[نت پد ايراني]


           
Java (J)  JavaScript (JS)  Cookies (C)  Active X (AX)



Monday, May 26, 2003

٭ خسن آقای عزيز: آن 120 نفری که فرموديد (فعلا" تا تنور داغ است نان را دارند ميچسبانند و تعدادشان به 135 نفر رسيده است) هم به همانجائي ميروند که رهبر و رئيس جمهور و ساير مسئولين جنايات جمهوری اسلامي خواهند رفت (يعني مستقيما" ..يک جای خر)و در حکومت آينده ايران جائي نخواهند داشت. بعد از 24 سال ملت ايران آنقدر آگاه شده اند که گول چنين خيمه شب بازيهائي را نخورند و از اهداف واقعي انتشار چنين نامه ای ( به دستور) با خبر باشند.
..................
حسين عزيز (ايميل دريافتي) آن مطلبي که فرموديد از کتاب "حلاج" به قلم علي ميرفطروس استخراج شده بود. (با پوزش از تاخير)


٭ ميان ماه من تا ماه گردون..... تفاوت از زمين تا آسمان است
پيتر هالينگورث، فرماندار کل استراليا، به دليل فشار افکار عمومی مردم آن کشور که وی را فاقد صلاحيت اخلاقی برای تصدی اين سمت دانسته اند، از مقام خود کناره گيری کرده است........ ادامه
دادگاهي در استراليا اتهامي مربوط به 40 سال پيش که در آن فرماندار به تجاوز جنسي عليه يک زن (توجه بفرماييد 40 سال پيش) متهم شده بود را رد نمود.ولي بدليل فشار افکار عمومي فرماندار استراليا اعلام نمود که ايراد اتهامات بی اساس ، باعث تضعيف موقعيت وی برای ادامه کار در مقام فرمانداری کل شده است و استعفا نمود.
اما در مملکت گل و بلبل چندين حادثه هوائي با تلفات بالا اتفاق مي افتد حتي يک مدير در هواپيمائي عوض نميشود. سازمان اطلاعات گروه ترور تشکيل ميدهد و لو ميرود، عواملش تشويق ميشوندو اضافه کاری ميگيرند. دانشجويان را در داخل خوابگاه به باد کتک ميگيرند و به گلوله ميبندند ، عوامل مهاجم تشويق ميشوند و تنها يک سرباز وظيفه به جرم سرقت ريش تراش گوشمالي داده ميشود( که آنهم فقط بخاطر مسخره کردن دانشجويان بوده و لاغير) گورستانهای دسته جمعي جوانان مملکت در خاوران و... لو ميرود، 3500 نفر از جوانان اين آب و خاک را در عرض يک ماه (کشتار67) ميکشند، دريای خزر و جزاير جنوبي کشور به حراج گذاشته ميشود، جنگلها تاراج ميشوندو حتي خاک مملکت به توبره کشيده ميشود تا به مصرف خشک کردن دريا در دبي و ساخت مجتمع جديدی که سهامدار آن جناب کوسه اعظم هاشمي رفسنجانيست برسد ...و حتي از دختران مملکت نيز نگذشته و آنها را به کشورهای عربي و حاشيه خليج فارس صادر ميکنند و.... و همه اينها هم اظهر من الشمس است و کسي نيست که درايران از اينهمه فجايع بيخبر باشد و با وجود لو رفتن و افشای همه اين موارد حتي يک مهره کوچک در حکومت جابجا نميشود که هيچ...تازه بهشان دستخوش هم ميدهند و اگر گندکاری دريک جا درآوردند و ماندنشان بيش از آن در آنجا امکان نداشت ، بجای بهتر و مقام بالاتری منصوب ميشوند تا درآنجا کثافت کاري هايشان را ادامه دهند.
رهبر خودخوانده مملکت نيز در اين امر مهم پيشگام است و هنوز فراموش نکرده ايم که در جريان انتخابات مجلس وقتي هاشمي رفسنجاني با عدم اقبال عمومي و عدم تاييد ملت ايران روبرو شد چگونه با حکم رهبری به رياست هيئت تشخيص مملکت برگزيده شده (يا ناطق نوری بعد از شکست در انتخابات رياست جمهوری و انتصابش به پست ...) تاجائي که اکنون علنا" خود را بعد از رهبر شخص اول مملکت ميخواند و به ريش ملتي که تحريمش کردند ميخندد. ضديت ره بر با رای ملت سالهاست که علني شده و حتي کار به جائي رسيده که نمايندگان مجلس که خود تاييد شده نظام هستند به ره بر معظم هشدار ميدهند که اگر قرار است جام زهری نوشيده شود زودتر بنوشيد تا کار از اين خرابتر نشده و با درهم پيچيده شدن طومار حکومت جمهوری اسلامي بساط لفت و ليس آقايان هم برچيده نشده يک "گوه خوردم " بزرگ تحويل ملت داده شود تا بدينوسيله مدت محدود ديگری بر سرکار بمانند.


........................................................................................

Wednesday, May 14, 2003

٭ link From Gireh
by Carly: چجوری مامان مخابرات رو شوهر بدیم
Proxy Addresses, Pissing off islamic republic filters:

..............
(همه آدرسها) Port : 80
: Address
63.230.216.145
217.59.51.162
61.131.48.219
200.46.109.82
217.34.194.49
210.154.25.50
203.155.172.60
210.238.242.19
195.205.203.30
194.126.122.18
12.101.25.194
210.242.164.150
200.30.148.202
200.12.36.18
212.31.98.18
148.244.91.1
202.54.13.146
203.123.240.112
203.252.5.124
164.58.28.250
202.110.204.18
211.5.66.210
210.252.6.2

(همه آدرسها) Port : 8080
: Address
202.104.189.20
61.159.235.36
202.105.138.19
217.34.153.161
67.94.47.59

(همه آدرسها) Port : 8000
: Address
212.12.157.130
195.82.115.3



........................................................................................

Saturday, May 10, 2003

٭ به نقل از وبلاگ خسن آقا: ..کمال خرازی وزير امورخارجه ايران عصر ديروز (هفتم مه) در جمع خبرنگاران در کشور لوکزامبورگ گفت که کشورش تمايل دارد روابط خود را با همه کشورها حتی با آمريکا گسترش دهد.....لينک
روحانيون حاکم بر ايران برای برسر کار ماندن و بقاء خود حاضرند از همه چيز مايه بگذارند. نفي شعار اصلي انقلاب (مرگ برآمريکا) و گردش 180 درجه که چيزی نيست...اگر لازم شود و اگر تنها چاره شان اعلام حکومت کمونيستي و ترويج ماترياليسم بود از اين کار هم روگردان نبودند. تعجبي هم ندارد چون خود به آنچه ميگويند معتقد نيستند و تنها جهت تحميق توده هاست که سخن از قيامت و بهشت و جهنم به ميان مي آورند.اگر به آن اعتقاد داشتند که اينگونه به ملتي ظلم نميکردند و لااقل از عواقب شرشان در آن دنيای ديگر ميهراسيدند. وقتي آيت الله و حجه الاسلام و ثقه الاسلام وسگ و خر الااسلامش و شخص شخيص رهبر (سيد علي گدا) به معاد و روز داوری بي اعتقاد باشند از من فضول بي عقل و بي دين چه انتظاريست که به آن معتقد باشم. هرچه باشد آقايان سالها خودشان را جر داده اند و در مورد اسلام مطالعه کرده اند تا به چنين نتيجه مشعشعي رسيده و از اين حقيقت (همان دروغ بزرگ) در جهت تنها دنيائی که قبول دارند بهره برداری ميکنند. بر من و ما هم واجب است که پيرو اين علما باشيم و به تبع آنان بزنيم زير هرچه قيامت و دنیای ديگر و.... آقايان خيالشان راحت است که دنيای ديگری نيست و پس از تقاص و مکافات عمل در آن دنيا ايمن هستند.اما کور خوانده اند. چون ملت ايران وعده تقاص اين رجاله ها را به جهان ديگر حواله نخواهد کرد و در همين دنيا انتقام خودرا از آنها خواهد گرفت.
فروپاشي نزديک است. تمامي نشانه ها حکايت از آن دارد که وقت آقايان رو به اتمام است و چاره ای جز فرار را برقرار ترجيح دادن ندارند. البته اگر ملت فرصت فرار را به آنها دهد...تاريخ دروغ نميگويد . تمامی تجربه های مشابه تاريخی حکايت از آن دارند که اين وضعيت موجود، دريک حکومت متکي بر مذهب عوامفریبانه ، وضعيت بحراني و آخر خط است.



٭ به نقل از آی تی ايران:... چند ي پيش ، مهندس رضا پارسا ، عضو هيات مديره انجمن كارفرمايان شبكه هاي اطلاع رساني كشور در گفت و گويي با ايسنا اظهار داشت كه قرار است كميته اي درباره تبيين ضوابط و راهكارهاي كنترل بر مطالب نشر الكترونيك ، توسط نمايندگاني از وزارت اطلاعات ، پست و تلگراف و تلفن (وزارت فناوري اطلاعات و ارتباطات ) صدا و سيما و شوراي عالي انقلاب فرهنگي تشكيل گردد تا سيستمي جهت ضابطه بندي مطالب منتشره در سايتهاي اينترنتي و وبلاگهاي فارسي ، ايجاد شود.....لینک
بعد از سانسور اینترنت و سایتهای خاص آن اکنون نوبت وبلاگهاست که تحت کنترل نظام قرار گيرند و بقول آقايان قانونمند شوند.يعني نوبت کنترل و سانسور اظهار نظرهای شخصي در وبلاگ های شخصيست. آقايان خودرا مجاز ميشمرند که حتي در اطاق خوابتان هم حضور داشته باشند. آخر اين رجاله ها نماينده خدا برروی زمين هستند و منتخبين جامعه... در اين قحط الرجال اين شندره ها حق دارند که خود را تاج سر بشريت بدانندو هرگهي دلشان ميخواهد تناول کنند.
.................
روزنامه آسيا هم اظهار فضل نموده که: به هر حال اين تصور كه وبلاگ محلي براي ارائه انتقادها، انتشار آسان مطالب عليه شخص يا سازماني در سراسر جهان باشد و بتوان يك نشريه الكترونيكي انحصاري آسان و بي هزينه را در اينترنت در اختيار داشت، بدون انكه خود را معرفي و ملزم به رعايت خيلي از محدوديتهاي دنياي معمولي! (غير اينترنتي) بكنيم، اساس احترام به افكار و حفظ كپي رايت را در شاهراه جهاني اطلاع رساني، به سخره گرفته ايم.
زبان آخوند را که ازش بگيری ديگر هيچ چيز برايش نميماند. ببينيد با چه زبان حق به جانب و عوامفريبانه ای خزعبلاتشان را بيان ميکنند . بطوريکه از لحاظ آنانکه از طبيعت اينترنت و فلسفه پيدايش آن بي اطلاعند چنين بياني کاملا" متقاعد کننده بنظر ميرسد. البته آن الاغي که اين حرفها را زده بعيد به نظر ميرسد در اين رابطه اطلاعي داشته باشد و تنها از تخصص آخونديش در روی منبر رفتن وکسشعر تفت دادن (مثل قرائتي وامثالهم) بهره برداری نموده که چنين افاضات احمقانه ای از خود صادر نموده است.


........................................................................................

Friday, May 09, 2003

٭ به دين ها انديشيدم و سخت كوشانه در آنها مطالعه كردم و دريافتم كه يك (اصل) وجود دارد با شاخه هاي فراوان . بنابراين از كسي مخواه ديني را بپذيرد زيرا ممكن است كه پذيرفتن آن دين اورا از (اصل) اصلي ‏دور نمايد.....
نبايد از مرگ واهمه داشت . زيرا كسي كه بداند و معتقد شود كه مرگ مانند زندگي مظهر ضرورت يگانه طبيعت است و زندگي در جهان ديگر حقيقت ندارد هرگز از مرگ هراسي نخواهد داشت .
(حلاج)





........................................................................................

Thursday, May 08, 2003

٭ دير يا زود كمر باطل ميشكند.هرچيزي دوره اي دارد. هيچ حكومت استبدادي هم در تاريخ نداريم كه ابدالمدت حكومت كند و بتواند با شيره ماليدن سر ملت و تحميق آنها از طريق مذهب مدت زيادي سركار بماند. دوره آقايان هم تمام شده است و با علني كردن مظاهر ديكتاتوري پايان كارشان را تسريع ميكنند.


........................................................................................

Friday, May 02, 2003

٭ 'سپاه بايد تفکر نمايندگان را کنترل کند'
آيت الله موحدی کرمانی، نماينده ولی فقيه در سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ايران، گفته است نيروهای مسلح بايد "کار مجلس را دقيقا زير نظر داشته باشند و ببينند به کجا می رود، هر نماينده چه تفکری دارد و به دنبال چه چيزی است، آيا با ولی فقيه است يا نه؟" ادامه مطلب
این را که خواندم بي اختیار به ياد کتاب 1984 جرج ارول افتادم. همین روزهاست که در کنار اطلاعات سپاه، حراست سپاه، بخش قضائی آن و زندانهای خاص سپاه يک ارگان وابسته به آن به نام پليس افکار هم ایجاد شود.
مشکل اينجاست که اين جناب موحدی کرمانی که بنا به پستی که دارد میتوان اورا(متاسفانه) در شمار مقامات و مسئولین جمهوری اسلامی به حساب آورد کوچکترین اطلاعی از قانون اساسی کشورش ندارد و نمیداند که اصولا" نیروهای نظامی مجاز نیستند سیاسی باشند . البته بارها و بارها فرماندهان گردن کلفت سپاه با اطلاعیه ها ، بیانیه ها و التیماتوم های خود به ملت ، دولت و غیره نشان داده اند که این بند از قانون اساسی اصلا" به تخمشان هم نیست . اما از رجاله ای چون موحدی کرمانی انتظار میرفت که لااقل در اظهار نظر رسمی اش به این قانون گوشه نظری داشته باشد (که نداشت و کماکان به عادت معهود فرماندهان سپاه فقط جلوی دماغش و خزعبلاتی که رهبر دیکته میکند را میبیند)
فاصله ها مشخص تر شده اند. راست یا دروغ به هرحال نمایندگان مجلس از سوی ملت انتخاب شده اند و اگر نماینده ای مخالف ولایت مطلقه فقیه باشد (که نیست و همه شان جیره خوار نظام و رهبری هستند) تنها نشانگر آن است که ملت با ولایت سر سازش ندارد. در چنین شرایطی اقدام سپاه بر علیه نمایندگان منتخب ملت به معنی مواجهه با ملت و رای مردم است . آقا جان جمعش کنید این بساط انتخابات و مردم و غیره را. آن حسنی مخبط با همه نفهمیش يک حرفی زد که بسیار واقعگرایانه بود. گفت :رئيس جمهور ، و نمایندگان مجلس باید از سوی رهبر انتخاب شوند. از مردمسالاری و آزادی انتخاب و نمایندگان ملت فقط حرفش مانده و در واقع همانطور که حسنی گفت عمل میشود. بهترین کاری که ولایت معظم میتوانند انجام دهند اعلام رسمی یک حکومت دیکتاتوری مذهبیست تا خیال ملت را هم راحت کنند. بگویند هرکه با ماست در امان است و هرکه با ما نیست واجب القتل. تازه اگر اینکار را بکند پیرو حقیقی حضرت علی خواهد بود که میگفت یا اسلام را بپذیر یا با شمشیر گردنت را میزنم... البته همانوقتها هم حرف و عمل با هم متفاوت بود. عمل زدن گردن با شمشیر (یا قبول احباری اسلام ) بود و حرف مفت این بود: لا اکراه فی الدین....هرچه باشد سید علی گدا یک مشابهت اسمی که با حضرت علی دارد، بد نیست که همچون ایشان عمل کنند.
----------------------------

من که دلم کباب شد برای اکبرشاه و خانواده معظم شان. بیچاره ها بعد از انقلاب کلی ضرر داده اند و از300 قطعه زمین و املاک پدریشان در قم فقط 20 قطعه ناقابل باقی مانده ... به این میگویند ایثار در راه اسلام و انقلاب....
برخی نشريات وابسته و خودفروخته و همچنین نشریات اجنبی ضد دین و انقلاب ، هاشمی رفسنجانی را چهل و هشتمين ثروتمند دنيا اعلام کردند . چه حرفها.. این بیچاره هرچه داشته در راه اسلام و مسلمین داده و الان به نان شبش محتاج است. اوائل ریاست جمهوری خاتمی در مصاحبه ای با سیمای لاریجانی از ایشان در مورد ثروت خانوادگیشان پرسیدند که جواب داد ما از اول هم ثروتمند بودیم و از قبل از انقلاب ثروت پدری داشتیم .(در مورد اینگونه اشخاص مثلی است معروف که میگویند یا پدرش دزد بوده یا خودش که البته در مورد ایشان مصداق ندارد چون هم پدرش دزد بوده و هم خودش) و بعد که در مورد حسابهای بانکی خارج از کشورش سوال شد با پرروئی جواب داد: بله مبالغی در حسابهای خارج از کشور هم هست و البته برای روز مباداست که در راه اسلام و مسلمین مصرف شود( شما بخوانید هزینه اجیر کردن مزدور و تروریست برای قتلهای خارج از کشور و همچنین پس اندازی برای آینده نزدیک که اگر ملت ایران موفق شدند ایشان و خانواده محترمشان را با اردنگ انقلاب از مملکت بیرون کنند يک نان و بوقلمونی برای دوره بازنشستگی و تبعید داشته باشند که با هم بخورند)
سال 59 بود. به سفر مشهد رفته بودیم و در حرم امام رضا بطور اتفاقی با اکبرشاه و محافظینش برخورد داشتم. عده ای از مخالفین رفسنجانی (که البته مخافین جناحی بودند نه مخالفین نظام) چند تائی شعار (کم رمق و مودبانه) بر علیه رفسنجانی دادند که در آنجا چهره واقعی رفسنجانی را دیدم. از خشم سفید شده بود و با زبانی متعفن و بریده بریده به محافظینش هتاکی میکرد و به آن جمع معترض فحاشی مینمود. میگفت بگیرید این پدرسوخته ها را ، پدرشان را بسوزانید. این ولدالزنا ها را بگیرید بازداشت کنید.کنترلش را از دست داده بود و خطاب به جمع ميگفت:مادر به خطاها ، سرختان میکنم... و ما ناظرین بیخبر از همه جا مانده بودیم که چطور این همه نقل و نبات و در گوهر از دهان مرد خدا (البته از نوع کوسه اش) در حال ریختن است.
اکبرشاه کینه ای و بی گذشت است. دیدیم که حتی به افراد داخل نظام هم اگر به پروپایش بپیچند رحم نمیکند. گنجی هنوز هم در زندان است و اکبرشاه بهش قول داده که نگذارد زنده از آنجا بیرون بيايد. حتی سید احمد گریان (نورچشم آن مرتجع کبیر خمینی) هم نتوانست از چنگال انتقام او فرار کند و دیدیم که چگونه سرش را زیر آب کرد. ملت ایران هم زیر تیغ انتقام این شخصیت کثیف هستند. بخصوص بعد از آن نه بزرگی که در جریان انتخابات مجلس به او گفتند و مفتضحش کردند. افسوس که چنین شخصیتهائی با تکیه به ثروتی که از راه دزدی بدست آورده اند همیشه از چنگال عدالت گریخته اند. قول میدهم که اگر همین امروز رژيم ايران سرنگون شود و اختیار مملکت بدست مردم بیفتد يک هفته بعد خبر میرسد که جناب رفسنجانی با فوامیل و اعوان و انصارش فلان جزیره را خریده اند و بخوبی و خوشی در آنجا روزگار را میگذرانند و به ریش ملت ایران میخندند. همیشه همین بوده.....




........................................................................................

Thursday, May 01, 2003

٭ زندانهای جمهوری اسلامي شگفت انگيزند. هرکس که پايش به آنجا باز ميشود در دادگاه از رفتار محترمانه و توام با مهرباني بازجويان و ياری بي دريغ مسئولين زندان نسبت به متهمين سخن ميگويد. شکنجه و بدرفتاری که اصلا" وجود ندارد. مگر شوخيست؟ نظام اسلامي است و اسلام يعني دين رافت ....
ولي نميدانم چگونه است که همين زندانيان عزيز بعد از آزادی اگر بتوانند از دست دژخيمان فرار کنند حرفهايشان عوض ميشود و از بدرفتاری بازجويان ميگويند و...شايد اشکال از بازجويان محترم جمهوری اسلاميست که توجيهات اسلامي را عمقي در وجود متهمان وارد نمينمايند.
ابراهيم نبوی مينويسد:..... امروزه روزی است که بهترين دوست من- سينا مطلبی- در بازداشت است. بازداشتگاهی غيرقانونی، غيرمسوول و غيرانسانی بازداشت او را عهده دار بوده است و مثل بيش از ۵۰-۴۰ نفر از هنرمندان و روشنفکران در طول دو سال گذشته به دليل پرونده ای واهی در حال تحمل زندان است. حداقل دو يا سه بار پای من هم به اين پرونده کشيده شد و برخوردهای خشن و غيرمنطقی بازجوی اصلی اين پرونده را ديدم و چون دوست نداشتم دچار مشکل شوم در مورد آن حرفی نزدم، چون من هم اگرچه يزدی نيستم، ولی مثل شما از دعوا کمی می ترسم. .... ادامه مطلب
يادم هست که آن روزها که ابراهيم نبوی را بازداشت کرده بودند و در دادگاه از بازجويان تشکر کرد و از نظام جمهوری اسلامي که با بازداشتش سبب شده که بيش از اين در دام اشتباه نغلطد قدرداني نمود برايم از روز روشن تر بود که چنين حرفهائي را بزور و اجبار نظام در دهانش گذاشته اند و اکنون که در خارج از کشور بسر ميبرد از بدرفتاری بازجويان مودب و مهربان سابق مينويسد:...می خواهند آدم را به لجن تبديل کنند. بيشتر از اين نمی توانم به لجن کشيده شوم. رذالت هم حدی دارد. بالاخره حداقلی از شرافت وجود دارد که از آن نمی توان عدول کرد و تازه، مگر ما چه کار کرده ايم؟ من نويسنده ادبيات و فرهنگ هستم، نه رهبر سياسی. چرا بايد هميشه در ترس و وحشت زندگی کنم؟...
و چنين ميگويد: ...از هرچه عکس عظيم و بزرگ است متنفرم. نمی دانم چرا فقط در سوريه و عراق و کره شمالي و ايران و کشورهايی مانند آن آدم عکس های عظيم می بيند. دلم می خواهد تمام اين ديوارهايی که عکس های کاسترو و صدام و کيم جونگ ايل روی آن نقاشی شده توسط تانک های آمريکايی ويران شود. فقط رويش نشد که علنا" از عکس خامنه ای و... هم نام ببرد هرچند که در جمله اول نام ايران هم آورده شده...
و در پايان مينويسد: آقای خاتمی! دنيای آينده آنقدر نزديک است که خوشبختانه هيچ کس از شر آن در امان نيست. فقط از شما خواهش می کنم حداقل بخاطر بدهکاری که به ماها ونسل جوان داريد کمی به برادران بازجو فشاربياوريد که تعداد بازجوها را بيشتر کنند تا دوستان ما زودتر از نکير و منکر بارگاه دادستانی محترم خلاص شوند و از اين عذاب اليم نجات پيدا کنند. ......که بياد جوک قديمي و معروفي که در مورد طبيعت و خلق و خوی قابل انعطاف ايرانيان ميگويند افتادم. همانکه در پايان از حاکم شهر تقاضا ميکنند تعداد کون کنهای دم دروازه شهر را زياد کنند تا مردم توی صف زياد معطل نشوند...
---------------
در سايت گويا مطلبي از وبلاگ رنگين کمان با عنوان " به کدامين گناه" منتشر شده است که اين مطلب به نقل از وبلاگ گلناز در آنجا آورده شده است. بد نبود که مسنولين سايت گويا لينک وبلاگ اصلي مطلب را بجای وبلاگ رنگين کمان منتشر ميکردند.



٭ اول ماه مه را گرامي ميداريم.
کارگران بهشهری را از ياد نبريم که در سالگرد روز جهاني کارگر برای احقاق حقوق از دست رفته خود با عوامل نظام جمهوری اسلامي درگير هستند و نظام ماهيت ضد خلقي خود را با ناديده گرفتن حقوق آنها وديگر اقشار ملت ايران بارها اثبات نموده است.
لينک موزيک گوشه صفحه Update شد. سرود اول ماه مه


........................................................................................

Home