[نت پد ايراني]


           
Java (J)  JavaScript (JS)  Cookies (C)  Active X (AX)



Tuesday, September 30, 2003

٭ افسانه نوروزی در خطر اعدام
از گل کوی عزيز و خسن اقا خواهشمندم بنری جهت حمايت از افسانه نوروزی برای وبلاگنويسان بسازند و در وبلاگ قراردهندتا ساير دوستان نيز در صورت تمايل استفاده کنند..


٭ آيت‌الله هاشمي شا هرودي فرمودند قطعا اگر آمريكا بخواهد به ايران حمله كند با شكست روبرو خواهد شد.
آيت‌الله هاشمي شاهرودي افزود: موضع‌گيري روشن، گويا و منطقي ايران بايد از طريق مسوولان كشور براي جهانيان تبيين شود چرا كه قطعا اشخاص و كشورهاي مستقل از آن حمايت خواهند كرد.

البته ايشان درست ميفرمايند چون اگر آمريکا به ايران حمله کند مسلما" شکستي از همان نوع که يزيد در برابر امام حسين خورد نصيبش ميشود. يعني در عمل پيروز شده و در مجاز تا سالها ميتوانيم قصه بسازيم و ازپيروزی مسلمين ايران بر يزيديان يانکي مرثيه و نوحه بسرائيم. آخر مردک ابله تو با تکيه بر چه پارامتری چنين زر مفتي ميزني؟ با تکيه به نيروی نظامي ات که بعد از ظهرها در خيابان مسافر کشي ميکنند تا به نان شبشان محتاج نباشند؟ با تکيه به وطن پرستي ملت ايران که از حکومتشان بيزارند و چشم ديدنتان را ندارند يا بر تکيه بر سلاحهای پيشرفته ای در مدت تحريم نتوانسته ای بگيری و هنوز اسلحه های 26 سال پيش زمان شاه در پادگانها موجود است؟ نکند به اميد همکاری و همياری کشورهای عرب منطقه و وطن اصليت هستي؟ آخر بز!! تو که خودت عرب هستي و جنس اعراب را بهتر از همه ميشناسي که چه ضديتها و دشمني های پنهان و آشکاری با ايران و ايراني دارند ... مطمئن باش که اگر قرار باشد آمريکا به ايران حمله کند مستقيما" از پايگاههائي واقع در همين کشورهای همسايه مسلمان و دوست ؟؟!! هواپيماهايش را به پرواز در خواهد آورد و اينها صدايشان هم در نمي آيد.
به فکر حمايت کشورهای بقول خودت مستقل هستي؟ آخر مردک !! با اين ديپلماسي مشعشع و درخشان جمهوری اسلامي اگر همين قراردادهای تجاری و نان قرض دادنها و منافع مالي نباشد اين کشورها شما ملا هارا تخمشان هم حساب نميکنند. به فکر حمايت کدام کشور بقول خودت مستقل (اگر مستقلي هم در عمل وجود داشته باشد) هستي؟ فرانسه؟ آلمان؟ مگر همينها که از حمله به عراق انتقاد کردند چه شد؟ چشمهای کورت را باز کن ببين در عراق چه ميگذرد. در افغانستان چه ميگذرد. بعد 25 سال هنوز هم ميخواهيد با حرف مفت ، بلوف و دری وری بار کردن مملکت را نگهداريد؟ راست ميگويند که آخوند جماعت فقط حرف است و بس.
===================
از وبلاگ گيله مرد (خطاب به رئيس جمهور محبوب و مردمي؟؟؟!!):
اين آقاي ملاحت با وجودي كه به چرخ پنجم درشكه در جمهوري اسلامي تبديل شده است .
با وجودي كه به اندازه ي آفتابه دار مسجد سپهسالار ؛ از خودش قدرت و اختياري ندارد .
با وجودي كه همه ياران و همراهان و همكاراننش در زندان ها مي پوسند .
با وجودي كه نمايندگان مجلس اش از ترس قاضي مرتضوي و حضرت آيت الله العظما شاهرودي عراقي بغدادي ؛ جرات نفس كشيدن توي مجلس را ندارند .
با وجودي كه ميداند و خوب هم ميداند كه : سبزه در سنگ نرويد چه گنه باران را .
با وجودي كه مي بيند سنگ را بسته و سگ را گشوده اند .
با وجودي كه ميداند خلايق با ريسمان پوسيده ي ايشان به عشق عمر مار گرفتن به چاه چهل ذرعي در غلتيده اند .
با وجودي كه ميداند خاله واق واق و خاله ديگ بسر و خاله وارفته و خاله غربالي و خاله خوشباور و خاله گردن دراز و خاله ورورو ؛ بيشتر از ايشان عرضه و شهامت و صداقت دارند و فوت و فن كاسه گري را بهتر از ايشان بلدند ؛ معذالك باز هم مثل عروس بي جهاز و روزه ي بي نماز و قورمه ي بي پياز و دعاي بي نياز؛ هي آب را گره ميزند و گره در باد ميكند و بخيه به آبدوغ ميزند و فيل را با ملاقه آب ميدهد و هي در اوصاف اسلام فقاهتي و جمهوري عزيز اسلامي و ارزش هاي انساني و مردمسالاري ديني ؛ فرمايشات ميفرمايد و حرف هاي خوب خوب ميزند كه ما خوش مان بيايد !!
هيچكس هم نيست كه به ايشان بگويد آخر قربانت بروم ! آخر سيد خدا !! معده ي ليز و آب هندوانه ؟؟ آخر اين قبري كه بالاش گريه ميكني ؛ مرده كه توش نيست سيد جان !



........................................................................................

Sunday, September 28, 2003

٭ از وبلاگ چای تلخ:استعمار گرها بویژه انگلیسیها برای تسلط بر کشورهای تحت استعمارشون فرمولی دارند که خیلی کار آمده. میگن: اگه میخوای به یه کشور زیر سلطه ات براحتی حکومت کنی آدمای بزرگ رو بذار سر کارهای کوچیک. آدمای کوچیک رو بذار سر کارهای بزرگ.مدرک تحصیلی 9 راننده ی آژانس تاکسی تلفتی در میرداماد برای پوشش بیمه به این ترتیب بود:
2 نفر فوق لیسانس مهندسی مکانیک
1 نفر مهندس عمران
1نفر فوق لیسانس زبان
1 نفر مهندس کشاورزی
1نفر لیسانس میکروبیولوژی
2 نفر لیسانس ادبیات
1 نفر فوق دیپلم آمار
در یکی از مناطق شهرداری تهران شهردار یکی از مناطق یه دیپلم ناقص بوده که بعدها به جبهه میره و فوق دیپلم مبانی و فقه و حقوق میگیره . ولی هر چی مهندسای پیمانکار میخواستند بهش بفهمونند که فلان پروژه این اشکال فنی رو داره شهردار نمیگرفته . بعد از دعوا و درگیری هر 3 مهندس از کار برکنار میشند و در حال حاضر 2 نفرشون در همین آژانس راننده شدند.تقریبا" همه ی راننده ها از وضعیت فعلی خودشون ناراضی هستند ولی موقعیت فعلی رو به سر و کله زدن با امثال همچین شهرداری همکار نشند.
در یکی از بخش های یه بیمارستان کمک بهیار یه بخش طی فرآیند ظاهرا" عبادی سوپروایزر بخش میشه.و پرستارهای با سابقه ی چندین و چند ساله زیر دست کمک بهیار می افتند. میزان عفونت بعد از عملو خواب پرسنل در شب بالا میره و در عرض یک هفته دو نفر به خاطرعدم مراقبت بعد از عمل میمیرند.در همون بیمارستان با همون معیار قبلی پزشکی رو رئیس بخش اورژانس میکنند. پزشک در اولین فرصت با بودجه ی بخش دستور ساخت آب نما و حوضی رو با کاشی های آبی رنگ شبیه قهوه خونه های سنتی میده که وسط حوض مجسمه ی روستایی راستینی در حال قلیان کشیدن با لباس سنتی کار گذاشته میشه. وزیر بهداشت و درمان با دیدن آب نما و حوض کاشی آبی و مجسمه ی پیرمرد قلیان به دست در وسط اورژانس جایی که راه به راه جنازه و تصادفی و سوختگی شدید میارند به قدری عصبانی میشه که کلنگ رو میده دست خود رئیس بخش و میگه : همین الان خرابش کن.
...........................
از وبلاگ قاصدک:
شك كن. به تو گفته بودم كه بايد شك كرد.شك كرد و شكوه كرد و شكايت كرد.
مگر نمي بيني كه همه كس همه چيز را از ياد برده است؟ همه چيز كه انگار هيچ بوده است. هميشه اي كه انگار هرگز نبوده است.
شك كن. ببين فرياد كه مي زني مي گويند فرياد نزن. فرياد ترس آور است.ترس خواهر مرگ است. با فريادت مي ميراني و مي كشي. ببين اگر سكوت كني مي گويند ساكت نباش. سكوت وحشت آور است. وحشت مرگ آفرين است. با سكوتت مي ميراني و مي كشي.
شك كن. به آن كه سنگ اول را پرت مي كند, به آن كه سنگهاي پراكنده را جمع مي كند, به آنكه سنگها را در جيب پنهان مي كند و شك كن به آن كه سنگ در دستش چنان ابريشم مي لغزد. به اين دستها كه نشانه مي روند با سنگي در مشت, به دستها شك كن.
شك كن. به نگاهي كه به سوي توست و تو را نمي بيند, به نگاهي كه از تو دزديده مي شود, به نگاهي كه به سوي توست و ديگري را مي كاود و شك كن به آن نگاهي كه از جنس سنگهايي است كه اين دستها نشانه مي روند.به اين چشمها كه نشانه مي روند با نگاهي سنگي, به چشمها شك كن.
شك كن.
اين راه كه پيش پاي توست, همين راه كه تا آخر جهان مي رود, سنگلاخ است.
زخمهاي آنها كه تا آخر جهان رفته اند را ديده اي؟
آنها زخمي همين سنگها و دستها و نگاه ها و چشمهايند.
شك كن.




........................................................................................

Saturday, September 27, 2003

٭ هفته جنگ است و امسال شعارهای تبليغاتي جنگ حال و هوای ديگری دارد. بروشورهای تبليغاتي،پوسترهای عظيم و تابلوهای پارچه ای در همه جای شهر پراکنده اند. آقايان نيز دوزاريشان افتاده که خطر حمله آمريکا جديست و بعد از تحريم و اولتيماتوم و يکسری چک و چانه های بي نتيجه کار به تهاجم نظامي خواهد کشيد. زماني شعار انقلاب اين بود: درصورت تهاجم نظامي آمريکا، ايران را سراسر ويتنام ميکنيم.
اما حالا چه؟ فکر ميکنيد چند درصد از جانبازان و رزمندگان سابق حاضر به جنگي مجدد باشند؟آنهم با رفتاری که بعد از جنگ با آنها شد؟ چند درصد از از ايرانيان حاضرند بر عليه آمريکا به جنگي بي نتيجه دست بزنند؟ وطن پرستي به جای خود، دفاع از اسلام که ديگر هيچ ، جز يک شعار توحالي بردی ندارد، اما جنگي نابرابر با کجای منطق جور درمي آيد؟فکر ميکنيد با اينگونه تبليغات ميتوان بار ديگر ملت را فريفت؟
ميگويند در جهنم مارهائي هست که انسان از دست آنها به اژدها پناه ميبرد.
با در نظر گرفتن نارضايتي ملت از حاکمان متاسفانه بايد به اين نتيجه رسيد که ممکن است مردم نيز از ظلم شب پرستان حاکم به استيلای آمريکا تن دردهند و بي هيچ مقاومتي تسليم شوند.


........................................................................................

Wednesday, September 24, 2003

٭ نوشته آقاپسر در مورد تحريم انتخابات و خوبها و بدها را خواندم .خيلي ها ممکن است آدم خوبي باشند ولي لزوما" به نفع مردم و مملکت عمل نميکنند. اصلاح طلب خوب هم از همين قماش است چون ماهيت اصلاح طلبي اش (که در اين مملکت و اين نظام بي فايده است) سبب شده که خيمه شب بازی رژيم جمهوری اسلامي کامل شود و ملت سرکار بمانند. خوب بودن و بد بودن امثال گنجي و عبدی يکطرف ولي نتيجه اعمالشان چه در اوائل انقلاب و چه الان که اصلاح طلب شده اند و به زندان افتاده اند تنها پر کردن جاهای خالي در نمايش مضحک رژيم اسلاميست. نتيجه اعمالشان مسلما" بسود مردم ايران نبوده است.اگر امثال اينها نبودند چه کسي گول پروژه اصلاحات را ميخورد؟ خوب يا بد فعلا" که عمله نظام هستند و در راه بقاء نظام ننگين اسلامي که البته ضامن بقاء خودشان هم هست عمل ميکنند.
نتيجه کار مهم است، همانطور که به نظر آقا پسر نتيجه همانست که نبايد در انتخابات شرکت کرد.
==============
اگر شما هم با لينک قبلي گويا نيوز مشکل داريد از اين آدرس به قسمت خبری گويا برويد:
http://216.12.218.37/


........................................................................................

Sunday, September 21, 2003

٭ چند وقتيست که بر برخي از وبلاگها جسته و گريخته بحثهائي در مورد شرکت در انتخابات و يا تحريم آن آغاز شده است.
شرکت در انتخابات يا تحريم آن متضمن چه نتايجي خواهد بود:
1- شرکت در انتخابات: با شرکت در انتخابات مسلما" اصلاح طلبان رای خواهند آورد و مجددا" 4 سال آينده سياست آرامش فعال؟؟؟!! و در واقع سياست خر رنگ کني راپياده خواهند نمود. مضاف بر اينکه دول خارجي نيز با در نظر گرفتن تعداد آرای شرکت کنندگان در انتخابات چنين فرض ميکنند که اصلاح طلبان در ايران هنوز طرفدار دارند و عقيده عمومي براين است که از طريق اصلاحات ميتوان به آشتي بين ملت و حکومت دست يافت و با چنين فرضي بنا به مصلحت و بخاطر منافع خود از اعمال فشار بر حاکميت ديکتاتوری ايران خواهند کاست. بازداشتها ادامه پيدا خواهد کرد.اختناق و سانسور کماکان تشديد خواهد شد . سياست شل کن سفت کن رژيم در مورد محدوديتهای اجتماعي و سياسي مکرر خواهد شدو خلاصه اينکه با شرکت در انتخابات علاوه بر اينکه فشارهای بين المللي بر حکومت کاهش مييابد شب پرستان حاکم با استفاده از اين موقعيت مدت ديگری برای بقای جمهوری اسلامي زمان خواهند خريد. اميدی هم برای اصلاح نخواهد بود چون در طي 8 سال اصلاح طلبان دولتي ثابت نموده اند که وعده ها و سخنان شيرينشان تنها برای بدست آوردن قدرت و حکومت و شرکت در خيمه شب بازی نظام حاکم به منظور بقاء خود بوده است و بس. از چنين رجاله هائي نمي توان انتظار داشت که يکشبه تغيير ماهيت بدهند و متحول شوند. يکبار 8 سال پيش ادای متحول شدن را درآوردند و ديديم که حتي خلخالي هم اصلاح طلب شده بود ...ببينيد که اصلاح طلبان چگونه به دست و پا افتاده اند تا تجربه انتخابات شورای شهر تکرار نشود و به هر قيمت ميخواهند مردم را به پای صندوقهای رای بکشانند. شرکت در انتخابات تنها زمان بيشتری به اين رجاله ها خواهد داد تا با فرصتي که خواهند يافتد حيله و نيرنگ ديگری برای فريب مردم از آستين بيرون آورند و مدتي ديگر بر سرکار بمانند.
2- تحريم انتخابات: با تحريم انتخابات مسلما" محافظه کاران و دگم انديشان با آرای حداقل به مجلس راه خواهند يافت و چه بسا نود درصد از اصلاح طلبان فعلي ماهيت اصلي خود را نشان داده و همسوئي خود را با جريان محافظه کار اعلام کنند. در اينجا تنها آن بخش از اصلاح طلباني که بازی را به جد گرفته اند و از روی بيخبری باورشان شده که جريان واقعي اصلاح طلبي در ايران وجود دارد مورد حمله محافظه کاران قرار خواهند گرفت و متنبه خواهند شد. در عوض ملت ايران تکليف خودر ا با نظام حاکم و دولت خواهند دانست. در وضعيت فعلي برخي از مخالفان نظام بدليل عافيت طلبي، شايد تعقل گرائي (يا هر دليل ديگر) جذب وعده و عيدهای اصلاح طلبان شده اند . با يکي شدن جريان دولت و حاکميت اين گروه نيز به جمع مخالفان هر دوجريان (اصلاح طلب و محافظه کار) خواهند پيوست و تنها دو جريان موافق و مخالف نظام باقي خواهند ماند. اکثريتي متحد در برابر اقليت حاکم و صاحب قدرت... فشارهای بين المللي بررژيم افزوده ميشود و شکاف بين مردم و حاکميت هر روز عميقتر ميشود. ملاحظه کنيد که بعد از تحريم انتخابات شوراها توسط مردم وضعيت نظام اسلامي در محافل بين المللي تا چه حد متزلزل شده ، تا جائيکه حتي انگلستان که يکي از متحدين پشت پرده روحانيت بود اکنون به اين نتيجه رسيده که ادامه حکومت جمهوری اسلامي در ايران ممکن نيست و بنای ناسازگاری با نظام اسلامي را گذاشته و سفارت خود در تهران را به حالت نيمه تعطيل درآورده است. آمريکا نيز در صدد اجرای طرح تحريم گسترده ايران است و فراموش نکنيم که در عراق نيز با همين شيوه عمل شدو نتيجه مقاومت صدام در برابر تمهيدات آمريکا و انگليس به کجا انجاميد

.
عدم شرکت در برنامه های رژيم ، تحريم هر نوع انتخابات و اعلام عدم مشروعيت مردمي نظام منحط جمهوری اسلامي راهيست که ملت برای مبارزه با شب پرستان حاکم برگزيده است


........................................................................................

Tuesday, September 16, 2003

٭ عدم شرکت در برنامه های رژيم ، تحريم هر نوع انتخابات و اعلام عدم مشروعيت مردمي نظام منحط جمهوری اسلامي راهيست که ملت برای مبارزه با شب پرستان حاکم برگزيده است
با نزديک شدن تاريخ انتخابات مجلس فرمايشي رژيم حاکم به دست و پا افتاده است تا از هر راه ممکن مردم را به پای صندوقهای رای بکشاند و يا لااقل با تبليغات پيشاپيش از اثرات منفي عدم شرکت ملت در انتخابات بکاهد.محافظه کاران چنين پيشنهاد ميکنند که در ايام سوگواری با استفاده از احساسات مذهبي مردم را تحريک کرده و با شعار "شرکت در انتخابات يک وظيفه شرعي است" آنها را به رای دادن وادار کنند، غافل ازآنکه چنين حربه ای تنها قشر سنتي و خشکه متعصبي که طرفدار محافظه کاران هستند و خواه و ناخواه در انتخابات شرکت خواهند کرد را به ميدان خواهدکشاند. اصلاح طلبان چنين استدلال ميکنند که در صورت عدم شرکت مردم در انتخابات همانند انتخابات شوراها نيروهای قشری و محافظه کار آرا را بدست خواهند آورد .بعضي ها پيشنهاد ميکنند که رئيس جمهور جهت جلب اعتماد عمومي و کسب محبوبيت دوباره از قدرت خود استفاده کرده و با برخورد قانوني با تخلفات محافظه کاران و آزادسازی يک شبه کليه زندانيان سياسي اصلاح طلب، دانشجويان و رفع محدوديت از روزنامه های توقيف شده 2 خرداد ديگری بسازد غافل از آنکه بقول خودشان مومن دوبار از يک سوراخ گزيده نميشود و ملت هم آنقدر خام نيستند که با چنين سناريوهای قبلا" اجراشده ای مجددا" به دام بيفتند. عده ای ديگر حتي پای را فراتر نهاده و علاوه بر آزادی اصلاح طلبان خواستار اجازه شرکت امثال گنجي و عبدی و سازگارا و .... در انتخابات شده اند. البته شايد روزی به اين حربه نيز متوسل شوند اما آنروز هنوز نرسيده است. گنجي و امثالهم برگهای آخر رژيم هستند و تنها درصورتي که خطری جدی برای جمهوری اسلامي پيش بيايد و راه چاره ديگری باقي نماند عاليجنابان حاضر به استفاده از اين حربه خواهند شد. از ديگر طرحهای رژيم بزرگنمائي خطر حمله آمريکا به ايران و تحريک حس ناسيوناليستي و وطنپرستي ملت است که در موارد مختلف بارها از اين حربه نيز استفاده نموده است. چند روز مانده به انتخابات سرودها و برنامه هائي که در ساير ايام مکروه به شمار مي آيند (مانند سرود ای ايران و ساير سرودهای ملي) از آرشيو صدا و سيما بيرون مي آيند و مکرر پخش ميشوند. در مصاحبه ها سعي ميشود که بجای کلمه اسلام و مسلمين از کلماتي همچون حميت ملي و ايران و ايراني استفاده شودو.... اما همه اينها حداکثر يک هفته ادامه دارد و پس از انجام امتخابات مجددا" ملي ها" اخ" ميشوند و مملکت ايراني دوباره اسلامي ميشود.
همه اين حقه ها و ترفندها بارها از سوی رژيم جمهوری اسلامي آزمايش شده و در مقاطع خاصي نيز اثربخش بوده است. اما در اين برهه از زمان ملت ايران همه رنگش را از اين رجاله ها ديده اند و به اين درک رسيده اند که تنها راه مبارزه با اين رژيم ضدبشری تحريم هرنوع انتخابات، عدم شرکت در برنامه های رژيم و رساندن فريادملت ايران مبني برعدم مشروعيت مردمي جمهوری ننگين اسلامي به جهانيان است و بس.....



٭ طرح آزمايشي اتوبوس های مخصوص بانوان در تهران اجرا ميشود.
هردم ازين باغ بری ميرسد . گروه قاتلين قتلهای زنجيره ای مستقر در شهرداری تهران ( به رهبری قاتل دکتر سامي شهردار فعلي تهران) و خشکه مغزهای شورای شهر کماکان در حال عملياتي نمودن تراوشات احمقانه مغز مريض و عليل خود خود هستند. از ديگر طرحهای بسيار درخشان اين رجاله ها ميتوان به طرح قبرستان نمودن تمام شهرها و دفن شهدا ( جعبه های خالي معروفي که جهت تحميق مردم در خيابانها گردانده ميشوند) در پارکها و فضاهای سبز شهرها اشاره کرد. از مشخصه های بی بديل شخصيتي اين گروه متعفن يکي پرروئي و وقاحت بي نظيريست که دارا هستند و ميزان اين وقاحت به حديست که سنگ پای قزوين را در عجب گذاشته است.. چند سال پيش طرح آزمايشي جداسازی خدمات پزشکي و بيمارستاني زنان و مردان را به اجرا گذاشته بودند ، آنهم در چنين مملکتي که خدمات پزشکي و تعداد مراکز درماني حتي به يک/ بيستم ميزان قابل قبول جهاني نميرسد و در اين مورد نيز مانند ساير موارد خدماتي همچون خر در گل مانده اند. از يک عده مزدور که تا ديروز به فرمان خامنه ای، مبارزين و نويسندگان را کاردآجين ميکردند ( و هنوز هم ميکنند)و امروز به لطف حکومت امام زماني عاليجنابان ، شهردار و مسئول شده اند چه انتظاری غير از اين ميتوان داشت؟ از حکومتي که از رهبر و رئيس تشخيص مصلحتش تا مسئولين بلندپايه ديگر نظام و حتي ديپلماتهايش تحت تعقيب پليس بين الملل و دادگاههای ضدتروريستي هستند چه توقعي جز اين ميتوان داشت؟
الحق که چنين نوابغي در اين کشور حق ناشناسان حيف شده اند ، حيف اين مغزها که در ايران مانده اند و ملت نمک نشناس ايران قدرشان را نميدانند. اين گونه موجودات را بايد صادر کرد تا تمامي بشريت از وجود ذيقيمتشان سود ببرند. اين خود نوعي صدور انقلاب است، همان صدور انقلابي که از زمان رهبری آن پيرمرد مخبط سفاک ، خميني جلاد ، سنگش را به سينه ميزدند. بيخود نيست که ملت عراق ناسيوناليسم و وطن پرستي اش را کنار گذاشته و حاضر است زير حکومت آمريکا و نيروهای اشغالگر زندگي کند اما حکومتي مذهبي نظير جمهوری اسلامي را نپذيرد. ايران آيينه عبرتي شده است برای همه کشورهای جهان و هيچ ملتي در دنيا ديگر حاضر نيست حکومتي را که مذهب درآن دخيل باشد را تحمل کند. اين خرمتعصب ها بيشترين خدمت را به طرفداران حکومتهای لائيک نموده اند. با ندانم کاريهايشان ، حماقتهايشان و دگم انديشيشان طومار دخالت دين درسياست ديگر در دنيا درهم پيچيده شده و پس از اين ديگر هيچ انقلاب مذهبي در هيچ کجای کره خاکي اتفاق نخواهد افتاد. اين از مردانگي به دور است که با وجود چنين چارپاياني در کشور عزيزمان باز هم تا اسم خر مي آيد همه ياد قبرس مي افتند.

احمدی نژاد شهردار تهران و قاتل دکترسامينشريه ميهن: پانزده سال پيش در يکی از روزهای پائيز ۶۷،کاظم سامی در مطب خود بطرز فجيعی به قتل رسيد. دکتر سامی دبير کل جاما که زمانی وزير بهداری کابينه مهندس بازرگان بود، به اين نتيجه رسيده بود که باند حاکم در ايران يک جريان فاشيستی خطرناک است که کشور را به سوی تباهی می برد و نظرات خود را به صراحت برای همفکران خود مطرح می کرد و با اين که بارها وی را با نامه و تلفن به مرگ تهديد کرده بودند، در فرصت های مختلف زبان به انتقاد می گشود. ترور دکتر سامی شايد نخستين نمونه قتل های زنجيره ای در داخل کشور باشد....پس از آن که شورای جديد شهر تهران، احمدی نژاد از سران انصار حزب الله و استاندار سابق را به شهرداری تهران برگزيد، وزارت کشور که از پيشينه احمدی نژاد و نقش وی در قتل دکتر احمد سامی مطلع بود تا مدتی از تاييد وی خودداری ورزيد و از وزارت اطلاعات رسما در مورد او کسب اطلاع نمود. گويا وزير اطلاعات نيز با توجه به شرکت احمدی نژاد در قتل دکتر سامی و چند جنايت ديگر که در حوزه های ماموريت وی رخ داده به شورای شهر تهران پيشنهاد کرده بود که شخص ديگری را به جای وی به عنوان شهردار تهران برگزيند، اما شورای جديد که عمدتا از اعضای انصار حزب الله و وابستگان به جمعيت موتلفه اسلامی هستند بر تصميم خود پافشاری کردند وسرانجام وزارت کشور تسليم شد.
لينک از وبلاگ خاکستری



........................................................................................

Saturday, September 13, 2003

٭ به جز خنده تمسخر چه ميتوان نثار اين رجاله ها كرد كه همه مسائل را با عينك شكسته و منسوخ جهالت اسلامي مينگرند و به آنچه در دنيا ميگذرد كه هيچ به دور و بر خودشان هم توجهي ندارند؟
دبير انجمن قطعه سازان خودرو : واردات خودرو مكروه است و بهتر است انجام نشود.
زماني صحبت هاي شيرين خودكفائي و استقلال و ...بود و اكنون بعد از 24 سال به جائي رسيده ايم كه براي توجيه يك مسئله حلال و حرام و واجب و مستحب و مكروه را به ميان ميكشيم و دور نيست روزي كه احكام ريدن و شاشيدن اسلامي را بر در توالت ها و دستشوئي هاي عمومي درج كنند(يا احكام چگونه جماع كردن شرعي بر درب اطاقهاي خواب) تا مكرر بر حماقت اسلام دروغينشان تاكيد ورزند. چه چيز مانده كه با اين كوته نظريشان به گند نكشيده باشند؟ دستگاه قضائيه كشور با اين مزخرفات شرعي بجائي رسيده كه امكان دستيابي به حقوق شهروندي براي هيچيك از غيرخوديها متصور نيست. اگر جزو دارو دسته خودشان بودي كه نيازي به قانون نيست و به نتيجه ميرسي‏ . وگرنه با اين قوانين ناقص و دست و پاشكسته در بند حلال و حرام شرعي آنچه البته به جائي نرسد فرياد است.
مملكتي كه چنين وارونه مناصب و مسئوليتها تقسيم شده اند عجيب نيست كه اساتيد دانشگاهها و قاضيان سابق به مسافركشي ميپردازند و4 تا آخوند شپشوو رجاله ها و روضه خوان هائي كه كه از فهم و درك قضاوت حتي در مسائل خانوادگي خود و در خانه خود بي بهره اند در مسند قاضي به صدور احكام مضحك و بي عدالتي آشكار بپردازند.قاضي القضات كه يك آخوند پناهنده عراقي شپشو و بدنام باشد كه در كشور خودش هم آدم حسابش نكرده اند وضعيت قضا در كشور بهتر ازين نميشود.
.....................
يادداشتي از نبما راشدان در سايت گويا:
...... دانش بيحد و حصر رهبر فرزانه انقلاب و مقام عظماي ولايت از حيض و نفاس و بول و غائط و تفاوت ميان استحاضه كثيره و قليله و متوسطه مايه مي گيرد و نه فيزيك كوانتم و جامعه شناسي جهاني شدن و يا اقتصاد پيوسته.
.......
اخيرا گروهي از دوستان نزديك به رهبر انقلاب فرموده اند : جمهوري اسلامي ايران قصد خروج از NPT را دارد و برخي ديگر هم اضافه كرده اند : به هيچ وجه پروتكل الحاقي را امضاء نمي كنيم.
الف - بنده خدمت مقام معظم رهبري خاضعانه عرض مي كنم : "حضرت آقاي خامنه اي -شكر اضافه خوردن در قد و قامت حضرتعالي نيست" - نه تنها بر دهان شما مي كوبند و پروتكل را امضاء‌خواهيد كرد ، بلكه هر چيز ديگري را كه جلويتان بگذارند را نيز با التماس درست مثل قطعنامه 598 و صدها مورد ديگر از بوسني و عراق و افغانستان و ... گرفته تا امروز امضاء خواهيد نمود........
....... نگارش اين يادداشت كوتاه - دقيقا با همين نثر درخور قاضي مرتضوي و مقام معظم منصوب كننده ايشان - بسيار لازم آمد. آقايان گمان نبرند كه چون سعيدي سيرجاني و زهراكاظمي و پروانه فروهر مي كشند و يا اكبر گنجي را به بند كشيده چون سعيد مرتضوي رجز مي خوانند - رستم دستان شده اند و كسي را از ايشان واهمه است. زمانش كه برسد سريعتر از چشم برهم زدني "نظام ولايت مطلقه "را مانند "لاشه موش متعفي "از دم مي گيرند و مي فرستند آنجا كه "پينوشه - فردينانند ماركوس سوهارتو - ميلشويچ - چائوشسكو - ملا محمد عمر و صدام حسين "را فرستادند. فعلا غمتان نباشد همينطور ادامه دهيد - روزنامه توقيف كند - جوانها را شلاق زنيد - رزونامه نگاران را بازداشت كنيد به مرور با پس گردني نه تنها پروتكل امضاء‌مي كنيد كه خيلي كارهاي ديگر هم خواهيد كرد.
كاملش را دراينجا بخوانيد.
-----------------
ضمنن با تشكر از عارف عزيز كه با تشريح فرق بين امام موسي صدر و مقتدي صدر علاوه بر روشنگري و نجات اينجانب از دام جهالت به خيال خودش نكته گرفته و دري وري بار نموده اند.
البته سگ زرد برادر شغال است و دوم اينكه نمره ما با يك غلط بشود 19 اشكالي ندارد همينكه تو هم بخوانيش جاي اميدواريست....




........................................................................................

Tuesday, September 09, 2003

٭ در وبلاگ شبح خبری از روزنامه ياس نو در مورد کودک آزاری نوشته شده بود و شبح شاکي بود که چرا اين کودک و امثال اين کودکان مورد حمايت قانون قرار ندارند.
از اين نقاط ضعف در قانون کشور بسيارند. وقتي قرار باشد قانون مملکت برحسب قوانين شرعي 1400 سال پيش اعراب باشد و هرگونه تغيير در قانون نيز با سد عظيم مغايرت با شرع انور و ازين جور چرنديات روبرو باشد بهتر ازين نخواهد شد. در قانون اسلام کودک و زن اصولا" موجوداتي بي فايده و در خدمت مرد هستند و در قانون ايران نيز به پيروی از شرع انور هيچ قانوني جهت حمايت از زنان و کودکان وجود ندارد. بگذريم که اگر هم وجود داشت باز فرقي نميکرد. مگر نميبينيد که برای قوانين صريح و روشن که در قانون اساسي ايران نوشته شده باز مجلس جلسه ميگذراند و مصوبه از خود صادر ميکند و تازه آخرش همان چيزی که در قانون اساسي هم هست توسط خبرگان رد ميشود؟نمونه اش قانون منع شکنجه ، منع استراق سمع تلفني و غيره ....



........................................................................................

Sunday, September 07, 2003

٭ خيلي ها چنين اظهار نظر ميکنند که هيچ چيز درست نميشود مگر اينکه ديکتاتور ديگری از قماش رضاخان بر مملکت حاکم شود و استدلال ميکنند که ضعف فرهنگي جامعه سنتي ما سبب شده که هيچ راه ديگری به جز زور و اجبار و با اعمال ديکتاتوری آدم کردن قشر بي فرهنگ وجود ندارد. شايد در نظر اول اين عقيده صحيح به نظر بيايد اما يک نکته را بايد درنظر گرفت و آن اينکه قرن هاست در اين کشور حکومتهای ديکتاتوری مختلفي آمده اند و رفته اند. از دوران......و صفويه ، قاجار ، پهلوی و ديکتاتوری جمهوری اسلامي هيچ نتيجه ای حاصل نشد. اين ملت حتي يک حکومت دمکرات در طي اين قرنها بخود نديده که بشود در اين مورد اظهار نظر کرد که آيا دمکراسي + ضعف فرهنگي سبب اغتشاش و هرج و مرج ميشود يا بتدريج نقايص فرهنگي را جبران ميکند. ولي در مورد ديکتاتوری در طي تاريخ ايران شاهد بوده ايم که نه تنها مشکلي از مشکلات فراوانمان حل نکرده که هيچ روز بروز سبب برگشت به عقب ، موهوم پرستي و ارتجاع فرهنگي شده است.اين مملکت نه ديگر به امثال رضا خان نياز دارد نه روباه های خوش خط و خالي همچون خاتمي...


........................................................................................

Wednesday, September 03, 2003

٭ تازه ترين اقدام فريبکارانه جناح محافظه کار رژيم ننگين اسلامي
جناح راست رژيم منحط آخوندی در جديدترين تاکتيک خود جهت ترغيب مردم ايران به شرکت در انتخابات آتي دست به فريب تازه ای زده و با قبول صوری اشتباهات جناح راست در روزی نامه رسالت چنين مينمايد که اين رجاله ها به اشکالات بيشمار خود معترف هستند و در صدد رفع و اصلاح آنها برآمده اند:
امير محبيان“ و ”ناصر ايماني“، اعضاي شوراي سردبيري روزنامه‌ي محافضه‌كار ”رسالت“، در يادداشت‌هاي جداگانه به عنوان عضوي از جناح راست كه تاكنون با تحجر سياسي به مردم مي‌نگريسته، صراحتا به نقد گذشته‌ي اين جناح پرداخته و اصلاح جدي آن را خواستار شدند.(منبع: رسالت شنبه 8/6/82)
”ايجاد تنش سياسي، تنگ‌نظري ديني و مبرا دانستن رهبري از عيوب را مي‌پذيريم“
اين دوستان غافل از آنند که دير به ايستگاه رسيده اند و قطار مدتيست حرکت کرده و رفته است. اينها که بجای خود ، حتي خاتمي و دارو دسته به اصطلاح اصلاح طلبش هم از قطار انقلاب مردم جا مانده اند و با اين ترفندها و حقه های کثيف هيچکس گول اين رجاله ها را نميخورد.
عدم شرکت در برنامه های رژيم ، تحريم هر نوع انتخابات و اعلام عدم مشروعيت مردمي نظام منحط جمهوری اسلامي راهيست که ملت برای مبارزه با شب پرستان حاکم برگزيده است و اشتباه کردم و غلط کردم و گوه خوردم و توبه و غيره هم اثری در تصميم راسخ ملت ندارد.
صحبتهای اينچنيني ناصر ايماني: نه نظام فقط در رهبري خلاصه مي‌شود و نه رهبري و برخي از نهادهاي موثر نظام - از جمله شوراي نگهبان، مجمع تشخيص و صداوسيما - از اشتباهات مصون هستند.» فقط موجب سرور و خنده ملت را فراهم مي آورد. درست است که ايرانيان ملت فراموشکاری هستند اما هنوز از آن زماني که آقايان هرگونه انتقاد از مقام معظم!!؟ رهبری را توهين به ائمه اطهار و محاربه با خدا بشمار مي آوردند مدت زيادی نگذشته است. آقايان يا زيادی خنگ تشريف دارند يا ملت را خر فرض کرده اند که در بحبوحه نزديکي انتخابات با چنين چرندياتي (که تاريخ مصرف آن بلافاصله بعد از انجام انتخابات تمام خواهد شد) قصد سر کار گذاشتن چندباره ملت را دارند.






........................................................................................

Tuesday, September 02, 2003

٭ باقرحکيم در حمله تروريستي هم مذهبان خود (گيريم سني) کشته شد و علاوه بر خودش تعداد زيادی از خرمقدسين دور و برش را هم به کشتن داد. هرکسي که خربزه ميخورد پای لرزش هم مينشيند. 20 سال تمام با جمهوری اسلامي همکاری کرد و از سوی خامنه ای تغذيه شد و الان که وقت بهره برداری از درختي شد که 20 سال تمام خامنه ای آبش داده بود کاشف بعمل آمد که اين درخت بهره چنداني هم ندارد و کوششها بيثمر بوده است. حقيقت اين است که حکيم مهره سوخته ای بود که نه به درد جمهوری اسلامي ميخورد نه به درد آمريکائيها و نه محبوبيت چنداني در بين ملت عراق داشت. علتش هم واضح و مشخص است. مگر مسعود رجوی که به عراقيها پناهنده شد اکنون محبوبيتي در بين ملت ايران دارد که حکيم در بين عراقيها داشته باشد؟ اکثريت مردم عراق طرفدار دار و دسته موسي صدر هستند و درصد ديگری هم از دنباله روان خوئي هستند (همان که پسرش را چند وقت پيش عوامل جمهوری اسلامي در عراق ترور کردند) درصد بسيار کوچکي هم گول اين يارو حکيم را خورده بودند که البته عده شان بسيار قليل و اندک بود. بعضي ها مرده شان بيشتر از زنده شان مي ارزد.دو دوتا چهار تا که کردند به اين نتيجه رسيدند که يک "شهيد سيد محمد باقر حکيم" منافعش بسيار بيشتر از يک "حکيم" زنده، اما بي طرفدار است. آقايان هم که 1400 ساليست در در راستای پروژه توليد شهيد و مظلوم نمائي تحقيقات جامعي انجام داده و به نتايج خررنگ کن مهمي نيز در اين زمينه نائل گرديده اند. پس تعجب نکنيد اگر جناب خامنه ای بلافاصله بعد از اين واقعه با چشمان اشکبار اعلام سه روز عزای عمومی (آنهم بخاطر مرگ يک آخوند شپشوی عراقي) ميکنند وناظم دباغ جيره خوار عراقي ديگر خامنه ای در تهران بلافاصله اعلام ميکند :جنبش شيعيان عراقي بعد از شهادت آيت الله حکيم بيشتر ميشود و شهادت ايشان تاثير مهمي در جنبش و حرکت شيعيان خواهد داشت . (يعني همان حرکتي که از اصل ، و در دوره زندگي سيد باقر حکيم وجود خارجي نداشت!!!)
البته اشک تمساح جناب خامنه ای بر مرگ سيد عراقي فقط جنبه مصرف داخلي داشته و حتي در شعبات خود جمهوری اسلامي در خارج از مرزهای اين جهنمي که برای ملت ايران ساخته اند از عزاداری خبری نيست. در جائي که مردم ايران را به بهانه اين 3 روز عزای عمومي از همان دو تا و نصفي سريال طنز مزخرف فرمايشي سيمای لاريجاني هم محروم ميکنند ، عوامل همين دم و دستگاه در شبکه سحر جهت مصرف خارجي کماکان به پخش برنامه معمول خود اعم از طنز و کمدی و شو و مسابقه و غيره ميپردازند چون ميدانند که بفرض تکرار همان شيون و ماتم مصرف داخلي ، اين کالا در بين ايرانيان خارج نشين با امکانات بيشمار رسانه ای که در اختيار دارند خريداری نخواهد داشت و تنها سبب ميشود که همان 4 تا و نصفي بيننده خود را هم در خارج از کشور از دست بدهند.بازار ريا داغ است و الحمدالله جناب لاريجاني نيز در اين بازار شلوغ تاجر ماهريست. بقول گوبلز در سياست آن کسي پيروز است که وقاحت بيشتری داشته باشد و الحق که در اين مدت 23 سال آخوندهای جمهوری اسلامي ثابت نموده اندکه سياستمداران مجربي هستند و از وقاحت اسلاميشان به حد اکمل بهره گرفته اند. از وقاحت آن سيد علي گدا بگير که با وجود کشته شدن يک نسل کامل از جوانان ايران در جنگ بين ايران و عراق باز هم خجالت نميکشد و بخاطر کشته شدن جيره خوار عراقي اش 3 روز عزای عمومي اعلام ميکند تا وقاحت آن يکي رجاله موتلفه ، حميدرضا ترقي که در مصاحبه با روزنامه نگاران با خيال راحت حکم صادر ميفرمايند که زهرا کاظمي جاسوس بود و لابد به اين بهانه بايد با ضربات لنگه کفش کشته ميشد..... اين حميد رضا ترقي که مدتي نماينده مشهد بود و بعد از دوم خرداد با اردنگ از مجلس بيرونش انداختنداز منفورترين چهره های موتلفه و بقول خودشان از مخ های ؟؟!! رژيم اسلاميست که کلمه وقاحت برای توصيف رفتار و کردار و صحبتهای ايشان بسيار کلمه ضعيف و نارسائيست و در دگم بودن و خشک مغزی و خريت گوی سبقت را از بسياری از همپالکيهايش در جمهوری اسلامي ربوده و در مقام خايه مالي از رهبری و طرفداری بيچون و چرا از آنچه رهبر بگوزد ،چنان پيش رفته که همه اطرافيان و هم مسلکانش را از حيرت انگشت به کون گذاشته است. نمونه اش همين مصاحبه ای که که روز شنبه 8 شهريور از ايشان در روزنامه اعتماد چاپ شد و نه تنها خود مصاحبه گر بلکه خوانندگان آن مزخرفات هم اگر از تعجب و خشم قلبشان نگرفت و به کما نرفتند حتما" از الطاف خفيه الهي بوده . قصد بازگوئي آن مصاحبه را ندارم که چيز بدردبخوری نيست که ارزش تکرار را داشته باشد ، فقط همين را د اشته باشيد که در پايان مصاحبه مشخص گرديد(توسط مقام شامخ جناب ترقي اثبات زورکي گرديد)که زهرا کاظمي جاسوس بوده و مستحق مرگ ، (يا نميدانم سوسک حمام بوده و بايد با دمپائي کشته ميشده...يک همچين چيزی...) ملت ايران هم که خواستار پيگيری اين پرونده و روشن شدن قضيه هستند همه ضد انقلاب و جيره خوار دولتهای خارجي و نمک بحرام هستند، ايضا" خبرنگار مصاحبه گر که چون چنين سوالهای بودار و و مسئله داری از ايشان ميکند بي شک محارب است و خود فروخته ايست که کشور خودرا به نيروهای خارجي فروخته است. البته ايشان در توضيح اين دکترين مشعشع خود چنين اظهار ميکنند که در تمام کشورهای دنيا رسم است !!! که خبرنگاران آن کشور اگر گندکاری در دولت بروز کرد يا کسي زير شکنجه کشته شد يا اختلاسي در سطوح بالای دولتي اتفاق افتاد....اخبار راسانسور ميکنند و با پرده پوشي مانع از اين ميشوند که کثافتکاريهای هيئت حاکمه برملا شود الا ايران که در آن روزنامه نگاران هر گند و کثافتي را که ببينند فوری در روزنامه چاپ ميکنند و آبروی دولت را ميبرند. البته بنده هنوز نفهميدم که اين تمام کشورهای دنيا!!! که ايشان ميگويند در کجای دنيا واقع شده و اصولا" با وجود اينهمه سانسور خبری که درايران وجود دارد تا حديکه اخبار روزنامه ها نيز فرمايشيست و از بالا ديکته ميشود ديگر گفتن اينگونه اراجيف تا چه حد از مايه وقاحت و بيشرمي لازم دارد. به اخبار روزنامه ها در روز مرگ خانم زهرا کاظمي توجه کنيد. من 4 روزنامه مختلف را که خواندم کاملا" از متن مشابه و يونيفرم در رابطه با اين موضوع استفاده کرده بودند به حديکه حتي من خنگ خدا هم فهميدم اين متن فرمايشي از سوی اداره و ارگان خاصي به دفتر تمامي روزنامه ها ارسال شده و آنها نيز مجبور بوده اند بدون تغيير و سوال آنرا چاپ کنند. آنوقت در چنين مملکتي و با چنين روابط رسانه ای ترقي صحبت از چه ها ميکند که بر سر يک جای آدم از تعجب شنبليله سبز ميشود.
.........
اينهم قسمتي از گزارش شرق الوسط در مورد قتل حکيم توسط عوامل سپاه پاسداران:
......عليرضا نوري زاده در گزارش خود در الشرق الاوسط مي نويسد: آيت الله حکيم در بازگشت خود به عراق ديگر نخواست مهره اي در دست اطلاعات سپاه پاسداران و فيلق قدس باشد و به طرح هاي آنها عمل کند که مي دانست براي مصالح ملي عراق فاجعه بارند. در اين گزارش گفته مي شود: دو هفته پيش آيت الله حکيم از يکي از دوستان خود در وزارت اطلاعات جمهوري اسلامي نامه اي دريافت کرد که در آن نسبت به وجود طرحي براي قتل چهار آيت الله بزرگ و مستقل در نجف: سيستاني، فياضي، سعيد حکيم و بشير نجفي، هشدار داده شده بود. عليرضا نوري زاده مي نويسد: در اين نامه همچنين به آيت الله محمد باقر حکيم نيز توصيه شده بود براي مدتي به جاي خود، نماينده اي را براي امامت نماز جمعه به حرم امام اول شيعيان بفرستد. محمد باقر حکيم به اين توصيه عمل نکرد.



........................................................................................

Home