[نت پد ايراني]


           
Java (J)  JavaScript (JS)  Cookies (C)  Active X (AX)



Monday, June 30, 2003

٭ پدرم تعريف ميکرد که درآن سالها...سال 57 آنگاه که کار به نهايت رسيده بود و هيچ چاره ای برای نجات رژيم پهلوی نبود اقدامات تبليغي گسترده ای در راديو تلويزيون ملي ايران (صدا و سيمای لاريجاني فعلي) صورت ميگرفت تا به بينندگان اينچنين القاء کند که ايران مهد آزادی و دمکراسي ست و ملت آزادند که آنچه دل تنگشان ميخواهد بگويند. از جمله برنامه طنز " شو مهندس بيلي" که درآن صحبت از فضای باز سياسي ميشد و(پدرم ميگفت مهندس بيلي بادبادک هوا ميکرد و ميخواست جهت باد را بفهمد تا در اين فضای باز سياسي !!؟؟ راه درست و سودآورتر را انتخاب کند)انتقادات بحق مردم از حکومت در قالب برنامه های طنز عنوان ميشد. برنامه ديشب طنز شبکه دو (بانکي ها) درست همين مسير را تعقيب ميکرد. بعد از چند گوشه و کنايه به مسائل اجتماعي و عنوان کردن اين موضوع که : هيچ کس سر جای خودش نيست.....استاد دانشگاه راننده تاکسي شده و.... تازه امير جعفری به بينندگان بشارت ميداد که: حالا صبر کنيد خيلي چيزها مونده که بايد گفته شودو.....غيره....
تشابهات بين اقدامات اخير رژيم جمهوری اسلامي و رژيم پهلوی انکار ناپذير است. بايد از گذشتگان درس گرفت و از تاريخ عبرت...
ميگويند رهبر تصميم دارد با اعدام چندتن از دانشجويان از بقيه ملت زهر چشم بگيرد. شاه هم بيژن جزني ها و گلسرخي ها را اعدام کرد ، فدائيان و مجاهدين را به دادگاههای فرمايشي کشيدو از انواع مصاحبه های نمونه سيامک پورزند و علي افشاری بارها در تلويزيون ملي پخش کرد . آخرش چه شد؟ اين احمقها حتي اينقدر فهم و شعور ندارند که از تاريخ درس بگيرند.....
اما اگر رژيم پهلوی با اينگونه تمهيدات توانست بقاء سلطنت را تامين کند، اينها هم ميتوانند..


........................................................................................

Sunday, June 29, 2003

٭ دوست عزيز مينا ... در جواب سوالي که پرسيده بودی که اگر اينها بروند پس چه کسي بيايد...
جواب اين پرسش را از ملتي بپرس که امروز حتي راضي شده اند برای رهائي از چنگال حکومت ديکتاتوری ملاها برای آمريکا فرش قرمز پهن کنند. فکر ميکني چند درصد ملت ايران وقتي که در سال 57 شاه را بيرون ميکردند به خميني بعنوان ديکتاتور آينده ايران مي انديشيدند؟اصلا" چند درصد ملت خميني را ميشناختند؟
حکومت جمهوری اسلامي از اولين سالهای به قدرت رسيدن دست به حذف فيزيکي آلترناتيوها زد. تمام کساني که اسم و رسمي در ميان ملت داشتند و امکان داشت در جکومت بعدی ايران بعنوان آلترناتيو مطرح شوند توسط عوامل رژيم از ميان برداشته شدند. قتل فروهرها و قتلهای زنجيره ای داخل ايران و ترورهای خارج از کشور (بختيارو...) در راستای همين سياست شوم اجرا گرديد. نظام جمهوری اسلامي حتي پا را از اين فراتر نهاده و با خلق انقلابيون تقلبي همچون سازگارا و گنجي وشعله سعدی وطبرزدی و...و.. ..و در آب نمک خواباندن آنها در صدد است که حتي درصورتي که ناچار شد زير فشار مردم حکومت را رها کند زمام اختيار را بدست اين اشخاص بدهد تا بدينوسيله اساس و بنيان نظام را حفظ نمايد.حسابشان هم تا حدی صحيح است. همانگونه که خاتمي (فريبا خاتمي رئيس جمهور محبوب) شش سال تمام توانست ملت را با وعده و وعيد و دروغ اصلاحات فريب دهد ، اميد دارند که به ضرب سکه های قلب خود مدتي ديگر نيز سرنگوني رژيم را به تعويق بيندازند. اما آنجا حسابها غلط از کار درمي آيد که ملتي با آگاهي به آنچه برسرش آورده اند و با عزم قاطع در پي سرنگوني اين رژيم و تمام اعوان و انصارش و کساني که به نحوی با اين سفلگان در ارتباط بوده اند برآيد. آنجاست که حتي از اکبر گنجي (کارمند سابق اطلاعات سپاه) يا اکبر عبدی و امثالهم نيز کاری برنخواهد آمد. فشار که از حد گذشت ملت تنها هدفش براندازی حکومت ظلم ميشود همانطور که در سال 57 عوامل شاه با تيراندازی بسوی ملت و کشتارتظاهرکنندگان تير خلاص را ناخواسته به حکومت پهلوی زدند و آنرا ساقط کردند. وقتش که برسد ملت آلترناتيو خودرا خواهد يافت. هدف ملت ايران دست يافتن به حکومتي مردمي و دمکراتيک است و آنکه نشان دهد در اين راه قدم برميدارد از حمايت مردمي برخوردار خواهد شد. همه انقلابات و شورشها لزوما" نياز به قهرمان ، بز پيشاهنگ يا آلترناتيو ندارند. هدف براندازی حکومت ظلم و جايگزيني حکومتي مردمي ست و آنچه که مهم است و سبب اتحاد همه مردم ايران شده همين هدف مشترک است. از هر انقلابي بايد تجربه اندوخت و ملت از تجربه قيام 57 در شورش بعدی خود استفاده خواهند نمود. درک سياسي و اجتماعي مردم از سال 57 تابحال بسيار تغيير کرده است. ملت ايران اکنون با ديد بازتری به پيرامون خود و وضعيت سياسي ايران توجه دارند. مسلما" اين بار مثل آنبار کلاه به اين گشادی سرمان نخواهد رفت.
........................
دوست عزيز آرش - با پوزش از تاخير برای استفاده از آدرسهئي که در پست قبلي نوشته بودم در قسمت INTERNET OPTIONS---> Connection و در بخش PROXY SERVER آن شماره ها را وارد کنيد و پورت آنرا روی 80 تنظيم فرماييد. البته بسياری از اين سرورها نيز به لطف سانسورچيان نسبتا" محترم جمهوری اسلامي فيلتر شده اند و نميتوان از آنها استفاده نمود. اين اطلاعات از سايت گيره در اينجا نوشته شده بود. البته خود سايت گيره فعلا" در ايران غيؤقابل دسترسيست و فيلتر شده است.
........................
دوست عزيز آريان: با پوزش از تاخير ، بزودی کتاب 23 سال و کتاب اسلام شناسي ميرفطروس را در فرمت پي دی اف در محلي خواهم گذاشت که توسط ساير دوستان قابل دانلود و دريافت باشد.
........................
دوست عزيز مريم...: با پوزش از تاخير، سايت گيره توسط جمهوری اسلامي فيلتر شده است و همانند بسياری از سايتهای ارزشمند خبری و سياسي غيرقابل دستيابي توسط اينترنت داخلي مِباشد.
........................
دوستان عزيز Saeid.s - Ali.h - Ebrahim.G - Behruz.E - Ali.k, Ariabarsan از ايميل ارسالي و لطف شما بسيار سپاسگزارم. با اميد ايراني آزاد و آباد
.........................
اين را هم بخوانيد: نامه سر گشاده شورای تهران دفتر تحکيم وحدت به خاتمی -شورای تهران دفتر تحکیم وحدت
دانشگاه های: اميرکبير ، الزهرا ، شريف ، امور اقتصادی ، علم و صنعت ، علامه طباطبايی ، شهيد رجايی ، علوم پزشکی ايران ، خواجه نصير ، تربيت معلم ، تربيت مدرس
:
دستور فرماييد اندکی بر وسعت زندانهای اين کشور بيافزايند تا ما و دوستانمان جاي بيشتری در زندان براي زندگاني داشته باشيم و اگر حتی نمی توانيد بر وسعت زندانها نيز بيافزاييد ، پس دانشگاه هها را زندان کنيد که امروز به تشخيص اربابان قدرت ، اين کشور بيش ازدانشگاه به زندان محتاج است ، بلکه در آن سوی ديوارهای زندان بتوانيم با پاسداشت خاطره 18 تير ماه 78 ، مرهمی بر زخمهای التيام ناپذيرمان بگذاريم .


٭ روز جمعه آقاي عبدالنبي نمازي، دادستان كل جمهوري ننگين اسلامي، عنوان كردند كه لزومي ندارد براي 18 تير كه حادثه اي بوده مربوط به 4 سال پيش، يادبودي چه درون و چه بيرون دانشگاهها برگزار شود واتفاق خاصي از لحاظ حکومت دراين روز نيفتاده که اجازه برگزاری تظاهرات داده شود .ايشان البته حق دارند. برای دزدی يک ريش تراش که نبايد يادبود برگزار کرد!!!!!
اولن که از دولت فخيمه جمهوری اسلامي انتظاری جز اين نميرفت و ملت انتظار ندارند که 18 تير که تف سربالا برای نظام بود بعنوان عزای ملي اعلام شود.دومن اينکه انگار که ملت برای برگزاری تظاهرات ضد رژيم نيازی به کسب اجازه از مسئولين دارند.مطمئن باشيد که مردم دراين روز به حيابانها مي آيند و 18 تير امسال روز عزای حکومت ملاها خواهد بود.
..................................
اين حکومت برای بقای خودش اگر لازم باشد ماتريالیست هم خواهد شد. مگر نشنيديد اکبر شاه گفته بود به حکم ضرورت حتي احکام نماز هم قابل تغيير است؟ مدتيست که برنامه طنز تلويزيون لاريجاني افزايش پيدا کرده و اغلب شب ها فيلم سينمائي پخش ميشود . در طنزهای تلويزيوني رقص و آواز آزاد شده و علنن آهنگهای خوانندگان لس آنجلس در آنها خوانده ميشود و به نام و بهانه حرکات موزون هرشب رقص و آواز مطربي در صدا و سيما داريم.. البته ملت با پخش اين مسائل مخالفتي ندارند تازه از عقب نشيني متحجرين خوشحال هم هستند. اما هدف اصلي آقایان از متنوع ساختن برنامه های تلويزيون را از ياد نبريم که همان موجه نشان دادن خود و نشاندن ملت در خانه ها پای جعبه جادوو نيامدن آنها به خيابانهاست


........................................................................................

Thursday, June 26, 2003

٭

Link همه عکس ها
حميد رضا ترقي، قائم مقام مركز سياسي جمعيت مؤتلفه‌‏ي اسلامي با توجه به اظهار نظر سخنگوي دولت مبني بر جنايت بودن حمله به كوي خوابگاه طرشت دانشجويان دانشگاه علامه طباطبايي گفت: دستگاه قضايي بايد به اين مسأله بپردازند و تشخيص جرم با دستگاه قضايي است و ما در انتظار موضع‌‏گيري دستگاه قضايي هستيم. ( اصل خبر)
جنايت اخير مزدوران و اراذل و اوباش نظام در خوابگاه علامه آنچنان اظهر من الشمس بود که حتي سخنگوی دولت و تعدادی از نمايندگان در مجلس صدايشان درآمد و سخنان فاطمه حقيقت جو در مجلس سبب درگيری فيزيکي و زباني بين حيوانات موجود در مجلس شد .آنوقت اين مردک در اينکه جرمي اتفاق افتاده يا خير هنوز شک دارد و عقيده دارد موضع گيری دستگاه قضائي وحي منزل است و فقط به آن بايد استناد کرد. حتي کار بجائي رسيده که رئيس اسبق دانشگاه نيز که ( به گفته خودش )در 18 تير ميخواست از نظام در مورد حادثه کوی دانشگاه رفع اتهام کند در اين يکي وا مانده و ميگويد اين يکي را چکارش کنم که کاملا" جا پای عوامل نظام در آن مشخص است . اين مردک نسبتا" محترم در مجلس پنجم هم که بود چنان چرندياتي ميگفت که حتي محافظه کاران مجلسي نيز گاهي از اين همه ارادت مخلصانه و گوسفندانه اش نسبت به موتلفه و ره بر متحير ميماندند. حالا هم فرمايش ميکند که : دشمن مي‌‏خواهد از جنبش دانشجويي و كارگري عليه نظام استفاده كند. بيچاره هنوز در تعريف دشمن نيز متکي به همان مفهوميست که ره بر معظم در هر نطق 120 بار از آن سوء استفاده ميکند و نميداند که دشمن اصلي اين رژيم همان جنبش دانشجوئي و کارگري و 90 درصد ملت ايران است که ايشان بلغور ميکنند.وای به روزی که گدا معتبر شود. اين قبيل سفلگان تنها در رژيمي همجون جمهوری اسلامي ست که ميتوانند به آلاف و اولوفي برسند و البته حق دارند که چنين کورکورانه ، بي منطق و گوسفند وار از خود اينگونه چرنديات و دری وری صادر کنند.


........................................................................................

Tuesday, June 24, 2003

٭ تو کوی به دانشجو ها برای دانشجو ها ضرب العجلی تعيين کرده اند که خوابگاه رو تخليه کنند.و برگه تخليه رو هم حتما تحويل بدهند.يکی از مسئولين انتظامات در تحليل اين ضرب العجل می گويد که اين کارو کردن که هيچکس روز هژده تير اينجا نباشه و اگه کسی رو اون روز گرفتن ديگه اساسی عنوان اخلالگر و آشوبگر رو بهش بدهند
بقيه مطلب
از وبلاگ اخبار کوی دانشگاه

.....................................................................
قابل توجه دوست عزيز نيما رسول زاده نويسنده محترم وبلاگ ايستادن در مقابل باد:
فيلترينگ اعمال شده بر روی خطوط اينترنت ايران بيشتر به مسدود کردن سايتهای خبری و سياسي و شخصي اختصاص داشته و سايتهای سکسي کماکان باز هستند. بنابراين هدف از فيلترينگ توسط جمهوری اسلامي تنها محدود کردن اطلاع رساني سريع و جلوگيری از انتشار اخبار اجتماعي و سياسي در بين کاربران ميباشد و بس.....والا آقايان از خدايشان هم هست که کاربران ايراني در سايتهای سکسي ول بگردند و چت کنند اما به فعاليتهای سياسي در اينترنت نپردازند


........................................................................................

Sunday, June 22, 2003

٭ دور جديد دستگيريها و آدم ربائيها
با فروکش کردن شلوغيهای هفته اخير و آرام شدن نسبي وضعيت کوی دانشگاه و خيابانهای اطراف آن ، رژيم دور جديدی از دستگيريها و آدم رباييها را آغاز نموده است. در 48 ساعت اخير جمع کثيری از فعالين دانشجوئي و سياسي بازداشت شده اند که از محل و وضعيت آنها و ارگان مسئول بازداشت آنها خبری در دست نيست. دولت پاسخگوی !!؟؟ خاتمي نيز خود را ملزم به پاسخگوئي به خانواده بازداشت شدگان نميداند و به فرمان و رهنمود ره بر کبير انقلاب درنطق تاريخي ورامين (يا همان نامي که ملت براو نهاده اند ، جناب سيد علي گدا) نيروهای لباس شخصي به سرکوب شديد تجمعات کوچک مردمي در خيابانهای مختلف تهران (منجمله تهرانپارس و ميدان نور و اميرآباد و اسلام شهر...) پرداخته اند. قوه قضائيه نيز به امر مجتهد اعظم جناب محمد يزدی رافت و عطوفت را کنار گذاشته و با شقاوت مشغول صدور حکم برای بازداشت شدگان اعلام شده ميباشد. آنوقت که با رافت و عطوفت کار ميکردند ديديم خدا بخير کند حال را که قرار است با بيرحمي و شقاوت عمل کنند...
نظام رو به موت جمهوری اسلامي در پي آن است که با اعمال بيرحمي و شدت عمل در قبال بازداشت شدگان اخير از ملت زهر چشم بگيرد و زمينه را برای منفعل ساختن تظاهرات مردمي و دانشجوئي 18 تير فراهم نمايد. از هم اکنون نيروهای نظام در صدد برپا ساختن تظاهرات فرمايشي حمايت از رهبر و نظام در 18 تيرماه هستند تا بدينوسيله از خطرات تظاهرات دانشجوئي 18 تير بکاهند و در صورت لزوم دنباله داران همايش فرمايشي به سرکوب دانشجويان و ملت بپردازند.همه اين اقدامات اخير نظام حاکي از آن است که عاليجنابان بخوبي از خطر 18 تيرماه امسال آگاه هستند و ميدانند که امسال بر خلاف سال گذشته تظاهرات مردمي قابل کنترل نيست و کثرت شرکت کنندگان درآن ابتکار عمل را از دست نيروهای لباس شخصي و پليس ضد شورش خواهد گرفت. علاوه برآن در بسياری از شهرستانهای کشور منجمله تبريز ، اصفهان ، شيراز ، يزد و.... و بسياری از محله های تهران هنوزهم شاهد تجمعات خودجوش برعليه نظام هستيم که در 18 تيرماه به يک تظاهرات ضد رژيم در سراسر ايران تبديل خواهد شد. اين حرکات مذبوحانه آخرين تلاشهای رژيمي منحط و رو به سقوط است که آخرين راه چاره را در اعمال بيرحمي و قساوت و برخورد علني با مردم ديده است.غافل از آنکه يکبار ديگر 24 سال پيش هم کوچکمردی بنام محمد رضا پهلوی اين راه را پيمود و نتيجه آن را هم ديد . آقايان عبرت نميگيرند و اين حرکت اخير و اعمال شدت به منزله تير خلاص نظام خواهد بود.
18 تير ماه را از ياد نبريم. با حضور همه جانبه در تظاهرات ضدرژيم 18 تيرماه يکبار ديگر عدم مشروعيت مردمي نظام را فرياد ميکنيم. باشد که از فريادهای ما بنياد اين نظام پوسيده و منحط به لرزه درآيد وکوس رسوائي سردمدران نظام ارتجاعي جمهوری اسلامي در تمام دنيا نواخته شود.


........................................................................................

Saturday, June 21, 2003

٭ فعاليت دسته جمعي رسانه های غربي و رسانه های ايراني خارج از کشور در جهت انعکاس اخبار شورشهای مردمي ايران همان رنگ و بوی بهمن 57 را دارد. انگار همه فهميده اند که حکومت جمهوری اسلامي به پايان عمر ننگين خود رسيده و ناگفته نيز پيداست که هيچ حکومتي بدون مشروعيت مردمي نميتواند به بقای خود ادامه دهد. الهه هيکس در گزارش خود به سازمان حقوق بشر از وجود ارتشي خصوصي به مثابه دولتي در دولت (لباس شخصي ها) در ايران ياد ميکند که وظيفه سرکوب مردم و دانشجويان معترض را به دستور عهده دار شده است. در تمام دوره ها ، حکومتهای استبدادی از لمپنها و اراذل و اوباش به بهترين وجه در جهت تحکيم قدرت خود و ايجاد جو خفقان و ارعاب بهره گرفته اند. در بلوک شرق گارد آهنين همين وظيفه را بر عهده داشت و در ايران ديديم که شاه نيز از چماقداران (همانها که اکنون حزب الهي ناميده ميشوند) در همين جهت استفاده مينمود. اما بازهم تجربه تاريخ نشان ميدهد که اين اقدامات تنها بصورت مقطعي و کوتاه مدت ميتوانند موثر واقع گردند و به محض اينکه مشروعيت مردمي حکومتي زير سوال رود و شورشهای مردمي بالا گيرد همه لمپنها و رجاله های مدافع حکومت ماستها را کيسه ميکنند و ميدان را به ملت وا ميگذارند. در اين چند هفته اخير مردم تهران شاهد صحنه های جالبي از اين نوع بودند. اراذل و اوباش بسيج ، حزب الله و لباس شخصيهای حکومتي با موتورسيکلت و زنجير و چاقو و باتوم و بي سيم و گاز اشک اور (و گاها" مسلح به کلت و سلاح گرم) حاکمان بلامنازع خيابانها بودند، البته به جز منطقه کوی دانشگاه و اميرآباد شمالي که دانشجويان و مردم با مقابله با آنها درس ديگری از جبن و هراس لمپنها از ملت آموختند و به عينه ديدند که چگونه همه پهلوان پنبه ها و سينه چاکان ولايت در برابر اراده ملتي مصمم به احقاق حقوق از دست رفته خود رنگ ميبازند و فرار را بر قرار ترجيح ميدهند. بيچاره حکومتي که بقايش وابسته به تغذيه چنين اراذل و اوباشي باشد و بيچاره مذهب و آييني که مبلغين و مدافعان آن اينگونه رجاله ها باشند. حکومتي که بر مبنای جهل ، دروغ و فريب و خرافات ، استبداد و قتل مردم استوار باشد همينگونه مدافعان جاهل را ميطلبد. به قيافه هايشان (حزب الهي ها و اراذل و اوباش لباس شخصي) دقت کرده ايد؟ ميبينيد چه نکبتي از سر و رويشان ميبارد و چه ترسي در چشمانشان موج ميزند؟ وقتي که با همند و در دسته های 50-60 نفری عربده ميکشند و شعار فدائيان رهبر را سر ميدهند بخود ميبالند سرمست غرور قدرت خياليشان ميشوند اما همين ها وقتي تنها هستند در جمع کوچه و بازار حتي جرات ابراز اينکه خود را ازاين گروه ها بدانند را ندارند و اگر کسي آنها را بشناسد شرمنده ميشوند و زبونانه بدنبال سوراخ موش ميگردند.
آن دسته از مسئولين مملکتي که آينده نگر تر بودند از هم اکنون جاده فرار را درپيش گرفته اند و به خريد خانه و ويلا در کانادا و دبي و ..پرداخته اند تا با دستاورد 24 ساله حکومت خود و آنچه از ملت ايران به يغما برده اند به زندگي سراسر نکبتشان ادامه دهند. بيچاره سيد علي گدا و اکبرشاه و فلاحيان که درليست سياه اينترپول قرار دارند و اگر بخواهند از چنگال انتقام ملت بگريزند ناچار به تغيير نام و قيافه هستند.


........................................................................................

Thursday, June 19, 2003

٭ Kasi nemidone baad az avaz shodan editor blogger
chera weblog be in vazyiat fajiie daromade?
unicode dige kar nemikone. lotfan be fozoolak@hotmail.com
ya persianweblog@hotmail.com mail bezanid
===========================
ba komak khosnaghay aziz
va rahnamayi greftan az weblog
Golku
aziz taghirati dar setting dadam.
omidvaram moshkel hal shode bashe


........................................................................................

Saturday, June 14, 2003

٭ شمارش معکوس براي جمهوري ننگين اسلامي

درگيريهاي دانشجويان و مردم با عوامل جمهوري اسلامي به 8مين شب رسيد. روزنامه هاي چهارشنبه صبح از خبر اعتصاب کارمندان فرانسوي تا اعتصاب خبرنگاران ايتاليائي و تظاهرات در گرو و عکس و تفصيلات يافته شدن لاکپشت دو سر در ناکجا آباد را نوشته بودند اما دريغ از ۲ خط خبر در مورد کوي دانشگاه... بنظر ميرسيد خبرنگاران رسانه هاي داخلي همگي به ماموريت خارج رفته اند و خبرنگاري در تهران يا شيراز ندارند که اخبار داخلي را منعکس کند...... اين سانسور خبري سرانجام بدليل ادامه يافتن اعتراضات و انعکاس اخبار توسط خبرگزاريهاي خارج از کشور شکسته شد و در رسانه هاي داخلي نيز از معترضين به عنوان فريب خوردگان، اوباش و ضدانقلاب و عامل آمريکا نام برده شد. سيد علي گدا نيز سرآسيمه به منبر رفت و دانشجويان را اينچنين تهديد کرد: البته اگر ملت ايران بخواهد در مقابله با اغتشاش گران وارد عمل شود مثل ۲۳ تير ۱۳۷۸ عمل خواهد كرد. يادش رفته که در ۱۸ تير با چشمان گريان به منبر رفته بود و قلبش (يا تخمش !) از آنچه در کوي دانشگاه بر سر دانشجويان و ملت آوردند بدرد آمده بود.... حکومت دروغ و نيرنگ و جهل جمهوري ننگين اسلامي به پايان محتوم خود نزديک ميشود. تظاهر کنندگان در شيراز و تهران خواستار اعدام خامنه اي شده اند و براي نخستين بار در تظاهرات اخير تهديد به مبارزه مسلحانه نموده اند.

مردم هرشب تا ۴ صبح در خيابانهاي منتهي به کوي دانشگاه تجمع ميکنند و عمال رژيم نيز جهت جلوگيري از پيوستن مردم به دانشجويان تمامي خيابانهاي نزديک اميرآباد را مي بندند و در اين خيابان کسي به جز نيروي انتظامي و پليس ضد شورش والبته موتورسواران حزب الله و لباس شخصي ها... حق عبور و مرور ندارد. موتورسواران با اهانت و فحاشي و کشيدن زنجير و قمه سعي در ارعاب و متفرق نمودن ملت دارند و ملت هم سوار بر اتومبيلها با بوق زدن ممتد دسته جمعي در خيابانهاي شهر سعي به رساندن صداي خود به دانشجويان و اعلام همبستگي با آنها دارند. تا ۴ صبح هرشب برنامه همين است و اينطور که مشخص است اينها مقدمه تظاهرات عظيم دسته جمعي ۱۸ تير است که از هم اکنون آغاز شده است..

نکات زير در اعتراضات اخير دانشجويان حائز اهميت است:

۱- براي اولين بار در سالهاي اخير (توسط دانشجويان و بطور رسمي) شعار مرگ بر رهبر و مرگ بر خامنه اي مطرح شده است.

۲- شعارهائي بر ضد خاتمي و در مورد بيکفايتي او توسط معترضين داده ميشود که نشان از شکاف و جدائي کامل بين دانشجويان و اصلاح طلبان دارد.

۳- براي نخستين بار در اين تظاهرات تهديدهائي مبني بر مبارزه مسلحانه بر عليه رژيم و عمالش مطرح شده است که نشانه به سر رسيدن کاسه صبر ملت است.

شمارش معکوس براي رژيم جمهوري اسلامي از هم اکنون آغاز شده است



http://www.iran-chabar.de/1382/03/28/weblog%20197.htm


........................................................................................

Monday, June 09, 2003

٭ يعني سطح شعور جامعه ايراني اينقدر پايين آمده که چنين مطالبي (تاثير بسم الله در گوشت حيوانات)را پذيرا هستند و يا باور دارند؟ اصلا" با باور داشتن يا نداشتنش کاری نداريم. همين که عده ای به خود اجازه ميدهند چنين چرندياتي را انتشار دهند و همين که جامعه ما قابليت پذيرش دری وری هائي از اين نوع را دارد (فارغ از باور داشتن يا نداشتن) نشان ميدهد که در اين 24 سال چه به روز اين ملت و فرهنگ آن آورده اند. از اولش که فرهنگ درست و حسابي نداشتيم آقايان زيرابرويش را هم برداشتند و زدند چشمش را کور کردند.
اين مطلب را که خواندم ديگر باور کردم که عده ای قصد دارند با به جلوه درآوردن حماقتهای مذهب و مذهبيون راه را برای استقرار حکومتي لائيک در ايران باز کنند. بافت فرهنگي ايران بافتي سنتي مذهبي بود. چه راهي بهتر از اين که بيست و اندی سال يک حکومت مذهبي ديکتاتوری را براين مملکت حاکم کني تا ملت با زشتيهای چنين حکومتي آشنا شوند و فجايع آن را لمس کنند تا خودبخود از هرچه دين و مذهب و آخوند است بيزار و متنفر گردند و فردا که حکومتي آمريکائي حاکم شد مردم با آغوش باز آنرا پذيرا شوند؟ رجاله های حاکم بر ايران کار را به جائي رسانده اند که ملت ميگويند هرکسي بيايد بهتر از اين هاست. هرکسي جز آخوندها.... بايد به اين رجاله ها آفرين گفت. کاری را که شاه با همه قدرتش و پشتگرمي اش به آمريکا و ابرقدرتها نتوانست يا جراتش را نداشت که انجام بدهد اينها در قالب دفاع از دين و مذهب انجام دادند. ميگويند که بهترين طريق کوبيدن و از ميان برداشتن يک ايده دفاع غلط از آن است. آن مقاله امام زمان که آن متخصص امام زمان !! نوشته بود را خوانديد؟ اين يکي را هم به آن اضافه کنيد و همينطور ساير مقالاتي که اسلام شناسان!! عزيز ما در روزي نامه های رسالت و کيهان و .. در تبليغ دين مينويسند ايضا" سخنرانيها و درفشانيهای امثال مصباح يزدی و جنتي و خزئلي و.....
آمريکا و ابرقدرتها به بار نشستن نقشه های خودرا مديون اين آقايان هستند.


........................................................................................

Tuesday, June 03, 2003

٭ کارم از گريه گذشته است به اين ميخندم.
ويژه نامه روزنامه رسالت به مناسبت سالگرد 15 خرداد ودر رثای رهبر اسبق و رهبر فعلي را که خواندم بي اختيار از مظلوميت اين آقايان اشک به چشم آوردم. آقايان تمساح يزدی و رفسنجاني و.....(کلي ديگر از اين رجاله ها) به نقل خاطراتشان از زندگي داخلي سيد علي گدا پرداخته بودند و درلاف زدن در مورد ساده زيستي ايشان از همديگر سبقت ميگرفتند. آن يکي ميگفت روزی که به خانه رهبر معظم رفته بودم ديدم که در اطاق مهمانخانه زيلوی کهنه و نخ نمائي پهن است که از زبری آن به موکت پناه بردم. آن ديگری به نقل خاطره ای از همسر جناب خامنه ای پرداخته بود و از قول ايشان ميگفت: در خانه رهبر ايشان اجازه نميدهند که به جز برنج کوپني مصرف کنيم . تازه همان برنج کوپني را هم به اندازه ای تهيه ميکنند که فقط کفاف خوراک يک وعده برنج در هفته را ميدهد و بقيه ايام هفته در منزل برنج نداريم. آن ديگری ادعا ميکرد که تنها غذای رهبر سيب زميني آب پز است و اگر مهمان بيايد چند عدد تخم مرغ پخته هم به آن سيب زميني اضافه مينمايند.(احتمالا" با ترياک ميچسبد، شايد هم بدليل خوردن اين همه سيب زميني است که سيد علي اينقدر بي رگ و بي غيرت شده که ملت ايران هرچه بهش آنچه حقش است ميگويند ککش هم نميگزد)
خلاصه اين که در روزی نامه رسالت ديروزمحشر غريبي بود و خايه مالان در لاف زني و تملق گوی سبقت از همديگر ميربودند و بنا به مثل معروف دروغ هرچه بزرگتر باشد باور کردنش آسانتر است هرچه دلشان ميخواست گفتند و نوشتند.اين هفته به جای خطبه های نماز جمعه جناب حسني فقط اين ويژه نامه فکاهي رسالت را خواندم.
من متعجبم که چطور اين همه آقايان ساده زندگي ميکنند و به مال دنيا بي اعتنا هستند ولي آقازاده ها در دزديدن از بيت المال و پر کردن حسابهای داخل و خارج از کشور با يکديگر مسابقه گذاشته اند؟ نکند اين آقازاده ها تخم حرام هستند و از تخم و ترکه اين آقا های عزيز ساده ما نيستند؟ از وقاحت قلم بدستان مزدور اين نظام( مواحب بگيران کيهان و رسالت) فقط ميشود خنديد.کارم از گريه گذشته است به اين ميخندم.


........................................................................................

Home