[نت پد ايراني]


           
Java (J)  JavaScript (JS)  Cookies (C)  Active X (AX)



Sunday, November 30, 2003

٭ بعضي از دوستان در مورد وضعيت فعلي جامعه ايران و چگونگي تغيير اساسي در آن بدلايل عديده ای تنها راه ممکن را ادامه مسير اصلاحات ميدانند. دلايلي که برای ناممکن بودن انقلاب ، براندازی يا دگرگوني سريع و انتقالي ذکر ميکنند ازاين قبيلند:

* عدم وجود آلترناتيو مناسب

هيچيک از اشخاص سياسي مرتبط با ايران از قبيل بني صدر، رضا پهلوی و يا مسعود رجوی و....از آن مقدار پشتيباني مردمي برخوردار نيستند که بتوان بعنوان يک آلترناتيو مهم از آنان ياد نمود. اين عدم اقبال عمومي شخصيتهای فوق بدليل سوابق آنان و رفتارهای غيرمعقولشان دردوره های مختلف و يا اصولا" جدائي آنان از توده ها و نگاه از بالا به پايينشان حادث شده است . البته سياستهای موفق رژيم اسلامي در حذف آلترناتيوهای احتمالي توسط قتلهای زنجيره ای ، ترورهای مختلف داخل و خارج از کشور وايراد اتهامات وپرونده های دروغين به شخصيتهای موثر، و همچنين خلق شخصيتهای دروغين و وابسته به نظام عنوان آلترناتيو (از قبيل گنجي و کديور و طبرزدی و...) نيز عامل مهمي در فقدان آلترناتيو مناسب در راس اپوزوسيون مخالف رژيم ميباشد.

* بي علاقگي مردم به دگرگوني و انقلابي مجدد بدليل هراس از خونريزی

از زمانيکه پرده ها فرو افتاد و اکثريت ملت برغم خفقان و سانسور دولتي حاکم ، به دروغين بودن شعارها و وعده ها ، و اهداف واقعي سردمداران رژيم اسلامي پي بردند و زمزمه های مردمي مبني بر عدم پذيرش رژيم اسلامي در جامعه طنين انداز گشت ، دستگاه تبليغاتي رژيم بصورتي غير محسوس به اين هراس عمومي خونريزی ناشي از انقلاب مجدد دامن زد . بصورتيکه در افواه عمومي شايع گشت که هرگونه تلاش برای براندازی منجر به درگيری خونين بين نيروهای طرفدار نظام و مخالفان خواهد شد .
از طرف ديگر بي کفايتيهای مسئولين نظام در امور اقتصادی ،توسعه بيکاری و ضعف مالي ، گسترش اعتياد و فحشاء، توسعه فساد اداری و ارتشاء و مرزبندی بين افراد خودی و غيرخودی سبب فشارهای مضاعف بر اکثريت ملت و ايجاد يک جو بي تفاوتي نسبت به آينده ، روزمرگي و عدم اعتقاد به موثر بودن خواست مردمي در تغيير وضع موجود گشته است.
برای مقابله با القائات ماشين تبليغاتي نظام و اين تصور دروغين فرو رفتن در دريای خون ناشي از انقلاب ميتوان به تجارب چند ساله اخير در تظاهرات ضد رژيم اسلامي اشاره نمود. تجربه تظاهرات دانشجوئي دوساله اخير در 18 تيرماه 81-82 نشان داد که در صورت بالاگرفتن اعتراضات مردمي نيروهای انتظامي و ارتش حاضر به آتش گشودن و قرار گرفتن در برابر مردم نبوده و تنها اميد رژيم به عده قليلي از مزدوران غيرنظامي موسوم به لباس شخصيهاست که آنان نيز در صورت درگيری جدی و قرار گرفتن در برابر نيروی عظيم مردمي ، بدليل عدم اعتقاد قلبي سريعا" متلاشي و يا حتي خود نيز به خيل مخالفين خواهند پيوست.

* احتراز ملت مسلمان از قرار گرفتن در مقابل مراجع تقليد و علمای مذهبي

بافت سنتي جامعه ايران و باور غلط و خرافي عوام مبني بر مقدس شمردن رهبران مذهبي و مراجع تقليد و اولاد پيغمبر (سيد) و احتراز آنان از قرار گرفتن در برابر علمای ديني تا حد زيادی در انفعال جامعه علي الخصوص در بين عوام و افراد مسن تر موثر بوده است .البته سياستهای غلط جمهوری اسلامي بخصوص پس از جنگ عراق سبب گشت که اکثريت هواداران نظام از قبيل خانواده شهدا، اسرا و جانبازان نيز هم اکنون در صف معترضين جدی نظام قرار گرفته اند و مسلما" در صورت ادامه اين وضع ،کار به اعتراض خاتمه نيافته و بايد منتظر پيوستن اين طبقه به مخالفان و هواداران ايده براندازی بود.
پيشرفت تکنولوژی و باز شدن افقهای جديد از طريق انتشار اطلاعات و دستيابي جوانان به اينترنت و عدم توانايي مرتجعين در مقابله با آن سبب گشت که نسل جوان جامعه امروز ( با وجود تمامي تمهيدات رژيم در شستشوی مغزی اين نسل از سنين کودکي در مدارس)، از ديد بازتری نسبت به نسل پيشين برخوردار بوده و از خرافات و موهوم پرستي بری باشد. نمونه بارز آن در همين وبلاگشهر ، نوشته های وبلاگنويسان نسل سوم و علاقه وافر اکثريت آنان به تابو شکني ميباشد.

* شکست تجربه قيام 57 و به انحراف کشيده شدن آن توسط خوشه چينان انقلاب

از نسل اول انقلاب ديگر چيزی به جز دايناسورهای خشکه مغز و به حاشيه رانده شده باقي نمانده است و آنان که به يمن گردش 180 درجه و انکار اعمال گذشته خود هنوز در متن هستند بصورت آشکاری سعي در تبليغ اين نظريه دارند که تنها راه رهائي ، پيروی ملت از اصلاح طلبان و انتقال تدريجي قدرت از محافظه کاران سنتي به اصلاحگرايان ميباشد. اين گروه بسيار هشيار تر از هواداران ولايت عمل نموده و تا حدودی به افکار عمومي اهميت داده و از آن هراس دارند .اين مدعيان اصلاحات از هزينه های جزئي و قرباني های کوچک در راه نيل به اهداف خود نيز ابائي ندارند. به همين دليل است که ميبينيم امثال حجاريان و خاتمي و ساير اصلاح طلبان دولتي از پذيرش افرادی همچون خلخالي (که اخيرا" سقط گرديد) با وجود ادعای اطلاح طلبي اش خودداری کرده و اورا به حاشيه ميرانند. شيوه های اين گروه از هوشياری بيشتری نسبت به فرامين حکومتي و تعبدی محافظه کاران برخوردار است و اين روبهان مکار با تظاهر به مخالفت ضمني خود با ولايت مطلقه فقيه و به پيش کشيدن بحث رفراندوم سعي در به رخ کشيدن قدرت ناشي از پشتياني مردمي و گرفتن امتياز از جناح مقابل دارند. بحث رفراندوم که بصورتي کاملا" برنامه ريزی شده و با دريافت مجوز از قدرتهای پشت پرده نظام مطرح گرديده از کثيف ترين حقه های اين گروه بشمار ميرود که بصورتي چندمنظوره توسط آنان (در برهه های خاص زماني ) به پيش کشيده ميشود. گرفتن امتياز از محافظه کاران و تحت فشار قرار دادن هواداران ولايت به انتقال قدرت به اصلاح طلبان، به بهانه حفظ نظام ، تخفيف فشار اعتراضات توده ای با اميدوار نمودن آنان به نتيجه رفراندوم و نمايش ژستي مبني بر مردمي بودن نظام و احترام رژيم به خواست عمومي از جمله اهداف مطرح کنندگان پروژه رفراندوم ميباشد. در صورتيکه کاملا" مشخص است که در نظامي غير مردمي و ديکتاتوری همچون رژيم جمهوری اسلامي هيچگاه عنان اختيار به دست آراء مردمي سپرده نخواهد شد و بسيار ساده انديشانه خواهد بود اگر فکر کنيم مسئولان نظام با علم به نتيجه چنين رفراندومي دست به چنين بازی خطرناکي بزنند. مضاف برآنکه حتي درصورت برگزاری رفراندوم (چون قواعد بازی توسط رجاله های حاکم تعريف ميشود ) نبايد منتظر رفراندومي از قبيل آنچه در سال 57 انجام شد (همان رفراندوم مضحک و غير منطقي :جمهوری اسلامي ، آری يا نه) بود . بحث رفراندوم حقه بسيار هوشمندانه ايست که بعضا" بسياری از افراد مخالف نظام را نيز تحت تاثير قرار داده و موجب فريب آنان ميگردد.
هيچيک از مسائلي که در بالا به آنها اشاره شد دليل منطقي برای نفي انقلاب و براندازی ، (آنچنانکه اصلاح طلبان دولتي تبليغ ميکنند) نخواهد بود و تجربه قيام اخير گرجستان نشان داد که همه اين مباحث در مقابل اتحاد مردمي و خواست آنان برای تغيير رژيم و اقدام عملي توده ها ، بحثهای نظری بوده و قادر به ايجاد تغيير و انحراف در سير طبيعي دگرگوني از حاکميت استبداد و ارتجاع به حاکميت توده ها و ايجاد رژيمي دمکراتيک و مردمي نخواهد بود. زمانش که برسد همه اين رجاله ها همچون برف در آفتاب تابستاني ، در برابر اراده و خواست ملت ، آب خواهند شد











........................................................................................

Friday, November 28, 2003

٭ يک داستان واقعي
يه روزی يه آقائي که دو تا پسر داشته ميميره. اين آقاهه مال و اموال زياد داشته و اون دوتا پسر هم واسه تصاحب ارثيه با هم اختلاف داشتند. کلي با هم جرو بحث کردند و هرکدومشون ارث پدری رو برای خودش ميخواست.اوضاع اونقدر خراب شد که يه عده از فاميل طرفدار برادر کوچيکه و يه عده ديگه طرفدار برادر بزرگه شدن و کار به يقه گيری و فحش و فحشکاری رسيد. آخرش ديدن اينجوری نميشه و آبروشون پيش فک و فاميل و در و همسايه داره ميره. نشستن دو دوتا ، چارتا کردن و به اين نتيجه رسيدن که برای حل اختلاف بهترين راه اينه که هردوتاشون بيان جلو فک و فاميل اعلام کنند که به ارث پدری نيازی ندارند و اونو به مراکز خيريه ميبخشند. قرار مدارا رو با هم ميذارن ويه روز همه فاميلو جمع ميکنند تا اين تصميم خودشونو به اونا اعلام کنند.ميان جلوی بقيه روی همديگه رو ميبوسن و با هم آشتي ميکنن. داداش کوچيکه اول مياد جلو ميگه: آقايون ، خانوما، از اونجائي که من وضعم خوبه و نيازی به اين ارث ندارم من از حق خودم گذشتم و ارث نميخوام. بعدش داداش بزرگه مياد جلو و ميگه : آقايون ، خانوما ، از اونجائي که من وضعم خوب نيست و نياز به اين ارث دارم و چون داداش عزيز من از سهم الارث خودش گذشته پس همه ارثيه بابا به من ميرسه. والسلام ، مرحمت عالي مستدام .....
اينجوری شد که داداش بزرگه سر داداش کوچولوهه کلاه ميذاره، همه ارث باباهه رو بالا ميکشه و ميره دنبال کارش . داداش کوچيکه هم با دماغ سوخته ميره دنبال کارش...
.............
آقا يه سوال ..... فرض کنيد اين داستان رو بخوان به عنوان يک داستان واقعي بهتون قالب کنن. اونوقت شما حق ندارين در اصالتش شک کنيد؟ و از گوينده سوال کنيد که:
ببينم مگه داداش کوچيکه عقلش پاره سنگ ميبرده که به اين سادگي گول ميخوره؟ حالا اصلا" همش درست و داداش بزرگه ازاون نامردای روزگار بوده و داداش کوچيکه هم آدم خوب و با حيايي بوده ...ولي .... ولي مگه داداش کوچيکه لال بوده که بعد ازينکه داداش بزرگه نامردی ميکنه و سرش کلاه ميذاره همونجا جلو فاميل حقيقتو نميگه و فورا" اعلام نميکنه که بابا اين دروغ ميگه ،... اصلا" من حاضر نيستم از سهم الارثم بگذرم و مالمو ميخوام؟ اصلا" مگه کشکه که به اين نون و ماستيها بشه مال مردمو بالا کشيد و کسي هم صداش درنياد؟
اين جرياني که گفتم در دنيای واقعي نميتونه اتفاق بيفته و بنظر منطقي نمياد. درسته؟
......................
منطقي ترين و عاقل ترين و حتي ديرباور ترين اشخاص وقتي پای مسائل مذهبي دربين باشه کلا" مخشون تعطيل ميشه و بدون هيچگونه شک و ترديدی چشم بسته گفته ها و روايات مذهبي را ميپذيرند. اين پذيرش بي قيد و شرط در جديست که حتي هرگونه شک و سوالي را گناه ميشمرند و جرات نميکنند که حتي در درون خودشان به اصالت موضوع شک کنند. در چنين مواقعي درست مثل يک بچه چشم و گوش بسته عمل ميکنند و منطق و عقل رو کنار ميگذارند..... شوخي که نيست ، پای بهشت و جهنم در ميان است و اگر خدای نکرده يکوقت بخواهی از عقلت استفاده کني و ترديد کني همان جرياني پيش ميايد که شاعر گفته:
شک کردی و کافری تو ديگر، ماليده عبادتت سراسر
هرچند قسم خوری نگفتم ، گويد خودم از دلت شنفتم











........................................................................................

Tuesday, November 25, 2003

٭ خسن آقا در مورد قيام مردم گرجستان چنين نوشته بود:
سقوط حکومت ادوارد شوارد نادزه
تبریک به ملت گرجستان که با قیامی مردمی حق خود را گرفتند. به امید آن که به قول قدیمی‌ها دست راستشان زیر سر ما باشد.
زمانی که می‌گویم تحریم ضروری ترین عملی است که ما در انتخابات اسفند ماه باید انجام دهیم برای این موضوع است.
مردم دنیا دیگر دیکتاتورهایی را که یک حداقل‌هایی را رعایت نمی‌کنند برنمی‌تابند ادوارد شوارد نادزه با پررویی سعی در نگه داشتن قدرت را داشت ولی پس از شکست در انتخابات با اینکه در انتخابات تقلب هم کرد دردی را از او دوا نکرد و عاقبت مجبور به ترک قدرت شد. همین بلا بر سر میلوسویچ نازل شد. شاید اسفند ماه نوبت خامنه‌ای و دارودسته دجالش باشد. با پشتیبانی از تحریم انتخابات عمر رژیم را کوتاه کنید.
شرکت در انتخابات به این می‌ماند که ما به دنیا علامت بدهیم که ما خواستار این رژیم هستیم. پس در چنین شرایطی نباید توقع داشت که مردم آزاده‌ی دنیا به کمک ما بشتابند، زمانی که ما خود با شرکت در انتخابات می‌گوییم که خواستار چنین حکومتی هستیم.
شرکت در انتخابات همین معنی را دارد نه چیز دیگر. در این انتخابات انتخابی وجود ندارد حتی انتخاب بین بد و بدتر هم وجود ندارد. در این انتخابات فقط یک انتخاب وجود دارد: "رژیم جمهوری ظلم آری یا نه؟"
پیش بسوی تحریم همه جانبه انتخابات و سرنگونی رژیم منفور ملاها
قيام مردم گرجستان سبب شد که زنگ خطر برای آخوندهای حاکم بر ايران به صدا دربيايد. به عينه ديدند که اگر ملت بخواهد در عرض چند ساعت قادر به براندازی يک رژيم ضد مردمي خواهد بود. اخبار قيام گرجستان به کلي در ايران سانسور گردید و بصورتی دگرگون شده و با تحريف کامل خلاصه وار در اخبار سیمای لاریجانی به آن اشاره شد. آقايان به منظور جلوگيری از اخبار اينچنيني و سایر اخبار صحیح و بدون سانسور به فکر افتادند و بی اعتناء به عواقب عملشان اقدام به سانسور کسترده اينترنت و بستن سایتهای خبری و سیاسی نموده اند. از دوستان خارج از کشور که هاست مناسب در اختیار دارند خواهشمندیم که لااقل برای سایت گويا نيوز يک سايت آينه ای بسازند تا کاربران ایرانی بتوانند از آن استفاده کنند.

..........
اين مقاله از اخبار روز برداشته شده است:

کارزار به‌ شکست‌کشاندن‌ انتخابات‌ حکومتى‌ را سازمان‌ دهيم

‌سيد على‌ خامنه‌اى‌، رهبر نظام‌ اسلامى‌ سخن‌ درستى‌ گفت‌ که‌ نتايج‌ انتخابات‌ مهم‌ نيست‌، شرکت‌ در آن‌ اهميت‌ دارد

اينک‌ اين‌ امکان‌ وجود دارد که‌ انتخابات‌ مجلس‌ شوراى‌ اسلامى‌ کانون‌ تجلى‌ يک‌ فرياد «نه‌» بزرگ‌ به‌ جمهورى‌ اسلامى‌ و مجموعه‌ گزينه‌هاى‌ در چارچوب‌ آن‌ گردد و مردم‌ در شکل‌ يک‌ مقاومت‌ منفى‌ و مدنى‌، با عدم‌ شرکت‌ گسترده‌ خود در انتخاباتى‌ فرمايش‌ و نمايشى‌ بر خواست‌ ديرينه‌ استقرار دموکراسى‌ در کشور و رهايى‌ از يک‌ حاکميت‌ دين‌سالار و تامين‌ حاکميت‌ دموکراتيک‌ مردم‌ بر سرنوشت‌ خويش‌ و کشور، پاى‌ بفشارند و به‌ نوعى‌ آن‌ را رفراندمى‌ سازند براى‌ اعلام‌ نفى‌ وضعيت‌ موجود

فريدون‌ احمدى‌


سه شنبه ۴ آذر ١٣٨٢ – ٢۵ نوامبر ٢٠٠٣
در اسفندماه‌ سال‌ جارى‌، انتخابات‌ دوره‌ هفتم‌ مجلس‌ شوراى‌ اسلامى‌ برگزار خواهد شد. بحث‌ بر سر نحوه‌ اتخاذ موضع‌ در قبال‌ اين‌ انتخابات‌ مدتى‌ است‌ جريان‌ دارد و مى‌رود به‌ کانون‌ چالش‌ نيروهاى‌ سياسى‌ تبديل‌ شود. اهميت‌ فراوان‌ دارد که‌ نيروهاى‌ آزاديخواه‌ و دموکرات‌ در ايران‌ و در خارج‌ از کشور بتوانند با اتخاذ موضعى‌ واحد، برآمدى‌ يگانه‌ و موثر در اين‌ عرصه‌ داشته‌ باشند.
پس‌ از انتخابات‌ دوره‌ دوم‌ شوراهاى‌ شهر و روستا که‌ در آن‌ انزواى‌ جناح‌ سينه‌چاک‌ ولايت‌ پيش‌ از پيش‌ آشکار شد و همراه‌ آن‌ راى‌دهندگان‌ در شهرهاى‌ بزرگ‌ سلب‌ اعتماد از اصلاح‌طلبان‌ حکومتى‌ و نفى‌ آنان‌ را به‌ صراحت‌ اعلام‌ کردند، اينک‌ اين‌ امکان‌ وجود دارد که‌ انتخابات‌ مجلس‌ شوراى‌ اسلامى‌ کانون‌ تجلى‌ يک‌ فرياد «نه‌» بزرگ‌ به‌ جمهورى‌ اسلامى‌ و مجموعه‌ گزينه‌هاى‌ در چارچوب‌ آن‌ گردد و مردم‌ در شکل‌ يک‌ مقاومت‌ منفى‌ و مدنى‌، با عدم‌ شرکت‌ گسترده‌ خود در انتخاباتى‌ فرمايش‌ و نمايشى‌ بر خواست‌ ديرينه‌ استقرار دموکراسى‌ در کشور و رهايى‌ از يک‌ حاکميت‌ دين‌سالار و تامين‌ حاکميت‌ دموکراتيک‌ مردم‌ بر سرنوشت‌ خويش‌ و کشور، پاى‌ بفشارند و به‌ نوعى‌ آن‌ را رفراندمى‌ سازند براى‌ اعلام‌ نفى‌ وضعيت‌ موجود. و اين‌ امر تنها از طريق‌ مشارکت‌ همبسته‌ و فعال‌ و همه‌جانبه‌ همه‌ نيروهايى‌ ميسر است‌ که‌ آزادى‌ و رهايى‌ و پيشرفت‌ مردم‌ اين‌ اين‌ مرز و بوم‌ را خواهانند و استقرار نظامى‌ دموکراتيک‌ و مبتنى‌ بر حقوق‌ بشر و جدايى‌ دين‌ و دولت‌ را در کشور مى‌طلبند. اين‌ هدف‌، به‌ شکست‌کشاندن‌ انتخابات‌ حکومتى‌ با اعلام‌ عدم‌ شرکت‌ و تحريمى‌ ساده‌ به‌ موفقيت‌ نخواهد انجاميد بايد براى‌ آن‌ کارزارى‌ را سازمان‌ داد و در جنبشى‌ که‌ شکل‌ خواهد گرفت‌ مشارکت‌ فعال‌ داشت‌.
سيد على‌ خامنه‌اى‌، رهبر نظام‌ اسلامى‌ سخن‌ درستى‌ گفت‌ که‌ نتايج‌ انتخابات‌ مهم‌ نيست‌، شرکت‌ در آن‌ اهميت‌ دارد. و اين‌ واقعيتى‌ است‌ که‌ در اوضاع‌ و احوال‌ کنونى‌ سياسى‌ و نيروهاى‌ شريک‌ در منازعات‌ انتخاباتى‌، نتايج‌ انتخابات‌ از اهميت‌ چندانى‌ برخوردار نيست‌ و هر شکل‌ از شرکت‌ در انتخابات‌ و با هر نيت‌، تنها از سوى‌ نيروهايى‌ که‌ دل‌نگران‌ حفظ‌ نظام‌ و يا موقعيت‌هاى‌ خويش‌اند، توجيه‌پذير و درک‌شدنى‌ است‌. مواضع‌ اخير چهره‌هاى‌ سرشناس‌ جبهه‌ مشارکت‌ اسلامى‌ در مورد ضرورت‌ شرکت‌ در انتخابات‌ مجلس‌ نيز از همين‌ منظر و بر همين‌ مبنا اتخاذ شده‌ است‌.
نگاهى‌ گذرا به‌ برخى‌ استدلال‌ها و مواضع‌ در نيروهاى‌ بيرون‌ حاکميت‌ بياندازيم‌:


نزول‌ فاحش‌ حد خواسته‌ها
نه‌ فقط‌ از نيروهاى‌ وابسته‌ به‌ حاکميت‌ همچون‌ حجاريان‌ که‌ معتقدند بايد به‌ حضور در شکل‌ اقليت‌ و استفاده‌ از مجلس‌ به‌ عنوان‌ تريبون‌ بسنده‌ کرد، بلکه‌ از تحليل‌گران‌ در بيرون‌ حاکميت‌ نيز استدلال‌هايى‌ شنيده‌ مى‌شود که‌ اکثر افشاگرى‌ها در مورد نقض‌ حقوق‌ بشر و مبارزاتى‌ که‌ در اين‌ زمينه‌ صورت‌ گرفته‌ است‌ با سخنان‌ پيش‌ از دستور مجلس‌ و يا از کميسيون‌ اصل‌ نود، «کليد خورده‌» است‌ و بايد با شرکت‌ در انتخابات‌ «امکانات‌» حفظ‌ شوند. توسط‌ اين‌ تحليل‌گران‌، زمانى‌ حمايت‌ از يک‌ جناح‌ حکومت‌ راه‌کار اصلى‌ تغيير ساختار سياسى‌ و استقرار «جمهوريت‌» قلمداد مى‌شد، اکنون‌ به‌ خاطر چند نطق‌ و افشاگرى‌ نيم‌بند مى‌خواهند مردم‌ و راى‌شان‌ را به‌ حمايت‌ از اصلاح‌طلبان‌ حکومتى‌ بکشانند. راستى‌ اين‌ بيشتر تجسم‌ نزول‌ خواسته‌هاست‌ يا سقوط‌ ارزش‌ها و يا دفاع‌ از يک‌ تصميم‌ انتخاب‌ سياسى‌ در هر شرايط‌ و به‌ هر بها؟

استفاده‌ از حق‌ راى‌ يک‌ هنجار دموکراتيک‌؟
گروهى‌ با تاکيد بر اين‌ که‌ استفاده‌ از حق‌ راى‌ و شرکت‌ در انتخابات‌ هنجارى‌ دموکراتيک‌ و وظيفه‌اى‌ شهروندى‌ است‌، شرکت‌ در انتخابات‌ کذايى‌ مجلس‌ را امرى‌ بديهى‌ قلمداد مى‌کنند و اين‌ واقعيت‌ را ناديده‌ مى‌گيرند که‌ ارزش‌ قائل‌شدن‌ براى‌ راى‌ خود و امتناع‌ از به‌ هرزدادن‌ آن‌، در سامانه‌هاى‌ دموکراتيک‌ در جهان‌ ما، هنجارى‌ دموکراتيک‌تر و حاوى‌ آموزشى‌ بالاتر است‌. امتناع‌ از شرکت‌ در انتخابات‌ غيرقابل‌ پذيرش‌، خود مى‌تواند به‌ عنوان‌ استفاده‌ بهينه‌ از حق‌ راى‌ کارکرد داشته‌ باشد. جالب‌ است‌ بر زمينه‌ وجود اين‌ ارزيابى‌ که‌ درصد قابل‌ توجهى‌ از مردم‌ از شرکت‌ در انتخابات‌ آتى‌ مجلس‌ سر باز خواهند زد، برخى‌ از همان‌ تحليل‌گران‌ و سياستگرانى‌ که‌ در دور دوم‌ رياست‌ جمهورى‌ خاتمى‌ عمده‌ استدلالشان‌ بر شرکت‌ گسترده‌ مردم‌ و از اين‌ طريق‌ نتيجه‌گيرى‌ در باره‌ لزوم‌ حمايت‌ از خاتمى‌ بود، اينک‌ صريحا مى‌گويند اگر مردم‌ شرکت‌ نکنند اشتباه‌ مى‌کنند و شرکت‌ در انتخابات‌ يک‌ امر ارزشى‌ است‌. اين‌ افراد در شرايط‌ متفاوت‌ حد واقعيت‌گرا و يا ارزشمدار بودن‌ خود را انتخاب‌ مى‌کنند.

شرکت‌ يا عدم‌ شرکت‌ در انتخابات‌ صرفا يک‌ تصميم‌ تاکتيکى‌ است‌؟
برخى‌ نيروهاى‌ سياسى‌، با استناد به‌ کنش‌ و واکنش‌هاى‌ غيرقابل‌ پيش‌بينى‌ مردم‌ ايران‌ و به‌ اصطلاح‌ «دقيقه‌ ۹۰» بودن‌ مردم‌، استدلال‌ مى‌کنند که‌ تصميم‌گيرى‌ در مورد شرکت‌ يا تحريم‌ انتخابات‌ را به‌ عنوان‌ يک‌ تاکتيک‌ سياسى‌ بايد به‌ روزهاى‌ آخر قبل‌ از انتخابات‌ موکول‌ کرد و آنگاه‌ با محاسبه‌ سود و زيان‌ آن‌ در باره‌ آن‌ تصميم‌ گرفت‌. تعريف‌ نحوه‌ شرکت‌ در انتخابات‌ به‌ مثابه‌ يک‌ امر صرفا تاکتيکى‌ و اين‌گونه‌ مواجهه‌ با چنين‌ موضوع‌ مهمى‌، به‌ معناى‌ بى‌برنامه‌، بى‌تدارک‌، بى‌سازمان‌ و بى‌راستا کردن‌ يک‌ سازمان‌ و يا جريان‌ سياسى‌ در رابطه‌ با امر انتخابات‌ پيشاروى‌ است‌، کمکى‌ به‌ شکل‌گيرى‌ مواضع‌ واحد و يگانه‌ اپوزيسيون‌ نمى‌کند و به‌ نوعى‌ انفعال‌ و نظاره‌گربودن‌ را فرموله‌ مى‌کند و بازتاب‌ مى‌دهد.

تحريم‌ انتخابات‌ سياسى‌ انفعالى‌ است‌؟
گفته‌ مى‌شود تحريم‌ انتخابات‌، سياستى‌ انفعالى‌، راحت‌طلبى‌ در يافتن‌ پاسخ‌ و پاسخ‌ سنتى‌ نيروهاى‌ اپوزيسيون‌ است‌ به‌ موضوع‌ انتخابات‌. بسيار خوب‌ تحريم‌ ساده‌ و انفعالى‌ نکنيم‌، به‌ صدور يک‌ اطلاعيه‌ ساده‌ که‌ ما شرکت‌ نمى‌کنيم‌ و دعوت‌ مردم‌ به‌ عدم‌ شرکت‌ بسنده‌ نکنيم‌. به‌ سهم‌ خود فعالانه‌، غيرانفعالى‌ و با برنامه‌ بکوشيم‌ کارزارى‌ همه‌جانبه‌ پديد آوريم‌ براى‌ شرکت‌ هر چه‌ ناچيزتر و محدودتر مردم‌ و براى‌ به‌ شکست‌کشاندن‌ انتخاباتى‌ که‌ جز توهين‌ به‌ خرد و اراده‌ انسان‌ ايرانى‌ چيز ديگرى‌ نيست‌. بکوشيم‌ همه‌ آحاد و نيروهاى‌ اپوزيسيون‌ با همفکرى‌ هم‌ گرد سياستى‌ واحد نيروهاى‌ خود را همبسته‌ کنند
















........................................................................................

Monday, November 24, 2003

٭ اقدام اخير رژيم اسلامي در سانسور سايتهای خبری و سياسي نشان داد که حکومت تا چه حد از آگاهي مردم و انتشار اخبار صحيح و بدون سانسور واهمه دارد. فيلترگذاری سايتهای خبری از سوی ديتای شرکت مخابرات نشانگر توجه حکام به تاثيرات دنيای مجازی اينترنت در جامعه ايران و هراس آنها از اين رسانه ميباشد. نظام اسلامي ادعا ميکند که تنها سايتهای غيراخلاقي ، سکسي و مغاير با شئون اسلامي را فيلتر نموده است. درصورتيکه سايتهائي مثل سايت خبری گويا و...که مشمول سانسور مميزين جمهوری اسلامي شده اند نمونه های روشني از اين دروغ آشکار مسئولين نظام هستند.لااقل کاربران داخل ايران ميدانند که 99% سايتهای سکسي و غيراخلاقي باز هستند و البته مسئولين نظام نيز تمايل آشکاری دارند که کاربران با اتلاف وقت خود دراين گونه سايتها از مراجعه به سايتهای خبری بازبمانند. اقدام قبلي رژيم در مسدود نمودن وبلاگها و سايتهای سياسي تنها آزمون کوچکي برای ارزيابي عکس العمل کاربران فارسي زبان اينترنت بود و اکنون رجاله های حاکم در صدد مسدود نمودن کليه روزنه های موجود و حاکميت مطلق اختناق در ميهنمان هستند.
البته هنوز راههای بسياری برای دور زدن فيلتر و دستيابي به اين سايتها وجود دارد. اما ذکر اين روشها مسلما" موجب هشياری وپاتک بعدی مسئولين ديتا و مسدود کردن کليه راههای ممکن خواهد شدو اعلام اين روشها در وبلاگها و ساير رسانه های اينترنتي صحيح نيست. گويا چندين سال است که به عنوان يکي از معتبرترين سايتهای خبری در بين کاربران ايراني اينترنت وجهه زيادی کسب نموده است و انتظار همه مراجعه کنندگان دائمي بخش اخبارگويا ، اقدام عملي و سريع مسئولين اين سايت در خنثي نمودن فيلترينگ مزبور ميباشد.. يکي از راههای مبارزه با اين اقدام رژيم ،ايجاد سايتهای آينه ای چه از سوی مسئولين سايت گويا و چه از سوی کاربرانيکه در خارج از کشور بسر ميبرند (يا توسط روشهای خاص قادر به دستيابي به اين سايت هستند) ميباشد. اين عمل اگر در سطح وسيع و در آدرسهای مختلف (حتي در داخل وبلاگها) انجام شود مسلما" مسئولين ديتا قادر به مقابله با آن نخواهند بود. به عنوان مثال بنده صفحه ای در اين آدرس HTTP://Gooyanews.blogspot.com ايجاد نموده ام. بدليل کندی خط و ذيق وقت و همچنين عدم دسترسي ام به هاست مناسب قادر به کپي تمام اخبار دراين سايت نخواهم بود اما سعي ميکنم در حد امکان درآن اخبار مهم گويا را قرار دهم . از ساير دوستان وبلاگشهری نيز تقاضا دارم بصورت جمعي در اين حرکت اعتراضي شرکت کرده و با ايجاد سايتهای مشابه ( ودرصورت امکان Image Site کامل بخش اخبار گويا) به رجاله های واپسگرای نظام و مميزان جمهوری اسلامي عملا" نشان دهند که هيچ انديشه کور و جاهلي قادر به متوقف نمودن تکنولوژی نبوده و در مبارزه بين ارتجاع مستبد حاکم و علم روز ، بازنده نهائي مرتجعين دگم و کوردل خواهند بود.














٭ با اعمال فيلترينگ جديد از سوی ديتای مخابرات متاسفانه بسياری از دوستان قادر به دسترسي به صفحات اخبار نيستند. قسمت اخبار سايت گويا نيز توسط رژيم اسلامي فيلتر ميشود. به همين جهت من بعضي از مقالات و اخبار مهم سايت خبری گويا را در اين صفحه http://gooyanews.blogspot.com/ کپي نموده ام تا دوستاني که مايلند ازين اخبار استفاده کنند. برای شروع نامه نيما راشدان خطاب به سعيد حجاريان را در آنجا گذاشته ام.
=======================
مقاله "مسئولين فيلترينگ در كشور چرا پاسخ نمی‌دهند؟" از دنيای کامپيوتر و ارتباطات که در سايت گويا کپي شده بود نيز در اينجا قرار داده شد.

=======================
=======================
=======================




حسن آقای عزيز مثل هميشه پِشقدم شده اند و جهت درخواست کمک برای نجات 4 نفر که توسط رژيم اسلامي به مجازات قرون وسطائي سنگسار محکوم شده اند صفحه ای در اين آدرس ايجاد کرده اند. لطفا" با قرار دادن لوگوی مربوطه در وبلاگتان حمايت خود را از اين حرکت جمعي بر عليه ارتجاع و جهالت اعلام فرمائيد:

انسانهاى آزاده !
درخواست کمک براي نجات 4 نفر که در دادگاه مشهد به سنگسار محکوم شده اند

برابر خبر منتشره در روزنامه ( قدس ) مورخه 20. آبانماه . 1382 برابر با 11.11.2003 بحكم شعبه 19 دادگاه عمومى مشهد 4 نفر به سنگسار محكوم گرديده اند. قبلا نيز خبر از صدور حكم سنگسار زنى بنام شهنازاز ايران رسيده بود. رژيم جنايتكار جمهورى اسلامى در طول حاكميت ننگين خود بجز سركوب ، دستگيرى ، شكنجه ، اعدام، سنگسار، قطع اعضاء بدن ، از حد قه درآوردن چشم ، ترور و جنايات بيشمار ديگر دستاوردى نداشته است. اين رژيم ضد بشرى تنها در سال 1381 اقدام به قتل بيش از 10 انسان از طريق سنگسار نموده بود . اخيرا رژيم حاكم بر ايران تبليغات پوچ زيادى را در زمينه لغو حكم مرگ به شيوه غير انسانى سنگسار مبنی بر لغو اين قانون ضد انسانى به اتحادیه اروپا داده بود. اينگونه احكام غير انسانى از سوى كارگزاران قوه قضائيه رژيم در شرائطى صادر شده است كه آخوند حسن روحانى جهت مذاكرات در پارلمان اروپا حضور دارد . احكام ضد بشرى سنگسار سندى زنده دال بر توخالى بودن اين گونه تبليغات دروغين رژيم تروريستى جمهورى اسلامى ايران است . ما ضمن محكوم نمودن حكم اعدام به هر شكلش خواهان لغو واقعى قانون ضد انسانى سنگسار در ايران و ديگر كشورها هستيم .

از تمامى افكار ازاده در جهان خواستاريم كه با تمامى نيرو به اعتراض جهانى در جهت رد صدور احكام غير انسانى مرگ بشيوه سنگسار در مورد 5 تن از هموطنان ايرانى ما اقدام و هر آنچه را که در توان دارند به کار گرفته تا رژيم جنايتکار جمهوری اسلا می را به عقب نشينی وادار نمائيم.

کميته نجات sosايران
Komiteh_nejat@hotmail.com


منبع خبر
...................

ضمنا" خسن آقا در همان صفحه با چاپ متن زير از همه وبلاگنويسان عزيز درخواست همکاری نموده است:

تقاضای همکاری
حکومت اسلامی مجددآ تصمیم به اجرای احکام سنگسار دارد. این بار این احکام قرار است در مشهد و در مورد چهار زن بی‌گناه اجرا شود.

تا آنجایی که من اطلاع دارم این احکام در مورد زنانی اجرا می‌شود که محکوم بجرمی به نام زنای محسنه شده‌اند. چه واژه بی‌معنی، البته آخوندهای ماقبل تاریخ برای آن این معنی را ارائه می‌دهند: زنی که علی‌رغم متاهل بودن اقدام به برقرار کردن رابطه جنسی با مردی دیگر را می‌کند. از نظر من این جرم چیزی نیست بجز یک عهد شکنی و چنین خلاف جزیی نباید حکمی چنین زجرآور، غیر انسانی و بربر را باعث شود. از اینرو از دوستان تقاضا دارم برای افشای این حکم ضدانسانی تلاشهای خود را دریغ نکنند. فراموش نکنید این احکام می‌توانست در مورد من و شما اجرا شود. پس این تلاش را نه برای نجات جان این چهار زن بلکه برای نجات زندگی و هستی خودمان از دستهای کثیف این رژیم عقب افتاده قرون وسطایی دریغ نکنید

برای افشای این احکام ضدبشری صفحه‌ای درست کرده‌ام تا به روال گذشته با جمع آوری نام وبلاگ نویسان و تشویق دوستان به نوشتن در این باره و سعی در زیرفشار گذاشتن رژیم و افشای آن توقف این احکام و احکام مشابه را خواستار شویم. از اینرو از دوستانی که توانایی ساختن لوگیی را برای این منظور دارند خواهش میکنم لوگویی را درست کنند و به آدرس من بفرستند تا در صفحه قرار دهم. همچنین از همه تقاضا دارم برای حمایت نام وبلاگ خود را بوسیله ی میل یا با نوشتن نام وبلاگ خود در سیستم نظرخواهی حمایت خود را اعلام دارید.

حمایت خود را دریغ نکنید
















........................................................................................

Sunday, November 23, 2003

٭ در بعضي از کشورهای اروپائي شبکه های معروف تلويزيوني برنامه ماهانه پخش برنامه های خود را از قبل منتشر ميکنند و بصورت کتابچه ای در اختيار تماشاچيان خود قرار ميدهند. در ايران البته چنين سيستم مدوني وجود ندارد و صدا و سيمای لاريجاني از برنامه 48 ساعت بعدش خبر ندارد .اما کثرت تکرار سريالها و برنامه های مشخص سبب شده که ملت بيننده خود بخود از برنامه تلويزيون در روزهای ويژه سال خبر دارند و در اين مورد از کشورهای اروپائي نيز جلو هستند. چون بيننده اروپائي با مراجعه به کتابچه راهنما حداکثر از برنامه های ماه بعد يا 2 ماه بعد باخبر است. اما تماشاگر ايراني از برنامه تلويزيوني سال آينده و حتي چند سال آينده نيز آگاه است.چون صدا وسيمای لاريجاني با دستيابي به چند اثر هنری و فرهنگي بي بديل از اين شاهکارها در طول اين 25 سال حکومت رژيم اسلامي استفاده نموده و در آينده نيز تا وقتي که بر خر مراد سوار باشد کماکان به اين تکرار مکررات وفادار خواهد ماند. برای نمونه ميتوان به اين موارد پيشبيني شده اشاره نمود:
1- در روز قدس فيلم سينمائي کاريکاتوريست مبارز عرب (ناجي صبری) و فيلم سينمائي نفيسه خانم (اسم فيلم يادم رفته) که برای نجات نوه اش فرهاد از چنگ صهيونيستهائي که پسر و عروسش را در خيابان به گلوله بسته و خانه و زندگيش را صاحب شده اند با يک چمدان پر از مواد منفجره به قطار حامل سربازان صهيونيست وارد شده و.....
در بين برنامه ها نيز تصاوير انتفاضه و صحنه تير خوردن آن پدر و پسر فلسطيني در پشت بشکه مکررا" با سرودی عربي پخش ميشود.
مصاحبه با مشاهير سياست ايران (که البته شما اين مشاهير را نميشناسيد و قبلا" نديده ايد، اما مهم نيست) در مورد اوضاع فلسطين و اسرائيل و مژده نابودی قريب الوقوع رژيم اشغالگر اسرائيل ( که 25 سال است مژده اش را ميدهند اما هنوز اتفاق نيفتاده) از ساير برنامه های پر بيننده و شاهکارهای برنامه سازان سيمای لاريجانيست که دراين ايام شاهد آن خواهيد بود. برنامه های فوق در 4 دی ماه هرسال که سالگرد انتفاضه ميباشد نيز بدون تغيير تکرار ميشود، درست مثل نسخه هائي که بعضي پزشکان ميدهند و در ذيل آن مينويسند "نسخه يکبار تکرار شود" اين برنامه های بسيار جالب ضد صهيونيستي در دو زمان مختلف از سال تکرار ميشود، روز قدس و روز انتفاضه

2- در سال نو مسيحي فيلم معروف " آهنگ برنادت" که از کثرت تکرار ديگر رنگ و رويش رفته و وسط نمايش چند بار قطع ميشود .تصاوير کرنش و تعظيم کشيشها در پيشگاه امام راحلمان که در اواسط برنامه ها پخش ميشود از تصاوير جالب و ديدني و نشانه سرخم نمودن همه اديان دگر انديش در برابر اسلام عزيز است.

3- فيلم امام علي و چند سريال تئاتر مزخرف مذهبي (که همه اش در يک اتاق فيلمبرداری شده) در ايام سوگواری و قتل در ماه رمضان ... تازگيها تلويزيونهای لس آنجلسي که مشکوک به دريافت مواجب و ماهانه از رژيم اسلامي هستند نيز طبق همين نسخه عمل ميکنند و بفرموده به پخش فيلم "امام علي" و "تنهاترين سردار" در چنين مواقعي ميپردازند.

4- فيلم سينمائي "محمد رسول الله" شاهکاريست با شرکت مرحوم آنتوني کوئين که در سالروز تولد و همچنين بعثت حضرت رسول ، دوبار در سال پخش ميشود. درست مثل آنتي بيوتيک که دکترها ميگويند 8 ساعت يکبار بايد يک کپسول بخوری ، بينندگان محترم سيمای لاريجاني نيز سالي دوبار بايد ازين شاهکار بي بديل سينمائي استفاده نمايند.

5- فيلم سينمائي "روز واقعه" در عاشورا و تاسوعا و مقاديری از همان سريال تئاترهای مذهبي مزخرف در بين برنامه های تفسير قرآن و البته پخش مسابقات جهاني تلاوت قرآن به مناسبت اين ايام

6- فيلم سينمائي "پرنده مهاجر" به مناسبت روز آزادی خرمشهر و پخش سرود معروف "ممد نبودی ببيني" که البته پس از ساخته شدن نوع تکنو و رقص اين آهنگ توسط مزدوران و ايادی امپرياليسم و صهيونيست و قرار دادن آن در سايت معلوم الحال "کسشعر دات کام " آقايان با اکراه نسبت به پخش آن اقدام ميکنند.

7- پخش مکرر سرود ملي "ای ايران " به مناسبت های مختلفي که نياز به تشويق مردم به حضور در برنامه های رژيم باشد مانند انتخاباتهای مختلف شوراها و مجلس و رياست جمهوری و... و بطور کلي هرزماني که گوز در هونگ آقايان گير کند و ريششان گرو پشتيباني و حمايت ملت باشد.

8- پخش تصاوير ورود امام با هواپيمای ايرفرانس در حاليکه آن خلبان ملعون فرانسوی در معيت ايشان قرار دارند و صحنه های اتومبيل حامل امام که توسط ملت احاطه شده و آن ساختمان نيمه کاره چند طبقه که مملو از جمعيت است و جوانان آن زمان که با خط ريش (ساج) بلند (مدل جيسون کينگ) وشلوارهای پاچه گشاد و کاپشن های تنگ در حال دست تکان دادن و نشان دادن دو انگشت (حرف V انگليسي) به نشانه پيروزی رو به دوربين هستند.و نمايش امام در حاليکه در خانه خودش رو به ملت نشسته و دست راستش را به علامت (خاک بر سرتان) مکررا" بالا و پايين ميبرند.چند تکه هم از مراسم تبرک روسری و تکه پارچه توسط دست مبارک امام راحل که از طرف ملت خر به طرف ايشان پرتاب شده نيز از صحنه های جالب اين مراسم ميباشد. پخش اين مراسم در چند نوبت از سال از اوجب واجبات است .يکي سالروز ورود امام (12 بهمن) ، يکي روز جمهوری اسلامي (12 فروردين) و سالروز انقلاب (22 بهمن) ....
البته بايد در نظر داشت که از سال 57 تا بحال صحنه های بسياری از اين مراسم حذف شده اند و پخش آنها ( و حتي صحبت کردن درباره شان) ازگناهان کبيره محسوب شده و به همين دليل از بين فيلم مراسم فوق قيچي شده اند. مثلا" صحنه سوال خبرنگار از امام در مورد احساسي که که از بازگشتشان به وطن دارند و آن "هيچي" بزرگ و معروفي که آن پيرمرد مخبط در جواب به اين سوال تلاوت فرمودند. يا متن سخنراني امام در بهشت زهرا و قول آب نبات چوبي به ملت و ساير گاف هائي که در روزهای اول انقلاب داده بودند که اين موارد پخششان ضرورتي ندارد و چون ممکن است سبب پر رو شدن ملت بشود از برنامه حذف شده اند .. البته در اوان انقلاب اينگونه اشتباهات بسيار بود و همين سبب شد که علمای اسلام (رفسنجاني و توابع) به ضرورت استفاده از نخ مقدس پي برده و با اتصال آن نخ کذائي از زير ملافه به تخم آقا از چنين مواردی حتي الامکان جلوگيری فرمودند.













........................................................................................

Saturday, November 22, 2003

٭ قسمت اخبار سايت گويا توسط جمهوری اسلامي از سرچشمه اصلي (ديتای مخابرات) فيلتر شده است. فعلا" با آدرس زير ميتوانيد به اخبار گويا دسترسي پيدا کنيد....تا اين يکي را نبسته اند راههای جديدتر کشف کنيد و به همه اطلاع دهيد:لينک اخبار گويا از طريق فيلترشکن







٭ از کجا آورده ای؟
روزهای جمعه دلگير است و وقت نميگذرد. مخصوصا" اگر مثلا" روز قدس باشد و تو هم منتظر چيزی باشي و نتواني از خانه بيرون بروی.در چنين مواقعي ناچاری به همان برنامه های مثلا" طنز سيمای لاريجاني دل خوش کني و وقت را بکشي . اما نميتواني بخندی وقتي که ميبيني از واقعيات جامعه و کاستي های آن طنز ميسازند و اگر بخواهي بخندی فقط به ريش خودت خنديده ای. سريال اشترخاني را حتما" ديده ايد. البته در فيلمها معمولا" مسائل را بزرگنمائي ميکنند تا موجبي برای خنده و شادی به وجود بياورند. اما دراين سريال چيزی بزرگنمائي نشده که هيچ، حتي درصدی از آنچه در واقعيت وجود دارد را هم نمايش نداده اند و ببينيد که وضع چقدر خراب است که همين 10 درصد کوچک هم چنين مضحک و کمدی بنظر مي آيد. واقعيت همين است. فرهنگ غالب همين است .فرهنگ مضمحل شده و تا بن دندان فاسدی که در جامعه ايران ريشه دوانيده و حاميان آن همين رجاله هايي هستند که ازين وضعيت نابسامان سود ميبرند و حکومت ميکنند.ظاهرسازی ، ريا و دوروئي، دزدی و اختلاس و مال اندوزی در سطح مسئولين و حاکمان .......و دغلبازی و پشت هم اندازی ، چاپلوسي و نوکر صفتي زيردستان ....... کارمند ساده ای که بعد از 25 سال نوکری دولت و زياده خواهان متظاهر ، بخاطر يک تکه زمين قسطي حاضر است چوب حراج به شرافت خود زده و حق ديگر کسانيکه خود قرباني اين سيستم جهنمي هستند را زيرپا بگذارد. کارمنداني که از روی بدبختي و ضعف مالي و بخاطر اينکه بتوانند بر سر کار خود بمانند به سادگي همکار خود را فروخته و به نوکری بالادستان متظاهر گردن مينهند..... و مسئولين و روسائي که نان را به نرخ روز خورده و در حاليکه به ديانت و مردم داری تظاهر ميکنند در راه منافع خود از هيچ يک از مناهي منکرابائي ندارند. کجايش خنده دار است ؟ مگر دنيای واقعي ما غير از اين است؟ مگر مشخصات جامعه ايراني بعد از 25 سال حکومت متشرعين ظاهرساز به جز اين است که اکنون با به تمسخر گرفتن اين کاستيها ، ضعف و ناهنجاريها بتوان لبخندی بر لب آورد و به ريش خود و هموطنان خنديد؟
آنچه سبب شد به اين قضيه فکر کنم ايميلي بود که امروز آنرا خواندم و درآن با اشاره به مطالب چند روز پيش بنده (در مورد همين سريال کذائي رانت خوار کوچک و ضعف فرهنگي ) به اين وضعيت نابسامان جامعه امروز و اخلاقيات برباد رفته مان اشاره شده بود. دوست عزيزم چنين نوشته بودکه آنها که در بخشهای وابسته به دولت کار ميکنند ميدانند که در سيستم دولتي امروز ايران هر سمت و مقامي از سرقفلي خاص خود برخوردار است. از رياست فلان پاسگاه مرزی بگير تا رياست بهمان اداره کوچک دولتي که ارباب رجوع دارد و به تبع آن ميتواند منبع درآمد نامشروعي از طريق دريافت رشوه ، باج و کارچاق کني باشد. در پاسگاههای مرزی کالاهای قاچاق بسادگي با پرداخت درصد مشخصي از قيمت جنس به مسئول پاسگاه اجازه عبور گرفته و به کشور وارد ميشوند. البته اين مبلغ پرداختي به يک نفر نميرسد و نبايد تصور کرد که جناب استوار يا سروان رياست پاسگاه کل آنرا به جيب ميزند. سلسله مراتب در اينجا نيز کاملا" رعايت شده و مبلغ دريافتي بين ايشان و بالادستيها تقسيم ميشود تا ضمانت ادامه کار مسئول مربوطه در آن مقام حفظ شود. در ادارات دولتي قشر خاصي هستند که اصلا" انگار مدير و رئيس از شکم مادرشان زاده شده اند و جزو خودی ها محسوب ميشوند. اين مديران مادرزاد بصورت دوره ای در بخشهای مختلف بکار گرفته ميشوند و هرگاه در يکي از اين قسمتها گند کار درآمد و خطر آبروريزی در پيش است بسادگي تعويض شده و در بخش ديگری با همان سمت ، يا حتي شغلي بالاتر به کار گمارده ميشوند. در رژيم گذشته روسا و مسئولين اگر وابسته به خاندان هزارفاميل نبودند ( احتمالا" منظورشان خاندان پهلوی است) ناچار به رعايت ظواهر و برخورد مناسب با ارباب رجوع بودند و درصورتيکه از سمت خود زيادی سوء استفاده ميکردند با استناد به قانون "از کجا آورده ای" از مقامشان معلق ميشدند. اما در رژيم حاضر با تمهيد ساده ای مشکل را حل نموده اند. ديگر مدير و مسئولي وجود ندارد که بي پشتوانه به اين مقام رسيده باشد. مسئوليتها و پستهای کليدی در بين وابستگان دولتمردان ، نمايندگان مجلس و وزرا ، آقازاده ها و اشخاص کددار و وابسته به اطلاعات رژيم تقسيم شده اند. از سمت رئيس ادارات به بالا، فقط اشخاص خودی بکار گمارده ميشوند. هرکسي که پست مهمي دارد دمش به جائي وصل است و در نتيجه مورد استفاده ای برای آن قانون "از کجا آورده ای " وجود ندارد.مديران رده بالای نظام ، مبالغ اختلاس و پورسانتها ورشوه های دريافتي را برادرانه با يکديگر تقسيم ميکنند و در نتيجه موردی برای اختلاف نظر و آبروريزی وجود ندارد. براحتي بر خلافهای همديگر چشم ميپوشند و اگر هم در اثر اشتباه يا بدشانسي قضيه ای لو رفت وموردی برای نگراني وجود داشت ، جناب مدير فلان بخش دولتي به وزارتخانه ديگری منتقل ميشود تا درسمت جديد با ظاهری تازه و پاک طاهر به دزديهای خود ادامه دهد . در چنين سيستمي چون کون همه گهيست بناچار همه مقامات هوای همديگر را دارند وخطر جدی وجود ندارد. پرونده شهرام جزايری و پرونده های مشابه را بخاطر داريد؟ از روسای بانکها و نمايندگان مجلس تا دفتر رياست جمهوری و حتي دفتر بيت رهبری در مبالغ رشوه دريافتي از آقازاده فوق سهيم بودند و مقامي نبود که دستش در اين پرونده پاک باشد و بتواند مسئله را پيگيری کند. در اختلاسها و آبروريزيهای بزرگ که کار به روزنامه ها بکشد و ناخواسته سبب اطلاع مردم از ماوقع ماجرا گردد آخر شاهنامه همين است که جناب جزايری در سوئيت مجهز خود در هتل -زندان کذائي ، بقدری در رفاه و آسايش است که به فکرتجديد فراش افتاده و براحتي در زندان با همسر دوم خود ازدواج ميکند و به ريش ملت ايران که دلشان را به محکوميت قلابي او و ساير آقازاده ها خوش کرده اند ميخندد يا آن آقازاده ديگری که بعد از لو رفتن اختلاس چند ميليارديش و ماستمالي کردن پرونده ، جلای وطن نموده و در بلاد فرنگ با اهل و عيال در سمت ديپلمات عاليمقام جمهوری اسلامي در فلان سفارتخانه در حال خدمت به نظام مقدس اسلاميست. هميشه همين بوده و در چنين نظامهای فاسدی ، شايسته سالاری بي مفهوم است و تصدی مناصب بر حسب تخصص و لياقت جائي از اعراب ندارد.
البته ايده ای از همان اوان انقلاب توسط آن پيرمرد مخبط (خميني) بيان گرديده بود که تعهد را بر تخصص ارجح ميشناخت و علنا" ميگفت که تخصص بدون تعهد ارزشي ندارد. اکنون که مفهوم تعهد توسط اين رجاله ها دگرگون شده وتظاهرو ريا ، و خرمتعصب بودن به عنوان تعهد تلقي ميشود نتيجه جز اين نخواهد شد که ميبينيم . از همان سالهای اول حکومت آخوندی شاهد بوديم که اشخاصي در مقام رئيس و مدير بنا را بر تظاهر نهاده و تعهد افراد با داشتن ريش انبوه و ژوليده و ظاهر کثيف ، انداختن پيراهن روی شلوار و پوشيدن دمپائي در محل کار و البته يک جلد کلام الله مجيد، به انضمام نهج البلاغه در گوشه ميز کار و آن جعبه مقوائي کذائي "اسماء متبرکه" در روی ديوار سنجيده ميشد. بعد از مدتي به اين نتيجه رسيدند که با بسم الله و تکبير و تحليل ، روزه و نماز و نان و پياز کار مملکت راه نمي افتد و به فکر استفاده از متخصصين ، البته در پستهای پايين و بصورت زيردست افتادند. از طرف ديگر اکثريت اين نورچشميهای خودی بدليل هوش بالا واستعداد داتي شان زير ديپلم يا حداکثر ديپلمه بودند و اينکه در يک تشکيلات معظم دولتي مهندس و فوق ليسانس و دکتر زير دست يک مقام مافوق بيسواد باشند مضحک به نظر ميرسيد. چنين شد که دست قادر متعال از آستين غيب آخوندها بدرآمد و خدا دکتر جاسبي را برای کمک به حل اين معضل بخش دولتي نظام اسلامي آفريد. تمامي مديران و روسای زير ديپلم و ديپلمه به لطف کوششهای بی دريغ اين برادر مجاهد و نستوه و يار رهبرمعظم يکماهه فارغ التحصيل شدند و به مدارج عالي تحصيلي رسيدند. در برخي موارد حتي حضور در سر کلاس درس و يا شرکت در امتحان نيز اجباری نبود و مدارک مهندسي ، فوق ليسانس و دکترا از طريق اداری به کارگزيني وزارتخانه متبوع ارسال شده و در پرونده پرسنلي مديران مربوطه قرار داده شد. اينچنين شد که آن تعهد زاييده ريش و دمپائي ، در کنار اين تخصص افتخاری و اهدائي ، دست بدست هم دادند تا چنين سيستم مضحک و نا کارآمد اداری را بسازند که خمير مايه ساخت چنين سريالهای طنز و انبساط خاطر تماشاچيان گردد.












........................................................................................

Wednesday, November 19, 2003

٭ کنکاش
ديشب مجری تلويزيون لاريجاني شبکه سحر در برنامه بسيار جالب و ديدني بنام کنکاش خبر قابل توجهي را به عنوان مژده ماه مبارک رمضان امسال اعلام نمود. جان مادرتان مسخره نکنيد. عين کلمات مجری را را نقل ميکنم. به من مربوط نيست و هيچ نظری هم در اين رابطه ندارم. مجری محترم در ابتدای برنامه اعلام فرمودند که خبر بسيار مهمي دارند و آن اينکه خوشبختانه با وقايع جديدی که اتفاق افتاده دولت صهيونيستي و اشغالگر اسرائيل همين روزها دارد کاملا" متلاشي ميشود و از بين ميرود. آنجوری که با اطمينان کامل و خوشحالي اين خبر را نقل ميکرد به گمانم بيشتر از 2-3 روز طول نکشد که اسرائيل از روی کره زمين محو شود و انتفاضه ای های فلسطيني در اسرائيل به پايکوبي و شادی بپردازند. البته در ادامه برنامه ارزشمند کنکاش جناب مجری يک مردک ريشکي را هم آورده بود بجای پروفسور علم سياست که با دلايلش اثبات کند که اسرائيل در حال متلاشي شدن و شکست خوردن است . يکي از فرمايشات بسيار سنجيده اين پروفسور علوم سياسي اين بود که شارون خيلي دلش ميخواهد که يکهو يک ميليون نفر فلسطيني را درآن واحد از بين ببرد اما چون از لحاظ عملي اينکار ممکن نيست در کمال تاسف و ناراحتي بصورت تدريجي دارد اينکار را ميکند.......... البته نفهميدم که اين دليل چگونه ميتواند در عرض مدت کوتاهي صهيونيستها را به درک واصل کند . جناب پروفسور داشتند همينطور اظهار لحيه ميکردند که بنده چون در ايام سوگواری هستيم نخواستم با گوش دادن به دلايل دندان شکن ايشان يکوقت خدای ناکرده بي اختيار قهقهه بزنم و حرمت عزاداران بر باد برود . خدا را شکر که بالاخره حق به حق دار ميرسد و اين صهيونيستهای متجاوز از بين ميروند.
اين محافظه کاران بيچاره حق دارند که بگويند خاتمي سبب شده ارزشهای اسلامي زير سوا ل برود و پايمال شود. آن قديمترها که هنوز اصلاح طلبان محافظه کار بودند و اصلاح طلب نشده بودند از اين خبرها نبود و صدا و سيما حرمت ايام سوگواری را نگاه ميداشت و برنامه کمدی دراين ايام پخش نميکرد.همه اش تقصير اين خاتمي است که اينطور جامعه را دچار بحران و مردم را نامسلمان کرده است .از گردانندگان محترم صدا و سيمای لاريجاني خواهشمنديم به صراط مستقيم بازگردند (همان راه ولايت) و به حرمت امت عزادار از پخش چنين کميک هايي در اين ايام خودداری فرمايند چون ممکن است يکوقت بيضه های اسلام عزيز آسيب ببيند.
................................

در جوامعي چون جامعه ما که حکومتها بطور کلي ناصالح و ضدمردمي بوده اندروشنفکران و سياسيون شريف و سالم بطور سنتي بيشتر به گروه اول ميپيوندند، شيوه ارشادی را برميگزينند و کسب قدرت را زشت و سودپرستانه ميدانند، لذا مرتبا" تکرار ميکنند که ما تشنه قدرت نيستيم. حتي کانديداهای رئيس جمهوری ما هم برای کسب محبوبيت مدعي ميشوند که از سر اجبار و اکراه و به اصرار ديگران خود را کانديد کرده اند ، سخني که ابراز آن در جوامع سالم و دمکراتيک ، از سوی يک فرد سياسي ، زشت مينمايد و از همان گام اول سبب طرد او از سوی مردم ميشود.
محمد برقعي











........................................................................................

Monday, November 17, 2003

٭ پرستو و آرش فروهر اعلام کردند که شايعه برگزاری مراسم سالگرد درگذشت پروانه و داريوش فروهر در بهشت زهرا حقيقت نداشته و اين مطلب را قبلا" هم تکذيب نموده اند. مراسم پنجمين سالگرد قتل ناجوانمردانه اين فدائيان وطن جمعه سي‌‏ام آبان ماه از ساعت 14 تا 30/16 در حسينيه ارشاد برگزار خواهد شد.
لينک
==================
در پست چند روز پيش از موجوداتي نام برده بودم که در ايام خاص مذهبي يکباره مسلمان شده و چنان با دقت و وسواس به رعايت موازين شرعي ميپردازند که انسان به دوچشم خودش هم شک ميکند و باور ندارد که اين جانور متحول شده ، همان آدم يکهفته پيش باشد. البته ناگفته نماند که اينجور تب های تند خيلي زود عرق کرده و با اتمام ايام سوگواری اين موجودات عجيب و غريب دوباره به همان عادات سابق خود بازمي گردند و دستورات شرعي را به تخم مبارک هم نميگيرند. ديروز با يکي از اين موجودات گفتگوی کوتاهي داشتم و از آنجائيکه بارها با هم آنچه که زاهدان آشکارا نميپسندند و در خلوت به آن تعلق خاطر دارند را مرور کرده بوديم و دستش لااقل پيش من رو بود ، فرصت زير آبي رفتن و تظاهر را نداشت و همين سبب شد که گفتگوی ما بسيار رک و صريح باشد. برادر عزيزمان چنين ميگفت که : اصلا" فضول جان ، کي خبر دارد که آن دنيا چه خبر است؟ مگر تو از آن ور خبر داری ؟چه ميداني که آن ور بهشت و جهنم و يا پاداش و جزا وجود دارد يا نه. منکه همين چند روز را نماز ميخوانم و روزه ميگيرم به اين خاطر است که ميگويم سنگ مفت ، گنجشگ مفت! اگر آن دنيا و روز قيامت وجود داشت من ضرر نميکنم و به خاطر همين چند روز عبادتم پاداشش را وصول ميکنم. اگر هم نبود و همه اش حرف مفت بود باز هم ضرر چنداني نکرده ام. فوقش چند تا نماز و چند روز گرسنگي....حسابش را بکني ميبيني به ريسکش مي ارزد. چون آنچه در قبال عبادتت جايزه ميدهند بسيار پرارزش تر از زحمتيست که بر خودت روا ميداری ولي اگر نکني و پس فردای قيامت ببيني سرت کلاه رفته بدجوری کونت مي سوزد.تو برو فکر خودت باش که نه دنيا را داری و نه مافيها را...خسرالدنيا والاخرت که ميگويند تو هستي......
ديدم که که اين رفيق شفيق ما کار دنيا و آخرت را هم با همان موازين کاسبکارانه ميسنجد و مفاهيم الهي را همراه با نخود و لوبيا در يک ترازو گذاشته و ميسنجد. حوصله اش را نداشتم که توی ذوقش بزنم و بگويم که اگر براستي روز قيامتي هم باشد و حساب و کتابي هم در کار باشد ، آن خدائي که آن بالا نشسته مثل جنابعالي کسخل تشريف ندارد که با اين نماز بي حضور و 4 تا دولا راست شدن متظاهرانه ات خر شود وبا چند روز گرسنگي کشيدن احمقانه و بي ثمرت برايت پاداش و اضافه کاری رد کند. که اگر چنين باشد ديگر خدا نيست و حماريست مثل تو! .....
که ديدم اصلا" مسئله اين نيست. مسئله فرهنگ منحرف شده و در حال فساد يست که از قرنها پيش با حمله روميان و مغول و اعراب به تدريج در اين گوشه دنيا رشد کرده و کار را به جائي رسانده که در هيچ کجای دنيا ايراني را قبول ندارند و همه ايراني ها را کلاهبردار و دزد و متظاهر ميدانند. چند وقت پيش در گويا مقاله ای خوانده بودم که ازين فرهنگ دفاع ميکرد و آنرا موجب زنده ماندن ايران و ايراني قلمداد ميکرد. نويسنده چنين نوشته بود که در طول تاريخ هرکجا که ايرانيان مورد هجوم دشمنان قرار گرفته و مغلوب شدند با استفاده از اين فرهنگ ظاهرسازی و قبول ظاهری عقايد قوم غالب (شما بخوانيد ريا ، يا مودبانه ترش همان تقيه اسلامي) از انهدام ايران و ايراني پيشگيری کرده اند و در زير تسلط بيگانه قادر به حفظ فرهنگ اصيل ايراني شده اند. اما بايد ديد که اين فرهنگ اصيلي که ازآن نام برده شده چگونه فرهنگي ست. متاسفانه اين فرهنگ اصيل فرهنگيست فاسد و پوسيده که بدليل همان شيوه غلط حفظ و نگهداری ، از درون مضمحل شده و فقط پوسته نازکي از ظاهر آن برجا مانده است. نمونه اش همين برداشت کاسبکارانه ای که در بين ايرانيان رايج است و همه چيز، حتي عشق و محبت و احساس را هم با همين ديد کاسبکارانه ارزيابي ميکند. در تمامي شئون زندگي اين قوم کهن اين حساب ضرر و زيان نقش اساسي بازی ميکند و اين شيوه تلقي به حدی مصطلح شده که بعنوان حقيقتي انکار ناپذير و راه و روش صحيح زندگي از والدين به فرزندان آموزش داده شده و منتقل ميگردد. نمونه ها بسيارند. ريا ، دروغ و مصلحت طلبي از نتايج چنين طرز تفکری هستند.بچه از کوچکي ياد ميگيرد که دروغ بد است ، خيلي بد است و خدا آدم دروغگو را به جهنم ميبرد اما بزرگترها مجازند در مواقعي که مصلحت باشد از آن استفاده کنند. صاحبخانه که برای دريافت کرايه دم درب منزل مي آيد بچه راستگوی ما ، با اذن پدر مجاز که هيچ ، اصلا" مجبور است به دروغ بگويد که پدرش در منزل نيست. در کتابها و معارف ميخواند که پول چرک کف دست است و پولدوستي و تعلق خاطر به مال و ثروت از صفات بد و ناپسنديده است اما با دوچشم خويش به عينه ميبيند که والدينش برای گذران خرج زندگي ، پرداخت کرايه منزل و شهريه مدرسه بچه ها و خورد و خوراک ولباس و....ناچارند دست به هرکاری بزنند ، دروغ بگويند وحتي اگر لازم شد پشتک و وارو و بالانس هم بزنند. ميبيند که رهبران مملکت ، آيت الله ها و علمای مذهبي با آن که سفارش به ترس از گناه و دوری از آن ميکنند برای بر سر قدرت ماندن به هر جنايتي دست ميزنند و خود آنچه که مبلغ آنند را قبول ندارند. مقلدين را از روز قيامت و داوری خداوند ميترسانند اما خود چنان رفتار ميکنند که مشخص است اصلا" قيامت و روز داوری را باور ندارند .ميبيند که همين چند روز پيش فقط بخاطر تظاهر به اينکه اين حکومت از پشتوانه مردمي برخوردار است با صرف ميلياردها تومان هزينه مصلي تهران را راه اندازی ميکنند ، مترو کار ميگذارند تا آن 4 نفر و نصفي نمازگزار روزهای جمعه راحت به مصلي برسند ،برای اينکه اين حادثه مهم تاريخي را توی بوق کنند خود شخص سيد علي گدا به عنوان اولين امام جمعه مصلي در آنجا حضور مي يابد و از چند ساعت پيش تمام راههای منتهي به مصلي را ميبندند ، قرق ميکنند و ترافيک جهنمي بوجود مي آورند تا همه فکر کنند مصلي از جمعيت لبريز شده و ديگر جا ندارد، همه اين کارها را ميکنند با اينکه ميدانند همان زمين چمن دانشگاه تهران هم اگر بزور سربازها را از پادگان ها جمع نکنند و بياورند سر نماز جمعه ، هرهفته خالي ميماند و علي ميماند و حوضش..... آنوقت ميبيند که با وجود اين خرجهای ميلياردی سر هيچ و پوچ ، آنوقت برای تامين مسکن برای خانواده های بي سرپرست ، دولت فخيمه جمهوری اسلامي دست به گدائي زده و از ملت هميشه درصحنه ميخواهد روزی 14 تومان به حساب فلان و بهمان بريزند که آن را هم چون همه ميدانند به جيب چه کساني ميرود ،بيلاخ نشان داده و در نتيجه از مسکن خبری نخواهد شد. ميبيند که آخوند جماعت از هيچ چيز نميگذرد و با وجود سفارش به دوری از مال اندوزی پايش را توی کفش هر صنف و پيشه ای ميکند تا آن جيب دراز عبايش را پر کند. ميبيند که آخوند جماعت حتي از پول گدائي هم نگذشته و هر بيست قدم يک صندوق گدای آهني نصب نموده ، از پول جاکشي هم نگذشته و با تاسيس خانه های عفاف به شغل شريف ژتون فروشي رو آورده است. با چنان بينشي ، آنوقت تلقي اش نسبت مذهب و مذهبيون ديدنيست......... ميبيند که وقتي خواستگاری به در خانه شان مي آيد پدر و مادر و عروس خانم ، همه شان، تمام سوالاتي که از خواستگار ميکنند در رابطه با ميزان دارائي داماد ، خانه و اتومبيل و درآمد طرف است و با تعجب به در ترازو گذاشتن خواستگاران مختلف و انتخاب آن يکي که وزنه اش سنگين تر از بقيه است و اين کاسبکاری محض در روابط انساني و عاطفي مينگرد و خود بخود نتيجه لازم را از آن برداشت ميکند. با چنين تربيت دوگانه ای و با اين پارادوکس ها که در اجتماع دور و بر او را احاطه کرده خود بخود مشخص است که شخصيت نسل آينده چگونه شکل گرفته و چگونه موجودی ازاين آَش در هم و هفت جوش بيرون خواهد آمد و همه اينها نتيجه همان فرهنگ مزخرفيست که زنده بودن ايران و ايراني را وامدار آن ميدانند. فرهنگي که اگر رشدی هم داشته ، در جهت منفي بوده و از درون در حال زوال و پاشيدگيست.











........................................................................................

Saturday, November 15, 2003

٭ اندر معجزات پيامبر اسلام ،محمد (ص)

بزرگترين معجزه محمد برخلاف آنچنانکه مذهبيون ميگويند ، قرآن نبود ، بزرگترين معجزه اش اختراع وابداع احکامي مبني بر تعبدی بودن پذيرش بعضي از اصول و فروع دين و از آن مهم تر، قبولاندن و زورچپان کردن اين حکم بر امت مسلمان بود. با تکيه بر اين نوع احکام بود که غير منطقي ترين و مسخره ترين قواعد دلخواه خود را ، بصورت اصولي تغيير ناپذير به انسانها تحميل نمود و اين روند تا به امروز نيز ادامه دارد و مسلمانان مادرزاد {a} ،حتي سوال درباره دليل اينگونه قواعد مغاير با اصول تمدن را ، حرام ميدانند. بحث بين مسلمان و دگرانديش بي معنيست زيرا مسلمين از ابتدا اصل را براين ميگذارند که قواعد بازی را خودشان بايد تعيين کنند.هرگونه انتقاد منطقي به احکام اسلامي و حتي انتقاد به پيغمبر ، امام و جانشينان خودخوانده شان از قبيل رهبر معظم و روحانيت را کفر و الحاد ميشمرند و قرآن را سرچشمه همه خوبيها ، و سرشار از معاني و رموز علمي ميدانند. هرکجا هم که پای استدلال و منطق بلنگد حکم را بر ناداني انسان و ضعف او در درک مفاهيم الهي گذاشته و نتيجه ميگيرند که صلاح بشر در قبول تعبدی و اجباری همه احکام اسلاميست ، چه آنها ئي که معنايش را درک نموده و چه آنهائي که قادر به درکش نيست ....
آيا اين معجزه نيست؟ کدام معجزه از اين بالاتر که موجودی بنام انسان با لقب اشرف مخلوقات و با همه ادعايش در مورد متفکر بودن ، در مواجهه با احکامي از قبيل تيمم ، تعزيرو شکنجه، برده داری و سنگسار و قطع اعضای بدن و قوانين ضد زن اسلامي تسليم بلامحض بوده و چشم بسته عمل ميکند؟
نمونه ها بسيارند. قبلا" نمونه تيمم را مثال آورده بودم .... درآن زمان که ميکروبها شناخته شده نبودند و عرب بيابانگرد با چشم غير مسلح خود قادر به ديدن ميکروبها در خاک نبودضرورت نقض احکامي همانند تيمم وجود نداشت ، آن عرب عامي تصور ميکرد همانگونه که با ماليدن دستش به خاک آلودگي آن بصورت ظاهری برطرف ميشود پس واقعا" وقتي که آب وجود نداشته باشد ، بهداشت و نظافت بدن درگرو انجام عمل تيمم است . بقول معروف عقلش در چشمش بود..... اما حالا که ميکروسکوپهای الکتروني وجود انواع باکتريها، ويروسها و ميکروبهای خطرناک را در ذرات خاک و هوا نشان داده اند چگونه ميتوان به انسان متفکر چنين عملي را القاء نمود ؟ بعضي از مباحث در بين آخوندها همانند خطوط قرمز هستند. هيچ مرجع تقليد و آيت اللهي را پيدا نميکنيد که بتواند دليل علمي و منطقي بياورد که چرا بايد سر و دست آلوده را ، با ماليدن خاک به آن آلوده تر کرد و اسم آن را نظافت گذاشت.اکثرا" در چنين مواردی از بحث دوری ميکنند و يا حداکثر آدم را حواله به همان حکم تعبدی بودن بعضي از اعمال و اصول مذهبي ميدهند.يا مغلطه ميکنند و چنين دليل مي آورند که تيمم شرايط و واجباتي دارد ، مثلا" : خاک بايد پاک و تميز باشد. همينجا بايد پرسيد که در محليکه حتي آب هم وجود ندارد (و بنا به عدم وجود آب تيمم واجب شده) چگونه و با تکيه بر کدام تاسيسات و دستگاههاي آزمايشگاهي ميتوان پاک بودن خاک و عاری از ميکرب بودنش را تشخيص داد؟ جالب اينجاست اگر بخواهيم شرايظ و واجبات مقرر شده در مورد تيمم را دقيقا" رعايت کنيم آنگاه از اصل تيممي وجود نخواهد داشت چون هيچگاه نخواهيم توانست به آن شرط پاک و مطهر بودن خاک وقوف پيدا کنيم.
*مورد ديگر همين مسئله روزه اجباريست که بعنوان يکي از اصول دين توسط پيغمبر به امتش تحميل شده و منافعي که برای روزه گرفتن برميشمرند با توجه به آنچه علم ثابت نموده از اصل مغلوط است. همه پزشکان اذعان دارند که روزه گرفتن به شيوه ای که مسلمانان آن را عبادت ميشمرند برای بدن مضر است اما هيچ پزشک مسلمائي جراتش را ندارد که اين مضار را تشريح کند. از منافع روزه چنين ميگويند که از لحاظ رواني سبب ميشود انسان با گرسنگي کشيدن درد گرسنگان و فقرا را درک نموده و بعد .......و بعد چه کند؟ هيچ...ماه رمضان که گذشت باز همان آش و همان کاسه ...
اولا" در اين دور و زمانه ديگر کسي از گرسنگي نميميرد. لااقل در کشور گل و بلبل ايران کسي را نداريم که از گرسنگي در وسط شهر و دربين مردمان ديگر مرده باشد . پس اين يکي از اصل غلط است. چون در قرن حاضر و دراين نقطه گربه شکل از زمين خدا، حتي فقرا و نيازمندان نيز لقمه ناني برای سدجوع دارند (يا از طرف ديگران بهشان داده ميشود) که از گرسنگي نميرند. در واقع محتاج داريم ، نيازمند داريم، بدبخت و بيچاره داريم، خيلي هم داريم ......اما گرسنه نداريم و طبعا" چشيدن موقت درد گرسنگي از طرف مسلمين عزيز، سبب فهميدن درد نيازمندان و بيچارگان نخواهد شد.اين خشکه مغزان متعصب قدرت درک آن را ندارند که احساس گرسنگي و تشنگي که يک اثر جسميست از احساس بي تکيه گاهي ، فقر و نياز جداست....
مسلمان زاده های ميهن اسلامي مان در تمام طول سال از دروغگوئي ، دزدی ، کلاهبرداری و خوردن حق ديگران کوتاهي نميکنند، بر ساده ترين بديهيات و اصول انساني پا ميگذارند و در راه منافع خويش از هيچگونه فساد و عمل غير شرعي و غير انساني ابائي نداشته و از هيچيک از مناهي منکر فروگذار نميکنند ، ولي ماه رمضان که ميشود ....يکهو متحول ميشوند!!؟؟!!. در ايام روزه ناگهان همه مفاهيم شرعي و انساني را دريافته و مدعي و مبلغ منافع رعايت اين اصول در جامعه ويک پا محقق و آيت الله ميشوند. دراين ايام با خضوع و خشوع تمام در مساجد زانو زده و به عبادت خدا ميپردازند.از هيچ فرصتي هم برای نصيحت ديگران و تبليغ شرع انور نگذشته و تمامي وقتشان را به شنيدن و درک خطابه های ديني يا نشخوار و واگويه پندهای مذهبي و تفسير روايات ميگذرانند. با مشاهده روزه دار مومن ديگر ، در سلام دادن پيشدستي نموده و قبول نماز و روزه و عبادات يکديگر را از خداوند متعال خواستار ميشوند. برخلاف نص صريح قرآن تظاهر به روزه داری کرده {b} و بر روزه خواران جهنمي و گمراه نهيب ميزنند و آنان را از خشم خدا زنهار ميدهند. خلاصه آنکه اين يکماه را سنگ تمام گذاشته و در تمام فضای ميهن اسلامي بوی اسلام {c} به مشام ميرسد و جانها را مي نوازد. اما به محض اتمام ماه رمضان ، مشاهده ماه نو توسط رهبر معظم با آن چشمهای کورمکوريش و و اعلام عيد سعيد فطر ، دوباره (اين بار از در عقب) متحول شده و به وضعيت سابق بازميگردند. با اين تفاوت که اينبار با توجه به آنچه در طي اين ماه مبارک ، با پرهيز از اعمال خلاف از دستشان دررفته با مجاهدت و تلاشي قابل تقدير در پي جبران ضررهای حاصله برآمده و عملا" پوست از سر مومنين و برادران خود غلفتي ميکنند.
*دليل ديگر مي آورند که روزه سبب ميشود گوشت هائي که از مال حرام در بدن انسان !!؟!! وجود دارد آب شود و به تبع آن چربي خون ، قند و اوره و ...نيز پايين بيايد. در مورد اوليش که به جز خنده تمسخر چيز ديگری نميشود تحويل داد {d}و در مورد پايين آمدن فشار خون و قند و چربي و...نيز در واقع کاملا" بي ربط است چون از لحاظ تئوری ممکن است اين عقيده صحيح بنظر برسد اما از لحاظ عملي مسلمين گرامي در وقت افطار و سحر چنان ميلمبانند و از آش ها و اظعمه و اشربه و زولبيا و باميه و...ميل ميکنند که پس از پايان ماه رمضان اگر قند و چربيشان بالا نرفته باشد شانس آورده اند....
*ميگويندکه روزه سبب ميشود معده استراحت کند و چنين استدلال ميکنند که 11 ماه از سال اين معده بيچاره در حال کار کردن و هضم غداهائيست که انسان ميخورد و با گرفتن روزه لااقل اين يکماه را معده بصورت نيمه وقت و شيفتي کار ميکند و آن 10-12 ساعتي که خوردن و آشاميدن ممنوع است حتما" معده عزيزمان چرت مفصلي زده و خود را برای يکسال ديگر کار بي امان آماده ميکند........ناگفته پيداست که چنين استدلالي تا چه حد ميتواند عوامانه و دور از حقايق پزشکي باشد. بعد از اثبات تئوريهای مختلف علمي از قبيل عکس العمل پاولوف و ... اصولا" چنين ادعائي بيجاست .20 روز از سال روزه داران با مشکلات گوارشي دست به گريبان خواهند بود. 10 روز اول ماه رمضان و 10 روز بعد از عيد فطر بدترين اوقات برای معده بيچاره شماست .قبول نداريد؟ يکسال تمام معده انسان عادت کرده که سرساعت خاصي غذا به آن رسيده و اسيد معدی ترشح شود. با شروع ماه رمضان معده گرامي که به اصول دين مبين اسلام آگاهي نداشته وچون ختنه نشده ، مسلمان نيست و اصلا" نميداند جريان چيست کماکان سر ساعت مقرر اسيد مربوطه را ترشح ميکند و مشخصا" اين اسيد در داخل معده خالي از غذا سبب صدمه به پوسته داخلي معده ميگردد. البته تبعات اين ترشح اسيد برروی گوشت معده بيچاره را از همان روز اول در بوی گند عفن و غير قابل تحملي که از دهان همه روزه داران محترم ساطع است و اطرافيان را مي آزارد ميتوان عميقا" احساس نمود {e} .ده روزی طول ميکشد که عادت وقت شناسي اين عضو هرچند مبارک ، اما خاطي و گناهکار، ترک شود و معده ديرفهم ما دوزاری اش بيفتد که ديگر نبايد سر آن ساعت خاص اسيد ترشح کند.حالا اين وسط اگر کسي بدشانسي بياورد و معده اش از قبل ضعيف بوده و آمادگي زخم معده را داشته باشد سر همان 10 روز اول معده گرامي را صلوات داده و در پايان ماه رمضان صاحب يک زخم معده قشنگ و ماماني خواهد شد و ميتواند اين زخم را در زمره جراحاتش در مبارزه بي امان با شيطان رجيم قلمداد نموده و از خداوند متعال برای اين زخم کذائي و مجاهداتش در راه بسط اصول دين انور،مطالبه کارت جانبازی و تسهيلات ناشي از آن نمايد .
*حال فرض ميکنيم که معده شما از نوع پوست کلفت و بادمجان بم باشد که آفت بهش کارگر نيست و اين اسيد مسيد ها بهش اثر نکرده و براحتي ده روز اول را بگذراند. اينجا ديگر شانس آورده ايد و 20 روز بقيه ماه رمضان را هم راحت هستيد چون اين معده خنگ خدا بالاخره بعد از ده روز گرسنگي کشيدن خرفهم ميشود که سرساعت 12 نهار خبری نيست و ساعت ترشح اسيد را به وقت افطار موکول ميکند . حالا عيد فطر فرارسيده و با حکم قطعي اسلام مبني بر حرام بودن روزه در عيد فطر شما تبعا" ناچاريد که به وضعيت يکماه پيش برگشته و سر ظهر نهارتان را ميل کنيد. باز هم 10 روزی طول ميکشد که اين معده نادان و جاهل شما خودش را به وضعيت جديد عادت داده و بعد از نهار اسيد ترشح کند. نتيجه هم مشخص است و در طي اين ده روز اول بعد از عيد فطر شما با مشکل عدم هضم غذا، نفخ و ورم معده دست به گريبان خواهيد بود .حالا شما که آدم منطقي وصاحب تفکر هستيد بفرماييد چنين رفتاری با معده کجايش منطقي و بهداشتيست؟
*از معده که بگذريم اصلا" نرساندن آب به بدن برای 12 ساعت متوالي بسيار مضر و خطرناک است. کليه انسان بسيار آسيب پذير بوده و دانما" بايد پرآب بوده و از خود آب دفع کند . تشنگي سبب ميشود که آب موجود درکليه ها کم شده و املاح موجود درآب رسوب نموده وچون آبي در داخل کليه موجود نيست تا اين املاح را بشويد و از طريق مثانه خارج کند در طول زمان سبب سنگ کليه ميگردد. اين مورد به حدی جديست که همه پزشکان به آن اذعان دارند وحتي پزشکان جمهوری اسلامي نيز با وجود همه محدوديتها و سانسورهای حکومتي ، در ايام رمضان از طريق رسانه ها اعلام ميکنند که کسانيکه ناراحتيهای کليوی دارند يا کليه شان سنگ ساز است نبايد روزه بگيرند . از يک پزشک کليه اگر سوال کنيد (اگر شما را بشناسد و نترسد که پس فردا بامبول برايش درست ميشود) صريحا" به شما خواهد گفت که عدم آشاميدن آب برای 12 ساعت متوالي نه تنها برای اشخاصي که ضعف کليه دارند خطرناک است بلکه حتي سبب ايجاد ناراحتيهای کليه در اشخاص سالم و طبيعي نيز خواهد شد.
*دليل ديگری که در آخر مي آورند و باآن اصل روزه را توجيه ميکنند آن است که روزه در اديان ديگر هم وجود دارد و يهوديان و مسيحيان نيز روزه ميگيرند ....بسيار هم درست ميگويند.... فقط ...اين وسط يادشان ميرود که نوع روزه اين متدينين دگرانديش را تشريح کنند و فراموش ميکنندکه مسيحي جماعت ، اگر هم روزه ميگيرد در ايام خاصي از سال است که هيچگاه از 3 روز متوالي بيشتر نيست و به غير ازآن ، اصلا" روزه مسيحيان با روزه مسلمين يک تفاوت اساسي و مهم دارد .مسيحيان روزه گوشت ميگيرند .يعني درايام روزه از خوردن گوشت پرهيز ميکنند. آنها هيچگاه خوردن و آشاميدن را برخود حرام نميکنند و حتي درايام روزه که از مرغ و گوشت قرمز منع شده اند مجاز به استفاده از گوشت ماهي هستند. مسلم است که روزه بهداشتي مسيحيان با روزه عمله ای و پرمشقت و گرسنگي کشيدن مسلمانان ، تومني ده تومان توفير دارد و کلي فرق معامله است.اگر اين گرسنگي و تشنگي و رياضت کشيدن و عذاب دادن به خود و ديگران روزه است پس آن چيست؟ فرق روزه مسلمين با روزه مسيحيون دقيقا" شبيه به تفاوت بين اعتصاب غذا و روزه سياسيست که در اولي عدم توجه زندانبانان به اعتصابيون سبب صدمات جدی به بدن شده و طبعا" اگر سلامتي اعتصاب کننده برای مقامات حکومتي مهم باشد ناچارند به هر طريق ممکن زنداني را از ادامه اعتصاب غذا منصرف نمايند. اما در حالت روزه سياسي (که اين روزها مدشده ) نه اعتصاب کننده عذاب ميکشد و نه زندانبان چنين اعتراضي را به تخمش ميگيرد.چون ميداند که عملا" چنين حرکتي نمايشي و بي ضرر است.
*از همه مضحک تر رفتار بعضي از اين مسلمانان مادرزاد است که در ايام خاصي از سال ناگهان مسلمان شده و بر خود واجب ميشمرند که دراين ايام اعمالي را که در ساير ايام سال بدون نگراني انجام داده اند بر خود حرام کنند و از اين طريق در پي جلب ترحم خداوند متعال ، ياگول ماليدن بر سر آن عاليجناب جهت ابتياع يک ويلای دوپلکس مجهز در بهترين نقطه بهشت همراه با خدمتکار غلمان و کلفت حوری ميباشند. نمونه اش آن اشخاصي که تمام سال را عرق خورده و ويسکي شب جمعه شان ترک نميشود ولي با افتخار چنين ميگويند که دوماه از سال (محرم و رمضان) را لب به نجسي نزده و از آن پرهيز ميکنند.{f} جوری هم اين مسئله را متذکر ميشوند که انگار همين حالا بايد يک مدال افتخار بخاطر اين مجاهدت عظيمشان به آنها اعطا شود و ساير مسلمين بايد ازاين عمل پسنديده ايشان درس عبرت بگيرند!!!!
*از اين کوته فکران مسخره تر ، آنهائي هستند که با وجود عدم اعتقاد قلبي به اصل روزه، و روزه خواری دراکثر ايام ماه رمضان ، چند شب ( احياء و قدر و شب ضربت خوردن و قتل )را برخود واجب ميشمرند که روزه بگيرند (هرچند که شايد نماز هم نخوانند) و باز هم با افتخار چنين درفشاني ميکنند که اين چند شب را حتما" بايد روزه گرفت و به قواعد مذهبي احترام گذاشت {g} ، چون اجرش زياد است و ثواب دارد!!؟!!
..................................

توضيح {*} ها:

{a}: مسلمان مادرزاد: مسلمانيست که تنها بدليل آنکه پدر و مادرش مسلمان بوده اند و ايشان در يک کشور مسلمان بدنيا آمده خواهي نخواهي بچه مسلمان است و بدون تحقيق و تفحص در اديان مختلف و انتخاب از بين آنها (آنچنانکه سفارش شده است) همينطوری الکي و يلخي خودش را مسلمان مينامد. اينگونه مسلمانان مادرزاد، درصد اکثريت جامعه مسلمين را تشکيل ميدهند.

{b} اين عمل تظاهر به روزه داری در تمامي جوامع اسلامي علي الخصوص مملکت محروسه اسلاميمان بسيار مرسوم و رايج است. نمونه ميخواهيد؟ همين ايام برای ديدن اين نمونه ها وقت مناسبيست. مثلا" اين يکي ( کاملا" بدون نظر) چنين ميگويد که: خدار اشکر هوا خنک شده و روزه زياد به آدم فشار نمي آورد، يا مثلا" :با وجود اينکه ديشب ساعت زنگ دارمان سرساعت زنگ نزد و ناچار شدم بدون سحری روزه بگيرم اما اصلا" احساس گرسنگي نميکنم! يا دادن پند و اندرزهای حکيمانه و آبدوغ خياری به ديگران در مورد منافع جسمي و روحي و اسلامي و دنيائي و آخرتي و .....عمل روزه ....که منظور از همه اين گونه حرفها اينست که: ببينيد ، من روزه گرفته ام !!! نمونه ديگر همين مذاکرات مجلس شورای اسلامي که از راديو پخش ميشود . يک روز اگر وقت اضافه و دورريز داشتيد و خواستيد کمي بخنديد و تفريح کنيد نطق نمايندگان محترم مسجد شورای اسلامي (ببخشيد ، همان مجلس شورای اسلامي) را گوش کنيد . هر نماينده ای که پای ميکروفون ميرود لااقل 30 بار در کلماتش عبارت ((با دهان روزه )) را تکرار ميکند تا همه بشنوند و بدانند که ايشان روزه دار است و خداي ناکرده حرامخوری نکرده ... البته نميدانم اين عمل نمايندگان محترم تظاهر به روزه داريست يا خير، اما اين را مطمئنم که در اسلام ، تظاهر به روزه داری از تظاهر به روزه خواری زشت تر ومکروه تر بوده و به ترک آن بسيار سفارش شده است.

{c} بوی اسلام که در متن فوق آمده بوئي شبيه به بوی گلاب است يا شبيه به بوی عطريات ارزان قيمت مشهدی که به وفور توسط خرمتعصب ها و حزب اللهي ها مصرف شده در صورت استشمام زياد سردرد مي آورد. در اينجا بنا به مصالح انشائي و مصلحت وقت ، بوی گند دهن روزه داران محترم که نافذتر از هر گلاب و عطر مشهد است و از بين برنده آن بوی خوش اسلام ، کاملا" ناديده گرفته شده که اميد است با سعه صدر و بزرگواری که در شما موجود است اين زيرآبي کوچک را بر نويسنده اين خزعبلات ببخشاييد.

{d} ميگويند روزه سبب ميشود گوشت هائي که از مال حرام در بدن انسان !!؟!! وجود دارد آب شود و به همين دليل روزه را واجب ميشمرند. اما به عقلشان نميرسد که آدم مومن مسلمان و معتقد چرا هرساله بايد گناه کند و گوشت حرام بر بدنش داشته باشد که ناچار به آب کردن آن در ماه رمضان شود و اصولا" اين چه جور اصل و شيوه بي خاصيتيست که با وجود تکرار هرساله نميتواند باعث دوری از گناه گردد و فقط بدرد پاک کردن گناهان ميخورد؟ يعني هرسال گناه بکن بعدش ماه رمضان گناهها را پاک کن و باز بعد ماه مرمشان روز از نو روزی از نو.... بگذريم که اصولا" در مورد مال حرام اثبات شده است کسانيکه به مال حرام عادت کرده اند و به آن علاقه دارند ، خوردنش نه تنها باعث ناراحتي و عذاب نشده که هيچ بالعکس ، خيلي هم ميچسبد . مال را ميخورند يک ليوان آب هم روش، يک آروغ جانانه هم پشتش توی صورت مالباخته ميزنند ، ککشان هم نميگزد.تازه گوشت تنشان هم ميشود.

{e} اين بوی نافذ خاصي که در سطور بالا نيز به آن اشاره شده کمي شبيه به بوی نعش سگ ماشين زير گرفته ايست که دوروز درآفتاب مانده و گنديده باشد و ماموران محترم شهرداری آنرا جمع نکرده باشند.فکر نميکنم هيچ موجودی در جهان باشد که طاقت استشمام اين بو را از فاصله چند سانتيمتری به مدتي طولانيتر ازده ثانيه داشته باشد. آنها که از بوی بد و غير قابل تحمل حيواني بنام راسو داستانها ساخته اند احتمالا" تا بحال آدم روزه دار در اطراف خود نداشته اند و بوی دهانش را استشمام نکرده اند.. جالب اينجاست که اين بو فقط به ديگران آزار ميرساند و خود شخص ساطع کننده اين گند عفن ازآن چيزی احساس نميکند.

{f} بعضي از اين عرق خورهای قهار در ايام محرم چنان مسلمان ميشوند که در مسلماني دست هر آيت الهي را از پشت ميبندند و با شرکت در مراسم عزاداری و تعزيه گاها" نقش يزيد، امام حسين ، شمر، علي اکبر و حضرت عباس را بر عهده گرفته و حتي چادر بر سر کرده و نقش زينب را هم بازی ميکنند. هرکسي هم به ايشان عرق خوريهای مکررشان را ياد آورشود با ذکر لاالله الا الله نفريني حواله سگ عرقخور ميکنند. البته حق هم دارند و فحششان بجائي برنميخورد... چون تا بحال کي ديده که سگ عرق بخورد؟

{g} تعجب نکنيد. قسم به خدای محمد و همان خدائي که شما ميپرستيد من خودم چنين جانوراني را به وفور در اطرافم ديده ام.طرف نماز نميخواند ، خودش اصلا" معلم رقص است و يواشکي تدريس حرکات موزون ميکند ولي در ايام خاص مذهبي حتي شنيدن آهنگ های غم انگيز داريوش را هم گناه ميداند و توصيه به خاموش کردن پخش صوت ميکند، خريت را ملاحظه ميکنيد؟!!.












........................................................................................

Thursday, November 13, 2003

٭ بامداد مينويسد:...برپايه ي نظرسنجي تازه اي که درروسيه انجام گرفته است اگرهمين امروز دوباره انقلاب اکتبردرروسيه رخ دهد درصدچشم گيري ازمردم ازآن پشتيباني مي کنند.اگرقراربودانقلاب ۱۹۱۷ روسيه همين امروزرخ دهد۴۲٪ مردم روسيه بازهم فعالانه ازآن حمايت مي کردنديا به نحوي همکاري مي کردند.۲۷٪ صبر مي کردند تا ببينند چه پيش مي آيد.۱۶٪ هم فلنگ را مي بستند وبه خارج مي گريختند و۱۰٪ برعليه انقلاب وارد ميدان مي شدند.اين نظرسنجي توسط بنياد ويزيوم درتاريخ ۲۴ تا ۲۸ اکتبرانجام شده است
فکر ميکنيد اگر عين اين نظرسنجي در مورد قيام 57 ايران انجام ميشد به چه نتايجي ميرسيديم؟ ناگفته پيداست که از همان سالهای اول انقلاب قسمت اعظم مردم از آنچه اتفاق افتاد ناراضي بودند و الان کار به جائي رسيده است که حتي جانبازان، پاسداران ، خانواده شهدا و کساني که زماني از هواداران اصلي رژيم اسلامي بودند از آن ناراضي بوده و خواهان براندازی حکومت آخوندی هستند. بي جهت نيست که آقايان از رفراندوم تا اين حد وحشت دارند و به هيچ وجه حاضر نیستند جمهوری اسلامی را به رفراندوم بگذارند. يکي از همين رجاله ها (خاطرم نيست که بود فکر ميکنم خزئلي يا جنتي بود) چنين درفشاني ميکرد که مردم يکبار به جمهوری اسلامي رای داده اند و ديگر حق پس گرفتن رای خود را ندارند. انگار که منتظر اجازه اين جناب هستند که جمهوری اسلامی را بخواهند يا نخواهند. ملت وقتي زمانش برسد به جز براندازی به هيچ قضيه ديگری رضايت نخواهد داد و البته اين براندازی با کسب اجازه از جمهوری اسلامی و با رعايت قوانين اين رژيم نخواهد بود.
===========
بدليل اينکه سيستم نظرخواهی های استفاده شده از نوع رايگان است و مطابق معمول سيستمهای رايگان جهت سيخ کردن استفاده کننده به پرداخت پول محدوديتهای زيادی به سيستم رايگان خود اعما ميکنند ناچار شدم از دو سيستم نظر خواهي استفاده کنم چون اولي از 5 قلم بيشتر نظرخواهي قبول نميکرد. اگر سيستم نظرخواهي بهتری ميشناسيد که محدوديتهايش کمتر باشد خواهشمندم معرفي کنيد.
===========
احمد باطبي در مرخصي ربوده شد. مشخصا" ربايندگان وی به جز عوامل رژيم اسلامي نميباشند و تنها احتمال ديگر (که خيلي ضعيف است) مخفي شدن يا خروج ايشان از جهنم جمهوری اسلاميست. ايکاش که چنين باشد هرچند که ميدانم آرزوئي محال است چون مشخص است که احمد باطبي حتي در مرخصي نيز تحت مراقبت شديد و کنترل نيروهای امنيتي رژيم قرار دارد و در چنين وضعيتي فرار ايشان بسيار دشوار است.
گويا در اين رابطه نوشت : پدر احمد باطبي اعلام كرد كه از ساعاتي پس از ديدار با گزارشگر حقوق بشر سازمان ملل، از سرنوشت و وضعيت باطبي و اينكه در حال حاضر در كجا به سر مي‌برد، خبري ندارند.
وي در گفت‌وگو با خبرنگار حقوقي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا) اظهار داشت: پس از ديدار سه روز گذشته‌ي پسرم با ليگابو، وي براي افطار با يكي از دوستانش به قصد رفتن به دانشگاه تهران در چهار راه وليعصر از من جدا شد و از آن تاريخ به بعد ما ديگر هيچ خبري از او نداريم.
پدر باطبي افزود: ما متوجه شديم كه تا 2 ساعت بعد از جدا شدن از پسرم وي با ديگر دوستانش دو تماس داشته اما ديگر خبري از او نشده و تلفن همراهش هم پاسخ نمي‌دهد.
پدر احمد باطبي با ابراز نگراني خانواده از مشخص نبودن وضعيت فرزندش گفت: روز دوشنبه پايان مرخصي 20 روزه باطبي بوده است. قبل از آن با 5 روز مرخصي از زندان بيرون آمده بود و وقتي براي تمديد مرخصي‌اش مراجعه كردم، زمان مرخصي تا 15 روز تمديد شد.
محمدباقر باطبي يادآور شد: اگر جواب روشني از وضعيت پسرم و اطمينان از تامين جاني خانواده‌ي خود نگيرم، دست به دامان سازمان‌هاي حقوق بشري خواهم شد
.
صفحه ای برای جمع آوری امضاء برای آزادی زندانيان سياسي و احمد باطبي در اين آدرس ساخته شده که متاسفانه هنوز تعداد بسياری از دوستان آن را امضا نکرده اند.




========

مقاله رافت اسلامي از داروک نيز در اين آدرس گويا منتشر شده است و خواندنش را به همه دوستان توصيه ميکنم.

========
محمد توسلي، عضو نهضت آزادي ايران: بدون قيد و شرط در انتخابات شركت نمي كنيم،
ملت ايران : با قيدو شرط يا بدون قيد و شرط اصلا" در انتخابات که سهل است ، بطور کل در هيچ يک از برنامه های رژيم شرکت نميکنيم.


..............












........................................................................................

Sunday, November 09, 2003

٭ Spam و جنبه های مختلف آن در زندگي روزمره

کاربران اينترنت بخوبي با پديده Spam يا همان ايميلهای ناخواسته آشنائي دارند . مزاحمتهای اين ايميلهای ناخواسته که اکثرا" آگهي های تبليغاتي شرکتهای مختلف است به حديست که نرم افزارهای مختلف AntiSpam توليد شده و در بازار نرم افزار به فروش ميرسد.از طرف ديگر ارسال کنندگان Spam نيز هرروز با شيوه های جديدتری اقدام به پخش ايميلهای خود ميکنند تا اقدامات مخالفين Spam را خنثي کنند.تازه ترين روشي که در رابطه با اين موضوع بکار گرفته شده استفاده غيرمجاز از کامپيوترهای متصل به شبکه به عنوان ميزبان و ارسال ايميل از طريق اين کامپيوترها ميباشد.قوانين برخورد با اين جرائم در کشورهای مختلف متفاوت ميباشد. در بعضي از کشورها حتي اگر کامپيوتر ميزبان مورد تجاوز هکرها قرار گرفته باشد و کاربر آن از اين استفاده غيرمجاز بيخبر باشد بازهم کاربر فوق بدليل عدم رعايت اقدامات ايمني و فراهم نمودن محيط مناسب برای هکرها مجرم شناخته شده و مسئوليت مستقيم سوء استفاده بر عهده کاربر کامپيوتر ميزبان خواهد بود . مسئله جالب اين است که بعضي از سرويس دهنده های ايميل مانند ياهو و هات ميل اگرچه دارای سرويس های AntiSpam رايگان بوده و بنا به درخواست کاربر آدرسهای ايميل خاص را Block ميکنند اما مشاهده ميشود که در بيشتر موارد موج حمله ايميل های Spam به کاربراني که ازاين سرويسهای رايگان استفاده ميکنند افزايش مي يابد و بدينوسيله کاربر به استفاده از Anti Spam های قويتری که توسط همين سرويس دهنده ها پيشنهاد ميشود ترغيب ميگردندکه البته اين سرويسها ديگر مجاني نيستند.... به نظر ميرسد که اين حملات بصورت عمدی از سوی همين سرويس دهنده ها( هات ميل و ياهو) هدايت ميشوند تا کاربر را مجبور به استفاده از خدمات غيررايگان نمايد. البته اين مسئله هنوز اثبات نشده است اما نظر به تکرار چنين تصادفات (که خود من هم آن را در سرويس هات ميل تجربه کرده ام) احتمال عمدی بودن آن بعيد نيست.
Spam ها محدود به ايميل و محيط اينترنت نيستند. در زندگي روزمره همه ما با اين Spam های ناخواسته روبرو هستيم که که به صور مختلف در اجتماع نمود پيدا کرده اند.در واقع ما هرروزه مورد بمباران اسپام های مختلف قرار ميگيريم بدون آنکه به آنها توجه کنيم. به عنوان مثال :

* تصميم داريد با اتوبوس واحد مسافتي را طي کنيد. در طي مسير ميبينيد که يک آدمي با شکل و شمايل نيمه دهاتي و ريش معقول اسلامي درحاليکه گردنش را با زاويه 20 درجه کج کرده و نگاهش در سقف اتوبوس بصورتي محو بدنبال خدا و فرشته هاست ، لبهايش مدام ميجنبد و زير لب ورد ميخواند هر چند دقيقه يکبار به بهانه ای از مسافرين محترم تعدادی صلوات زورکي دريافت ميکند. يکبار به بهانه سلامتي راننده و مسافران محترم ، يکبار به سلامتي رهبر معظم و رئيس جمهور و ساير مسولين محترم نظام ، يکبار به بهانه بقای دين اسلام وگسترش و تداوم آن و پيروزی اسلام برکفر ، بار ديگر به اميد ظهور حضرت مهدی و پيروزی لشگريان امام زمان بر کفار و.... خلاصه تا به مقصد برسيد 7-8 باری از شما صلوات گدائي کرده اند و هربار درحاليکه زير لب فحش ميدهيد بناچار همراه با ساير مسافرين محترم لب ميزنيد تا متهم به همراهي با شيطان و کفار نشويد.اين نوع Spam از نوع اسپام صلواتي ميباشد که در بعضي مواقع با دست دراز کردن و تقاضای وجه نقد و گدائي فرد مذکور از مسافران محترم همراه است.

* از خير سفر با اتوبوس ميگذريد و بخاطر آنکه ناچار به تحمل گدايان صلوات نگرديد دست در جيب مبارک کرده و با تاکسي يا مسافرکشهای شخصي به سمت مقصد ميرويد . دراين حالت اگر راننده محترم از نوع جوانان شلوار گشاد پوش و پيراهن هاوائي گل گلي يخه باز ( اصطلاحا" جوات) باشد ناچار به تحمل Spam موسيقي از نوع وطني -کوچه بازاری خواهيد شدو تا مقصد ناچاريد صدای بلند پخش صوت چهار بانده مجهز به توئيتر و بافر و ووفر را همراه با نغمه دل انگيز " نازی جون " يا "ای دختر رعنا، نيلوفر" و "نسترن با تو دل من.... " را تحمل کنيد و گاهي برای همراهي با راننده محترم گردني بچرخانيد يا بشکني هم حواله کنيد. اين نوع اسپام ها به اسپام رنگ جواتي معروف هستند که در مواردی نوع فرنگي آن نيز مشاهده شده است که نوع فرنگيش اکثرا" بزبان ترکي استانبولي پخش ميگردد.

*حالت دوم آن است که وسيله نقليه مذکور فاقد پخش صوت و راننده آن ، از نوع پيرمردهائي باشد که دنبال گوش مفت ميگردند ، که دراين حالت ناچاريد به خاطرات و وقايع اتفاقيه و همچنين نصايحي از نوع آنچه پير در خشت خام بيند و غيره گوش فرا دهيد و با کلمات مقطع و بله و نه راننده را مطمئن کنيد که حواستان ششدانگ با ايشان است که يکوقت بهش برنخورد که شما به سخنان پر مغز ايشان بي توجهي کرده ايد و ايشان خدای ناکرده دارند گل لقد ميکنند.اين اسپام ها دقيقا" گوش شما را هدف گرفته و توجه شما را نيز همزمان طلب ميکنند. از خصوصيات جالب اين نوع اسپام ها ارائه اطلاعات مفيد و تاريخيست که در طي دريافت آن و تورق تاريخ گذشتگان ، متوجه ميشويد که مثلا" قيمت تخم مرغ در 40 سال پيش چقدر بوده و با حسرت بسيار درميابيد که با قيمت فعلي يک عدد تخم مرغ ، در زمان جواني آقای راننده ميشد يک گله گوسفند را با چوپانش يکجا خريد و قيمت يک خانه ششدانگ پنج دری در آن زمان برابر با نرخ نيم کيلو موز چيکيتا در زمان حاضر است . در پايان راننده فسيل مربوطه چنين نتيجه ميگيرد که خير و برکت از ميان مردمان رخت بربسته و با هماهنگي کامل با ايشان ، موافقت ميکنيد که همه اينها در اثر ناشکری بندگان و روگردان شدن آنها از دعا و نماز ، آلوده شدن آخوندها به ماديات و هواهای نفساني و زياده خواهي ابوالبشر بوقوع پيوسته و ظهور هرچه سريعتر امام زمان (عج) را خواستار ميشويد تا هرچه سريعتر دنيا را نجات دهد و شما را هم از شر اين مهملات، به همچنين ....

*حالت سوم که امروزه بسيار رايج است ، اسپامهای عقيدتي وگوش دادن به عقايد بسيار جالب و شنيدني راننده يا يکي از مسافرين در مورد "سياست و اقتصاد" است. در اين حالت شخصي که نميداند سياست را با "ص " مينويسند يا با "ث" سه نقطه چنان در چند جمله کوتاه وضعيت سياسي ايران ، منطقه و کل دنيا را تحليل نموده و احکام مضحکي صادر ميکند که به او دست مريزاد ميگوييد و ناچاريد اذعان کنيد که همه سياستمداران دنيا بايد جلوی اين مفسر گمنام لنگ بيندازند و نزد ايشان دوره ببينند شايد وضع دنيا بهتر شود و افسوس ميخوريد که با وجود چنين سياستمداران قابلي چرا حقمان را خورده اند و ما را جهان سومي مينامند.
راننده متفکر مسافرکش که حواسش در پي بافتن استدلالات سيکيم خياری مربوطه است و در آينه با خيره شدن به چشمان شما بدنبال نشانه ای از تاييد است ، با بي توجهي رانندگي ميکند که اين امر موجب صدور تعدادی اسپام توهين آميز از سوی رانندگان ديگر ميشود اما ازآنجائيکه بحث بسيار جديست و سرنوشت مملکت در گرو به نتيجه رسيدن اين کنفرانس داخل ماشينيست راننده فحشها را زيرسبيلي رد کرده و بي اعتنا به اسپامهای مزاحم فوق، درفشاني خود در مورد سياست و اقتصاد مملکت را ادامه ميدهد.اسپامهائي بسيار فجيع و کوبنده در قالب عقايد گوينده در فضای پيکان وطني منتشر شده و درپايان بحث فوق ، سياستمداننده مذکور( اين لغت مرکب جديدتلفيقيست از کلمه راننده + سياستمدار) با منطق بسيارمحکم و دندانشکني از نوع چند فحش آب کشيده و آب نکشيده به رهبر معظم و ساير آخوندها و آنهائيکه اين مملکت را به اين روز انداخته اند نتيجه ميگيرد که چون اين آخوندهای بازاری دزد و کلاهبردار قيمت بنزين را بالا برده اند و به تبع آن قيمت لوازم يدکي و و آفتابه پلاستيکي و همچنين گوشت و مرغ و سبزی خوردن و حتي واجبي و کرمک سرفندول تاير دوچرخه بالا رفته نتيجتا" شما ناچاريد کرايه را دولا پهنا بپردازيد تا يکوقت اقتصاد مملکت بر هم نخورد و به تبع آن وضعيت اقتصادی جيب راننده محترم نيز دچار تزلزل و رکود نگردد.اين نوع اسپام های سياسي - اقتصادی روزانه به تعداد بيشماری در اجتماع رد و بدل شده و از مشخصات مهم آن مسری بودن و قابليت بالای شيوع و تاثير فوری آن است. بطوريکه وقتي در يک تاکسي با 5 مسافر ، حتي يک نفر اقدام به ارسال اسپام از اين نوع نمايد در مدت کوتاهي همه گير شده و در مقصد متوجه ميشويد که علاوه براينکه همه مسافران درگير اين بحث مهم و سرنوشت ساز سياسي شده اند ، اثرات آن به وضوح در صعود مبلغي که بايد بابت کرايه به راننده بپردازيد خود را نمايان ميکند.

* بالاخره سفر تمام ميشود و در حاليکه شاکر خدای بزرگ و توانا هستيد که به سلامت به مقصد رسيده ايد متوجه ميشويد که از سوی شخصي با ظاهر آبرومند ، که دستهايش را روی سينه گذاشته و با گردن کج ، شرمندگي ، و صدائي که انگار از ته چاه بيرون مي آيد و من من ميکند و شما را آقا يا خانم عزيز و محترم مينامد، مورد خطاب قرار گرفته ايد. دراينجا ناچاريد چند دقيقه ای سرپا ايستاده و به داستاني که آن شخص محترم و آبرومند در مورد چگونگي احتياج ناگهاني اش به وجه نقد نقل ميکند گوش جان بسپريد. معمولا" اين اشخاص محترم يا در خيابان مورد حمله جيب برها قرار گرفته و جيبشان را زده اند ، يا از شهرستان آمده اند و پول بليط برگشت به شهرشان را ندارند، و يا دچار مرض لاعلاج و پرخرجي هستند که بنا به وظيفه شرعي و انساني تان شما مسئول هستيد مشکل شخص مذکور را حل نموده و بدون توجه به قيافه مفنگي طرف ، مبلغي را در راه خدا پرداخته و اميدوار باشيد که طرف راست بگويد و اين پولي که داده ايد جهت خريد هروئين و مواد مخدر مصرف نميشود. در هر صورت نتيجه تفاوتي نميکند و بارز ترين مشخصه آن تاثير مستقيم برروی جيب مبارک و لاغرتر شدن آن ميباشد. اين نوع اسپامها به اسپام "بده در راه خدا" معروف هستند و نوعي از لوازم کار تخصصي بوده و موجبات اشتغال آبرومندانه عده کثيری از هموطنان غيور و شرافتمند را فراهم نموده است.البته اين نوع اسپام ، با ظواهر گوناگون در جامعه ظاهر ميشود که فروش زورکي گل و آدامس و جوراب در سر چهارراهها و پشت چراغ قرمز نيز در زمره اين نوع "بده در راه خدا" محسوب ميگردند.

* پس از پرداخت بدهي خود به خداوند متعال از طريق بندگان محتاج ايشان ، به سوپرمارکت محل مراجعه ميکنيد تا مقداری از مايحتاج منزل را تهيه کنيد . پس از خريد فروشنده مربوطه اجناس خريداری شده را به همراه چند برگ اسپام تبليغاتي اجناس مختلف در يک نايلون پلاستيکي منقش به تبليغ دستمال کاغذی قرار داده و به سمت منزل مراجعه ميکنيد. دربين راه با نايلون بزرگ دستتان خواهي نخواهي نقش تابلوی متحرک تبليغاتي دستمال کاغذی چشمک را بازی نموده و بعد از ورود به منزل به سروقت صندوق پستتان ميرويد تا ببينيد نامه ای برايتان رسيده يا خير. دربين 70- 80 برگ کاغذهای تبليغاتي تخليه چاه و فاضلاب و کلاس تقويتي کنکور و عکس تمام قد کانديد شورای محل و ... بالاخره به قبض تلفن و برق برخورد کرده و پس از گرد شدن چشمان مبارک از مشاهده ستون مبلغ قابل پرداخت قبوض مزبور ، متوجه ميشويد که در بين انبوه اسپام های ريز و درشتي که به صندوق پستي تان ريخته اند حتي يک نامه شخصي هم وجود ندارد.

* در بين راه سوپر محل تا منزل ازVoice Spam يا اسپام صوتي مسجد و حسينيه محل حداکثر استفاده را نموده ودرميابيد که نقطه کانوني بلندگوهای مسجد مستقيما" به سمت پنجره اتاق خواب شما نشانه رفته است . سعي ميکنيد ميزان قدرت آمپلي فاير مسجد را با توجه به نوای انکرالصواتي که در فضای کوچه مترنم است و پرده گوشتان را همچون دياپازن مرتعش نموده ، بر حسب دسي بل بسنجيد.اما از آنجائيکه بدليل عدم وجود دستگاههای اندازه گيری دقيق قادر به انجام محاسبه فوق نيستيد به همان ميزان خروجي بر حسب PMPO که روی برچسب بلندگو مزبور درج شده قناعت کرده و در کمال تاسف متوجه ميشويد که معادله تبديل وات خروجي PMPO به توان واقعي بر حسب دسي بل يادتان رفته و نتيجتا" از خير محاسبه آن ميگذريد. يواشکي در دل دعا ميکنيد که بلندگوی مسجد بسوزد شايد چند ساعتي نفس راحت بکشيد بعد يادتان مي آيد که بلندگوی مسجد جزو اموال خداوند متعال است و چون خداوند بزرگ ، دانا و آگاه و...... از شما زرنگ تر است ،مسلما" به حرف گربه سياه باران نيامده و خدا هم هرگز بلندگوئي که جزو اموال شخصي خودش است نخواهد سوزاند. پس اين اسپام را هم مثل قبليها با متانت و بردباری تمام تحمل کرده و صدايتان درنمي آيد.

* به محض ورود به آپارتمان هنوز کفشتان را در نياورده ايد که زنگ درب به صدا درمي آيد و وقتي از هويت طرف ميپرسيد متوجه ميشويد که از طرف بسيج محل برای دريافت اعانه کمک به تعمير مسجد محل ، يا کمک به مسلمانان گرسنه دوغوزآباد و احداث مدرسه فيضيه در يکي از کشورهای آفريقائي مراجعه نموده اند. ناچارا" 4 طبقه پله ای که بالا آمده ايد را مجددا" پايين رفته و از آنجائي که نميخواهيد با عدم پرداخت وجه درخواستي نکير و منکر های پشت در،خود را جلوی بسيج محل تابلو کرده و خطر حمله قريب الوقوع بچه های حزب اللهي محل برای جمع آوری ديش و ماهواره و رسيورتان را افزايش دهيد ، از خداوند منان آرزوی بهروزی و توفيق و اجر اخروی برای اين برادران فداکار نموده و با رضايت کامل وجه مطالبه شده (اسپام حزب الله) را ميپردازيد و درحاليکه زير لب به زمين و زمان فحش داده و در دل خاطرنشان ميکنيد که پول پرداختي زورکي را از گوشت سگ هم نجس تر ميدانيد.... ، داخل منزل ميشويد.

* بالاخره خودتان را به داخل منزل پرتاب کرده و خدا را شکر ميکنيد که به محلي امن رسيده ايد وباقيمانده موجودی قليل جيب مبارک را حفظ نموده ايد. تلويزيون را روشن ميکنيد تا يکوقت از اخبار مهم کشور عقب نمانيد و نگويند که نسبت به سرنوشت مملکتتان بي تفاوت هستيد. با شروع اخبار گوينده به روان پاک رهبر سابق انقلاب و رهبر فعلي و رهبر آينده آن، مسئولين محترم نظام اسلامي ، شهدا و جانبازان و اسرا و .....نقليه و روابط عمومي و نيروی انتظامي منطقه 7 و ....خيلي های ديگر درود فرستاده و بقول خودش اخبار را آغاز ميکند. بعد از استماع اخبار دم بريده و دروغ های مضحک صدا و سيما و حرص خوردن بسيار از وقاحت آقايان مسئولين جمهوری اسلامي (علي الخصوص رهبر معظم و رئيس جمهور محبوب مردمي استحاله شده) ، به ديدن يک سريال طنز، مرحمتي جناب لاريجاني مهمان ميشويد. دلتان را صابون زده ايد که مثلا" نيم ساعتي سرگرم سريال مربوطه شده از فکر اسپامهائي که بين راه آزارتان داده اند بيرون مي آييد .اما در همان پنج دقيقه اول ، ناگهان پخش سريال قطع شده و در حاليکه وولوم صدای تلويزيون شما از طرف فرستنده بطور وحشتناکي بالا رفته به مدت 7-8 دقيقه تبليغات پفک- شامپو گلرنگ- اشي مشي و چي توز و رب گوجه فرنگي های مختلف را به اجبار تماشا ميکنيد تا هم به اقتصاد رو به رشد مملکت ياری رسانده باشيد و هم وقت بگذرد و پخش سريال قطع شده مجددا" از سر گرفته شود.اين اسپام های لاريجاني با نام مستعار "پيام های بازرگاني" در طي مدت سريال مکررا" تکرار شده و تعداد قطع شدن های پخش برنامه ، رابطه مستقيم با پرطرفدار بودن آن دارد.در طول مدت سريال با اصطلاحات جديدی در زبان فارسي آشنا ميشويد و درميابيد که فارسي شکر است و متاسفانه شما از قافله صدا و سيما بسيار عقب بوده و قادر به درک اصطلاحات لمپني و Slang مورد استفاده در سريالها نميباشيد. درپايان در حاليکه به جد و آباد لاريجاني و جمهوری اسلامي فحش ميدهيد ملاحظه ميکنيد که از کل سريال منقطع چيز دندان گيری نصيبتان نشده و تنها فايده ای که مترتب شده يادگيری نام چند نوع پفک و چيپس جديد...... به همراه مقاديری بد آموزی و لغات پشت گاراژي جهت آموزش نوباوگان عزيز و فرزندان انقلاب بوده است. با ديدن اين سريال مثلا" طنزکاملا" توجيه ميشويد که اگر فردا فرزندتان شما را با القابي مانند بز ، الاغ يا چکش فرنگي و حتي لغات عجيب و غريبي مانند چرمنگ و بزغلنگ خطاب نمود، قصدش مطلقا" توهين نبوده و استفاده عزيزتان ازين لغات تنها نوعي ابراز لطف عميق و عاطفي البته به سبک و سياق لاريجاني بوده است.همچنين ياد ميگيريد که بجای واژه زشت و نامانوس "دروغگوئي" از "خالي بستن" و بجای لغت بي ادبانه "خايه مالي" از لفظ مودبانه "پاچه خواری" استفاده کنيد که مسلما" بار منفي لغات اصلي را نداشته و طبق قواعد شرعي غسل داده شده و مطهر و پاک ميباشند..اين نوع اسپامها به اسپامهای آموزشي ،تربيتي معروف هستند که بصورتي کاملا" تخصصي در متن سناريو فيلمها گنجانده ميشوند.
البته ديده شده که بعضي از تماشاچيان هوشيار و مطلع از فنون بهره وری ، از مدت زمان پخش پيامهای بازرگاني استفاده بهينه نموده و آنرا به رفتن به دستشوئي و جيش کردن يا ريختن چای و غيره اختصاص ميدهند که اين شيوه از متدهای بسيار موثر آنتي اسپام از نوع لاريجاني ميباشد. متاسفانه نوع پيشرفته و جهش يافته اين اسپام، بصورت نوار متحرک (تبليغات بانک ملي و بعضا" شعارهای دولتي فرمايشي) در زير صفحه تلويزيون ظاهر ميشود که حدود 10 درصد از مساحت صفحه تلويزيون را به خود اختصاص داده و همزمان با تماشای سريال ناچارا" آن را تحمل ميکنيد چون هنوز آنتي اسپام آن کشف نشده است.

* پس از تماشای سريال مورد علاقه تان مثل بچه های خوب و مودب مسواکتان را زده و پس از قضای حاجت به رختخواب ميرويدتا کپه مرگتان را بگذاريد. اول سر صبح (5 صبح) با صدای تن دريافت SMS از موبايلتان از خواب ميپريد و درحاليکه چشمانتان را ميماليد بزحمت تلاش ميکنيد که پيغام رسيده را بخوانيد. بعد از تلاش بسيار متوجه ميشويد که SMS مزبور از طرف شرکت مخابرات SMS CENTER واصل شده و حاوی پيام تبريک يا تسليت به مناسبت تولد فلان امام يا ارتحال بهمان آدم در 1400 سال پيش است . اين نوع اسپام موبايلي شباهت بسياری به اسپام های اينترنتي دارد و تنها تفاوتش در نحوه دريافت آن است که توسط گوشي موبايل شخصي تان به شما اجبارا" اعمال ميشود و معمولا" صبحهای زود شما را از خواب ناز بيدار ميکند. از لجتان Reply ميزنيد که 4 تا دری وری بار فرستنده کنيد .......که با پيغام Error Sending Message مواجه شده و متوجه ميشويد که چون سرش در دست خودشان است شماره ارسال کننده SMS شماره الکي و مجازی بوده و امکان Reply زدن و خنک کردن دلتان وجود ندارد.











........................................................................................

Saturday, November 08, 2003

٭ جمهوری اسلامي، مضحک ترين فيلم تاريخ
سوژه بعضي از فيلمها چنان است که بد ، بد مطلق و خوب، فرشته است . در اين نوع فيلمها قهرمان اصلي فيلم جوانمرد، باهوش و انساني به تمام معناست که هيچگاه اشتباه نميکند و در نقطه مقابلش شخصيت نقش منفي فيلم ديويست که از هيچگونه عمل غيرانساني ابا ندارد و تماشاچي چنين فيلمهائي بدون بروبرگرد تصديق ميکند که حق با قهرمان فيلم است و آدم بده بايد مجازات شود. بعضي از فيلمهائي که در مورد جنگ ايران و عراق هم در ايران ساخته شده بود دقيقا" از همين قانون تبعيت ميکرد. سربازان دلير اسلام همگي فرشته هائي بودند که برای نجات وطن ، اسلام و بشريت از هيچگونه فداکاری دريغ نداشتند و آنقدر شجاع بودند که چند نفر بسيجي قادر بودند يک گردان عراقي را شکست داده يا اسير کنند و در قبال آن کليه افسران و سربازان عراقي موجوداتي ترسو و خبيث بودند و عقلشان به اندازه گنجشک هم نبود. آش اينقدر شور بود که در پايان تماشاچي از خود ميپرسيد اگر عراقيها اينقدر ضعيف و ترسو بودند پس چه شد که جنگ 8 سال طول کشيد و ما اينهمه کشته داديم. نمايش قهرمان بازی جمهوری اسلامي در برابر مخالفان و کساني که رژيم اسلامي دشمن خود مينامد تقريبا" شبيه به همين سناريوهای کليشه ای و مسخره است. 3 شب پيش دو مستند ساز ايراني که چند وقتي در بازداشت نيروهای آمريکائي بودند بالاخره آزاد شدند و به وطن بازگشتند. ازهمان بدو ورود مانند در حاليکه با روی باز و خوشحال مثل بلبل از شکنجه هائي که توسط نيروهای بد بد بد آمريکاني شده بودند داد سخن ميدادند و با خنده و خوشحالي چنين نتيجه ميگرفتند که :آمريکا هيچي نيست و مثل بادکنک توخاليست. آن يکي ادعا ميکرد که نيروهای آمريکائي از همان روز اول ميدانستند که ما جاسوس نيستيم و با اينحال ما را تمام مدت شکنجه ميکردند.بيننده هم ناخودآگاه نتيجه ميگرفت که انگار که آمريکائيها همه ديوانه هائي ساديستيک و بيرحم هستند که از شکنجه بيگناهان لذت ميبرند و کيفور ميشوند. فقط نميدانم چرا اينهمه مدت اين بيچاره ها داشتند شکنجه ميشدند هيچ اثر خاصي بر بدن و سر و کله شان نبود و بالعکس خيلي هم سرحال و قبراق جلوی دوربين ظاهر شده بودند. خلاصه که ازمصاحبه اين عزيزان جلوی دوربين جمهوری اسلامي هم لذت بردم و به هموطنان شجاعم افتخار کردم و هم دريافتم که فرق جمهوری اسلامي و آمريکا درکجاست. آمريکا صد و خرده ای روز مدام طرف را شکنجه ميکند بدون اينکه هيچ آثاری بر بدن قرباني باقي بماند و در آخر کار هم وضعيت روحي و جسمي طرف بصورتيست که انگار اين مدت اصلا" تو هم بهش نگفته اند. اما جمهوری اسلامي زهرا کاظمي را بازداشت ميکند ، فقط بازداشت ميکند و همان چند روز اول بازداشت محترمانه و انساني ، هنوز شکنجه نکرده طرف ضربه مغزی ميشود و ميميرد. يا آن يکي ديگر را بازداشت ميکند و وقتي بعد يکماه آزاد ميشود تعادل روانيش را از دست داده و اسم خودش را هم فراموش کرده است. يا احمد باطبي را بازداشت ميکند و چنان از او در زندان پذيرائي ميکند که کليه های اين ضد انقلاب خائن از کار مي افتد و دندانهايش ميريزد(حتما" از پرخوری و خوشي بيش از حد ). و نمونه های بسيار ديگر که هرروزه در دور و برمان ميبينيم يا اخبارش را ميشنويم. يکي از ترفندهای جالب جمهوری اسلامي همين است که تا خلافي بر عليه حقوق بشر مرتکب ميشود جهت توجيه عمل خود به دنبال نمونه های مشابه در کشورهای ديگر ميگردد تا با توی بوق کردن آنها گناه خودرا کوچک شمرده و چنين ادعا کند که اين عمل کاملا" طبيعي بوده و همه دولتها و حاکميتها مرتکب آن ميشوند. به عنوان نمونه بعد از به قتل رساندن زهرا کاظمي تحت شکنجه سعيد مرتضوی بلافاصله جريان کشته شدن آن خبرنگار انگليسي مخالف دولت در بريتانيا را توی بلندگو کردند ( که يعني خبرنگارکشي يک امر عاديست و همه دولتهای پيشرفته دنيا منجمله انگلستان نيز گاهي مرتکب آن ميشوند) و وقتي دولت کانادا در مورد چگونگي مرگ تبعه خود زهرا کاظمي از ايران توضيح خواست دولت ايران نيز در قبال آن خواستار توضيح دولت کانادا در مورد چگونگي مرگ شهاب ... تبعه ايراني مقيم کانادا گرديد (که در جريان تعقيب و گريز توسط پليس کانادا کشته شده بود) و اين يعني بهانه گيری و آتو گرفتن از همديگر ...يعني تو صدايش را درنيار منهم صدايش را درنمي آورم.
اينبار در جريان دستگيری دو مستند ساز ايراني در عراق بلندگوهای تبليغاتي رژيم بيشترين سعي خود را برای بهره برداری از اين جريان و مظلوم نشان دادن خود نشان دادند. در بعضي از روزی نامه های رژيم در ستون پيامهای مردمي عقايد عجيب و غريبي ابراز ميشد. به عنوان مثال (همانطور که قبلا" نوشته بودم) در يکي از مقالات پيشنهاد شده بود که بسيجيان جان برکف و ملت مسلمان ايران در قبال دستگيری اين دو نفر ، توريستها و گردشگران آمريکائي را گروگان بگيرند و بدينوسيله غرب را جهت آزادی اين دونفر تحت فشار قرار دهند!!!؟؟!! بخش های مسئول روابط بين الملل هم به دست و پا افتاده بودند و دانما" چنين تبليغ ميکردند که ايران مظلوم واقع شده و آمريکا در حال انجام ضد انساني ترين اعمال مغاير با حقوق بشر در مورد شهروندان ايرانيست و آخوندهای داخلي نيز در مساجد بر سر منبر رفته بودند که: توبه فرمايان چرا خود توبه کمتر ميکنند، و اگر حقوق بشر خوب بود پس چرا آمريکا که مدافع آن است دارد اينگونه با ما برخورد ميکندو.....که ناگهان خبر آزادی دومستند ساز ايراني نقطه پاياني بر همه اين جار و جنجالها گذاشت. ازآنجائيکه اين ملايان حاکم برايران از آب هم کره ميگيرند ، آقايان از قبل پيش بيني کرده بودند و نطق مطبوعاتي اسرای عزيز را پيشاپيش آماده کرده بودند تا به محض قرار گرفتن در مقابل دوربين صدا و سيمای لاريجاني از بلاهائي که اين مدعيان حقوق بشر بر سرشان آورده اند و از شکنجه هائي که بناحق متحمل شده اند داد سخن دهند و به آمريکای جنايتکار زبان درازی کرده و اعلام کنند که آمريکا هيچي نيست!!! البته جای سوال دارد که با درنظر گرفتن موارد زير شکنجه دادن اين عزيزان ضامن چه منافعي برای آمريکا بوده که اينجور سبعانه !؟؟! اينها را شکنجه داده اند:
* به گفته خود آقايان نيروهای آمريکائي از همان روز اول متوجه شده بودند که اين دونفر جاسوس نيستند و مدارکشان برای تهيه گزارش در خاک عراق کاملا" قانوني است. حال بايد ديد که وقتي يکنفر جاسوس نباشد و هيچگونه اطلاعات مهم و مفيدی برای افشا کردن نداشته باشد شکنجه دادنش چه سودی برای نيروهای آمريکائي داشته؟
احتمالا" آمريکائيها از لحاظ رواني مريض هستند و نياز دارند که همينطور الکي يک نفر را زير شکنجه له کنند و بعدش هم قاه قاه بخندند و لذت ببرند. از لحاظ روانشناسي به اينگونه افراد ساديست ميگويند. به عنوان مثال خلخالي قبل از اينکه حاکم شرع شود (خيلي قبل تر از اينکه اصلاح طلب شود) با دار زدن گربه ها در کوچه تفريح ميکردو کيفور ميشد يا فلاحيان در زمان تصدی پست وزارت اطلاعات هر چند وقت يکبار با معشوقه شوهردارش (فاطمه قانم مقامي) دستور ميداد در حياط زندان اوين ميز بچينند و در جلوی چشم زندانيان آهوئي را سرببرند و از خوردن گوشت آهوی کباب کرده در ميان اضطراب و هراس زندانيان متلذذ ميشد.
* حال وقتي يکنفر جاسوس نباشد و همينطور الکي شکنجه اش کنند مسلما" وقتي آزاد شود و اين رفتار غير انساني را لو بدهد عکس العمل نيروهای مدافع حقوق بشر را برمي انگيزد و همه دنيا شکنجه دهنده را تکفير ميکنند. در اينجا اين فرضيه مطرح ميشود که نيروهای آمريکائي با وجود اطلاع از عواقب سنگين کار خود به اين عمل شنيع و غيرانساني مبادره کرده اند و اصلا" قصدشان اين بوده که به اين عواقب برسند و از طرف همه دنيا مورد سوال قرار گيرند تا کيف کنند. به عبارت ديگر خود آزاری دارند و از اينکه خود را در وضعيتهای ناجور و سخت قرار بدهند لذت ميبرند. از لحاظ روانشناسي به اين جور اشخاص مازوخيست ميگويند.
* يکي از مستند سازان آزاد شده از رفتار بد و غيرانساني سربازان آمريکائي و تحقير شدن توسط آنها گلايه ميکرد. البته من دوست دارم ببينم که اگر ايشان صحنه تحقير احمد باطبي توسط مامورين زندان را که در نامه اش به رياست قوه قضائيه به آن اشاره شده را ميديد آنوقت هم ميتوانست مثلا" بي محلي آمريکائيها را تحقير حساب کند يا خير. مثلا" آنجا که احمد باطبي را به دستشوئي که چاهکش گرفته و سوراخش پر مدفوع است ميبرند و وقتي از رفتن به آنجا امتناع ميکند بزور سرش را درآب و گوه توالت فرو ميبرند و آنقدر نگه ميدارند که به حالت خفگي بيفتد و ذرات مدفوع به داخل بيني و گلويش برود. يا آنجا که بعد از اين شکنجه تحقير آميز حتي به او اجازه نميدهند که صورتش را بشويد و از کثافات پاک کند ، تا حديکه چند روز بعد حتي خود بازجو از بوی بدی که از زنداني به مشام ميرسد شاکي شده و به او اجازه ميدهد صورتش را بشويد!!! تحقير؟ خجالت نميکشيد کثافتها؟ از کدام تحقير ميناليد؟ از سربازآمريکائي که هموطن ما نيست گلايه داريد واز آنطرف بر سر هموطن خودتان اين گونه تحقير و شکنجه ميباريد، شما انسان هستيد؟
* از آنجائيکه آمريکا کشور بسيار پيشرفته ايست در فن شکنجه نيز به مراتب بالائي رسيده واين يانکي های ساديست مازوخيست بي عقل ، جوری آدمها را شکنجه ميکنند(مخصوصا" سربازان رشيد اسلام را که در آدميت سری از سرها جدا هستند) که نه جايش ميماند، نه حتي اثر روحي رواني بر فرد تحت شکنجه ميگذارد. اين شکنجه که نه درد دارد ، نه جايش ميماند و نه اثرش و نه حتي احساس ناراحتي در شخص ايجاد ميکند احتمالا" نوعي قلقلک بوده چون فرد شکنجه شونده آنرا با خنده و شادی بيان ميکند و عين طوطي متن را ميخواندو ميرود... نميدانم آن دختراني که قبل از اعدام توسط پاسداران (به امر خميني ) تحت تجاوز اسلامي قرار ميگرفتند هم ميتوانستند جلوی دوربين اينگونه شاد و خوشحال از شکنجه شدنشان تعريف کنند يا آن دختری که در عمليات مرصاد گلوله آر-چي -چي را ذره ذره از وسط پايش داخل کردند تا با زجر وشکنجه هرچه بيشتر بميرد ، يا قربانيان قتلهای زنجيره ای که با ضربات متعدد کارد در تمام بدن زجرکش شدند شکنجه ديده بودند يا اسمش چيز ديگريست؟
بس کنيد ديگر، اين زندگي که ديگر سوژه فيلم سينمائي نيست.خر کردن مردم تا کجا ؟ تا به کي؟......
شايد هم تقصير خود ماست. خود ما ملت ، که به تحميق شدن عادت کرده ايم!!













........................................................................................

Home