[نت پد ايراني]


           
Java (J)  JavaScript (JS)  Cookies (C)  Active X (AX)



Wednesday, July 30, 2003

٭ با نگاهي به وبلاگ دانشجويان بسيجي (دانشگاه اميرکبير) اين سوال در ذهن خوانندگان نقش ميبندد که بقول سلطان : رفيق، چرا تو هميشه اونوری؟ از مطالب آموزنده اين وبلاگ ميتوان به دو مطلب آخرش با عناوين فقط مرغ آمريکا و انگليس غاز است و مطلب آخر آزادی به روايت آمريکا و انگليس اشاره کرد. در اولي نويسنده (يا نويسندگان ) مطلب چنين ميفرمايند که: روزنامه گاردين در شماره روز سه شنبه خود گزارش داد يكي از مسئولين سرويس امنيتي انگليس (MI5) اعلام كرد اعترافاتي كه با شكنجه از زندانيان گوانتانامو گرفته شده، مورد استفاده اين سرويس قرار گرفته و مي گيرد.
اين مسئول انگليسي همچنين گفته از اين اعتراف ها در دادگاه نيز استفاده خواهد شد.گاردين از قول ملكم اسمارت سرپرست بنياد حمايت از قربانيان شكنجه مي نويسد دولت انگليس با قبول كردن اعترافاتي كه با شكنجه توسط ماموران آمريكايي به دست آمده در حقيقت اين زندانيان را به طور غيرمستقيم شكنجه كرده است.گاردين مي نويسد سال گذشته در مركز بازجويي سازمان سيا در پايگاه هوايي بگرام افغانستان دو نفر بر اثر شكنجه كشته شدند.تکته :پیشنهاد می شود که گروهی به سرپرستی جناب آقای موسوی خوئینی, که از نمایندگان پیشگام در بازدید از زندان ها می باشد , جهت بازدید و ارائه گزارش از وضعیت زندان گوانتانامو مامور شوند , تا پس از بررسی و کشف واقعیات (!!!!) اگر آقای بهزاد نبوی صلاح دیدند , گزارش آن را از بعنوان نطق پیش از دستور در مجلس قرائت فرمایند.(!!!!!!!!!!)
آقاجان ما چجوری به شما ثابت کنيم آمريکا و انگليس کعبه آمال ما نيستند و هر گهي آنجا ميخورند به ما ربطي ندارد؟ يعني هرکس که با رژيم جمهوری اسلامي مخالف است به زعم شما بايد طرفدار آمريکا باشد؟تازه اين چه دليل مزخرفيست که برای توجيه شکنجه در زندانهای ايران مي آوريد؟ ميگوييم در ايران آزادی وجود ندارد ، ميگوييم رژيم آزادگان را دستگير و شکنجه ميکند ميگوييم رفتار مامورين در زندانها با متهمين (نه مجرمان بلکه حتي متهمين) بسيار زشت و غيرانسانيست آنوقت اين بچه های خوب حزب اللهي دليل مي آورند که خب در آمريکا و انگليس هم همينطور رفتار ميکنندو کسي بهشان ايراد نميگيرد!!!! اين هم شد دليل و توجيه؟کار بد ، بد است و جنايت جنايت است و اينکه يکي دارد يک گهي ميخورد دليل نميشود که ما هم کار خلاف خود را موجه بدانيم. در مطلب مشعشع ديگر اين وبلاگ!!(آخر آزادی به روايت امريکا و انگليس) به ماجرای قتل مشكوك «ديويد كلي» كارشناس هسته اي وزارت دفاع انگليس پرداخته است و بدينوسيله به ماستمالي قضيه قتل زيبا کاظمي در زير بازجوئي سعيد مرتضوی پرداخته است!!!با استفاده از همان سياستي که در بالا ذکر شد و منطقي که نويسندگان اين وبلاگ دارند خواننده بايد نتيجه بگيرد که :ای بابا، حالا چرا اينقدر شلوغش کرده اند. يک زيبا کاظمي با ضربات لنگه کفش کشته شداينهمه داد و فرياد ندارد. در آمريکا و انگليسش هم گله گله خبرنگار ميکشند مردم کشورشان را ميکشند و شکنجه ميدهند کسي صدايش درنمي آيدو.....
مايه رو خوب چيزيست که من آن را در افراد حزب اللهي و وابستگان به رژيم بسيار پرمايه ديده ام. البته اين جنابان پيرو سياستهای نظير خود در وزارت امور خارجه هستند که برای تلافي و بهانه گيری رفت گشت و گشه تا بالاخره يافت که جواني ايراني بنام تابش 2 هفته قبل از زهرا کاظمي در تعقيب و گريز بدست پليس کانادا کشته شده است و اين جريانرا در روزی نامه های خود توی بوق کرد تا بدينوسيله از فشارهای دولت کانادا بر روی ايران بکاهد. يعني دقيقا" برخوردی بچگانه و بي منطق!! که البته بي منطقي ، دروغ و جهل از خصوصيات اين رژيم و وابستگان آن است.


........................................................................................

Sunday, July 27, 2003

٭ مردک آشغال ميگويد: اگر قرار باشد به همه نامه های سرگشاده جواب بدهيم و رسيدگي کنيم که ديگر وقتي برای رياست جمهوری کردن نميماند!!!!!!!پس جواب کثافتکاری که برسر اين خبرنگارآورده ايد را که بايد بدهد؟ جواب قتل زهرا کاظمي را که بايد بدهد؟ مرتيکه کثافت! تو مثلا" رئيس جمهوری؟
.....
از- نامه تکاندهنده انصافعلي هدايت، روزنامه نگار به رئيس جمهور:
من از هم اكنون و پيشاپيش به حضور شما شكايتي را تقديم مي كنم و اعلام مي دارم: اگر من در خيابان يا هر جايي تصادف بكنم يا اعضاي خانواده ام تصادف بكنند ، اگر كسي، يكي از ماها را بدزدد، گلوله اي به سمت ما شليك شود ، از كوهي يا صخره اي سقوط بكنيم يا چافويي به ما بخورد و ... هر اتفاقي بيفتد ، عامل آن (عاملان) همكاران و مزدوران سرهنگ روستايي و ايمان نژاد هستند و آنها بايد محاكمه شوند .
آيا در اين كشور هم مثل كانادا ، مردان و زنان و دولتمرداني پيدا مي شوند كه از حقوق انساني ما دفاع كننديا اين كه بايد آرزو بكنيم، اي كاش تبعه كانادا يا هر كشور ديگري بوديم!



٭ حکومت دروغ ، جهل و ....!! اسلامي!!!!

مجلس به طرح الحاق ايران به کنوانسيون منع شکنجه و مجازاتهای ظالمانه رای داد. در اين مورد توجه به نکات زير حائز اهميت است:
1- اصل 38 قانون اساسي هرگونه شکنجه را ممنوع و اقرار منتج از آن را فاقد ارزش ميداند.
با توجه به همين اصل موافقان اين طرح مدعي شدند که همين اصل برای اجرای قانون منع شکنجه در کشور کافيست.
2- اصل 3 قانون اساسي بر ضرورت تطبيق قوانين جاری کشور با شرع تاکيد دارد.
با توجه به همين اصل مخالفان اين طرح آن را مخالف احکام اسلامي ميدانند چون در مورد برخي از مجازات ها (شما بخوانيدشکنجه جسمي و روحي) به صراحت در احکام اسلامي سخن گفته شده و به فرموده امام راحل (در سخنراني بهشت زهرا و دری وری های ديگرش در ديگر نطقها) به عمل به اين احکام غير انساني سفارش شده است.
3- در اينجا موافقان طرح فوق به منظور اينکه به مخالفان نشان دهند جريان فقط حرف مفت است و الحاق ايران به اين کنوانسيون منفعتش زياد است چنين استدلال ميکنند که:
اولا": الحاق ايران به اين کنوانسيون باعث افزايش اعتبار ايران در عرصه بين المللي و ضامن بقای نظام منحوس جمهوری اسلاميست. رژيمي که در داخل کشور از مشروعيت مردمي برخوردار نيست با کلاه شرعي دروغ مصلحت آميز ميتواند اعتبار دروغيني در سطح بين المللي کسب نمايد.
دوما": به مخالفان طرح دلداری ميدهند که پيوستن ايران به کنوانسيون هرگز اقدام عملي به رعايت آن را در پي نداشته و محدوديتي در پي نداردچرا که کشورهای عضو حق دارند به برخي از موارد اعتراض و حتي پيشنهاد اصلاح آن را بدهند.
يعني اين درست که ما به اين کنوانسيون ملحق ميشويم اما اين موضوع هيچ ربطي به طرز رفتار ما با مردم ندارد و کماکان ميتوانيم سعيدی سيرجانيها را با شياف پتاسيم بکشيم، فروهر ها را کاردآجين کنيم، دانشجويان را در خوابگاه به سيخ بکشيم ، زهرا کاظمي ها را با ضربات لنگه کفش به درک واصل کنيم و......
با اين توجيه و کلاه شرعي کثيف موافقان و مخالفان طرح به موافقت رسيدند و با يک صلوات طرح تصويب شد و دولت فريبا خاتمي نيز موافقت خودرا با الحاق جمهوری اسلامي ايران به کنوانسيون مذکور اعلام کرد (نه عمل به آن را...)
ميگويند روباه پيری هنگام مرگ به توله هايش چنين سفارش ميکرد که از هرجا مرغ و خروس ميدزديد اشکالي ندارد ولي به خانه آخوند ده نزديک نشويد. وقتي بچه هايش دليل اين امررا پرسيدند جواب داد چون اگر از خانه آخوند جماعت مرغ و خروس ببريد فردايش در مسجد اعلام ميکند گوشت روباه حلال است و دودمان ما بر باد خواهد رفت. آخوند جماعت با توسل به تبصره ها و کلاه های شرعي هر دروغ و نيرنگي را مجاز و مباح ميداند و اين کثافتکاری را در همه موارد بسط داده و در مورد مسائل بين المللي نيز از آن ابايي ندارد.
البته با توجه به مواد اين کنوانسيون (33 ماده) ميتوان ملاحظه نمود که مايه روی اين آقايان تا چه حد است و با چه ميزان وقاحتي ميتوانند با نيرنگ و دروغ به توجيه اعمال غيربشری خود بپردازند:
* بر اساس ماده يک کنوانسيون به هر عملي که عمدا" درد يا رنج جانکاه جسمي يا روحي به اشخاص وارد آورد تا از آنان اطلاعات و اقرار اخذ شده و يا آنها را تنبيه کرده و بترساند ، شکنجه گفته ميشود...... حالا اينکه سنگسار و تعزير و شلاق زدن يا به شيوه جوجه کباب از سقف آويزان کردن و ناخن کشيدن (که در مورد تعدادی از بازداشت شدگان 18 تير امسال اعمال شد) اسمش شکنجه است يا نه را بايد از جناب خامنه ای رهبر محترم انقلاب استسفار کرد. جای آيت الله وبلاگشهر (وبلاگ رساله) خالي ست تا در اين مورد با شرح کامل و تفسيرات کاملا" شرعي ما خنگ خداها را توجيه نمايد...
* بند 2 ماده 2 اين کنوانسيون تصريح دارد : هيچ وضعيت استثنائي از هر قبيل ( جنگ ، عدم ثبات سياسي داخلي، ...) نميتواند در جهت توجيه شکنجه مورد استناد قرار گيرد.
الحمدالله ما اين قسمتش هيچ مشکلي نداريم چون رژيم اسلامي اصلا" احتياجي به توجيه ندارد و رفتارش با مردم چه در وضعيت های استثنائي و چه در وضعيت عادی يکسان است و به يک ميزان شکنجه ميکند.
خلاصه اينکه موافقان و مخالفان طرح به خوبي و خوشي روی همديگر را بوسيدند و اين فريب بزرگ را تصويب کردند تا کي گندش در بيايد و ساير کشورهای عضو خواهان اخراج ايران از کنوانسيون بشوند....


٭ دم خروس را باور کنيم يا قسم حضرت عباس را؟
روزنامه پنجشنبه مورخ دوم خرداد ياس نو شامل 5 مطلب بود که مرور آنها موجبات خنده و طرب خوانندگان را فراهم نمود .
در مطلب اولي دادستان تهران (همان جناب مرتضوی )يک متن فرمايشي را به روزنامه تحميل کرده و درآن تا دلش خواسته با دروغ و دونگ نطق پيش از دستورآرمين در صحن علني مجلس در مورد پرونده زهرا کاظمي را زير سوال برده وايشان را دروغگو خوانده در پايان متذکر شده (شما بخوانيد تهديد کرده) که آقای آرمين بدلائلي تحت تعقيب قوه قضاييه قرار دارد واگر فردا ايشان را گرفتيم و پدرش را در آورديم ربطي به اين جريان اخير ندارد ودر فرمايشات و دلايل محکمشان از آدمي به اسم خوشوقت که گويا مديرکل مطبوعات خارجي در وزارت ارشاد است نام برده و ايشان را شاهد آورده است.
در مطلب دوم آقای آرمين آن دلايل کذائي را که مرتضوی برای تحت تعقيب قرار دادن ايشان اظهار نموده تکذيب کرده و متعاقبا" از مرتضوی به رئيس جمهور و کميسيون اصل 90 مجلس شکايت برده است.
در مطلب سوم روزنامه ياس نو در زير جوابيه ارسالي از طرف دادستاني تاکيد نموده که چاپ اين متن فرمايشي به زور و اجبار مرتضوی بوده و از خوانندگان خود به دليل چاپ چنين چرنديات و دروغهائي پوزش خواسته است.
در مطلب چهارم آن آقای خوشوقت ( مديرکل مطبوعات خارجي) کل مطالب اظهار شده از طرف مرتضوی را دروغ دانسته وادعا کرده که مرتضوی با تهديد و ارعاب ايشان متني را (سراسر دروغ) با آرم و سربرگ وزارت ارشاد برای ايرنا ارسال کرده و.....
در مطلب پنجم (قسمت نوشتار اول- مقاله "در آغاز فقط يک کلمه بود") ياشار هدائي با مثال آوردن از رگ زدن اميرکبير در حمام فين بخاطر پافشاريش بر اجرای قانون مثال ديگری نيز آورده ، ميگويد: زماني که يوسف خان مستشار الدوله به تفکر در چرائي مشکلات ايران در آن عصر ، همت گماشت دليل را فقدان "يک کلمه" يعني "قانون" ديد. معروف است که وقتي به زنجير کشيده شد کتاب " يک کلمه" را که وی تاليف کرده بود ، چنان متناوبا" بر سرش کوفتند تا ديدش مختل گشت و کورشد.البته اينکه تا چه حد نويسنده قصد داشته مشابهت اين حادثه و اين کتاب "يک کلمه" را با آن لنگه کفش کذائي (که ميگويند مرتضوی متناوبا" بر سر زهرا کاظمي کوبيد تا موجب خونريزی و مغزی و مرگش گرديد) به خواننده برساند خودش ميداند و خوانندگان..
حالا ما مانده ايم که حرف دادستان محترم (مرتضوی) را باور کنيم يا اين 4-5 نفر که مطلب نوشته اند و مرتضوی را شسته اند و در آفتاب گذاشته اند... آخر چند نفر به يک نفر؟همين کارها را ميکنيد که فردا 4 تا پرونده جديد از زير دست مرتضوی بيرون مي آيد و يکي به زنا و لواط و فساد اخلاقي ، دومي به استعمال مشروب و مواد مخدر، سومي به جاسوسي و چهارمي هم حتما" به ايستاده شاشيدن در استخر متهم ميشود و بقول هيس هويج آنجايتان ميکنند...
بگذريم...فقط جای خوشوقتيست که در غياب گل آقا و نشريات طنز روزنامه ياس نو اين وظيقه خطير را بر عهده گرفته و با تلفيق هوشمندانه مطالب خود مايه انبساط خاطر خوانندگان را فراهم آورده است.


........................................................................................

Sunday, July 20, 2003

٭ نامه 350 شخصيت سياسي، فرهنگي و دانشگاهي ايران به آيت الله خامنه اي
نگراني عميق نسبت به اوضاع خطير كنوني و وقوف به نقش مهمي كه جنابعالي مي‌توانيد در تسهيل و تسريع گذار به مردم‌سالاري ايفا كنيد، ما را برآن داشت كه برنامه‌هاي مهم و در عين حال حداقلي لازم براي استقرارمردم‌سالاري را با جنابعالي درميان گذاريم......
اينها خودشان را به خريت زده اند يا دارند ملت را رنگ ميکنند؟ بعد از اينهمه جنايت و فجايعي که مستقيما" بدستور رهبر و اعوان و عواملش در اين مملکت اتفاق افتاده باز به جناب حضرتش نامه مينويسند و التماس ميکنند؟
..................

محسن ميردامادي رييس کميسيون امنيت ملي گفت: بايد مشخص شود احيانا چه کساني تخلف داشته اند و(در مورد جريان قتل زهراکاظمي) با افراد و مسئولان متخلف برخورد شود و براي اطلاع افکار عمومي هم اعلام شود. همان طور که در قتل هاي زنجيره اي اين کار صورت گرفت.....
بله درست است. اين آقا هم مثل اينکه ديده رو پيشاني اکثريت ملت "عبدالله" نوشته شده که اينطور دری وری صادر ميکند. فرموديد چطور بايد برخورد شود؟ همانطور که در برخورد با قتلهای زنجيره ای صورت گرفت؟؟ اگر اينطور باشد که بيچاره خانواده زهرا کاظمي....آخرش همه شان جاسوس معرفي ميشوند و عوامل قتل هم تشويق ميشوند. مگر در جريان قتلهای زنجيره ای غير از اين شد؟بريد جمع کنيد بساطتان را ، در هيچ حکومتي غير از چنين افتضاح ننگيني که اسمش را حکومت اسلامي گذاشته ايد رجاله ها و اوباشي چون شما نميتوانست سربلند کند. همينش مانده که ميردامادی آدمي بخواهد حق مظلوم را از ظالم بگيرد...
......
اين را هم بخوانيد: قدرت در دست کسانی است که واژگان را می سازند
رنجنامه ها و دادنامه های ستم پیشگان و ستم دیدگان


٭ ...در مورخه 22/4/82 اعلام فرمودند که فیلترینگ وبلاگ ها از سوی این مخابرات انجام نشده بلکه مربوط به اقدام خودسرانه شرکت پارس آنلاین است. ولی متاسفانه، آنها محیط اینترنتی را با محیط عملکرد روزانه شان در قبال سرویس های غیراینترنتی (موبایل و تلفن) اشتباه گرفته اند. در محیط اینترنت جمع آوری شواهد و مستندات بسیار آسان تر و راحت تر بوده و به طبع آن لاپوشانی و کتمان حقیقت مشکل تر. شواهد فوق نشانگر اعمال فیلترینگ از سوی خود شرکت مخابرات است و مقصر جلوه دادن یک شرکت خصوصی که البته سابقه در امر فیلترینگ های خودسرانه دارد نوعی فرافکنی است.
...

توضيح وزارت پست و انداختن تقصير بسته شدن وبلاگها به گردن شرکتهای خصوصي تنها يک فريب است. وبلاگها مستقيما" از سوی مخابرات و در ساختمان ديتا فيلتر شده اند.
لينک


........................................................................................

Wednesday, July 16, 2003

٭





..............
جسد زهرا کاظمي روی دست رژيم ايران
برای کساني که در ايران زندگي ميکنند و از وضعيت برخورد امنيتيها با روزنامه نگاران ، خبر نگاران ، دانشجويان و مردم آزاده خبر دارند اين خبر تعجبي برنينگيخت. زهرا کاظمي اولين نفر نبود و آخرين نفری نيز نخواهد بود که به زهر تيغ کين اين رجاله ها به قتل رسيده است. مقامات جمهوری عزيز اسلاميمان چنين اعلام نموده اند که بدليل آنکه خانم زهرا کاظمي با گذرنامه ايراني به مملکت وارد شده بنابراين با ايشان همچون خبرنگاران ايراني برخورد شده است نه به عنوان يک خبرنگار خارجي.... وقاحت آقيايان بي حد و حساب است. چنين اعلامي بدينمعنيست که از لحاظ مسئولين جمهوری اسلامي آدم ربائي ،بازداشت و شکنجه و ضرب و جرح و حتي قتل خبرنگاران و اهالي اين خاک پرگهر (بشرط ايراني بودن) کاملا" قانوني ، قابل توجيه و مباح است. اما خبرنگار خارجي ...نه.*... خانم زهرا کاظمي هم اگر بجای گذرنامه ايراني با گذرنامه کانادائي اش وارد ايرا ن شده بود مسلما" به علت تاثيرات خاص گذرنامه های خارجي فعل و انفعالات شيميايي خاصي در بدنش توليد ميشد که اگر توی سرش زدند خونريزی مغزی نکند . اصولا" همه محققان و علمای جمهوری اسلامي معتقدند که گذرنامه خارجي جلوی سکته مغزی را ميگيرد و در رفع خطر اراذل و اوباش صاحب منصب و رجاله های امنيتي بسيار موثر و بازدارنده است. روباه پير حکومت (فريبا خاتمي ) نيز از يکطرف 4 تا وزير را به خط ميکند تا به دنبال دلايل توجيه اين قتل باشند و از طرف ديگر دستور دفن مخفيانه جسد را ميدهد تا يکوقت دولت کانادا با کالبد شکافي نتواند سند جنايت رژيم اسلامي را در دنيا اعلام کند. دستور برخورد قانوني با عوامل اين خادثه تلخ راهم صادر فرموده اند. زرشک.... ملت هنوز آنقدرها کم حافظه نشده جناب خاتمي.... نتيجه پيگيريهای شما را در جريان قتلهای زنجيره ای و حادثه کوی دانشگاه و و و و و را به ياد دارند که در تمام آنها ملت محکوم شدند و قاتلين براحتي آزاد شدند. خالا اين يکي هم مثل بقيه....4000 نفر را در سال 67 کشتيد هيچ کس تخمتان را هم نخورد. 300 نفر در جريان قتلهای زنجيره ای کشته شدند. قاتلين هم مشخص شدند (البته عوامل جزء نه آمرين) يک مدتي الکي سرو صدا کردند و آخر هم بخوبي و خوشي همه قاتلين آزاد شدند تا به اطاعت امر ولي فقيه بپردازند و بابت قتلهايي که در خارج از ساعت اداری انجام داده اند اضافه کار بگيرند يا اگر 4 تا کارد بيشتر زده اند و قرباني را زجر کش کرده اند ترفيع و پاداش بگيرند.در چنين شرايطي درفشانيهای رئيس جمهور محترم از طنز و شوخي گذشته است و بيشتر به وقاحت ميماند.
نمونه اش جريان اختصاص درصد مهمي از قيمت خودروها به نهاد رهبری و دفتر رياست جمهوری که بامداد عزيز يادآوری کرده بود و آقايان به راحتي منکرش شدند.24 سال است دارند اين هزينه اضافي را بر ملت تحميل ميکنند و تا بحال هم قبول داشتند که چنين عملي بصورت قانوني انجام ميشود ولي يکشبه انکارش کردند و با يک اطلاعيه از دفتر رهبری منکر اصل قضيه شدند. ديوار حاشا بلند است. دروغ هم که حناق نيست گلويشان را بگيرد و خفه شان کند. تازه از لحاظ اسلام دروغ با چسباندن کلاه شرعي دروغ مصلحت آميز نه تنها حلال و مباح بلکه کاملا" ضروری و از اوجب واجبات است.




........................................................................................

Saturday, July 12, 2003

٭ از روز سه شنبه وبلاگها رو هم بستند. البته از همون طريقي که در پست قبلي نوشتم ميشه به وبلاگها دسترسي پيدا کرد. نيما که در سايت گردون نسبت به بسته شدن وبلاگها اعتراض کرده بود و Message Board هم گذاشته بود از امروز سايت گردون را تعطيل موقت کرد (بازسازی سايت) البته اينکه واقعا" موضوع بازسازی سايت بوده يا چيز ديگه درآينده مشخص خواهد شد..
کتاب وبلاگستان هم توقيف شد.
حتي سايت حسين درخشان را هم بستند.
18 تير روهم ديدين چکارکردن و ابراهيم نبوی به طنز دراين مورد توضيح داده.
هرکدوم از دوستان که سايت شخصي داره لطف کنه و اين آدرس رو اعلام کنه تا ساير دوستان هم بتونن ازينطريق از سد سانسور و فيلتر بگذرند و به وبلاگها دسترسي پيدا کنند.




........................................................................................

Wednesday, July 09, 2003

٭
گذشتن از فيلتر اينترنت
.............
يه بنده خدائي زحمت کشيده و لينک تعدادی از سايتهای فيلترشکن رو در اين صفحه قرار داده. من چند تاشو امتحان کردم و خوب کار ميکنه. پس اگر خواستيد به صفحه ای برين که شامل الطاف مميزين و سانسورچيان جمهوری اسلامي قرار گرفته ميتونيد از اين مسير يه بيلاخ اساسي به آقايون نشون بدين.
http://www.space.net.au/~thomas/quickbrowse.html


٭ از پريروز اقدامات امنيتي شديدی در تمامي ساختمانهای دولتي و حساس شروع شده است.همه جا آماده باش اعلام شده و رژيم از ترس شورش ملت ايران دست به انواع شيوه های رواني ، تبليغاتي و حفاظتي زده است.مقامات رژيم اسلامي چنان رفتار ميکنند که انگار انتظار حمله يک دولت خارجي و مقتدر را به اساس و بنيان نظام دارند نه تجمع و اعتراض به حق ملت ايران را...از چند هفته قبل در جريان تجمعات دانشجويان ( با تحريک عمديشان توسط انتشار خبر خصوصي سازی دانشگاه) افرادی که به نحوی ميتوانستند در 18 تير امسال در هدايت اعتراضات موثر واقع گردند بازداشت شده اند . تلفنهای تهديد آميز ، آدم ربائي و ارعاب و مضروب نمودن اشخاص توسط نيروهای بظاهر لباس شخصي ،گم شدن اشخاص و عدم اعلام نام افراد بازداشت شده ، تحت فشار قرار دادن بعضي از شخصيتها با تهديد به پرونده سازی و رو کردن مسائل خصوصي افراد و پاپوش دوختن برای آنها تنها جزئي کوچک از فعاليتهای عوامل سرسپرده رژيم در جهت خنثي سازی شورش احتمالي ملت مي باشد. اين تهديدات و اقدامات احتياطي حتي دامنگير بعضي از نمايندگان مجلس نيز (با وجود مصونيت پارلماني) شده است. عوامل سازمان اطلاعات همه در حال آماده باش بسر ميبرند و با حضور دائم در خيابانها و ميادين بصورت مخفي تمام حرکتهای ملت را زير نظر دارند.برای اينکار حتي همه ذخيره ها نيز به خدمت احضار شده اند و پادو ها و خبرچينها و کارمندان جزء وزارت اطلاعات نيز بکار گرفته شده اند.نفرات مراقب دوربينهای کنترل ترافيک ؟!! افزايش يافته اند و بعضا" نفرات جديدی بجای افراد قبلي جايگزين شده اند. کنترل خطوط تلفن (بر خلاف نص صريح قانون اساسي) افزايش يافته و با تجهيزات جديدی که از شرکت اريکسون خريده اند امکان رديابي و شنود تلفنهای موبايل را نيز بدست آورده اند. از چندين هفته پيش با احضار سياهي لشگرها و گردآوری آنها در قالب مانور بسيج ، تور شمال ، تور کوهنوردی و غيره آموزشهای لازم به آنها برای مقابله با شورش احتمالي ملت داده شده است. در بعضي از مساجد تهران و مدارس و خانه های امن دائما" جلسات لباس شخصيها و موتورسواران حزب الله (عمله عذاب جهنم جمهوری اسلامي) بطور مرتب تشکيل ميشود و همه وابستگان به رژيم بسيج شده اند تا بهرصورتي که ميتوانند خطر را از کيان نظام اسلامي و بيضه اسلام ؟؟!! دور کنند.
از چند هفته قبل از يکطرف برنامه های صدا و سيما 180 درجه تغيير جهت داده و بجای گريه و زاری هميشگي برنامه های طنز افزايش يافته اند.هرشب فيلم سينمائي ...مسابقه و سرگرمي ...رقص و آواز و ...برنامه هائي که اگر آرم صدا و سيما در گوشه شان نبود شک ميکرديم که نکند بجای صدا و سيمای لاريجاني ماهواره را روشن کرده ايم ويکي از تلويزيون های لس آنجلسي روی آنتن است.
تذکر گروه های امر به معروف و نهي از منکر ، بلوای مانتوهای کوتاه و تنگ و بدحجابي و .... کاهش پيدا کرده و مدتيست که از اين لحاظ فشارها کم شده که البته موقتيست و به محض برآورده شدن انتظارات رژيم ، اعمال فشار های اجتماعي بر مردم دوباره آغاز خواهد شد. به قيمت افزايش سوبسيد و تحت فشار قرار دادن بازار قيمتها کاهش پيدا کرده تا عامل فشار اقتصادی بر مردم کمرنگ تر شود . (بهمن 57 هم شاه يک مدت همينکار را کرده بود تا زمان بخرد ، ولي نشد)البته بايد توجه داشت که همه اين اقدامات بظاهر مثبت تنها چند هفته ادامه خواهد يافت و بعد از رفع خطر و راحت شدن خيال آقايان بازهم آش همان آش است و کاسه همان کاسه ...( چون سرقفلي بازار مال آقايان و آقازاده هاست و همين کاهش قيمتي را که ميبينيد بعد از خوابيدن سروصدا ها با سودش چندبرابر از ملت ميگيرند)
از ديروز کاروان شهدا به راه افتاده و تبليفات وسيعي در رسانه ها برای برنامه يک هفته ای تجمعات دولتي حمايت از رهبری ، تجليل از شهدا و خيمه شب بازيهای ديگر مرسوم در بلاد اسلامي براه افتاده است. ( روزی ششصد بار تبليغش را در تلويزيون پخش ميکنندو از عموم ملت مسلمان و شهيد پرور دعوت ميکنند که در اين مراسم شرکت کنند) . قوه قضائيه بر طبق دستور رهبر مبني بر برخورد بيرحمانه با مردم چند روزيست اطلاعيه های غلاظ و شداد در مورد برخورد قانوني ؟؟!! با آشوبگران و عوامل بحران (شما بخوانيد ملت ايران) پخش ميکند و آنها را پيشاپيش از جرم نکرده ميترساند و بر حذر ميدارد.
قسمت اخبار صدا و سيما فعال شده و با پخش دقيق اخبار از اقصي نقاط جهان (البته اخبار پاستوريزه و فيلتر شده) از کوچکترين نکته ای که بتواند مورد توجه ملت قرار گيرد غافل نميشوند .اين چند روزه مردم در کمال تعجب شاهد بزرگنمائي و سوء استفاده صدا و سيما از جريان دوقلوهای به هم چسبيده ايراني بودند ، گزارش لحظه به لحظه وضعيت آنها و اختصاص بخش مهمي از اخبار صدا و سيما به جريان عمل جراحي آنها برای بينندگان شگفت آور بود. آش آنقدر شور بود که حتي والدين لاله و لادن نيز از سوء استفاده آقايان به خشم آمدند و به اين عمل اعتراض نمودند. حال هم با درگذشت دوقلوها در جريان عمليات جداسازی مقام های مختلف مملکتي پيام تسليت رد و بدل ميکنند و روباه پير نظام خاتمي اشک تمساح ميريزد و در صدد هستند که حتي از مرگ اين عزيزان نيز بهره برداری و سوء استفاده کنند. در مرگ (قتل) بيش از 4000 نفر از فرزندان اين مملکت در زندانهای رژيم اسلامي ، قتل بيش از 300 نفر در جريان قتلهای زنجيره ای کسي از آقايان اشکي نريخت و حتي خبری هم در رسانه های وابسته به رژيم منتشر نشد.
با امتياز دهي به آمريکا و مذاکراتي که با جک آسترا داشتند حتي مقامات آمريکائي هم تحت تاثير قرار گرفته اند و اظهار و نظرهای ضد و نقيضي درمورد رژيم ايران اين چند هفته از سوی آمريکائيها ميشنويم. نغمه ها ی دوستي بگوش ميرسد و حتي در تازه ترين اظهار نظر مقامات آمريکائي ميشنويم که (جل الخالق) فرموده اند: در اين شکي نيست که رژيم ايران رژيمي مردم سالار است؟؟؟!!!البته جای تعجب نيست چون امپرياليست آمريکا هميشه به دنبال منافع کشورش بوده (کدام کشور به دنبال منافع خودش نيست؟) دلش برای ملت ايران نسوخته ، و تا وقتي که منافعش توسط مسئولين نظام اسلامي تامين شود دست به ترکيبشان نخواهد زد.
عمليات اصلي سرکوب ملت در راه است. بعد از 18 تير و وقتي که کمي سرو صدا ها بخوابد (اگر بخوابد) بايد منتظر دستگيريهای گسترده ، برنامه های دنباله دار هويت و فعاليت هويت سازان در ساخت مصاحبه های پيش ساخته و تحت فشار شکنجه های جسمي و رواني با دستگير شدگان بود. رژيم اسلامي همواره در شرايط بحراني از اين سياست شل کن ، سفت کن بهره ها برده و نتيجه گرفته است.
................................................


٭ يکي از دوستان توسط ايميل پيشنهاد داده بود بجای لغت فريبا خاتمي و غيره برای جناب رئيس جمهور از نام سيد محمد پيرپکاجکي استفاده شود و استدلالش هم اين بود که چون ايشان در خالي بندی چيزی از بهروز پيرپکاجکي در سريال زير آسمان شهر کم ندارند ، اين نام زيبنده ايشان خواهد بود.
..............................................
چند پيشنهاد به برنامه ريزان تبليغاتي رژيم جهت گرم کردن سر ملت در اين وضعيت بحراني :

1- ميشود يک بمبي چيزی زير گسل ها ترکاند تا يکجائي زلزله بيايد و عده ای از مردم زير آوار بمانند و مدتي با اعلام همياری و تقاضای کمک های مردمي و غيره ملت مشغول شوند.
2- يک سوراخي ، ترکي اگر دريکي از سدهای بنا شده توسط سردار سازندگي ايجاد شود و متعاقب آن سيل و ....بقيه اش مطابق مورد 1 عمل شود. البته بايد دقت داشت که هرچه پطرس مطرس هست قبلا" از آن دور ور جمع کنند که يکوقت نکند پطرس قهرماني پيدا شود و انگشتش را داخل سوراخ سد کند و نقشه هايشان بهم بخورد.
3- بدنيست اگر با به درک واصل کردن يکي از دايناسورهای پير و از کارافتاده حوزه علميه چند روزی عزای عمومي اعلام کنند وسر ملت را گرم کنند. کافيست کمي جيوه به ترياک مصرفي طرف اضافه کنند تا بي سرو صدا کلکش کنده شود.
4- در رابطه با پيشنهاد شماره3 طرف مربوطه ميتواند حتي شخصيتي مثل آيت الله منتظری باشد که از خيلي وقت پيش با اعلام اينکه مريض است و وضعيت جسمانيش خراب است زمينه برای مرگ قريب الوقوعش آماده شده است. البته در اين مورد خاص مسلما" عزای عمومي اعلام نخواهد شد ولي برای گرم کردن سر مردم کافيست.
5- برای روز 18 تير و يکي دو روز بعدش طبق تجربيات قبلي قطع کامل موبايلها توصيه ميشود. قرار نيست که همه مردم امکان استفاده از خطوط بي سيم و خبررساني را داشته باشند. همان لباس شخصيها که بي سيم دارند کافيست. تازه غير بيسيم خيلي چيزهای ديگر هم دارند مثلا" کلت ،نانچکا ، قمه ، زنجير که در راه رسيدن به مردمسالاری (از نوع ديني اش) و هدايت خلق خدا به بهشت اجباری ادعائي حکومت اسلامي از اهم واجبات و بسيار کارساز و موثر ميباشند.
6- قطع کامل خطوط ديتا و اينترنت ( و اگر شد حتي تلفنهای ثابت)نيز در اين چند روزه توصيه ميگردد چون بعضي از اجانب و وطن فروشان و اراذل و اوباش (بخوانيد مردم ايران) ممکن است در غياب موبايل سعي کنند توسط اينترنت اخبار شورشهای مردمي را منتشر کنند و بيضه اسلام در خطر بيفتد. فعلا" قطعش کنيد بعدا" بهانه جور ميشود. آن دفعه زلزله الجزاير را بهانه کرديد و با خيال راحت فيلتر نصب کرديد اينبار مثلا" ميتوانيد به گردن صاعقه در بورکينا فاسو يا اصلا" گوزيدن يک فروند شترمرغ در زلاند نو بيندازيد.کي به کيه؟
7- مدتيست که وضع مجاهدين خراب است و آواره شده اند وگرنه ميشد به بهانه مجاهدين چند تا خمپاره دور و بر تهران ترکاند و مسئوليتش را به گردن آنها انداخت. آنها هم آنقدر الاغ هستند که فوری به خودشان گرفته و با افتخار مسئوليت انفجارها را بر عهده بگيرند.
8- از همان شيوه اخبار قلابي و تحريک کننده مثل خصوصي سازی دانشگاهها بهره برداری کنند و دوباره مثلا" مسئله صيغه يا تاسيس خانه های عفاف و يا پرونده بازجويان متهمين قتلهای زنجيره ای يا بازجويان بازجويان بازجويان(به توان ان ام) زنجيره ای (هرچند که ميگويند دور وتسلسل باطل است) و غيره را مطرح کنند تا باز مدتي مردم مشغول شوند. البته بايد خبر جوری باشد که روی فلان شنونده از تعجب شنبليله سبز شود . بعدش ميشود به همان شيوه معهود، بازی کي بود ، کي بود ، من نبودم را اجرا کرد و از اصل منکر قضيه شد.
9- در زمينه ورود مواد مخدر و گسترش اعتياد کمي بيشتر فعاليت کنند و اينقدر بخيل نباشند که فقط رهبر مملکت (و اعوان و انصارش) آزاد باشد شيره ترياک ناب استعمال و در سخنرانيها دائم دماغش را بخاراند.البته فعاليتهای مسئولان رژيم جمهوری عزيز اسلامي در اين زمينه شايان تقدير است و تابحال توانسته اند آمار اعتياد را تا حد زيادی بخصوص در بين نسل جوان بالا ببرند، اما کافي نيست...اصلح است که تعداد ساقيها در پارکها و مدارس و دانشگاهها را زياد کنند. قيمت جنس را پايين بياورند تا دانشجو بتواند با همان کمک هزينه اندکش هم براحتي و بدون فشار اقتصادی معتاد شود و بجای تجمع و تظاهرات و شلوغبازی ودردسر درست کردن ، در خوابگاه چرت بزند يا گوشه جوی خيابان دراز شود...اشتباه شاه سابق ملعون را تکرار نکنند که ميگفت : شاه مملکتي که مردمش معتاد و مفنگي باشند بودن افتخار نيست... هرچه باشد رهبر ملتي مفنگي بودن بهتر از اصلا" رهبر نبودن است.
10- با بزرگنمائي خطر قريب الوقوع حمله نيروهای آمريکائي به تهران ، حس ناسيوناليستي و وطندوستي ملت ايران را تحريک کنند تا حدی که ديگ غيرتشان بجوش بيايد و اعلام کنند زندگي در زير ستم ملايان را به تسلط بيگانه بر خاک ايران ترجيح ميدهند و غيره.... البته بايد دقت داشت که ازين به بعد جک آسترا و امثالهم اينقدر مثل آب اماله رفت و آمد نکنند يا اگر هم آمدند جوری يواشکي بيايند و بروند که ملت بو نبرد.
11- ملت خسته شدند از بس الکل گندم از داروخانه خريدند و به زور ماالشعير و دلستر خوردند.حالشان بهم خورد از اينهمه مشروبات قوطي تقلبي که در بازار ريخته اند .همه هم که خاچيک و وارطان و موسيو را نميشناسند که بتوانند مشروب دست ساز اعلا تهيه کنند.... بد نيست کنياک و ودکا و ساير مشروبات صادراتي جمهوری اسلامي را هم در دسترس ملت قرار دهند، ديسکو ها . کاباره ها را باز کنند و شهرنو را دوباره فعال کنند.در کلوپهای ويدئو نوارهای پورنو کرايه دهند تا هرکس که نداند خيال کند اينجا بهشت برين است و بدينوسيله مشت محکمي به دهان ياوه گوياني که رژيم ايران را ارتجاعي و دگم معرفي ميکنند زده شود. مشت محکم زدن هم که کاری ندارد از خميني کبير به ارث رسيده و آقايان در بکارگيری آن استادند.
شوخي تلخي ست ولي مطمئن باشيد که آقايان اگر مجبور شوند اسلامشان را دم کوزه خواهند گذاشت و همه اين کارها را هم با طيب خاطر انجام ميدهند تا بر سر قدرت بمانند.
12- يکی از همين رجاله هائي که در آب نمک خوابانده اند مثل گنجي ، شعله سعدی ، طبرزدی ، عبدی ، سازگارا .....اينها ...را سرکار بياورند شايد عرضه اش را داشته باشد که مثل خاتمي (دو دوره نشد لااقل يک دوره) سر مردم را با حرفهای بودار زدن و داعيه اصلاح طلبي گرم کند و برای رژيم زمان بخرد.
13-در وضعيت آخر، اگر هيچيک از اين حقه ها نگرفت و راه بجائي نبرد ميتوانند سيد علي گدا(جناب رهبر معظم )را دوباره پشت تلويزيون بياورند تا کمي گريه کند و از جريحه دار شدن قلبش صحبت کند و يا اينکه مثل شاه قبلي قبل از خامنه ای و خميني(همان محمدرضا پهلوی ) بگويد ای مردم ، صدای انقلاب شما را شنيدم ...يا مثلا" کمي از آن جام زهر کذائي و سر کشيدن آن صحبت کند و.. در خاتمه کليه مسئوليتها را به ولايتعهد ، يعني ببخشيد ، منظور همان رئيس هيئت تشخيص مصلحت نظام ، عاليجناب خاکستری، جناب اکبر شاه بهرماني بسپارد و خودش مثلا" برود حوزه تدريس کند و بي دردسر ترياکش را بکشد.
14- به عنوان آخرين راه حل، پيشنهاد ميشود که آقايان آخوندها عبا و عمامه شان را دربياورند و رسما" اعلام کنند که حکومت ايران ديگر جمهوری اسلامي نيست و مثلا" جمهوری دمکراتيک است و ...يا حکومتي لائيک است. البته چون قبلا" لباسشان را درآورده اند ميتوانند کراوات هم بزنند و دست به ترکيب پستها و منصبها نخورد و سرکارشان بمانند . مثلا" تصور کنيد رفسنجاني با کت و شلوار و کراوات يا مثلا" سيد علي گدا که بجای چفيه به گردنش پاپيون بسته ويا جناب حسني با چنين هيئتي سوار بر تراکتور......(خر همان خر باشد فقط پالانش عوض شود) يک خورده هم آزادی های نيم بند اجتماعي به مردم بدهند (آزادی سياسي سرشان را بخورد) و الکي به ملت گيرندهند. آنوقت ميتوانند با خيال راحت سالها حکومت کنند و از ملت سواری بگيرند.


........................................................................................

Tuesday, July 08, 2003

٭ اين مرتيکه با اين طرز صحبت کردنش دارد ملت را مسخره ميکند يا خودش را؟ اصلاح طلبان عزيز کلاهشان را بالاتر بگذارند که رئيس جمهور محبوب با کمال وقاحت و پرروئي چنين درفشاني ميکنند که : مردم اگر ما را نميخواهند با راههای مسالمت آميز اعلام کنند و ما هم ميپذيريم و...الخ
آقاجان ملت ايران به 1001 زبان گفتند که شما را نميخواهند با مسالمت گفتند بي مسالمت گفتند خواهش کردند تقاضا کردند نامه سرگشاده نوشتند با فحش و ناسزا گفتند با تظاهرات و تجمع گفتند هنوز شما دنبال سنگ پا در حمام ميگرديد؟يک نگاهي به آق دائي گرامي بکنيد تا آنرا مشاهده کنيد. آخوند جماعت منافعش که اقتضا کند از بيخ عرب ميشود و خودش را به نفهمي ميزند. حالا کار اين آقاست که بعد از 7 سال فريب ملت ايران تازه دارد چهره واقعيش را نشان ميدهد و بدتر ازآن اينکه با چنين سخناني ملت ايران را به تمسخر ميگيرد.
......................
از امروز قرار است کاروانهای حمل صندوق خالي (همان شهدای سابق) در خيابانها به نمايش گذاشته شود و سپس در دانشگاه تهران قرار داده شوند تا در 18 تير اگر ملت (به زعم آقايان) پايشان را از گليمشان درازتر کردند بتوان با سوء استفاده از حرمت شهدا و پيراهن عثمان کردن صندوق خالي ها به برخورد بيرحمانه با مردم (به فرمان سيد هلي ره بر) بپردازند. اين شيوه های نخ نما و پوسيده بارها توسط رژيم اعمال شده و هربار با تکرار آن شاهد کمرنگ شدن تاثيرات رواني آن و بي اعتنائي ملت بوده اند. تا کي ميتوانند ادامه دهند؟ از امروز در دانشگاه مراسم دارند و چند تا از رجاله ها مثل صادق آهنگران، كويتي‌پور و حسين سازور را هم دعوت کرده اند که با شالتاق کردن و تحريک احساسات مستعمين فضائي تهديدآميز در محوطه دانشگاه بوجود آورند تا دانشجويان حساب کارشان را بکنند . مثل پارسال حتما" با محاصره خيابانهای اطراف دانشگاه و کوی دانشگاه قرار است از پيوستن مردم به دانشجويان جلوگيری شود و ....الخ
اين چند روزه کلي بايد اضافه کاری و پاداش به لباس شخصيها ،يِقه سفيدهای بي سيم بدست و بقيه عواملشان بدهند تا از خطرات 18 تير به زعم خودشان بکاهند. البته مهم نيست. رژيمي که تاريخ مصرفش تمام شود با اين اقدامات که هيچ حتي اگر علنا" مردم را در خيابانها به رگبار هم ببندد قادر به حفظ و بقاء خود نخواهد بود. کاش آنقدر شعور در سر داشتند که از تاريخ درس بگيرند و اشتباهات اسلافشان را تکرار نکنند.
============
...........دانشجويان پيروزی بزرگی به دست آوردند و آن، افشای چهره فريبکارانه کسانی است که شش سال بدون خستگی از ضرورت اجرای قوانين دم زدند و اکنون خود در زمره بزرگترين ناقضان قانون قرار گرفته اند. قانون اساسی جمهوری اسلامی اجتماعات مسالمت آميز و بدون حمل سلاح را آزاد اعلام کرده و برای برگزاری چنين اجتماعاتی اصولا نياز به کسب اجازه از مقام و نهادی نيست. حکومت ايران ابتدا بر اين اصل قانونی تبصره ای زده و حق مردم ايران در برگزاری اجتماعات مسالمت آميز را منوط به کسب اجازه از دولت کرد و سپس از اين تبصره در جهت نقض پياپی حق اجتماعات استفاده نمود. از تير ماه سال 1378 تا به امروز، يعنی درست چهار سال تمام، حتی اجازه برگزاری يک اجتماع به صورت رسمی و قانونی به هيچ يک از گروه های اجتماعی و سياسی داده نشده است و هر اقدامی در جهت استفاده از اين حق ابتدايی، به بهانه غيرقانونی بودن سرکوب گرديده است.
استدلالاتی که در جهت نفی اين حق دموکراتيک در جامعه ما به کار گرفته شده و می شود، چندان مهم نيست. دشمنان آزادی در همه جای دنيا، استدلالات و دلايلی برای نقض حقوق دموکراتيک مردم در آستين دارند که هر گاه لازم تشخيص دادند، اين استدلالات را بيرون می آورند، استدلالاتی که به طرزی عجيب در همه جای اين دنيا به هم شبيه است. «شرایط حساس»، «به خطر افتادن امنيت ملی»، «سوءاستفاده عوامل بيگانه» و يکی دو توجيه ديگر، مجموعه استدلالات دولت های ناقض آزادی برای جلوگيری از اجتماعات مردمی است.
ادامه مقاله


........................................................................................

Monday, July 07, 2003

٭ پروتکل الحاقي: شمشير داموکلس آمريکا برفرازرژيم جمهوری اسلامي ايران
خلبان کور ميگويد:می‌خاهد آژانسِ بین‌المللیِ انرژیِ اتمی سازمانی مستقل باشد یا وابسته به آمریکا، یا این قراداد را تعدادِ زیادی کشور امضا کرده باشند، فرقی نمی‌کند در هر حال امضایِ آن بدین معناست که بازرسانِ آژانس ـ که طیِ بیش از ده سال بازرسیِ تاسیساتِ عراق اثبات شد برخی ازیشان مزدورِ آمریکا هستند ـ بناگاه واردِ کشور شوند و مستقیم به سمتِ خانه‌یِ ره‌بر بروند و زیرِ تختِ او را هم بگردند و احدی را توانِ آن نخاهد بود که ایشان را از خاستِ خود بازدارد. ممکن است برایِ کسانی که از شدتِ کینه نسبت به ج.ا همه چیز را فراموش کرده‌اند از هر شکستِ ج.ا خوش‌شان بیآید اما در هر حال این قرارداد جز خیانتِ ملی معنایی نمی‌دهد.
سناريوی آمريکا برای بهره کشي از رژيم ملايان کامل است. رهبران جمهوری اسلامي چاره ای جز آنچه در پيش پايشان گذاشته شده ندارند. يا به قبول پروتکل تن در ميدهند که با باز شدن راه بازرسان به ايران و رفت و آمد قانوني جاسوسان آمريکا سرنوشتي همچون رژيم صدام در انتظارشان خواهد بود و اگر هم قبول نکنند آمريکا با حربه برنده حمايت جهاني (بدليل عدم پذيرش ايران) تا جائي که (فقط تا جائي که) بتواند از آقايان کولي بگيرد و با تهديد مدام از آنها امتياز بگيرد حق ماندن دارند.
البته همانطور که فيلسوف وبلاگشهر ميگويد:تا به حال تنها حدودِ سی کشور آن را امضا کرده‌اند و هیچ دلیلی ندارد ج.ا هم به آن تن بدهد. مگر از ترسِ سقوط و با توسل به «احکامِ ثانویه» استقلالِ کشور را به بقایِ خود بفروشند که البته روحانیت در مشروعیت بخشی به چنین اموری تبحر دارد. به‌راستی که قبایِ فروشِ استقلالِ ملی برایِ حفظِ اسلام جز بر قامتِ ولایتِ فقیه زیبنده نیست.


........................................................................................

Saturday, July 05, 2003

٭ از وبلاگ قاب شيشه ای:
گر بدين سان زيست بايد پست ...

ياشا رو گرفتن ....!من يه چيزهايي شنيده بودم اما الان ديگه مطمئنم كه گرفتندش ....!
حالم به هم مي خوره از هر چي سياسته .... اه ...!
چرا هيچكسي هيچ كاري نمي كنه ....؟!
چون اين ياشا هستش و سينا مطلبي نيست ...؟!
چون زن وبلاگنويس نداره كه هر روز براش بنويسه و دنيا رو خبر كنه ....؟!
چون رفيقي مث حسين درخشان نداره تا سنگش رو به سينه بزنه .....؟!
چون حامي اي مثل ابراهيم نبوي نداره تا برايش بنويسد و نامه به خاتمي بده و درخواست كمك كنه ...؟!
چون دانشجوه ...؟!
چرا هيچكسي بنر نمي زنه بالاي وبلاگش كه ياشا را آزاد كنيد ... ؟!
مي دونم چرا ....!
چون ياشا هنوز توسط کسی اينقدر بزرگ نشده ... چون كسي دستگيريش رو تو بوق و كرنا نكرده ... آره ...؟!
هزاران هزار ياشاي ديگه رو هم گرفتن ...!
اما هيچكدوم از اونها نه حامي اي دارند و نه كسي كه سنگشون رو به سينه بزنه ...!
مطلبي ها دستگير مي شوند ، معروف مي شوند ، آزاد مي شوند ، معروف تر مي شوند و اما ياشاها :
دستگير مي شوند ، عذاب مي كشند ، از ياد مي روند ، از ياد مي روند ، از ياد مي روند ....


گر بدين سان زيست بايد پاك
من چه ناپاكم اگر ننشانم از ايمان خود چون كوه
يادگاري جاودانه بر تراز بي بقاي خاك !
گر بدين سان زيست بايد ، پست
من چه بي شرمم اگر فانوس عمرم را به رسوايي نياويزم
بر بلند كاج خشك كوچه ي بن بست .

=====================
از نويسنده محترم وبلاگ قاب شيشه ای و ساير دوستان ياشا خواهشمندم اگر خبری در اين مورد دارند منتشر کنند.






٭ روزنامه نگار ايراني پيمان پاک مهر پس ازضرب و شتم توسط افراد مسلح لباس شخصي ربوده شد
خاک بر سر حکومتي که از بازداشت قانوني افراد ملتش عاجز باشد و برای دستگيری آنها ناچار از شيوه های آدم ربائي استفاده ميکند. چنين حکومتي پايدار خواهد ماند؟
.................
حيدر، حيدر،حيدر....حزب الله، ماشاالله، حزب الله ماشاالله، فدائيان رهبر.....
اين اراذل و اوباش عربده کش ميخواهند نظام را نگهدارند و رژيم جمهوری اسلامي را حفظ کنند؟ پيروان راستين اسلام ناب محمدی همين هايند؟ علما و مجتهدين شرع انور بايد کلاهشان را بالاتر بگذارند با اين پيروانشان...


........................................................................................

Tuesday, July 01, 2003

٭ تلاشهايی برای آزادی دانشجويان بازداشت شده صورت می گيرد اما کسی از بازداشت شدگان غيردانشجو سخنی نمی گويد...بنابر گفته دادستان کل ايران،
تعداد بازداشت شدگان غيردانشجو بيش از هزار و دويست نفر است و بر خلاف دانشجويان،
هيچيک از مسئولان تاکنون خبری از تحويل اين افراد به وزارت اطلاعات نداده است.
در چنين شرايطی گمان می رود مراجع قضايی و امنيتی ايران به نوعی درصدد جداسازی
دانشجويان و غيردانشجويان دستگير شده در حوادث اخير تهران و برخوردهای جداگانه با آنان باشند.
دادستان تهران از اين افراد با عنوان "عده ای اراذل و اوباش و شرابخوار" نام برده و رئيس مجمع تشخيص مصلحت ايران آنان را "سوسول" خوانده است...
.محمد يزدی رئيس پيشين قوه قضاييه ايران در خطبه های نمازجمعه تهران
افرادی را که از ايشان با عنوان اغتشاشگر نام برده،
محارب دانسته است.محارب بنابر قوانين ايران کسی است که برای ايجاد رعب و وحشت و سلب آزادی و امنيت مردم دست به اسلحه ببرد و دادگاههای ايران
می توانند برای فردی که او را محارب بشناسند، حکم اعدام صادر کنند

Link



........................................................................................

Home