[نت پد ايراني]


           
Java (J)  JavaScript (JS)  Cookies (C)  Active X (AX)



Wednesday, October 29, 2003

٭ ضد صهيون يا ضد يهود؟
نميدانم اين فقط مسلمانان هستند که بغير از خود هيچ ايده و مذهب ديگری را برنميتابند و تحمل نميکنند يا اديان ديگر نيز در برخورد با غير، همينگونه دگم و کوردلانه رفتار ميکنند. ديروز در فرصتي که پيش آمد به فيض ديدار برنامه نقد فيلم پيانيست از شبکه 3 سيمای لاريجاني نايل آمدم و الحق که رستگار شدم!!؟!! در تمام مدت برنامه گوينده بجای نقد فيلم در حال کوبيدن يهوديان بود. دقت بفرماييد، گفتم يهوديان ، نه صهيونيسم!! اين متشرعين حاکم مسئله شان صهيونيسم نيست اينها از اصل با يهوديت مخالفند همانگونه که با مسيحيت و... ديگر اديان مخالفند و چشم ديدن کسي جز خودشان را ندارند. تهيه کننده دراين برنامه کوتاه مدت سعي کرده بود همه گونه يهوديان را بکوبد با اشاره با ناهنجاريهای موجود در اجتماعات يهوديان در دوره جنگ و فاصله طبقاتي بين ضعفا و ثروتمندان در همان اجتماع يهوديان را ملتي ترسو، احمق ، فاسد از لحاظ اخلاقي و خائن به يکديگر ، پولدوست و خسيس معرفي ميکرد و نميتوانست تمايلات ضد يهودی خود را پنهان کند.حتي کار را به جائي رساند که تمامي بلاهائي را که آلمان نازی بر سر يهوديان آورده بود اعم از کشتارهای دسته جمعي و کوره های آدمسازی قصه و داستان و ساخته آزانس يهود و در نتيجه تبليغات غلو شده متفقين بر ضد آلمان نازی دانست. اشاره ای هم داشت به اين نکته که آژانس يهود خودش در کشتارهای دسته جمعي دست داشته و بخاطر اينکه يهوديان را مظلوم نشان دهد با همکاری آلمان نازی اين صحنه ها را بوجود آورده است. خوشمزه اينجاست که دروغگو کم حافظه ميشود و در همين برنامه کوتاه حرفهای گوينده با يکديگر متناقض بود،(يکجا اصلا" کشتار يهوديان بدست ارتش هيتلری و آلمان نازی را دروغ ميخواند و چند جمله بعد يادش ميرفت که جريان داستان و خيالبافي بوده و گناه همان کشتار مثلا" خيالي را به گردن همکاری آژانس يهود و آلمان نازی مي انداخت) اين سرباز دلير اسلام و امام زمان چنان از هر نکته کوچکي که در فيلم بود بر ضد يهوديان داستان ميساخت که در پايان برنامه همه اذعان داشتند يهودی جماعت بدرد هيچ چيزی نميخورد و اصلا" انسان نيست ،فقط بيخودی روی کره زمين جای مسلمانان عزيز (البته فقط مسلمانان شيعه) را تنگ نموده است و بهتر است هرچه سريعتر معدوم شود. منتهي من فکر ميکنم اين جناب يا چشمشان را عامدانه بر ناهنجاريهای اجتماعي که در همين تهران وجود دارد (و همينطور در ساير شهرها وکشورهای اسلامي) بسته اند يا واقعا" کورذهن هستند که ....را ميبينند و کدو را نميبينند. يک سری تشريف ببرند کتابخانه محلشان ، نه..اصلا" بروند کتابخانه حوزه فيضيه محلشان يک مطالعه ای بکنند در مورد وضع زندگي اجتماع اعراب تازه مسلمان شده ...و رسومات بدويشان و همينطور ناهنجاريهای اخلاقي و اجتماعيشان ، از برده داری و آزار و اذيت بردگان بگير تا دفن کردن فرزند دختر ، مقاربت با شتر و خر و اسب و .......... آنوقت مقايسه کنند ببينند که که آن يهودی خائن منفور تر است يا آن عرب مسلمان شترزاده که از هفت پشت بعدش اين رجاله های کوردل و خودبين پس افتاده اند و از بدشانسي درست همينجا ، در خاک پاک ايران دارند حکومت ميکنند.
ميخواستم بگويم که در هر جامعه ای خوب و بد وجود دارد ،آدم وطنپرست و خائن وجود دارد، آدم قانونمند و خلافکار وجود دارد ، آدم باشرف و بيشرف وجود دارد ، جاکش و عابد وجود دارد ، ولي اين دليل بر آن نيست که چون همه اينها هست آن جامعه اصلا" جاکش پرور و تجمع خائنين است.... اما ديدم اصلا" قضيه اين نيست...اصلا" جريان چيز ديگريست . والا خودشان ميدانند که خيلي از آخوندها چه زمان قديم چه همين حالا دارند جاکشي ميکنند و اين دليل نميشود که همه آخوندها جاکش باشند .همه اينها را خودشان هم ميدانند. مسئله فقط همان تنگ نظری ، ناداني و جهالت و بخل و حسد متشرعين است که خود را برحق و همه دگرانديشان را باطل ميدانند.
من صهيونيستها را تاييد نميکنم. اصلا" راست ميگوييد اينها جنايتکارند.... ولي وقتي ميبينم که اگر يک نفر در تظاهرات ضد رژيم صهيونيستي گلوله بخورد دنيا را خبر ميکنند که چه نشسته ايد که دارند مردم فلسطين را قتل عام ميکنند و آنوقت اگر يک مسلمان ماليخوليائي به خودش بمب ببندد و در رستوران و کلوب و دانسينگ افراد عادی غيرنظامي اسرائيلي اعم از مرد و زن و بچه و پيرمرد و پيرزن را کرور کرور منفجر کند ، بهم تبريک ميگويند و به آن ديوانه بهشت خيالي لقب شهيد ميبندند و اينور دنيا توی ايران خيابانها را به نامش اسمگذاری ميکنند ميکنند.... آنوقت است که حالم از هرچه که ربطي به اسلام اين رجاله ها داشته باشد بهم ميخورد.
--------------------
25 سال است که بخاطر نامگذاری يک خيابان بنام تروريست قاتل انورالسادات(خالد اسلامبولي) در مصر روابط مصر و ايران شکرآب است و در واقع با هم رابطه ای ندارند. حتي ويزای توريستي هم به ايرانيها نميدهند.اين هم از سياست خارجي عقلای مسلمان حاکم بر ايران
===========
متن كامل گزارش كميسيون اصل 90 مجلس درباره پرونده علل و عوامل كشته شدن زهرا كاظمي
جالب است که حتي در بررسي موضوع اتهام بازجو در مورد قتل خانم زهرا کاظمي از اتهام به عنوان قتل غيرعمد نام برده ميشود. البته تقصير ماست که فرق بين قتل عمد و غير عمد را نميفهميم.يعني شکنجه در حين بازجوئي و کوبيدن سر بديوار و تعزير و غيره اگر منجر به مرگ شود قتل غيرعمد است !!؟!!
شياف پتاسيم و واجبي خور کردن و کاردآجين کردن و خفه کردن با طناب چه؟ بايد ديد اين موارد در رساله روحانيون حاکم برايران به عنوان قتل غيرعمد مطرح شده يا عمد...نکند اصلا" ثواب دارد؟
ثواب دنيوی که حتما" دارد...چون اضافه کاری و پاداش هم بابتش گرفته اند. اخروی اش را هم انشاالله امام خميني و امام خامنه ای ضمانت ميکنند آن دنيا که داشته باشد!!










........................................................................................

Tuesday, October 28, 2003

٭ بيچاره شيرين عبادی
عبادی دوراه بيشتر نداشت، يا بايد در خارج از کشور ميماند و قيد وطن را ميزد که دراين صورت اختيار زبانش دست خودش بود و میتوانست هرچه دل تنگش میخواهد برضد حکومتی که با آن مخالف است بگيد. اما انگار طاقت دوری از وطن را نداشت يا حتما" اينجا علايقي داشت که برگشت و حالا وقت رقصيدن بساز اين رجاله هاست و هردم از اين باغ بری ميرسد:

شيرين عبادی : اسلام با حقوق بشر سازگار است.
شيرين عبادی : اگر شما تاريخ مجالس قبل و شيوه‌ي برگزيده شدن نمايندگان را مرور كنيد، مي‌بينيد كه عملكرد مجلس ششم كارنامه‌ي پرافتخاري است........
شيرين عبادي با حضور در مجلس:اميدوارم مجالس آينده راه اين مجلس را ادامه دهند.......!
شيرين عبادي: اگر من بودم، جايزه‌ي صلح نوبل را به محمد خاتمي مي‌دادم.........
شيرين عبادي درباره‌ي حقوق بشر و آزادي‌هاي سياسي ايران اظهار داشت: آزادي‌هايي كه امروز ما داريم بسيار بيشتر از آزادي‌هايي است كه در گذشته داشته‌ايم و احترامي كه در حال حاضر به حقوق بشر گذاشته مي‌شود، بسيار بيشتر از پيش است.......

بعضي از دوستان ازاين سخنان شيرين عبادی برآشفته اند و بر او ميتازند.اما فقط يک نکته کوچک را در نظر بگيريدو آن اينکه اگر شيرين عبادی ميخواست با حکومت مبارزه کند عاقلانه تر بود در خارج از کشور ميماند و از آنجا مثل ابراهيم نبوی (که حالا که از ايران بيرون رفته خوشبختانه مقالاتش تند و تيز شده) بيانيه عليه حکومت صادر کند.شيرين عبادی در اينجا به بهانه طرفداری از اصلاح طلبان مقاصد خود را پيش ميبرد و با اين وجود کلي دردسر برايش درست شد. حالا هم که بخاطر خانواده و علايقش به ايران برگشته از او چه انتظاری داريد ؟ مخصوصا" وقتيکه با گرفتن جايزه صلح نوبل خاری در چشم نظام جمهوری اسلامي و تحت نظر است؟ تنها انتظاری که از وی شايد ، آنهم شايد ، بشود داشت اين است که لااقل سکوت کند، و اگر برضد رژيم چيزی نميگويد تاييدش هم نکند.تازه آنهم اگر تحت فشار نباشد که اين حرفها را بزند...






........................................................................................

Monday, October 27, 2003

٭ مجوز دستگيری مقتدی صدر به اتهام دخالت در ترور مجيد خوئي صادر شد
ببينيد وسوسه قدرت با مردان خدا چه ميکند. ديديم که اين وسوسه با خميني و جانشينانش چه کرد، تاحديکه صريح ترين فرامين کتاب آسمانيشان را زير پا گذاشتند و با ملت ايران آنچه کردند که هيچ دشمني در طول تاريخ آن نکرده بود. سعيدی سيرجاني در همان اوان قيام 57 در روزنامه داستان شيخ صنعان را بازنويسي کرده بود و درآن با تشبيه خميني به شيخ صنعان و همچنين شخصيتهائي چون بازرگان و قدرت خانوم ، داستان دل و دين از کف دادن اين رجاله ها را به تصوير کشيده بود و همين داستان مقدمه ای شد برای زندان و شکنجه و درپايان قتل وی بدست سعيد امامي... معروف است که ميگويند مصطفي پسر خميني قبل از مرگش گفته بود خدا نکند که روزی قدرت بدست پدرم بيفتد چون از شاه بسيار بيرحمتر و سفاک تر است. اين داستان شيفتگي قدرتمداران به قدرت خانوم تمامي ندارد. قدرت مولد فساد است بخصوص وقتي در دست اشخاص نالايق و سست اراده باشد.

..........................

باز هم سعيد عسگر
مثل يک بام و دوهوا را که شنيده ايد. دقيقا" همين وضعيتيست که بر قوه قضائيه و زندانهای کشور حاکم است. در اين مملکت گل و بلبل يکي را بازداشت که ميکنند ماهها در مکاني نامعلوم و سلول انفرادی نگهش ميدارند (پورزند و خيلي های ديگر)و در طي اين مدت نه خبری از بيرون دارد و نه ميتواند خبری از خودش لااقل به خانواده اش برساند که بدانند ايشان در بازداشت جمهوری اسلاميست. آن يکي ديگر را زير شکنجه ميکشند (زهرا کاظمي)و آن ديگری را در زندان واجبي خور ميکنند(سعيد امامي) يکي را هم در زندان نگه ميدارند و هرشب چند نفر حزب اللهي مشروبخور؟؟!! را به جانش مي اندازند(افسانه نوروزی) .آن روی ديگر سکه را هم که ديده ايم که طرف را زنداني کرده بودند (به جرم تروريست اقتصادی و اختلاس) و بعد از يک مدت سروکله اش در آلمان پيدا شد. برادر جناب رفيق دوست را ميگويم که همدستش چون پارتي نداشت اعدام شد ولي خودش اقامت کوتاه و موقتي در زندان داشت و بعد هم که گندش درآمد ادعا کردند که ايشان به عنوان مامور خريد زندان به آلمان فرستاده شده !!؟؟!! و دارد دوران زندانيش را ميگذراند!!؟!! البته توجه بفرماييد که اين زندان با آن زندانهای ديگری که امثال باطبي درآن هستند تومني صد تومان توفير دارد و شرايطي همچون هتل دارد. برای اينگونه اشخاص همه کاری ميکنند ، غذا از بهترين رستوران بيرون مي آورند ، وسائل ورزش و تفريح مهياست و روزنامه و کتاب و غيره هم جهت وقتگذراني موجود است که يکوقت زنداني بيچاره دلتنگ نشود. اگر بخواهد حتي برايش خانوم هم مي آورند. قبول نداريد؟ همين شهرام جزائری خودمان را ببينيد. اين پسر پاک و معصوم که از رهبر گرفته تا تمامي نمايندگان مجلس و امامان جمعه رهين منتش هستند و به او وامدار هستند تنها گناهش اين بود که نميدانست پرداخت پول به اشخاص نامش رشوه است و اصولا" کل قضيه يک سوء تفاهم جزئي بود. زندانبانان جمهوری اسلامي نيز از آنجائي آدمهای خيلي منصفي هستند اين مسئله را درنظر گرفته و حتي برايش خانوم هم مي آورند. شهرام خان عزيز و معصوم ما در همين دوره کوتاهي که در زندان بود دومين زنش را هم گرفت و رئيس زندان و نگهبانان و پيشخدمتها!!؟؟!! و نوکر و کلفتها همه بودند و ازدواج فرخنده ايشان را تبريک گفتند. حالا اين که چيزی نيست يک هوای ديگر اين بام عجيب همين سعيد عسگر خودمان است. اين بيچاره آمد يک ثوابي کرد و گلوله ای در گردن سعيد حجاريان خالي کرد. البته خودش هم در دادگاه اعلام کرد که اشتباه کرده و اين اشتباه را به گردن ضعفش در تيراندازی انداخت و گفت که اگر ميدانستم طرف جان سالم بدر ميبرد عوض گردن گلوله را در مخش خالي ميکردم..... در تمام طول محاکمه هم به ريش قاضي و دادستان و در کل به ريش تمام ملت ايران ميخنديد چون ميدانست که اينها هيچکاره اند و حکم آبکي لازم قبلا" صادر شد و اين دلقکها فقط مسئول اجرای نمايش و اطاعت از حکم اعلام شده هستند. آخر کار هم همان دادگاهي که احمد باطبي را به جرم بلند کردن يک زيرپوش خوني به اعدام محکوم کرده بود برای سعيد عسگر عزيزمان به جرم ترور و حمله مسلحانه يک حکم زندان صادر کرد که هيچوقت هم اجرا نشد و دانشجويان ضدانقلاب و پدرسوخته بي دين بي پدرو مادر شاهد بودند که چگونه سعيد جان ما در تمامي تجمعات و درگيريهای دانشجوئي حضور فعال داشت (آنهم با اسلحه کمری) و جانفشاني ميکرد. تازه اينکه چيزی نيست ... جرمش آنقدر کوچک و پيش و پا افتاده بود که حتي از دانشگاه هم اخراج نشد و وقتي به سرکلاس درس ميرفت بعنوان رفع خستگي به آزار و اذيت پسر دانشجوی حجاريان ميپرداخت تا حديکه طرف از دست مزاحمتهای سعيد خان معصوم و محجوب ما به تنگ آمد و ترک تحصيل کرد. علاوه برآن يک مجوز چاپ نشريه بعنوان جايزه هم بهش دادند تا مزخرفاتي نظير آنچه ده نمکي در جبهه مينوشت را تحرير کند و يکوقت استعداد های ادبي فروخفته اش سرکوب نشود. آخرين باری که به سعيد خان عزيزمان تهمت و افترا بستند در جريان حمله لباس شخصيها به خوابگاه علامه در تابستان اخير بود که چون ديگر زيادی شورش را درآورده بود و بجای زنجير و پنجه بکس و چاقو با کلت بجان دانشجويان بي پدرو مادر کافر بي دين لامذهب ضدانقلاب پدرسوخته افتاده بود يک حکم بازداشتي جهت حضور در همان اتاق سابق برادر رفيق دوست برايش صادر کردند که چون خودش هم ديگر از کتک زدن مردم و دانشجويان خسته شده بود و احتياج به تمدد اعصاب و تفريح داشت به پای خودش به دفتر آژانس مسافرتي ، نه ببخشيد منظورم همان دادسراست تشريف فرما شد و قاضي هم بپاس اين همکاری ايشان دستور داد يک اتاق دوتخته آفتابگير رو به دريا . پشت به جنگل برايش آماده کنند. حالا جريان آن زنداني بدبختي که وقتي بازداشت ميشود ماهها در سلول انفرادی ميماند و از بيرون زندان هيچ خبری ندارد را داشته باشيد و ببينيد که سعيد خان مظلوم ما اهل مطالعه و تحقيق و تفحص هم هست، وقت اضافي هم در هتل دارد که روزنامه ايران بخواند و متوجه شود که اين روزنامه ضد انقلاب قلم بدست مزدور در روز دوشنبه 28 مردادماه به ايشان افترا بسته و گفته که سعيد عسگر در جريان استقبال از شيرين عبادی در فرودگاه حضور داشته و بهمين دليل خون غيرت در رگهای اين فرزند پاک انقلاب و مقلد اصيل ولايت بجوش آمده و برعليه روزنامه ايران شکايت کرده است. چون طبق دفتر پذيرش هتل ، ببخشيد بازهم اشتباه شد، طبق گزارش زندان در آن تاريخ ايشان در زندان تشريف داشته اند و چون طي طريق نميدانند و به اين مراتب بالا از عرفان و سلوک نرسيده اند که در يک زمان در دو مکان مختلف باشند قاعدتا" و منطقا" اين گزارش روزنامه ايران تهمت و افترا وکذب محض و نويسنده آن در خور مجازاتي به مراتب شديدتر از آنچه برای آن دانشجوی ملعون (باطبي) صادر شد ميباشد.منکه با اين جريان شکايت اخير سعيد عسگر از روزنامه ايران که لازمه اش حداقل اين است که ايشان به روزنامه ايران در زندان دسترسي داشته باشند به اين نتيجه رسيدم که تمام اين حرفهائي که زندانيان سياسي و دانشجوها پشت سر جمهوری اسلامي ميزنند دروغ، حرف مفت و افتراست و شکنجه و بدرفتاری در زندان و محروم کردن زندانيان از دسترسي به اخبارو روزنامه ها و مجلات نه تنها حقيقت ندارد بلکه تهمت کثيفيست که اين دانشجوهای بيدين کافر، اين روزنامه چيهای قلم بدست مزدور ، اين زندانيان سياسي پدرسوخته خلافکار و اين ملت نمک نشناس و ضد انقلابي و ضدولايت ايران به رژيم عزيز اسلاميمان ميزنند!!!؟؟!!





٭ آبروبری ;)

رفتم يک سری به وبلاگ دوست عزيزمان پاگنده بزنم ديدم که وبلاگش مسدود شده و پيغام زير آمد:

This Account Has Been Suspended
Please contact the billing/support department as soon as possible.

حيفم آمد اين فرصت را از دست بدم و انگولک نکنم. آخر پاگنده جان چرا پول مردم را نميدی تا کار به اينجا بکشه و وبلاگتو مسدود کنند. نپرداختن پول آی اس پي مربوطه کلاهبرداريه و کلاهبرداری کار خوبي نيست. گيره بيچاره هم که هنوز مسدوده (از طريق فيلتر مخابرات) دلمون به وبلاگ تو خوش بود که اونم تقش دراومد. :)

=============

انجمن وبلاگ نگاران

برنامه تشکيل انجمن وبلاگ نويسان که به همت خسن آقا در حال ايجاد است ميتواند آغازگر حرکتي نو و موثر در وبلاگشهر باشد .اتحاد و همدلي وبلاگنويسان و بسيج همگاني وبلاگها در مورد اعتراض به حکم اعدام افسانه نوروزی نشان داد که چنين حرکتهائي در صورت همگاني بودن تا چه حد ميتواند در خبر رساني سريع و بسيج همگاني ، تحت الشعاع قرار دادن تصميمات حکومتي و شناساندن وبلاگشهر به عنوان اجتماعي مستقل و رسانه ای فراگير موثر باشد. در اين چند ماهه اخير به کوشش گل کو ، خسن آقا و تعدادی ديگر از وبلاگنويسان فعال لوگو هائي به مناسبت های مختلف ايجاد و در وبلاگشان قرار داده شد. مورد استفاده قرار گرفتن وسيع اين لوگوها در ساير وبلاگها بدون اينکه هيچ تشکلي در پشت قضيه باشد نشانگر آن است که اکثريت وبلاگشهريها به ضرورت اتحاد و همدلي بين خودشان پي برده اند و خواهان آن هستند که در چنين مواردی دست بدست هم داده و با حرکتهای جمعي همزمان حداکثر تاثير را در راه رسيدن به هدف مشترکشان انتظار داشته باشند. البته اين نشانه ها از ديد از ما بهتران نيز پنهان نمانده وديديم که آنان نيز قصد پيشدستي داشتند. درست به همين دليل بود که يکماه پيش شخصي بنام ملکي با چنين مقاصدی پا پيش گذاشت و بدون هماهنگي با ساير وبلاگنويسان دست به ايجاد انجمن فرمايشي وبلاگنويسان زده بود که خوشبختانه با عدم اقبال عمومي روبرو شد و حتي سايت مربوطه نيز مدتيست که بسته شده است. ايده تشکيل چنين انجمني بخودی خود ارزشمند است اما با ساختاری که جناب ملکي در نظر داشتند دور از ذهن نبود که به تشکيلاتي کاملا" رسمي و دولتي برسيم که قصد غصب نمايندگي وبلاگشهريها و خط دادن به نويسندگان وبلاگشهر در جهت منافع رژيم اسلامي را دارد و وظيفه اش جلوگيری از به فعل درآوردن امکانات بالقوه وبلاگشهر باشد. وبلاگشهر اگر چه اجتماعي کاملا" مجازيست و به جز تعداد معدودی بقيه با اسامي ناشناس در آن مينويسند اما در عمر کوتاه خود ثابت کرده است که به مرزها و قوانيني ناگفته پايبند است که ماهيت اين قوانين را منطقي بودن آنان و موافقت اکثريت با رعايت آنها تعيين ميکند.در جمهوری اسلامي ايران خفقان و ديکتاتوری موجود سبب شده است که امکانات اينترنت بصورتي هوشمندانه برای ابراز آزادانه عقايد و خبررساني بدون سانسور دولتي توسط ايرانيان مورد استفاده قرار گيرد . در چنين موقعيتي ابراز اينکه انجمن وبلاگنويسان يک انجمن غير سياسي و کاملا" قانوني و با اعضاء مشخص و دارای مجوز از حاکميت مستبد باشد را اگر ساده انديشي نخوانيم تنها ميتوان به عنوان حربه حکومت برای کنترل وبلاگنويسان بشمار آورد. چنين انجمني قادر به تامين اهداف مشترک وبلاگنويسان نخواهد بود چون بدليل دولتي بودن ناچار به رعايت خطوط قرمزيست که توسط حکومت تبيين شده است.اما تشکلي که حسن آقا در صدد ايجاد آن است بدليل مجازی بودن و آزادی کامل اعضاء تنها قوانين و خطوط قرمزی را به رسميت ميشناسد که به تاييد اکثريت دمکرات وبلاگشهر رسيده باشد. همانگونه که وبلاگشهر محلي مجازيست انجمن مربوطه و اعضاء آن نيز بهمين صورت مجازی و با هويت وبلاگي خود فعاليت خواهند نمود و امکان رديابي اعضاء توسط حکومت منتفي خواهد شد. اميدوارم که همه دوستان و وبلاگشهريها بدون توجه به اختلاف نظرهای جزئي که ممکن است با يکديگر داشته باشند در اين حرکت جمعي شرکت کنند .





........................................................................................

Saturday, October 25, 2003

٭ رسانه های آمريکائي اصرار به مجبور کردن ايران به توقف کامل تمامي برنامه های هسته ای دارند.آنها عقيده دارند که حتي اگر جمهوری اسلامي پروتکل الحاقي را قبول کند باز هم دلايلي برای نگراني آژانس و کشورهای عضو وجود خواهد داشت. دلايلي که غربيان برای اين طرز برخورد با ايران دارند ازين قرارند:
1- اظهارات متناقض مقامات جمهوری اسلامي در مورد دامنه تحقيقات و قدرت هسته ای در ايران و عدم اعتماد آژانس انرژی هسته ای به رژيم اسلامي با کشفيات اخير مراکز توليد آب سنگين و اورانيوم غني شده و مشخص شدن کذب ادعاهای عاليجنابان اين عدم اعتماد شديدا" تقويت شده است
2- تعدد مراکز قدرت در ايران و متناقض بودن نظرات اين مراکز در مورد رعايت مقررات آژانس بين المللي انرژی هسته ای
3- تصور غلط و مضحک مسلمانان در مورد اجبار همه دنيا به رعايت اصول مذهب اسلام و ممنوع نمودن ورود خارجيان و بازرسان آژانس به اماکن مذهبي به بهانه نجس بودن غيرمسلمانان
4- وجود کلاه شرعي تقيه در اعتقادات مسلمانان که ميتواند بسادگي بهانه ای برای عدم التزام عملي آنها به رعايت هرگونه پروتکل و قراردادهای بين المللي باشد.
5- حمايت رژيم اسلامي از تروريسم و ميل شديد مسئولين نظام به توسعه طلبي و صدور انقلاب

1 @ ايران تا هفته پيش بطور کلي وجود هرنوع مواد هسته ای قابل استفاده در ساخت بمب اتم و دستيابي به تکنولوژی ساخت آنها را انکار نموده بود.درصورتيکه پس از آخرين بازديد بازرسان آژانس مشخص شد که جمهوری اسلامي اورانيوم غني شده در اختيار دارد و متعاقب آن طي اعتراف صريح مسئولين افشا گرديد که ايران سالهاست به تکنولوژی ساخت اورانيوم غني شده نيز دست يافته است. اظهارات کذب و متناقض مسئولين ايراني در اين رابطه سبب عدم اعتماد آژانس به جمهوری اسلامي گرديده است.
2@ با وجود اعلام رسمي دولت مبني بر قبول پروتکل کماکان مقامات مختلف جمهوری اسلامي عقايد مختلفي را دراينباره ابراز کرده و گروههای سياسي حاکم بيانيه های غلاظ و شداد بر عليه آژانس صادر ميکنند. با چنين وضعيت درهم و برهم و تعدد کانونهای قدرت در ايران مشخص نيست که در پايان کدام يک ازين حاکمان ملوک الطوايفي نظر خودرا به کرسي خواهند نشاند. با نگاهي کوتاه به مطالب رسانه های ايراني بخصوص روزی نامه های رسمي منسوب به حکومت و محافظه کاران بخوبي ميتوان اين اختلاف عميق آرای جناحهای متعدد حکومتي را ملاحظه نمود و البته اين تفاوتها از ديد غربيان و دولتهای قدرتمند دنيا مخفي نمانده است. به عنوان نمونه ميتوان به مقالات کيهان و رسالت دراين رابطه که سرشار از شعارهای ضد آمريکائي و جنگ طلبانه است اشاره نمود که نويسندگان اين مقالات هرگونه توافق و مذاکره با آژانس را حرام شرعي دانسته و ادعا ميکنند که هيچ کشوری حق ندارد در رابطه با فعاليتهای هسته ايران تحقيق و تفحص کند و برخي نيز پا را فراتر گذاشته و داشتن سلاح اتمي را حق جمهوری اسلامي ميدانند. در از شعارهای توخالي اين افراد کاملا" بوی جنگ طلبي و توسعه طلبي مشهود است و بطور مشخص نشان از وجود گروههايي در داخل حکومت دارد که تصميمات دولت را به پشيزی نميشمرند و خود را به عنوان وارثان و حاکمان اصلي انقلاب و ايران به کشور تحميل کرده اند. در همين نماز جمعه اخير کفن پوشان مزدور عسگر اولادی و شرکا با برگزاری ميتينگ های اعتراضي و تهديد کشورهای غربي و آمريکا ، نسبت به امضاء پروتکل از سوی دولت معترض شده اند.جماعتي ديگر از همين مسلمين دوآتشه حکومتي اعلام نموده اند که درصورت فشار آمريکا به ايران برای امضاء پروتکل ، دست به عمليات انتخاری بر عليه آمريکا خواهند زد!!!؟!!! مسلما" چنين تحريکاتي از سوی تريبونهای رسمي محافظه کاران و نماز های جمعه در شهرستانهای مختلف از ديد هيچ يک از کشورهای معترض ايران مخفي نمانده و نميماند.
3@ در تصميمات اتحاذ شده در آخرين مذاکرات تهران چنين اعلام شد که دامنه سرکشي و تحقيق آژانس به مراکز علمي و تحقيقاتي محدود خواهد شد و بازرسان آژانس حق بازرسي و بازديد از اماکن مذهبي يا تاسيسات خصوصي و ديگر مناطق را نخواهند داشت. تصور اينکه جمهوری اسلامي ايران تحت پوشش اماکن مذهبي و ديگر اماکن اقدام به توليد سلاحهای هسته ای نمايد چندان دور از ذهن نخواهد بود. به عنوان مثال امامزاده ها و يا مرقد مطهر (به روايتي مقعد مطهر) خميني را در نظر بگيريد . با آن وسعت و امکاناتي در آن منطقه جمع آوری شده ايجاد مراکز تحقيقاتي و توليدی بصورت مخفي و زير زميني وجود دارد (اگر تا بحال نکرده باشند) و از آنجائيکه طبق اجبار و عقايد ديکته شده عمال رژيم اين مکان از قداستي به مراتب بالاتر از امامزاده ها، مقبره امامها و پيغمبر و حتي کعبه ؟!! برخوردار است مسلما" بازرسان آژانس حق ورود به آن مکان را نخواهند داشت.
يکي از مسائلي که باعث حساسيت غربيان نسبت به مسلمانان شده است همين نکته ميباشد که مسلمان جماعت چنين درنظر ميگيرد که چون خود مسلمان است و به اعمال و عقايدي معتقد است همه آدميان اعم از مسلمان و غير مسلمان و حتي کافر و بيدين ملزم به رعايت قواعدی که ايشان وضع نموده اند ميباشند. درتمامي اجتماعات اسلامي اين دگم انديشي و کورذهني بخوبي مشهود است. به عنوان نمونه ميتوان به ممنوع بودن خوردن و آشاميدن در ماه رمضان اشاره کرد که چون يک عده ميخواهند روزه بگيرند انگار همه دنيا هم وظيفه دارند گرسنگي بکشند و برای تحقق اين عقيده کور و اجباری امر به بستن رستورانها و مراکز غذائي و ممنوع نمودن خوردن و آشاميدن در تمامي بلاد اسلامي ميکنند غافل ازاينکه آن عقيده ای منطقي ، مستدل و محترم خواهد بود که بدون اعمال زور و اجبار رعايت شود. اين رجاله ها اگر قدرت کافي داشتند دنيا را مجبور ميکردند که به قواعد مثلا" مذهبي مسخره ايشان گردن نهد و دور از انتظار نبود اگر فرمان ميدادند که در هر کشوری اگر حتي يک فرد مسلمان وجود دارد ساير افراد آن کشور به احترام او در ايام رمضان بايد گرسنگي بکشند و از خوردن و آشاميدن بپرهيزند....... يا نمونه ديگر آن همان تفسير حلال و حرام در اسلام است که اخيرا" در مکاتبات ديپلماتيک جمهوری اسلامي مورد استفاده قرار گرفت و اين کوته انديشان چنين ادعا کردند که چون رهبر معظم انقلاب جناب ولايت فقيه و نماينده خدا بر روی زمين چنين درفشاني نموده اند که استفاده از انرژی هسته ای برای مقاصد ساخت سلاح و کشتار حرام شرعيست پس همه دنيا نيز بايد باور کنند که رژيم اسلامي بعنوان مطيع محض اوامر جناب ولايت سلاح هسته ای در اختيار ندارد!!؟؟!!! دلايل پوچي اين استدلال برای غربيان (که اصولا" لفظ حلال و حرام برايشان چرت و مسخره است) هنوز برای عاليجنابان خشک مغز بلاد اسلامي ايران قابل درک نيست يا اگر هم ميدانند خود را به نفهمي ميزنند. در مورد اماکن مذهبي نيز براحتي ميتوانند ادعا کنند که چون خارجي ها (غيرمسلمانان) نجس هستند حق ورود به به اين مراکز و بازرسي آنها را ندارند و حتما" هم طبق همان عقايد احمقانه و دگم خود چنين در نظر ميگيرند که آژانس موظف است به اين عقايد مذهبي مضحک احترام بگذارد و پايش را به آن جاها نگذارد تا آقايان با خيال راحت در مراکز مخفي خود هر غلطي دلشان خواست بکنند.
4@ مذهبيون در مقاطع مختلف نشان داده اند که از استعمال کلاه شرعي تقيه ابائي ندارند . براحتي دروغ ميگويند و ريا ميکنند و وقتي گندش درآمد با سوء استفاده از اين مورد شرعي اعمال خود را توجيه ميکنند. چه تضميني وجود دارد که در اين مورد خاص نيز به همين حربه متوسل نشوند؟ با در نظر گرفتن اين قضيه حتي امضاء پروتکل و قبول تمامي شرايط آژانس از سوی رژيم اسلامي نيز هيچگونه التزامي برای عمل نمودن به قرارداد فيمابين برای عاليجنابان ايجاد نخواهد کرد.وقتي که حاکميت ايران حتي در داخل کشورش خود را مقيد به رعايت قوانين ( آن هم قوانيني که از سوی خودش تدوين شده ) ندانسته و در برابر ملتش مسئول و پاسخگو نيست ، تکليف روابط خارجي خود بخود مشخص است.
5@ از زمان پيدايش اسلام تاکنون مسلمين جهان با هدف فراگير نمودن اسلام تمايل شديدی به درگيری و جنگ با کشورهای غيرمسلمان و تحت انقياد درآوردن آنان از طريق زور و اعمال فشار نشان داده اند. با اينکه در کتاب مذهبي مسلمانان به صراحت بيان شده که در پذيرش دين اجباری نيست (لا اکراه في الدين) اما در عمل حضرت محمد، حضرت علي و جانشينان آنها با حمله به کشورهای همسايه و اسير نمودن مردم غير مسلمان و مخير گذاشتنشان به انتخاب بين اسلام و شمشير (يا مسلمان شو يا بمير) نشان داده اند که يگانگي گفتار و عمل تنها در حوزه اخلاق ميگنجد نه در حيطه دين و از آنجائيکه عرب بيابانگرد بيسواد از هرگونه اخلاق پسنديده بری بود بدون دردسر به فرمان پيامبرشان گردن نهاده و آنجا که مرشدشان کلاه ميخواست کلاه را با سر مي آوردند. (درست مثل لباس شخصي های اين دوره که اگر بهشان از طرف ولايت امر ميشود که تجمعي را برهم بزنند کار را به تيراندازی و ضرب و جرح و قتل و تخريب ميکشانند) . فاجعه تروريستي يازدهم سپتامبر به همه کشورهای دنيا نشان داد که تنها آييني که ميتواند فراتر از اخلاق و با بيرحمي تمام نظم موجود را بر هم بزند اسلام است. مذهبي که با وعده بهشت برين و اعطای لقب شهيد ميتواند فردی را وادار کند که هواپيمائي با 300 مسافر را به آسمانخراش بکوبد و علاوه بر خود، مسافرين آن هواپيما را هم به اجبارا" !!! به بهشت موعودش رهسپار کرده و بالاتر از آن بيش از 3000 نفر را در آسمانخراش (خشک و تر ، بيگناه و گناهکار درهم) در شعله های ناداني و بلاهت خويش بسوزاند مسلما" صلاحيت دستيابي به سلاحهای موثر و خطرناک را ندارد. چه کسي تضمين ميکند که همين فردا مسلمان ماليخوليائي ديگری پشت فرمان هواپيمائي جنگي در رويای بهشت خيالي اش و به خيال انجام ثواب دگمه پرتاب بمب اتمي به سمت کشورهای غيرمسلمان را فشار ندهد؟ رجاله های رژيم اسلامي همين الان که در سطح جهاني قدرتي ندارند و نفسهای آخر را ميکشند علنا" از تروريسم حمايت کرده و با پناه دادن اعضای القاعده و تعليم دادنشان در اردوگاههای سپاه به خيال خود در پي احيای رويای مسلمان نمودن تمامي جهان و حکومت اسلام بر دنيا ( به رهبری مقام معظم ولايت خليفه الله و خليفه مسلمين سراسر جهان ) هستند. ساده انديشان خشکه مغز نظام اسلامي در نمازهای جمعه و رسانه های حکومتي دم از مبارزه طلبي ميزنند و امثال حسني و جنتي و..(ساير دلقکهای خيمه شب بازی رژيم جمهوری اسلامي) با بلاهت تمام معتقدند که در صورت جنگ ايران و آمريکا مسلما" آمريکا از ايران شکست خواهد خورد!!!؟؟!!! . حتي شخصيتي همچون اکبر رفسنجاني با وقاحت تمام اعلام ميکند که آمريکا در محاصره ايران قرار گرفته است!!؟؟!! . بدتراز همه اينکه اين گونه ترهات و چرنديات خود را از تريبونهای رسمي کشور نيز اعلام ميکنند و ما را مضحکه کشورهای دنيا ساخته اند. البته مقصر مضحکه شدن ايران فقط اين رجاله ها نيستند.ضعف فرهنگي ما ملت و پايبنديمان به سنت های موهوم و احترام به هر شخصيت ابلهي بصرف اينکه طرف آيت الله است و چشم پوشيدن بر خطاهايش (طرف سيد است ، معصيت دارد) نيز در اين رابطه نقش مهمي ايفا ميکند. شما خودتان باشيد، اگر ببينيد ملتي مقلد شخصيتي ابله همچون آيت الله حسني است ( و با در نظر گرفتن اينکه قاعدتا" يک جامعه بايد مقلد شخصيتهائي با سطح عقلي بالاتراز ساير افراد جامعه باشد) در مورد آن مردم چه فکر ميکنيد؟ ...
نمونه ديگر آن مزخرفاتيست که در روزی نامه های رژيم منتشر شده و حساسيت کشورهای غربي را نسبت به ايران بالا ميبرد. چند روز پيش دريکي از همين ورق پاره ها که (ارگان رسمي حزب سياسي قدرت طلبان حاکم نيز هست ) چنين پيشنهاد شده بود که امت مسلمان ايران در قبال دستگيری جاسوسان خبرنگار نمای ايراني توسط نيروهای آمريکائي مستقر در عراق ، اقدام به گروگانگيری توريستها و افراد عادی تبعه کشورهای غربي نمايند و ازين طريق آمريکائيها را وادار به آزاد نمودن مامورين خود نمايند. تصور کنيد که چنين مقاله ای ترجمه شود و در اختيار مسئولين کشورهای غربي قرار گيرد (که حتما" هم چنين شده) شما به جای آمريکا باشيد به جز تهديد و تحريک افراد جامعه به تروريسم و گروگانگيری و دشمني با افراد تبعه آمريکا از اين مقاله چه استنباط ميکنيد ؟ با چنين رويه و طرز فکری اجازه هرگونه پيشرفت در زمينه سلاح به کشورهای اسلامي در حکم دادن چوب و تفنگ بدست ديوانه ای زنجيريست که نه حرکات و اعمالش قابل پيش بينيست و نه در قبال رفتارش مسئوليتي حس ميکند. فرهنگ شهادت هم که هست و ميتوان با اين فرهنگ به بهانه بهشت موعود ابلهان را فريفت و آنان را روانه ويران کردن دنيا نمود.توسعه طلبي و بسط دين اسلام از هر طريق ممکن هم که از سنتهائيست که از زمان پيغمبر تاکنون با اسلام عجين شده و با ادعام فرهنگ شهادت و اين ميل سيری ناپذير مسلمين به مسلمان نمودن همه دنيا تعجبي ندارد اگر همين فردا ديوانه ای مخبط در نشئه شيرين بهشت اسلامي اش و تحت تاثير القائات ولائي با نشانه رفتن موشکهای اتمي بطرف آمريکا چنين اعلام کند که يا همه مسلمان شويد يا بميريد !!! همانگونه که مرشد و مرادشان در هنگام قدرت و استيلا بر مخالفين آنها را بين انتخاب شمشير ( مرگ) و يا مسلمان شدن مخير ميگذاشت ( در واقع انتخابي وجود نداشت و تنها انتخاب ممکن مسلمان شدن بود).حال شما باشيد اجازه ميدهيد موشک اتمي در دست اين تهي مغزان باشد؟ حاکميتي که در عين تظاهر به شرع و ديانت حتي به مسلمانان کشورش رحم نکرده و جواب مخالفينش را با زندان ، شکنجه، چوبه دار و قتل و غارت ميدهد مسلما" در قبال کشورهای غيرمسلمان عطوفتي نداشته و در صورت بدست آوردن قدرت کافي مزاحمتي جدی برای کشورهای ديگر جهان بشمار خواهدآمد.
با در نظر گرفتن اين مسائل ، مسلما" جهان غرب به اجبار ايران به امضاء پروتکل بسنده نخواهد کرد و با اعمال تحريمهای مختلف و حتي تهاجم نظامي در صدد تضعيف هرچه بيشتر دشمنان مذهبي اش برخواهد آمد. رژيم اسلامي نيز بخوبي اين نکته را دريافته است و با شل و سفت نمودن و طولاني نمودن مذاکرات با آژانس هسته ای و همچنين دادن امتيازات مختلف و جلب دوستي و مرحمت آمريکا در صدد خريدن زمان بيشتر برای بقای خود ميباشد. اين فرصتها نبايد از دست برود.









........................................................................................

Friday, October 24, 2003

٭

خسن آقاي عزيزپيشقدم شده اند تا حركتي را كه نياز وبلاگشهر بود و از مدتها پيش نياز به وجود آن احساس ميشد در صفحه جديد انجمن وبلاگنويسان آغاز كنند. از اين يابت به ايشان و كليه دوستاني كه در اين انجمن فعال خواهند شد تبريك ميگويم.منهم هر كمكي از دستم بربيايد كوتاهي نخواهم كرد . با اين اميد كه وجود اين انجمن سبب وحدت و يكدلي هرچه بيشتر وبلاگنويسان مستقل گردد.






........................................................................................

Thursday, October 23, 2003

٭ ارسطو و شیوه دیکتاتوری
======================
در مورد علل و بقاي حكومتهاي خودكامه بسيار نبشته شده است ولي شايد لب كلام را به زيباترين وجه بتوان از ارسطو دريافت كه با نگرشي عميق شيوه عملكردي ديكتاتورها را مورد بررسي قرار داده بود و بحق اين شيوه را در دسترس همگان قرار داد تا راه مبارزه با آن را خود بيابند. ارسطو مي‌گويد : «اگر من يك ديكتاتور بودم و يا اگر يك ديكتاتور با من درباره چگونگی تحكيم قدرت خود مشورت می‌كرد اين نكات را باه او توصيه می‌كردم» :
‌«تا مي‌توانی جامعه مدنی را تخريب و نابود كن. مراكز آموزش و متفكران و انديشمندان جامعه را آزاد نگذار و تا مي‌توانی آنها را از بين ببر. اگر می‌خواهی قدرت جبار را حفظ كنی همواره ملت خود را در خطر تهديد خارجی قرار بده. تهديد به جنگ ملت را به زير سلطه ديكتار می‌كشاند. سعی كن كه ملت هميشه از خطر جنگ و خطر قدرت خارجی در ترس و نگرانی باشد. اما يك كار مهم ديگر اين است كه اعتماد در جامعه را تا ميتوانی تضعيف كن. سعی كن كه ملت به هيچ كس اعتماد نكند. اعتماد در جامعه را بايد از بين برد. يك كار مهم ديگر اين است كه مردم تقيه و دو رويه بازی را فضيلت بدانند. سعی كن مردم بجای صداقت و يكرنگی به ظاهر سازی و تظاهر روی بياورند. اين مهم نيست كه در خانه و افكار خود چطور می‌انديشند، مهم اين است كه خود را مذهبی و متقی وانمود كنند.‌»
.........
------------
واعظ طبسي حاکم مطلق العنان خراسان در تکميل نظريه ارسطو ميفرمايند:آزادي مطلق باطل است و آزادي حد و مرزي دارد و بدون واهمه از اينكه به ما مستبد بگويند، نبايد به افرادي كه از اين حد تجاوز مي‌‏كنند، مجال بيشتري داد.
توهين، تخريب و توطئه براي ضربه زدن به اصل نظام و ركن آن يعني رهبري پذيرفتني نيست و نبايد اجازه داد افرادي با سوء استفاده از آزادي در برابر نظام بايستند
....ادامه..
------------
وضعيت حاکم در ايران دقيقا" به همين صورتيست که ذکر شد. مردم دو شخصيت متفاوت دارند.در خانه و چهار ديواری خود تا حد امکان آزاد هستند، به تفريحاتشان ميپردازند،مشروب ميخورند،پارتي میگیرندو....... و اعتنائي به فرامين اجباری مذهب ديکته شده ولايت ندارند.اما در بيرون از خانه و در اجتماع ناچارند تظاهر به تدين کنند،خود را طرفدار رژيم نشان دهند و به موقعش پاچه خواری هم از نظام بکنند.دوستي در يکي از مقالات گويا نوشته بود که همين شيوه بظاهر نامرضيه تا بحال سبب شده که فرهنگ ايراني زوال نيابد و با وجود حملات متعدد روميان ، مغولها و اعراب (که اين آخری گند تر و کثافت تر از همه بود) ايرانيان توانسته اند با تظاهر و قبول ظاهری فرهنگ سپاه غالب تمدن خود را از نابودی نجات دهند. البته چنين طرز تفکری بيشتر به همان اصل تقيه اسلامي برميگردد که ريا ، دروغ و خيانت را با کلاه شرعي تقيه مجاز ميشمرد و ميگويد تا وقتي در موضع ضعف هستي تقيه کن و به خواسته غالب گردن بنه و وقتي غالب شدی تلافيش را دربيار....
چنين تفکری ممکن است بصورت ظاهری سبب نجات باشد اما در عمل سبب زوال شخصيتي و فساد تمدنيست که ازين شيوه استفاده ميکند.نمونه عينيش را در جامعه ايران ميبينيد.يکي که خود را ضد رژيم اسلامي ميداند وقتي در خيابان جلوی دوربين صدا و سيما قرار ميگيرد از هر حزب اللهي دوآتشه ای هم بيشتر خادم رژيم ميشود و در دادن شعارهای ولائي و حمايت از مستبد اعظم دست الله کرم و ده نمکي و حاجي بخشي را هم از پشت ميبندد. اسمش را هم ميگذارد مصلحت، عافيت طلبي ، رفع بلا.......که همه اينها فقط توجيه است. اشکال از فرهنگ غلطيست که به ما تحميل شده و دارد اخلاقيات جامعه ايراني را از درون ميخورد و ميپوساند.ارسطو درست نسخه پيچيده بود برای مستبدان که: يك كار مهم ديگر اين است كه مردم تقيه و دو رويه بازی را فضيلت بدانند. سعی كن مردم بجای صداقت و يكرنگی به ظاهر سازی و تظاهر روی بياورند. اين مهم نيست كه در خانه و افكار خود چطور می‌انديشند، مهم اين است كه خود را مذهبی و متقی وانمود كنند.و اين رجاله های عربزاده نيز بخوبي نسخه ارسطو را برای ملت پيچيده اند و مطابق آن عمل ميکنند.





........................................................................................

Wednesday, October 22, 2003

٭ همشهری ، يادت هست؟ کي ها آمدند و رفتند؟
وبلاگشهريها ......از ياد نبريم همشهريهای خوبمان را...
از يادنبريم سياوش را که در شيراز بدليل مسائلي که در وبلاگش افشا کرده بود توسط اطلاعات شناسائي و دستگير شد. سياوش را به خانه امن بردند و گوشماليش دادند و از او تعهد گرفتند که ديگر وبلاگ ننويسد.
(سياوش در وبلاگش نوشته بود که وقتي در بسيج ثبت نام ميکند در روز تمرين تيراندازی آنها را به ميدان سنگسار برده و از آنها ميخواهند که اگر ميخواهند تيراندازی ياد بگيرند بايد در مراسم سنگسار آن زن شرکت کنند...)
از ياد نبريم هيس را که فرياد بلند وبلاگشهر بود و سربازان گمنام مزدور ولايت با ايجاد مزاحمت برای او و خانواده اش و تهديد آنها وادارش کردند که وبلاگش را پاک و از وبلاگشهر کوچ کند.
از ياد نبريم ندا را که وبلاگ يادداشتهای پراکنده يک زن منسجم را مينوشت. آنقدر با نيش تهمت و فحاشي آزردندش و بار آخر که به ايران آمد معلوم نشد با او چه کردند که پس از بازگشت وبلاگش را تعطيل کرد.
از ياد نبريم حلقه مرگبار را که شناسائي شد و از وبلاگشهر خداحافظي کرد.
از ياد نبريم کلاغ سياه وبلاگشهر را که در تنهائي و غربت دست به انتخابي مرگبار زد .
از ياد نبريم فروزان را که در نوجواني در اثر سانحه ای در کوهستان برای هميشه ما را ترک کرد.
از ياد نبريم لامپ را که هنوز هم اديتور فارسي اش بر روی اينترنت مورد استفاده بسياری از وبلاگنويسان قرار ميگيرد.
و از ياد نبريم همه همشهريهائي که در اين سالها آمدند و رفتند و آنها که مانده اند.با هم مهربان باشيم.
==================
آن روزها که وبلاگها انگشت شمار بودند. اينها را يادم هست:
وبلاگ سلمان ،سردبير خودم ، يک گاز سيب سرخ، روزگاری که سپری ميشود، هيس ، يک وجب خاک اينترنت، يادداشتهای پراکنده يک زن منسجم، رضا قاسمي ، کلمات اکبر سردوزامي ، لامپ ، سيزيف ، شيما ، شهرزاد ، دندانپزشک ، حسابدار ، خورشيد خانوم،
لينکها قديميست و خيلي از آنها تابحال عوض شده



٭ گل کو نوشته بود: فاطمه راکعی، نماينده مجلس شورای اسلامی از به تعويق افتادن اجرای حکم اعدام افسانه نوروزی خبر داد
اين حبر نشانه موفقيت نسبي افشاگري ها و درخواستهايي است كه توسط ايرانيان مبارز و آزاديخواه در ايران و خارج انجام شد و جامعه وبلاگستان هم سهم خود را در آن دارد. چه خوب كه ساكت ننشستيم. چه خوب كه ديديم اتحاد ما در راستاي آرمان هاي انساني ممكن است.
اما بايد هشيار بود. نه حكم اعدام لغو شده است و نه افسانه آزاد شده است.فقط حكم اعدامي كه افسانه هم زير پايش را انگشت زده به تعويق افتاده است
.
بله حکم اعدام افسانه نوروزی فعلا" به تعويق افتاده است.اما مشکل اصلي کجاست؟
اين ديد مردسالارانه حکومت اسلاميست که چنين حکمي را موجه ساخته است. افسانه نوروزی اعدام نخواهد شد.با توجه به وضعيت موجود (نزديکي انتخابات) و خبررساني گسترده نيروهای طرفدار حقوق بشر در داخل و خارج از کشور دايناسورهای قوه قضائيه جرات اعدام افسانه نوروزی را نخواهند داشت. اما مشکل به جای خود باقيست.هيچ تضميني وجود ندارد که در موارد مشابه قبل ازينکه کسي خبرشود متهم محکوم و بي سرو صدا اعدام شود
.همانگونه که گل کو هم اشاره ميکند:
در روز ده اكتبر كه روزجهاني مبارزه با اعدام است و در گير و داري كه سر همه به افسانه نوروزي گرم بود يك زن در زندان اوين پس از تحمل هشتاد ضربه شلاق اعدام شد.اصل غلط است و آن ديد مردسالارانه و قوانين غلط و قابل انعطاف حکومت اسلاميست که با تبصره ها و حدود و اختيارات بي حد و حصر به قاضي اين اجازه را ميدهد که طبق سليقه شخصي حکم صادر کند، همانطور که در سطح رهبری به رهبر اجازه ميدهد فرمان خود را فرمان خدا بداند و ملت نیز به ضرب و زور حکومت اسلامی ناچار به پذيرش قيود بندگي رهبری هستند. اين اختيارات نامحدودو اعمال سليقه شخصي در حديست که دوقاضي شرع در يک دستگاه قضائي و يک حکومت، يکي رای به بيگناهي متهم ميدهد و دومي رای قاضي اول را نقض کرده و متهم را گناهکار ميداند.در پيامگير گويا آريای عزيز نوشته بود: افسانه نوروزي قهرمان نيست.شير زن و اسوه پاكدامني هم نيست ،ميتوانست برای جلوگيری از وقوع حادثه قبل از آن از خانه آن مردک کثيف فرار کند که نکردولي اين جرم قابل پيگيری نيست و تنها اهمال است نه بيشتر.تازه بايد وضعيت افسانه را در آن موقعيت هم درنظر گرفت، تنها ، بدون پول با دو بچه گرسنه در شهری غريب و ناآشنا که آن مردک متجاوز با سوء استفاده از موقعيتش به گفته خود جاکشش در آنجا حکومت ميکرد.دزدی کرده؟ باشد. جرم دزدی مشخص است و مجازاتش هم نه تجاوز به عنف از سوی شاکيست و نه اعدام...... بايد ديد که اگر مقتول مامور امنيتي نبود بازهم همينگونه با متهم برخورد ميشد؟؟؟!!





........................................................................................

Tuesday, October 21, 2003

٭ کرامر عليه کرامر- (خاتمي عليه خاتمي)

مطبوعات محافظه کار و اصلاح طلب دست به دست هم داده اند تا از هر طريق ممکن مردم را به پای صندوقهای رای بکشانند. چهره سازی ها دوباره شروع شده است . بعد از آزادی سازگارا نوبت چپ زدن برادرزرنگ رئيس جمهور خاتمي است که با حرفهای بودار خود کار را به جائي بکشاند که روزنامه جمهوری اسلامي از اين سوژه با عنوان خاتمي عليه خاتمي ياد کند و با بدگوئي از برادر خاتمي و طرفداری از خود خاتمي ، به زعم خود محبوبيت اين مترسک جديد را در بين ملت بالا ببرد. يعني همان سياستي که ميگويد چون مردم از ما متنفرند هرکه را بکوبيم مردم طرفدارش ميشوند...
زهي خيال باطل....يعني حافظه مردم ايران اينقدر ضعيف شده که براحتي آنچه در اين 6 سال اخير و حکومت فريبکارانه خاتمي گذشته از ياد ببرند؟ يا حاکمان چنين تصور ميکنند که درجه حماقت ملت با ميزان وقاحت بيشرمانه آنان همسنگ است؟ حجاريان در سخنراني اخير خود (که به فاصله يکروز تکذيبيه آن هم از سوی ايشان صادر شد) چنين وانمود ميکند که خواست قلبي محافظه کاران عدم شرکت مردم در انتخابات و برنده شدن نيروهای آنان با حداقل آراست . اگر چنين باشد که بايد اين کم هوشي و غفلت طرفداران ولايت موجب شادی و شعف ملت ايران گردد. کيست که نداند اثبات مشروعيت نظام در داخل و خارج از کشور در گرو شرکت مردم ايران در انتخابات است؟ کيست که نداند پارامتر مشروعيت مردمي حکومتها در حمايت يا ضديت مجامع بين المللي و کشورهای تاثيرگذار در سطح جهاني از يک حکومت نقش بي چون و چرائي اعمال ميکند که در نتيجه آن قدرتهای منطقه با آينده نگری عطای منافع کوتاه مدت ابقاء جمهوری اسلامي را به لقاء آن خواهند بخشيد و همانگونه که رژيم پهلوی را کنار گذاشتند با اين رجاله های پر مدعا نيز همان شيوه را در پيش خواهند گرفت. قدرتمدارا ن حاکم در بحبوحه نزديکي انتخابات بار ديگر فريبکارانه سياست مسالمت و مدارا، انتقاد از خود، رسيدگي به مشکلات ملت و نزديکي مسئولين و ملت را بدروغ در پيش گرفته اند و به فکر معيشت مردم افتاده اند. اعلام ميکنند که امسال حقوق کارکنان دولت بر حسب نرخ تورم افزايش خواهد يافت و وعده ميدهند که نرخ تورم را به عددی يک رقمي خواهند رساند. همان تورمي که تابحال اصلا" آن را قبول نداشتند و اگر هم رقمي از سوی مسئولين در اين رابطه اعلام ميشد آنچنان مضحک و باورنکردني بود که خنده تمسخر را بر لب هر خواننده بيخبر از اقتصاد نيز مينشاند. وعده ثابت نگهداشتن نرخ ارزاق و مايحتاج مصرفي را ميدهند و ادعا که فلان ميکنيم و بهمان ميکنيم و...
ناچارم مطلبي نقل کنم که اگرچه شايد بي ادبي باشد اما در مثل مناقصه نيست و من هم قصد توهين ندارم.
معروف است که اهالي روستائي در اطراف کوير از روی ناداني يکسال تمام از کاه و جو خرشان ميدزدند و جهت صرفه جوئي از خوراکش کم ميگذارند. آنوقت سرسال که ميخواهند محصولشان را به شهر حمل کنند در سراشيب گردنه ها چهارپای بيچاره نفس کم مي آورد و در راه مي ماند. آنوقت يک مشت از کيسه جو پشت خر برميدارند و جلويش ميريزند که خر را مکرر کنند ،يعني اين را بخور و اين سربالائي را برو بالا. غافل از آنکه اين حربه بي اثر است و مشت جوی سرگردنه به دانه جوئي هم نيرزد. به عقلشان نميرسد که بايد تمام سال به خر بيچاره ميرسيدند و تقويتش ميکردند که بوقتش در سراشيب گردنه درنماند. الحق که ناداني رجاله های حکومت اسلامي در حد همان روستانشينان جاهل و حماقتشان نيز در حد همان چهارپايانست.





........................................................................................

Sunday, October 19, 2003

٭ {{اخبار داخلي و خارجي ....و نکته ها }}
.............................................
در راستای صدور انقلاب اسلامي و انگولک کردن وفضولي در مسائل ديگر کشورها( به منظور بدبخت کردنشان) و بر طبق مثل معروف (شتر در خواب بيند پنبه دانه ، گهي مشت مشت خورد گه دانه دانه) گردانندگان صدا و سيمای لاريجاني (شبکه سحر) در رويای برقراری جمهوری اسلامي در جمهوری آذربايجان اقدام به تبليغات به نفع "عيسي قنبر" يکي از نامزدهای مخالف دولت اين کشور ( عضو حزب مساوات) نموده و با اين اقدام غير قانوني خود قانون انتخابات جمهوری آذربايجان را زير پا گذاشتند. در همين رابطه سفير ايران در آذربايجان به وزارت امور خارجه آن کشور احضار شد تا مراتب گوه خوردم و اشتباه شده و غلط کرديم و ساير توجيهات کشککي مقامات ايراني را جهت ماستمالي قضيه تقديم نمايد.
طبق بررسي انجام شده اين اقدام صدا و سيما ميتواند نوعي عقده گشائي نيز باشد چون مسئولين نظام اسلامي از کشاندن مردم کشور خودشان به پای صندوقهای رای عاجز هستند جهت اينکه عقده ای نشوند در انتخابات ساير کشورها فضولي و فعاليت ميکنند.
ضرب المثل 1: تو اگه بيل زني برو باغ خودتو بيل بزن
ضرب المثل 2: موشه تو سوراخ نميرفت يه جارو به دمبش بسته بود
------------------
شورای وزيران امور خارجه اتحاديه اروپا در نشست دو روزه خود در لوکزامبورگ بيانيه ای در مورد ايران صادر کرده است. اين شورا تعهد ابراز شده دولت ايران در مورد احترام بيشتر!!؟؟ به حقوق بشر در اين کشور وارتقای نقش قانون را يادآوری کرد.با اين حال ، اين شورا عميقا" نگران است که به رغم چنين تعهدی!!، مواردی از نقض حقوق بشر همچنان درايران ادامه مي يابد.زيرا به تجربه ثابت شده است حکومتي که حتي به قانون آبکي مصوب خود احترام نميگذارد و نظرات و آرای افراد ملتش را به هيچ ميگيرد هيچ دليلي ندارد که به تعهدات خارجي خود ، مخصوصا" آن تعهداتي که از اصل با آنها مخالف است و تحت فشارهای بين المللي ناچار به دادن آن تعهدات شده پايبند بماند. مخصوصا" اين که حکومت ياد شده با سوء استفاده و بازيچه نمودن مواردی از اصول اعتقادی ؟!! خود (همان کلاه شرعي معروف تقيه) راه دروغ و ريا را باز گذاشته و بسادگي ميتواند ادعا کند که اگر تعهد داديم تقيه کرديم و اجباری به اجرای تعهدات نداريم!!! البته اين اولين مورد نيست که مفاهيم مثلا" اسلامي در مناسبات بين المللي استفاده شده و موجبات سردرگمي و خنده شوراهای بين المللي را فراهم نموده است. دفعه پيش هم در مورد وضعيت توليد سلاحهای هسته ای درايران طي يک نامه رسمي به آژانس بين المللي انرژی اتمي اطلاع داده شد که چون رهبر معظم انقلاب (همان سيد علي گدای خامنه ای ) اعلام نموده اند که استفاده از نيروی اتم در جهت توليد سلاح و کشتار حرام شرعيست اين دليل لازم و کافيست که ما سلاح اتمي نداريم و در صدد داشتن آن هم نيستيم و شما هم بايد باور کنيد.(دليل ازين محکم تر؟) اين شورا قرار است در نشست بعدی خود 4 واحد کلاس معارف اسلامي جهت توضيح مفاهيمي همچون تقيه ، حرام شرعي ، حلال واستبراء و لواط وغيره ...برای اعضاء کميسيون ارائه نمايد تا در مناسبات آينده خود با مسئولين جمهوری اسلامي به مشکل عدم درک متقابل دچار نشوند و زبان يکديگر را بفهمند.
------------------
صادق بختياری معاون برنامه ريزی و اشتغال وزارت کار و امور اجتماعي اعلام کرد که نرخ بيکاری در کشور با حدود شش دهم درصد کاهش نسبت به اواخر سال قبل ، به 11.6 درصد در نيمه اول امسال رسيده است. البته در اين آمار کذائي بيکار به کسي اطلاق ميشود که پای ديوار زير آفتاب مينشيند يا لب جوی آب و هيچ درآمدی ندارد، والا مشاغلي چون کوپن فروشي ، ساقيگری (همان فروش مواد مخدر در پارکها) ،جاکشي و فاحشه گری ، گدائي سر چهار راه و فروش سيگار دانه ای و دوريالي و جيب بری ، جزء مشاغل رسمي کشور بوده و دارندگان اين مشاغل در آمار فوق به عنوان شاغلين منظور گرديده اند. ضمنا" مسافر کشي به عنوان شغل دوم نيز آماری در حدود 60 درصد شاغلين آبرومند را در بر ميگيرد.
------------------
ابراهيم ميگلي نژاد مديرکل شيلات استان هرمزگان اعلام نمود که قاچاق ميگو روز بروز در حال افزايش است و هم اکنون در در مرزهای آبي جنوب کشور گرايش از سمت قاچاق کالا به سمت قاچاق ميگو تغيير يافته است. وی در ادامه صحبتهای خود خاطر نشان ساخت از زمانيکه قاچاق کالا بطور رسمي از طريق بنادر مجهز ؟!!غيرقانوني و توسط آقازاده های رفسنجاني ، واعظ طبسي و سرداران نيروهای انتظامي در سطح وسيع صورت ميگيرد ، قاچاقچيان جزء سابق و چتر بازها بدليل عدم امکان رقابت با اين قاچاقچيان قانوني؟؟!! دکانشان تخته شده و ناچارا" به قاچاق ميگو روی آورده اند.
------------------
معاون پارلماني وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي پيگيری و تعامل دستگاههای مرتبط و تلاش خود خبرنگاران برای رفع نواقص اجرائي قانون بازنشستگي پيش از موعد خبرنگاران را خواستار شد. ايشان در همين رابطه توضيح دادند که بدليل خطرات خاص شغل خبرنگاری در ميهن اسلامي ، از قبيل ضرب وشتم توسط لباس شخصيها ، شکنجه توسط ماموران انتظامي و امنيتي (همان تعزير اسلامي ديگر!!) و گاهي مرگ در اثر اصابت لنگه کفش (يا اجسام سخت تر از آن) توسط قاضي مرتضوی و عمالش در قوه قضائيه که منجر به از کارافتادگي خبرنگاران و گاها" حذف فيزيکي آنها ميگردد چنين قانوني از اوجب واجبات است، مخصوصا" اينکه استعمال لفظ از کارافتادگي موجب وهن نظام و صدمه به کيان جمهوری اسلامي ميگردد و اصلح است بجای اين واژه نامانوس از لغت بازنشستگي پيش از موعد استفاده گردد. مقرر شد فرهنگستان زبان فارسي معادل هائي نيز برای لغات ديگری ازين نوع ، بصورتيکه هم اصل موضوع را برساند و هم آن کيان کذائي را از جايش تکان ندهد (نه سيخ بسوزد نه کباب) پيشنهاد نمايد.
------------------
سايت بازتاب خبر داد که 70 درصد پرسنل سازمان تبليغات اسلامي در معرض بازخريدی اجباری قرار دارند . به نوشته اين سايت يک منبع آگاه در سازمان تبليغات اسلامي گفته که در چارت جديد سازمان تمام پستهای مربوط به افراد زير ليسانس حذف شده و به اين ترتيب بيش از نيمي از کارکنان اين سازمان بازخريد خواهند شد. وی در پاسخ به اين سوال که چرا مثلا" از ديپلم به پايين را حذف نکردند درگوشي گفت که صدايش را در نطاوريد چون اصلا" همين جريان استفاده از لغت "زير ليسانس" فقط جهت حفظ آبروی سازمان بوده و در واقع اگر قرار بود زير سيکل و يا فقط بيسوادها را بازخريد کنند باز هم مجبور ميشدند همين تعداد از افراد سازمان تبليغات اسلامي را بازخريد کنند والا در صورتيکه مقرر شود فقط افراد بالاتر از ليسانس در اين تشکيلات عريض و طويل و سفره پهن شده اسلامي باقي بمانند فقط علي ميماند و حوضش ..و بقيه کارکنان سازمان بايد بروند کشکشان را بسابند.
----------------
سيد محمد خاتمي رئيس جمهوری ايران اسلامي در پاسخ به پرسش خبرنگاران در مورد ديدگاه شان در خصوص "پول واحد اسلامي" اين ايده را ايده بسيار خوب و ارزنده ای دانست ، اما گفت :به نظر ميرسد به لحاظ فني و علمي هنوز کشورهای اسلامي به درجه ای نرسيده اند که پول واحد اسلامي داشته باشند. ايشان افزودند که همين تعداد انگشت شمار کشور اسلامي که در جهان وجود دارند هرکدام ساز خاص خودشان را ميزنند و هيچيک اسلام آن ديگری را قبول ندارندو خود را مسلمان و آن باقي را مرتد ، کافر يا گمراه به حساب مي آورند. علاوه برآن در همه اين کشورهای گدا گشنه اسلامي؟!! پول مسئله ناموسيست و شوخي ندارد ، با چنين وضعيتي چگونه ميتوان حتي فکرش را هم کرد که چنين موافقتي صورت بگيرد و پول واحد اسلامي در آنها استفاده شود؟ ايشان در خاتمه با زدن يک توسری به خبرنگار آن جمله عالم معروف اسلامي - داوود برره (در سريال پاورچين) را بيان نمودند که : مرد حسابي ، آخر رويا و خواب و خيال هم حد و حدودی دارد ، پول واحد اسلامي آنهم برای اينهمه تفسيرهای رنگ و وارنگ از اسلام و کشورهای مختلف ، سني ، شيعه، وهابي ، هفت امامي و هشت امامي و نه امامي و..... بي امام که همشان هم از دم خود را مسلمان ميدانند حتي در خواب و خيال هم زياده روی و گوه زيادی خوردن است.
...............
ايشان (جناب رئيس جمهور محبوب و مردمي ميهن اسلامي مان) در پاسخ به سوالي درباره فعاليتهای هسته ای ايران و قطعنامه شورای حکام گفت: بارها اعلام کرده ايم که قطعنامه شورای حکام را منصفانه نميدانيم .قطعنامه شورای حکام به لحاظ فني و حقوقي دارای اشکال است . اما ايشان در ادامه افزودند که:به رغم نارضايتي از اين قطعنامه ، هيچ تصميمي برای قطع همکاری ها يا کم کردن سطح همکاريها با آژانس بين المللي انرژی اتمي نداريم و هرگز نگفته ايم که پروتکل را امضاء نميکنيم. ايشان افزودند که ما حق دخالت به هيچ قدرت خارجي در مسائل ايران را نميدهيم، آمريکا و آژانس بين المللي انرژی اتمي حق ندارند که ايران را مجبور به پذيرش معاهدات بين المللي و امضاء پروتکل کنند ، ما ايستاده ايم و تا پای جان در مقابل اين دخالت آشکار خارجيان در امور ايران مقاومت ميکنيم و اصلا" اصلا" اصلا" زير بار زور نمي رويم.....البته ايشان در خاتمه افزودند:... اما همه اينها دليل نميشود که زير بار زور نرويم،!!!! ميرويم، خوب هم ميرويم ، پروتکل را هم امضاء ميکنيم، کولي هم ميدهيم.کاکو هم ميگوييم . از آمريکا و ساير دول هم تقاضا داريم اين کرکری خواندنها و حرف مفتهايمان را جدی نگيرند و زير سبيلي رد کنند. امضا ميکنيم ، خوب هم ميکنيم ،تقيه هم ميکنيم ،تا چشم ملت و هرکسي که نميتواند ببيند ما داريم با آمريکا بر سر روی کار ماندن جمهوری اسلامي معامله ميکنيم 4 تا.....
----------------
هادی خانبيکي مشاور رئيس جمهوری در رابطه با موضعگيری اخير خاتمي در مورد اعطای جايزه صلح نوبل به خانم شيرين عبادی فرمودند: ناظران بيطرف درک ميکنند که خاتمي از جايزه عبادی خوشحال است. ايشان افزودند: ضرورت تفکيک اقتضائاتي که بين مسئوليت های اجرائي و ديدگاههای نظری فرد وجود دارد نيز از ديگر موارديست که بايد در نقد مواضع رئيس جمهوری به آن توجه کرد.اصولا" اظهار نظرهای کريدوری اين گرفتاريها را دارد...!! ايشان در ادامه ماستمالي گلاب زدن اخير رياست جمهوری فرمودند :همانطور که قبلا" گفتم اصولا" اظهار نظرهای کريدوری اين گرفتاريها را دارد.مشکل فقط و فقط سر همان کريدور است .رئيس جمهوری شايد دلش بخواهد از اين مسئله ابراز خوشحالي کند اما جواب رهبر و محافظه کاران را چه بدهد؟ شما بايد درک کنيد که ايشان در حاکميت تنها نيستند و مجبورند هوای همه جناحها را داشته باشند که يکوقت به پر قبای يکيشان برنخورد و دردسر ساز نشود.خب اگر يکهو بگويد که خوشحال است آنوقت جواب آيت الله موسوی جزائری امام جمعه اهواز را چه بدهد که گفته بود: اعطای جايزه صلح نوبل به يک زن ايراني (آنهم مخالف حکومت) ، يک نقشه شوم سياسي از سوی دشمنان ايران اسلامي بوده است..؟در خاتمه ايشان ابراز اميدواری کردند که ازين به بعد مقام محترم رياست جمهوری از اظهار نظر کريدوری ؟؟!! خودداری کنند ونظراتشان را در دستشوئي و حمام ، هال و پذيرائي يا پارکينگ و زير زمين ، خلاصه هر جای ديگری غير از کريدور اظهار کنند تا از مشکلات بعدی و سوء استفاده ضد انقلاب و مخالفين معاند شده !!جلوگيری شود.
ايشان در پاسخ به سوال خبرنگار در مورد شعار خاتمي که گفته بود: هنر ما دراين است که معاند را به مخالف و منتقد و مخالف را به طرفدار جمهوری اسلامي تبديل کنيم . فرمودند: البته يک صحبتهائي قبلا" بود که اينطور بشود اما نشد و الان همه منتقدين و مخالفين دارند به معاند و محارب و غيره تبديل ميشوند که اين مسئله تقصير اين محافظه کاران مرتجع است که هر 9 روز يکبار(شايد هم هر 8 و نيم روز يکبار) يک بحران برای دولت خاتمي بوجود آوردند و چوب لای چرخش گذاشتند.
مشاور رياست جمهوری در خاتمه ابراز اميدواری کردند که همه مردم با شرکت گسترده در انتخابات به جهانيان اعلام کنند که بيدارند و چرت نميزنند و ضمنا" انشا الله با اين عمل خدا پسندانه ( و رهبر پسندانه ) خود کمي بيشتر زمان برای بقاء جمهوری اسلامي ميخرند.








٭ نظرات اسلام ولايتي در مورد زنان را بخوبي ميتوان از خلال صحبتهای هواداران پروپا قرص رژيم ملاحظه کرد:
خطيب جمعه اروميه با اشاره به اختصاص جايزه صلح نوبل به شيرين عبادي گفت : شيرين عبادي در ايران داراي محكوميت كيفري بوده و از طرفداران درجه يك شاه بود و دنياي استكبار يك خانم ناقص العقل و محكوم كيفري را كه داراي تفكر سكولار و لائيك است را بعنوان حقوقدان معرفي و جايزه نوبل را به وي اعطا مي كند. وي افزود : اين آغاز يك بازي جديد است كه هم رئيس جمهور امريكا و هم اسرائيل به وي تبريك مي گويند و متاسفانه برخي از مسئولين ما هم شتابزده به وي تبريك مي گويند....ادامه مطلب.






........................................................................................

Saturday, October 18, 2003

٭ حسن بچه را حتما" ميشناسيد . از سياهي لشگرهای فيلمهای فارسي که گهگاه هنوز هم نقش کوچکي در فيلمها ميگيرد . در فيلمهای قبل از انقلاب سردسته کتک خورها بود. از خصوصيات جالب نقشهائي که ميگرفت پرروئي و سماجتش بود. با اينکه حسابي کتک ميخورد و له و لورده اش ميکردند اما بازهم از رو نميرفت و کرکری ميخواند.با سرو دست شکسته و خونين و در حال فرار منم ميزد و وعده ميداد که دفعه بعد خدمت قهرمان فيلم خواهد رسيد. الان 25 سال است که جمهوری اسلامي نقش حسن بچه را بخوبي برعهده گرفته و در سياست جهاني در پرروئي و وقاحت دست هر چه کتک خور را از پشت بسته است. با اينکه ميداند زورش نميرسد ولي در حرف کم نمي آورد و اگر چه در عمل به آمريکا و ساير کشورها به انحاء مختلف کولي ميدهد اما زبانش دراز است و جلوی ملتش دم از مبارزه با امپرياليسم جهاني و قدرت و شوکت جمهوری معظم اسلامي ميزند. همه نشانه ها حاکي از آن است که کار آقايان در مجامع بين المللي به مرحله بحراني رسيده و ديگر زماني برای جبران ندارند. اعطای جايزه صلح نوبل به شخصيتي مخالف جمهوری اسلامي ، فشارهای بين المللي به ايران برای امضاء پروتکل الحاقي ، دستگيری ديپلماتهای ايراني به جرم جاسوسي و دست داشتن در خرابکاری و ترور، احکام دادگاههای مستقل در رابطه با محکوميت سران رژيم (فلاحيان و خامنه ای و رفسنجائي و..) و تحت تعقيب بودن اين رجاله ها از سوی پليس بين الملل و صدها نمونه مشابه هيچيک تا بحال نتوانسته روی اين حسن بچه کتک خور را کم کند و رژيم جمهوری اسلامي کماکان در حاليکه با يک دست پروتکل فعاليتهای هسته ای را زير فشار های بين المللي امضاء ميکند با دست ديگر يواشکي بيلاخ نشان ميدهد و دم از حقانيت خود و مبارزه با امپرياليسم ميزند. البته اينگونه کرکری خواندنها فقط مصرف داخلي دارند و بدرد تحميق همان اقليت چند درصدی ملت ميخورد که بنا به مصالح خود ، وابستگي به حکومت و يا پايبندی به سنت و احترام کور به مذهب خود را مقيد به طرفداری از رژيم اسلامي ميدانند. .صحبتهای احمقانه ای از اين قبيل که (آمريکا در محاصره ايران است- هاشمي رفسنجاني ) و يا ( در صورت جنگ بين ايران و آمريکا مسلما" آمريکا شکست خواهد خورد- جنتي) در رسانه های خارجي بعنوان جوک دست اول و نشانه حماقت رهبران رژيم منتشر ميشوند و موجبات خنده و تفريح آنها را فراهم آورده اند.صدا وسيمای جمهوری اسلامي و روزی نامه های وابسته به رژيم زبان آقايان برای انتشار کر کری هايشان بشمار ميروند.در فشانيهای جناب رئيس جمهور محبوب و مردمي را در رابطه با جايزه صلح نوبل شنيديد؟ آش آنقدر شور بود که حتي مشاور رئيس جمهور ، ابطحي هم نتوانست گندکاری رئيسش را لاپوشاني کند و در جواب خبرنگاری که نظرش را در اين رابطه پرسيده بود ناچار شد به دروغ اعلام کند که صحبتهای رئيس جمهور در اين رابطه بصورت تحريف شده منتشر شده است و اين نظر واقعي اقای خاتمي نيست.!!! در مراسم ورود شيرين عبادی کل عده افراد لباس شخصي که چرنديات رئيس جمهور را ( در رابطه با اهدای جايزه نوبل به انوراسادات و...) روی مقوا نوشته بودند و محض خالي نبودن عريضه در آن جمع چندهزار نفری قرقر ميکردند به 50-60 نفر هم نميرسيد که مثل همه وقتهای ديگر که زورشان نميرسد ماستها را کيسه کرده بودند. تازه معلوم نيست از همان چند ده نفر چندتايشان سواد خواندن و يا درک نوشته های آن مقوا نوشته ها را دارند. .بد نيست رئيس جمهور محترم يک سری به خودشان بزنند و دو 2 تا چهار تا بکنند و ببينند که طرفدارانشان چه کساني هستند و به چه حد از رذالت سقوط کرده اند که امثال سعيد عسگر و رجاله های مزدور سخنانشان را روی مقوا تبليغ ميکنند.
کافيست يکشب پای اخبار تلويزيون لاريجاني بنشينيد و شمارش کنيد حرفهای تکراری مثلا" ضدامپرياليستي شان را... هنوز هم خبر تحريم کوکاکولا از سوی اهالي ايرلند در صدر خبرهای داغ صدا وسيما به عنوان سمبل مبارزات جهاني بر عليه سلطه امپرياليسم پخش ميشود .شبي نيست که يکي از مسئولين نظام يا نمايندگان مجلس را پای تلويزيون نياورند تا با کمال افتخار اعلام کند که اکنون ايران در راس کشورهای مبارز بر عليه امپرياليست قرار دارد و در خاتمه متذکر شود که مخالفت آمريکا با پيشرفت تحقيقات هسته ای درايران نه بخاطر سلاحهای هسته ای ، بلکه ترس اين بي دين ها از پيشرفت علمي ايران در سايه دين مبين اسلام است !!!؟؟!! پيشرفت؟ هنوز هم تمام دستگاههای پزشکي، مراکز تحقيقاتي و علمي و ...همه و همه از همين کشورهای مثلا" بي دين و لامذهب و ضد اسلام !!! تهيه ميشوند. آخر تحقيق و پيشرفت علمي بستر مناسب ميخواهد. با روزه و نماز و نان و پياز مثلا" کجای دنيا را گرفته ايد که آمريکائيها نتوانسته اند بگيرند و بهمين دليل به شما حسوديشان بشود؟جمعش کنيد بابا!! کون گنجشک و منار؟يک چيزی بگوييد که بگنجد.البته در يک مورد حق با شماست، مسئله فقط ترس آمريکا از دستيابي جمهوری اسلامي به سلاح اتمي نيست. کشوری که 40 سال پيش ازين بمب اتمي داشته و از آن استفاده هم کرده است مسلما" ترسي از جوجه يکروزه ای که تازه ميخواهد موشک چيني را مونتاژ کند و به اسم سلاح ساخت داخل در خيابانها به نمايش بگذارد نخواهد داشت آنهم در دنيای امروزه که حتي کشورهای عقب مانده ای چون پاکستان و هند سلاح اتمي دارند. در اينمورد که ميگوييد اين حرفهای آمريکا بهانه است حق داريد. همه اينها بهانه و بهانه گيريست برای مخالفت و سرنگوني رژيمي که در جهالت و حماقت و ارتجاع ننگ بشر بحساب مي آيد و هيچ کس ، حتي ملتش قبولش ندارند ....و وای بر حکومتي که حتي از حمايت و پشتيباني مردمش هم برخوردار نباشد.






........................................................................................

Tuesday, October 14, 2003

٭ بعضي ها هنوز هم فکر ميکنند با ارسال نامه سرگشاده به رهبر و رئيس جمهور و رجاله های جمهوری اسلامي ميتوان آنها را به راه راست هدايت کرد و سرعقلشان آورد.خانم «هنگامه شهيدي»عضو مدافعين حقوق زنان در كميسيون حقوق بشراسلامي در نامه سرگشاده به خامنه ای از قول دختر ۱۵ ساله خانم افسانه نوروزی چنين مينويسند:حضرت آيت الله خامنه اي؛ در حال حاضر نظام قضائي كشور با سؤالات جدي براي پاسخگويي به اين پرونده روبروست . اينكه آيا اين پرونده با تمام استانداردهاي بين المللي محاكمه عادلانه مطابقت داشته است؟ اينكه آيا خانم «نوروزي» از تمام حقوق لازم براي دفاع از خود برخوردار بوده است؟ اينكه اگر باز هم بانوان كشور ما در موقعيتي مانند «افسانه» قرارگيرند درميان ننگ «قاتل بودن» و «زنا» كدام يك را برگزينند؟ و اينكه چگونه ميتوان پاسخ دختر پانزده ساله اين زن متهم را داد كه از رئيس قوه قضائيه ميپرسد : آقاي شاهرودي! چطور آقاي «ايرج خزايي» كه دو سال قاضي پرونده مادر من بوده است نظرش اين بود كه مادرم مستحق مجازات اعدام نيست؟
خانم شهيدی ، کداميک از معيارهای حکومتي جمهوری اسلامي با استانداردهای بين المللي و حقوق بشر مطابقت دارد که شما چنين انتظاری را در رابطه وضعيت قوه قضائيه و احکام مثلا اسلامي از آنها داريد؟ کداميک از متهمين و محکومين بيدادگاهای جمهوری اسلامي از حقوق لازم برای دفاع از خود برخوردار بوده اند که اين يک مورد پرونده خاص سبب تعجب و دل نگراني شما شده است؟در سال شصت و هفت تعداد بیشماری از زندانیان سیاسی (بالغ بر ۴۵۰۰ نفر) که بسیاری از آنان دوره محکوميتشان به اتمام رسيده بود و طبق قوانين جمهوری اسلامي بايد آزاد ميشدند در محاکمات چند دقيقه ای نمايشي دوباره محکوم شده و بلافاصله اعدام شدند. آنوقت شما به حرف قاضي اولي استناد ميکنيد و اينکه چرا قاضي بعدی حکم برائت قاضي اول را نقض کرده است؟ ساده انديشيست يا واقعا فکر ميکنيد در جهنم جمهوری اسلامي جائي برای قانون و قانونگرائي وجود دارد؟
خانم شهيدی ، ميفرمائيد که: بياييد به جاي نماياندن چهره اي خشن از دين اسلام چهره رئوف اين دين را به جهانيان عرضه كنيم...
يعني هنوز درنيافته ايد که پيام سردمداران جمهوری اسلامي به جهانيان اعلام قساوت اسلامي و بيرحمي با مخالفان و دگر انديشان است؟جمهوری اسلامي با حمايت علني و پنهانيش از تروريستها و آفريدن فجايعي نظير ترور در رستوران ميکونوس، ترور دگر انديشان در کشورهای ديگر حمايت ضمني از القاعده و بن لادن ثابت نموده است که تنها در فکر صدور انقلاب ، قدرت طلبي از هر طريق ممکن حتي با زير پا گذاشتن قوانين بين المللي ميباشد. اين رجاله ها حتي به آنچه خود به عنوان قانون تصويب و بر ملت ايران تحميل کرده اند نيز عقيده ای ندارند و علنا بر خلاف آن رفتار ميکنند. آن چهره رئوفي که شما از اسلام در نظر داريد وجود ندارد و اگرهم وجود داشته باشد اين دژخيمان آن کساني نيستند که بتوانند يا بخواهند اين چهره را در برابر جهانيان ظاهر کنند.
خطاب به اين مترسک حقير (خامنه ای) چنين نگاشته ايد که : در حال حاضر جنابعالي تنها شخصي هستيد كه ميتوانيد در اين مرحله با ارائه دستور به رياست قوه قضائيه براي تشكيل دادگاه تجديد نظر مجدد به منظور رسيدگي فوري به اين پرونده از «اعدام شرافت انساني» ممانعت به عمل آوريد. بيخبر از آنکه صدور چنين احکامي نشات گرفته از سياستهای ارتجاعي همين رجاله است و داريد به در بسته مشت ميکوبيد.غافليد از آنکه همين خامنه ای بظاهر همه کاره و در واقع هيچکاره جزء کوچکي از مافيای قدرتمنديست که بقاء خود را در همين رفتارهای ضد بشری و ارتجاعي ميجويد و ماهيت وجوديش در گرو چنين حق کشيها و ظلم هائيست که ۲۵ سال در حق ملت ايران روا داشته اند.
........
اظهار نظر آقای جلال در نظرخواهي گويا( مقاله مورد بحث) نيز حاوی نکات جالبيست که متن آنرا در اينجا کپي ميکنم:
خانم افسانه شهيدي عضو مدافعين ....
وقتي نامه شما را به مقام رهبري مطالعه كردم عميقا متاثر شدم.متاسف شدم كه با ان عنوان پر طمطراق به سختي تا نوك بيني خود را مي بينيد.اعتراف داريد كه هزاران نفر از زنان بيگناه مجازات و به ناحق تا كنون اعدام شده و مطمين هستيد كه اين روند ادامه خواهد يافت . بطور تلويحي سنگسار را تاييد كرده ايد.نان سازمان حقوق بشر را با اشتهاي كامل نوشجان ميفرماييد و تا كنون چشمان شهلاي خود را بر هزاران زن قرباني بسته ايد كه علاوه از توبره خوردن از اخور خوردن نيز صفاي ديگري دارد.اميدوارم در اين سناريوي قبلا تهيه شده و با بازيگري سركار علييه موفق شده و مقام معظم رهبري تقاضاي عاجزانه شما را لبيك گويند و انشاالله توفيقات و ترقيات شما در جمهوري اسلامي تداوم مضاعف يابد.ترديد ندارم كه نام هنگامه شهيدي را به عنوان زن پيشتاز و مبارز بيشتر و بيشتر خواهيم شنيد.مشكل كوچك شما فقط تنها شدن با خودتان است .
هنگامه عزيز درد تاريخي ما كه ريشه در تك تك سلولهاي ما دارد اقتدار گرايست سلطه گري و سلطه پذيريست با خرد گرايي توام با عشق بيگانه ايم
اي شهان كشتيم ما خصم برون
ماند خصمي زان بتر اندر درون
موفق باشيد كه اين نيز بگذرد
.








........................................................................................

Sunday, October 12, 2003

٭ شيرين عبادی، وکيل و فعال حقوق بشر ايرانی، که روز جمعه، دهم اکتبر، به عنوان برنده جايزه صلح نوبل معرفی شد، از دولت ايران خواسته است کليه زندانيان سياسی در ايران را آزاد کند و مانع آزادی بيان نشود......
پيام وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي به برنده‌ي ايراني جايزه‌ي صلح نوبل، ايسنا
ابطحي: ضمن تبريك به خانم عبادي، به عنوان يك ايراني خوشحال شدم، ايسنا
پيام‌هاي تبريك جمعي از فعالان سياسي و حقوقي به شيرين عبادي، ايسنا
اعطاي جايزه‌ي نوبل به شيرين عبادي-ديدگاه‌هاي مزروعي، طالقاني، يوسف‌پور، كواكبيان، سعيدي، داوودي مهاجر و نراقي
اعطاي جايزه نوبل به شيرين عبادي-بادامچيان، كيانوش‌راد، كولايي، حقيقت‌جو، قرباني و شكوري‌راد
آدم بعضی وقتها نمیداند از وقاحت این آقایان اشک بریزد یا از خنده تمسخر دلش را بگیرد. شیرین عبادی ، وکیل مغضوب جمهوری اسلامی که تا چند روز پیش از لحاظ مسئولین رژیم اسلامی همنشین شیطان و خودفروخته و ضدانقلاب محسوب میشد بعد از اینکه نوبل صلح به نامش شد موجب افتخار و سرافرازی رژیم ننگین اسلامی شده است. تا حدیکه وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی . جناب ابطحی برایش پیام تبریک میفرستند. دوحالت دارد، یا خانم شیرین عبادی طرفدار جمهوری اسلامی شده و ما خبر نداریم و یا اینکه وزیر فرهنگ و ابطحی طرفدار اپوزوسیون شده اند که باز هم ما خبر نداریم.
البته حالت سومی هم دارد که نشان دهنده میزان وقاحت عالیجنابان است و آن اینکه وقتی از سوی نهادهای بین المللی از خانم عبادی تجلیل میشود و آقایان راه پس و پیش ندارند در منتهای بیشرمی آن را افتخاری برای جمهوری اسلامی تلقی میکنند که چنین زن دلیر و باشهامتی از دامان این جمهوری بپا خاسته و موجب سرفرازی اسلام و مسلمین شده است. ضمنا تلویحا چنین القا میکنند که ما خودمان هم طرفدار آزادی بیان و دمکراسی هستيم(البته از نوع اسلامیش) ميگوييد نه؟ اين هم حرف خود جناب ابطحي: رفتارهايي كه آزادي‌ها را محدود مي‌كند، همواره مورد انتقاد صريح جريانات اصلاح‌طلب داخل حكومت نيز بوده است. اين آش چهل گیاه هفت جوش جمهوری اسلامی معجون عجیب و غریبیست. به حدیکه خود آشپزها هم نمیدانند چه پخته اند. از يکطرف شيرين عبادی را از قضاوت خلع ميکنند (و اصلا" حق قضاوت را از همه زنان ميگيرند)و از طرف ديگر جناب ابطحي ميفرمايند: اينكه اين جايزه به يك خانم ايراني داده شده، نشان‌دهنده‌ي حضور خانم‌هاي ايراني در مجامع بين‌المللي است، همانگونه كه در داخل كشور و در انتخابات مختلف نيز نظر زنان تعيين‌كننده بوده است.
آره ارواح مشکت ، کجايش تعيين کننده بوده را ما نفهميديم.همش حرف ، حرف ، حرف، آخوند جماعت فقط به حرف زنده است.آقايان جمهوری اسلامی اگر واقعا به آنچه ميگويند معتقدند و زر مفت نميزنند عوض این دری وری ها و تجلیل دروغین از زنان فکری به حال افسانه نوروزی کنند که در چند قدمی چوبه اعدام قرار دارد آنهم بخاطر دفاع از خود در برابر تجاوز يکي از رجاله های وابسته به نظام. اينقدر حرف نزنید اگر واقعا به زنان احترام میگذارید در عمل ثابت کنید.







........................................................................................

Wednesday, October 08, 2003

٭ آفرين به جناب ملکي و ساير دوستانشان که به فکر تشکيل حسينيه ای برای وبلاگنويسان هستند. الحق که ايشان اولين نفری هستند که چنين فکر بديعي به نظر منورشان رسيده است . اما فقط تعجبم ازينجاست که چرا اسمش را انجمن وبلاگنويسان گذاشته اند؟ انجمن وبلاگنويساني که مجوز از وزارتخانه های جمهوری اسلامي داشته باشد و اسامي اعضای آنهم کاملا" مشخص و با اسامي واقعيشان به وزارت ارشاد گزارش شود مسلما" انجمن وبلاگنويسان نخواهد بود. حداکثر همان حسينيه ايست که خسن آقا گفتند و اعضای آن هم محدود ميشود به وبلاگهای منکرات و کربلائي رهام و حاج ....و صفحاتي ازين نوع که جزء شاهکارهای جمهوری اسلامي در زمينه بروز کردن و مکانيزه نمودن انتشار افکار ارتجاعي محسوب ميشوند.جناب ملکي حق ندارند نام اين کلوپي که راه انداخته اند را انجمن وبلاگنويسان بگذارند. اگر امثال بامداد ، شبح و گل کو و نوجوان و خسن آقا و خلبان کور و.... بخواهند در انجمن وبلاگنويسان کذائي اين آقا عضويت داشته باشند چه ميشود؟ اصلا" امکانش هست؟آنهم وقتي که اسامي و ادرس اعضای انجمن مرتبا" به وزارت ارشاد گزارش ميشود؟ حالا بفرض تشکيل چنين انجمني ممکن باشد . خط مشي آن را چه کساني تعيين ميکنند؟کارش چيست؟ البته جناب ملکي در بخش ماده ۲ اهداف توضيح داده اند که:
شناساندن فرهنگ و اعتقادات اصیل ایرانی به جامعه جهانی از طریق وبلاگ نویسی .
خب....لااقل تا اينجايش مشخص شد که وبلاگهاي لائيک در اين انجمن جائي نخواهند داشت. تصورش را بکنيد که شبح بيايد تبليغ اعتقادات اسلامي را بکند يا بامداد مثلا از سياستهاي جمهوري اسلامي تعريف و تمجيد کند. پس فعلا نيمي از وبلاگهاي سابقه دار و معروف بايد بروند کشکشان را بسابند.
ماده ۴-انجمن دارای شخصیت حقوقی و تابعیت ایرانی است و مستقل و غیر دولتی و غیر انتفاعی و غیر سیاسی می باشد .
عجب! در مملکتي که فشار حکومت و خفقان سياسي و اجتماعي سبب شده که نصف بيشتر وبلاگنويسانش جهت بيان افکار سياسي و در پي محيطي آزاد براي نوشتن بدون سانسور آنچه در ذهنشان ميگذرد به وبلاگنويسي روي آورده اند اين انجمن دور سياسي ها را هم خط قرمز کشيده است. يعني وبلاگ مهدي خاک غريب و ساير وبلاگهائي که در عين مذهبي بودن و گذر از خوان ماده ۱ سياسي هم مينويسند در ماده ۲ گير ميکنند و حق ورود ندارند. جناب ملکي عزيز - شما احتمالا جزو دارو دسته پرشين بلاگ و با اهداف مشابه نيستيد؟
ماده ۵- انجمن ملزم به رعایت قوانین و مقررات جمهوری اسلامی ایران و ضوابط فرهنگی بوده و فعالیت آن منافاتی با مبانی فرهنگی عمومی نخواهد داشت .
خب . الحمدالله تکليف در ماده ۵ مشخص شد. تنها وبلاگهائي که جمهوري اسلامي را قبول داشته باشند قابليت عضو شدن دارند و بس (انگار که اگر غير ازين بود بچه هاي ضد جمهوري اسلامي مغز خر خورده بودند و ميرفتند اسم و آدرسشان را اعلام ميکردند و عضو ميشدند)
البته ايشان ظاهرا" به فکر بقيه هم هستند (بقيه آنهائيکه در مواد اين اساسنامه نميگنجند) و از آنها بعنوان اعضای مجازی نام برده اند. اعضای مجازی که حق رای ندارند ولی حق شرکت در تجمعات و جلسات انجمن را دارند!!!! البته شرط عضو مجازی شدن این است که وبلاگی با حداقل سه ماه سابقه داشته باشي و برای اثبات این شرط هم شده مجبوری در بدو ثبت نام خودت را معرفی کنی که کدام وبلاگنویسی هستی. فرض کنید فضولک بخواهد جزو اعضای مجازی باشد و فرم مربوطه را پر کند. آنوقت حتما" آنقدر خر هم هست که بخواهد در تجمعات انجمن شرکت کندو باز آنوقت جلوی در ورودی حتما" يک آدمی چیزی میگذارند که هرکسی سرش را پایین نیندازد و مثل الاغ داخل نشود. حالا این عضو مجازی بی مقدار بی حق رای چطور باید ثابت کند که حق ورود دارد؟خب ساده است . لااقلکندش باید اسم وبلاگش را جلوی در بگوید تا چک کنند طرف عضو مجازی هست يا خير! و بقیه قضایا هم که دیگر مشخص است و گفتن ندارد. ....
آقا برويد يک انجمن اسلامي چيزی تاسیس کنید اسمش را هم بگذارید انجمن فدائیان سیدالشهدا در اینترنت يا مثلا" موسسه صدور اسلام مکانیزه... چکار دارید به وبلاگشهرو وبلاگنويسها؟
اسامی اعضا و موسسان و غيره را بخوانيد. کدامشان وبلاگنویس سابقه دار هستند؟ مراجعه کنید به لیست حدر وقتی که سر تا تهش 50 تا وبلاگ ایرانی در اینترنت وجود داشت که به کوری چشم دشمنان 45 تایشان همین الان هم فعال هستند... کدامشان گول این ملکی و دارو دسته اش را خورده است؟
تنها انجمنی که میتواند نام انجمن وبلاگنویسان را برخود بگذارد تشکیلاتیست که بصورت مجازی بر روی اینترنت تاسیس شده و عضو گیری کند. اهدافش هم نباید ربطی به جمهوری اسلامی و صدور انقلاب و غیره داشته باشد، درست مانند وبلاگشهر که محلیست مجازی در اینترنت با اشخاصی که در عین مجازی بودن از هویت خاصشان در این شهر برخوردارند.




======================

سيستم نظرخواهي هم اضافه کردم تا دوستان عزيزحزب اللهي بتوانند با خيال راحت فحشم بدهند و اينجا را به گند بکشند. فقط خواهشمندم اگر قصد داريد مثل دفعه آخری که نظرخواهي گذاشته بودم ما را از بياناتتان مستفيض کنيد فقط به بنده فحش بدهيد و به ساير وبلاگنويسان کاری نداشته باشيد. چون من فحش خورم ملس است ولي بقيه را خبر ندارم.
با تقديم احترامات فائقه فضولک




٭ آخ که چقدر لطيف و شاعرانه بهم نامه ميدهند اين دو کبوتر بال بسته حرم..... عبدالکريم سروش و محسن سازگارا را ميگويم. چه ناني به هم قرض ميدهند و چه با لطافت بايکديگر مغازله ميکنند و ضمنا" يادشان هم نميرود که يک نسخه از مکاتباتشان را حتما" به ايسنا بدهند تا منتشر شود و همه بدانند و آگاه باشند که جناب سازگارا نيز در ادب و فرهنگ و لطافت طبع چيزی از سيد فريبا خاتمي کم ندارد که هيچ ، تازه به وقتش خيلي هم با خايه است و نامه به رهبر مينويسد و دری وری بارش ميکند. الحق که ملت ايران فقط همين را کم دارند که يک چندسالي با طناب اين مومن مسجد نديده به چاه بروند و به ملايان سواری دهند. ببينيد لطافت طبع را:
کرشمه کن و بازار ساحري بشکن- به غمزه رونق و ناموس سامري بشکن
محسن عزيز،
استواري ات اسطوره است؛ صلابت تو، سنگ خارا را خوار کرده است؛ پرده تزوير را سوختي و بيش از اين خود را مسوز. پنجه استبداد را شکستي، اعتصابت هم بشکن و دل دوستان را مشکن! دکتر عبدالکريم سروش

و از آنطرف جناب سازگارا در ذيل نامه سروش جوابيه ای تقديم ميکند که نميدانم چرا به عوض اينکه جوابش را به سروش بدهد آنرا به ايسنا ميدهد!!!!
خدا عالم است، ما که بنده گناهکاری بيش نيستيم. خب حتما" اخلاق و عادات بزرگان و علما اين است که جواب نامه را در خبرگزاری ميدهند تا همه دوستداران و سينه چاکانشان هم ببينند و بخوانند و بدانند که چه رئيس جمهور نازنين و صاحب کمالاتي قرار است سال آينده داشته باشيم. حقمان هم همين است. نبايد هم بفهميم. اگر قرار بود من فضول هم از کار اين سازگارا و سروش و گنجي و امثالهم سر در مي آوردم که منهم بايد رئيس جمهور ميشدم.سروش جان ميفرمايند اعتصابت را بشکن و دل دوستان را نشکن. يعني جناب سازگارا که منت برسر ملت ايران گذاشته اند و بخاطر آنها اعتصاب کرده اند حالا دوباره منت نهاده و بخاطر دل لطيف دوستان همرزم!! بهتر است اعتصابشان را بشکنند. البته مستحضر هستيد که شکستن اعتصاب هميشه خواست اصلي طبقه ايست که اعتصاب کنندگان در مخالفت با آن طبقه اعتصاب ميکنند.بعدش اين جريان استواری سنگ خارا و اسطوره و اين دری وريهائی که دکتر بار زده يک کمي بنظر شور مي آيد. اگر اين يارو اسطوره است و صلابتش سنگ خارا را...پس باطبي و ساير دانشجويان دربند که کسي حتي خبرشان را هم نميگيرد (منجمله دکتر عزيز) و آنهائي که در طي اين سالها جانشان را بر سر آزادی گذاشتند (مثلا" 400 نفر قرباني قتلهای زنجيره ای و 4500 نفر زنداني اعدامي سال 67 و غيره صلابتشان به چه ميماند؟ عزيز جان ، دکتر گرامي ، اينجوری که تو پيش ميروی ديگر لغت برای مديحه سرائي کم مي آوری...اين يارو(همين سازگارا که از موسسين اوليه سپاه پاسداران نيز هست ) يک نامه چند سال پيش به خامنه ای نوشت و تند هم نوشت که البته بعدش معلوم شد با هماهنگي قبلي بوده چون 3 چهار سالي کارش نداشتند، درست در همان زماني که باطبي بخاطر بلند کردن يک زيرپوش خوني حکم اعدام گرفته بود... ايبار هم به گفته خودش مسئله فقط يک سوء تفاهم جزئي بود که الحمدالله به ياری مسئولان قوه قضائيه رفع شد و ماستمالي شد تا ايشان منعي برای شرکت در انتخاباتهای بعدی نداشته باشند. ميگوييد نه؟ به سخنان گهربار خود ايشان دراين مورد توجه بفرماييد:
سازگارا با رد اين اتهام كه ابتدا مطرح مي‌شد كه در حوادث كوي دانشگاه دست داشته، تاكيد كرد: در بازپرسي هم پاسخ دادم و در پرونده‌هايم نيز نهايتا چنين اتهامي در كيفرخواستم نبود. ابهاماتي بود كه در شلوغي‌ها نقش داشته‌ام و مرتفع شد؛ به‌ويژه يكي از روزنامه‌ها نوشته بود "قبل از شلوغي‌ها فلاني در كوي دانشگاه حضور داشته" كه اين موضوع اصلا صحت نداشت. من هم اعتقادي به اغتشاش و شلوغي و درگيري ندارم و اين در مباحث سياسي‌ام مشخص بوده و همواره روش‌هاي دموكراتيك را پذيرفته‌ام.
دم خروس همينجا پيداست. يارو به رهبر نامه سرگشاده مينويسد (البته در اصل به رسانه ها مينويسد) و به فضاحتش ميکشد، کاريش ندارند، ولي چون يک روزنامه عصر تهران نوشته که سازگارا هم جلوی دانشگاه بوده طرف را ميگيرند و 114 روز در زندان نگهش ميدارند. آخر هم آزادش ميکنند و نه خودش معترض است که چرا زنداني بوده و نه قاضي القضات معترض است که چرا آزاد شده...
ضرب المثل : زن راضي ، شوهر راضي ، کون لق قاضي
مشابهت با وقايع اخير: سازگارا راضي ، قوه قضائيه و دادگستری و رهبر راضي ، کون لق ملت ايران
البته واضح و مبرهن است که چنين زندان رفتن های بدون ثبت در سابقه که به رفع اتهام و تبرئه شدن منجر شود نه تنها مضر نبوده بلکه دارای فوائد بيشماری نيز ميباشد. مگر يادتان نيست که اميرفرشاد ابراهيمي در مورد فائزه هاشمي و مهاجراني چه ميگفت؟ ميگفت خود اينها به ما دستور ميدادند به سخنرانيهايشان حمله کنيم و شلوغ کنيم و نظرشان اين بود که چون مردم از رژيم و مدافعان آن (لباس شخصيها و ساير رجاله ها) دل خوشي ندارند هرکس که مورد حمله آنها واقع شود محبوبيتش در نزد مردم بالاتر خواهد رفت. زندان رفتن بيخطر در جمهوری اسلامي عينا" مصداق همان عدو شود سبب خير است که منافع بيشماری در ان نهفته است و اگر آدم از کون بياورد نماينده مجلس ويا حتي رئيس جمهور ميشود، ببخشيد که رشته سخن از دستم در رفت و کار به درازا کشيد، داشتيم در مورد لطافت طبع جناب سروش و سازگارا ميگفتيم که کار به اينجا کشيد.....
اينهم جوابيه لطيف جناب زنداني سابق و بيمار اسبق سازگارای گرامي:
سازگارا در ذيل نامه سروش به وي پاسخ داده است:
دكتر عزيز
"عاشقم بر مهر و بر قدش به جد، بوالعجب من عاشق اين هر دو ضد
زندان و آزاد ، تلخ و شيرين هر چه هست از او است. خوشبختانه اكنون در خانه هستم و دعاگوي دوستان؛ در اعتصاب غذا هم نيستم و احتمالا بعد از بيمارستان مي‌توانم در خدمت دوستان باشم
."
مريض رو به موت ما خوشبختانه حالش کاملا" خوب شده و نيازی نيست در بيمارستان بخوابد. مرخص شده و اکنون در منزل است و دارد چلوکباب فرداعلای ايراني الاصل نوش جان ميکند( اعتصاب غذا ماليده چون ديگر موردی ندارد) الحمدالله زندان رفتنش کلي هم مفيد بوده چون به سير و سلوک رسيده و عارف هم شده است. خودش ميگويد به خدا!!!! :
زندان، نماز و روزه خوبي برايم داشت و شخصا بايد بگويم "اعتكافي و اندروني خالي از طعام و خدايي كه در اين نزديكي است".
عارف شيرين سخن و اسطوره نستوه و مبارز ما اکنون سمبل فرياد آزادی شده است.... چه بهتر ازين؟
فقط لازم است چند مسئله کوچک و غير مهم به کارگردانان خيمه شب بازی اخير تذکر داده شود. اول اينکه بقول خودتان آدم مومن از يک سوراخ دوبار گزيده نميشود. عرفان و شيرين سخني و سابقه مخالفت ضمني با رهبر يکبار بدرد فريبا خاتمي خورد ، اما استبعادی ندارد که اينبار هم ملت از همين راه تحميق شوند.دوم اينکه آن سبو بشکست و آن پيمانه ريخت و ملت اينبار تصميم گرفته اند که به هيچ جاکشي چه آخوند و چه غير آخوند رای ندهند و تنها راهي که در پيش روی خود ميبينند تحريم کليه برنامه های رژيم ، انتخابات و غيره است و بس..... مردم مخالف اين رجاله ها هستند چه امثال گنجي و عبدی و سازگارا وديگر سوپاپ های نظام که خود از عوامل اصلي بوجود آمدن و بقاء رژيم اسلامي هستند ، و چه قدرتمداران حاکم که فرمان را بدست دارند و با چنين بازيهای مسخره ای مقاصد شوم خود را دنبال ميکنند.
عدم شرکت در برنامه های رژيم ، تحريم هر نوع انتخابات و اعلام عدم مشروعيت مردمي نظام منحط جمهوری اسلامي راهيست که ملت برای مبارزه با شب پرستان حاکم برگزيده است




........................................................................................

Tuesday, October 07, 2003

٭ خبر از گويا: محسن سازگارا ساعتي پيش آزاد شد. بنابر خبر رسيده، همسر وي او را به خانه برده است
محسن سازگارا در زندان مريض شد، طبق اخبار اعلام شده کارش به جای باريک کشيد و البته همه ما ناراحت شديم و آرزوی سلامتي اش را کرديم.طبق معمول چند فحشي هم نثار مسئولين رژيم جمهوری اسلامي کرديم که چنين وضعيتي را سبب شده اند. ابراهيم نبوی مقاله آن منحني سبز بيرحم را در رثای سازگارا نوشت ، حتي سروش هم از استواری اسطوره ای سازگارا گفت و نوشت.خبرنامه اميرکبير اعلام کرد که حکومت مسئول جان سازگارا است.قاضي مرتضوی شايعه وخامت اوضاع مزاجي سازگارا را تکذيب کرد. نامه پدر و مادر سازگارا به مسئولان در ايسنا منتشر شد. حتي بهنود هم در وبلاگش در مورد سازگارا نوشت و ابراز نگراني کرد. خيلي متاسف شديم.....
تا امروز گويا مژده آزادی را منتشر کرد... خوشحال شديم ، بايد هم خوشحال بشويم. انساني بدحال نجات يافته و نه تنها از خطر بيماری رسته (که فعلا" در خانه است نه در بيمارستان) بلکه از زندان جمهوری اسلامي نيز رهائي يافته است. جای خوشحالي هم دارد. ...
تا اينجايش درست!! اما ازين به بعدش بايد ديد چه ميشود! اگر يک وقت خدای ناکرده اين جناب سازگارا بعد از بهبودی کامل هوس نماينده شدن يا رئيس جمهور شدن به سرش بزند و بخصوص اگر يکوقت حضرات صلاحيت ايشان را برای کانديداتوری تاييد کنند آنوقت است که من يک خورده قلقلکم ميشود. آنوقت است که باز دچار توهم ميشوم و فکر ميکنم که خداينکرده همه اين جريانها از اول تا آخر ، از نوشتن آن نامه کذائي به خامنه ای تا رفتن زندان و مريضي متعاقبش و خوب شدن بعديش و ...همه و همه برای سر کار گذاشتن و من و ما بوده و اين مهره نظام در نقش خود دارد بسيار از خود مايه گذاشته و حسابي حس گرفته و خيمه شب بازی کارگردانان جمهوری اسلامي را تکميل کرده است. ..
نه بابا...اصلا" اينطور نيست. باز من دچار توهم شده ام. آن يکي (سيد علي گدا) توهم دشمن دارد و همه را دشمن ميبيند و منهم که نه گنجي و سازگارا را باور دارم و نه شعله سعدی و عبدی و طبرزدی و امثالهم را...
بايد يک فکری برای اين جريان توهم بکنم. راستي شما روانپزشک خوب سراغ نداريد که بلد باشد نيمه پر ليوان را نشان آدم بدهد؟


........................................................................................

Sunday, October 05, 2003

٭ رسانه اينترنتي جبهه مشارکت نوشت: نگهدارندگان سازگارا مسئول جان او هستند. محمد نعيمي پور، عضو هيئت رئيسه مجلس، مدير مسئول ياس نو و از اعضاي بالاي جبهه مشارکت نيز در مقاله مستقلي که سايت امروز منتشر ساخته نوشت: در صورت وقوع هر اتفاقي براي آقاي سازگارا نه تنها دست اندركاران پرونده اتهامي وي بلكه نظام جمهوري اسلامي با معضل جدي روبرو خواهد شد؛ زيرا پذيرش و هضم چنين واقعه اي براي افكار عمومي داخلي و خارجي بسيار دشوار است......ادامه..
راستي دشوار است؟؟ نه جانم..اين رجاله ها بيدی نيستند که به اين بادها بلرزند. بيش از 4500 زنداني سياسي را در يکهفته اعدام کردند .گروه قاتلين اطلاعات رهبری 400 تن را در قتلهای به اصطلاح زنجيره ای به طرق مختلف از ميان برداشتند.برای نخستين بار در تاريخ کشور بر سر دانشجو چنان بلائي آوردند که شاه نيز چنين خباثتي نکرده بود. گروه گروه آزاديخواهان و روزنامه نگاران و مردم در زندانها دارند ميپوسند وزهراکاظمي ها را با ضربات لنگه کفش ارشاد ميکنندو آقايان عين خيالشان نيست. آنوقت اين جناب تعيمي پور در اين خيال خام است که با مرگ سازگارا نظام با معضل جدی مواجه خواهد شد...کار اين رجاله ها ازين حرفها گذشته است. آنچه در اسلام شهر ، اراک ، قزوين و اصفهان و شيراز و تبريزو .... با مردمي که تنها حقشان را ميخواستند کردند شاه در 17 شهريور نکرده بود .بدناميش فقط برای شاه ماند والا اين سردمداران مدعي شرع الهي آنچه ميخواهند بنام اسلام ميکنند و بخشي از ملت اسلام زده بدبخت نيز تنها به صرف اينکه اينها روحاني هستند و به اميد بهشت مينوی چشم بر جنايات روحانيت بسته اند.ميپرسيد کدام ملت؟ آن ده درصد خائنين و سودجوياني که منافع خود را در بقای رژيم جمهوری اسلامي ميبينند، پاسداران و بسيجيان پيرو رهبری را نميگويم که با چشم باز و به خاطر منافع دنيويشان سنگ رهبر را به سينه ميزنند. آن ملتي را ميگويم که هنوز آمال و آرزوهايش را در زيارت فلان مقبره ای(که معلوم نيست خود آن نتيجه و نديده فلان امام در آن دفن است يا الاغش ) ميبيند. يک سری به جمکران بزنيد تا ببينيد نهايت حماقت بشری را که در زميني که ظلم مدعيان حکومت خدا درآن جاريست و بيخ گوششان دارند انسان را به صلابه ميکشند مومنان (به چه؟) با چشمان اشکبار به چله مينشينند تا امام زمانشان را ببينند. .دختران و خواهرانشان را جنده ميکنند و به کشورهای عربي ميفروشند،خودشان را به جاکشي ميکشانند و با اين وجود اين مومنين پاکدل هنوز کعبه آمالشان را در 4 تا سنگ قبر و ضريح که آلوده به اشک و تف همگنانشان است جستجو ميکنند.هر ملتي شايسته و سزاور حکمراناني است که بر آنها حکومت ميکنند. و دراين ميان بيچاره دگر انديشاني که بايد چوب حماقت سنتي و فرهنگ کثيفي که از اعراب به يادگار مانده است را بخورند.

================================

تقيه در جمهوری اسلامي

يکي از فريبکارانه ترين ، کثيف ترين و در عين حال موثرترين شيوه های ريا کاری در رژيم اسلامي تحريف تقيه و و ابزاری کردن آن به مثابه شرعي نمودن دروغ و کتمان حقايق ميباشد.
وقتي از موسوی اردبيلي سوال ميشود (توسط اقليت های مذهبي) که چرا شما اول انقلاب اينگونه با اقليتها ضديت نميکرديد و دم از برادری و برابری ميزديد و چرا به آنچه در قانون اساسي خود نوشته ايد عمل نميکنيد جواب ميشنوند که: بله ما آن موقع ضعيف بوديم و در نوشتن قانون اساسي تقيه کرده ايم!!!!
مذهب اين رياکاران مرتجع چنان تنگ نظر و دگم است که هيچ آئيني به جز آنچه خود بدان تظاهر ميکنند را قبول ندارند ، حتي مذاهبي که به گفته کتاب آسمانيشان الهيست و پيامبرانش صاحب کتاب... در روياهاي اين شب پرستان مبلغ صدور انقلاب اسلامي ميتوان به وضوح آرزوی کشورگشائي و دريافت جزيه (جريمه دگرانديشي) از مردمان غيرمسلمان ،و وادار کردن بقيه ساکنان کره زمين به تسليم را مشاهده کرد.در قاموس اين رجاله ها اسلام يعني اينکه دستي را که نميتواني ببری ببوس ، چاپلوسي کن و در اين راه اصول و فروع دينت که هيچ آدميت خودت را هم انکار کن..... ولي وقتي قدرت گرفتي هرچه خواهي بکن .
اين است نتيجه آن رفراندوم عاميانه و جاهلانه 58 که با آن حکومتي چنين مضحک را بر مردم ايران تحميل کرده اند
.
پروتکل هم به سلامتي امضاء شد همانطور که انتظار ميرفت. البته هنوز زبانشان دراز است . از يک طرف هرچه آمريکا خواسته اجرا ميکنند از طرف ديگر برای تحميق ملت هنوز کرکری ميخوانندو دم از استقلال و حق ايران برای دستيابي به تجهيزات هسته ای ميزنند.
.....
از امضای پروتوکل و پرروئي اين رجاله ها حتي بعد از امضای پروتکل بياد جوکي افتادم که در مورد سقوط خرمشهر و ساده لوحي منتظری ساخته بودندبه منتظری گفتند چه نشسته ايد که عراقيها گمرک را گرفتند و چند هزار دستگاه اتومبيل تويوتا که درآن بود را به عراق منتقل کرده اند. ايشان جواب دادند : اين عراقيها کور خوانده اند. سرشان کلاه گذاشتيم ، سوئيچ ماشين ها هنوز پيش ماست.... حالا حکايت اين مشنگ های حکومتي جمهوری اسلاميست که با وجود امضای پروتکل هنوز هم دم از شکست آمريةکا در برابر ايران ميزنند و الحق که به سنگ پای قزوين چند سور اساسي و دندان شکن زده اند..




........................................................................................

Friday, October 03, 2003

٭ وزير اطلاعات در بيان موضع ايران در قبال اظهاراتي كه از سوي مجامع بين‌المللي در موضوع بهره‌مندي كشور از فن‌آوري هسته‌اي بيان مي‌شود، اظهار داشت: ما در موضوع عدم توليد سلاح‌هاي هسته‌اي به دنيا اطمينان مي‌دهيم اما زير بار ذلت نيز نمي‌رويم و حاضريم در چارچوب قوانين و مقررات بين‌المللي همكاري كنيم...........
از اولش هم مشخص بود. آقايان اگر شده مسلمانيشان را انكار كنند هم ميخواهند بر سر كار بمانند. به اين ميگويند كمي لاف زدن ، زر مفت به اضافه مقاديري تقيه آنهم از نوع اسلام ولايتي


........................................................................................

Wednesday, October 01, 2003

........................................................................................

Home