[نت پد ايراني]


           
Java (J)  JavaScript (JS)  Cookies (C)  Active X (AX)



Wednesday, April 30, 2003

٭ آنها فرزندان خطاکار سرزمين ما هستند . اما به هر حال ، فرزندان سرزمين مايند.
عقيده و ايده ای که زيربنايش کچ و بر مبنای حکومت مذهب باشد هرچه رنگ و لعابش دهي باز هم به جائي نميرسد و فرجام لجبازی بر چنين آرماني همانا سازش با صدام و بهای بقايش سازش با آمريکاست.



٭ يک بهار دل ،به هزار بهار طبيعت مي ارزد.
يک پاييز دل ، غم هزار پاييز طبيعت را در درون خود دارد.
"فردا شکل امروز نيست"



٭ ........اين رسم ماست كه كسي را تا اوج بفرستيم و پس از آنكه كارمان با او تمام شد و همه انديشه هاي خود را به او وصله كرديم با كله به زمينش بكوبيم. در اين راه از چهل تكه بافي نيز ابايي نداريم. ......................حق داريد... انگ برانداز به امثال سينا مطلبي بسيار ابلهانه، كودكانه، مسخره و خنده آور است. به قول همه دوستانش او موجودي دوست داشتني، آرام و سر به زير است. پس از بازداشت تا كنون نيز نهايت همكاري با بازجويان خود داشته است. قسمتي از اتهامات خود را پذيرا شده، براي قسمتي ديگر نيز دفاعياتي در نظر دارد. و همانگونه كه به او گفته شده در مورد مسايل دادگاه خود نيز سكوت اختيار كرده است. يعني دقيقا همانند كودكي سر به زير! همسرش نيز همچنين. حال برخي كه دوست دارند اين بچه سر به زير را به دردسر بيندازند اكنون كه موضوع از آن شدت و حرارت اول خود خارج مي شود با طرح رابطه سعيد امامي و سينا مطلبي مي خواهند هيزم تازه اي بر زير اين ديگ بگذارند. واي به آن روزي كه همين هيزم گذاردن باعث شود شخص حقيقي سينا مطلبي با رد همه اتهامات اضافه شده از سوي دوستان نادان به شخصيت حقوقيش دست از همه عقايد خود بردارد و براي نجات از سقوط به درون چاهي كه برايش كنده شده و به عهده نگرفتن عقايد وصله شده به او، امضاي خود را زير قرارداد صلح بنگارد و صفحه ديگري به صفحات پرونده تواب سازي بيفزايد و بدينسان انديشه والاي آزادي بيان نيز زير سوال رود......ادامه مطلب


........................................................................................

Tuesday, April 29, 2003

٭ حديث کرد ما را علي بن موسي بن متوکل ، گفت که حديث کرد ما را احمد ابن ادريس بن جمهور، گفت که حديث کرد ما را پدرم از محمد ابن حسين بن ابي الخطاب از پدرش و از پدرانش..... که شبي هرمز هيبد ، در خفا به خانه سلمان عرب که از پارسيان تازه مسلمان بود فرود آمد. پس گفت: "ای سلمان ! مرا برگوی که کيش قديم چه کم داشت که دين تازه پذيرفتي؟" سلمان ، وی را پاسخ داد که هيچ ، الا جهنمي سخت سوزان ، زيرا بي هراس از چنان آتش خوفناکي هرگز هيچ بنده بندگي نکند. و خدای عز و وجل دانست که ثبات نخواهد يافت مگر به تهديد جاويد جهنمي هراس انگيز ....و آدمي را به خويش رها کردن و به نيک گفتاری و نيک کرداری خواندن و مکافاتي عظيم بر دوش گناهکاران و گمراهان ننهادن کاری ست سخت عبث، که اگر زمام آدمي بدو سپردی گامي ننهادی مگر به خطا. گفت : دانستم.... "قياس الاديان والمذاهب"
..........
اقتدار ، يکسره خاص خداست و عذاب خدا بسيار سخت است. (سوره بقره -165)


........................................................................................

Sunday, April 27, 2003

٭ به تفاوت شيوه دستگيری سينا مطلبي و محمد جواد طواف و عاقبت آن با در نظر گرفتن سبک نوشته های اين دو وبلاگنويس که فکر کني به هيچ کجا نميرسي...من که نرسيدم شما چطور؟
--------------
ضمنا" آن لينکي که در مطلب پايين دادم متاسفانه ديگر کار نميکند. اما با استفاده از Google cash شايد بشود بازيابي اش کرد. من سرعت اينترنتم پايين بود و نتوانستم ولي شايد شما بتوانيد.آدرسش اينجاست.
اگر بشود در فرمت پي دی اف يکجا ميگذارمش که بتوانيد براحتي دان لودش کنيد.
---------------
ببينيد از اينجا ميشود گرفت؟ حسابم در اينجا پر شده و اعتبارم منفي است. اما انگار سايت ارائه دهنده معرفت نشان داده و فايل را قبول کرده است. اگر پشيمان نشود و پاکش نکند ميشود فايل کتاب مقدمه ای بر اسلام شناسي نوشته علي ميرفطروس را از اينجا دانلود کنيد.



٭ يکي از دوستان لينک کتاب اسلام شناسي علي ميرفطروس را برايم فرستاده است. زماني در يکي از وبلاگها لينکش را ديده بودم و اکنون نام آن وبلاگ را فراموش کرده ام. اما يادم مانده است که نتيجه بررسي ميرفطروس در مورد دين اسلام چنين بود که آيين محمدی جز در جهت منافع سرمايه داران عرب و تخدير بردگان و ضعفا و وادار نمودنشان به قبول تقدير (جبر) و اطاعت محض از اربابان نبود.مبحث برده داری در اسلام بخش وسيعي از آن را تشکيل ميدهد که البته در اين زمان اگر کسي آن موارد را متذکر شود به توجيهاتي ازين دست که : اين آيات برای آن زمان خاص نازل شده و شان نزول و چنين چرندياتي دست ميزنند.در مورد برده داری تمام جوانب نفع صاحبان برده ها رعايت شده است:
سه کس اند که نمازشان پذيرفته نميشود و خدا کار نيکشان را به آسمان نميبرد. اول بنده فراری مگر آنکه به نزد صاحبش برگردد......(نهج الفصاحه)
و دراين راه تا آنجا پيش رفته است که حتي نماز نافله و رفتن به جنگ را بدون رضايت ارباب ممنوع نموده است. زيرا نماز نافله سبب ميگردد که برده شبها بيشتر از حد معمول بيدار بماند و مسلما" چنين برده ای که شب خوب نخوابيده باشد نميتواند فردای آن روز برای صاحبش جان بکند و سرمايه صاحبش را زياد کند. رفتن به جنگ هم ( حتي اگر جنگ برای منافع اسلام باشد) برای برده (بدون اجازه صاحبش ) مجاز نيست چون يکوقت ميرود شهيد ميشود و سر صاحب برده بي کلاه ميماند.
محمد به توده های مردم توصيه ميکرد که:
- از دنيا چشم بپوشيد تا خدا شما را دوست بدارد
- خدا معيشت و کار را تقسيم کرده و خوشبختي و بدبختي هرکس ، قبلا" تعيين شده است.
-ای فقيران ! اگر بدانيد که پيش خدا چه ها داريد ، دوست خواهيد داشت که فقرتان بيشتر شود.
-ای فقيران ، اگر بدانيد که ( در آن جهان ) برای شما چه ذخيره شده بر آنچه که نداريد غم نخواهيد خورد.
- به بهشت نگاه کردم و ديدم که بيشتر مردم آن فقيران هستند.
-فقر پيش خدا زينت است.
-صبر خوب است ، اما برای فقيران خوب تر است.
(نهج الفصاحه)

بدين ترتيب حضرت محمد هميشه به مردم محروم توصيه ميکرد در فکر حقوق بيشتر و امکانات رفاهي بيشتر نباشند.زيرا که بهترين مومنان کسي ست که قانع باشد. تبعيض نژادی نص صريح اسلام است.: " خدا بعضي را بر بعضي ديگر برتری داده تا عده ای (بوسيله ثروت) گروهي ديگر را به خدمت خود درآورند" و محمد در خطابه ها و آيات قرآن چنين مي نمود که اختلاف طبقاتي و حاکميت اشراف و ثروتمندان يک مشيت الهي است.البته خود حضرتش برای بدست آوردن ثروت با خديجه که پيرزني پولدارو مسن تر از خودش بوده است ازدواج ميکند و در توجيه اين عمل پيامبر چنين ميگويند که منافع اسلام ايجاب ميکرد که پيامبر با ازدواج با خديجه از ثروت او در راه بسط دين اسلام استفاده کند و باز هم فراموش نکنيم که همين حضرت قانع وقتي به قدرت ميرسد و ديگر پول برايش در درجه دوم اهميت (بعد از شهوت ) قرار ميگيرد عايشه را در 9 سالگي به عقد ازدواج خود درمي آورد. دختر 9 ساله ، 9 ساله است. چنين توجيه ميکنند که در عربستان بدليل گرمي هوا دخترها زودتر بالغ ميشوندو.... ببينم مگر برای ازدواج فقط بلوغ جسمي مد نظر است؟ پس تکليف بلوغ و رشد فکری چه ميشود؟ کدام دختر 9 ساله را ميشناسيد که از لحاظ فکری به حد بلوغ رسيده باشد و پذيرای عمل ازدواج باشد؟؟؟
در مورد تبعيض نژادی بين زنان و مردان که ديگر بهتر است سخني نگوييم . چون ناگفته مشخص است که در اسلام محمدی تا چه حد زن خوار و ذليل است . نظر قرآن ، حضرت محمد و علي عموما" در مورد زن منفي است.
ساير اديان نيز در همينطريق پيش رفته اند. علمای مذاهب يهودی و مسيحي نيز همواره چنين موعظه کرده اند که حکومت آسمانها از آن مسکينان است ، البته به اين شرط که حکومت دنيا را به دنياداران (و سرمايه داران) واگذارند. در اروپا و جوامع صنعتي نيز مردان خدا (اسقفها و پاپ) همواره در جهت پايدار ماندن وضع موجود (سرمايه داری و استثمار بردگان) گام نهاده اند و يکي از دلايل به حاشيه رانده شدن مذهب از سياست در دول متمدن همين رويه مرتجعانه مذاهب بود.
.............................
آنان که زير فشار کار و مشقات زندگي مسخ شده اند را ديده ايد ؟ فشار که از حد گذشت ديگر فکری جز آنکه مانند ماشين بدون تفکرکار کني و روزها را از پي هم بگذراني در سر باقي نمي ماند. بخصوص وقتي مسئوليت چندين نفر بر عهده ات باشد ودرآمد کفاف هزينه ها را ندهد.کار کردن اينگونه مانند غريزه حيواني ست که چارپای کوفته و مانده را بر آن ميدارد تا بي احساس خستگي خويش ، در رويائي با چشمان خيره گشته ، در حالي که تن خويش و سنگ های جاده را از ياد برده است ، آن قدر برود که سرانجام از پا درآيد.


٭ جوانان به فاجعه های قلبي که در پيرامونشان جريان دارد پي نميبرند: وقت ايستادن و ديدن ندارند: نوعي غريزه خودخواهي آگاهشان ميسازد که راست به راه خود ادامه دهند و سر برنگردانند.




٭ رابطه سقوط پياپی هواپيماها و امواج پارازيت درايران!
شنبه ۶ ارديبهشت ۱۳۸۲
از يکسال پيش که به دستور علی خامنه ای سپاه پاسداران موظف به توليد امواج پارازيت برای اخلال در فعاليت رسانه های برون مرزی شده است سه سانحه هوايی در ايران اتفاق افتاده است.
دلايل اين سوانح تا به امروز از مردم ايران پنهان نگهداشته شده است. اما اخيرا در کشمکش های ميان مجلس و سپاه پاسداران احتمال آن که سوانح هوايی توليد پارازيت و اختلال در سيستم ارتباطی هواپيما و مراکز کنترل زمينی باشد، مطرح شده است. يکی از نمايندگان ( موسوی خوئينی) در جلسه رسمی مجلس، از قول معاون وزير پست و تلگراف چنين می گويد: " معاون وزير پست و تلگراف هشدار داد که در برخی مواقع در اثر تداخل امواج بر روی سيستم ناوبری هواپيما تاثير گذاشته و خطرات فراوانی در پی دارد که نمونه های مشخصی از آن موجود است.".... دنباله مطلب ....
خسن آقا سايتي در رابطه با اين موضوع ايجاد نموده بود که مدتيست مطلب جديدی به آن اضافه نشده است. به نظر ميرسد دوباره بايد اين صفحه اينترنتي با همکاری دوستان و همفکران فعال شود. بايد به تمامي مضرات امواج پارازيت که دوستان در آن سايت برشمرده بودند اين مورد مهم را نيز اضافه نمود . بي دليل نبود که در جلسه ای که مسئولين نظام و نمايندگان مجلس برای بررسي اثرات سوء اين امواج تشکيل داده بودند سپاه پاسداران با اين توجيه آبکي که به مضر بودن اين امواج اعتقاد ندارد از شرکت در جلسه امتناع نمود.





........................................................................................

Friday, April 25, 2003

٭ بردگي توسط عهد عتيق و عهد جديد (تورات و انجيل) برسميت شناخته شده و از نظر قدرت الهي محكوم نيست.

در اسلام چطور؟
راستي اگر كسي از دوستان آدرس اينترنتي اسلام شناسي علي ميرفطروس را دارد برايم بفرستد. لينكش را گم كردم


٭ گفت شيخا بيت خوب آورده اي ليك سوراخ دعا گم كرده اي
نامه سرگشاده جمعي از وبلاگنويسان به خاتمي را كه خواندم بي اختيار به ياد اين بيت افتادم . البته نفس عمل پسنديده و هدف آن بسيار متعاليست اما صد حيف كه خطاب به خاتمي ست. همان شخصيتي كه در طي اين چند ساله بر همگان ثابت نموده شخصيتي مكار و مزور و در خدمت شب پرستان است. يا حداكثر كه بخواهيم خيلي خوشبينانه برخورد كنيم شخصيتي مفعول و بي اراده كه ناخواسته در خدمت مافياي قدرت قرار گرفته است. نامه سرگشاده به خاتمي بدينمعنيست كه وبلاگنويسان هنوز به ايشان اعتماد دارند و از ايشان كمك ميخواهند كه چنين تفسيري كمي ساده لوحانه به نظر ميرسد. بهتر بود اين نامه بصورت بيانيه اي خطاب به ملت ايران و جهت هشدار به نظام ديكتاتوري امضا ميشد.
دوستان خوبمان در نامه چنين درخواست كرده اند كه: ما نويسندگان وبلاگ‌های فارسی و كاربران ايرانی اينترنت ضمن محكوم كردن بازداشت سينا مطلبی نويسنده وبلاگ «وبگرد»، خواستار آزادی سريع او هستيم، و از شما به عنوان مسئول اجرای قانون اساسی می‌خواهيم طبق سوگندی كه خورده‌ايد از آزادی‌های جوانان ايرانی، خصوصا كاربران اينترنت، حمايت كنيد.
آنهم از شخصيت شخيصي همچون خاتمي كه در طي دوران رياستش بيشترين تخلفات قانون اساسي صورت گرفته و ايشان هم يا بروي مبارك نياورده اند يا با مظلوم نمايي چنين وانمود كرده اند كه كاري از دستشان برنمي آيد.سوراخ دعا را گم كرده ايم....



........................................................................................

Wednesday, April 23, 2003

........................................................................................

Sunday, April 20, 2003

٭ آن دوستاني که هنوز اميد به اصلاح و اصلاحات در ايران دارند اين مطلب را هم بخوانند. البته جنايات جمهوری اسلامي بيشمار است و آنکه نخواهد حقيقت را قبول کند ميتواند بسادگي صحت اين گونه مطالب را نيز انکار کند و با انکار حقايق صورت مسئله را پاک کند:
دانسته هاي يک پزشک از شکنجه در زندان هاي ايران(رسول شريفي)


........................................................................................

Saturday, April 19, 2003

٭ انگار اين مسئله غارت بعد از شلوغ شدن اوضاع و حوادثي همچون سرنگوني نظام يک مملکت همگانيست و ربطي به فرهنگ و تمدن و غيره ندارد. آن وقتها که در جريان قيام 57 بعضي از اوباش ( همانها که بعدا" در عدد نيروهای وفادار به نظام درآمدند و کثيف کاريها را بر عهده گرفتند) در جريان حمله به بانکها ، سينماها و مشروب فروشيها کيسه ای دوخته بودند فکر ميکردم که تنها در کشورهای جهان سوم است که اين اتفاقها مي افند. بعدها در جريان شلوغ شدن لس آنجلس و قيام سياهان و همچنين در جريان قطع 30 دقيقه ای برق در آمريکا ديديم که در آنجا هم وضع از همين قرار است. بغداد هم از اين مسئله مستثني نبود.هرچند که چنين حوادثي در قبال شيريني براندازی حکومتي غاصب زياد بحساب آورده نميشود.
بياد شاملو:
.... تو قلب شب که بدگله ، آتيش بازی چه خوشگله
آتيش ، آتيش چه خوبه ، حالام تنگ غروبه ، چيزی به شب نمونده ، به سوز و تب نمونده ، به جستن و واجستن ، تو حوض نقره جستن
الان غلاما وايستادن ، که مشعلا رو بردارن ، بزنن به جون شب ، ظلمتو داغونش کنن، عمو زنجير بافو پالون بزنن ، وارد ميدونش کنن
بجای اينکه شنگولش کنن ، سکه يه پولش کنن
دست همو بچسبن ، دور يارو بچرخن ، حمومک مورچه داره بشين وپاشو در بيارن ، قفل و صندوقچه داره بشين و پاشو در بيارن.....

-----
وقتي عده ای جمع ميشوند فکر کردن از يادشان ميرود.
===========
روباه گفت هيچ چيز را تا اهلی نکنند نميتوان شناخت. آدمها ديگر وقت شناختن هيچ چيز راندارند.آنها چيزهايي ساخته و پرداخته از دکان مي خرند، اما چون کاسبی نيست که دوست بفروشد آدمها بي دوست و آشنا مانده اند. تو اگر دوست مي خواهی مرا اهلي کن!»



........................................................................................

Thursday, April 17, 2003

٭ ماستها همه کيسه شده اند. سران حکومت به وضوح مرعوب شده اند. حکومت جمهوری اسلامي بعد از چند معلق و وارو ، و تغيير صد و هشتاد درجه ای سياست خارجي اکنون در وضعيت سکرات بسر ميبرد. از يکطرف هاشمي رفسنجائي دم از ايجاد رابطه با آمريکا ميزند و فرمايش ميکند که تابحال هم بخاطر عدم رابطه با آمريکا کلي متضرر شده ايم و از رهبر ميخواهد که خود در اين امر خطير و حياتي پيشقدم شود و پيشنهاد رفراندوم ميدهد. ديگری اعلام ميکند که موضع ملت مشخص است و اصلا" نيازی به رفراندوم در اين مورد نيست. از سوی ديگر مصاحبه نامبرده کلا" تکذيب ميشود و اعلام ميشود که اين بيانات خطير اکبر شاه در زمان های گذشته ايراد شده است و ........
همان حقه هميشگي نظام که با يک اعلام و تکذيب متعاقب آن (که مطابق معمول سنواتي، تکذيب های دير هنگام ، از سوی افکار عمومي بي ارزش تلقي ميشود) به ارزيابي افکار عمومي دست ميزند تا جام زهر کذائي را به شربتی قابل تحمل تبديل کند. انگار نه انگار که جناب رهبر هرگونه بحث و پيشنهاد در مورد رابطه با آمريکا را (حتي در مجلس )ممنوع اعلام نموده و متخلفين را به قوه قضائيه ولائي اش حواله داده بود. انگار نه انگار که همين چند وقت پيش چند نفر را بخاطر نظرخواهي در مورد رابطه با آمريکا و اعلام نتايج آن دراز کردند و سر آخر کار به اتهام جاسوسي و غيره رسيد. البته زياد هم عجيب نيست ، چون عبور از خطوط قرمز اعلامي از سوی رهبر، تنها توسط شخصيتي همچون رفسنجاني امکان پذير است و لاغير....و فقط اکبر شاه است که ميتواند بدون تحمل هزينه هر چه دلش خواست بگويد و بس....
ملا جماعت به اين سادگيها حاضر نيست از خر مراد پايين بيايد. مايه روی آقايان بسيار زياد است و عميقا" معتقدند که حرف باد هواست . امروز يک چيز ميگويند و فردا براحتي حرفشان را عوض ميکنند. عاليجنابان برای بقای خود و حکومت ننگينشان از زير پاگذاشتن شعار اصلي انقلابشان (مرگ بر آمريکا) هم رويگردان نيستند (تساهل و تسامح و توجيه به درد همين جاها ميخورد ديگر، تازه آقايان از کل دين اسلام قسمت مصلحت ، دروغ مصلحتي ، تقيه و کلاه های شرعي ديگر را کاملا" فوت آب هستند) و همانطور که ديديد جناب رهبر هم به وضوح با اعلام موضع حکومت ج .ا. مبني بر خوشحالي از سرنگوني صدام (همان برادر ديني سابق و صدام حسين کافر سابق تر)و رژيم ديکتاتوری حاکم بر عراق ( همان کشور دوست و برادر سابق و رژيم متجاوز بعثي سابق تر)) در حال چشمک و اشاره و چراغ دادن به آمريکاست. غافل از آنکه ديگر کار از اين حرفها گذشته است و بعد از اين ، فقط آمريکای برنده جنگ است که قواعد بازی را معين ميکند...و فقط بايد گفت وای بر شکست خوردگان..وای بر شکست خوردگان....



........................................................................................

Thursday, April 10, 2003

٭ بغداد سقوط کرد.-انبوهی از شهروندان عراقی که دور يک مجسمه غول پيکر صدام حسين جمع شده بودند تا آن را تخريب کرده پايين بکشند موفق شده اند با کمک يک تانک آمريکايی اين مجسمه را پايين بيندازند. اخبار ماهواره ای بي بي سي و فاکس نيوز صحنه پايين کشيدن مجسمه صدام ، و رقص و شادی گروهي از مردم را نشان ميدهد. مردمي که هنوز از فاجعه بيخبرند و تنها بخاطر سقوط يک ديکتاتور شادی ميکنند ...اين بايد آيينه عبرتي باشد برای حکام ايران و برای ما مردم..


........................................................................................

Wednesday, April 09, 2003

٭ خسن آقا در وبلاگش به تحليلي در مورد سياستهای آمريکا در مورد خاورميانه و کشورهای منطقه (افغانستان و کويت و عراق و ترکيه و پاکستان و جمهوريهای شوروی سابق) پرداخته است که جالب و خواندنيست.
بد نبود اگربه ماجرای کمک های آشکارو پنهان ابرقدرتها به پيروزی انقلاب اسلامی در ايران و متعاقب آن به ذلت کشيدن ملتي سربلند در نتيجه گندکاری ميراث خواران انقلاب هم اشاره ای ميشد. چون همان سياستی که در مورد عراق پياده شد بنوعی ديگر در ايران هم پياده شده است ،تا حديکه متاسفانه امروزه اکثريت عظيمی در کشور راضی به پهن کردن فرش قرمز برای آمريکا شده اند فقط برای اينکه از شر اين حکومت ضد مردمی خلاص شوند.آنچه در اين 24 سال توسط روحانيون در ايران پياده شد از عهده هيچ حکومت لائيک و حتي کمونيست هم بر نمي آمد. الحق که آقايان و عاليجنابان جمهوری اسلامي با اعمال و کردارشان در مذهب زدائي و بيرنگ نمودن دين اسلام سهم بسزائي ايفا نموده اند.


٭ روزگار غريبي ست ، چقدر مفسر سياسي و کارشناس جنگ در ايران داشتيم و خبر نداشتيم. همه هم خدارا شکر علامه دهر هستند و هرشب چند نفرشان در صدا و سيمای لاريجاني به تخليلهای آبکي تخمکي در مورد جنگ عراق ميپردازند. مضحک تر از همه اينکه مجری محترم برنامه ها هم به عوض سوال کردن پيشاپيش جواب را در دهان آقايان ميگذارد که يکوقت خدای نکرده خرابکاری نکنند(همان نخ کذائي معروف).
فقط تعجبم از اينجاست که با وجود اينهمه کارشناس زبده چطور بعد از 8 سال جنگ تاکتيکي (به تاکتيک اسلامي) ناچار به نوشيدن زهر شديم و دست از پا درازتر حالا داريم مدح صدام را ميگوييم و از مقاومت قهرمانانه نيروهای عراقي در رسانه هايمان دم ميزنيم. 8 سال تمام زر مفت زديم که: کربلا کربلا ، ما داريم مي آييم...و آخرش هم به کربلا نرسيديم. ولي آمريکای امپرياليست جهانخوار نامسلمان يک هفته ای کربلا که هيچ ، اکثر شهرهای مهم عراق را قبضه کرد. هنوز هم که هنوز است چرنديات خميني کبير را قرقره ميکنيم که : آمريکا هيچ غلطي نميتواند بکند. ... کاملا" هم درست است. آمريکا هيچ غلطي نميتواند بکند الا کاری که بنظر خودش درست است و به جز آنکه همان کاريکه که ما طي ساليان دراز و بعد ازآنهمه شهيد و جانباز و ...از عهده اش برنيامديم دارد در مدتي کوتاه انجام ميدهد. اين رجاله ها از اينکه مورد تمسخر قرار بگيرند هم ابائي ندارند.مايه رويشان زياد است.



........................................................................................

Monday, April 07, 2003

٭ ديشب سريال مسخره خوش رکاب لطفي داشت بخصوص وقتي زيرنويس اخبار جهت دار صدا و سيما در مورد جنگ عراق و طرفداريهايشان از صدام را با موضوع متضاد فيلم مقايسه ميکرديد.امشب هم تشييع جنازه فلان جانباز شهيد را نشان ميداد البته بعد از اخبار تلويزيون عراق (که عينا" بعد از ترجمه در تلويزيون لاريجاني پخش ميشود)اين رجاله ها
هنوز تکليفشان را با خودشان هم روشن نکرده اند. يکي به نعل و يکي به ميخ ميزنندبه اين اميد که بعد از عراق بازهم اجازه ماندن بگيرند.
************
کسي از جريان حاموشي برق چند شب پيش خبر تازه ای ندارد؟ شايعات داغي منتشر شده که البته فقط در حد شايعه است ..
***********
سيد حسن حميني که فعلا" از سياست منع شده و به معاملات تجاری دلخوشش کرده اند. اين يکي (زهرا اشراقي) هم انگار به فکر تطهير خود افتاده که از يکطرف مصاحبه ميکند و از طرف ديگر تکذيب ميکند(همان شيوه ای که بارها استفاده شده و از آن بهره برداری کرده اند ، چون مردم قبول ميکنند که مصاحبه حقيقي تر از تکذيب اجباری بعدش است). شايد به اين اميد که در نظام بعدی تف و لعنتش نکنند.نشانه خوبی ست. هميشه وقتي خطر نزديک ميشود اين گونه فرصت طلبها نشانه ها را بروز ميدهند.


........................................................................................

Thursday, April 03, 2003

٭ نرود ميخ آهنين در سنگ...
اين آقايان قصد كرده اند خودشان و كشور ايران را با هم به تباهي بكشند و اين حرفها فايده اي ندارد: پيش از آنكه دير شود جام زهر را بنوشيد
به گفته مسئولان آمريكايي، ايران، سال 2003 بيش از عراق به امكانات بالقوهء دست يابي به سلاح هاي هسته اي و سلاح هاي دوربرد نزديك است؛ ايران ايدئولوژي خشونت صادر مي كند و عراق چنين نمي كرد؛ ايران از گروههاي خشونت طلب در خارج از كشور حمايت مي كند و عراق نمي كرد؛ ايران پرونده سياسي در ترور شهروندانش در اروپا دارد و عراق ندارد. ايران مسئول حمله به مقر تفنگداران آمريكايي در بيروت و حمله به پايگاه امريكا در عربستان تلقي مي شود و عراق به اين امور متهم نبود.......ادامه مطلب

يادداشت‌هاي نيويورکي مجيد محمدي




........................................................................................

Tuesday, April 01, 2003

٭ كابوس : عراق يك هفته بعد يا يك ماه بعد يا چند ماه بعد سقوط ميكند. آمريكا بعد از فتح عراق در آن مستقر ميشود و بعد نوبت ايران است. براي ايران احتياجي به پياده كردن نيرو نيست.بهانه گيري در مورد فعاليتهاي هسته اي ايران و پيش كشيدن موضوع حمايت عاليجنابان از تروريسم و پرتاب چند تائي موشك به نقاط حساس تهران - تبليغات شديد در تلويزيونهاي ماهواره اي - شايعاتي مبني بر پياده شدن نيرو هاي آمريكائي در چند شهر مرزي و بندري- و البته راه انداختن دستجات شعبان بي مخي و...همزمان فرار گسترده مسئولان نظام از ايران و برپايي قيامي نيمه جعلي با سواستفاده از تنفر ملت ايران نسبت به حاكمان- متعاقب آن استقرار يك جمهوري در ظاهر دمكرات و مستقل ولي در باطن وابسته به آمريكا و كاملن ضد مردمي....ميشود كه اين كابوس حقيقت نداشته باشد؟ يا سرنوشت تنها همين راه را در برابر حماقت سران ايران در پيش پايمان گذاشته است؟

------------------
جواب به نيما راشدان در وبلاگ خسن آقا



........................................................................................

Home