوزگي ميکند و از آنها ميخواهد بخاطر خدا يا لااقل بخاطر اينکه توی دهن آمريکا و اسرائيل و ساير دول پدرسوخته بزنند هم شده ،اينبار را کوتاه بيايند و جان مادرشان در انتخابات شرکت کنند. بيچاره اگر چاره داشت جلوی دوربين زانو ميزد و برای رضايت دل ملت چند تا پشتک و وارو هم ميزد . گوز کذائي چنان در هونگ گير کرده بود که حتي حاضر بود برای بدست آوردن دل ملت بجای آن کون قرمزی های معروف جست و خيز کند وجای دوست و دشمن را هم نشان بدهد. ..... بيچاره خاتمي از وقتي که موش شده بود در چنين سوراخي گير نکرده بود. دو دوره انتخابات رياست جمهوری که گذشت و جناب خاتمي وقتي ديد که دوره بعدی حتي اگر خود شخص رهبر هم با يک حکم ولايتي اعلام کند که جناب خاتمي عزيز ميتواند برای بار سوم هم کانديد شود اينبار مردم ايران ايشان را به تخمشان هم حساب نخواهند کرد يکدفعه دق دلي اين چند سال ادا اصول و تئاتر درآوردن را خالي کرد. چهره واقعي اش را نشان داد و رسما" اعلام کرد که پشتيباني و وفاداری همه ملت ايران به يک اخم رهبر هم نمي ارزد و بازعلنا" اعلام نمود که ملت شريف ايران تخم ايشان هم نبوده ، نميباشند و نخواهند بود. اما از آنجائي که اين خاتمي عزيز ما ، رئيس جمهور محبوب و مردمي و پرزيدنت بيست ميليوني امت مسلمان رسما" و ذاتا" آخوند بوده و هست و باز از آنجائيکه مثل همه آخوندها عقلشان در نشيمنگاه مبارکشان ميباشد، اصلا" فکر اينجا را نميکرد که به حکم رهبرمعظم ناچار شود ريش گرو گذاشته دوباره خايه ملت را بمالد و با التماس از ايشان بخواهد که آبروی حکومت اسلامي را حفظ کرده و در انتخابات شرکت کنند. اما شد آنچه نبايد بشود و باز هم ميشود آنچه که بايد بشود. ملت ايران به رغم همه اين خيمه شب بازيها و ترفندهای رژيم نه تنها در انتخابات شرکت نخواهند کرد که هيچ ...اصلا" در هيچ يک از برنامه های رژيم شرکت ننموده و با اين عمل به دنيا اعلام خواهند نمود که رژيم جمهوری اسلامي حکومتي ارتجاعي ، مستبد و بدون پشتيباني مردميست و همه ملت ايران خواستار به درک واصل شدن اين حکومت و کليه وابستگان و اعوان و انصار اين رجاله ها هستند.
برنامه های آتي رژيم برای ترغيب ملت به شرکت در انتخابات از اين قرارند:
زندگي شيرين ميشود:

* ادامه خواهش و التماس ها و ريش گرو گذاشتن شخصيتهای بظاهر آبرومند تر نظام

* ايجاد هراس در ملت از حمله نظامي آمريکا و بازشدن پای بيگانگان به خاک ايران درصورت عدم شرکت مردم در انتخابات

* تشديد احساسات ملي و ميهني و پخش مکرر سرود اي ايران و سرودهای ملي حماسي از صدا و سيما ، نصب پرچمهای سه رنگ ايران در معابر،استفاده موقت و مکرر از کلمات ايران و ايراني و ملي بجای کلماتي همچون اسلامي و ديني و مذهبي در سخنرانيها ، مقالات و اخبار صدا وسيما

* استفاده از محللهای معروف رژيم اسلامي همچون دکتر يزدی و ساير پير و پاتالهای به اصطلاح ملي مذهبي و اعلام شرکت ملي مذهبي ها و نهضت آزادی در انتخابات از سوی اين دلالهای تاريخ مصرف گذشته

* وعده های شيرين و قول تهيه مسکن و کار و فراهم نمودن امکانات ازدواج برای جوانان ، قول افزايش حقوق کارمندان و کارگران

* دستگيری (موقت) چند تن از آقازاده ها و تروريستهای اقتصادی و آبروبری چندتائي از اين رجاله ها در روزنامه ها و راديو تلويزيون جهت خنک شدن دل مردم

* فعاليت مجدد ( و البته موقت)ستاد تعزيرات حکومتي و چوب توی آستين گرانفروشان نمودن و اعلام چند کوپن خارج از نوبت و عرضه اجناس به قيمت دولتي

* پخش برنامه های مسابقه و سرگرمي با جوائز استثنائي خودرو، گوني اسکناس، سفر حج و غيره از راديو و تله وزوز بلاد اسلامي

* پخش سريالهای طنز آبکي با سوژه های انتقادی و بوداری همچون انگولک کردن آقازاده ها ، رانتخوارها ، نيروی انتظامي و غيره از سيمای لاريجاني

*ايجاد فضای مثلا" باز سياسي و اجتماعي و کاری بکار مردم نداشتن.آزاد شدن متلک و فحش و فضيحت به آخوندها در مکانهای عمومي ، چشم پوشي بر شادی مردم (که در ديگر ايام از گناهان کبيره محسوب ميشود) و تعليق موقت فعاليت ستادهای امر به معروف نهي از منکر (که منجر به ظهور مدهای جديد مانتو و روسری و لباس و کفش خواهد شد.) عدم ايجاد مزاحمت برای دارندگان ماهواره (صد البته موقت) و آزاد گذاشتن ملت در برگزاری پارتي و مهماني و مجالس عروسي {*}. خلاصه اينکه مملکت در اين ايام گل و بلبل شده و زندگي برای مدت بسيار کوتاهي شيرين خواهد شد. در اين ايام هر کاری حتي نقاره زدن روی ريش رهبر معظم نيز آزاد خواهد بود.

* اصلا" تعجب نکنيد اگر يکوقت ديديد در اين ايام فتاوی عجيب و مسخره از سوی مراجع تقليد مضحک و با مزه رژيم صادر شده و موجبات تفريح و شادی ملت را فراهم آورد . مثلا" ميتواند يکيش ازين نوع باشد: فتوای علمای معلوم الحال و دلقکهای حکومت اسلامي (مانند آيت الله تمساح يزدی و حسني اروميه) مبني بر اينکه هر کس در انتخابات اين دوره شرکت نکند محارب با خدا و رسول خداست و از دين خارج شده است و جايش آن ته ته های جهنم در پايين ترين قسمت چاه ويل ميباشد .....و بالعکس هرکس در آن شرکت کند در فردای قيامت خود حضرت امام زمان (عج) شفاعتش را پيش خدا برای ورود به بهشت خواهد کرد همراه با قول سند شش دانگ يک باب ويلای دونبش سوبلکس با خدمتکار و مستخدم حوری و غلمان ، مجهز به استخر ، سونای خشک و بخار ، جکوزی و ماساژور و حوضچه شير و شکر و عسل و نهرهای شراب و غيره....در خود سواحل هاوائي شعبه پارادايس

..........
توضيح {*}: به کليه وبلاگرهای محترم دم بخت و در شرف ازدواج پيشنهاد ميشود از اين فرصت استئنائي استفاده نموده و با مزدوج شدن در اين ايام کوتاه مدت از مزايايي همچون وام ازدواج ، تشکيل مجلس جشن در فضای باز و باغ و امکان برگزاری مراسم همراه با رقص و آواز و ارکستر زنده و اجازه صرف مشروبات الکلي استفاده نمايند که شانس بعضي وقتها فقط يکبار در خانه آدم را ميزند ، زندگي کوتاه است ، چنين موقعيتهائي کمتر پيش مي آيد و اگر اينبار استفاده نکنند مجبورند لااقل تا انتخابات دوره بعد رياست جمهوری دندان روی جگر گذاشته و صبرو تحمل پيشه کنند. بشتابيد که تامل موجب پشيمانيست.

.........
حسين درخشان نيز در سردبير خودم نظرش در مورد انتخابات را همراه با پيشنهاد جالبي در مقاله " رای نميدهيم اما نظراتمان را ميگوييم" اعلام نموده است :

هيچکس نمی‌خواهد رای بدهد. عجيب هم نيست. کسی اميدی به اينکه حکومت اجازه دهد کسانی وارد سيستم رسمی آن شوند که می‌خواهند تغييراتی اساسی در هدف‌ها و روش‌ها ايجاد کنند، ندارد.

اصلا اگر آدم از دور ايران را نگاه کند می‌بيند که فرق چندانی بين خواسته‌های اطلاح‌طلبان و محافظه‌کاران و تندروهای مذهبی وجود ندارد. همه‌شان ولايت فقيه و حکومت دينی را قبول دارند، به ميراث فکری آيت‌اله خمينی ايمان دارند، تبعيض‌های اساسی موجود در جامعه‌ی ايران (تبعيض بر اساس جنسيت، مذهب، و...) را کم و بيش تاييد می‌کنند، اشتباهات و تندروی‌های احمقانه‌‌ی خود و دوستانشان را توجيه می‌کنند و... پس اصولا چه فرقی می‌کند که کسی رای بدهد يا نه وقتی که حداکثر انتخاب آدم بين حزب‌اللهی‌های قرمز يا حزب‌اللهی‌های آبی است؟

اما من يک پيشنهاد تازه دارم: اگر حکومت نمی‌گذارد که ما خواساته‌هايمان را به شکل رای اعلام کنيم، چرا آنها را همين‌طوری صريح و بی‌واسطه اعلام نکنيم؟

خوب که فکر کنيم می‌بينيم رای دادن روشی پیش‌رفته است برای اينکه يک حکومت و نيز دنيا، بفهمد که تمام مردم يک کشور چه چيزهايی برايشان مهم است و به چه سمتی می‌خواهند حرکت کنند. ولی حالا که راه پيشرفته‌ی رای دادن بر ما بسته است، راه ابتدايی‌تر آن را که گفتن اين خواسته‌ها بدون واسطه و بدون اشاره و نماد است، باز است. چرا از آن استفاده نکنيم؟

بنابراين پيشنهاد اين است که بدون اينکه شرايط جمهوری اسلامی برای نامزدی در انتخابات مجلس را در نظر بگيريم، خودمان را نامزد کنيم و برنامه‌های آرمانی‌مان را برای کشور و شهرمان بگوييم.

فايده‌ی اين کار آن است که اولا بخش‌های گوناگون حکومت می‌توانند بدون واسطه ببينند که چقدر چيزی که آنها می‌خواهند با چيزی که ما می‌خواهيم تفاوت دارد. دوم اينکه همزمان تمام دنيا هم می‌تواند اين فاصله‌ی عميق بين خواسته‌های مردم و حاکمان ايران را ببيند.

من شک ندارم که اگر در فرصتی که تا قبل از آغاز رسمی مراحل انتخابات باقی‌مانده صدها يا هزارها ايرانی از داخل و بيرون از ايران خود را بطور سمبوليک و نمادين نامزد انتخابات مجلس کنند و برنامه‌هایشان را بدون ملاحظه اعلام کنند، نه تنها در داخل ايران بازتاب بزرگی خواهد داشت، بلکه رسانه‌های دنيا هم آن را به خوبی پوشش خواهند داد.

اين کار به آسانی از طريق يک وب‌سايت ساده می‌تواند سازماندهی و انجام شود که در آن مثلا هر کس يک صفحه‌ی مخصوص برای نمايش عکس، بيوگرافی و برنامه‌هايش خواهد داشت و می‌تواند آن را هر جور خواست درست کند. يعنی يک جور انتخابات مجازی آرمانی، البته بدون اينکه لازم باشد آخرش رای گيری‌ای انجام شود. (چون محدوديت‌های فنی خيلی بزرگ دارد و نتيجه‌ی رای هم مهم نیست. مهم همين نامزدی‌ها است.) همه می‌آيند و خواسته‌هايش را در قالب برنامه‌هايی که دارند می‌گويند و همه‌ی دنيا هم می‌توانند اين انتخابات سمبوليک را ببينند.

به زودی نشانی اين وب‌سايت و اينکه چطور می‌توان با آن کار کرد را در همین‌جا اعلام می‌کنيم. راستش را بخوهيد نامزدی خودم هم بخشی از همين وب‌سايت و به شکلی سمبوليک خواهد بود و برنامه‌هايم را هم در قالب همان شرح خواهم داد. چون همه‌ی خوانندگان اين وب‌لاگ می‌دانند که بنده نه به «ولايت مطلقه‌ فقيه» التزام واعتقاد قلبی دارم، و نه حتی به «دين مبين اسلام» ملتزم هستم. از طرف ديگر ديوانه هم نشده‌ام که الان در اين وضعيت بخواهم بروم ايران. اين فقط فرصتی است که بتوانيم به حاکمان ايران و مردم دنيا به صراحت بگوييم که چه می‌خواهيم.

به شدت به نظرها، پيشنهادها و کمکتان محتاجيم.














........................................................................................

Home